زینیوند، سخنگوی وزارت کشور: در برابر محاصره اقتصادی واکنشی قوی خواهیم داشت
علی زینیوند، سخنگوی وزارت کشور، گفت: «طبیعی است که این محاصره حتما روی ایران تاثیر میگذارد اما این طور نیست که تنها به اقتصاد ایران آسیب بزند.»
او افزود: «ما دستبسته نیستیم و حتما رفتار واکنشی قوی خواهیم داشت.»
همزمان با تشدید فشارهای معیشتی در ایران، خبرگزاری ایلنا به نقل از یک فعال کارگری گزارش داد مشکلات اقتصادی خانوادهها در مناطق مرزی، کودکان و نوجوانان را برای تامین هزینههای زندگی به کولبری کشانده است.
عبدالله بلواسی، فعال کارگری، یکشنبه هشتم شهریور در مصاحبه با ایلنا گفت فشار ناشی از فقر و نبود درآمد پایدار، زندگی کودکان خانوادههای ساکن مناطق مرزی را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
او ادامه داد: «اینکه یک نوجوان برای کمک به خانواده یا تامین هزینههای مدرسه و زندگی راهی مسیری شود که احتمال شلیک، انفجار مین یا حادثه در آن وجود دارد، باید برای جامعه یک هشدار جدی باشد. کودک باید پشت میز مدرسه باشد، نه در مسیر کولبری.»
به گفته بلواسی، نبود فرصتهای شغلی در مناطق مرزی بسیاری از جوانان، از جمله دانشآموختگان دانشگاهی و قهرمانان ورزشی، را بر سر دوراهی کولبری و پذیرش خطر مرگ یا مهاجرت و ترک خانه و خانواده قرار داده است.
این فعال کارگری با اشاره به میزان مهاجرت جوانان از کردستان افزود بیکاری و نبود چشماندازی روشن برای آینده، بسیاری از آنان را به فکر ترک شهر یا حتی کشورشان انداخته است.
در سالهای گذشته، ناکارآمدی سیاستهای داخلی، فساد ساختاری و سیاست خارجی تنشآفرین جمهوری اسلامی به تشدید بحران اقتصادی در ایران انجامیده است.
کاهش ارزش پول ملی، تورم فزاینده و گسترش بیکاری، قدرت خرید شهروندان را بهشدت کاهش داده و تامین هزینههای زندگی را برای بخش بزرگی از جامعه دشوار کرده است.
در چنین شرایطی، برخی ساکنان مناطق مرزی برای گذران زندگی به کولبری روی آوردهاند. شماری از آنان در سالهای اخیر بر اثر تیراندازی ماموران جمهوری اسلامی کشته شدهاند.
مرگ کولبران نباید عادی تلقی شود
بلواسی در ادامه هشدار داد جان باختن کولبران در ایران بهتدریج در حال تبدیل شدن به خبری «عادی» است؛ رویدادی که چند روز در رسانهها بازتاب مییابد و اعتراضهایی را برمیانگیزد، اما پس از مدتی دوباره به حاشیه میرود.
او گفت: «وقتی کولبری کشته میشود، یک خانواده آسیب میبیند. ممکن است نانآور خانه از بین برود، فرزندان بدون پدر بمانند یا خانوادهای با هزینههای درمان و معلولیت دستوپنجه نرم کند. اگر کولبری را فقط در قالب عدد و آمار ببینیم، بخش انسانی فاجعه را نادیده گرفتهایم.»
بلواسی با انتقاد از وعدههای عملینشده مقامهای جمهوری اسلامی و سیاست حکومت در قبال کولبران افزود: «مساله کولبری را نمیتوان صرفا با برخورد با کولبر حل کرد. اگر علت اصلی یعنی فقر، بیکاری و نبود فرصتهای شغلی پایدار برطرف نشود، این مساله دوباره خودش را نشان خواهد داد. باید به سراغ ریشه رفت.»
این فعال کارگری تبعیض، توسعه نامتوازن و نبود فرصتهای شغلی را از مشکلات اساسی مناطق مرزی دانست و گفت مردم میپرسند چرا با وجود ظرفیتهای اقتصادی، انسانی و طبیعی این مناطق، بسیاری از ساکنان همچنان از فقر، بیکاری و ناامنی معیشتی رنج میبرند.
در هفتههای اخیر، افزایش شکاف میان دستمزدها و هزینههای زندگی، کاهش ساعات کاری و روی آوردن نیروهای متخصص به مشاغل غیررسمی، ابعاد گسترده بحران اشتغال در ایران را آشکارتر کرده است.
