حمله روسیه در نزدیکی کییف دستکم ۳۷ کشته بر جای گذاشت
دستکم ۳۷ نفر در پی حمله روسیه در نزدیکی کییف، پایتخت اوکراین، کشته شدند. مقامها شنبه اعلام کردند این حمله یکی از مرگبارترین حملات به اوکراین در سال جاری بوده است. این حمله در منطقه بوچا، در غرب کییف، آتشسوزی گستردهای ایجاد کرد که به خانهها سرایت کرد.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد علی هاشمی، از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه، در زندان مرکزی اصفهان، معروف به دستگرد، جان باخته است. درگذشت او در شرایطی رخ داده که درباره علت دقیق آن ابهامهایی وجود دارد.
بر اساس این اطلاعات، مسئولان زندان علت بستری شدن او را «ایست قلبی» اعلام کردند، اما خانواده هنگام مراجعه به بیمارستان با پیکر بیجان او روبهرو شدند.
علی هاشمی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، در زندان دستگرد اصفهان جان باخت
بازداشت هاشمی و انتقال به زندان دستگرد
بر اساس اطلاعات رسیده، هاشمی ۲۵ اردیبهشتماه بهدست نیروهای امنیتی در منزل پدریاش بازداشت شد. خانواده او حدود یک هفته از محل نگهداریاش بیخبر بودند تا اینکه مشخص شد به زندان مرکزی اصفهان منتقل شده است.
یک منبع نزدیک به خانواده هاشمی به ایراناینترنشنال گفت نهادهای مربوط ابتدا به خانواده وعده داده بودند علی با پرداخت جریمه مالی آزاد میشود: «خانواده نیز مبلغ مورد نظر را تامین کردند، اما مسئولان قضایی اعلام کردند پرونده تا زمان تشکیل دادگاه متوقف میماند.»
ماموران زندان ۲۸ مردادماه به خانواده هاشمی اطلاع دادند که او در بیمارستان الزهرا در اصفهان بستری شده است. علت بستری «ایست قلبی» اعلام شد، اما زمانی که پدر و نزدیکان علی به بیمارستان رسیدند، به آنها گفته شد او جان باخته است.
مرگهای مبهم بازداشتشدگان؛ از اصفهان تا آمل
پرونده علی هاشمی نخستین مورد از مرگ یک بازداشتشده اعتراضات نیست که درباره علت آن ابهامهایی مطرح شده است.
در ماههای اخیر گزارشهای دیگری نیز درباره مرگ چند معترض در جریان حبس یا پس از بازداشت منتشر شده است.
اکبر محمدی، بازداشتی اعتراضات دیماه در زندان دستگرد اصفهان جان باخت
اکبر محمدی، شهروند ۴۰ ساله اصفهانی، پس از بازداشت در زندان دستگرد جان باخت.
ایراناینترنشنال پیشتر در گزارشی اختصاصی به جانباختن محمدی پس از محرومیت از درمان در این زندان پرداخت.
تقی سلیمی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در زندان آمل جان باخت
در پروندهای دیگر، تقی سلیمی، معترض ۵۷ ساله، ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ در زندان آمل جان باخت.
ایراناینترنشنال گزارش داد که مسئولان زندان درباره علت مرگ او پاسخ شفافی ارائه نکردند و با درخواست کالبدشکافی مخالفت کردند.
آرش طلوع شیخزاده، بازداشتشده اعتراضات دیماه، پس از شکنجه در زندان به کما رفت و در بیمارستان جان باخت
آرش طلوع شیخزاده، معترض ۳۵ ساله، نیز پس از بازداشت در مشهد و انتقال به بازجوییهای اطلاعات سپاه به کما رفت و چند هفته بعد در بیمارستان جان باخت.
بر اساس اطلاعات منتشر شده، او ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ پس از انتشار ویدیوهای اعتراضات بازداشت شده بود.
گزارشهای حقوق بشری درباره مرگ زندانیان
گزارشهای حقوق بشری نیز از ادامه مرگ زندانیان در زندانهای ایران خبر میدهند.
