ستار هاشمی، وزیر ارتباطات: ادامه روند فیلترینگ به مصلحت نیست
ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، گفت آمار نشان میدهد که ادامه روند فیلترینگ به مصلحت نیست و چالشهای جدیدی برای کشور ایجاد کرده است.او افزود ما این موضوع را با جدیت دنبال میکنیم چرا که وعده پزشکیان و دولت بوده و موضع رسمی دولت به حساب میآید.
وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت)، در اطلاعیهای اعلام کرد معدن «معدنجو» در طبس بعد از حادثه انفجار و کشته شدن دهها معدنچی تعطیل است و مجددا راهاندازی نشده. بر اساس این اطلاعیه، گزارش کارشناسی علت این حادثه تهیه و به مراجع ذیربط ارائه شده و موضوع در قوه قضاییه در حال پیگیری است.
اول مهر ۱۴۰۳ و یک روز پس از انفجار معدن معدنجوی طبس، قاسم خرمی، رییس مرکز رسانه و ارتباطات وزارت صمت خبر داد که «به دستور وزیر صنعت، معدن و تجارت فعالیت معدن معدنجو متوقف شده» است.
در این انفجار بیش از ۵۰ نفر از کارگران این معدن کشته شدند. یک ماه پس از این حادثه و در اول آبان ۱۴۰۳، مجلس شورای اسلامی در گزارشی اعلام کرد تجمع تدریجی گاز به دلیل تهویه ناکافی و نبود زهکشی مناسب، از دلایل اصلی انفجار معدن معدنجو بوده است.
بر اساس گزارش مجلس، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت)، سازمان نظام مهندسی معدن، دارنده مجوز یا پروانه بهرهبرداری از معدن، کارفرما، مسئول ایمنی و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، متهم به تخلف، سوء مدیریت و عدم اجرای وظایف قانونی محوله در این حادثه به شمار میروند.
در این گزارش آمده است وظیفه نظارت بر معادن بر عهده دفتر مسوول بازرسی و ایمنی بر معادن بوده که در دولت ابراهیم رئیسی منحل و به معاونت بهرهبرداری سپرده شده است.
گزارش مجلس تاکید کرده است اگر آموزشهای لازم و کاملی به کارگران، کارفرما و بازرسان داده شده بود، احتمالا میشد از افزایش تلفات انسانی جلوگیری کرد.
در ادامه تایید شده است که کارگران پیش از وقوع حادثه انتشار بوی گاز را خبر داده بودند و در صورت توجه به این هشدارها و توقف فعالیت معدن، احتمال جلوگیری از وقوع حادثه بیشتر میبود اما این هشدارها مورد توجه قرار نگرفت و درباره آن اطلاعرسانی نشد.
در زمان بروز این فاجعه، کارگران نجات یافته از انفجار معدن گفتند یک هفته قبل از انفجار، استادکار از پیمانکار خواسته بود تا به دلیل وجود گاز، نیروها را داخل نفرستند اما پیمانکار نیروها را تهدید به اخراج کرده و کارگران مجبور شده بودند داخل بروند.
با گذشت حدود دوماه از روی کار آمدن دولت پزشکیان روزنامهنگاران و خبرنگاران بر خلاف وعده دولت همچنان تحت فشار و برخوردهای امنیتی هستند.
در حالی که دولت چهاردهم بارها خبر داده پیگیری پروندههای روزنامهنگاران را متوقف کرده و شکایات مطرح شده علیه آنها را پس گرفته است، روایاتی که روزنامهنگاران ارائه میدهند خلاف ادعای این دولت است.
در این گزارش شماری از این روایتها ارائه شده است.
استرس روزانه
ح. که پیش از این روزنامهنگار بوده، بیش از چهار سال است دیگر در هیچ رسانهای فعالیت نمیکند.
او که اکنون برای امرار معاش آشپزی میکند، میگوید بازجویش همچنان با او تماس میگیرد و درباره همه جزییات زندگیاش باید به او پاسخ دهد.
