تجلیل «همگامی برای جمهوری سکولار دمکرات» از تحریم ۶۰ درصدی انتخابات
ائتلاف سیاسی «همگامی برای جمهوری سکولار دمکرات» در ایران، چهارشنبه ۱۳ تیر در بیانیهای، تحریم گسترده انتخابات را نشاندهنده «افزایش قدرت مردم و هموار شدن مسیر تغییرات ساختاری» دانست.
این ائتلاف با اشاره به تحریم ۶۰ درصدی دور نخست انتخابات ریاستجمهوری نوشت: «این رویداد ظرفیت آن را دارد تا مسیر شروع مجدد اعتراضات سازمانیافته و تحرک جنبشهای اجتماعی را هموار کند. همچنین نه بزرگ مردم میتواند گویای توافق اجتماعی نانوشته بین بخشهای مختلف جامعه ایران باشد که راهکار نجات ایران، گشایشهای پایدار و راه حل موثر مشکلات، تغییر نهادهای پایهای قدرت است.»
همگامی برای جمهوری سکولار دمکرات تاکید کرده «تغییر کارگزاران» در جمهوری اسلامی توان و ظرفیت بهبود اوضاع را ندارد و در نتیجه نباید با شرکت در انتخابات «به روندهای رسمی مشروعیت داد».
دور نخست انتخابات نظام برای مشخص شدن جانشین ابراهیم رئیسی هشتم تیر برگزار شد و هیچ یک از نامزدهای مورد تایید شورای نگهبان نتوانستند حائز اکثریت آرا شوند. بنا بر اعلام وزارت کشور، بیش از ۶۰ درصد از شهروندان واجد شرایط در این انتخابات شرکت نکردند.
مسعود پزشکیان، نامزد مورد حمایت اصلاحطلبان با کسب بیش از ۱۰ میلیون و ۴۰۰ هزار رای و سعید جلیلی با کسب بیش از ۹ میلیون و ۴۰۰ هزار رای به دور دوم راه یافتند. این مرحله قرار است ۱۵ تیر برگزار شود.
همگامی برای جمهوری سکولار دمکرات در این بیانیه، انتخابات اخیر را شکستی بزرگ برای علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی و نهاد ولایت فقیه توصیف کرد و افزوده تحریم گسترده نشان داد حکومت ایران و رهبر آن «در پیشگاه ملت، فاقد مشروعیت و مقبولیت همگانی است».
این ائتلاف افزود: «اکنون پایگاه اجتماعی نهاد ولایت فقیه آنقدر کوچک شده است که حتی در نرخ مشارکت پایین نیز نمیتواند نیمی از آرا را در مرحله نخست انتخابات کسب کند.»
خامنهای پس از چهار روز سکوت، ۱۳ تیر به تحریم ۶۰ درصدی انتخابات از سوی مردم ایران واکنش نشان داد و ضمن اذعان به «کمتر از حد توقع بودن میزان مشارکت» گفت کسانی که انتخابات را تحریم کردند، «مخالف جمهوری اسلامی نیستند».
همگامی برای جمهوری سکولار دمکرات در ادامه بیانیه خود تاکید کرد تفاوت نامزدهای مورد تایید شورای نگهبان در انتخابات ریاستجمهوری به حدی نبوده که «پاسخگوی خواستهای ملت و حل مشکلات و مهار ابرچالشهای کشور» باشد و شهروندان را مجاب به مشارکت در رایگیری کند.
به گفته این ائتلاف، «بخشی از رایدهندگان نیز با هدف بهبود شرایط و کاهش مشکلات رای داده بودند و بین آنها و رایندادهها در اهداف و مطالبات کلان اشتراک وجود دارد».
شاهزاده رضا پهلوی هم ۱۳ تیر در پیامی ویدیویی تحریم گسترده دور نخست انتخابات ریاستجمهوری را ستود و از مردم ایران خواست از شرکت در دور دوم این انتخابات خودداری کنند.
او افزود: «نگذارید به نام شما و به پشتوانه رای شما جوانان و کودکانمان را به قتل برسانند، ثروت ملی را خرج تروریستها و جنایتکاران در غزه و لبنان و سوریه و عراق و یمن کنند و منطقه و دنیا را به جنگ و آشوب بکشانند.»
وکیل بشیر بیآزار، مدیر سابق دفتر موسیقی و سرود صدا و سیمای جمهوری اسلامی تایید کرد فرانسه او را به دلیل ارتباط با سپاه پاسداران و تلاش برای اِعمال نفوذ به نفع حکومت ایران اخراج کرده است و بیآزار پس از دیپورت از فرانسه، وارد ایران شد.
