دلیل مرگ کارگران معدن طرزه دامغان: «گاز گرفتگی»، زیر سایه بیتوجهی دولت و پیمانکاران
روزنامه هممیهن روز چهارشنبه نوشت که در ۱۵ سال گذشته، حدود ۲۰ نفر در معدن رزمجاه غربی طزره دامغان زیر سایه بیتوجهی کارفرما و پیمانکار، جانشان را از دست دادهاند. این گزارش همچنین به جزییات سانحه روز ۱۲ شهریور در این معدن پرداخت که منجر به کشته شدن شش کارگر شد.
حسین غزائیان، بهروز افروز، ابوالفضل غنائی، قربانعلی کمال، محمد نعیمی صفت و حمید ایزدی شش کارگری بودند که به دلیل انفجار معدن رزمجاه غربی طرزه در غروب دوازدهم شهریور کشته شدند.
تجهیزات فنی میتوانست جان کارگران را نجات دهد
طزره ۱۳ تونل دارد که هر کدام از آنها در اختیار یک پیمانکار است اما خطرناکترین و فنیترین بخش معدن، به دلیل وجود گاز در آن، قسمت زغالسنگ محسوب میشود. بخشی که انفجار اخیر در آن رخ داده است.
اما به گفته کارشناسان، اگر این معدن سیستم مانیتورینگ فنی داشت، میشد بهراحتی و ثانیه به ثانیه میزان گاز را سنجید و از وقوع حادثه جلوگیری کرد.
این دستگاهها به بهانه گرانی قیمت و مقرون به صرفه نبودن، از سوی پیمانکاران و کارفرما خریداری نشدهاند.
از سوی دیگر مهدی کمال، یکی از کارگران طرزه و برادر یکی از قربانیان حادثه اخیر، به هممیهن گفت که تونلها تهویه ندارند و خطرناکترین آن در مجموعه البرز شرقی کیپنج است که گاز تولید میکند و بههمین دلیل باید تهویه هوا ورودی و خروجی داشته باشد.
به گفته کمال، ۳۰۰ متر از محلی که مرگ شش کارگر در آن اتفاق افتاد، تهویه نصب شده اما برزنتی که به آن وصل کرده بودند، پاره شده بوده: «چند تکه را خودم بستم. در آن تونل اصلی، تهویه هوایی وجود نداشت. ما هشدارها را داده بودیم اما کسی توجه نمیکرد.»
او همچنین گفت دستگاه گازسنج برای سال ۱۳۴۸ است که اصلا نمیتواند میزان گاز را بسنجد و کپسولهای اکسیژنی هم که برای نجات آوردند، همه خالی و تاریخگذشته بودند.
بر اساس گزارش هممیهن، هر شش کارگر جانباخته بیش از ۲۰ سال سابقه کار در معدن زغال سنگ داشتهاند و چندین بار در همین منطقه دچار سوانحی مانند «گاز گرفتگی» شده بودند اما به گفته خانوادههایشان اتفاقات قبلی «به خیر گذشته بود».
این روزنامه به نقل از محمدرضا کاویان، سرپرست و مشاور یکی از معادن زغالسنگ در شاهرود یادآور شد که معدن طزره را چند سال پیش فولاد اصفهان خریده و حالا هم زیرنظر آنها کار میکند اما بخشهایی از آن دست پیمانکار و بخشی همچنان دولتی است.
کاویان درباره گزارش «خفگی و گازگرفتگی» طی سالهای گذشته که البته منجر به مرگ نشدهاند و همچنین نظارت بر این روند گفت: «چه نظارتی؟ اصلا وارد تونل نمیشوند. میآیند گپی میزنند، غذا میخورند و میروند. کسی وارد کارگاه نمیشود که ببیند چهخبر است.»
متهم ردیف اول این اتفاق به گفته او، مسوول فنی معدن است و در ادامه پای پیمانکار به میان میآید.
در روزهای گذشته تعدادی از خانوادههای کارگران جانباخته با حضور در دادستانی دامغان اعلام شکایت کردند و تعدادی دیگر منتظر بررسیهای نهایی و در فکر گرفتن وکیل و شکایت قضایی هستند چرا که دادستانی منتظر گزارش بازرسان است.
به گفته خانوادهها، هر شش معدنچی کشته شده کارگر بخش دولتی شرکت البرز شرقی بودند و حفظ جانشان نیز بر عهده مسوول ایمنی این شرکت بوده است.
آنها همچنین تاکید کردند که پزشکی قانونی علت مرگ را «خفگی» اعلام کرده و باید منتظر نتیجه بررسیهای دستگاه قضایی و نیز «کمیته حقیقتیابی» ماند که در همین زمینه تشکیل شده است.