ششم شهریور، خانه کارگر هرمزگان از بیکاری حدود ۲۰ هزار کارگر در پی رکود و تعطیلی بنگاهها خبر داد.
یونان قرار است قراردادی دفاعی به ارزش ۳.۶ میلیارد دلار با اسرائیل امضا کند؛ توافقی که آتن را به سامانهای یکپارچه و چندلایه برای مقابله با تهدیدهای هوایی احتمالی جمهوری اسلامی و ترکیه مجهز خواهد کرد.
روزنامه اورشلیمپست یکشنبه هشتم شهریور گزارش داد این قرارداد پس از سه سال مذاکره نهایی شده و بزرگترین توافق صادرات تسلیحاتی در تاریخ اسرائیل خواهد بود.
یک هیات یونانی دوشنبه ۹ شهریور در تلآویو این قرارداد را با وزارت دفاع اسرائیل امضا خواهد کرد. ارزش نهایی توافق اندکی کمتر از برآوردهای پیشین اعلام شده است.
بر اساس این قرارداد، یونان برای نخستین بار به شبکهای یکپارچه و چندلایه برای دفاع هوایی مجهز خواهد شد.
۲۸ مرداد، روزنامه فایننشالتایمز به نقل از منابع نزدیک به جمهوری اسلامی گزارش داد تهران در حال بررسی حمله به اهداف نظامی آمریکا در اروپا است تا در صورت تشدید جنگ از سوی دونالد ترامپ، دامنه درگیریها را به این قاره بکشاند.
در روزهای اخیر و بهدنبال تشدید فشارهای اقتصادی کاخ سفید بر جمهوری اسلامی، تنشها میان دو طرف افزایش یافته و چشمانداز رایزنیها برای پایان جنگ، بازگشایی تنگه هرمز و حلوفصل پرونده هستهای تهران همچنان مبهم است.
اورشلیمپست نوشت بخش عمده ارزش قرارداد اسرائیل و یونان به شرکت سامانههای دفاعی پیشرفته رافائل اختصاص خواهد یافت.
این شرکت سامانه «فلاخن داوود» را که برای رهگیری راکتهای سنگین و موشکهای بالستیک طراحی شده است و همچنین سامانه متحرک «اسپایدر» را برای مقابله با حملات پهپادی در اختیار یونان قرار خواهد داد.
شرکت صنایع هوافضای اسرائیل نیز سامانه «باراک امایکس» را که برای مقابله با هواپیماها و موشکها طراحی شده است، به یونان تحویل خواهد داد.
این توافق همچنین راهاندازی یک مرکز ملی فرماندهی و کنترل برای بهرهبرداری هماهنگ از سامانهها و مدیریت عملیات شلیک را دربر میگیرد.
این مرکز که مشابه نمونه مورد استفاده در اسرائیل خواهد بود، به قابلیتهای هوش مصنوعی مجهز میشود.
پیشبینی میشود شرکتهای یونانی بهعنوان پیمانکاران فرعی رافائل و صنایع هوافضای اسرائیل، حدود ۷۰۰ میلیون یورو از ارزش کل قرارداد را دریافت کنند.
رسانههای یونانی دوم شهریور گزارش دادند آتن در پی تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه پایگاهها و تاسیسات نظامی آمریکا در اروپا، یک آتشبار پدافند هوایی پاتریوت را از جزیره کارپاتوس به کرت منتقل کرده است.
به گزارش اورشلیمپست، این طرح در یونان «سپر آشیل» نام دارد و استقرار سامانههای اسپایدر در جزایر یونان، از جمله در مقاصد گردشگری محبوب اسرائیلیها، بخشی از این طرح خواهد بود.
پیش از این، بزرگترین قرارداد صادرات دفاعی اسرائیل مربوط به نخستین فروش خارجی سامانه پدافند موشکی «پیکان ۳» به آلمان بود. این قرارداد به ارزش ۳.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ امضا شد.
شرکت البیت سیستمز نیز سال جاری از امضای قراردادی ۲.۳ میلیارد دلاری با یک مشتری خارجی خبر داد که بر اساس گزارشها، کشوری در حاشیه خلیج فارس است.
رافائل نیز بر سر چارچوب قراردادی برای فروش سامانههای اسپایدر به رومانی به ارزش دو میلیارد دلار به توافق رسید.
پنجم شهریور، خبرگزاری رویترز به نقل از منابع امنیتی یونان گزارش داد یک سامانه پدافند هوایی که نیروهای این کشور در عربستان سعودی آن را اداره میکنند، تعدادی پهپاد را در نزدیکی تاسیسات نفتی ینبع رهگیری کرده است.
