نظرتان درباره سخنان پزشکیان پیرامون انقلاب ملی در سخنرانی سازمان ملل چیست؟
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در جریان سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل متحد با حمله به معترضان انقلاب ملی آنها را متهم کرد که از سوی آمریکا و اسرائیل تهییج شدند و با دریافت اسلحه امنیت ایران را بر هم زدند. او از حامیان خیابانی حکومت دفاع کرد.
نظرتان درباره این سخنان را از طریق مدیابات برای ایران اینترنشنال ارسال کنید.
همزمان با حضور مسعود پزشکیان و عباس عراقچی در نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال، آنها را «قاتلان کت و شلواری» مردم خواندند و خواستار بازداشت مقامهای جمهوری اسلامی در ارتباط با سرکوب خونین اعتراضات دی شدند.
عمده پیامها نشون میدهد که حضور سران جمهوری اسلامی در نیویورک، برای بسیاری از شهروندان، نه یک رویداد دیپلماتیک، بلکه آزمونی برای مساله پاسخگویی درباره سرکوب داخلی است.
پرتکرارترین واکنش، مطالبه بازداشت پزشکیان و عراقچی در آمریکاست؛ مخاطبان حضور آنها در نیویورک را فرصتی برای پاسخگو کردن مقامهای جمهوری اسلامی در قبال جنایاتشان دانستند.
شماری از شهروندان، زهران ممدانی، شهردار نیویورک، را خطاب قرار دادند و پرسیدند او که قبلا بارها پیگیر بازداشت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در صورت ورود به این شهر شده بود، حالا قصد دارد درباره دستگیری عاملان و آمران کشتار هزاران ایرانی سکوت کند؟
درخواست بازداشت پزشکیان و عراقچی
یکی از مخاطبان از فردیس کرج، با اشاره به گزارشهای اخیر نهادهای حقوق بشری، پرسید چرا مقامهای جمهوری اسلامی که در سرکوب ۴۰ هزار معترض دی مسئولیت داشتهاند، در نیویورک بازداشت نمیشوند.
مخاطب دیگری نیز نوشت حالا که در نیویورک هستند، فرصت خوبی است تا پزشکیان و عراقچی را بازداشت کنند.
هیات حقیقتیاب سازمان ملل درباره ایران در گزارش تازه خود اعلام کرد بسیاری از موارد نقض حقوق بشر در سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، از جمله قتل، حبس و محرومیت شدید از آزادی، در حد «جنایت علیه بشریت» بودهاند.
سارا حسین، رییس این هیات، گفت شمار واقعی قربانیان میتواند «بهطور قابل توجهی» بیش از آمار اعلامشده حکومت باشد.
این یافتهها در پیامهای مخاطبان نیز بازتاب داشت.
یک شهروند پیشنهاد کرد همزمان با حضور مقامهای جمهوری اسلامی در سازمان ملل، تصاویر و اسناد مربوط به کشتار معترضان در اختیار این نهاد قرار گیرد.
برخی مخاطبان مستقیما دونالد ترامپ را خطاب قرار دادند و از او خواستند به جای میزبانی یا مذاکره با این گروه، درباره اتهامهای مربوط به سرکوب اقدام کند.
شهروندی نیز گفت: «شهردار نیویورک که میخواست نتانیاهو را بازداشت کند، احیانا قصد ندارد جنایتکاران کت شلواری که عضو شعام هستند و امضایشان پای قتلعام ۱۹-۱۸ دی ثبت شده را دستگیر کند؟»
انتقاد از صدور روادید آمریکا برای هیات جمهوری اسلامی
شماری از مخاطبان از آنچه «استاندارد دوگانه غرب» خواندند، انتقاد کردند؛ یعنی محکوم کردن نقض حقوق بشر از یک سو و پذیرش مقامهای جمهوری اسلامی از سوی دیگر.
یک مخاطب پرسید: «سوال من این است که مگر آقای ترامپ همیشه از کشتار دی نمیگفت؟ پس چرا به سر دستههای قاتلان فرزندان ایران ویزا داده است؟»
وزارت امور خارجه آمریکا پیشتر گفته بود صدور مجوز ورود اعضای اصلی هیات جمهوری اسلامی به سازمان ملل، در چارچوب تعهدات واشینگتن بهعنوان کشور میزبان سازمان ملل انجام شده، هرچند محدودیتهایی برای رفتوآمد هیات اعمال شده است.