تونلی با سابقه چند سانحه مرگبار
هممیهن یادآور شد که طزره چندین تونل دارد که دست بخش خصوصی و دولتی است و هر چند تونلی که انفجار یکشنبه در آن رخ داده به صورت مشترک و با سهم ۵۱ درصدی دولت و ۴۹ درصدی خصوصی اداره میشده اما مکان دقیق انفجار تحت مدیریت دولت بوده است.
به نظر میرسد گاز متان از طریق حفرههای پشت جبهه لایه زغال سنگ نشت کرده و مسوولان معدن میگویند تجمع بیش از حد گاز در تونلی که متعلق به شرکت البرز شرقی در طزره دامغان است، منجر به انفجار در آن شده است.
از سوی دیگر به گفته کارگران، کارگاه محل حادثه یعنی تونل رزمجاه غربی کیپنج، پیش از این بهدلیل تجمع زیاد گاز برای شش ماه پلمب شده بوده اما بار دیگر برای ادامه کار بازش کردند.
پس از حادثه اخیر، سه وزیر کار، صنعت، معدن و تجارت (صمت) و کشور در معدن حاضر شدند و گفتند که فعالیت تونل فعلا متوقف شده است.
یک هفته بعد از آن هم وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی خبر داد ابعاد حادثه معدن طزره «در دست بررسی» است و دادستان کشور هم گفت که دولت و دستگاه قضایی پیگیر حادثهاند.
هممیهن در گزارش خود یادآور شد که این سومین انفجار در مجموعه معادن طزره در چهار سال اخیر است و دو انفجار قبل هم جان سه نفر را گرفتهاند؛ بنابراین تنها در چهار سال اخیر، این معادن ۹ کشته داشتهاند.
به گفته کارگران این معدن، بهطور میانگین «سالانه یک تا دو نفر بهدلیل گازگرفتگی فوت میکنند» و غیر از آن، موارد مسمومیت ناشی از گازگرفتگی هم بالاست و «هر هفته سه تا چهار مورد گزارش میشود».
اما بر اساس گفتههای کارگران، آنها با وجود این اتفاقات چارهای جز این ندارند که «سریع درمان شوند» و به محل کارشان بازگردند چرا که به حقوقشان نیاز دارند هر چند که بر اساس گزارش هممیهن، حقوق و دریافتی این کارگران با وجود شغل دشوار و پرخطرشان پایین و ناچیز است.
مرگ خاموش و بازی با جان کارگران در ازای حقوقهای ناچیز
این روزنامه در بخش دیگری از گزارش خود به وضعیت نامناسب کاری و اقتصادی کارگران این معدن پرداخت و یادآور شد که حقوقشان بین هشت تا ۹ میلیون تومان است و اگر خیلی اضافهکاری کنند دریافتیشان به ۱۱ میلیون تومان میرسد.
کارگران در معدن شیفتهای مختلف هشت ساعته، ۱۶ ساعته و ۲۴ ساعته دارند و کارگران خدمات روزی ۱۶ ساعت کار میکنند.
کارگران البرز شرقی هم به دو دسته امانی و پیمانی تقسیم میشوند که شش کارگر جانباخته، از نوع قرارداد امانی و طرف حساب خود شرکت البرز شرقی بودند اما آنها که پیمانیاند شرایط نامناسبتری دارند.
امنیت شغلی کارگران پیمانی «بسیار پایین» است و شاید بعد از ۲۰ سال کار کردن، از طرف پیمانکار از کار بیکار شوند.
به گفته کارگران از هزار و ۵۰۰ نیروی شرکت البرز شرقی حدود هزار و ۲۰۰ نفرشان پیمانیاند که هر کدام ۱۵-۱۶ سال سابقه کار دارند اما پیمانکاران اغلب از پرداخت عیدی، پاداش، حق بیمه و حق لباس به آنها خودداری میکنند.
از سوی دیگر هممیهن به نقل از یک کارگر با نام اختصاری «ف» نوشت که ۵۰ درصد ریهاش را بهدلیل کار در معدن زغالسنگ از دست داده است.
طی سالهای گذشته به جز او، تعدادی دیگر از کارگران هم بهدلیل ابتلا به بیماریهای ناشی از کار، ممنوع از کار شده بودند اما باز هم سر کار میرفتهاند.
غزالی، یکی دیگر از کارکنان معدن با ۱۹ سال سابقه کار که مبتلا به آسم است، به هممیهن گفت اگر کسی زیر ۵۰ سال باشد، بازنشستهاش نمیکنند؛ حتی اگر بیشتر از ۲۰ سال در معدن کار کرده باشد.
به گفته ناظران، کارگران معدن اغلب پس از ۲۰ سال کار، بهدلیل ابتلا به بیماریهای تنفسی و ریوی جانشان را از دست میدهند.
بیماری سارکوتیدوز که سلولهای التهابی در اندامها ایجاد میکند تنها یکی از این بیماریهاست و اغلب کارگران معدن به دلیل درگیری ریههایشان، سرطان میگیرند و فوت میکنند.