بر اساس گزارشی ماهانه درباره وضعیت حقوق بشر در بازه خرداد تا تیر ۱۴۰۵، دستکم سه زندانی دیگر نیز در زندانهای کشور جان باختهاند.
در کنار این موارد، گزارشهایی بر پایه شهادت شاهدان درباره تزریق دارو یا مواد ناشناخته به برخی بازداشتشدگان منتشر شده است.
طبق این گزارشها، این افراد پس از تزریق دچار وخامت شدید جسمی شده یا جان باختهاند. با این حال، نوع مواد و ارتباط آنها با مرگ افراد نیازمند بررسی و تایید مستقل است.
تردیدهای مطرحشده درباره علت مرگ هاشمی و دیگر بازداشتشدگان در حالی است که خانوادهها در برخی موارد به اطلاعات پزشکی و روند مستقل بررسی علت مرگ دسترسی ندارند. همین موضوع، ضرورت بررسی مستقل علت مرگ و شرایط نگهداری زندانیان را بیشتر میکند
همزمان با تشدید فضای امنیتی در پی بحران بنزین و معیشت و نگرانی از دور جدید اعتراضات، گزارشها و پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از برگزاری دورههای آموزش نظامی برای کارمندان، حامیان جمهوری اسلامی، وابستگان نهادهای دولتی و کودکان، حکایت دارند.
بر اساس این گزارشها، شهرداری تهران تحت ریاست علیرضا زاکانی، آموزش کار با سلاح جنگی به کارکنان مناطق ۲۲گانه را در دستور کار قرار داده و برای این کار، برخی کارمندان با اتوبوس به پارکها و جنگل چیتگر منتقل شدهاند.
همزمان برنامههای آموزش کار با سلاح در مساجد و اماکن عمومی در حال اجراست.
انتقال کارمندان به پارکها برای آموزش نظامی
شهروندان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال گفتند نیروهای وابسته به حکومت و برخی کارمندان از نقاط مختلف تهران به بوستانها، از جمله جنگل چیتگر، منتقل میشوند تا در قالب برنامهای با عنوان «یگان رزمی جنگی» آموزشهای کاربردی کار با سلاح ببینند.
بر اساس این روایتها، این دورهها در شرایطی برگزار میشود که همزمان فضای امنیتی در کشور تشدید شده است.
برخی مخاطبان ایراناینترنشنال این آموزشها را نشانه آماده شدن حکومت برای مواجهه با اعتراضات احتمالی میدانند.
درباره شمار دقیق کارکنان شرکتکننده، نهاد برگزارکننده دورهها، مدت آموزش و نوع سلاحهای مورد استفاده، اطلاعات مستقلی موجود نیست.
تصویر خبرگزاری وزارت ارشاد از دوره آموزش سلاح به کودکان در مازندران
آموزش سلاح به کودکان در مساجد و برنامههای حکومتی
گزارشها و تصاویری که در هفتههای اخیر و پس از کشتار گسترده برای سرکوب انقلاب ملی منتشر شده، از گسترش آموزشهای مرتبط با سلاح در برخی مساجد و کانونهای فرهنگی حکایت دارند.
در نمونههایی از جمله مسجد جامع قائمشهر و کانون کمیل، آموزش کار با سلاح به کودکان و نوجوانان در قالب برنامههای اوقات فراغت گزارش شده است.
همزمان، تصاویری از آموزشهای نظامی در تجمعات شبانه حامیان حکومت و حضور زنان و کودکان در این برنامهها منتشر شده است.
اخیرا نیز انتقال اسلحه واقعی به استودیوی صداوسیما و آموزش کار با آن و شلیک تیر در برنامه زنده در برخی برنامهها جنجالبرانگیز شده بود.
معاونان صداوسیما این اقدامات را «نمادین و تربیتی» توصیف کردهاند، اما منتقدان و فعالان حقوق بشر، از جمله شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح، نسبت به آموزش نظامی کودکان اعتراض کردهاند و آن را «مغایر با حقوق کودک و مشابه رفتار گروههای شبهنظامی» دانستهاند.
