نیروی دریایی سپاه پاسداران: یک کشتی حامل گاز را در تنگه هرمز هدف قرار دادیم


نیروی دریایی سپاه پاسداران پنجشنبه ۱۷ مهر اعلام کرد کشتی حامل گاز مایع بهنام «انوی سانشاین»، متعلق به شرکت ناتویت، را هنگام عبور از جنوب تنگه هرمز هدف قرار داده است.
سپاه پاسداران در بیانیه خود گفت این کشتی در حال عبور از مسیری «غیرقانونی» بود و پس از اصابت، موتورخانه و سامانه رانش آن دچار آتشسوزی گسترده شد.
نیروی دریایی سپاه همچنین اعلام کرد کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد و اجازه حضور نیروهای نظامی آمریکا در این منطقه را نخواهد داد.
سپاه پاسداران همچنین اعلام کرد شرکتهای کشتیرانی که با آمریکا همکاری کنند، با تحریم و اقدامات تنبیهی علیه شناورهای خود روبهرو خواهند شد.
بر اساس این بیانیه، سپاه از این پس برخورد با شناورهایی را که از مسیرهای غیرمجاز عبور کنند، به تنگه هرمز محدود نخواهد کرد و این کشتیها را در سراسر منطقه هدف اقدامات تنبیهی قرار خواهد داد.






رییس کل دادگستری استان کردستان از بازداشت متهم پرونده آزار جنسی در دیواندره خبر داد. این پرونده پس از انتشار گزارشهایی درباره آزار جنسی کودکان در یک باشگاه فوتبال این شهرستان مطرح شد و تاکنون پنج نفر از متهم شکایت کردهاند.
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی، جمعه ۱۷ مهر به نقل از محمد جباری، رییس کل دادگستری استان کردستان، گزارش داد متهم پس از احضار به دادگستری دیواندره و تفهیم اتهامهای «آزار و اذیت جنسی» و «تهیه فیلم و محتویات مستهجن»، روانه زندان شده است.
جباری اعلام کرد پرونده این متهم به دادگاه کیفری یک مرکز استان کردستان ارسال شده و تحقیقات تکمیلی برای روشن شدن ابعاد آن ادامه دارد.
افشار امیراحمدی، دادستان عمومی و انقلاب دیواندره، نیز در واکنش به انتشار گزارشهایی درباره آزار جنسی منتسب به یکی از دبیران و مربیان فوتبال این شهرستان، اعلام کرد دستور قضایی برای بازداشت متهم صادر شده است.
او گفت انتشار این گزارشها در فضای مجازی و نگرانی خانوادهها باعث شد موضوع از همان ساعات اولیه در دستور کار دستگاه قضایی قرار گیرد.
هیات فوتبال دیواندره نیز تایید کرده است فرد بازداشتشده از مربیان فوتبال این شهرستان است.
حسین منتظری، فرمانده انتظامی دیواندره، اعلام کرد پلیس از هفتههای گذشته در جریان موضوع قرار داشته و متهم را «پیش از هر اقدامی» بازداشت کرده است.
او همچنین از تعلیق فعالیتهای ورزشی متهم خبر داد.
با وجود ثبت پنج شکایت و تفهیم اتهامهای مرتبط با آزار جنسی، مشخص نیست منظور فرمانده انتظامی دیواندره از بازداشت متهم «پیش از هر اقدامی» چیست.
پیشتر نیز موضوع تعرض جنسی به نوجوانان در فضاهای عمومی و محیطهای ورزشی مطرح شده بود.
رسانه قوه قضاییه دوم مهر گزارش داد برای شش مامور در پرونده ضربوجرح و تعرض جنسی به یک نوجوان در تبریز کیفرخواست صادر شده، اما تعرض جنسی در فهرست اتهامهای آنان نیامده و این واقعه «برخورد ناپسند» توصیف شده است.
ثبت شکایت در پلیس فتا
رسانه محلی «کوردیا (کُرد نیوز)» پیشتر گزارش داده بود حدود ۵۰ کودک و نوجوان در باشگاه فوتبال «ستارگان دیواندره» احتمالا مورد تعرض جنسی قرار گرفتهاند. با این حال، مقامهای قضایی تاکنون تنها از شکایت پنج نفر خبر دادهاند.
هویت فرد بازداشتشده نیز از سوی مقامهای قضایی اعلام نشده است.
بر اساس این گزارش، یکی از شاگردان باشگاه با مراجعه به پلیس فتا شکایت خود را ثبت کرده و پس از آن، شماری دیگر از شاگردان نیز از آزار جنسی شکایت کردهاند.
این رسانه همچنین نام دو مربی باشگاه را در گزارش خود مطرح کرد و نوشت برخی از شاگردان گفتهاند با وعده پیشرفت ورزشی و معرفی به تیمهای بهتر، مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتهاند.