ح. میگوید وقتی تلفنش زنگ میخورد و شماره روی آن نمیافتد، ناخودآگاه استرس میگیرم: «بار آخر که بازجو تماس گرفت با صدای برافروخته گفت این عکس بیحجاب با دامن را برای چی منتشر کردی؟ چرا کلمه رژیم صهیونیستی را در پستت به اسرائیل تغییر دادی؟ این پست را حذف کن و متنی را که برایت میفرستم بازنشر کن!»
به گفته ح.، وقتی او حاضر به انتشار پست مورد نظر نشده، یک هفته بعد به دادسرای مقدس احضار و صفحه اینستاگرامش مسدود شده است.
ایراناینترنشنال روز ۱۹ مهر در گزارشی خبر داد شماری از روزنامهنگاران و فعالان مدنی و سیاسی در ماههای گذشته و پس از قطع سیمکارتهای خود با دریافت ابلاغیههایی به نهادهای امنیتی و واحدهای دادسرا احضار و بازجویی شدهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، برخی از این افراد با دستور ماموران امنیتی و بازپرسهای دادسراها به خصوص در دادسرای اوین، ناچار به حذف پستهای خود و انتشار مطالبی بر خلاف عقایدشان در شبکههای اجتماعی شدند.
رفتن و دور شدن
الف. روزنامهنگاری که به یکی از شهرهای شمال کشور نقل مکان کرده نیز تجربهای مشابه ح. دارد: «وقتی بازجو تماس گرفت، گفت بیا پایین. شوکه از پنجره بیرون را نگاه کردم و دیدم کنار ماشینی ایستاده است. همه حرف بازجو این بود که باید تمام ارتباطاتم را با همکاران قدیمی -چه در داخل و چه در خارج از ایران- قطع کنم تا دست از سرم بردارد.»
او تاکید میکند که هدف تهدید بازجو قرار گرفته است: «من را تهدید کرد و گفت فکر کردید دولت عوض شده قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ این ماییم که تصمیم میگیریم چه کسی نفس بکشد و چهطور نفس بکشد.»
همراهی مدیران مسئول و بازجویان
ش. با تمام محدودیتها همچنان در یکی از رسانههای داخلی مجبور به کار است.
او میگوید که مدیر مسئول روزنامه بعد از بازداشت اولش به او گفته است اگر میخواهد کارش را از دست ندهد، باید آن چیزی که از او خواسته میشود انجام بدهد.
این روزنامهنگار میگوید که مدیر مسئول به او گفته قرار نیست به خاطرش روزنامه تعطیل شود.
ش. درباره تماس بازجو هم میگوید: «بازجو در تماسی به من گفت اگر متنهایی را که برایم ارسال میشود در شبکههای اجتماعی منتشر کنم، میتوانم مطالب انتقادی هم منتشر کنم. او گفت که البته خط قرمز، رهبری است.
به گفته الف. که در یکی از رسانهها به شکل آزاد کار میکند و در تپسی هم مشغول کار است، مدیر مسئول یک رسانه پس از این که او بارها از سوی اطلاعات سپاه تهران احضار شده، حکم «قطع همکاری» برایش صادر کرده است.
او میگوید: «در حال حاضر با تعهد کتبیای که دادهام، امکان همکاری برایم فراهم شده است.»
الف میگوید که عملا هیچ فعالیتی در شبکههای اجتماعی ندارد چون بر اساس تعهدی که داده است، در صورت احضار یا بازداشت، همین کار را هم از دست خواهد داد.
نه دولت حامی است نه حمایت صنفی داریم
م. در یکی از رسانههای محلی کار میکند. او میگوید شرایط در رسانههای محلی بسیار بد است و عموما حقوق ماهانه را با تاخیر پرداخت میکنند.
به گفته این روزنامهنگار، اعتراضها به این وضعیت با توجه به این که ارگان و حمایت صنفی نیز وجود ندارد، بینتیجه مانده است.
م. میگوید: «دولت پزشکیان هزار و یک وعده داد اما حالا عملا در بر همان پاشنه میچرخد. ما روزنامهنگاران مشکلات و واقعیات جامعه را منتشر میکنیم ولی وقتی نوبت به خودمان میرسد هیچکس نیست که بتواند به دادمان برسد.»