آموزشهای نظامی در سایه نگرانی از اعتراضات
گسترش این برنامهها در شرایطی گزارش میشود که فشارهای اقتصادی و معیشتی، از جمله نگرانی درباره افزایش قیمت بنزین، از عوامل افزایش نارضایتی عمومی در ایران عنوان شده است.
فرماندهان نیروهای سرکوب حکومت از جمله احمدرضا رادان، فرمانده کل فرماندهی انتظامی، و حسین طائب، رییس سازمان بسیج، در روزهای اخیر در سخنانشان درباره اعتراضات ناشی از بحران معیشت و بنزین ابراز نگرانی کرده و بر اقدامات پیشگیرانه تاکید کردند.
برخی ناظران سیاسی و اقتصادی، برگزاری مانورهای میدانی، ایجاد غرفههای آمادگی دفاعی و نمایش آموزشهای تسلیحاتی را نشانه تمرکز حکومت بر آمادگی امنیتی برای مقابله با اعتراضات احتمالی دانستهاند.
در این میان، انتقال آموزشهای نظامی به نهادهای مدنی، مساجد و صداوسیمای جمهوری اسلامی، پرسشهایی درباره هدف و دامنه این برنامهها ایجاد کرده است.
پیش از این نیز ایراناینترنشنال گزارش داده بود که حکومت برای سرکوب و کشتار معترضان در جریان انقلاب ملی دیماه از مساجد و اماکن مذهبی استفاده کرد.
در جریان اعتراضات سراسری اخیر، کشتار دهها هزار نفری مردم در خیابانها با شلیک اسلحههای جنگی به دست ماموران حکومت انجام شد و اکنون نیز این گمانه مطرح میشود که جمهوری اسلامی برنامههای جدیدی را برای سازماندهی و جذب نیرو بهمنظور کشتار و سرکوب دور بعدی اعتراضات احتمالی در نظر دارد.
پیشنهاد دولت برای دو برابر کردن نرخ سوم بنزین، واکنش گسترده و عمدتا منفی کاربران شبکههای اجتماعی را برانگیخت. بررسی صدها کامنت نشان میدهد نگرانی اصلی، سرایت افزایش بهای سوخت به قیمت کالاها، کرایهها و دیگر هزینههای زندگی است.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، شامگاه ششم شهریور اعلام کرد پیشنهاد دولت افزایش نرخ سوم بنزین از پنج هزار به ۱۰ هزار تومان است.
او گفت اجرای این تصمیم به هماهنگی با مجلس، قوه قضاییه و دیگر نهادها نیاز دارد و زمان مشخصی برای آن اعلام نکرد.
بسیاری از کاربران در نظرات خود به تاثیر افزایش بهای سوخت بر زنجیره تولید و توزیع کالاها تمرکز کردند.
یکی از کاربران نوشت: «بحث بنزین ۱۰ [هزار تومانی] نیست .... این قیمت بنزین عین بمب عمل میکند؛ قیمت تمام اجناس چند برابر میشود.»
کاربر دیگری با اشاره به ثابت ماندن درآمدها نوشت: «همهچیز را دارید چند برابر گران میکنید؛ حقوق هم بر طبق گرانی تصویب کنید. نمیشود همهچیز گران بشود ولی حقوقها ثابت بمانند.»
شماری دیگر درباره افزایش کرایه، هزینه حملونقل و قیمت مواد غذایی هشدار دادند.
از نگاه آنها، حتی کسانی که مصرف مستقیم بنزین اندکی دارند نیز هزینه افزایش قیمت آن را خواهند پرداخت.
گروهی از کاربران انتشار ارقام بسیار بالاتر در روزهای گذشته را زمینهسازی برای پذیرش نرخ ۱۰ هزار تومانی دانستند.
یکی از آنها نوشت: «گفتند ۸۷ [هزار] تومان که بگویید چه خبر است، بعد بکنند ۱۰ هزار تومان و بگویید خوب شد ۸۷ [هزار] تومان نشد.»