گسترش همکاریهای امنیتی اسرائیل، یونان و قبرس
اورشلیمپست در ادامه نوشت یونان در سالهای اخیر به یکی از مشتریان عمده صنایع دفاعی اسرائیل تبدیل شده است.
آتن موشکهای «اسپایک» و بمبهای هدایتشونده دقیق «اسپایس» را از رافائل، موشکهای «رمپیج» را از البیت سیستمز و صنایع هوافضای اسرائیل و پهپادهای «هرون ۲» را از صنایع هوافضای اسرائیل خریداری کرده است.
انتظار میرود توافق جدید دفاع هوایی شراکت راهبردی دو کشور را بیش از پیش تقویت کند و نقش اسرائیل در حفاظت از حریم هوایی یونان را افزایش دهد.
یونان، قبرس و اسرائیل در سالهای اخیر و همزمان با افزایش تنشها با ترکیه، همکاریها و هماهنگیهای امنیتی خود را گسترش دادهاند.
اورشلیمپست با استناد به «گزارشهای خارجی» نوشت قبرس برای دفاع از حریم هوایی خود سامانه اسرائیلی «باراک امایکس» را خریداری کرده است.
پیشتر در اسفند ۱۴۰۴، یک پایگاه هوایی بریتانیا در قبرس هدف حمله پهپادی قرار گرفته بود.
تصمیم تازه دولت آمریکا برای تشدید تحریمهای جمهوری اسلامی، موجب میشود دانشجویان ایرانی که برای ورود به دانشگاه یا دریافت مدارک علمی و حرفهای به آزمونهای بینالمللی مانند تاقل یا جیآرای نیاز دارند، نتوانند در این آزمونها شرکت کنند.
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، OFAC، دوم شهریور اعلام کرد مجوز عمومی جی که از سال ۲۰۱۴ امکان ارائه مجموعهای از خدمات آموزشی و دانشگاهی به ایرانیان را فراهم میکرد، از همین تاریخ «بهطور نامحدود» تعلیق شده است.
این تعلیق موجب میشود پوشش حقوقی عمومی که شرکتهای آمریکایی برای ارائه چنین خدماتی به ایرانیان به آن اتکا میکردند، دیگر قابل استفاده نباشد.
بند چهارم بخش خدمات آموزشی این مجوز صراحتا به «آزمونهای گواهی حرفهای و آزمونهای ورودی دانشگاه، از جمله آزمونهای استاندارد چندگزینهای» اشاره میکند.
طبق آن، اشخاص آمریکایی در هر نقطه جهان اجازه داشتند این آزمونها و همچنین خدمات لازم برای پذیرش در دانشگاههای آمریکا را به افرادی که در ایران هستند یا در خارج از ایران زندگی میکنند اما «بهطور معمول مقیم ایران» محسوب میشوند، ارائه کنند.
این مجوز فقط آزمون را در بر نمیگرفت. دانشگاههای آمریکایی میتوانستند درخواست پذیرش دانشجویان ایرانی را پردازش کنند، هزینه درخواست و شهریه آنها را بپذیرند، با دانشگاههای ایران برنامه تبادل دانشجو داشته باشند و در محدودههایی مشخص دورههای آنلاین ارائه کنند.
پیش از این و در زمان صدور مجوز قبلی افک اعلام کرده بود هدف، مجاز کردن تبادل دانشگاهی، ارائه برخی دورههای آموزشی و «برگزاری آزمونهای ورودی دانشگاه و دیگر آزمونها برای دانشجویان ایرانی» است.
تعلیق مجوز عمومی جی بخشی از بسته بسیار بزرگتری است که وزارت خزانهداری آن را عملیات انزوای افتصادی نامیده است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، این کارزار را «تهاجم اقتصادی» علیه ارتباطات مالی جمهوری اسلامی توصیف کرد و گفت هدف، قطع «هر شریان اقتصادی» است که حکومت ایران را سرپا نگه میدارد.
این تنها مجوزی نبود که در این بسته تعلیق شد. افک در مجموع پنج مجوز یا اختیار عمومی را متوقف کرد؛ از جمله مجوز فعالیتهای ورزشی، برخی حوالههای شخصی، شرکت در کنفرانسها و یک مجوز دیگر برای فعالیتهای آموزشی در کشورهای ثالث.
نخستین اثر قطعی؛ دولینگو
صفحه رسمی پشتیبانی این آزمون پس از تعلیق این مجوز اعلام کرد از این پس «آزمون انگلیسی دولینگو در ایران و برای کاربران دارای مدارک هویتی ایرانی در دسترس نیست.»
