روزنامه کیهان: دلار ۲۰۰ هزار تومانی ربطی به جنگ و بستن تنگه هرمز ندارد


روزنامه کیهان که زیر نظر نماینده رهبر جمهوری اسلامی منتشر میشود، در یادداشتی نوشت: «این روزها جریان تسلیمطلب خط عملیات روانی جدیدی را کلید زده است؛ پروپاگاندایی ناشیانه برای گره زدن دلار ۲۰۰ هزار تومانی به پیامدهای جنگ و بستن تنگه هرمز.»
این روزنامه نوشت: «بازار ارز بیش از آنکه تابع شیپور جنگ باشد، معلول مستقیم سیاستهای غلط ارزی و شانه خالی کردن از انضباط مالی است. بنابراین، ادعای اینکه جنگ عامل تورم سه رقمی شد، یک دروغ بزرگ و فرار به جلو است.»
کیهان همچنین نوشت: «سونامی تورم را حذف بیضابطه ارز ترجیحی کلید زد، نه جنگ. دولت نباید و نمیتواند با بهانهجویی و سنگر گرفتن پشت جنگ و تنگه هرمز، اشتباهات فاحش سیاستی خود را پنهان کند.»
کیهان افزود: «اتفاقا بستن تنگه هرمز بهترین راهبرد برای فشردن گلوگاه انرژی جهان و هزینهزایی برای آمریکای تروریست و متحدانش در منطقه بود و هست.»






آمریکا پس از نزدیک به شش ماه جنگ با جمهوری اسلامی، مرحله تازهای از فشار اقتصادی علیه حکومت ایران را آغاز کرده است؛ کارزاری که مقامهای آمریکایی آن را «بزرگترین تهاجم مالی» علیه تهران توصیف کردهاند. همزمان تهران تهدید کرده که به این کارزار واکنشی تهاجمی نشان خواهد داد.
هدف اعلامشده واشینگتن، قطع ارتباط ایران با شبکه مالی و تجاری جهانی و واداشتن شرکای خارجی تهران به انتخاب میان ادامه تجارت با ایران یا حفظ دسترسی به نظام مالی مبتنی بر دلار است.
با این حال، بسته اعلامشده در روز دوشنبه دستکم در مرحله نخست از شدیدترین اقدام ممکن، یعنی تحریم بانکهای بزرگ چین و دیگر شرکای اصلی جمهوری اسلامی، فاصله داشت.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در تشریح این سیاست گفت واشنگتن یک «تهاجم اقتصادی» علیه ارتباطات مالی ایران در سراسر جهان آغاز کرده است.
وزارت خزانهداری همزمان ۷۸ فرد، شرکت و شناور را به فهرست تحریمها افزود و دامنه فعالیتهایی را که میتوانند مشمول تحریمهای ثانویه شوند به پنج حوزه داراییهای دیجیتال، طلا، فناوری، هوانوردی و کشتیرانی گسترش داد.
پیام اصلی واشینگتن اما بیش از تحریمهای اعلامشده، متوجه کشورها و شرکتهایی بود که همچنان با جمهوری اسلامی تجارت میکنند.
بسنت هشدار داد موسسات مالی و شرکتهایی که به تبدیل نفت ایران به درآمد و انتقال آن به اقتصاد جمهوری اسلامی کمک کنند، ممکن است دسترسی خود به نظام مالی دلاری را از دست بدهند. او همچنین بانک ملی ایران را بهطور مشخص هدف قرار داد و گفت تمام شعب خارجی این بانک باید تعطیل شوند.
با این همه، وزارت خزانهداری مشخص نکرد چه کشورها یا بانکهایی در مرحله بعد هدف قرار خواهند گرفت و تحریمهای ثانویه دقیقا از چه زمانی اجرا میشوند. نام هیچیک از بانکهای بزرگ چینی که مظنون به تسهیل تجارت نفت جمهوری اسلامی هستند در فهرست تازه دیده نمیشود.
بسنت در پاسخ به این پرسش که چرا واشینگتن فورا سراغ شدیدترین مجازاتها نرفته است، گفت: «چرا باید بخواهم نظام مالی جهانی را منفجر کنم؟»
بهگفته او، دولت آمریکا میخواهد ابتدا به کشورها و شرکتها یک دوره زمانی برای قطع روابطشان با جمهوری اسلامی بدهد، اما پس از پایان این مهلت اقدامات میتواند به سرعت عملی شود.
معمای چین در سیاست فشار حداکثری
چین مهمترین آزمون این سیاست است. پکن طی سالهای اخیر بزرگترین خریدار نفت ایران بوده و بخش عمده نفت صادراتی جمهوری اسلامی را خریداری کرده است. در عین حال، محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا، که از اواسط ژوئیه بار دیگر تشدید شده، جریان نفت ایران به چین را بهشدت کاهش داده است.