در سالهای گذشته نیز گزارشهایی درباره آزار جنسی کودکان در مدارس فوتبال ایران منتشر شده است.
در پروندهای در تهران، یک مربی فوتبال با شکایت خانوادههای هشت پسر نوجوان ابتدا به اعدام محکوم شد، اما دیوان عالی کشور حکم را نقض کرد.
اعتمادآنلاین شهریور ۱۴۰۳ گزارش داد این مربی پس از محاکمه دوباره به ۹۹ ضربه شلاق، دو سال تبعید و دو سال محرومیت از مربیگری و فعالیت ورزشی محکوم شد. بر اساس این گزارش، پزشکی قانونی وقوع تجاوز را مطابق تعریف قانونی آن تایید نکرده بود.
ایراناینترنشنال بهمن ۱۴۰۱ در گزارشی به پرونده آزار جنسی احتمالی ۱۵ کودک فوتبالیست در مشهد پرداخت و نوشت مربی متهم، با وجود ادامه فعالیت در فوتبال، از دو خبرنگار شکایت کرد.
روزنامه شرق اردیبهشت ۱۳۹۱ از پرونده مردی خبر داد که با وعده پیشرفت در فوتبال، ۱۵ نوجوان اصفهانی را به تهران منتقل کرده و در خوابگاهی اسکان داده بود. شماری از این نوجوانان از آزار جنسی و تهدید به انتشار فیلم شکایت کرده بودند. این فرد بهعنوان دلال فوتبال فعالیت میکرد.
علاوه بر مدارس فوتبال، مواردی از آزار جنسی کودکان در دیگر رشتههای ورزشی نیز گزارش شده است.
خبرگزاری برنا دی ۱۳۹۸ از بازداشت مربی ورزشی در تهران به اتهام آزار شاگردان خردسال خبر داد.
بر اساس این گزارش، همسر متهم با ارائه تصاویر دوربین خانگی موضوع را افشا کرده بود.
رشته ورزشی و نتیجه رسیدگی قضایی به این پرونده اعلام نشد.
تیر ۱۳۹۷ نیز دادستان وقت شیراز بازداشت یک مربی دفاع شخصی و صدور کیفرخواست علیه او را در پی شکایت از آزار جنسی یک پسر ۹ ساله تایید کرد.
گزارشها از لغو مجوز فعالیت این مربی حکایت داشتند.
دی ۱۳۹۲ نیز خانوادههای سه دختر هفت تا ۱۱ ساله در مشهد از مربی ۶۰ ساله رشته «آرشیگان» شکایت کردند.
به گفته پلیس، این مربی کودکان را به بهانه تمرین اختصاصی به خانه خود میبرد و کلاسهای خانگی او مجوز نداشت.
با وجود انتشار گزارشهای متعدد درباره آزار جنسی کودکان در محیطهای ورزشی ایران، سرانجام رسیدگی قضایی به برخی از این پروندهها روشن نیست و در شماری دیگر نیز همه اتهامهای مطرحشده به اثبات نرسیدهاند.
سوگل راهش را عوض میکند تا از پل هفت تیر مشهد نگذرد. پرهام هر صبح با آهنگی از خواب برمیخیزد که اسامی جاویدنامان دی با آن خوانده شده است. سپهر از زمانی که ساچمهای به نزدیکی چشمش اصابت کرده، بیشتر به مرگ فکر میکند؛ به اینکه اگر نباشد، بر سر همسر و فرزندش چه خواهد آمد.
۹ ماه از دی گذشته است، اما آن دو شب هنوز در زندگی این افراد ادامه دارد.
هزاران نفر دیگر هرگز به خانه بازنگشتند. دهها نفر اعدام شدهاند. هزاران نفر در زندان به سر میبرند و میلیونها نفر ماندهاند با خاطره آنچه گذشت؛ با سوگ، خشم، ترس و پرسشهایی درباره آینده وطن.
بازماندگان چه چیزی با خود حمل میکنند؟ آیا سهمشان از آن دو شب تنها درد بوده است؟ چگونه زندگی میکنند؛ وقتی زندگی دیگر شبیه گذشته نیست؟
آنچه میخوانید، بازسازی وقایع دی نیست؛ هفت روایت از زندگی پس از آن است؛ روایتهایی از گوشهوکنار ایران و یکی از غربت؛ صدای کسانی که دیدهاند، زخم برداشتهاند یا از دور شاهد فاجعه بودهاند و اکنون، پس از ۹ ماه، از حال و آینده میگویند.
روایتها به همان اندازه که به یکدیگر شبیهاند، متفاوت هستند. در بازگویی آنها تا حد ممکن دخالت نشده تا صدا، صدای بازماندگان بماند.
برخی با بغض سخن گفتند، مصاحبه را نیمهکاره رها کردند و دوباره بازگشتند. گفتن آسان نبود، اما گفتند؛ برای آن که فراموش نشود و روایت حکومت، روایت غالب نباشد.