به این ترتیب، محدودیت دولینگو فقط بر اساس محل جغرافیایی کاربر اعمال نمیشود. در سیاست اعلامشده این شرکت، مدرک هویتی ایرانی نیز بهخودیخود عامل محدودیت شده است.
بنابراین دستکم درباره این آزمون، سفر یک متقاضی ایرانی از تهران به استانبول، دبی یا ایروان، در صورتی که همچنان از پاسپورت یا مدرک ایرانی برای احراز هویت استفاده کند، الزاما مشکل را حل نمیکند.
خشم و نگرانی کاربران ایرانی در شبکههای اجتماعی
خبر محدود شدن آزمونهای بینالمللی برای ایرانیان، بهویژه تصمیم دولینگو با واکنش گسترده کاربران فارسیزبان شبکههای اجتماعی مواجه شده است.
در گروه تلگرامی «توییتر دانشگاه تهرانیها» که نوشتههای کاربران ایرانی در ایکس را بازنشر میکند، یکی از کاربران در واکنش به توقف آزمون دولینگو نوشت: «واقعا سر نخواستنمون دعواست.»
کاربر دیگری در همان صفحه، با اشاره همزمان به اخبار مربوط به تافل و دولینگو، محدودیتها را به حذف ایرانیان از فرصتهای عادی بینالمللی تشبیه کرد و نوشت: «رسما از گونه انسانها دارن ایرانی رو خارج میکنن.»
این کانال نظر کاربر دیگری را هم بازتاب داده است که با اشاره به لغو آزمونهای تافل در ایران نوشته است: «تافل رو لغو کردن چون با برگه های آزمون تافل اوریگامی موشک هایپرسونیک درست میکردن وگرنه اینا با مردم ایران مشکلی ندارن.»
در کانالهای تلگرامی مرتبط با آمادگی آزمون نیز واکنشها گاه به شوخی تلخ کشیده شد. کانال «Duolingo Center» پس از اعلام محدودیت، در پستی طنزآمیز از «مراسم ختم مرحوم دولینگو» نوشت و محل خیالی آن را کنار «قطعه تافل و GRE» قرار داد.
کاربر دیگری در ایسک با اشاره به لغو مجوز جی نوشت: «تاثیرش روی مردم ایران چیه؟ جز کمک به اخوند چه تاثیر دیگه ایی داره؟»
واکنشها تنها به گلایه در شبکههای اجتماعی محدود نمانده است. ۵ شهریور دادخواستی در Change.org با عنوان «اجازه دهید دانشجویان ایرانی در آزمون انگلیسی دولینگو شرکت کنند» راهاندازی شد.
آیا راهحلی هست؟
تا زمان این بررسی، ETS، شرکت آمریکایی برگزارکننده دو آزمون تافل و جیآرای، بیانیه عمومی مبنی بر توقف برگزاری این آزمون برای ایرانیان منتشر نکرده است. حتی صفحه رسمی تافل در وبسایت ETS که کشورهای محل ارائه آزمون را فهرست میکند، در ۲۹ اوت همچنان نام ایران را در فهرست خود دارد.
در مقابل، نشانههایی وجود دارد که وضعیت در حال تغییر است. وبسایت تخصصی و غیررسمی TOEFL Resources که ظرفیتهای آزمون ETS را رصد میکند، ۷ شهریور گزارش داد که یک روز پیش تاریخهای آزمون در ایران تا ژانویه قابل مشاهده بود اما اکنون تنها ظرفیتهایی برای پنجم سپتامبر در دو مرکز اطراف تهران دیده میشود و تاریخهای بعدی ناپدید شدهاند.
افک اعلام کرده شرکتها یا کسانی که قصد دارند پس از تعلیق به فعالیتهای سابق ادامه دهند، میتوانند برای مجوز اختصاصی، درخواست بدهند.
به این ترتیب، سرنوشت نهایی آزمونهای بینالمللی و بسیاری از آزمونهای حرفهای هنوز تا حدی به تصمیم شرکتهای برگزارکننده و نوع واکنش دولت آمریکا بستگی دارد: آیا آنها فعالیت در ایران را متوقف میکنند یا مجوز دیگری را قابل استناد میدانند، یا برای دریافت مجوز اختصاصی از وزارت خزانهداری اقدام خواهند کرد.
پروفسور اوزی رابی، پژوهشگر دانشگاه تلآویو، فشار اقتصادی را یکی از موثرترین ابزارهای آمریکا علیه حکومت ایران دانست. او گفت موفقیت این راهبرد به عزم واشینگتن و تداوم محدودیتها بستگی دارد.