در ادامه واکنشها به توافق جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا برای مبادله زندانیان و آزادسازی پولهای بلوکه شده، شاهزاده رضا پهلوی این توافق را «هدیهای به رژیم» خواند و گفت مردم ایران فراموش نخواهند کرد چه کسانی در سختترین روزها به آنان پشت کردند و در کنار قاتلانشان ایستادند.
او تاکید کرد که «هدف چنین معاملهای درست در آستانه روز مهسا» و تدارک ایرانیان برای تجمعات اعتراضی در داخل و خارج، «ناامید کردن آزادیخواهان ایران و دادن اعتماد به نفس به رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی و هدیهای به این رژیم و ابراهیم رئیسی جنایتکار، پیش از سفرش به نیویورک است».
توافق ایران و آمریکا برای مبادله زندانیان در روزهای گذشته منتقدان جدی دیگری نیز داشته است. از جمله دونالد ترامپ، رییسجمهوری سابق آمریکا که در واکنش به این توافق جو بایدن را «بیکفایت» خواند و گفت که در دوره ریاست جمهوری خودش، «۵۸ گروگان را در ازای هیچ پولی» پس گرفته است.
شاهزاده رضا پهلوی اما خطاب به مردم ایران نیز نوشت: «هیچ دولت خارجیای هرگز نمیتواند سرنوشت ایران را بر خلاف خواست شما تعیین کند.»
او تاکید کرد: «ما اگرچه از کمک دیگران در مسیر پیروزی بر این رژیم اهریمنی استقبال میکنیم اما روی پای خود ایستادهایم و بر توان و همبستگی ملی خود حساب کردهایم.»
از جمع منتقدان توافق ایران و آمریکا، تد کروز، سناتور جمهوریخواه هم در بیانیهای اعلام کرد دولت جو بایدن به یک «توافق هستهای محرمانه» با رژیم ایران رسیده است که از کنگره و مردم آمریکا پنهان مانده است.
کروز همچنین به خبرنگار ایراناینترنشنال گفت: «سیاستهای دولت فعلی بایدن نشاندهنده ضعف و مماشات است و آنها فقط به آیتالله قدرت دادهاند تا سرکوب و اقدام تروریستی بیشتری انجام دهند که برای مردم ایران و بقیه جهان وحشتناک بوده است.»
۲۶ سناتور جمهوریخواه هم از دولت بایدن به دلیل انجام این معامله با جمهوری اسلامی انتقاد کردهاند.
با این حال سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا پیش از این در مصاحبهای با خبرگزاری رویترز گفته بود که هیچ تغییری در رویکرد کلی واشینگتن در قبال ایران ایجاد نشده است.
متیو میلر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا هم در جدیدترین اظهارات خود تاکید کرد وزارت خزانهداری ایالات متحده بر نحوه استفاده از پول آزادشده ایران از سوی جمهوری اسلامی برای اهداف «بشردوستانه» نظارت دارد و اگر لازم باشد میتواند آن را «مسدود» کند.
اواخر خرداد ماه و در پی انتشار گزارشها درباره مذاکرات بین ایران و آمریکا، نیویورک تایمز به نقل از مقامهای ایرانی، آمریکایی و اسرائیلی گزارش داد دولت بایدن برای محدود کردن برنامه هستهای جمهوری اسلامی و آزادی زندانیان آمریکایی در ایران، به صورت مخفیانه با تهران در حال مذاکره است.
چند روز پیش از آن هم آکسیوس به نقل از سه منبع آگاه گزارش داد مقامهای آمریکا و ایران ماه پیش از آن (اردیبهشت) در عمان گفتوگوهایی غیرمستقیم برگزار کردند و در این مذاکرات مقامهای عمانی پیامهای دو طرف را میان اتاقهای جداگانه بین مقامات این دو کشور منتقل میکردند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، امجد امینی، پدر مهسا ژینا امینی، در دو روز اخیر چند مرتبه به اداره اطلاعات شهر سقز احضار شده و تحت فشار قرار گرفته است تا مراسم سالگرد قتل دخترش را لغو کند. او اما زیر بار تهدیدها نرفته و خانواده امینی قصد دارند مراسم را برگزار کنند.
مژگان افتخاری و امجد امینی، مادر و پدر مهسا، هفته گذشته متنی مشترک در اینستاگرام منتشر کرده و گفتند: «مانند هر خانواده داغدیدهای در سالیاد شهادت فرزند دلبندمان بر مزار آن عزیز سفرکرده گرد هم آمده و مراسم سنتی و مذهبی برگزار میکنیم.»
این فراخوان در حالی منتشر شد که چندی پیش ماموران امنیتی صفا عائلی، دایی مهسا امینی را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، امجد امینی هم پس از انتشار اطلاعیه مراسم سالگرد دخترش چند بار از سوی اداره اطلاعات شهر سقز احضار و ساعتها بازجویی شده است.