فاطمه، ۳۵ ساله، کارشناس خرید
فاطمه در اعتراضات دی برای نخستین بار در زندگیاش انسانی را دید که گلوله خورده بود.
او ۹ ماه بعد، از احساسی دوگانه در جامعه میگوید؛ ترسی عمیق از جراحت، شکنجه، بازداشت و اعدام، در کنار جسارت و شجاعتی که به باور فاطمه، در ناخودآگاه مردم ریشه دوانده و حتی در رفتارهای روزمرهشان آشکار میشود.
از زنانی میگوید که بدون حجاب اجباری به ادارات و بانکها میروند و جوانانی که در ایستهای بازرسی با عوامل سپاه و بسیج بحث میکنند و آشکارا آنها را به چالش میکشند.
فاطمه تغییر دیگری هم دیده است؛ بسیاری از کسانی که در میان خویشاوندانشان مقامهای حکومتی، مدیران دولتی یا روحانی دارند، این نسبت را پنهان میکنند و حتی در جمع به انتقاد از حکومت میپردازند تا اعتبار اجتماعی خود را از دست ندهند.
اما آنچه ذهن فاطمه را بیشتر مشغول کرده، «کرختی» جامعه در برابر مرگ، اعدام و احکام زندان است. ابتدا این موضوع او را سرخورده کرده بوده، اما بهتدریج به برداشت دیگری رسیده است: «این یک مکانیسم دفاعی برای زنده ماندن است.»
فاطمه این وضعیت را به گرفتار شدن در دریایی متلاطم تشبیه میکند: «اگر با هر موج به زیر آب برویم، دیگر فرصتی برای زنده ماندن نخواهیم داشت.»
او تاکید میکند: «باید زنده بمانیم؛ برای هدف اصلیمان که هنوز محقق نشده است.»
سپهر، ۳۰ ساله، کارمند یک شرکت صنعتی
ساچمه نیروهای سرکوبگر به صورت سپهر اصابت کرد؛ در فاصلهای اندک از چشمانش.
او در اعتراضات دی مجروح شدن مردم را به چشم دید. شکم یکی از معترضان در کنارش دریده شد. سپهر او را کشید و به عقب برد.
میگوید پیش از دی آدم بیخیالی بود؛ غصه چندانی نمیخورد و به مرگ فکر نمیکرد. اما حالا همهچیز عوض شده است: «از دیماه مرگاندیش شدم. به این فکر میکنم که اگر نباشم، برای همسر و فرزندم چه اتفاقی میافتد. برای این شرایط برنامهریزی میکنم و این بار سنگینی به دوش من است.»
با این حال، سپهر میگوید دیگر از صدای تیر نمیترسد. به باور او، فروریختن ترس مردم، برگ برنده آنها در برابر حکومت است.
او تغییر را در اطرافیان خود نیز دیده است. دوستی مرفه و صاحب شرکت دارد که پیشتر هرگز درباره سیاست حرف نمیزد، اما اکنون در اینستاگرام فعال است و آشکارا از خانوادههای جاویدنامان و معترضان حمایت میکند.
سپهر هشدار میدهد جمهوری اسلامی برای کسب مشروعیت و همچنین اختلافافکنی میان مخالفانش هزینههای سنگینی کرده است.
سپهر خواستار حمایت گسترده از شاهزاده رضا پهلوی است: «او قدرت خود را از مردم کوچه و خیابان میگیرد. مردم مسلح نیستند، اما مصمم و شجاع هستند و شاهزاده میتواند با همراهی مردم، انقلاب را به پیروزی برساند.»
پرهام، ۳۹ ساله، عضو کادر درمان
چند روز پس از کشتار دی، از شمارهای ناشناس در تلگرام پیامی به نویسنده این گزارش رسید. فرستنده پرهام بود؛ آشنایی از سالهای دور.
چند عکس رادیولوژی از مجروحان فرستاده بود؛ تصاویری پر از گلوله؛ سندهایی از جنایتهای جمهوری اسلامی.
۹ ماه بعد، پرهام میگوید زخمهای آن روزها فراموششدنی نیستند. از منظر پزشکی، بسیاری از مجروحان سالها و گاه تا پایان عمر با عوارض جراحتهایشان زندگی خواهند کرد.
او معتقد است کشته شدن علی خامنهای اندکی از درد خانوادههای داغدار کاسته، اما هدف نهایی همان سرنگونی جمهوری اسلامی است که باید محقق شود: «انتظار طولانی فرساینده است، اما نمیخواهم گذشت زمان آنچه را دیدهام از خاطرم ببرد.»
برای همین، آهنگ ویولونی را که هنگام خواندن نام جاویدنامان پخش میشد، زنگ بیدارباش تلفن همراهش کرده است: «تا از صبح که بیدار میشوم، یادم باشد بر ما چه گذشته است.»