ط. هم به عنوان یک خبرنگار دیگر، با انتقاد از نبود سندیکا برای حمایت از روزنامهنگاران میگوید: «انجمن صنفی فقط محلی است برای خوش و بش و دیدار، آن هم نه برای همه که گزینشی است. حتی دوستان خود ما بعد از بازداشت، روابطشان را کم کردهاند.»
سانسور لحظهای
ع. بیش از یک دهه است مشغول به کار در رسانهها و مطبوعات است. او میگوید وقتی از دانشگاه فارغ التحصیل شده، تصور میکرده است قرار است مثل خبرنگاران نیویورک تایمز و گاردین کار کند اما: «زهی خیال باطل ...»
ع. میگوید مطالبش بارها از سوی دبیر، سردبیر و مدیر مسئول سانسور شده است.
او تاکید میکند: «ممکن است امروز گزارشی بنویسم که اجازه انتشار داشته باشد اما همان گزارش یک ساعت بعد اجازه نشر نداشته باشد.»
ک. هم تجربه تلخی از سانسور لحظهای دارد.
این روزنامهنگار میگوید: «بحث غربالگری و سقط جنین بود و گزارشم سه بار سانسور شد. بار آخر تلفنم زنگ خورد و فردی پشت خط گفت حواست را جمع کن! قرار نیست من با تو راه بیایم. تو قرار است با ما هماهنگ باشی.»
تجارب روزنامهنگاران در ایران عموما شبیه هم است: کار زیر تیغ سانسور، تهدید و بازداشت.
تغییر دولت در جمهوری اسلامی در طول این چهار دهه موجب تغییرات شگرف در عرصه روزنامهنگاری نشده است. این روزنامهنگاران هستند که تلاش میکنند با همه محدودیتها، راه سخت اطلاعرسانی را ادامه دهند.
همزمان با ابهام در مورد نحوه حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی، ارتش اسرائیل تصمیم به انتشار عکسی از حمله پهپادی به خانه بنیامین نتانیاهو گرفته است. عکسهای منتشر شده نشان میدهد شیشههای بخشی از خانه نتانیاهو در اثر این حمله آسیب دیده است.
اکنون این سوال مطرح میشود چرا اسرائیل که در چند روز گذشته این عکسها را در اختیار داشته، اکنون تصمیم به انتشار آنها گرفته است؟ این اقدام ممکن است پیامدهایی برای حزبالله و جمهوری اسلامی داشته باشد و به نوعی نشان دهد که اسرائیل ممکن است بخواهد بگوید حق تلافیجویی دارد.
سوال اصلی این است که آیا اسرائیل قصد دارد همان بلایی را که با کشتن نصرالله و هنیه بر سر حماس و حزبالله آورد، بر سر جمهوری اسلامی و مقامات ارشد آن بیاورد؟ دیوید بارنیا، رئیس موساد، پیشتر گفته بود اسرائیل باید به سراغ مقامات جمهوری اسلامی برود.
اینکه آیا اسرائیل قصد دارد مقامات ارشد جمهوری اسلامی را هدف قرار دهد یا نه؛ به دو موضوع اراده و توان اسرائیل بستگی دارد. نخست اینکه، آیا میتواند این کار را انجام دهد؟ و دومی اینکه، آیا میخواهد این کار را انجام دهد؟
از طرف دیگر، جمهوری اسلامی نیز با همین دو موضوع و وضعیت یعنی اراده کشتن مقامات اسرائیلی و توانایی انجام آن روبهرو است. جمهوری اسلامی در سالهای گذشته تلاشهای متعددی برای ترور مقامات ارشد اسرائیل انجام داده، اما به دلیل کمبود توان اطلاعاتی و عملیاتی، نتوانسته موفق باشد.
از سوی دیگر، شواهد نشان میدهد که اسرائیل توانایی لازم برای هدف قرار دادن رهبران حماس و حزبالله و همچنین مقامات جمهوری اسلامی را دارد. نمونههای مشخصی از این توانایی شامل ترور محسن فخریزاده و حملات به تاسیسات هستهای ایران است.
