مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا: سه نفتکش در تنگه هرمز هدف قرار گرفتند


مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا چهارشنبه هشتم مهر در سه گزارش جداگانه اعلام کرد سه نفتکش سهشنبه هفتم مهر در تنگه هرمز با پرتابههای ناشناس هدف قرار گرفتهاند.
این مرکز اعلام کرد اطلاعات مربوط به این حوادث را با تاخیر دریافت کرده است.
بر اساس این گزارشها، یکی از نفتکشها که حامل نفت خام بود، از سمت چپ با پرتابهای ناشناس هدف قرار گرفت. نفتکش دیگری نیز هنگام ورود به تنگه هرمز با پرتابهای ناشناس هدف قرار گرفت.
این مرکز درباره سومین نفتکش نیز اعلام کرد که یک پرتابه ناشناس به آن اصابت کرده است.
در این گزارشها اطلاعاتی درباره عامل حملات، مبدا پرتابهها، میزان خسارت واردشده به نفتکشها یا وضعیت خدمه منتشر نشده است.
مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا از شناورها خواست هنگام عبور از تنگه هرمز احتیاط کنند و هرگونه فعالیت مشکوک را گزارش دهند.






با وجود پایان تابستان، پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از نقاط مختلف ایران نشان میدهد قطعی روزانه برق در شماری از استانها همچنان ادامه دارد. همزمان، گروهی از شهروندان از افزایش شدید مبلغ قبضهای برق و تغییر در نحوه محاسبه تعرفهها خبر میدهند.
مقامهای وزارت نیرو پیشتر وعده داده بودند خاموشیها قبل از رسیدن به پاییز، به پایان میرسد.
یک مخاطب ایراناینترنشنال در کرمان گفت: «قبض برق ما یک میلیون تومان آمده، در حالی که تابستان شش ساعت برق نداشتیم و الان هم روزی دو ساعت برق نداریم.»
شهروند دیگری از کاشان گفت قطعیهای دو تا چهار ساعته تابستان با آغاز مهر نیز ادامه یافته است: «اداره برق هم پاسخگو نیست و میگوید همینی است که هست، تحمل کنید.»
این وضعیت محدود به این مناطق نیست. مخاطبانی از اصفهان، اراک، شازند، گنبد کاووس و عسلویه نیز از ادامه خاموشیهای روزانه خبر دادند.
پیشتر، آرش نجفی، رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی، کسری برق ایران را بیش از ۲۳ تا ۲۴ هزار مگاوات اعلام کرده بود.
شهروندان از تغییر تعرفهها میگویند
در کنار خاموشیها، افزایش مبلغ قبضها به یکی دیگر از محورهای پیامهای مخاطبان تبدیل شده است.
یک شهروند از فیروزکوه گفت با مقایسه قبضهای خود متوجه شده «مصرف نرمال» از ۳۰۰ به ۲۰۰ کیلووات ساعت کاهش یافته است.
مخاطبی در شیراز نیز گفت الگوی مصرف در قبض او از ۳۰۰ به ۸۰ کیلووات تغییر کرده و مبلغ قبض واحد مسکونیاش از حدود ۲۳۰ هزار تومان به یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسیده است.
یک شهروند از شهریار نیز خبر داد: «در دو قبض برق و گاز، ۳۳ میلیون تومان برای من آمده. مگر من و همسرم گاز و برق میخوریم؟ هیچکس هم پاسخگو نیست. میگویند تعرفه جدید است.»
مخاطب دیگری گفت در قبض برق «نه مقدار مصرف درج میشود و نه تاریخ قرائت» و برای او روشن نیست مبلغ نهایی چگونه محاسبه شده است.
عباس علیآبادی، وزیر نیرو، چهارم شهریور گفته بود مبلغ قبض برق ۷۵ درصد مردم «اندازه پول پیتزا هم نمیشود» و پایین بودن قیمت برق را مشوق افزایش مصرف دانسته بود.
این سخنان با واکنش شماری از شهروندان درباره افزایش هزینههای زندگی روبهرو شده بود.
از قطع آب تا نگرانی درباره ماینرها
مشکلات شهروندان تنها به برق محدود نمیشود.
مخاطبی از پرند گفت علاوه بر قطع مکرر و نوسان برق، آب این شهر طی یک هفته از نیمهشب تا شش صبح قطع شده و پس از وصل شدن نیز کدر بوده است.
شهروندی از مسکن مهر صفادشت نیز گفت آب از ابتدای تابستان هر روز قطع میشود و خانوادهها با آغاز مدارس نیز با این مشکل روبهرو هستند؛ طوریکه فرزندانش حتی نمیتوانند دست و صورت بشویند و به مدرسه بروند.
مخاطبی از روستای سیاهکوه گیلان از پنج روز بیآبی در هفته گذشته و قطع دوباره آب خبر داد.
در اصفهان، مخاطبی ضمن اشاره به ادامه خاموشیهای دو ساعته، فعالیت «ماینرهای سپاه» را عامل مصرف برق دانست.
مرکز پژوهشهای مجلس بهتازگی مصرف برق استخراج رمزارز را معادل حدود ۱۴ درصد کسری متوسط برق در ماههای گرم برآورد کرد.