کاربران دیگری با استفاده از ضربالمثل «طرف را به مرگ بگیر تا به تب راضی شود» همین برداشت را مطرح کردند. از نگاه آنها، طرح ارقام ۵۰ هزار یا ۸۷ هزار تومانی، افزایش ۱۰۰ درصدی نرخ سوم را مناسب جلوه میدهد.
پزشکیان این ارقام را تکذیب کرده است، اما تکرار چنین برداشتی از بیاعتمادی به اطلاعرسانی دولت حکایت دارد.
بررسی طرح دولت نشان میدهد سیاست مصوب بنزینی، افزایش سالانه قیمت، کاهش تدریجی سهمیههای یارانهای و تبدیل سهمیه لیتری به ریالی را پیشبینی کرده است.
کاربران همچنین پرسیدند آیا سهمیههای بنزین هزار و ۵۰۰ و سه هزار تومانی حفظ میشوند یا میزان آنها نیز کاهش مییابد؟
این ابهام با سخنان متفاوت مقامها تشدید شده است.
سخنگوی دولت گفته بود این سهمیهها دستکم تا پایان ماه تغییر نمیکنند، اما نایبرییس مجلس شورای اسلامی از کاهش سهمیه سه هزار تومانی از ۷۰ به ۵۰ لیتر و سهمیه پنج هزار تومانی از ۳۰ به ۱۵ لیتر خبر داده بود.
همزمان، صفها نشان میدهند با وجود تکذیب کمبود از سوی دولت، شهروندان دستکم در چند استان، درگیر تعطیلی جایگاهها و دشواری دسترسی به سوخت شدهاند.
ایران روزانه حدود ۱۲۰ میلیون لیتر بنزین تولید و نزدیک به ۱۳۵ میلیون لیتر مصرف میکند.
طبق گزارش اختصاصی ایراناینترنشنال، برداشت از ذخایر راهبردی سوخت به مرحله «هشدار قرمز» رسیده و با ادامه روند کنونی، این ذخایر ممکن است ظرف چند هفته تمام شوند.
مجموع واکنشها از بیاعتمادی به روند تصمیمگیری دولت، نگرانی از موج تازه گرانی و نبود اطلاعات روشن درباره آینده سهمیهها حکایت دارد.
خبرگزاری رویترز گزارش داد با گذشت شش ماه از آغاز جنگ، مقامهای جمهوری اسلامی به عمیقتر شدن بحران اقتصادی اذعان میکنند. مسعود پزشکیان کاهش ۳۵ درصدی تجارت خارجی را پیامد تحریمها و محاصره دریایی آمریکا دانست؛ در حالی که تورم سالانه به ۶۶ درصد رسیده است.
رویترز شنبه هفتم شهریور نوشت فشار اقتصادی ناشی از جنگ، کاهش درآمدهای نفتی و محدود شدن مسیرهای تجارت خارجی اکنون در اظهارات عالیترین مقامهای جمهوری اسلامی بازتاب یافته است.
رییس دولت جمهوری اسلامی شامگاه ششم شهریور در یک گفتوگوی تلویزیونی، تصویری از فشارهای اقتصادی و اجرایی پیش روی دولت ارائه کرد و گفت صادرات و واردات ایران در پی تحریمها و محاصره بنادر کشور، نزدیک به ۳۵ درصد کاهش یافته است.
او افزود جمهوری اسلامی در دوره اجرای تفاهمنامه کوتاهمدت با آمریکا در خرداد توانست حدود ۹۰ میلیون بشکه نفت بفروشد؛ دورهای که واشینگتن موقتا اجازه فروش نفت ایران را صادر کرده بود.
قطر و پاکستان در دستیابی به این تفاهم نقش داشتند و اجرای آن به برقراری آتشبسی کوتاه انجامید، اما اختلاف بر سر تنگه هرمز مانع دوام توافق شد.
پیشتر بررسی ایراناینترنشنال از دادههای ردیابی نفتکشها نشان داده بود در پی محاصره دریایی آمریکا، بارگیری نفت خام ایران به حدود یکهفتم سطح پیش از جنگ سقوط کرده و دریافت نفت ایران از سوی چین نیز بهشدت کاهش یافته است.