پرهام گذار مسالمتآمیز از جمهوری اسلامی را «توهم» میداند. به باور او، میان مردم و حکومت دریایی از خون فاصله افتاده و تا تحقق سرنگونی نمیتوان از پیروزی سخن گفت.
سوگل، ۳۴ ساله، فریلنسر حوزه دیجیتال
سوگل از بازماندگان کشتار بلوار هفت تیر مشهد است و در تمام گفتوگو، بغض و اشک همراهش بود: «فراموش نشده. هر ساعت به آن فکر میکنم. وسط کار ناگهان غرق میشوم و یاد آن دو شب میافتم. وسط کتاب خواندن. وسط ورزش کردن.»
میگوید زندگی ادامه دارد؛ کار میکند، سفر میرود، اما غم از نگاهش نرفته است. همچنان کابوس میبیند؛ چهرههای گلولهخورده را در خواب میبیند.
پس از کشتار، مدتها عذاب وجدان داشته. از خود میپرسیده چرا او زنده مانده و هزاران نفر دیگر کشته شدهاند. چند ماه بعد، در روز تولدش، جوجهکبوتری مجروح در کوچه پیدا میکند. از او مراقبت میکند تا بهبود یابد.
آن اتفاق برایش معنای دیگری پیدا میکند: «باید خودم خوب باشم تا بتوانم از بقیه هم مراقبت کنم و در کنار هم ادامه بدهیم.»
سوگل هنوز نمیتواند از پل هفت تیر عبور کند؛ مسیرش را تغییر میدهد تا آنجا را نبیند. اما بهتازگی ناچار شده به پزشکی مراجعه کند که مطبش مشرف به همان پل است: «سانت به سانت محل برایم خاطره آن دو شب بود.»
کلانتری هفت تیر، ساختمان آرمیتاژ که به گفته او تکتیراندازها بر فراز آن مستقر بودند، و خیابانهایی که دیگر برایش فقط خیابان نیستند.
سوگل در عین این رنج، از تغییر عمیق اطرافیانش میگوید؛ خانوادههایی که پیشتر فرزندانشان را از شرکت در اعتراضات منع میکردند، اما حالا خود در فعالیتهای اعتراضی مشارکت دارند.
حتی بسیاری از مذهبیهایی که میشناسد، از حکومت روی گرداندهاند.
خودش نیز میگوید دیگر نمیتواند مدافعان حکومت را در زندگیاش بپذیرد: «همه منتظریم. چیزی فروکش نکرده. منتظر یک جرقه هستیم.»
آناهیتا، ۴۱ ساله، پژوهشگر علوم انسانی
آناهیتا در روزهای اعتراضات دی مخفیانه به یکی از مجروحان کمک کرده است: «ترسیده بودم؛ خیلی هم ترسیده بودم. برای مدتها شبها کابوس میدیدم. روزها فکر میکردم کسی از گوشه خیابان، از سمت پنجره خانه میخواهد به من شلیک کند.»
اما وقتی از پشیمانی میپرسم، قاطع پاسخ میدهد: «لحظهای پشیمان نشدم.»
این نخستین مواجهه او با سرکوب نبوده است. او پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» به اداره اطلاعات احضار و به بازداشت تهدید شده بود. از آناهیتا تعهد گرفته بودند.
میگوید نه آن تهدیدها و نه کشتار دی باعث نشده آرزو کند کاش در اعتراضات شرکت نکرده بود: «فقط هر دفعه خشمگینتر و مصممتر شدم.»
آناهیتا دکتری دارد، اما میگوید بهدلیل مواضعش، فرصت استخدام در دانشگاه را از دست داده است. با این حال، مبارزه برایش فقط به خیابان محدود نمانده است.
حجاب اجباری را به کلی از زندگیاش کنار گذاشته؛ تصمیمی که ابتدا حتی خانوادهاش پذیرای آن نبودهاند. میگوید برای این انتخاب جنگیده و زنان بسیاری را میشناسد که همین مسیر را پیمودهاند.
دایره اطرافیانش نیز کوچکتر شده است: «آدمهایی که چشمشان را به روی کشتار مردم بستند، از خودم دور کردم.»
حالا دوستان کمتری دارد، اما به گفته خودش، آدمهای شریفتری در کنارش ماندهاند.
مینا، ۳۳ ساله، مربی یوگا
مینا میگوید زندگی متوقف نشده است. مردم هنوز به عروسی میروند، قرار عاشقانه میگذارند و به کارهای روزمره میرسند، اما این ادامه دادن به معنای فراموشی نیست.
از کسانی میگوید که شبها، پیش از خواب، فیلمهای ۱۸ و ۱۹ دی و تصاویر جاویدنامان را تماشا میکنند؛ گویی میخواهند با این کار در برابر فراموشی مقاومت کنند.