ایراناینترنشنال نیز پیشتر درباره فعالیت یک مرکز پرمصرف استخراج رمزارز متعلق به فردی با سابقه فعالیت در سازمان اطلاعات سپاه گزارش داده بود.
قطعی برق برای برخی شهروندان مشکلات روزمره دیگری نیز ایجاد کرده است.
دانشآموزی در کرمانشاه گفت پس از بازگشت از مدرسه با خاموشی روبهرو شد و مجبور شد ۱۰ طبقه را از پله بالا برود.
مخاطب دیگری هشدار داد قطع برق چراغهای راهنمایی بدون برق اضطراری، خطر تصادف را افزایش میدهد.
پیامهای رسیده به کارزار کشف حقیقت درباره زندان دستگرد اصفهان حکایت از وضعیت بسیار وخیم نگهداری زندانیان در «بند الفطا» در این زندان دارند.
منابع مطلع به ایراناینترنشنال گفتند زندانیان در بند موسوم به «الفطا» در زندان دستگرد، در سلولهایی بدون پنجره و تهویه مناسب و با دسترسی بسیار محدود به هواخوری نگهداری میشوند.
به گفته این منابع، شماری از زندانیان در جریان بازجویی با کابل و میله مورد ضربوجرح قرار گرفته و در مواردی، زندانیان با کشیدن ناخن شکنجه شدهاند.
یک منبع مطلع گفت «الفطا» از بخشهایی است که زندانیان برای بازجویی، نگهداری پیش از اعدام و در برخی موارد بهمنظور اعمال فشار بیشتر، به آن منتقل میشوند.
به گفته او، در این بخش علاوه بر برخی زندانیان سیاسی، زندانیان متهم به جرایم خشن و شماری از روحانیون نیز نگهداری میشوند.
علیرضا سپاهی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه و محکومان به اعدام در پرونده موسوم به «علیخانی»، از جمله زندانیانی است که به این بند منتقل شده است.
سلولهای هشت متری بدون پنجره و تهویه مناسب
بر اساس روایت منابع، «الفطا» از چند اتاق تشکیل شده که در اصل برای نگهداری افراد در سلول انفرادی طراحی شدهاند. مساحت هر سلول حدود هشت متر عنوان شده و تنها دو پتوی آلوده در اختیار زندانی قرار میگیرد.
بخش قابل توجهی از فضای سلول را حمام و سرویس بهداشتی بدون در و دیوار جداکننده تشکیل میدهد. استفاده از آب نیز رطوبت فضای بسته سلول را بهشدت افزایش میدهد.
سلولها پنجره و جریان هوای مناسب ندارند و تنها یک فن برای تهویه وجود دارد که به گفته منابع، گاهی خاموش میشود. برخی زندانیان برای تنفس، صورت خود را به شکاف زیر در سلول نزدیک میکنند.
منابع گفتند با وجود طراحی این اتاقها برای یک نفر، گاهی چند زندانی همزمان در یک سلول نگهداری میشوند؛ بهگونهای که امکان خوابیدن عادی نیز محدود میشود.
۱۵ دقیقه هواخوری و چراغهایی که خاموش نمیشوند
به گفته منابع، زندانیان در برخی موارد تنها هفتهای یکبار امکان هواخوری دارند. آنان با چشمبند از سلول به پشتبام منتقل میشوند و حدود ۱۵ دقیقه در آنجا میمانند که تنها آسمان از آن قابل مشاهده است.
زندانیان به ساعت، تلفن، تلویزیون، بوفه و امکان گرم کردن غذا دسترسی ندارند و کیفیت نامناسب غذا و نبود امکان گرم کردن آن نیز به موارد متعدد مسمومیت غذایی منجر شده است.
چراغهای الایدی سلولها بهطور دائم روشن میماند و نبود پنجره و ساعت، تشخیص شب و روز را دشوار میکند.
به گفته منابع، یکی از معدود نشانههای زمان، صدای سیستم مرکزی تخلیه فاضلاب است که حدود ساعت شش صبح و شش عصر فعال میشود.
روایتهایی از ضربوجرح در بازجویی
منابع گفتند زندانیان ممکن است در طول شبانهروز چند بار برای بازجویی از سلول خارج شوند.
بر اساس این روایتها، شماری از آنان با کابل و میله مورد ضربوجرح قرار گرفته و با آسیبهایی در پا، دهان و دندان، به سلول بازگردانده شدهاند.
ایراناینترنشنال همچنین روایتهایی درباره کشیده شدن ناخن زندانیان در جریان بازجویی دریافت کرده است.
در عین حال یک منبع گفت شرایط برخی بازداشتگاههای وابسته به سپاه پاسداران در مجموعه دولتآباد چنان سخت است که شماری از بازداشتشدگان ترجیح میدهند برای بازجویی به «الفطا» منتقل شوند.
زندان دستگرد در ماههای اخیر محل نگهداری شمار قابل توجهی از بازداشتشدگان و محکومان پروندههای امنیتی بوده است.
ایراناینترنشنال ۱۸ شهریور بر اساس یک سند قضایی گزارش داد ۱۸ زندانی این زندان در ارتباط با ناآرامیها و آتشسوزی فروردینماه با اتهامهایی روبهرو شدهاند که میتواند مجازات اعدام در پی داشته باشد.