رشید لِمودا، وکیل بیآزار چهارشنبه ۱۳ تیر در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه گفت موکلش هیچگاه «تهدیدی برای نظم عمومی» در این کشور نبوده است.
رسانهها روز ۱۸ تیر از دستگیری این مدیر پیشین صدا و سیما در فرانسه خبر دادند و نوشتند بیآزار در بازداشت اداری به سر میبرد و مراحل رسمی برای بازگرداندن او به ایران با توجه به صدور حکم دیپورت آغاز شده است.
پیشتر و در ششم تیر، ایراناینترنشنال با استناد به اطلاعات و اسناد رسمی دولت فرانسه گزارش داد یکی از دلایل بازداشت بیآزار همکاری او با نیروی قدس سپاه پاسداران بوده است.
بنا بر اسناد وزارت کشور فرانسه، بیآزار «با واحد ۸۴۰ نیروی قدس سپاه پاسداران ارتباط دارد ... که ماموریت آن انجام عملیات مخفی و یا تروریستی در خارج از ایران است و بسیاری از کشورهای غربی آن را مسئول برنامهریزی، اجرا و فرماندهی عملیات ترور در خاکشان، بهویژه علیه ایرانیان اپوزیسیون میدانند».
ساعاتی پیش، محمدمهدی رحیمی، مدیر روابط عمومی دفتر ریاست جمهوری در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «بشیر بیآزار که به دلایل واهی و به طور غیرقانونی چند هفته قبل در فرانسه دستگیر و زندانی شده بود، آزاد شده و در مسیر بازگشت به میهن است.»
کاظم غریبآبادی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه خبر آزادی بیآزار را «مسرتبخش» توصیف کرد و آن را حاصل «تلاشهای دیپلماتیک، حقوقی و قضایی در حمایت از ایرانیانِ خارج از کشور» دانست.
ناصر کنعانی، سخنگوی وزرات امور خارجه جمهوری اسلامی هم از آزادی این مدیر پیشین صدا و سیما ابراز خرسندی کرد و آن را به «تلاشهای مستمر سیاسی و کنسولی» حکومت ایران نسبت داد.
بیآزار با ویزای بلندمدت خانوادگی و با ارجاع به اقامت همسرش در فرانسه، از سال ۲۰۲۲ میلادی در این کشور سکونت داشت.
هر چند مسئولان حکومت ایران در هفتههای اخیر کوشیدهاند بیآزار را یک شهروند عادی و چهرهای فرهنگی معرفی کنند، اما نماینده وزارت کشور فرانسه روز ۱۳ تیر اعلام کرد او «عامل نفوذ» جمهوری اسلامی بوده است.
این مقام فرانسوی بیآزار را «تحریککنندهای» خواند که «دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران را ترویج میکند و در اقدامی نگرانکنندهتر، مخالفان رژیم را آزار میدهد».
در همین رابطه، شبکه فرانس اینفو ۱۳ تیر گزارش داد بیآزار سال گذشته از خبرنگاران شاغل در رسانه مخالف حکومت ایران که مشغول انجام فعالیت حرفهای خود پس از حمله به کنسولگری جمهوی اسلامی در پاریس بودند، فیلمبرداری کرده است.
اشاره فرانس اینفو به تصویربرداری این مدیر پیشین صدا و سیما از خبرنگاران ایراناینترنشنال در فرانسه و در جران پوشش خبری خبرنگاران این رسانه است.
اسناد و اطلاعات وزارت کشور فرانسه که به ایراناینترنشنال رسیده، حاکی از آن است که بیآزار «فعالانه در فشار جمهوری اسلامی به رسانه اپوزیسیون، تلویزیون ایراناینترنشنال، شرکت داشته است.»
بر این اساس، بیآزار از دو خبرنگار ایراناینترنشنال که ۱۸ شهریور ۱۴۰۲، در حال تهیه گزارش از آتشسوزی در کنسولگری جمهوری اسلامی در پاریس بودند، فیلمبرداری کرده و یک روز بعد، این ویدئو را در شبکه اجتماعی اینستاگرام به اشتراک گذاشته است.
بر اساس این اسناد، بیآزار مطلع بوده که «همکاران تلویزیون ایراناینترنشنال از سوی تهران "تروریست" محسوب میشوند و بنابراین ممکن است هدف انتقامجویی [حکومت ایران] قرار گیرند».
رسانهها در شهریورماه سال گذشته از حمله به سفارت جمهوری اسلامی در پاریس خبر دادند که در متیجه آن، بخشی از در پشتی سفارت دچار آتشسوزی شد.