واشینگتن تاکنون عمدتا پالایشگاههای مستقل چینی موسوم به «تیپات»، واسطههای تجاری و نفتکشهای عضو «ناوگان سایه» جمهوری اسلامی را تحریم و از هدف قرار دادن بانکهای بزرگ چین یا شرکتهای دولتی این کشور پرهیز کرده است.
این احتیاط در آستانه دیدار مورد انتظار ترامپ و شی جینپینگ در واشینگتن در ماه سپتامبر اهمیت بیشتری دارد.
بهنوشته رویترز آمریکا نگران است تحریم بانکهای بزرگ چینی به اقدامات تلافیجویانه پکن، بهویژه محدود کردن صادرات مواد معدنی حیاتی و عناصر کمیاب، منجر شود و توافقهای اقتصادی میان دو کشور را به خطر اندازد.
با این حال بسنت تاکید کرد که «هیچکس فراتر از دسترس تحریمهای آمریکا نیست» و اگر بانکهای چینی بخشی از شبکه تبدیل نفت ایران به پول برای جمهوری اسلامی باشند، میتوانند هدف قرار گیرند.
او گفت: «اگر آنها معاملات را تسهیل کنند و بخشی از اکوسیستمی باشند که نفت ایران را به پول و پول را به سرکوب تبدیل میکند، هدف قرار خواهند گرفت.»
وزارت امور خارجه چین نیز در واکنش اعلام کرد تحریم و فشار راهحل بحران نیست و پکن برای حفاظت از منافع خود اقدامات لازم را انجام خواهد داد.
تهدید تهران به تلافی
جمهوری اسلامی در مقابل، ضمن کماهمیت جلوه دادن تاثیر فشارهای جدید، تهدید کرده است که ممکن است پاسخ آن صرفا اقتصادی نباشد.
علی مدنیزاده، وزیر اقتصاد جمهوری اسلامی، پس از اعلام اقدامات آمریکا گفت جمهوری اسلامی «کاملا برای تحریمهای آمریکا آماده» است و آنچه واشینگتن انجام میدهد یک «حمله تروریستی اقتصادی» است.
او با تاکید براینکه تهران نیز ابزارهای خود را در اختیار دارد، افزود: «دفاع ما دیگر چندان تدافعی نیست؛ دشمنان باید منتظر حمله باشند.»
مدنیزاده همچنین گفت چین و روسیه اقدامات آمریکا را نپذیرفتهاند و پیشبینی کرد کشورهای دیگری نیز در برابر فشار واشینگتن مقاومت کنند.
در این جمهوری اسلامی به تهدیدهای نظامی خود نیز ادامه داد.
حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، هشدار داد که در صورت تهدید زیرساختهای ایران، جمهوری اسلامی میتواند ضربات سنگینی به «منافع حیاتی» آمریکا و گلوگاههای انرژی وارد کند.
تهران پیش از اعلام بسته تحریمی نیز احتمال واکنش نظامی و محدودتر کردن جریان نفت از خلیج فارس را مطرح کرده بود.
این تهدیدها در شرایطی مطرح میشود که تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین اهرمهای جمهوری اسلامی است.
بهنوشته رویترز جنگ بخش قابل توجهی از توان متعارف نظامی حکومت ایران را از میان برده یا تضعیف کرده، اما جمهوری اسلامی هنوز از توان موشکی و پهپادی برای تهدید کشتیها و کشورهای منطقه برخوردار است.
ادامه محاصره و افزایش فشار بر اقتصاد
تحریمهای جدید بر اقتصادی اعمال میشوند که از جنگ و محاصره دریایی آسیب سنگینی دیده است. جمهوری اسلامی دهههاست با تحریمهای آمریکا مواجه است و در این مدت شبکه گستردهای از شرکتهای پوششی، واسطهها، صرافیها و نفتکشهایی با ثبت و مالکیت پیچیده برای دور زدن محدودیتها ایجاد کرده است.
آمریکا نیز شبکه تحریمها را به طور مداوم گسترش داده است. بر اساس آمار وزارت خزانهداری، از آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ در سال ۲۰۲۵ تاکنون بیش از هزار فرد، کشتی و هواپیما در ارتباط با جمهوری اسلامی تحریم شدهاند. اقدامات اخیر شبکه نفتکشهای سایه، شرکتهای بیمه کشتیرانی، شبکههای تامین قطعات تسلیحاتی و صرافیهای دیجیتال را نیز هدف گرفته است.