اول اکتبر، روز جهانی سالمندان، فرصتی است برای اینکه سالمندی را نه فقط بهعنوان یک مرحله از زندگی، بلکه بهعنوان تجربهای انسانی و اجتماعی ببینیم؛ تجربهای که کیفیت آن به شرایطی بستگی دارد که جامعه برای زندگی در سالهای سالمندی فراهم میکند.
سالمندی هر فرد حاصل مجموعهای از تجربههای زندگی، روابط، فقدانها، فرصتها و فشارهای اقتصادی و اجتماعی است که در طول سالها پشت سر گذاشته است.
به همین دلیل، نمیتوان سالمندی را فقط از زاویه تغییرات جسمی یا افزایش نیاز به مراقبت دید؛ سالمندی ادامه مسیری است که بخش مهمی از آن سالها پیش آغاز شده است.
نسلی که اکنون به سالهای سالمندی نزدیک یا وارد آن شده، بخش مهمی از جوانی و بزرگسالی خود را در دورهای از تحولات عمیق اجتماعی و اقتصادی، و در مورد بسیاری از افراد، در سایه جنگ ایران و عراق گذرانده است.
این نسل در ادامه نیز با تغییرات متعدد اقتصادی و اجتماعی، تغییر ساختار خانواده، گسترش شهرنشینی، تحولات بازار کار و در سالهای اخیر با فشارهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید مواجه بوده است.
اکنون بخشی از همین افراد در شرایطی وارد سالمندی میشوند که این مرحله از زندگی نیز با مسائل تازهای همراه است؛ از بازنشستگی و بیماریهای مزمن گرفته تا هزینههای درمان، کاهش استقلال، کوچک شدن شبکه حمایت خانوادگی و مهاجرت فرزندان.
بنابراین، پرسش درباره سالمندی در ایران فقط این نیست که جمعیت سالمندان چقدر افزایش پیدا خواهد کرد؛ پرسش مهمتر این است که این افراد با چه کیفیتی سالمند خواهند شد و جامعه چه شرایطی برای سالمندی آنها فراهم کرده است؟
تجربه سالمندی تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد؛ از وضعیت اقتصادی و سلامت جسمی گرفته تا روابط خانوادگی، حمایت اجتماعی، احساس استقلال، هویت، مشارکت اجتماعی و سلامت روان.
برای فردی که در طول زندگی خود با فقدان، بیماری، فشار اقتصادی یا بحرانهای متعدد روبهرو بوده، ورود به سالمندی میتواند همزمان با تغییرات دیگری همراه شود؛ بازنشستگی، از دست دادن برخی نقشهای اجتماعی، کاهش توان جسمی، وابستگی بیشتر به دیگران و گاهی دور شدن فرزندان.
در چنین شرایطی، مرز میان مسائل جسمی، روانی و اجتماعی سالمندی بسیار باریک میشود.
از سوی دیگر، ساختار حمایت از سالمندان نیز در حال تغییر است. خانوادههای کوچکتر، افزایش مهاجرت فرزندان، افزایش طول عمر و بیشتر شدن نیاز به مراقبتهای طولانیمدت، پرسشهای تازهای را پیش روی خانواده و جامعه قرار میدهد.
چه کسی از سالمندی که دیگر نمیتواند بهتنهایی از خود مراقبت کند، حمایت خواهد کرد؟ اگر فرزندان دور باشند، شبکه حمایت او چگونه شکل میگیرد؟ اگر خانواده توان مراقبت نداشته باشد، چه جایگزینهایی وجود دارد؟ و اگر فرد از نظر اقتصادی یا جسمی وابسته شود، چگونه میتوان استقلال، هویت و کرامت او را حفظ کرد؟
در این میان، سلامت روان نیز بخشی جداییناپذیر از تجربه سالمندی است. احساس تنهایی، اضطراب، سوگ، از دست دادن نقشهای اجتماعی، کاهش احساس کنترل بر زندگی و نگرانی درباره آینده میتوانند کیفیت زندگی سالمند را تحت تاثیر قرار دهند.
البته این به معنای آن نیست که سالمندی الزاما با بیماری روانی همراه است. مساله، شناخت عواملی است که میتوانند یک دوره سالمندی سالم، فعال و معنادار را دشوار یا امکانپذیر کنند.
شاید به همین دلیل، وقتی از سالمندی در ایران حرف میزنیم، بهتر باشد فقط به تعداد سالمندان آینده نگاه نکنیم.
باید از خود بپرسیم: نسلی که بخشی از جوانی خود را در بحران گذرانده، امروز چگونه سالمندی میکند؟
و آیا جامعهای که در حال پیر شدن است، تنها برای افزایش طول عمر آماده شده یا برای سالهایی که قرار است این زندگی با امنیت، استقلال، ارتباط اجتماعی، سلامت روان و کرامت ادامه پیدا کند نیز برنامهای دارد؟
سالمندی در امتداد سالهای بحران و تغییر
برای نسلی که امروز وارد سالمندی شده یا به آن نزدیک میشود، بحران تجربهای محدود به یک مقطع تاریخی نیست.