شهروندی در همین زمینه خطاب به رییسجمهوری آمریکا نوشت: «نهادهای وابسته به سازمان ملل میگویند سران جمهوری اسلامی مرتکب جنایت علیه بشریت شدهاند. چرا الان آزادانه و حتی با اسکورت شما در آمریکا و سازمان ملل هستند؟»
شماری از مخاطبان این وضعیت را نشانه سیاست یک بام و دو هوای دولتهای غربی دانستند.
مخاطبی نیز گفت شاید برای غرب امکان دستگیری مقامهای جمهوری اسلامی وجود ندارد، و پیشنهاد داد ایرانیان خارج از کشور با تجمع مقابل مقر سازمان ملل، اعتراض خود را بیان کنند.
یکی از محورهای پررنگ پیام شهروندان درباره پزشکیان این است که او مستقل نیست و اختیاری ندارد و حضورش در سازمان ملل، بیشتر نمایشی از ساختار قدرت جمهوری اسلامی است.
شهروندان در این پیامها بارها از پزشکیان با عنوان «عروسک خیمهشببازی»، «عروسک کوکی» و «آبدارچی مافیای قدرت» یاد کردند و کلیت این حضور، را «سیرک» جمهوری اسلامی برای نمایش مشروعیت خواندند.
برخی به حضور بیفایده این هیئت در نیویورک اشاره کردند.
شهروندی نوشت سالها دستاورد جمهوری اسلامی از حضور در سازمان ملل، خرید از فروشگاههای نیویورک بود که به لطف ترامپ آن هم از بین رفت.
مخاطبی دیگر گفت: «از قدیم گفتهاند طرف را در ده راه نمیدادند، سراغ خانه کدخدا را میگرفت؛ حکایت اینها در سازمان ملل است.»
شهریور سال گذشته وزارت امور خارجه آمریکا از اعمال محدودیت در دسترسی هیات اعزامی جمهوری اسلامی به فروشگاههای عمدهفروشی و کالاهای لوکس حین اقامت آنها در نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل خبر داده بود.
در تعدادی از پیامها همچنین ترس از «معامله» با جمهوری اسلامی دیده میشود.
برخی این نگرانی را مطرح کردند که پرونده سرکوب و کشتار، در برابر ملاحظات دیپلماتیک به حاشیه رانده شود.
گزارشها حاکی از آن است که با وجود فرارسیدن ضربالاجل آمریکا برای شرکتهای هواپیمایی ایرانی، شماری از پروازهای بینالمللی به مقصد چین، تایلند و افغانستان همچنان انجام میشوند. درباره پروازها به ترکیه اما گزارشهای ضدونقیضی منتشر شده است.
پایگاه خبری بلومبرگ چهارشنبه اول مهر با استناد به دادههای وبسایت رهگیری «فلایترادار۲۴» گزارش داد پروازهایی از ایران به مقصدهایی از جمله بانکوک و پوکت در تایلند، شانگهای در چین و کابل در افغانستان انجام شدهاند.
پاوینا جاریاتیتیپونگ، رییس شرکت فرودگاههای تایلند، گفت این شرکت نمیتواند پروازهایی را که مطابق مقررات بینالمللی انجام میشوند، متوقف کند.
او افزود: «ما هیچ مقررات یا دستوری از دولت یا وزارت امور خارجه تایلند دریافت نکردهایم، بنابراین کاری جز پذیرش این پروازها نمیتوانیم انجام دهیم.»
با این حال، شرکت فرودگاههای تایلند اعلام کرده است در صورت صدور دستور از سوی مقامهای این کشور، امکان تعلیق پروازهای ایرانی وجود دارد.
گوئو جیاکون، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، سهشنبه ۳۱ شهریور تحریمهای آمریکا علیه شرکتهای هواپیمایی ایران را «غیرقانونی» خواند.
او گفت پکن همواره با «تحریمهای یکجانبهای» که با قوانین بینالمللی مطابقت ندارند و به تایید شورای امنیت سازمان ملل نرسیدهاند، مخالف است.
وزارت خزانهداری آمریکا ۱۷ شهریور ۳۵ شرکت و یک فرد مرتبط با صنعت هوانوردی ایران را تحریم کرد. این بسته شامل ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی بود.