در عین حال، مینا نگران است بزرگی فاجعه دی، توان واکنش جامعه به رنجهای دیگر را فرسوده باشد؛ از زنکشی و آسیبهای اجتماعی گرفته تا افزایش اعدامها.
به باور او، چیزهایی که روزگاری فاجعهای تکاندهنده بودند، اکنون به بخشی از تجربه آشنای زندگی تبدیل شدهاند: «روان دیگر توان تجربه مداوم وحشت را ندارد.»
مینا این وضعیت را نشانه رشد روانی نمیداند و میگوید در روانش برای غم، رنج و درماندگی جا باز شده، اما دیگر توان پردازش این حجم از درد را ندارد.
نلی، ۳۸ ساله، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، ساکن آلمان
نلی هنگام کشتار دی در ایران نبوده، اما فاصله جغرافیایی نتوانسته است او را از پیامدهای آن دور نگه دارد.
تمرکزش بهشدت کاهش یافته و شبها بارها از خواب بیدار میشود. با این حال، این فاجعه تاثیری متناقض نیز بر زندگیاش گذاشته است: انگیزه بیشتر برای زیستن.
نلی میگوید: «به خودم میگویم من آنجا نبودم، اما الان زندهام و این زنده بودن باید معنایی اضافه داشته باشد.»
او به آبان ۱۳۹۸ بازمیگردد؛ زمانی که در ایران بود و سرکوب اعتراضات زندگیاش را برای مدتی طولانی در تاریکی فرو برد. از شور زندگی تهی شده بود و حتی دیگر از خودش یا دیگران عکس نمیگرفت.
میگوید در سالهای بعد و بهویژه در جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بهتدریج آموخته است که زنده ماندن جسم کافی نیست؛ روان نیز باید زنده بماند.
اکنون هنوز گریه میکند و شبها کابوس میبیند، اما میکوشد امیدش را حفظ کند؛ امیدی نه سادهلوحانه، بلکه برخاسته از شناخت واقعیت.
نلی معتقد است هنوز برای داوری قطعی درباره سرنوشت اعتراضات دی زود است. جان هزاران انسان از دست رفته، اما تحولات سالهای اخیر را باید «قطعات پازلی بزرگتر» دید.
از نگاه او، بازماندگان مسئولیتی بزرگ بر دوش دارند: پاسداری از یاد جانباختگان و ادامه دادن راهی که ناتمام مانده است: «من پرزورتر به سراغ زندگی میروم تا این اتفاقات بیهوده نباشد. یکی از موثرترین راههای مبارزه با جمهوری اسلامی، سرپا ماندن و زنده ماندن است؛ سلامت بدن و روان.»
نلی بهتازگی از سفر به ایران بازگشته است. میگوید پس از دی، توان دوست داشتن مردم در او بیشتر شده، صبورتر است و بیشتر لبخند میزند. اما جمله آخرش نشان میدهد هیچچیز به وضعیت پیشین بازنگشته است: «روان من همچنان در شرایط انقلابی مانده.»
در ستایش امید
واتسلاو هاول، نویسنده و سیاستمدار فقید اهل جمهوری چک، درباره امید گفته بود: «هرچه شرایطی که در آن امید خود را نشان میدهیم ناامیدکنندهتر باشد، عمق آن امید بیشتر است.»
شاید آنچه این هفت روایت را به یکدیگر پیوند میدهد، همین امید باشد؛ اصرار بر ادامه دادن حتی زمانی که آینده نامعلوم است.
در روایت بازماندگان، ترس هست، خشم هست، سوگ هست و زخمی که هنوز التیام نیافته. اما در کنار همه اینها، ارادهای برای زنده ماندن هم دیده میشود؛ برای مراقبت از دیگری، حفظ خاطره جاویدنامان و ساختن آیندهای متفاوت.
جامعه ایران به زندگی ادامه میدهد، اما دی هنوز تمام نشده است. سه ماه تا سالگرد کشتار باقی مانده و هیچکس نمیداند این سه ماه چه در پی خواهد داشت.
آنچه روشن است، این است که بازماندگان هنوز حرف دارند و تا زمانی که روایت میکنند، آن دو شب به فراموشی سپرده نخواهد شد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و ۲۳ سازمان مدنی و حقوق بشری دیگر، از گوگل و متا خواستند اپلیکیشن همسریابی «آدم و حوا» و حسابهای تبلیغاتی آن را حذف کنند. این درخواست پس از انتشار تحقیقی درباره معرفی دختران ۱۳ تا ۱۷ ساله بهعنوان گزینههای ازدواج مطرح شد.
این نامه در آستانه روز جهانی دختر، ۱۹ مهر ۱۴۰۵ (۱۱ اکتبر ۲۰۲۶)، منتشر شد و امضاکنندگان آن بر ضرورت اقدام فوری برای حفاظت از کودکان در پلتفرمهای همسریابی تاکید کردند.