همزمان با افت تجارت، تورم سالانه ایران در ماه گذشته به ۶۶ درصد رسید. مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در بیانیهای مکتوب از دولت خواست به زنجیره مشکلات اقتصادی و معیشتی، از جمله تورم، بیکاری و مدیریت قیمت و بازار کالا و خدمات رسیدگی کند.
رویترز نوشت این هشدارها در شرایطی مطرح میشود که شمار دیگری از مقامهای حکومتی همچنان آمریکا را به اقدام تلافیجویانه تهدید و بر کنترل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز تاکید میکنند.
دولت دونالد ترامپ همزمان کارزاری را که «طرد اقتصادی» نامیده است شدت بخشیده و به دولتها، بانکها و شرکتهای خارجی هشدار داده است میان ادامه همکاری با تهران و دسترسی به دلار و نظام مالی آمریکا، یکی را انتخاب کنند.
تفاوت اصلی این کارزار با دورههای پیشین، تمرکز بر طرفهای ثالث و گسترش دامنه تحریمهای ثانویه به حوزههایی چون کشتیرانی، فناوری، داراییهای دیجیتال، طلا و هوانوردی است.
با این حال، رویترز تاکید کرد خزانهداری آمریکا تاکنون از مجازات شرکای بزرگ جمهوری اسلامی، از جمله چین و هند، خودداری کرده است؛ اقدامی که میتواند پیامدهایی برای اقتصاد آمریکا و بازارهای جهانی داشته باشد.
شبکه مقابله با جرایم مالی وزارت خزانهداری آمریکا موسوم به فینسن، پنج شعبه بانک مصر در امارات را «نگرانی درجهیک پولشویی» اعلام و پیشنهاد کرده است دسترسی آنها به تراکنشهای دلاری قطع شود.
طبق برآورد این شبکه، این شعبهها از دی ۱۴۰۲ تا خرداد ۱۴۰۵ حدود یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار تراکنش برای ۱۰۳ شرکت پردازش کردهاند که خزانهداری آمریکا آنها را بخشی از شبکه بانکداری سایه جمهوری اسلامی میداند.
این پیشنهاد پس از یک دوره ۳۰ روزه دریافت نظر عمومی میتواند نهایی شود.
آمریکا همچنین یک شرکت مستقر در هنگکنگ و رضا محمد تاییدی، مدیر شعبه بانک ملی ایران در دبی، را به اتهام نقش داشتن در شبکههای مالی جمهوری اسلامی تحریم کرد.
محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، پنجم شهریور در تهران از مقامهای جمهوری اسلامی خواست کشتیرانی در تنگه هرمز را به وضعیت پیش از جنگ بازگردانند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، این گفتوگوها را «خلاقانه» خواند، اما نشانهای از توافق منتشر نشد.
ترامپ میگوید تنگه هرمز باز است و نیروهای آمریکایی مینهای دریایی را پاکسازی کردهاند.
نیروی دریایی سپاه پاسداران این موضوع را رد کرده و میگوید کشتیها بدون مجوز جمهوری اسلامی حق عبور ندارند.
دادههای اولیه کشتیرانی نشان میدهد پنجم شهریور تنها هفت کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کردند؛ در حالی که این رقم یک روز پیش از آن ۱۷ کشتی و میانگین ۱۰ روزه، ۱۵ کشتی بود.
این کاهش نشان میدهد تنگه هرمز، همزمان ابزاری برای اعمال فشار جمهوری اسلامی و یکی از عوامل تشدید انزوای تجاری و بحران اقتصادی ایران شده است.
پیام هفته دولت مجتبی خامنهای با تمجید از پزشکیان آغاز شد، اما با ترسیم حدودی برای گفتار و تصمیمهای مسئولان پایان یافت؛ حدودی که روایت مشکلات، اختلاف سیاسی و حفظ انسجام اجتماعی را دربر میگیرد.