تحریمهای آمریکا علیه شرکتهای هواپیمایی ایرانی
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، پیشتر اعلام کرد از اول مهر فعالیت شرکتهای هواپیمایی ایران در خارج از کشور متوقف خواهد شد و ارائه سوخت، خدمات فرودگاهی یا فروش بلیت به این شرکتها میتواند ارائهدهندگان این خدمات را در معرض حذف از نظام مالی دلاری آمریکا قرار دهد.
این تحریمها بهطور خودکار ورود هواپیماهای ایرانی به همه کشورها را ممنوع نمیکنند و به معنای بسته شدن حریم هوایی کشورهای دیگر به روی پروازهای ایران نیستند.
با این حال، شرکتهای هواپیمایی برای ادامه پروازهای بینالمللی به سوخترسانی، خدمات زمینی، فروش بلیت و خدمات بانکی وابستهاند و خطر تحریم شرکتهای ارائهدهنده این خدمات میتواند فعالیت آنها را با محدودیت جدی روبهرو کند.
به عبارت دیگر، اپراتورهای فرودگاهی و شرکتهای خارجی ارائهدهنده خدماتی مانند سوخترسانی در صورت ادامه همکاری با خطوط هوایی ایرانی با خطر تحریمهای ثانویه آمریکا مواجه خواهند شد.
تحریمهای ثانویه محدودیتهایی هستند که یک کشور علیه افراد یا شرکتهایی در کشورهای ثالث اعمال میکند تا آنها را از معامله با کشور، بخش یا اشخاص تحت تحریم بازدارد.
گزارشهای متناقض درباره پروازها به ترکیه
بلومبرگ در ادامه گزارش داد دستکم هفت پرواز تجاری ایرانی اول مهر از تهران راهی استانبول شدند که پروازهایی از شرکت دولتی ایرانایر هم در میان آنها به چشم میخورد.
پروازهای شرکتهای وارش و ایرانایرتور به مقصد ازمیر نیز در این تاریخ در حال انجام بودند.
با وجود این، یک مسافر که قصد سفر از تهران به استانبول را داشت، به ایراناینترنشنال گفت برای اول مهر موفق نشده است هیچ پروازی پیدا کند.
خبرگزاری فرانسه اول مهر به نقل از یک آژانس مسافرتی در تهران گزارش داد پروازها به بغداد، مسقط، قطر، گرجستان و جمهوری آذربایجان متوقف شدهاند، اما پرواز به چند مقصد دیگر، از جمله چین، همچنان برقرار است.
خبرگزاری رویترز ۳۱ شهریور به نقل از دو منبع در سازمان هواپیمایی کشوری عراق نوشت دولت این کشور به مقامهای هوانوردی دستور داده است پروازهای ایران به بغداد را از اول مهر تعلیق کنند.
مجید اخوان، سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری، نیز از لغو پروازهای ایران به بغداد و مسقط خبر داد و گفت: «در حال هماهنگی و رایزنی هستیم تا پروازهایی که مقصد آنها بغداد است، به سمت فرودگاه نجف هدایت شوند.»
یکی از نمایندگان شرکت هواپیمایی ترکیش پیش تر اعلام کرد این شرکت تمام پروازهای خود به ایران را دستکم تا مارس ۲۰۲۷ (اواسط اسفندماه) متوقف کرده است.
به گفته او، هیچ پروازی پیش از آن تاریخ برنامهریزی نشده و تضمینی هم برای ازسرگیری پروازها در مارس وجود ندارد.
شرکت هواپیمایی امارات نیز اعلام کرد دیگر به تهران پرواز نمیکند. لوفتهانزا و هواپیمایی اتریش هم گفتند پروازهای رفتوبرگشت به ایران دستکم تا ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶ (دوم آبان) متوقف میماند و ازسرگیری آنها پس از این تاریخ قطعی نیست.
هواپیمایی قطر نیز خبر داد پروازهایش به ایران بهدلیل محدودیتهای حریم هوایی متوقف شده است. به گفته این شرکت، ازسرگیری این پروازها بهطور موقت برای ۲۹ نوامبر ۲۰۲۶ (هشتم آذر) برنامهریزی شده، اما این تاریخ ممکن است تغییر کند.
رسانه آی۲۴نیوز ۳۱ شهریور گزارش داد شرکت ایجت نیز پروازهای ورودی و خروجی خود به ایران را لغو کرده است.