در سالهای گذشته و بهویژه پس از آغاز جنبش زن، زندگی، آزادی، جمهوری اسلامی کوشیده است شبکه ایراناینترنشنال و کارکنان آن را به شیوههای مختلف هدف قرار دهد.
اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات دولت ابراهیم رئیسی، در آبانماه ۱۴۰۱ گفت تهران ایراناینترنشنال را به عنوان سازمانی تروریستی میشناسد.
گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نشان میدهد میانگین بارش در ایران تنها یکسوم میانگین جهانی و نرخ تبخیر آب هم سه برابر میانگین جهانی است و بحران کمآبی در ایران که در سالهای اخیر به یکی از چالشهای اصلی کشور تبدیل شده، در زمستان ۱۴۰۲ نیز همچنان ادامه داشته است.
بحران کمآبی
سهشنبه ۱۲ تیر روزنامه دنیای اقتصاد نوشت گزارش مرکز پژوهشها تصویری نگرانکننده از وضعیت منابع آبی کشور ارائه میدهد که نشاندهنده لزوم اتخاذ تدابیر جدی و فوری برای مدیریت این بحران است.
آمار میزان بارندگی و خشکسالی نشان میدهد بحران آب در ایران به یک معضل بزرگ برای امنیت ملی تبدیل شده و به تجدیدنظر فوری در سیاستگذاری آب و تقویت سفرههای آب زیرزمینی نیاز دارد.
۱۰ خرداد معصومه آمیغ پی، مقام سازمان نقشهبرداری اعلام کرد که ایران رتبه پنجم را در شاخص کم آبی دارد و کمبود آب در برخی استانهای ایران به حد بحران رسیده است.» به گفته او ۱۶ کلانشهر و ۸۰۰ شهر ایران در پهنه فرونشست زمین قرار دارند.
به نوشته دنیای اقتصاد، زمستان ۱۴۰۲ وضعیت منابع آبی کشور بحرانیتر شده است و بارندگیها نسبت به سال قبل ۱۱ درصد کاهش داشته است
در این مدت دمای هوا ۱/۷ درجه افزایش داشته و ذخایر سدها هم ۱۰ درصد کاهش یافته است، آماری که نشان دهنده شرایط نامطلوب منابع آبی کشور است.
فیروز قاسمزاده، سخنگوی صنعت آب هم در ۲۰ خرداد با تاکید بر اینکه بیش از ۸۰ درصد کشور در محدوده اقلیم خشک قرار دارد، گفت کشور همچنان درگیر خشکسالی هیدرولوژیکی است و اکنون هم شش استان کشور شامل تهران، بوشهر، قزوین، فارس، سمنان و چهارمحال و بختیاری با تنش آبی روبرو هستند.
میزان بارش
وضعیت بارش در استانهای مختلف کشور یکسان نبوده است. در ۱۹ استان میزان بارش بیشتر از میانگین بارش بلندمدت و در سایر استانها کمتر از میانگین بارش بلندمدت بوده است. این تفاوت در میزان بارشها، چالشهای متفاوتی را برای مدیریت منابع آب در مناطق مختلف کشور ایجاد کرده است.
افزایش دما
بیشترین افزایش دما در مناطق مرکزی، جنوب و جنوبشرق کشور گزارش شده است. افزایش دما، علاوه بر تاثیر مستقیم بر میزان تبخیر و کاهش منابع آبی، بر ذخایر برفی کشور نیز تاثیر منفی گذاشته است.
کاهش ذخایر برفی میتواند موجب کاهش آبدهی رودخانههای دائمی در فصول گرم سال شود که این امر چالشهای جدی در تامین آب برای مصارف مختلف ایجاد خواهد کرد.
خشکسالی
در سهماهه زمستان سال ۱۴۰۲، بخشهای عمدهای از استانهای فارس و شمال هرمزگان با خشکسالی شدید و خیلی شدید مواجه بودهاند. این شرایط میتواند تاثیرات جدی بر کشاورزی، منابع آب و حتی شرایط زیستمحیطی این مناطق داشته باشد.
خشکسالی در بسیاری از مناطق، بهویژه در شرق و جنوب کشور، وضعیت را وخیمتر کرده است. استان سیستان و بلوچستان با کاهش ۵۶ درصدی ذخایر چاهنیمهها در وضعیت بسیار نگرانکنندهای قرار دارد و چالشهای جدی در تامین آب شرب، کشاورزی و صنعت با وجود تخصیص ۷۴ درصد از اعتبارات مصوب به بخش آب، کماکان پابرجاست.