پیام مجتبی خامنهای به مناسبت هفته دولت با تشکر از مسعود پزشکیان شروع میشود، اما به یک ممنوعیت ختم میشود. او رییسجمهوری را «صادق و دلسوز» میخواند، از عملکرد دولت در ماههای جنگ قدردانی میکند و بعد، قدم به قدم، وارد حوزههایی میشود که بسیار فراتر از یک پیام تشریفاتی به دولت است: چگونه درباره وضعیت کشور حرف زده شود، چه نوع اختلاف سیاسی قابل قبول است، مشکلات اقتصادی چگونه روایت شوند و مهمتر از همه، چه چیزی باید معیار تصمیمگیری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی امنیتی باشد.
پاسخ او در پایان پیام روشن است: «انسجام اجتماعی». مجتبی خامنهای میگوید: «قاطعانه اعلام میکنم که ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است». چند ساعت بعد، واکنش دو مقام ارشد جمهوری اسلامی نشان داد این جمله صرفا توصیهای درباره آرامش سیاسی تلقی نشده است.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، آن را «راهبرد روشن و غیرقابل تفسیر» نامید و گفت انسجام اجتماعی یکی از بنیادیترین مولفههای «قدرت و امنیت ملی» است. محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، یک قدم جلوتر رفت و هر اقدامی را که به انسجام اجتماعی آسیب بزند، «حرام ملی و شرعی» خواند.
کنار هم گذاشتن این سه موضع یک تصویر مهم میسازد: «انسجام اجتماعی» در حال تبدیل شدن از یک مفهوم سیاسی به معیاری برای امنیت ملی و اداره کشور است. اما این انسجام دقیقا چیست و چه چیزی میتواند آن را تهدید کند؟
از حمایت از پزشکیان تا تعیین نحوه حرف زدن دولت مخاطب اولیه پیام مجتبی خامنهای روشن است. هفته دولت است و او خطاب به کارکنان دولت و بهطور مشخص پزشکیان سخن میگوید. از عملکرد دولت در تامین کالا، خدمات، ترمیم نقاط آسیبدیده و مدیریت انرژی در جریان جنگ و پس از آن تقدیر میکند و پزشکیان را «رییسجمهور صادق و دلسوز» مینامد. بنابراین پیام با حمله به دولت آغاز نمیشود. برعکس، ابتدا برای آن مشروعیت و حمایت سیاسی فراهم میکند. اما بلافاصله بعد از این حمایت، اولین دستور مهم مطرح میشود: نقاط قوت ایران باید روایت شوند، نه ضعفها.
خامنهای مینویسد: «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست، بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است». بعد جمله مهمتری اضافه میکند: «گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است».
در اینجا مساله فقط دروغ نگفتن یا اغراق نکردن نیست. او صریحا از «بیان صادقانه» ضعفها حرف میزند و میگوید حتی حقیقت، بسته به زمان و مخاطب، ممکن است به دشمن کمک کند. این بخش پیام بهویژه در کنار شیوه ارتباطی دولت پزشکیان قابل توجه است. پزشکیان در ماههای گذشته بارها کوشیده محدودیتهای دولت را علنی بیان کند. در اردیبهشت، همزمان با دفاع از مذاکره، گفت مردم باید «با واقعبینی شرایط کشور و محدودیتهای موجود را درک کنند».
تنها چند ساعت پس از انتشار پیام خامنهای، بار دیگر در تلویزیون از کاهش صادرات، کمبود ارز، بنزین و انرژی و ناتوانی دولت در اجرای برخی وعدهها گفت و بابت افزایش نیافتن کالابرگ از مردم عذرخواهی کرد. نمیتوان با اطمینان گفت پیام خامنهای مستقیما واکنشی به پزشکیان بوده است. اما تضاد میان دو رویکرد آشکار است. پزشکیان میگوید جامعه باید محدودیتها را بداند. خامنهای هشدار میدهد که حتی بیان صادقانه ضعفها میتواند به دشمن روحیه بدهد. در واقع، یکی از خطوط اصلی پیام را میتوان اینگونه خلاصه کرد: مشکل را بشناسید و حل کنید، اما مراقب باشید چگونه آن را روایت میکنید.