بر اساس تحقیق تازه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در سامانه همسریابی «آدم و حوا» میتوان بدون ورود به حساب کاربری، پروفایل دختران ۱۳ تا ۱۷ ساله را بهعنوان گزینههای ازدواج جستوجو و مشاهده کرد.
در بررسی انجامشده در ۱۳ مهر، این سامانه در جستوجوی دختران ۱۳ تا ۱۷ ساله، ۱۰۰ پروفایل نمایش داد که حداکثر تعداد قابل مشاهده در نتایج جستوجو بود.
پژوهشگران در میان این پروفایلها، دختران ۱۳ و ۱۴ ساله را نیز شناسایی کردند.
ایراناینترنشنال دوم آذر ۱۴۰۴ در گزارشی از انتشار آگهی ازدواج دختران ۱۳ ساله در این سامانه خبر داد و نوشت کاربران هنگام ثبتنام در این سامانه باید گرایش سیاسی و اعتقاد خود به رهبری جمهوری اسلامی را نیز اعلام کنند.
محمدحسین اصغری، مدیر اجرایی سامانه «آدم و حوا»، نیز در واکنش به انتقادها، اول آذر همان سال به روزنامه شرق گفت بر اساس ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، ازدواج دختران از ۱۳ سالگی مجاز است و این سامانه از نظر حقوقی موظف به پذیرش عضویت آنهاست.
اگرچه شرایط استفاده از «آدم و حوا» ثبتنام دختران بالای ۱۵ سال و پسران بالای ۱۸ سال را مجاز میداند، پژوهشگران دریافتند این سامانه سال تولد افراد ۱۲ ساله را نیز بدون هشدار یا محدودیت سنی میپذیرد.
والدین نیز میتوانند برای فرزندان خود پروفایل همسریابی ایجاد کنند.
در این تحقیق همچنین آمده است که سامانه «آدم و حوا» خبر ازدواج یک دختر ۱۶ ساله با مردی ۲۳ ساله را منتشر کرده است.
ارتباط پلتفرم با نهادهای حکومتی
«آدم و حوا» از طرحهای «جمعیت امام رضاییها» است؛ نهادی که حسین یکتا، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، آن را بنیان گذاشته و هدایت کرده است.
این تحقیق همچنین ارتباطات سازمانی و نیروی انسانی میان «جمعیت امام رضاییها»، نهادهای وابسته به آستان قدس رضوی و مدیران و اعضای «ساختار علمی» سامانه «آدم و حوا» را بررسی کرده و به تبلیغ این سامانه در برنامههای صداوسیمای جمهوری اسلامی پرداخته است.
شمار سامانههای همسریابی دارای مجوز در ایران از یک سامانه در سال ۲۰۲۰ به بیش از ۲۰۰ سامانه در اوایل سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است.
بر اساس ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ایران، ازدواج دختران از ۱۳ سالگی و پسران از ۱۵ سالگی مجاز است. ازدواج در سنین پایینتر نیز با اجازه ولی و تشخیص مصلحت از سوی دادگاه، امکانپذیر است.
آبان ۱۴۰۴ انتشار ویدیویی از سرودخوانی کودکان درباره ازدواج در رسانههای حکومتی، واکنشهای گستردهای در شبکههای اجتماعی برانگیخت.
درخواست برای بررسی مسئولیت گوگل و متا
بر اساس یافتههای این تحقیق، اپلیکیشن «آدم و حوا» در گوگلپلی با ردهبندی سنی «مناسب برای همه» عرضه شده و بیش از ۱۰۰ هزار بار دانلود شده است.
صفحه این سامانه در اینستاگرام نیز حدود ۱۹۲ هزار دنبالکننده دارد.
امضاکنندگان نامه خواستار حذف اپلیکیشن «آدم و حوا» از گوگلپلی و حسابهای تبلیغاتی آن از اینستاگرام و تردز شدند.
آنها بر جلوگیری از انتشار اطلاعات شخصی کودکان، تقویت سازوکارهای احراز سن و بازبینی مستقل ردهبندی سنی اپلیکیشنهای همسریابی تاکید کردند.
این ۲۴ سازمان همچنین خواستار بررسی مالکیت، ذینفعان و ارتباطات نهادی این سامانه شدند و از گوگل و متا خواستند ظرف ۳۰ روز درباره اقدامات خود در پاسخ به نامه و انطباق خدماتشان با سیاستهای حفاظت از کودکان توضیح دهند.
سازمان جهانی مبارزه با شکنجه، موسسه حقوق بشر کانون وکلای بینالمللی، سازمان حقوق بشر کردپا، حالوش، بنیاد مانوشیا، بنیاد لیمنگوئن، فمنا و فعالان حقوق بشر ترکمنصحرا، همراه با شماری از سازمانهای مدافع حقوق دیجیتال، تشکلهای صنفی معلمان و دیگر نهادهای حقوق بشری، از امضاکنندگان این نامه هستند.