این پژوهشگر دانشگاه تلآویو میگوید کارزار اقتصادی آمریکا دسترسی ایران به ارزهای معتبر را محدود کرده است، اما فروپاشی اقتصادی لزوما به سقوط جمهوری اسلامی منجر نخواهد شد. او همچنین دوام این فشارها را به میزان همکاری کشورهایی مانند چین، ترکیه و پاکستان وابسته دانست.
روزنامه اورشلیمپست به نقل از پروفسور اوزی رابی، رییس مرکز مطالعات خاورمیانه و آفریقای موشه دایان در دانشگاه تلآویو، گزارش داد که تحریمهای آمریکا بهطور فزایندهای توان حکومت ایران برای تامین ارز خارجی و اداره بخشهای اقتصادی را کاهش میدهد.
رابی پنجشنبه پنجم شهریور در گفتوگو با رادیو «۱۰۳افام» اسرائیل هشدار داد که نمیتوان با قطعیت نتیجه گرفت تشدید مشکلات اقتصادی به سقوط حکومت ایران خواهد انجامید. او گفت: «مسیر اقتصادی قطعی نیست.»
این پژوهشگر اسرائیلی، فشار اقتصادی را از نظر راهبردی یکی از موثرترین ابزارهای آمریکا علیه حکومت ایران توصیف کرد، اما موفقیت آن را مشروط به عزم و استمرار واشینگتن دانست.
رابی گفت: «این محاصره از نظر نظری بهترین کاری است که میتوان انجام داد. اگر آمریکا مصمم و ثابتقدم باشد، باید نتیجه بدهد.»
او افزود که نقش کشورهایی مانند چین، ترکیه و پاکستان میتواند در اثربخشی این سیاست تعیینکننده باشد. به گفته او، باید دید این کشورها تا چه اندازه با فشارهای واشینگتن همراه میشوند و محدودیتها علیه مبادلات اقتصادی ایران را اجرا میکنند.
رابی گفت آمریکا برای نخستین بار دریافته است که فشار بر اقتصاد داخلی ایران بهتنهایی کافی نیست و باید شبکه بیرونی کشورها، موسسات مالی و واسطههایی را نیز هدف قرار دهد که امکان ادامه مبادلات ایران را فراهم میکنند.
کاهش دسترسی ایران به ارز خارجی رابی تاکید کرد که [حکومت] ایران در هفتههای اخیر ناچار شده است فعالیتهای اقتصادی خود را با منابع دلاری کمتری اداره کند. او گفت کاهش دسترسی به ارزهای معتبر میتواند بخشهایی مانند کشاورزی و صنعت را با مشکلات جدی روبهرو کند.
او افزود: «ایران از زمان تاسیس جمهوری اسلامی هیچگاه یک اقتصاد عادی را اداره نکرده و همواره اقتصاد مقاومتی داشته است. اما تحریم با تحریم تفاوت دارد و فکر میکنم این تحریمها اثرگذاری بیشتری دارند.»
این استاد دانشگاه تلآویو در عین حال احتمال تغییر سیاست آمریکا را منتفی ندانست. او گفت ممکن است میانجیگری کشورهایی مانند عمان یا پاکستان به ازسرگیری مذاکرات میان تهران و واشینگتن منجر شود و دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در واکنش بخشی از فشارها را کاهش دهد.
رابی همچنین به تغییر مسیرهای صادرات انرژی در منطقه اشاره کرد و گفت جایگاه تنگه هرمز نسبت به گذشته تغییر کرده است. به گفته او، برخی کشورهای منطقه پس از مشاهده آسیبپذیری این آبراه، برای توسعه مسیرهای جایگزین تلاش کردهاند و عربستان سعودی بخشی از نفت خود را از مسیر دریای سرخ صادر میکند.
اقتصاد عمومی و اقتصاد حکومت رابی تاکید کرد که دشوارترشدن شرایط زندگی مردم یا حتی فروپاشی بخشهایی از اقتصاد عمومی، لزوما به سقوط ساختار سیاسی منجر نمیشود.
او گفت: «نمیخواهم از این مصاحبه چنین برداشتی ایجاد شود که اگر اقتصاد فروبپاشد، حکومت نیز سقوط خواهد کرد. ایران اقتصاد دیگری هم دارد؛ اقتصاد حکومت.»
به گفته او، مردم ایران در خرید کالاهای روزمره با فشارهایی روبهرو شدهاند که حتی در دورههای دشوار گذشته تجربه نکرده بودند. با این حال، توان حکومت برای استفاده از قاچاق، ارزهای دیجیتال و شبکههای مالی غیررسمی میتواند بخشی از آثار تحریمها را کاهش دهد.