پدر مهسا امینی اما در پاسخ به این فشارها و تهدیدها برای «تکذیب فراخوان سالگرد و لغو مراسم»، تاکید کرد: «به هیچ عنوان این را قبول نکردم و مراسم را برگزار میکنیم.»
صبح روز سهشنبه ۱۴ شهریور نیروهای مسلح به خانه صفا عائلی (دایی مهسا امینی) حمله و او را بازداشت کردند.
طی پنج ماه اخیر و در آستانه سالگرد خیزش انقلابی، دستکم ۸۰ نفر از اعضای خانوادههای دادخواه از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شدهاند.
از سوی دیگر در روزهای گذشته گزارشهای متعددی منتشر شده است درباره اعزام کاروانی از نیروهای مسلح نظامی به سمت شهرهای کُردنشین ایران.
گزارشها همچنین حاکی از تشدید اقدامات امنیتی در سراسر ایران به ویژه استانهای کردستان و آذربایجانغربی است؛ بهطوری که در سنندج، مرکز استان کردستان، سپاه پاسداران ایستهای بازرسی برپا کرده و خودرو و موبایل شهروندان را بررسی میکند.
به گفته سازمان حقوق بشری ههنگاو، دستکم هزار نیروی یگان ویژه وارد سقز، محل زندگی و دفن مهسا امینی شده و در این شهر مستقر شدهاند.
مهسا ژینا امینی شهریور ماه سال گذشته پس از بازداشت از سوی گشت ارشاد به کما رفت و روز ۲۵ شهریور خبر درگذشت او در بیمارستان کسری منتشر شد.
ساعاتی پس از مرگ او، تجمعی اعتراضی مقابل بیمارستان شکل گرفت و یک روز بعد هنگام خاکسپاری مهسا در آرامستان آیچی سقز، موجی از اعتراض علیه جمهوری اسلامی به راه افتاد.
قتل حکومتی او، در روزهای بعد منجر به شکلگیری جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضاتی در سراسر کشور شد که از آن با عنوان «خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی» یاد میشود.
در این اعتراضات که از سوی نیروهای مسلح حکومتی با حمله به قصد سرکوب و کشتار همراه شد، بنا بر گزارش نهادهای حقوق بشری دستکم ۵۷۰ شهروند از جمله دهها کودک کشته شدند.
دهها تن دیگر نیز در پی شلیک گلولههای جنگی و ساچمهای، قطع نخاع، نابینا یا مجروح شدند و هزاران نفر هم به دلیل شرکت در اعتراضات یا حمایت از آن بازداشت و روانه زندان شدند.
با وجود تلاش حکومت برای سرکوب معترضان و اقشار مختلف از جمله دانشجویان در یک سال گذشته و همچنین جلوگیری از شکلگیری مجدد اعتراضات، فراخوانهای متعددی از سوی گروهها، نهادها و شهروندان برای تجمع و اعتصاب سراسری در سالگرد خیزش انقلابی منتشر شده است.
یکی از تازهترین این پیامها از سوی گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی، کارگر وبلاگنویس کشته شده به دست جمهوری اسلامی منتشر شده است.
گوهر عشقی در این پیام از عموم شهروندان خواسته است جوانانی که جانشان را در راه ایران دادهاند، فراموش نکنند.
او تاکید کرده است که: «سالگرد مهسا امینی یادتان نرود.»
با ادامهدار شدن تهدید احزاب کُرد از سوی جمهوری اسلامی، وزیر خارجه عراق روز ۲۲ شهریور به تهران سفر کرد. او در دیدار با همتای ایرانی خود گفت احزاب به اردوگاههای پناهندگان منتقل میشوند. تهران هشدار داده است مهلت بغداد برای «خلع سلاح احزاب مخالف در اقلیم کردستان» رو به پایان است.
فواد حسین، وزیر امور خارجه عراق روز چهارشنبه در جریان سفر به تهران، کنفرانس خبری مشترکی با همتای ایرانی خود برگزار کرد و گفت احزاب کُرد مستقر در اقلیم کردستان، به «اردوگاه» پناهندگانی منتقل میشوند که زیر نظر سازمان ملل است.
حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز در این نشست گفت «اخبار مثبت و خوشی» از فواد حسین شنیده و امیدوار است این وعده «طی ساعتها و روزهای آینده نیز روی زمین اتفاق بیفتد و اجرایی شود».
او همچنین گفت: «حتی یک ساعت فرصت دادن به تروریستها به ضرر امنیت عراق، ایران، منطقه و اقلیم کردستان است. این لکه سیاه تروریستی باید هر چه سریعتر از صفحه سفید و پرافتخار روابط ایران و عراق زدوده شود.»
پیش از امیرعبداللهیان، ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، روز دوشنبه ۲۰ شهریور در جریان نشست خبری خود «اولتیماتوم» به عراق را یادآوری کرد.