با وجود تداوم کودکهمسری در ایران، آمار جامع و بهروزی از شمار ازدواج کودکان منتشر نمیشود.
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در سال ۱۴۰۱ حدود ۲۵ هزار و ۹۰۰ دختر ۱۰ تا ۱۴ ساله ازدواج کردند و هزار و ۳۹۲ نوزاد از مادران زیر ۱۵ سال متولد شدند.
آمار سازمان ثبت احوال نیز نشان میدهد در سال ۱۴۰۰، هزار و ۴۷۴ نوزاد از مادران ۱۰ تا ۱۴ ساله به دنیا آمدند.
قیمت جهانی نفت پس از اظهارات دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره مذاکرات با جمهوری اسلامی و اعلام خودداری واشینگتن از حمله به ایران پیش از انتخابات میاندورهای، کاهش یافت. با این حال، اختلال در عرضه انرژی و نگرانی درباره امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز ادامه دارد.
بر اساس دادههای وبسایت تریدینگ اکونومیکس، حدود ساعت ۱۲ ظهر جمعه ۱۷ مهر به وقت تهران، بهای نفت برنت با ۱.۳۵ درصد کاهش به ۱۰۲ دلار و ۸۷ سنت در هر بشکه رسید. نفت خام وست تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با افت ۱.۲۸ درصدی به ۹۰ دلار و ۳۲ سنت در هر بشکه کاهش یافت.
با وجود افت روز جمعه، نفت برنت که پنجشنبه چهار درصد افزایش یافته بود، همچنان در مسیر رشد هفتگی قرار دارد.
در مقابل، انتظار میرود نفت خام آمریکا هفته را با کاهش اندکی به پایان برساند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۶ مهر از گفتوگوهای «سازنده» با ایران خبر داد و گفت حملهای به ایران پیش از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در ۱۲ آبان برنامهریزی نشده است.
خبرگزاری رویترز ۱۷ مهر گزارش داد اظهارات ترامپ پس از انتشار گزارشهایی درباره احتمال حمله آمریکا به ایران پیش از انتخابات میاندورهای کنگره مطرح شد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز ۱۶ مهر گفت تهران پس از ارائه «طرح هفتروزه»، در حال بررسی دیدگاههای آمریکا است و ظرف چند روز آینده پاسخ میدهد.
به گفته او، تبادل پیامها از طریق میانجیها ادامه دارد.
لین تران، تحلیلگر شرکت خدمات مالی ایکساسداتکام (XS.com)، گفت کاهش تنشها به پیشرفت ملموس مذاکرات و بهبود امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز نیاز دارد.
ادامه فشار اقتصادی آمریکا و اختلال در عرضه نفت
آمریکا در هشتمین ماه پس از آغاز حملات به ایران در اسفند ۱۴۰۴، همزمان با ادامه مذاکرات، فشار اقتصادی بر تهران را حفظ کرده و ۱۶ مهر تحریمهای تازهای علیه افراد، شبکهها و ۱۷ کشتی مرتبط با حملونقل نفت خام، فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی ایران اعمال کرد.
قیمت نفت در هفته جاری با نوسانهای شدید همراه بوده است، زیرا تهدیدها علیه کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز افزایش یافتهاند. پیش از جنگ، روزانه حدود ۲۰ درصد نفت و سوخت مصرفی جهان از تنگه هرمز عبور میکرد.
جنگ در خاورمیانه و درگیری روسیه و اوکراین، عرضه فرآوردههای پالایششده نفتی، از جمله بنزین، سوخت هواپیما و بهویژه گازوئیل را مختل کردهاند.
چین، بزرگترین واردکننده نفت جهان، پس از وقفه در صادرات فرآوردههای نفتی در تعطیلات «هفته طلایی»، در حال ازسرگیری صادرات است؛ اقدامی که میتواند تا حدودی کمبود عرضه را جبران کند.
آژانس بینالمللی انرژی نیز در هفته جاری توافق کرد آزادسازی ذخایر نفتی را سرعت بخشد و در چارچوب برنامهای که از مارس ۲۰۲۶ آغاز شده است، عرضه گازوئیل را در اولویت قرار دهد.
از سوی دیگر، توفند «ایسایاس» در خلیج مکزیک تولید روزانه حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه نفت، معادل ۶۲.۹ درصد تولید این منطقه، را متوقف کرده است.
تران گفت این توقف از قیمت نفت حمایت میکند، اما تداوم تاثیر آن به وضعیت تاسیسات آسیبدیده و سرعت ازسرگیری تولید بستگی دارد.