تناقض ظاهری: ضعفها را نگویید، اما این هم فهرست ضعفها این توصیه اما به یک تناقض ظاهری میرسد. تنها چند پاراگراف بعد از هشدار درباره برجسته کردن ضعفها، خود مجتبی خامنهای فهرستی از مشکلات کشور ارائه میکند: تورم، بیکاری، قیمت کالا و خدمات، رشد اقتصادی، کمبود سرمایهگذاری و مشکلات تولید. او حتی از «زنجیره چالشهای اقتصادی و معیشتی» سخن میگوید. پس ممنوعیت مورد نظر او ظاهرا ممنوعیت ذکر مشکل نیست. مرز احتمالی جای دیگری است: میان «بیان مشکل» و «ساختن روایت شکست از مشکل».
در منطق پیام میتوان گفت تورم وجود دارد و باید با افزایش تولید، سرمایهگذاری و مدیریت قیمت حل شود. اما اگر همان مشکل به نتیجهای سیاسی درباره ناتوانی ساختاری حکومت، شکست سیاست اقتصادی یا ضرورت تغییر مسیر کلان منجر شود، ممکن است از نگاه رهبر جمهوری اسلامی به «روایت ضعف» تبدیل شود. این تمایز بعدتر در بحث «دوگانهسازیهای موهوم» آشکارتر میشود.
اقتصاد مقاومتی و «اسقاط تدریجی دلار» نسخه اقتصادی پیام تقریبا همان الگوی آشنای اقتصاد مقاومتی است: تکیه بر تولید داخلی، مدیریت واردات، افزایش سرمایهگذاری، کنترل قیمت و استفاده از ظرفیتهای داخلی. اما در میان آنها یک عبارت غیرمعمول دیده میشود: «اسقاط تدریجی دلار از تراز نقشآفرینی مهم».
به زبان ساده، این همان دلارزدایی است. کاهش وابستگی تجارت و نظام پرداخت ایران به دلار و افزایش استفاده از ارزهای ملی و سازوکارهای جایگزین. این جمله از نظر سیاسی اهمیت دارد. در حالی که بخشی از بحث داخلی ایران درباره فشار اقتصادی به تحریم و رابطه با آمریکا گره میخورد، نسخه خامنهای عادیسازی رابطه با نظام مالی جهانی نیست. پاسخ او کاهش اهمیت همان نظام دلاری است. و بلافاصله میگوید دشمن میخواهد القا کند که راه آبادانی ایران از «تبعیت از او» میگذرد. پس در معماری پیام، بحران اقتصادی پذیرفته میشود، اما راهحل آن نباید به تغییر جهت راهبردی در سیاست خارجی منجر شود.
«جنگ یا مذاکره» چرا موهوم است؟ بعد از اقتصاد، پیام به حساسترین بخش سیاسی میرسد. خامنهای از «هر سخن ناامیدکننده» و «هر نوع دوگانهسازی موهوم» انتقاد میکند و خودش سه نمونه میآورد: «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا جنگطلبی». این انتخابها تصادفی به نظر نمیرسند. «جنگ یا مذاکره» یکی از مهمترین شکافهای سیاسی ماههای اخیر بوده است. پزشکیان بارها تاکید کرده مذاکره به معنای تسلیم نیست و آن را ابزاری برای دفاع از منافع ملی معرفی کرده است. «وفاق» نیز شعار محوری دولت پزشکیان است و در مقابل آن، مخالفان دولت بارها به عنوان جریان «تندرو» توصیف شدهاند. در سوی دیگر همین شکاف، طرفداران سیاست سختگیرانه نیز مذاکره را گاه «سازش» و حامیان آن را آماده عقبنشینی معرفی کردهاند. خامنهای ظاهرا هر دو شکل این صفبندی را رد میکند.