خودروها و نیروهای نظامی در مراسم آغاز سال تحصیلی در مدرسهای در تهران
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از شماری از شهرهای ایران، نشان میدهند آغاز سال تحصیلی برای دانشآموزان، با حضور نیروهای نظامی، برنامههای حکومتی و امنیتی و فشار برای مشارکت در فعالیتهای ایدئولوژیک همراه بوده است.
یک شهروند از مازندران گفت مدیر مدرسه پسرش به دانشآموزان هشدار داده بوده که اگر در روز بازگشایی مدارس، «پرچم جمهوری اسلامی» همراه نداشته باشند، این موضوع بر نمرات پایان سال آنها تاثیر منفی خواهد گذاشت.
این روایت در شرایطی مطرح میشود که مقامهای بسیج دانشآموزی پیشتر از اجرای طرح «یاوران ولایت» و تربیت دهها هزار «فرمانده دانشآموزی» برای آنچه «نبرد فرهنگی» خواندهاند، خبر داده بودند.
ایراناینترنشنال ۲۷ شهریور نیز گزارش داد بیش از ۲۰ هزار «مبلغ امین» در مدارس فعالیت میکنند و حوزههای علمیه قصد دارند دامنه این طرح را به ۶۰ هزار مدرسه گسترش دهند.
ورود خودروها و نیروهای نظامی به مدرسه
مخاطبی از گرمدره در استان البرز گفت در نخستین روز مدرسه، چند ون پرچمدار و خودروی مجهز به بلندگو، در حالی که با صدای بلند نوحه پخش میکردند، وارد مدرسه براتی شدند و نیروهای نظامی نیز در محوطه مدرسه حضور یافتند.
یک دانشآموز دبیرستانی در خرمآباد نیز گفت دانشآموزانی از مدرسه طالقانی به دبیرستان علوی منتقل و کلاسها بهشدت پرتراکم شدهاند؛ بهطوریکه جمعیت بعضی کلاسها به ۵۰ نفر و حتی بیشتر میرسد.
به گفته این دانشآموز، درباره دلایل این انتقال، شایعاتی در مورد استقرار نیروهای وابسته به حکومت در مدرسه طالقانی مطرح شده است.
نظامیسازی مدارس در مراسم آغاز سال تحصیلی پیشتر نیز گزارش شده بود.
اول مهر ۱۴۰۴، تصاویر رسیده به ایراناینترنشنال از مدرسهای در تهران، خودروهای نظامی و نیروهای مسلح را در مراسم دانشآموزان نشان میداد.
در ماههای بعد، استفاده نظامی از مدارس ابعاد دیگری نیز پیدا کرد.
تحقیقات ایراناینترنشنال درباره جنگ اخیر نشان داد نیروهای امنیتی و نظامی در دستکم ۷۰ مکان غیرنظامی مستقر شده بودند که ۳۴ مورد آنها مدرسه ابتدایی یا متوسطه بوده است.
از کمک اجباری تا برنامههای مرتبط با جنگ
مادری از اصفهان گفت انتظار داشته مدرسه در روزهای نخست، محیطی شاد و کمتنش برای کودکان فراهم کند، اما از دانشآموزان خواسته شده است روز بعد هدیهای برای کودکان میناب و خانوادههای نیازمند همراه بیاورند.
همزمان، مقامهای استان هرمزگان نیز برنامههای مرتبط با کشتهشدگان جنگ و مدرسه شجره طیبه میناب را به مراسم آغاز سال تحصیلی وارد کردهاند.
رسانههای حکومتی از اعزام گروهی از دانشآموزان دبستانی میناب با لباس فرم و کیف مدرسه به گلزار شهدای این شهرستان و مزار کودکان کشتهشده مدرسه شجره طیبه خبر دادند.
شماری از شهروندان، این اقدام را «استفاده ابزاری و تبلیغاتی از کودکان» توصیف کردند.
حضور دانشآموزان دبستانی بر مزار کودکان کشتهشده مدرسه شجره طیبه میناب
گسترش روایت رسمی در محتوای آموزشی
مخاطبی نیز گفت هنگام دریافت کتابهای پسرش، کتابی ۲۷۰ صفحهای با عنوان «تاریخ معاصر ایران» به مجموعه کتابها اضافه شده که او به محتوای این کتاب اعتراض کرده است.
شهروندان از تغییرات رسمی در محتوای آموزشی نگرانند.
وزارت آموزش و پرورش تابستان امسال اعلام کرد مطالبی در ارتباط با جنگ اخیر و توانمندیهای دفاعی و هستهای جمهوری اسلامی، به محتوای آموزشی افزوده میشود.
سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی نیز اعلام کرد ۱۲ میلیون جلد کتاب در قالب مجموعه «از ایرانمان دفاع میکنیم» برای دانشآموزان تولید و توزیع کرده است.
در هفتههای منتهی به بازگشایی مدارس نیز گزارشهایی درباره گسترش فعالیت بسیج دانشآموزی و برنامههای نظامی و ایدئولوژیک در مدارس منتشر شد.
شماری از خانوادهها در پیامهایی ابراز نگرانی کردند برگزاری برنامههای حکومتی همراه با فشار امنیتی و ایدئولوژیک، باعث شود مدرسه در ذهن کودک، با اجبار سیاسی، سوگ، نمایشهای حکومتی یا حضور نظامی پیوند بخورد.
پروندههای جدید اسیدپاشی در ایران همچنان به مراکز حمایتی ارجاع میشوند و قربانیان سالها پس از حمله با جراحیهای مکرر، هزینههای سنگین درمان، از دست دادن شغل و طرد اجتماعی مواجهاند؛ آسیبهایی که در مواردی زندگی خانوادههای آنان را نیز دگرگون کرده است.
روزنامه شرق اول مهر در گزارشی با عنوان «زخمهای ناتمام» به وضعیت قربانیان اسیدپاشی و پیامدهای جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی این حملات پرداخت.
محسن مرتضوی، عضو هیاتمدیره انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی، گفت با گذشت سالها همچنان پروندههای جدیدی به این انجمن ارجاع داده میشود و برخی قربانیان از شهرهای مختلف برای ادامه درمان به تهران میآیند.
او افزود بخش قابلتوجهی از مراکز تخصصی درمان سوختگی در پایتخت متمرکز است و برخی قربانیان برای دسترسی آسانتر به خدمات درمانی، در تهران یا حومه آن ساکن میشوند.
مرتضوی هشدار داد آسیب اسیدپاشی به صدمات جسمی محدود نمیشود و بخشی از رنج قربانیان ناشی از واکنش جامعه و قضاوت اطرافیان است.
سایت هرانا در سالهای گذشته از دهها مورد اسیدپاشی در ایران، از جمله علیه زنان، خبر داده است.
سازمان پزشکی قانونی ایران شهریور ۱۴۰۱ اعلام کرده بود آماری از اسیدپاشیها در دست نیست و این پروندهها بهجای اسیدپاشی، با عنوان «سوختگی» ثبت میشوند.
در گزارش شرق، روایت مردی آمده است که ۱۶ سال پیش همسر سابقش به صورت او اسید پاشید؛ حملهای که به از بین رفتن پوست کل صورت و نابینایی کامل او انجامید و مانع از معلم شدن او شد.
این قربانی گفت برای پلک خود شش بار و برای گردنش پنج بار جراحی شده و ممکن است دوباره به جراحی نیاز پیدا کند.
خانواده او برای تامین هزینههای درمان ناچار به فروش خانه شدند و پرونده نیز در نهایت با جریمه نقدی عامل اسیدپاشی و بدون زندانی شدن او پایان یافت.
در روایتی دیگر، مادری میانسال گفت ۱۵ سال پیش همراه با دختر ۱۴ سالهاش هدف اسیدپاشی قرار گرفت.
این حمله آسیبهای جدی به صورت و بدن آنها وارد کرد و بینایی مادر نیز بهشدت کاهش یافت.
او افزود خانواده برای تامین هزینههای درمان خانه خود را فروختند و دخترش نیز هنگام تلاش برای یافتن شغل با تبعیض مواجه شد؛ از جمله یکبار بهدلیل آثار اسیدپاشی بر صورتش برای کار فروشندگی مورد پذیرش قرار نگرفت.
قربانی دیگری گفت در پی اسیدپاشی بینایی یک چشم خود را از دست داده و بینایی چشم دیگرش نیز بهشدت کاهش یافته است.
این مادر ۳۲ ساله که پیشتر خیاط بود، دیگر قادر به ادامه کار نیست و بیشتر روزها را در خانه میگذراند.
او با وجود چندین جراحی و کمکهای مالی دیگران، هنوز ۸۰ میلیون تومان بابت یکی از عملهای سال گذشته بدهکار است. هزینههای درمان همچنین موجب شده دو فرزند نوجوانش تحصیل را رها کنند و مشغول کار شوند.