بخشی از این نسل، جوانی خود را در سالهای جنگ ایران و عراق گذرانده و در دهههای بعد نیز با فشارهای اقتصادی، تغییرات اجتماعی، ناامنیهای شغلی و معیشتی و دیگر تحولات گسترده روبهرو بوده است.
بنابراین، برای فهم سالمندی این نسل، باید به انباشته شدن تجربههای دشوار در طول زندگی توجه کرد.
پژوهشهای مربوط به سالمندی و مسیر زندگی نشان میدهند تجربههای دشوار ممکن است پیامدهای خود را سالها بعد نشان دهند.
بر اساس یک مرور پژوهشی جدید، ناملایماتی مانند خشونت، تبعیض، فقر و دیگر رویدادهای استرسزا میتوانند با افسردگی، ضعف جسمی و مشکلات شناختی در سالمندی ارتباط داشته باشند.
به این معنا، وضعیت جسمی و روانی سالمند را نمیتوان جدا از سابقه زندگی او بررسی کرد.
جنگ ایران و عراق یکی از مهمترین نمونههای این تجربه تاریخی است. البته همه اعضای این نسل تجربه جنگ یا تروما نداشتهاند و شدت مواجهه افراد نیز متفاوت بوده است؛ از زندگی در مناطق جنگزده و آوارگی تا از دست دادن نزدیکان یا زندگی طولانیمدت در شرایط ناامنی.
مطالعهای روی افرادی که تجربه جنگ و جابهجایی ناشی از آن را داشتند، نشان داد تجربه جنگ با وضعیت روانی آنان ارتباط داشته و حمایت اجتماعی و شیوههای مقابله هم در این میان اهمیت داشتهاند.
اما مساله فقط اثر یک بحران قدیمی نیست. ممکن است فرد در طول زندگی با چندین دوره فشار و بحران روبهرو شود و این تجربهها در کنار یکدیگر، منابع جسمی، روانی و اجتماعی او را برای مواجهه با سالمندی تحت تاثیر قرار دهند.
همهگیری کووید-۱۹ نمونهای جدیدتر بود که برای بسیاری از سالمندان با افزایش فشار روانی، اضطراب، افسردگی، کاهش استقلال و اختلال در ارتباطات اجتماعی همراه شد.
در سالهای اخیر نیز بحرانهای اقتصادی و اجتماعی به این تجربه اضافه شدهاند. افزایش هزینههای زندگی و درمان، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی میتواند برای سالمندی که معمولا درآمد ثابتتر و امکان کمتری برای جبران کاهش درآمد دارد، معنای متفاوتی پیدا کند.
در چنین شرایطی، بحران میتواند مستقیما بر احساس امنیت، استقلال و کیفیت زندگی سالمند اثر بگذارد.
اما این تاریخچه بحرانها در نهایت چگونه خود را در زندگی امروز سالمند نشان میدهد؟
پاسخ را نمیتوان فقط در وجود یا نبود بیماری جستوجو کرد. مساله، کیفیت زندگی است؛ اینکه فرد تا چه اندازه از سلامت، امنیت اقتصادی، استقلال، ارتباط اجتماعی و احساس کنترل بر زندگی برخوردار است.
مطالعات انجامشده درباره سالمندان نشان دادهاند وضعیت اقتصادی با کیفیت زندگی و بهزیستی روانی ارتباط دارد و فقر را نیز نمیتوان فقط با درآمد سنجید.
محرومیت در حوزههایی مانند سلامت، مسکن و استاندارد زندگی میتواند استقلال و کیفیت زندگی را محدود کند.
به همین دلیل، دو سالمند همسن ممکن است تجربه کاملا متفاوتی از سالمندی داشته باشند؛ زیرا با تاریخچه زندگی، وضعیت سلامت، منابع اقتصادی و شبکههای حمایتی متفاوتی وارد این مرحله شدهاند.
سلامت جسمی و روانی نیز از یکدیگر جدا نیستند. پژوهشها نشان میدهند در کنار بیماریهای مزمن، عواملی مانند افسردگی، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و حمایت اجتماعی با کیفیت زندگی سالمندان ارتباط دارند.
مطالعهای درباره سالمندان حاکی از آن است که حمایت اجتماعی دریافتشده با سلامت روان بهتر ارتباط دارد.
بنابراین، برای سالمند فقط داشتن خانواده مهم نیست؛ مهم است که در زمان نیاز، کسی برای کمک، همراهی و ارتباط در دسترس باشد.
این مساله با تغییر ساختار خانواده و مهاجرت فرزندان اهمیت بیشتری پیدا میکند.
سالمند ممکن است همچنان فرزند و خانواده داشته باشد، اما حضور و دسترسی آنها در زندگی روزمره کمتر شده باشد.
بر اساس پژوهشی کیفی درباره سالمندان، مهاجرت فرزندان میتواند با کاهش حمایت بیننسلی، احساس تنهایی، اضطراب و دشواری در دسترسی به مراقبت همراه شود.
تماس تلفنی و ارتباط مجازی میتواند بخشی از احساس ارتباط را حفظ کند، اما لزوما جای حضور و کمک فیزیکی را نمیگیرد.