پیام او این نیست که مذاکره ممنوع است یا جنگ تنها گزینه است. بلکه میگوید تبدیل این سیاستها به دو اردوگاه هویتی که یکی «جنگطلب» و دیگری «سازشکار» باشد، به جامعه آسیب میزند. به این معنا، پیام در حال تعیین مرز اختلاف سیاسی مجاز است: درباره ابزارها اختلاف داشته باشید، اما اختلاف را به شکافی تبدیل نکنید که مشروعیت طرف مقابل را زیر سوال ببرد.
«پیوست انسجام اجتماعی» برای همه چیز مهمترین تغییر لحن در پایان پیام رخ میدهد. خامنهای میگوید «هر اقدام» در عرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی باید دارای «پیوست انسجام اجتماعی» باشد. حتی هشدار میدهد بعضی سیاستها ممکن است در میان بخشی از جامعه طرفدار داشته باشند، اما اگر چنین پیوستی نداشته باشند، میتوانند به همان حامیان نیز آسیب بزنند. او هیچ مثال مشخصی ارائه نمیکند. آیا منظور سیاست حجاب است؟ افزایش قیمت بنزین؟ اختلاف درباره مذاکره؟ برخورد با منتقدان؟ سیاست فرهنگی؟ متن پاسخ نمیدهد. و شاید همین ابهام مهمترین بخش پیام باشد.
زیرا وقتی معیار «آسیب به انسجام اجتماعی» تعریف حقوقی و مشخصی ندارد، دامنه آن میتواند بسیار وسیع باشد.
این همان جایی است که واکنش رضایی و قالیباف اهمیت پیدا میکند. رضایی پیام را بلافاصله به زبان امنیت ترجمه کرد: انسجام اجتماعی مولفه امنیت ملی است و تاکید خامنهای یک «راهبرد روشن و غیرقابل تفسیر». قالیباف همان مفهوم را از حوزه امنیت به حوزه تکلیف سیاسی و دینی برد و آسیب به آن را «حرام ملی و شرعی» نامید.
در فاصله چند ساعت، یک زنجیره ساخته شد: خامنهای میگوید «ممنوع است». دبیر شورای عالی امنیت ملی میگوید «راهبرد امنیت ملی» است. رییس مجلس میگوید «حرام ملی و شرعی» است.
این هماهنگی لزوما اثباتکننده طراحی قبلی نیست، اما نشان میدهد دو مقام ارشد جمهوری اسلامی پیام را نه یک توصیه اخلاقی، بلکه دستورالعملی برای حکمرانی در دوره پس از جنگ فهمیدهاند.
انسجام یا کنترل روایت؟ پیام مجتبی خامنهای در ظاهر درباره «ایران قویتر» است، اما در عمق آن نگرانی دیگری دیده میشود: اینکه مشکلات اقتصادی، فشار جنگ و اختلافات سیاسی، انسجامی را که حکومت معتقد است در ماههای جنگ شکل گرفته، فرسوده کند. پاسخ پیشنهادی او فقط اقتصادی یا امنیتی نیست. بخشی از آن درباره «روایت» است.
قدرت باید برجسته شود. ضعف نباید به روایت مسلط تبدیل شود. اختلاف نباید جامعه را به «جنگطلب و سازشکار» یا «وفاقطلب و تندرو» تقسیم کند. همه سیاستها باید از فیلتر انسجام اجتماعی عبور کنند. اما همینجا پرسش اصلی باقی میماند: چه کسی تعیین میکند یک سخن «ناامیدکننده» است یا شرح صادقانه واقعیت؟ چه نهادی تشخیص میدهد یک اختلاف سیاسی «دوگانهسازی موهوم» است؟ و مرز میان حفظ انسجام و محدود کردن نقد کجاست؟
پیام به این پرسشها پاسخ نمیدهد. اما شاید مهمترین نشانه درباره جهت حرکت جمهوری اسلامی همین باشد: در ایران پس از شش ماه جنگ، «انسجام اجتماعی» دیگر فقط توصیفی از رفتار جامعه نیست. دستکم در ادبیات رهبر جمهوری اسلامی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و رییس مجلس، آرامآرام در حال تبدیل شدن به معیاری برای آن چیزی است که میتوان گفت، میتوان کرد و حتی میتوان دربارهاش اختلاف داشت.