چاه نیمهها، چهار چاله طبیعی بزرگ در ناحیه سیستان است که آب مازاد رودخانه هیرمند توسط کانالی به آنها هدایت میشود.
حجم آب در مخازن سدها
وضعیت سدها در هر استانی متفاوت است. برخی سدها مانند آبشینه و اکباتان در استان همدان، وشمگیر، گلستان و بوستان در استان گلستان و سد ایلام در استان ایلام، وضعیت بهتری نسبت به سال قبل دارند.
در مقابل ذخیره سدهای واقع در استانهای خراسانرضوی، فارس، کرمان، مرکزی و برخی سدهای خوزستان نسبت به مدت مشابه سال گذشته کاهش یافته است.
حجم آب موجود در مخازن سدها در شش ماه منتهی به اسفند ماه، حدود ۲۳ میلیارد مترمکعب بوده که تنها ۴۷ درصد از ظرفیت کل سدها را تشکیل میدهد که نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۱۰ درصد کاهش نشان میدهد.
تابستان سخت
بالا رفتن درجه حرارت در تابستان میزان تبخیر آب را به شدت افزایش میدهد و برخی از تالابها و حوزههای آبریز از جمله دریاچه ارومیه در آستانه خشکی قرار میگیرند. در برخی مناطق هم ممکن است جیرهبندی آب در دستور کار قرار گیرد و به همین دلیل تابستانی بدون بحران آب دور از تصور است.
شاهزاده رضا پهلوی چهارشنبه ۱۳ تیر در پیامی ویدیویی تحریم گسترده دور نخست انتخابات ریاستجمهوری را ستود و از مردم ایران خواست از شرکت در دور دوم این انتخابات خودداری کنند.
شاهزاده رضا پهلوی در این پیام گفت: «نه قاطع و آگاهانه شما به جمهوری اسلامی و مضحکه انتخاباتش، ضربهای سنگین به این رژیم اهریمنی و نامشروع وارد کرده، صفوف میهنپرستان و آزادیخواهان را متحدتر، و اختلافات درونی رژیم را بیشتر کرده است.»
دور نخست انتخابات نظام برای مشخص شدن جانشین ابراهیم رئیسی روز هشتم تیر برگزار شد و هیچ یک از نامزدهای مورد تایید شورای نگهبان نتوانستند حائز اکثریت آرا شوند. بنا بر اعلام وزارت کشور، بیش از ۶۰ درصد از شهروندان واجد شرایط در این انتخابات شرکت نکردند.
مسعود پزشکیان، نامزد مورد حمایت اصلاحطلبان با کسب بیش از ۱۰ میلیون و ۴۰۰ هزار رای و سعید جلیلی با کسب بیش از ۹ میلیون و ۴۰۰ هزار رای به دور دوم راه یافتند. این مرحله قرار است روز ۱۵ تیر برگزار شود.
شاهزاده رضا پهلوی در ادامه پیام خود هشدار داده حکومت ایران کارزاری بر پایه «فریب و ترس» و «دروغ تکراری بد و بدتر» به راه انداخته و از این طریق میکوشد مردم را به پای «صندوقهای قلابی رای» در مرحله دوم انتخابات نظام بکشاند.
او از شهروندانی که در مرحله اول انتخابات شرکت کردند، خواست به خانوادههای دادخواه و زندانیان سیاسی از طیفهای مختلف بپیوندند و از شرکت در دور دوم انتخابات خودداری کنند.
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «نگذارید به نام شما و به پشتوانه رای شما جوانان و کودکانمان را به قتل برسانند، ثروت ملی را خرج تروریستها و جنایتکاران در غزه و لبنان و سوریه و عراق و یمن کنند و منطقه و دنیا را به جنگ و آشوب بکشانند.»
تاکنون تعداد زیادی از فعالان مدنی، زندانیان سیاسی و خانوادههای دادخواه انتخابات نظام برای تعیین تکلیف جانشین رئیسی را تحریم کردهاند.
۹ زندانی زن چپگرا روز دوشنبه ۱۱ تیر در بیانیهای از زندان اوین بر تحریم دور دوم انتخابات تاکید کردند.
در بیانیه این زنان آمده است: «این قبیل انتخابات تلاشی است مذبوحانه برای نجات حکومتی مستاصل که دیگر مشروعیت خود را از دست داده است. کاندیداهای انتخاباتی به مانند هر دوره دیگر نماد پوسیدگی این رژیم فاشیستی هستند.»