رابی گفت هدف آمریکا مسدودکردن همه مسیرهای اقتصادی و مالی ایران است، اما باید منتظر ماند و دید واشینگتن تا چه اندازه میتواند کانالهای جایگزین، از جمله مسیرهای قاچاق و مبادلات مبتنی بر رمزارزها، را محدود کند.
هشدار درباره توافق احتمالی با تهران این پژوهشگر اسرائیلی همچنین نسبت به اتکای کشورهای غربی به توافق دیپلماتیک با تهران ابراز بدبینی کرد و تاکید کرد چنین توافقی ممکن است به جمهوری اسلامی برای بازسازی توان خود زمان بدهد.
او گفت: «توافق با [حکومت] ایران میتواند نعمتی پنهان برای آنها باشد و فرصت خریدن زمان را فراهم کند.»
رابی تهدید ناشی از جمهوری اسلامی را فراتر از اسرائیل توصیف کرد و گفت کشورهای غربی باید آن را تهدیدی علیه «تمام جهان آزاد» بدانند.
او در پایان گفت کنارزدن حکومت ایران آسان نخواهد بود و فشار اقتصادی نیز موفقیت را بهطور کامل تضمین نمیکند. به گفته او، این فشارها ممکن است بهتدریج توان و پویایی حکومت را کاهش دهد و شرایطی ایجاد کند که به تغییر سیاسی کمک کند، اما چنین نتیجهای باید با احتیاط ارزیابی شود.
اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد در جریان انقلاب ملی در استان تهران در دیماه ۱۴۰۴، یک فرمانده سپاه پاسداران به نام عباس رسولیفر، با سابقه حضور در سرکوب مخالفان دولت بشار اسد در سوریه، فرماندهی نیروهای سرکوب شهرستان شهریار را بر عهده داشته است.
اعتراضات زمستان ۱۴۰۴ که از هفته نخست دیماه با اعتصاب کسبه در شهر تهران آغاز شد، خیلی زود به شهرهای دیگر اطراف پایتخت و غالب شهرستانهای استان تهران گسترش یافت؛ مناطقی مهاجرپذیر و پرجمعیت که براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۳۴ درصد جمعیت استان تهران را در خود جای دادهاند.
پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، اعتراضها در ۱۸ و ۱۹ دی به اوج رسید و سرکوب مرگباری که پیشتر آغاز شده بود، در این دو روز به کشتاری بیسابقه انجامید.
در شهریار، شاهدان از نقش یک عضو پیشین سپاه و نیروی موسوم به مدافع حرم در سوریه در هدایت سرکوب گفتهاند؛ سرکوبی که شیوه سازماندهی آن با الگوهای جنگ شهری در سوریه شباهتهایی دارد.
بخشهایی از این گزارش تحقیقی بر پایه روایت شاهدان و منابع محلی تهیه شده است؛ ادعاهای نقلشده به گویندگان آنها منتسب است و انتشار آنها به معنای تایید مستقل همه جزییات از جانب نویسنده نیست.
امامزاده اسماعیل؛ کانون سرکوب شهریار در شهریار، پیوند نقاط ثبتشده سرکوب، از جمله بلوار انقلاب، خیابان ولیعصر، چهارراه مخابرات و روبهروی کفش ملی، حوالی صحن امامزاده اسماعیل را به عنوان منشا سرکوب و اعزام نیروها معرفی میکند.
امامزاده اسماعیل در دوره ریاست جمهوری ابراهیم رییسی محل برگزاری برنامههای مرتبط با نیروهای موسوم به «مدافع حرم» بوده و رییسی نیز چند بار در آن حضور یافته بود. بررسی افراد مرتبط با این مکان مذهبی، نام عباس رسولیفر، مدیر اجرایی امامزاده، را برجسته کرد که پسر بسیجیاش در سال ۱۴۰۰ کشته شده است.
تحقیقات و روایتهای تازه نشان میدهد رسولیفر در دی ۱۴۰۴ هدایت دستههای عملیاتی سرکوب در شهریار را بر عهده داشته و با کلت کمری به سوی معترضان شلیک کرده است. نیروهای تحت هدایت او، بنا بر این یافتهها، از پایگاه بسیج حوزه ۸ روحالله در نزدیکی امامزاده به نقاط مختلف شهریار اعزام میشدند.
این پایگاه در بافت مسکونی، پشت امامزاده و در مجاورت دبیرستان پسرانه خمینی قرار دارد. در نقشههای هوایی، محدودهای در این نقطه دیده میشود که شناسه مشخصی ندارد. گزارشهای میگویند این محل برای تجمع و آمادهسازی نیروهایی به کار میرفت که با هدایت رسولیفر برای سرکوب معترضان اعزام میشدند.