کنعانی گفت مهلتی که به دولت عراق برای خلع سلاح احزاب کُرد مخالف جمهوری اسلامی مستقر در اقلیم کردستان داده شده، ۲۸ شهریور به پایان میرسد و «به هیچ عنوان تمدید نخواهد شد».
در واکنش به بالا گرفتن این تهدیدها، وزیر امور خارجه عراق امروز به تهران سفر و با وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی دیدار کرد.
او در این دیدار گفت که عراق «متعهد به خلع سلاح» احزاب کُرد و اجرای توافق امنیتی خود با جمهوری اسلامی است.
تهران و بغداد در ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ در مراسمی با حضور محمد شیاع السودانی، نخستوزیر عراق، توافقنامهای در بغداد امضا کردند که در صورت عدم تحقق مفادش، ایران تهدید کرده «راسا» به مقابله با احزاب کُرد میپردازد.
حسین در نشست خبری روز چهارشنبه خود به تهدیدهای جمهوری اسلامی برای حملات موشکی به خاک عراق اشاره کرد و گفت برای حل مسایل بین دو کشور، نباید از «ادبیات تهدید بمباران و حمله نظامی» استفاده شود.
وزیر امور خارجه عراق یادآور شد: «ما نیازمند تضمین ایران هستیم که [دیگر] از زبان و ادبیات حمله و خشونت استفاده نکند.»
روز سهشنبه فواد حسین پس از تکرار تهدید و هشدارهای جمهوری اسلامی درباره تمدید نشدن زمان توافق با عراق، گفت که این کشور در حال «انتقال اردوگاه و پایگاه» گروههای کُرد ایرانی مخالف جمهوری اسلامی به «مناطق دور از مرز اقلیم کردستان با ایران» است.
او همچنین تاکید کرد که روز چهارشنبه (امروز) شخصا برای ابلاغ این پیام و «جلوگیری از درگیری و تنش فزاینده در مرزها» به تهران سفر میکند.
نگرانی طرف عراقی از تهدید جمهوری اسلامی در حالی است که صبح روز چهارشنبه خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، با انتشار ویدیوهایی خبر داد نیروی زمینی سپاه در حال انتقال تجهیزات زرهی به مرزهای شمالغرب ایران است.
این خبرگزاری نوشت که ارسال این تجهیزات در آستانه ۲۸ شهریور و «پایان اولتیماتوم ایران به عراق برای خلع سلاح احزاب کُرد» انجام شده است.
آزادی کردستان، دموکرات کردستان ایران و کومله کردستان از جمله احزاب مستقر در اقلیم کردستان عراق و مخالف جمهوری اسلامی هستند که حکومت ایران آنها را «تروریست» خطاب میکند.
این احزاب هفته گذشته در بیانیهای مشترک خواستار اعتصاب سراسری در روز ۲۵ شهریور، همزمان با سالگرد کشته شدن مهسا ژینا امینی شدند.
شش حزب کرد امضاکننده این بیانیه اعلام کردند محلهای کسب و کار باید تعطیل شود و مردم کردستان بر مزار ژینا و دیگر جانباختگان حضور یابند.
تهدید جمهوری اسلامی به تهاجم مستقیم به خاک عراق در شرایطی است که سال گذشته سپاه پاسداران چندین بار پایگاه گروههای کُرد ایرانی در اقلیم کردستان را هدف حملات موشکی و پهپادی خود قرار داد.
حملات موشکی سپاه پاسداران به مواضع احزاب کُرد مستقر در اقلیم کردستان پس از آغاز خیزش انقلابی شدت گرفت چرا که جمهوری اسلامی بارها احزاب کُرد مستقر در عراق را به نقشآفرینی در شکلگیری اعتراضات سراسری در ایران پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی متهم کرده است.
در نتیجه حملات سال گذشته سپاه به خاک عراق که شامل حمله به یک مدرسه نیز شد، دهها غیرنظامی از جمله زنان و کودکان کشته و زخمی شدند.
حکومت اقلیم کردستان عراق مهر ماه سال گذشته تکرار حملههای موشکی سپاه را به خاک خود، «تجاوز» خواند و آن را محکوم کرد.
در بیانیه حکومت اقلیم کردستان آمده بود موشکباران مواضع احزاب کُرد ایرانی تحت هر بهانه و دلیلی غیرقابل قبول و به انحراف کشاندن حوادث جاری در ایران است.
جامعه بینالمللی به ویژه کشورهای غربی نیز بارها حملات سپاه پاسداران به خاک اقلیم کردستان عراق را محکوم کردهاند.
پیشتر دفتر سازمان ملل در عراق با محکوم کردن «حملات مجدد موشکی و پهپادی ایران به اقلیم کردستان» آن را نقض حاکمیت عراق توصیف کرد و هشدار داد عراق نباید به عنوان میدانی برای تسویه حساب مورد استفاده قرار گیرد و تمامیت ارضی آن باید رعایت شود.