شاهزاده رضا پهلوی در پیام ویدیویی خود همچنین به انتقاد از مواضع مسعود پزشکیان پرداخت و گفت: «همین امروز فردی کاندیدای به اصطلاح اصلاحطلبان و اعتدالیها است که در کارنامهاش پاکسازیها و اِعمال غیرقانونی حجاب اجباری در بیمارستانها و دانشگاهها در همان هفتهها و ماههای نخست پس از بهمن شوم ۵۷ را دارد و به این کارنامه تاریک افتخار میکند.»
او افزود نامزد مورد حمایت اصلاحطلبان از تقویت سپاه پاسداران حمایت و بارها به صراحت اعلام کرده «مجری بیچون و چرای دستورات و سیاستهای خامنهای خواهد بود».
پزشکیان در جریان کارزار انتخاباتی خود مکررا بر پیروی خود از سیاستهای علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی تاکید کرده است.
او روز ۱۲ تیر در جریان دومین مناظره با سعید جلیلی، به ستایش از قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسدارن پرداخت و او را «غرور ملی»، «خار چشم دشمنان» و «الگوی جوانان» خواند.
شاهزاده رضا پهلوی در ادامه پیام خود گفت شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی، نتیجهای جز «فساد و دزدی و تورم و بیکاری بیشتر» و «اعدام و کشتار و سرکوب و زندان فزونتر» نداشته است.
او به اشاره به مشارکت مردم در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲ گفت این اقدام موجب «خروج موقت جمهوری اسلامی و خامنهای از بنبست بعد از بحران عدم مشروعیت در جنبش سبز» شد.
شاهزاده رضا پهلوی، در شبکه ایکس و در پستی که پیام ویدیوی خود را به اشتراک گذاشته نوشته است: «ترس و امید واهی را کنار بگذارید، و به اکثریت قاطعی بپیوندید که روز هشتم تیرماه امسال، آگاهانه و شجاعانه، به جمهوری اسلامی نه گفتند و آن همبستگی ملی شکوهمند را به نمایش گذاشتند.»
او در ادامه نوشته است: «در کنار زندانیان سیاسی از طیفهای مختلف بایستید. نگذارید به نام شما و به پشتوانه رای شما، جوانان و کودکانمان را به قتل برسانند. نگذارید به نام شما و به پشتوانه رای شما، ثروت ملی ما را خرج تروریستها و جنایتکاران در غزه و لبنان و سوریه و عراق و یمن کنند و منطقه و دنیا را به جنگ و آشوب بکشانند. نگذارید به نام شما و به پشتوانه رای شما، قیمت آب و نان و بنزین را افزایش دهند.»
خامنهای پس از چهار روز سکوت، روز ۱۳ تیر به تحریم ۶۰ درصدی انتخابات از سوی مردم ایران واکنش نشان داد و ضمن اذعان به «کمتر از حد توقع بودن میزان مشارکت» گفت کسانی که انتخابات را تحریم کردند، «مخالف جمهوری اسلامی نیستند».
محمدتقی اکبرنژاد، روحانی منتقد حکومت روز ۱۰ تیر تاکید کرد مشارکت نکردن بیش از ۶۰ درصد از مردم ایران در انتخابات ریاستجمهوری «به جریان مخالف هویت بخشیده است».
اکبرنژاد با اشاره به اینکه در میان مخالفان اعتماد به نفس ایجاد شده، گفت: «تا قبل از انتخابات حس ما این نبود که مردم ۶۰ درصد رای نمیدهند. یک دفعه ملت آمدند گفتند ما هستیمها، ما میفهمیمها. قدم بعدی باور به هویت جدید ملت است.»
اولین انتخابات ریاستجمهوری پس از خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» در حالی به دور دوم کشید که اکثریت جامعه حاضر به شرکت در مرحله اول نشدند و کمترین میزان مشارکت در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری اسلامی را رقم زدند.
بسیاری از ناظران و تحلیلگران این سطح پایین مشارکت مردم را یک «نه» به جمهوری اسلامی و علی خامنهای خواندند.
دور دوم این انتخابات کم رمق، در حالی پانزدهم تیر ماه برگزار خواهد شد که دو نامزد راهیافته به دور دوم، دیدگاههای متفاوتی به ویژه در حوزه سیاست خارجی ارائه میدهند.
اما این دوگانه سیاست خارجی چهقدر واقعی است و آیا تفاوتی در وضعیت زندگی شهروندان ایجاد خواهد کرد؟ آیا این دوقطبیسازی سیاست خارجی موجب افزایش مشارکت در دور دوم انتخابات خواهد شد؟
دوگانه سیاست خارجی پزشکیان و جلیلی
نگاه متفاوتی در سیاست خارجی مسعود پزشکیان، نامزد جبهه اصلاحات و سعید جلیلی، نامزد جبهه انقلاب اسلامی وجود دارد؛با آن که ظاهرا راهبرد و گفتمان آنها در این حوزه متفاوت است اما هر دو نفر مدعی پیروی از علی خامنهای هستند.