از سوریه تا سرکوب شهریار
عباس رسولیفر متولد سال ۱۳۴۲ است و خانواده او حدود یک قرن در شهریار سکونت داشتهاند. بر پایه سوابق منتشرشده، او در سال ۱۳۵۸ به بسیج و در سال ۱۳۶۳ به سپاه پاسداران پیوست و سابقهای طولانی در لشکر ۱۰ سیدالشهدا دارد. او در دهه ۱۳۶۰، همزمان با قاسم سلیمانی، در سه عملیات طریقالقدس، بیتالمقدس و نصر ۴ حضور داشته است.
روزنامه جوان تایید کرده است که عباس رسولیفر در سال ۱۳۹۶ بهعنوان نیروی موسوم به «مدافع حرم» در سوریه حضور داشته است. هرچند داعش در بخشی از آن سال همچنان در شرق حلب فعال بود، نیروی قدس و نیروهای همپیمانش نیز در محورهای دیرالزور، المیادین و بوکمال در چارچوب ائتلاف حامی بشار اسد میجنگیدند. بنابراین حضور رسولیفر در سوریه، سابقه فعالیت او در این ساختار نظامی و تجربه جنگ شهری را تایید میکند.
جنگ شهری در کمربند تهران بررسی شیوه سرکوب در شهریار، دو شباهت اصلی با الگوی جنگ شهری در سوریه را نشان میدهد: نخست، تقسیم جغرافیای شهر به حوزههای عملیاتی و دوم، واگذاری ماموریت مشخص به هر یک از یگانهای درگیر برای مهار همان حوزه، بدون جابهجایی مسئولیت میان یگانها.
عباس رسولیفر از سردستگان سرکوب در شهریار بود
یافتههای تحقیق میگوید تجربه نظامی فرامرزی رسولیفر و نقش او در سازماندهی دستههای عملیاتی میتواند توضیح دهد چرا تاکتیکهای بهکاررفته در شهریار با روشهای به کار رفته در سوریه شباهت داشتهاند. طبق برآوردها دستکم ۲۰۰ هزار غیرنظامی در سوریه به دست نیروهای حکومت بشار اسد، نیروهای منتسب به جمهوری اسلامی و شبهنظامیان همسو کشته شدهاند.
نام رسولیفر پیش از اعتراضات دی ۱۴۰۴ نیز در چند سرکوب داخلی مطرح بوده است: اعتراضات قزوین در سال ۱۳۷۳، اسلامشهر در سال ۱۳۷۴، شهریار در سال ۱۳۸۸ و اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در شهریار. برخی شاهدان همچنین عاملیت در قتل نادر مومنی در جریان سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ شهریار را به او نسبت دادهاند.
یک سناریو برای سرکوب چند شهرستان
بررسیهای انجامشده نشان میدهد سرکوب در شهرستانهای استان تهران از الگویی یکپارچه پیروی کرده است؛ الگویی که در آن، روشها نه حاصل تصمیمهای لحظهای ماموران محلی، بلکه بخشی از یک نقشه هماهنگ بودهاند.
نخستین نشانههای این الگو در شهرستان اسلامشهر دیده میشود. روز ۱۷ دی، همزمان با شکلگیری اعتصاب در اسلامشهر، نیروی انتظامی و یگان ضدشورش در محلههای زرافشان و باغفیض به حالت آمادهباش درآمدند.
روز ۱۸ دی، با حرکت معترضان از خیابانهای زرافشان، باغفیض و ابوذر به سوی جاده ساوه، خودروهای انتظامی منور پرتاب کردند. بر پایه روایتهای جمعآوریشده، منورها برای آشکار کردن موقعیت تجمعها و انتقال سریع محل حضور معترضان به دیگر واحدهای سرکوب به کار رفتند؛ روشی شبیه آنچه در یک میدان جنگ برای نشانهگذاری هدف به کار میرود.
همان شب در شهرک واوان، شاهدان از شلیک گلوله جنگی از پشتبام مسجد جامع و اطراف میدان خمینی خبر دادند. بهکارگیری یک مرکز مذهبی بهعنوان موقعیت شلیک، بعدتر در نقاط دیگر نیز در روایتهای شاهدان تکرار شد.