۲۲ شهریور ماه سالروز اعدام نوید افکاری است. سعید افکاری، برادر او در شبکه اجتماعی اکس یادی از آخرین روزهای زندگی این کشتیگیر کرده که در تابستان سال ۱۳۹۹ و در ۲۷ سالگی، به اتهام محاربه به دار آویخته شد.
در آخرین فایل صوتی منتشر شده از نوید افکاری، او جملهای را به کار برد که در سه سال گذشته بارها تکرار و شنیده شده است: «برای طناب دارشان، دنبال گردن میگردند.»
سعید افکاری پیش از ظهر چهارشنبه ۲۲ شهریور در پستی نوشت: «سه سال پیش، این ساعتها، خبر آمد نفس برادرمان را گرفتند.»
ماموران امنیتی جمهوری اسلامی، نوید افکاری را در پی اعتراضات به افزایش نرخ ارز، گرانی و تورم در مرداد سال ۱۳۹۷ در شیراز بازداشت و به «قتل و محاربه» متهم کردند.
سعید افکاری درباره شرکت برادرش در اعتراضات یادآور شد: «وقتی آشناهایمان به نوید میگفتند چرا میروی توی اعتراضات، تو که موفقی، بنشین زندگیات را بکن، [او] میگفت اگر من بلند نشوم، کی بلند بشود؟»
اما علاوه بر نوید، همان زمان دو برادر دیگر او، وحید و حبیب افکاری نیز بازداشت و به حبسهای طولانیمدت و تبعید محکوم شدند.
برادر چهارم یعنی سعید افکاری از همان زمان در شبکه اجتماعی اکس (توییتر سابق) فعال است. او شامگاه سهشنبه ۲۱ شهریور درباره شب پیش از اعدام نوید نوشت: «سه سال پیش، این ساعتها، برادر کوچکم به من زنگ زد و گفت هیچ نگران من نباشید .... قطع کرد و رفت.»
فردای آن روز حکم اعدام نوید افکاری در زندان عادلآباد شیراز در حالی به شکل «ناگهانی» اجرا شد که او حتی نتوانسته بود برای آخرین بار با خانواده خود دیدار کند.
محاربه، قتل «مامور امنیتی» که گفته میشود کارمند حراست سازمان آب بوده است، شرکت در تظاهرات، تشکیل دسته چهار نفره، توهین به رهبر جمهوری اسلامی، شعارنویسی، اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و ضرب و جرح ماموران در جریان اعتراضات، اتهامات برادران افکاری اعلام شد.
نوید افکاری در یک فایل صوتی به صراحت گفته بود مامور امنیتی کشته شده را نمیشناسد و تحت فشار شکنجه و به خاطر خانوادهاش و فشار روی وحید، برادرش، قتل «حسن ترکمان» را پذیرفته و در این پرونده بیگناه است.
با وجود تناقضهای پرونده و بهرغم درخواستهای نهادهای جهانی و همچنین کارزار مجازی بسیار گسترده، حکم اعدام نوید افکاری اجرا شد.
خانواده افکاری از زمان بازداشت نوید و برادرانش پیوسته تحت فشار و آزار جمهوری اسلامی هستند و مزار نوید نیز بارها به دست عوامل حکومت تخریب شده است.
الهام افکاری، خواهر نوید افکاری هم روز ۱۹ آبان ۱۴۰۱ در جریان خیزش انقلابی علیه جمهوری اسلامی همراه همسر و دختر سه سالهاش بازداشت و به بازداشتگاه پلاک ۱۰۰ شیراز منتقل شد.
او البته مدتی بعد با پابند الکترونیکی از حبس آزاد شد.
وحید افکاری هم بیش از هزار روز است که در سلول انفرادی به سر میبرد.
او به ۳۳ سال و ۹ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است.
علاوه بر خانواده افکاری، تاکنون دو نفر نیز در ارتباط با پرونده و اعدام نوید افکاری، به طرزی مشکوک جانباختهاند: امین بذرگر و شاهین ناصری.
بذرگر، کشتیگیرِ فرنگیکارِ شیرازی و از دوستان نزدیک نوید افکاری بود که در خرداد سال ۱۴۰۰ ناپدید و پس از مدتی مشخص شد او در بازداشت نیروهای امنیتی در شیراز بوده است.
پس از ماهها بیخبری اما به خانواده او اطلاع دادند چند تکه استخوان در کوه دراک شیراز پیدا شده و بعدتر خبر آمد بر اساس نتایج آزمایشها، آن چند استخوان متعلق به امین بذرگر بوده است.
شاهین ناصری هم که شاهد شکنجه نوید افکاری بود، به طور مشکوکی در زندان تهران بزرگ جان باخت. ناصری پس از شهادت دادن درباره شکنجه نوید افکاری، به زندان تهران بزرگ تبعید شد و مدتی در سلول انفرادی بهسر میبرد.