پزشکیان اشاره میکند که از طریق بهبود رابطه با کشورهای جهان و عادیسازی در روابط بینالملل، میتوان تحریمها را رفع کرد و جذب سرمایه، توسعه گردشگری و کسب و کار را ممکن ساخت.
او میگوید میشود با سیاست خارجی تعاملگرا و عزتمند، هزینه مردم را کاهش داد و اجازه نداد گروهی با شعارهای دهانپرکن جیب مردم را خالی کنند.
این وزیر پیشین جمهوری اسلامی میگوید: «باید تحریمها را با استفاده از نیروهای کارشناس و مجرب حل کنیم.»
منظور پزشکیان از کارشناسان در این حوزه چهرههایی مانند محمدجواد ظریف، مهدی سنایی، عباس عراقچی و مجید تخت روانچی است که پیش از این در دوره حسن روحانی، سیاست خارجی را در دست داشتند.
با این حال پزشکیان در مناظرات، انتقادات موجود از ظریف را گردن نگرفت و حضور او و چهرههای مشابه در ستاد انتخاباتی خود را با هدف جذب رای اعلام کرد.
او اذعان کرد که در نهایت در تعیین وزرایش هم سیاستهای مد نظر خامنهای تعیینکننده خواهد بود.
پزشکیان به مشکلات تصویب نشدن افایتیاف و مخالفتها با برجام اشاره کرد و با آن که آگاه است مهمترین مانع بر سر مذاکره، شخص خامنهای است، باز هم خود را کارگزار سیاستهای او خواند.
این یعنی در همین مرحله و آغاز کار، او در سخنانش تناقض دارد.
دو نامزد گزینششده نظام سعی کردهاند با دوگانهسازی در سیاست خارجی فضا را گرم کنند
در مقابل، جلیلی معتقد است که «تحریم را باید خنثی و تحریمکننده را پشیمان کرد».
او نیز تحریمها را تایید نمیکند و وعده رفع آنها با اقدامی مثل ایجاد «کمیته مقابله با تحریم» را میدهد.
احتمالا برنامه عملیاتی جلیلی برای پشیمان کردن آمریکا، مانند همفکرانش رویکردی سختافزارانه با اقداماتی از جمله بستن تنگه هرمز و ناامنسازی منطقه با نیروهای نیابتی و سپاه پاسداران باشد که همین حالا این سیاستها کشور را در آستانه جنگی ویرانگر قرار داده است.
البته همین سیاستها با تایید و زیر سایه سخنان رهبر جمهوری اسلامی جاری است.
تحریم در نگاه دو نامزد
اختلاف دیگر دو نامزد در سیاست خارجی، پذیرفتن تحریم به عنوان یک چالش کلیدی در توسعه اقتصادی و امنیتی کشور است.
پزشکیان نقش تحریم را در مشکلات اقتصادی پررنگ میداند و باور دارد سالانه «میلیاردها دلار» ضرر به ایران وارد میکند و موجب فرار سرمایه از کشور میشود اما در تناقضی آشکار باز هم میگوید همان «سیاستهای رهبری» را اجرا خواهد کرد.
جلیلی اما تحریم را آنقدر چالش برانگیز نمیخواند و معتقد است بهجای تلاش برای حل مساله با دو یا سه کشور جهان، یعنی آمریکا و تروئیکای اروپا، باید به دنبال تعامل با سایر کشورها و جبران موضوع از طریق آنها رفت.
او پاسخ نمیدهد که کدام کشور دنیا پیش از حل مساله تحریمهای آمریکا حاضر است در ایران سرمایهگذاری و با جمهوری اسلامی روابط منصفانه تجاری برقرار کند.
بر اساس خط سیاسی جبهه جلیلی، احتمالا اشاره او به بلوک شرق و روسیه و چین و کشورهای منطقه مثل عراق، سوریه و یمن است.
جلیلی دائما به «یک جهان فرصت» اشاره میکند و در تعریف این فرصتها میگوید: «روابط روسیه با اروپا دچار چالش شد و بازار ۱۱ میلیارد دلاری صیفیجات برای ما باز شد که ما از این فرصت استفاده کردیم.»
او نمیگوید که روسیه حتی فلفل دلمهای ایران را از مرز پس فرستاد، چه برسد به بازار ۱۱ میلیارد دلاری.