در چنین شرایطی، مراقبت طولانیمدت میتواند به مسالهای جدی برای خانواده تبدیل شود.
با افزایش بیماریهای مزمن و نیاز به مراقبت، خانوادههایی که اعضای کمتری دارند یا فرزندانشان دور هستند، ممکن است با فشار بیشتری روبهرو شوند.
پژوهشها درباره مراقبان غیررسمی نشان دادهاند افزایش نیازهای مراقبتی در کنار تغییرات خانوادگی میتواند بار مراقبتی را بیشتر کند.
بنابراین، کیفیت زندگی سالمند فقط به وضعیت خود او وابسته نیست و به ظرفیت خانواده و حمایتهای بیرون از خانواده نیز ارتباط دارد.
در مواردی که خانواده نمیتواند همه نیازهای مراقبتی را پوشش دهد، مراقبت نهادی مطرح میشود.
با این حال، ورود به خانه سالمندان بهخودیخود به معنای حل مساله تنهایی یا افزایش کیفیت زندگی نیست.
مرورهای پژوهشی نشان دادهاند سالمندان ساکن مراکز مراقبتی در برخی شاخصها، از جمله کیفیت زندگی و تنهایی، وضعیت متفاوتی با سالمندان ساکن خانه دارند.
این تفاوت حاکی از آن است که کیفیت مراقبت، ارتباط اجتماعی و شرایط محیطی در کنار محل زندگی اهمیت دارند.
بازنشستگی یکی از نقاط مهم این دوره است. شغل بخشی از هویت، روابط اجتماعی، برنامه روزانه و احساس مفید بودن فرد را شکل میدهد.
از این رو، بازنشستگی میتواند مجموعهای از نقشهای اجتماعی را تغییر دهد. پژوهشها نشان میدهند سازگاری با این دوره به عواملی مانند وضعیت مالی، سلامت، ارتباطات اجتماعی و احساس معنا وابسته است.
برای برخی، بازنشستگی فرصتی برای بازتعریف نقشهاست و برای برخی دیگر میتواند با کاهش ارتباطات اجتماعی یا نگرانی درباره آینده همراه شود.
در نهایت، تجربه سالمندی حاصل رابطه میان سلامت، اقتصاد، خانواده، شبکه اجتماعی، مراقبت و نقشهای اجتماعی است؛ مسیری که تجربههای دشوار میتوانند در آن هم آسیبپذیری ایجاد کنند و هم، در صورت وجود منابع حمایتی و امکان سازگاری، به ظرفیتهایی برای تابآوری تبدیل شوند.
از اینجا پرسش دیگر فقط درباره این نیست که یک سالمند چگونه با این تغییرات کنار میآید.
پرسش بزرگتر این است که جامعهای که تعداد سالمندان آن رو به افزایش است، برای چنین زندگیای چه امکاناتی فراهم کرده است؛ جامعهای که قرار است در آن طول عمر افزایش یابد، اما همزمان امنیت، استقلال، ارتباط اجتماعی، کرامت و امکان داشتن یک زندگی معنادار نیز حفظ شود.
سالمندی؛ تجربهای فراتر از سالهای زندگی
سالمندی این نسل را نمیتوان فقط با افزایش سن یا تعداد سالمندان توضیح داد.
این افراد با مجموعهای از تجربهها، بحرانها، تغییرات اقتصادی و اجتماعی و دگرگونیهای خانوادگی به این مرحله از زندگی رسیدهاند و امروز بخشی از همان تجربهها را در نگرانی درباره آینده، هزینههای زندگی و درمان، کاهش استقلال، دورشدن فرزندان و گاهی احساس تنهایی تجربه میکنند.
کوچکتر شدن خانوادهها، مهاجرت فرزندان، افزایش نیاز به مراقبت و تغییر نقشهای اجتماعی پس از بازنشستگی، سالمندی را به مسالهای فراتر از فرد سالمند تبدیل کرده است.
سالمند فقط فردی نیازمند مراقبت نیست؛ باید بتواند تا حد امکان استقلال، ارتباط اجتماعی، هویت و کرامت خود را حفظ کند.
پژوهشها نشان میدهند کیفیت زندگی در سالمندی حاصل ترکیب سلامت جسمی و روانی، وضعیت اقتصادی، روابط اجتماعی و حمایت است.
بر این اساس، اگر قرار است طول عمر افزایش یابد، مساله فقط اضافه شدن سالها به زندگی نیست؛ مهم این است که این سالها با چه کیفیتی سپری شوند.
سالمندی در نهایت فقط آخرین مرحله چرخه زندگی نیست؛ آینهای است از اینکه جامعه تا چه اندازه برای زندگی انسان در تمام مراحل آن ارزش قائل است.
جامعهای که پیر میشود، بیش از آنکه فقط به افزایش طول عمر نیاز داشته باشد، باید بتواند امنیت، استقلال، ارتباط، کرامت و معنا را در سالهای سالمندی حفظ کند.
ایراناینترنشنال از مخاطبان خود درباره پذیرش ریسک تغییر شغل یا استعفا در شرایط فعلی پرسید. بررسی پاسخها نشان میدهد برای بسیاری از شهروندان، تغییر شغل بیش از آن که یک تصمیم معمول حرفهای باشد، به مسالهای درباره تامین معاش، امنیت درآمد و توان ادامه زندگی تبدیل شده است.