سمیه مهری و دخترش رعنا، قربانیان اسیدپاشی
قانون و زخمهای ماندگار
محمدرضا مقدم، وکیل پایهیک دادگستری و وکیل این قربانی، اعلام کرد رسیدگی قضایی به پرونده پس از حدود سه سال به مراحل پایانی رسیده است.
عامل اسیدپاشی پسری ۱۴ ساله بود و به همین دلیل، قصاص منتفی شد.
او گفت بهدلیل ناتوانی مالی خانواده عامل اسیدپاشی در پرداخت دیه، حکم پرداخت آن از بیتالمال صادر شده و پرونده اکنون برای تامین اعتبار در وزارت دادگستری است.
مقدم افزود قانون تشدید مجازات اسیدپاشی و حمایت از بزهدیدگان که سال ۱۳۹۸ تصویب شد، ظرفیتهایی برای حمایت از قربانیان، از جمله در زمینه هزینههای درمان، ایجاد کرده است و قربانیان نباید برای دریافت این هزینهها ناچار به تشکیل پرونده حقوقی جداگانه و طی دوباره فرایند دادرسی شوند.
در پرونده اسیدپاشیهای سال ۱۳۹۳ علیه زنان در اصفهان عامل یا عاملان حملات شناسایی نشدند و پرونده چهار سال بعد بدون معرفی متهم مختومه شد. در این پرونده، دیه قربانیان با حکم دادگاه از بیتالمال پرداخت شد.
اردیبهشت ۱۴۰۲، مدیرمسئول روزنامه اعتماد پس از انتشار گزارشی درباره اسیدپاشی و فروش اعضای بدن به دادسرا احضار شد.
کابوس، خشم و احساس گناه
فرشاد پورذرابیان، روانپزشک و رواندرمانگر انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی، گفت بسیاری از قربانیان با کابوس، یادآوری ناخواسته حادثه، بیخوابی، افسردگی، اضطراب اجتماعی، ترس از حضور در جمع یا نگاه کردن به آینه، خشم، احساس گناه و شرم مواجه هستند.
او هشدار داد طرد شدن از سوی خانواده، همسر، دوستان و محیط کار، نگاه ترحمآمیز و پرسشهای مکرر درباره حادثه میتواند آسیب اولیه را به رنجی مداوم تبدیل کند و به انزوا، از دست دادن شغل و کاهش مراجعه برای دریافت خدمات درمانی بینجامد.
عضو هیاتمدیره انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی نیز تاکید کرد تصور رایج مبنی بر اینکه اسیدپاشی عمدتا ناشی از مسائل ناموسی یا روابط عاطفی است، با بسیاری از پروندههای ارجاعشده به انجمن همخوانی ندارد.
او گفت اختلافات خانوادگی، ارث و میراث، اعتیاد، مشکلات اجتماعی و حتی سوءتفاهمهای کاری از عوامل مطرح در این پروندهها بودهاند.
مرتضوی افزود قانون اسیدپاشی پس از حدود ۶۰ سال تغییر کرد و قانون جدید برای برخی اشکال اسیدپاشی مجازاتهای سنگینتری در نظر گرفته و در موارد منجر به نقص عضو، امکان حبس طولانیمدت را پیشبینی کرده است.
به گفته او، ساماندهی خرید و فروش اسید نیز از مطالبات انجمن بود، اما این پیشنهاد در روند قانونگذاری تصویب نشد.
گزارش میدانی از مراکز درمانی تامین اجتماعی نشان میدهد شماری از کارگران و بازنشستگان برای تکمیل نسخههای خود ناچار به خرید آزاد دارو هستند. همزمان، قیمت برخی داروهای خارجی از ابتدای سال تا ۵۰۰ درصد افزایش یافته است.
بر اساس سالنامه آماری ۱۴۰۴ سازمان تامین اجتماعی، ۹ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر در سه حوزه شرق تهران بزرگ، غرب تهران بزرگ و شهرستانهای تهران تحت پوشش این سازمان قرار دارند.
خبرگزاری ایلنا چهارشنبه اول مهرماه با استناد به نتایج بررسی میدانی خود گزارش داد نبود برخی داروها و پوشش بیمهای محدود، بیماران مراکز تامین اجتماعی را به خرید آزاد دارو وادار کرده است.