جلیلی حتی نمیگوید که جمهوری اسلامی مجبور شده نفت را در برابر کالای بیکیفیت چینی، آن هم با تخفیفهای بالا به دلیل همین تحریمها مبادله کند.
آیا برای مردم تفاوتی ایجاد میشود؟
بر کسی پوشیده نیست که سیاست خارجی جمهوری اسلامی از سوی شخص خامنهای تعیین میشود. در واقع روی کاغذ و در عمل سکاندار اصلی سیاست خارجی کشور اوست و همه تصمیمها با نظر او گرفته میشود.
ظریف که مذاکرهکننده جمهوری اسلامی در مذاکرات برجام بود، حالا در انتخابات تمامقد از پزشکیان حمایت کرده و مدعی تغییر مسیر سیاست خارجی در صورت روی کار آمدن این نامزد است. خود او بود که در بهمن سال ۱۳۹۹ اعتراف کرد نقشش در سیاست خارجی ایران صفر بوده و هیچ اختیاری نداشته است.
مساله فراتر از تغییر سیاست خارجی است، مساله این است که چه کسی نهایتا از آن نفع میبرد
اینها همه یعنی اگر روزی برجام و مذاکرات با غرب در دولت روحانی ممکن شد، پیشزمینه و چراغ سبز آن قبلا از سوی خامنهای برای گفتوگوها در عمان صادر شده بود و اگر در همان دولت روحانی مذاکرات احیای برجام به نتیجه نرسید، باز هم تصمیم خامنهای عامل آن بوده است. پس فرقی ندارد چه کسی عامل است بلکه آمر مهم است.
از طرفی جلیلی نیز ۱۷ سال است نماینده رهبر جمهوری اسلامی در شورای عالی امنیت ملی بوده و علاوه بر این، حکم دیگری هم از خامنهای برای عضویت در شورای راهبردی روابط خارجی دارد.
او از مهر ۱۳۸۶ تا تیر ۱۳۹۲ مذاکرهکننده ارشد اتمی جمهوری اسلامی نیز بوده است.
جلیلی هم آشکارا فقط مجری اوامر خامنهای در سیاست خارجی ایران بوده و «بدون خواست رهبر»، قدم از قدم برنمیدارد.
مواضع این دو نامزد منتخب نظام نشان میدهد آنها دو دیدگاه و گفتمان درباره تحریمها را ارائه میدهند اما همزمان بر نقش و دستور و سیاست خامنهای در تعیین رویکرد دولت آینده تاکید میکنند.
با این وصف هر کسی جانشین ابراهیم رئیسی شود تنها مجری سیاستهای اعلامی رهبر است و دوگانهای برای ترس مردم وجود ندارد.
تا زمانی که رهبر جمهوری اسلامی اراده تغییر در سیاستهای خصمانهاش نسبت به دنیا نداشته باشد، در وضعیت مردم تغییری رخ نخواهد داد. اگر او بخواهد برجام رخ میدهد و اگر بخواهد جنگ با اسرائیل.
این را نیز باید مورد تاکید قرار داد که حتی اگر برجامی دیگر و تعاملی دیگر با جهان برای تسهیل روابط اقتصادی صورت بگیرد، این نهادهای نظامی، مذهبی و اقتدارگرای حکومت هستند که منابع اقتصادی و منافع حاصل از این چرخش احتمالی به جیب آنها خواهد رفت.
سپاه پاسداران و دهها گروه شبهنظامی وابسته به جمهوری اسلامی در منطقه نفع اصلی را از این درآمدهای احتمالی خواهند داشت و نه مردم.
این به معنای رشد و گسترش بیشتر تسلیحاتی جمهوری اسلامی، تنش بیشتر نظامی در منطقه و سرکوب بیشتر در داخل خواهد بود.
آیا فریب دوقطبی در سیاست خارجی کارساز میشود؟
پس از «نه» بزرگ مردم به جمهوری اسلامی، صدا و سیمای حکومت آشکارا آزادی عمل بیشتری در مناظرات برای دو نامزد باقی مانده قائل شد و تلاش کرد اصطلاحا با سوالات چالشی تنور را داغ کند اما باز هم اشتراک نظر دو نامزد نهایی در اجرای برنامه رهبر جمهوری اسلامی، نمایشی بودن درگیری لفظی آنها را آشکار کرد.
انتخابات مهندسیشده با نامزدهای مطیع رهبری در حالی در مرحله اجراست که به گواه بیانیههای متعدد فعالان مدنی، سیاسی و صنفی پیش از انتخابات، «دریایی از خون» میان حکومت و مردم ایجاد شده است.