سوال مهم این است که آیا اسرائیل اکنون میخواهد مقامات ارشد جمهوری اسلامی را هدف قرار دهد و هزینه و فایده این اقدام چیست؟ شواهد نشان میدهد زمانی که اسرائیل اراده کرده، توانسته است به هدفهایش برسد.
به عبارت دیگر، وضعیت دو طرف در مورد اراده و توانایی برعکس است. جمهوری اسلامی خواهان کشتن رهبران و فرماندهان اسرائیلی است، اما توان انجام این کار را ندارد. در عوض، اسرائیل توانایی لازم را دارد، و اکنون موضوع بر سر اراده و تمایل آن به اقدام است.
در تایید این موضوع؛ علی یونسی، وزیر پیشین اطلاعات جمهوری اسلامی، به نفوذ اطلاعاتی گسترده اسرائیل در ایران اشاره کرده و گفته که همه مقامات جمهوری اسلامی باید نگران جان خود باشند.
نکته دیگر اینکه جمهوری اسلامی که در ابتدا به حمله پهپادی به خانه نتانیاهو افتخار میکرد، اکنون با نگرانی از احتمال حملات تلافیجویانه اسرائیل از آن فاصله میگیرد.
این نگرانی به ویژه با اشاره برخی رسانهها به نقش سفارت جمهوری اسلامی در لبنان در حمله اخیر تشدید شده است. به همین دلیل، رسانههای حزبالله به سرعت اعلام کردند که این حمله به خانه نتانیاهو بهطور مستقل و از سوی حزب الله انجام شده است تا اتهامهای مربوط به دخالت جمهوری اسلامی را رد کنند.
در نهایت، مقامات جمهوری اسلامی میدانند که اسرائیل توانایی لازم برای هدف قرار دادن ساختار رهبری و شبکه فرماندهی حماس و حزبالله را داشته و ممکن است اگر اراده کند این الگو را در مورد آنها نیز تکرار کند. این واقعیت، آنها را به شدت نگران کرده است.
مراد ویسی در برنامه روزانهاش در ایران اینترنشنال، خبرهای مهمی را که در لابهلای اخبار دیده، همراه با نکات تحلیلی و سوابقی که هر خبر ممکن است داشته باشد، گردآوری میکند تا اگر کسی فرصت پیگیری اخبار را نداشته باشد، بتواند با دیدن این برنامه از مهمترین اخبار روز مطلع شود
این متن خلاصه مطالب مطرح شده در برنامه سیاست با مراد ویسی است که روزهای شنبه تا چهارشنبه اینجا به اشتراک گذاشته خواهد شد.
یازده تشکل و سازمان رسانهای در بیانیهای با اشاره به خطر اعدام علی مجدم، معین خنفری، محمدرضا مقدم و عدنان غبیشاوی، چهار زندانی سیاسی عرب ایرانی در زندان سپیدار اهواز، خواستار لغو فوری احکام اعدام صادرشده علیه این زندانیان شدند.
این بیانیه همچنین خواستار دسترسی این چهار زندانی به وکیل تعیینی، امکان ملاقات با خانواده و دادرسی منصفانه و علنی پرونده این شهروندان شد.
این تشکلها و سازمانهای رسانهای با اشاره به پرونده پرابهام و بدون دادرسی منصفانه این چهار زندانی، از سازمانهای حقوق بشری، نهادهای بینالمللی و مقامهای سازمان ملل خواستند با مداخله فوری مانع از اجرای «حکم فرا قانونی اعدام» علیه این چهار شهروند شوند و به لغو مجازات اعدام در ایران کمک کنند.
این بیانیه افزود جمهوری اسلامی در میانه درگیری نظامی با اسرائیل که میتواند ادامه حیات این حکومت را تهدید کند، اعدام را ابزار اثبات توانایی تداوم اعمال قوه قهریه و ایجاد وحشت و ترس عمومی قرار داده است.
سازمان حقوق بشر کارون، جمعیت حقوق بشر آذربایجان، فعالان حقوقبشر ترکمنصحرا، رسانه حقوقبشری حالوش، سازمان حقوق بشری کُردپا، جمعیت حقوق بشر کردستان-ژنو، رسانک، سازمان دفاع از جریان آزاد اطلاعات، کمپین فعالین بلوچ، سازمان حقوق بشری هانا و شیوار نیوز امضاکنندگان این بیانیه هستند.