بر اساس یک فایل صوتی با صدای ناصری که در شبکههای اجتماعی منتشر شد، او هشدار داده بود از طرف بازپرس پروندهاش به دلیل شهادت دادن در مورد شکنجه شدن نوید افکاری، تهدید شده است.
با وجود این سرکوبها و فشارها، خانواده افکاری در سه سال گذشته دست از دادخواهی برای محاکمه تمام آمران و عاملان دخیل در اعدام نوید افکاری بر نداشتهاند.
بهاره هدایت، زندانی سیاسی با انتشار نامهای خبر داد اعتصاب غذای خود را شکسته است. هدایت ۱۳ روز در اعتصاب غذا بود که در این مدت به گفته وکیلش، هشت کیلوگرم کاهش وزن و تپش قلب داشته است. او به دلیل وخامت حالش روز سهشنبه ۲۱ شهریور از زندان اوین به بیمارستان منتقل شد.
هدایت روز ۲۲ شهریور که به گفته او مصادف با سالروز «ربودن» مهسا ژینا امینی از سوی قاتلانش است، با انتشار متنی از زندان اوین خبر داد «به حرمت خواسته» خانوادههای دادخواه جواد روحی، مهسا امینی، جنایت انهدام هواپیمای اوکراینی و همه داغداران و دادخواهان دیگری که درخواست شکستن اعتصاب او را مطرح کردند، به اعتصاب غذای خود پایان میدهد.
او در ادامه خاطرنشان کرد: «اعتصابم را میشکنم اما عهدم را نه. عهدم با خودم و با شما مردم رنجدیده وطنم، تا روزی که رد پای جمهوری اسلامی، این حکومت ضد آزادی، از خاک ایران زدوده نشود.»
این فعال سیاسی محبوس در اوین، تاکید کرد که اعتصاب غذایش برای یادآوری مقاومت بیپایان در خیابان و جسارت و وجدان معترضان بوده و تاکید کرد: «هنوز پیروز نشدهایم و هنوز غاصبان ایران بر سرنوشت این کشور حاکماند.»
هدایت همچنین مژگان افتخاری، مادر مهسا امینی را خطاب قرار داد و او و خانوادهاش را «شرف سپهر سیاسی ایران»، «خودِ وجدان» و «تجسمی پاک از وطن» توصیف کرد.
مژگان افتخاری به تازگی در یک استوری اینستاگرامی از بهاره هدایت درخواست کرده بود اعتصاب غذایش را بشکند.
او خطاب به این فعال سیاسی نوشت: «مصرانه از شما درخواست میکنم تا به اعتصاب غذای خود پایان دهید چرا که مردم ایران به حیات و سلامت شما نیاز دارند.»
علاوه بر خانم افتخاری، در طول حدود دو هفتهای که این فعال سیاسی و مدنی در اعتصاب غذا بود، پیامهای فراوانی از سوی فعالان مدنی، هنرمندان و خانوادههای دادخواه برای دعوت از او به شکستن اعتصابش منتشر شد.
از جمله ۲۱ زندانی سیاسی و همبندیهای بهاره هدایت که در نامهای از او خواستند به اعتصاب غذایش پایان دهد.
این زندانیان سیاسی خطاب به او نوشتند: «بهاره جان! از تو میخواهیم به اعتصاب غذایت پایان دهی؛ باشد که کنار هم رویای جمعیمان را جانی دوباره ببخشیم.»
به گفته این زندانیان سیاسی، ما دورهای را زندگی میکنیم که حقیقت را وارونه مینمایانند و ارزشهایی که سیاست را سامان میدهد، فرو ریخته است: «در این شرایط برای آن کسی که عمری در تکاپوی آزادی برای همگان و برای ایران بوده شاید جز میانجی کردن جان خود چارهای باقی نمانده باشد تا انذار دهد که آنچه به تاراج میرود زندگی یک انسان و هستی و آینده یک سرزمین است.»
ناهید تقوی، نیلوفر بیانی، نیلوفر حامدی، الهه محمدی، نرگس محمدی، ویدا ربانی، سپیده قلیان، شکیلا منفرد و فائزه هاشمی از جمله امضاکنندگان این نامه هستند.
آنان در پایان نامه خود نوشتند: «ما جمعی از همبندیهایت اعلام میداریم بیش از این به خطر افتادن جان و سلامتیات را تاب نداریم و با اتکا به دعوت مادر و پدر زندهیاد جواد روحی از تو درخواست میکنیم برای حفاظت از نفس خود و خویشتن خود به مثابه وجدانی نگران و در تقلا برای آزادی، به اعتصاب غذایت پایان دهی.»