بخش بزرگی از پاسخدهندگان از شغل، حقوق یا شرایط کاری خود ناراضیاند، اما همزمان میگویند بازار کار آنقدر نامطمئن است که ترک شغل فعلی میتواند وضعیت آنان را بدتر کند.
در بسیاری از پیامها، فاصله میان «خواستن تغییر» و «توان تغییر» بهوضوح دیده میشود.
پویش استعفای معلمان و کادر درمان
همزمان با این پیامها، ویدیوهایی در شبکههای اجتماعی پربازدید شده که در آن معلمان و اعضای کادر درمان میگویند تصمیم به استعفا گرفتهاند.
در این تصاویر، برخی معلمان پس از سالها تدریس، با دانشآموزان و همکارانشان خداحافظی میکنند، برگه استعفای خود را مقابل سر در ادارهکل آموزش و پرورش نشان میدهند و دشواری تامین هزینههای زندگی را از دلایل کنارهگیری خود میدانند.
پرستارانی نیز با ثبت لحظات پایانی آخرین شیفت، از دستمزد پایین، ساعتهای طولانی کار و فشار شغلی سخن میگویند.
به گفته آنان، ارزش و زحمت کارشان در نظام درمان نادیده گرفته میشود.
احمد نجاتیان، رییس سازمان نظام پرستاری، پیشتر در مرداد گفته بود هر سال حدود پنج هزار پرستار از چرخه خدمت خارج میشوند و برنامه موثری برای حفظ نیرو در دستور کار جمهوری اسلامی نیست.
در مورد کمبود معلم و استفاده از نیروهای فرهنگی بازنشسته در مدارس نیز پیشتر گزارشهایی منتشر شده است.
نگرانی درباره نبود شغل جایگزین
در پیامهایی که شهروندان درباره تصمیم تغییر یا ترک شغل برای ایراناینترنشنال ارسال کردهاند، یکی از مهمترین مضامین، نبود شغل جایگزین است.
شماری از مخاطبان نوشتهاند اساسا کاری باقی نمانده که بتوان میان آنها انتخاب کرد.
برخی نیز گفتهاند مدتی است بیکار شدهاند و با وجود ارسال درخواستهای متعدد، نتوانستهاند شغلی با درآمد قابل قبول پیدا کنند.
یک مخاطب نوشته است از ابتدای سال تعدیل شده و با وجود مراجعه به نزدیک به ۱۰۰ محل کار، هنوز شغلی پیدا نکرده است.
به گفته او، موقعیتهای موجود یا سابقه بیشتری میخواهند یا حقوقی پیشنهاد میکنند که برای گذران زندگی کافی نیست.
ترس از بیکاری
از دست دادن درآمد و ترس از بیکاری، عامل مهم دیگری برای ماندن در شغل فعلی است.
مخاطب دیگری گفته تا زمانی که شغل تازهای پیدا نکند حاضر به استعفا نیست، زیرا حتی یک روز بدون درآمد میتواند زندگی او را مختل کند.
حقوق پایین نیز تقریبا در تمام گروهها دیده میشود.
برخی گفتهاند با وجود داشتن شغل، درآمد آنان پیش از پایان ماه تمام میشود.
یک معلم نوشته است درآمد ماهانهاش به حدی پایین است که ترک همان شغل نیز میتواند توان تامین خوراک و مسکن را از او بگیرد.
در مقابل، گروهی تصمیم به استعفا گرفتهاند. در میان دلایل این گروه، علاوه بر دستمزد پایین، سلامت روان و شرایط محیط کار برجسته است.
یک مخاطب نوشته از شغلی که برایش «استهلاک روانی» داشته استعفا داده و امیدوار است پس از مدتی استراحت، بتواند در محل بهتری مشغول شود.
فرد دیگری که پرستار بوده، از استعفای خود با هدف مهاجرت کاری به کشورهای همسایه خبر داده است.
تهدید کارگران به اخراج و بازداشت در صورت اعتصاب و اعتراض
فشار کارفرمایان نیز بارها در پیامها مطرح شده است. بعضی مخاطبان معتقدند افزایش بیکاری، دست کارفرما را برای پایین نگه داشتن حقوق، افزایش حجم کار و تهدید کارکنان به اخراج، بازتر کرده است.
شهروندی نوشته حقوقش نصف شده اما امکان اعتراض ندارد.
در روزهای گذشته پیامهای متعددی به ایراناینترنشنال رسیده که از گسترش تاخیر در پرداخت دستمزد و حق بیمه در بخشهای مختلف، از کارخانهها و پروژههای عمرانی تا دانشگاهها، مراکز درمانی و شهرداریها حکایت دارند.
ماهها کار بدون دریافت مزد کارگران و کارمندان در شرایطی است که هرگونه اعتراضی از سوی آنها با تهدید به اخراج و برخورد امنیتی و قضایی مواجه میشود.
یکی از پیامهای رسیده حاکی از سه ماه تاخیر در پرداخت حقوق کارکنان است.