روزنامه نیویورکتایمز روز سهشنبه اول آبان، گزارش داد که یک مقام ارشد سپاه پاسداران و سه مرد دیگر به ارتباط با حکومت جمهوری اسلامی و مشارکت در یک توطئه نافرجام برای ترور مسیح علینژاد، روزنامهنگار و فعال سیاسی ایرانی-آمریکایی متهم شدهاند.
بر اساس این گزارش دادستانهای فدرال در منهتن نیویورک کیفرخواست جدیدی را صادر کردهاند که در آن، این افراد متهم شدهاند که در تلاش بودهاند تا در سال ۲۰۲۲ مسیح علینژاد را در بروکلین ترور کنند.
به گزارش نیویورکتایمز، دولت آمریکا این توطئه را خنثی کرد. دادگاه فدرال پیش از این علیه اعضای یک سازمان تبهکار اروپای شرقی مرتبط با حکومت ایران به دلیل تلاش برای ترور مسیح علینژاد اعلام جرم کرده بود.
کیفرخواست جدید، برای اولین بار یک مقام عالی رتبه سپاه پاسداران را به دخالت در این توطئه متهم میکند.
در کیفرخواست، نام این مقام عالیرتبه سپاه، روحالله بازقندی عنوان شده است. او سرتیپ سپاه پاسداران است و وزارت خزانهداری ایالات متحده از او بهعنوان یک مقام ضد جاسوسی نام برده و او را تحریم کرده بود.
پیشتر ایراناینترنشنال، در ۲۸ مرداد ۱۴۰۱ در گزارشی اختصاصی خبر داده بود که روحالله بازقندی، معاون ضدجاسوسی و دو معان پیشین و فعلی عملیات ویژه اطلاعات سپاه پاسداران، در عملیاتهای ناموفق علیه اهداف اسرائیلی نقش داشتهاند.
یک عضو ارشد پیشین سپاه پاسداران درهمین زمینه به ایران اینترنشنال گفته بود که روحالله بازقندی، معاون ضدجاسوسی اطلاعات سپاه، واحد ۱۵۰۰، مسئول عملیات شکستخورده جمهوری اسلامی در استانبول برای ترور یوسف لوی سیفری، کنسول پیشین اسرائیل و سه زن توریست اسرائیلی بوده است.
روحالله بازقندی همچنین در فهرست تحریمهای ایالات متحده قرار دارد.
وزارت خزانهداری آمریکا، روز هشتم اردیبهشت ۱۴۰۲، اعلام کرد روحالله بازقندی از مقامات ارشد فعال در امور ضداطلاعاتی، در زندانی کردن اتباع خارجی دخیل بوده و در عملیات مختلف سازمان اطلاعات سپاه در سوریه و توطئههای سپاه پاسداران برای هدف قرار دادن روزنامهنگاران، شهروندان اسرائیلی و سایر مخالفان حکومت نقش داشته است.
مسیح علینژاد در بروکلین زندگی میکرد اما از زمان خنثی شدن طرح ترور او به جای دیگری در نیویورک نقل مکان کرده است.
او روز سهشنبه به نیویورکتایمز گفت: «رژیم ایران همیشه برای فرار از مجازات و پاسخگویی، از باندهای جنایتکار برای انجام کارهای کثیف خود در خارج از مرزهای ایران استفاده میکند.»
علینژاد افزود که اتهامات جدید نشاندهنده دخالت مستقیم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در چنین توطئههایی است.
او گفت: «بسیار مهم است که اکنون ما شواهدی داریم که نشان میدهد اعضای ارشد سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی در ایران نشستهاند و به مردی در نیویورک دستور دادهاند که یک شهروند آمریکایی را بکشد.»
علینژاد افزود: «اکنون مصممترم تا صدای مردم ایران، بهویژه زنان را که در واقع با همان قاتلان در کشورشان روبهرو هستند، به گوش همگان برسانم.»