در شهرستان رباطکریم، این الگو شکل دیگری پیدا کرد. روز ۱۸ دی در پرند، نیروهای مسلحی که شاهدان میگویند عربی صحبت میکردند، از داخل مسجدها و پایگاهها به سوی معترضان شلیک مستقیم کردند. برخی شاهدان این افراد را نیروهای حشد شعبی معرفی کردهاند و حضورشان را مشابه آنچه در سرکوب آبان ۱۳۹۸ دیده بودند، دانستهاند.
در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، نیروها در پرند از عقبنشینی نمایشی برای به دام انداختن معترضان بهره بردند. طبق روایتها، آنان با عقب رفتن، معترضان را به سوی کلانتری ۱۸ پرند کشاندند و پس از ورود بخشی از جمعیت به محدوده مقر انتظامی، با گلوله جنگی به آنان شلیک کردند. شاهدان گفتهاند در این تیراندازی شماری از معترضان کشته شدند.
در پاکدشت، روز ۱۸ دی، نیروهای حکومتی در منطقه مامازند و خیابان علامه برای متفرق کردن معترضان یک خودروی زرهی بزرگ و سلاح جنگی به کار گرفتند. روز ۱۹ دی نیز درگیریها ادامه یافت و شاهدان از تیراندازی شدید و شلیک تیربار نیروهای بسیج و سپاه پاسداران خبر دادند.
در قرچک، شامگاه ۱۸ دی، برق اطراف میدان کلانتری قطع شد و همزمان تیراندازی از داخل کلانتری آغاز شد. در همان تاریکی، تکتیراندازها از بام و طبقات مختلف رستوران سنتنیال در میدان خمینی معترضان را هدف قرار دادند. روایتهای محلی شمار کشتهشدگان این تیراندازیها را دهها نفر اعلام کردهاند.
۱۹ دی در میدان راهآهن ورامین، خودروهای مجهز به بلندگو عبارت «حیدر حیدر» را با صدایی بسیار بلند پخش کردند تا شعار معترضان به یکدیگر نرسد و صدای تجمع خنثی شود. همزمان، نیروهای حکومتی گاز اشکآور و گلوله جنگی شلیک کردند.
۱۸ دی در شهر قدس (قلعه حسنخان) اختلال شدید اینترنت با قطع برق همزمان شد. ۱۸ و ۱۹ دی، در مرکز شهر، میدان سرقنات و محدوده فرمانداری، تکتیراندازان مستقر بر بام مجتمع تجاری میلاد و نیروهای شبهنظامی که برخی شاهدان آنان را حشد شعبی معرفی کردهاند، به سوی معترضان شلیک کردند. گزارشهای محلی از کشته شدن دهها نفر خبر میدهند. ایلیا قدسی از جمله قربانیانی بود که با اصابت گلوله به سر جان باخت.
قتل در خودرو و اجبار به مصرف قرص
در پردیس و بومهن، روایتها از مرحلهای فراتر از تیراندازی در تجمع حکایت دارند؛ روشی که شاهدان آن را «ترور میدانی» معترضان در نقاط خلوت توصیف کردهاند. در یک نمونه، روایت شده است که محمدرضا مرادقلی، معترض ۱۹ ساله، شامگاه ۱۸ دی بازداشت و به داخل خودروی نیروهای سرکوب منتقل شد و ماموران با زدن رگ، او را کشتند.
طبق روایتی دیگر، ۱۹ دی در عوارضی شهر پردیس و محدوده بومهن، نیروهای حکومتی تلفن همراه جوان دیگری را تفتیش کرده و پس از یافتن عکس شاهزاده رضا پهلوی، او را بازداشت کردند. طبق روایت ثبتشده، ماموران او را بهشدت کتک زدند و وادارش کردند دو قرص مصرف کند. این جوان نیمهشب در خیابان رها شد.
در همین محور، پخش شعار «حیدر حیدر» همزمان با ضربوجرح با باتوم، تیراندازی مستقیم و شلیک گاز اشکآور گزارش شده است. تکرار این روش در ورامین و بومهن، همراه با قطع برق در قرچک و شهر قدس، وارد عمل شدن تکتیرانداز در قرچک و قلعه حسنخان و حضور نیروهای عربزبان در پرند و شهر قدس، اجزای همان الگوی یکپارچهای است که در چند شهرستان دیده میشود.
سرکوب همزمان و نظاممند اعتراضات دیماه در شهرستانهای استان تهران، به ویژه در دو شهر قلعه حسنخان و شهریار نمونهای از پیادهسازی تکتیکهای «جنگ شهری» در حاشیه پایتخت است؛ جایی که حاکمیت به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک این منطقه بهعنوان «کمربند حائل تهران»، بدون ورود به فاز مهار ضدشورش متعارف، مستقیما به ابزارهای مرگبار روی آورد.