روز سهشنبه ۲۱ شهریور، زهرا مینویی، وکیل بهاره هدایت، در پستی در شبکه اجتماعی اکس خبر داد که «مطابق اطلاع خانواده» این زندانی سیاسی، او را در سیزدهمین روز اعتصاب غذا، به دنبال وخامت حالش از زندان اوین به بیمارستان منتقل کردهاند.
انتقال بهاره هدایت به بیمارستان در حالی انجام شد که درخواستها از او برای شکستن اعتصاب غذایش با وجود تاکید این فعال سیاسی زندانی بر مسیری که انتخاب کرده، ادامه داشت. از جمله این درخواستها، نامه بیش از ۲۰۰ هنرمند، روزنامهنگار و فعال مدنی به بهاره هدایت بود که در آن خواستار پایان دادن به اعتصاب غذایش در زندان اوین شدند.
آنان نوشتند: «ما جمعی از سینماگران، روزنامهنگاران، خانوادههای دادخواه، فعالان مدنی و مردم ایران، تجدید عهدت با وجدان عمومی و جنبش مهسا را ارج میگذاریم. جامعه ایران و خانوادههای دادخواه، به تن سالم و روح استوار و آزادیخواهت در مسیر عدالت نیاز دارند.»
ترانه علیدوستی، مانی حقیقی، رخشان بنیاعتماد، جعفر پناهی، محمد رسولاف، مجتبا میرتهماسب، حمید پورآذری، محسن امیریوسفی، صنم حقیقی، شیرین برقنورد، مهوش شیخالاسلامی، مریم پالیزبان، آتنا کامل، غنچه قوامی، صبا شعردوست، نازنین خسروانی، لیلا ارشد، محسن عبدالوهاب، هانی نیرو، مجید برزگر، مینا اکبری، نوشین جعفری، ریحانه طباطبایی و خانوادههای امیرارشد تاجمیر، سعید زینالی و مصطفی کریمبیگی از جمله امضاکنندگان این نامه بودند.
عبدالله مومنی، فعال سیاسی و زندانی پیشین هم با اشاره به نگرانیها درباره وضعیت جسمی هدایت، از او خواسته بود به اعتصاب غذای خود پایان دهد.
هدایت عصر روز ۹ شهریور اعتصاب غذای خود را در اعتراض به مرگ مشکوک جواد روحی در زندان، درخواست برای آزادی الهه محمدی و نیلوفر حامدی، دو خبرنگار زندانی و نیز حمایت از یک سال «مقاومت بیامان زنان آزادیخواه» ایران آغاز کرد.
در روزهای گذشته ۷۰ فعال دانشجویی سابق و فعلی و خانواده روحی نیز با انتشار متنی خطاب به هدایت، از او خواسته بودند به اعتصاب غذایش پایان دهد.
هدایت در واکنش به این درخواستها نامهای از اوین منتشر کرد و در آن گفت: «نگران من نباشید. نگران ایران باشید!»
او تاکید کرد جمهوری اسلامی رفتنی است اما رفتنش به «کنش سیاسی اندیشیده و مبتنی بر وجدان» وابسته است.
این فعال سیاسی در حالی بر «وجدان جمعی» پای فشرد که در نامه پیشین خود مبنی بر آغاز اعتصاب غذا نیز این عبارت را کلیدواژه اصلی اقدام خود معرفی کرده بود.
بهاره هدایت، کنشگر ۴۲ ساله که فعالیت سیاسیاش را با خط فکری اصلاحطلبی از اوایل دهه ۸۰ شمسی شروع کرد و تاکنون سالها زندان از جمله هفت سال حبس بعد از اعتراضها به نتایج انتخابات سال ۱۳۸۸ را تحمل کرده، جزو معدود فعالان سیاسی در داخل ایران است که حالا به شکلی علنی از براندازی جمهوری اسلامی صحبت میکند و خواستار آن است.
او در جریان خیزش انقلابی ایرانیان روز ۱۱ مهر ماه در تهران بازداشت شد و بیم آن میرود که نوشتن و انتشار این نامهها در مخالفت علنی با جمهوری اسلامی به اتهامات و مدت حبس او اضافه کند.
هدایت پیشتر و در اواخر خرداد ماه سال جاری هم درباره اختلاف اپوزیسیون به ویژه در خارج از کشور و ضربه آن به جریان خیزش انقلابی هشدار داد و گفت که این نزاع به سرخوردگی در مردم دامن خواهد زد.
او در پایان نامه جدید خود وفاداری به وجدان جمعی را نه «اندرزی اخلاقی» یا راهحل مشکلات پیچیده اپوزیسیون، بلکه از جمله نیازهای سیاسی برای تحقق براندازی و نجات ایران از «منجلاب حکومت تمامیتخواه دینی» دانست.
هدایت اکنون برای تحمل چهار سال حکم حبس بهدلیل اعتراض به سرنگونی هواپیمای اوکراینی از سوی سپاه پاسداران، در زندان اوین محبوس است.