بسیاری انتخابات را تحریم کردند و حاضر به شرکت در آن نشدند. تحریمکنندگان عمق مساله را دیده و میدانند چنین انتخاباتی نه برای ایجاد تفاوت در زندگی مردم که با اهدافی مثل افزایش مشروعیت نظام و چرخش قدرت میان خودیها صورت میگیرد.
سرکوب خونین معترضان و جامعه مدنی، جنگ علیه زنان معترض به حجاب اجباری و زندانی کردن مخالفان، فیلترینگ اینترنت در دولتهای مختلف و دیگر موارد مشابه، خود گواه این است که سیاستهای کلی حکومت نه در پاستور که در بیت رهبری تعیین میشود.
مردمی که در جمهوری اسلامی هر روز با سیاستهای خامنهای زجر کشیدهاند، روز هشتم تیر نشان دادند دیگر گول بازی بد و بدتر در انتخابات نمایشی حکومت را نمیخورند و از جمهوری اسلامی - چه اصلاحطلب و چه اصولگرا - گذر کردهاند.
این به آن قیمت است که حتی حکومت بخواهد با نشان دادن در باغ برجام و بازگشت به روزهایی که آن را روزهای خوب و اوج نمایش میدهند، مردم را تحریک به رای دادن کند.
در حالی که ایرانیان و معترضان بسیاری با تجمع مقابل برخی سفارتخانههای جمهوری اسلامی به رایگیری حکومت در خارج از کشور اعتراض کردند، قوه قضاییه قصد دارد علیه این معترضان پروندهسازی کند.
کاظم غریبآبادی، معاون بینالملل قوه قضاییه، روز چهارشنبه ۱۳ تیر این معترضان را به «توهین و تهدید»، «ضرب و شتم» و «ایجاد رعب و وحشت» متهم کرد.
بر اساس گزارش خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه، غریبآبادی افزود که برای این معترضان به اتهام ممانعت از «حضور ایرانیان در رایگیری انتخابات ریاست جمهوری» پرونده کیفری تشکیل شده و تحت تعقیب قرار میگیرند.
این مقام قوه قضاییه جمهوری اسلامی حتی شهروندان خارجی را نیز تهدید کرد و گفت که اگر این معترضان غیرایرانی نیز باشند، قوه قضاییه برای آنان پرونده تشکیل میدهد.
او جزییات بیشتری در این زمینه ارائه نکرد و مشخص نیست که جمهوری اسلامی چگونه قصد دارد برای این معترضان تشکیل پرونده دهد.
پیش از برگزار شدن مرحله اول انتخابات ریاستجمهوری، گروههای مختلف معترضان به این انتخابات در شهرهای مختلف اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا تجمع کردند.
روز جمعه هشتم تیر نیز که مرحله اول انتخابات زودهنگام چهاردهمین دوره ریاستجمهوری برگزار شد، این تجمعها ادامه یافت و به عنوان نمونه، ایرانیان مقیم در کشورهایی مانند فرانسه، ایتالیا، استرالیا، آلمان، بریتانیا و نیوزیلند مقابل کنسولگریهای جمهوری اسلامی و حوزههای رایگیری تجمع اعتراضی برگزار کردند.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان دادند که تجمعکنندگان تصاویر زندانیان و اعدامشدگان در ایران را همراه خود آورده بودند.
آنان شعارهایی علیه حکومت ایران و شخص علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی سر دادند.
شاهزاده رضا پهلوی پس از برگزاری دور اول انتخابات، در پیامی از ایرانیان خارج کشور که «با حضور اعتراضی خود مقابل مراکز برگزاری این سیرک مضحک، پژواکِ نهِ بزرگِ ملت به این رژیم اهریمنی شدند»، قدردانی کرد.
مسیح علینژاد، فعال مدنی مخالف جمهوری اسلامی نیز به زنانی که در خارج کشور در انتخابات ریاستجمهوری ایران شرکت کردند، اعتراض کرد.
او در پیامی در رسانه اجتماعی ایکس نوشت: «رای دادن آن هم در خارج از مرزهای ایران و در یک سرزمین آزاد، نامش زندگی و آزادی نیست، ذلت و خواری در برابر حکومتی است که هیچ ارزشی برای زن قائل نیست.»
او از این دسته از زنان خارج از کشور خواست «شرافت را از زنان شجاع داخل ایران یاد بگیرند» که «برای نه گفتن به یک حکومت ضد زن»، به «معلمان واقعی آزادی» تبدیل شدهاند.