شهروندی گفته شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی، از پیمانکاران اصلی وزارت نفت، سه ماه است به کارکنانش حقوق نداده و حراست مجموعه تهدیدشان کرده است در صورت اعتصاب، آنان را «اغتشاشگر» معرفی خواهد کرد.
یکی از کارکنان کادر درمان که به گفته خودش سه شیفت بهصورت قراردادی برای درمانگاه سپاه کار میکرده، میگوید حقوقش از پیش از دیماه پرداخت نشده و تهدید شده است: «… به بازرسی میبریمت، حقوقت را هم نمیدهیم. اگر هم شکایت کنی، دستگیرت میکنیم.»
تهدید کارکنان به برخورد در صورت پیگیری مطالبات مزدی، محدود به این مجموعهها نیست.
ایراناینترنشنال ۲۱ شهریور بر اساس سندی که به دستش رسید، گزارش داد مدیران بانک دولتی سپه به کارکنان شرکتی درباره اعتراض به وضعیت حقوق و مزایا هشدار دادهاند.
در این ابلاغیه آمده بود پیگیری مطالبات خارج از مجاری تعیینشده میتواند به برخورد انضباطی و تصمیمگیری درباره وضعیت خدمتی کارکنان منجر شود.
موانع راهاندازی کسبوکار شخصی
در بخش دیگری از پیامها، راهاندازی کسبوکار شخصی بهعنوان گزینه جایگزین مطرح شده، اما سرمایه اولیه، رکود و نوسان قیمتها، مانعی جدی عنوان شده است.
یکی از مخاطبان که از شرکت خارج شده و مغازهای راه انداخته، گفت که استرس دائمی تغییر قیمتها، کار را دشوار کرده است.
گروهی نیز راه میانه را پیشنهاد میکنند: حفظ شغل فعلی تا زمانی که منبع درآمد دوم یا کار جایگزین تثبیت شود.
از نگاه این گروه، استعفا بدون پشتوانه مالی در شرایط کنونی بیش از آن که یک فرصت باشد، یک خطر است.
شهروندان تاکید کردند در شرایط کنونی، مساله اصلی «دوست داشتن» یا «رضایت» از شغل فعلی نیست، بلکه بسیاری، توان مالی پذیرفتن پیامدهای ترک آن را ندارند.
شماری از رسانههای اسرائیلی، از جمله کانال ۱۲، گزارش دادند نشانههای فزاینده حاکی از آن است که کمکخلبان پرواز فلایدبی از امارات متحده عربی به اسرائیل، قصد داشته کنترل هواپیما را به دست بگیرد و آن را عمدا ساقط کند.
یک مقام ارشد اسرائیلی چهارشنبه هشتم مهر به کانال ۱۲ گفت از وقوع «فاجعهای بسیار بزرگ» جلوگیری شده است و تحقیقات درباره نقش کمکخلبان در این حادثه ادامه دارد.
کانال ۱۲ در گزارش خود نام این مقام را فاش نکرده است.
صبح هشتم مهر، هواپیمای مسافربری فلایدبی با حدود ۱۸۰ مسافر، پس از درگیری فیزیکی میان دو خلبان و ارسال پیامهای اضطراری، تغییر مسیر داد و در عربستان سعودی فرود آمد.
خبرگزاری رویترز با استناد به دادههای فلایترادار۲۴، وبسایت ردیابی پروازها، گزارش داد پرواز شماره FZ1073 که از دبی عازم تلآویو بود، هنگام عبور از حریم هوایی اردن تغییر مسیر داد و سرانجام در فرودگاه تبوک در شمال غرب عربستان سعودی به زمین نشست.
پایگاه خبری واینت نوشت ارزیابیها در اسرائیل درباره احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز فلایدبی تقویت شده است.
بر اساس برخی گزارشها، کمکخلبان این پرواز عمانی و خلبان آن اماراتی بودهاند.
در یکی از ویدیوهای منتشرشده از داخل هواپیما در شبکههای اجتماعی، یکی از مسافران پرواز فلایدبی درخواست کمک میکند و میگوید سرنشینان کنترل هواپیما را از دست «تروریستها» خارج کردهاند.
فرودگاه تبوک اعلام کرد خلبان و کمکخلبان هواپیمای فلایدبی دچار جراحت شده و به بیمارستان انتقال یافتهاند.
ارسال کد هواپیماربایی
کانال ۱۲ اسرائیل در ادامه گزارش داد هواپیما ابتدا کد ۷۷۰۰، به معنای اعلام وضعیت اضطراری عمومی و سپس کد ۷۵۰۰ را که برای اعلام هواپیماربایی به کار میرود، ارسال کرد.
با این حال، شرکت هواپیمایی فلایدبی اعلام کرد دو خلبان در جریان پرواز در کابین با یکدیگر درگیر شدهاند و شدت درگیری به حدی بوده که یکی از آنها بیهوش شده است.
این شرکت تاکید کرد که هیچ «حادثه امنیتی» رخ نداده است.
بر اساس گزارش کانال ۱۲، این هواپیما در ۳۰ ثانیه نزدیک به ۱۴ هزار پا ارتفاع از دست داد.
هواپیما سرانجام حدود ساعت ۱۰ صبح به وقت محلی در خاک عربستان سعودی فرود آمد.