مراجعهکنندگان گفتند داروهای عمومی مانند داروهای سرماخوردگی و آنتیبیوتیکها معمولا موجودند، اما تامین داروهای تخصصی و داروهایی برای مصرف طولانیمدت دشوارتر است.
یک بازنشسته سرپرست خانوار گفت ۹۰ درصد داروهای مورد نیازش را آزاد تهیه میکند و گاهی تنها نیمی از اقلام نسخه در مراکز تامین اجتماعی موجود است.
ایراناینترنشنال ۲۷ شهریور گزارش داد شماری از بیماران خاص و صعبالعلاج بهدلیل تراکنشهای بانکی مرتبط با هزینه دارو و درمان، با افزایش دهک، قطع یارانه یا پوشش بیمهای مواجه شدهاند.
افزایش قیمت داروهای دیابت
برخی بیماران مبتلا به دیابت خبر دادند متفورمین ایرانی در مراکز تامین اجتماعی موجود است، اما گلوکوفاژ را باید از داروخانههای بیرون تهیه کنند.
یک زن کارگر نیز گفت قیمت گلورنتا، دارویی که باید بهطور مستمر مصرف کند، طی سه تا چهار ماه از حدود ۲۰۰ هزار تومان به حدود ۶۰۰ هزار تومان رسیده است.
بررسی میدانی ایلنا در روزهای پایانی شهریور، قیمت آزاد ۱۰۰ عدد گلوکوفاژ ۵۰۰ میلیگرم را یک میلیون و ۱۹۰ هزار تومان نشان داد.
یک آمپول نوورپید، از انواع انسولین، نیز بدون بیمه حدود ۸۹۰ هزار تومان قیمت داشت.
در هفتههای گذشته، شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال از افزایش هزینه درمان و دشواری دسترسی به داروهای دیابت گلایه کردند.
آنها از ناتوانی در خرید سنسور قند و انجام آزمایشهای دورهای، کمبود متفورمین و پرداخت میلیونها تومان برای انسولین خبر دادند.
کمبود داروهای تخصصی و عمومی
بیماران قلبی از چالش در تامین داروهایی مانند وارفارین، آتورواستاتین، پلاویکس و آپیکسابان خبر دادند.
برخی بیماران نیز از نبود یا محدودیت دریافت ریتالین، کلونازپام، بوسپیرون و سرترالین در مراکز تامین اجتماعی گفتند.
ایلنا در ادامه نوشت مشکل به داروهای تخصصی محدود نیست. مراجعهکنندگان از نبود برخی داروها از جمله استامینوفن کدئین، متوکلوپرامید و پماد بتامتازون چشمی و ناچار شدن به خرید آزاد آنها خبر دادند.
آنها همچنین از محدودیت پوشش بیمهای و تعداد اقلام تحویلی در مورد برخی ویتامینها و مکملها انتقاد کردند
ایراناینترنشنال ۱۷ شهریور گزارش داد پیامهای مخاطبان از افزایش شدید هزینه درمان و کمبود برخی داروها حکایت دارد و شماری از بیماران بهدلیل گرانی، مصرف دارو را کاهش داده یا درمان را متوقف کردهاند.
افزایش قیمت دارو تا ۵۰۰ درصد
هادی احمدی، مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران، ۲۲ شهریور گفت قیمت داروهای ایرانی از ابتدای سال حدود ۱۵۰ درصد افزایش یافته و افزایش قیمت داروهای خارجی در برخی موارد به ۴۰۰ تا ۵۰۰ درصد رسیده است.
به گفته او، قیمت مکملها، بهویژه مکملهای غذایی، نیز حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصد رشد داشته است.
احمدی ۱۸ تیر نیز هشدار داد پرداخت نشدن مطالبات داروخانهها، آنها را از خرید دارو بازمیدارد و میتواند در بازار کمبود ایجاد کند.
اکبر عبداللهیاصل، سرپرست اداره کل امور دارو و مواد تحت کنترل سازمان غذا و دارو، ۲۳ شهریور اعلام کرد قیمت برخی داروها نسبت به ابتدای سال حدود ۱۰۷ درصد افزایش یافته است.
طبق این گزارش، داروهای خارجی دارای مشابه داخلی میتوانند با قیمت آزاد عرضه شوند.
با این حال، برخی بیماران میگویند نمونه داخلی همیشه جایگزین داروی مورد استفاده آنان نیست و در مواردی پزشک بر مصرف برند مشخصی تاکید دارد.