کشورهای آسیایی برای مقابله با بحران انرژی ذخایر نفتی خود را افزایش میدهند
رویترز ۱۶ مهر گزارش داد کشورهای آسیایی در واکنش به اختلال در عرضه انرژی ناشی از جنگ ایران، برنامههای افزایش ذخایر نفتی، توسعه شبکه برق منطقهای و گسترش انرژیهای تجدیدپذیر را سرعت بخشیدهاند.
جنوب شرق آسیا بیشترین آسیب را از پیامدهای جنگ بر بخش انرژی دیده است. پیش از آغاز جنگ، ۸۰ درصد نفتی که از خلیج فارس و از مسیر تنگه هرمز عبور میکرد، راهی این منطقه میشد.
۹ کشور جنوب شرق آسیا به همراه ژاپن و استرالیا در بیانیهای مشترک بر افزایش ذخایر ملی نفت و ایجاد ذخایر مشترک منطقهای با مشارکت داوطلبانه تاکید کردند.
به گفته یک مقام وزارت اقتصاد ژاپن، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز برای همکاری در تقویت ذخایر نفتی آسیا اعلام آمادگی کردهاند.
فیلیپین قصد دارد تا پایان سال ۲۰۲۷ ذخیره ملی نفت ایجاد کند.
ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا و برنده نوبل صلح ۲۰۲۵، خواستار برگزاری انتخابات تا ژوئیه سال آینده شد. او همچنین خواهان شفافیت در مدیریت درآمدهای فروش نفت این کشور شد که تحت نظارت واشینگتن قرار دارد.
ماچادو در گفتوگو با فایننشالتایمز که جمعه ۱۷ مهر منتشر شد، گفت معتقد است برای آمادهسازی زمینه انتخابات تا ژوئیه ۲۰۲۷ (تیر و مرداد ۱۴۰۶)، «بیش از اندازه کافی» وقت وجود دارد.
او گفت: «دولت آمریکا و مردم ونزوئلا همگی توافق دارند که تنها راه پایدار کردن این وضعیت و تبدیل آن به یک پیروزی واقعی، تبدیل ونزوئلا به یک دموکراسی باثبات است.»
این درخواست در شرایطی مطرح شد که با گذشت ماهها از کنار رفتن نیکلاس مادورو، هنوز جدول زمانی مشخصی برای انتخابات اعلام نشده است.
وعده انتخابات بدون تعیین زمان
دلسی رودریگز، رییسجمهوری موقت ونزوئلا، اول مهر در مجمع عمومی سازمان ملل وعده برگزاری انتخابات داد و گفت دولت گفتوگو با مخالفان را آغاز کرده است.
او «مشارکت همه جریانهای سیاسی» را تضمین کرد، اما تاریخی برای رایگیری تعیین نکرد.
رودریگز پس از بازداشت مادورو به دست نیروهای آمریکایی در ژانویه ۲۰۲۶ به قدرت رسید.
واشینگتن میگوید ونزوئلا پیش از انتخابات باید به ثبات برسد و اقتصادش را احیا کند.
منتقدان، دولت دونالد ترامپ را متهم کردهاند توافقهای نفتی و سرمایهگذاری را بر مطالبه انتخابات آزاد مقدم کرده است. مخالفان، استقلال دیوان عالی و شورای ملی انتخابات را از پیششرطهای رایگیری میدانند.
طبق گزارش خبرگزاری رویترز، بسیاری از سیاستمداران، از جمله ماچادو، همچنان از نامزدی محروماند.
ماچادو در گفتوگوهای دولت با مخالفان حضور نداشته است. کمیته سیاسی او ۳۱ شهریور اعلام کرد تاکنون هفت بار مانع بازگشتش به ونزوئلا شدهاند؛ از جمله با تهدید شرکتهای هواپیمایی و فشار بر جزایر همسایه برای ندادن اجازه فرود.
از انتخابات مناقشهبرانگیز تا نوبل صلح
ماچادو در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ از نامزدی منع شد و از ادموندو گونزالس اوروتیا حمایت کرد. نهاد انتخاباتی ونزوئلا مادورو را پیروز اعلام کرد، اما مخالفان این نتیجه را نپذیرفتند.
ماچادو پس از آن عمدتا مخفیانه زندگی میکرد و اواخر سال گذشته برای دریافت جایزه صلح نوبل از کشور خارج شد.
کمیته نوبل این جایزه را به پاس تلاشهای او برای حقوق دموکراتیک مردم ونزوئلا و گذار مسالمتآمیز از دیکتاتوری به دموکراسی اعطا کرد.
او پس از بازداشت مادورو نیز خواستار انتخابات آزاد شد و از اقدام ترامپ تمجید کرد.
با این حال، همکاری واشینگتن با رودریگز و دیگر مقامهای دولت پیشین، نگرانی مخالفان را درباره روند انتقال قدرت افزایش داده است.