رسانه اسرائیل هیوم ویدیویی از لحظه ابراز خوشحالی مسافران پس از فرود اضطراری هواپیما منتشر کرد.
آسیبدیدگی هواپیما
تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی از هواپیمای فلایدبی پس از فرود در فرودگاه تبوک نشان میدهند بخشی از سکان عمودی دم این هواپیما جدا شده است.
آریک زر، رییس پیشین بخش امنیت پرواز سازمان امنیت داخلی اسرائیل (شینبت)، به کانال ۱۲ گفت احتمالا کاهش ناگهانی و شدید ارتفاع هواپیما عامل این آسیب بوده و برخورد جسم خارجی با هواپیما نمیتوانسته چنین آسیبی ایجاد کند.
شبکه آی۲۴نیوز گزارش داد میری رگو، وزیر حملونقل اسرائیل، قصد دارد تا روشن شدن نتایج تحقیقات درباره حادثه اخیر، خواستار تعلیق پروازهای فلایدبی و صدور مجوز پرواز در مسیر دبی به تلآویو برای شرکتهای هواپیمایی اسرائیلی شود.
رگو همچنین از سازمان هواپیمایی کشوری اسرائیل خواسته است بررسی کند آیا امارات متحده عربی توافقنامه هوانوردی خود با اسرائیل را نقض کرده است یا خیر.
بر اساس این توافقنامه، تنها خلبانانی که گذرنامه کشورهای دارای روابط دیپلماتیک با اسرائیل را در اختیار دارند، مجاز به فرود در این کشور هستند.
عمان و اسرائیل روابط دیپلماتیک ندارند.
نشست اضطراری مقامهای اسرائیلی
در جریان این حادثه، بنیامین نتانیاهو و یسرائیل کاتز، نخستوزیر و وزیر دفاع اسرائیل، نشستهای اضطراری با فرماندهان ارشد نهادهای امنیتی برگزار کردند.
همچنین ایال زمیر، رییس ستاد کل ارتش اسرائیل، با حضور فرمانده نیروی هوایی، رییس اداره عملیات، رییس سازمان اطلاعات نظامی و شماری دیگر از فرماندهان ارشد، جلسهای برای ارزیابی وضعیت تشکیل داد.
دفتر نخستوزیری اسرائیل در بیانیهای اعلام کرد وضعیت تمامی مسافران مشخص شده و همه آنها در سلامت هستند.
در این بیانیه آمده است: «وضعیت تحت کنترل است و در حال حاضر تمامی اقدامات لازم برای بازگرداندن ایمن مسافران اسرائیلی به اسرائیل در حال انجام است.»
وضعیت مسافران در فرودگاه تبوک
بر اساس دادههای ردیابی پرواز، یک فروند هواپیمای فلایدبی برای بازگرداندن مسافران پرواز حادثهدیده در فرودگاه تبوک فرود آمد.
پایگاه خبری تایمز اسرائیل پیشتر گزارش داده بود با وجود اعلام شرکت فلایدبی مبنی بر اعزام هواپیمایی دیگر به فرودگاه تبوک، اسرائیل در تلاش است با اعزام یک هواپیمای مسافربری یا نظامی، مسافران را به کشور بازگرداند.
رسانه کاننیوز نیز خبر داده بود نیروی هوایی اسرائیل از ریاض خواسته است به این نهاد اجازه دهد مسافران را از فرودگاه تبوک تخلیه کند.
با این حال، به نظر میرسد مقامهای سعودی با این درخواست موافقت نکردند.
روایت مسافران از درگیری خونین در کابین خلبان
یکی از مسافران این پرواز در مصاحبه با کانال ۱۲ اسرائیل، لحظات وقوع حادثه را تشریح کرد و گفت: «لحظاتی بود که مطمئن بودیم کارمان تمام است.»
او افزود: «صدای فریاد و جیغ شنیدیم. سپس دیدیم در کابین خلبان باز شد و داخل آن خون بود. متوجه شدیم فردی که در هواپیما حضور داشت، با یک چاقوی جیبی به خلبان ضربه زده است.»
بر اساس این روایت، مسافران اسرائیلی و خدمه پرواز به فرد مهاجم حمله کردند و موفق شدند او را مهار کنند.
یاسمین که دخترش مریم از مسافران این پرواز بود، به رویترز گفت دخترش در تماس با او از شنیدن صدای فریاد و وقوع درگیری خبر داده است.
به گفته او، دخترش روایت کرد که مردی با چاقو خلبان را روی زمین انداخت و خون همهجا را فرا گرفت.
با این حال، تاکنون جزییات دقیق درگیری و انگیزه احتمالی کمکخلبان بهطور رسمی اعلام نشده است.
شرکت هواپیمایی فلایدبی روزانه پروازهایی میان دبی و تلآویو انجام میدهد؛ مسیری که در میان شهروندان اسرائیلی پرطرفدار است.
این نخستین بار نیست که پروازی میان امارات متحده عربی و اسرائیل بهصورت اضطراری در عربستان سعودی فرود میآید.
سپتامبر ۲۰۲۵، یک هواپیمای فلایدبی در مسیر دبی به تلآویو، بهدلیل وضعیت اضطراری پزشکی یکی از مسافران، ناچار به فرود در ریاض شد.