اما تفاوت مهم شرایط کنونی با سالهای گذشته، همراه شدن تحریمهای مالی با محاصره دریایی است. این محاصره صادرات نفت ایران را بهشدت کاهش داده و به گفته مقامها و تحلیلگران، آسیب اقتصادی بسیار بیشتری نسبت به تحریمهای معمول وارد کرده است.
با این حال رویترز در گزارشی نوشت که تجربه چند دهه تحریم نشان داده که فشار اقتصادی لزوما به تغییر سریع رفتار سیاسی تهران منجر نمیشود. جمهوری اسلامی تاکنون توانسته است هزینههای سنگینی را تحمل کند و شبکههای تازهای برای دور زدن محدودیتها بسازد. به همین دلیل برخی کارشناسان هشدار میدهند کارزار جدید، حتی در صورت موفقیت، احتمالا طولانی خواهد بود.
ادامه تلاشهای پاکستان برای میانجیگری
جنگ جمهوری اسلامی و آمریکا به مرز ششماهگی نزدیک میشود. حملات گسترده دو طرف طی هفتههای اخیر فروکش کرده، اما هیچ نشانه روشنی از دستیابی به توافق سیاسی دیده نمیشود. جنگ توان متعارف حکومت ایران را بهشدت تضعیف کرده و علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، نیز در جریان آن کشته شده است؛ با این حال وضعیت دقیق برنامه هستهای و توان موشکی و پهپادی باقیمانده جمهوری اسلامی همچنان نامعلوم است.
همزمان، اختلال در عبور نفت و مواد خام از تنگه هرمز قیمت جهانی انرژی را بالا نگه داشته و هزینه سیاسی جنگ را برای ترامپ افزایش داده است. از همین رو، واشینگتن در مقطع کنونی ظاهرا فشار اقتصادی را به ازسرگیری عملیات گسترده نظامی ترجیح میدهد.
در حالی که نبرد مستقیم نظامی فعلا کاهش یافته، مرکز ثقل جنگ بیش از پیش به اقتصاد، تجارت نفت، نظام مالی جهانی و رقابت بر سر تنگه هرمز منتقل شده است.
در کنار تهدیدها، تلاشهای دیپلماتیک نیز کاملا متوقف نشده است. عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، روز دوشنبه در سفری یکروزه به تهران با مسعود پزشکیان رییسدولت، محسن رضایی نماینده رهبر جمهوری اسلامی در شورای عالی امنیت ملی، محمدباقر قالیباف رییس مجلس شورای اسلامی، عباس عراقچی وزیر امور خارجه و اسکندر مومنی وزیر کشور در جمهوری اسلامی دیدار کرد.
رویترز بهنقل از منابع پاکستانی گزارش داد که این سفر پس از گفتوگوی منیر با ترامپ انجام شد.
پزشکیان در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان گفت آمریکا باید «لحن و رویکرد» خود در قبال جمهوری اسلامی را تغییر دهد و اتکا به اجبار و زورگویی تنها دستیابی به توافق را دشوارتر میکند.
پاکستان پیشتر نیز میان تهران و واشینگتن میانجیگری کرده و تلاشهایش در ماه ژوئن به «تفاهمنامه اسلامآباد» منجر شده بود، اما آن چارچوب خیلی زود به بنبست رسید.
شورای سردبیری واشینگتنپست دوشنبه دوم شهریور با حمایت از آغاز عملیات طرد اقتصادی جمهوری اسلامی نوشت اگر آمریکا بر ادامه تجارت چین با حکومت ایران چشم بپوشد، تهدیدهای اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، توخالی به نظر خواهد رسید.
شورای سردبیری واشینگتنپست در سرمقاله خود نوشت پس از شش ماه بمباران متناوب ایران و تلاشهای بینتیجه برای دستیابی به یک توافق بزرگ با جمهوری اسلامی، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بار دیگر به راهبرد قابلدفاعترِ مهار اقتصادی روی آورده است.
بهنوشته واشینگتنپست دولت ترامپ به جای شرطبندی روی یک پیروزی نظامی، که احتمالا مستلزم اعزام نیروهای زمینی آمریکا به ایران خواهد بود، تصمیم گرفته با قطع ارتباط جمهوری اسلامی با بخش بزرگی از جهان، فشار اقتصادی بر آن را تشدید کند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، روز دوشنبه با اعلام یک «تهاجم اقتصادی» بیسابقه هشدار داد افراد، شرکتها و موسسات مالی خارجی که همچنان با تهران تجارت کنند، هدف تحریمهای ثانویه آمریکا قرار خواهند گرفت.
بسنت گفت تیم او «تمام گرهها، تسهیلکنندگان و شبکههایی» را که برای دور زدن تحریمهای موجود استفاده شدهاند، شناسایی کرده است.
بهگفته او، مقامهای دولت آمریکا در حال تماس با رهبران کشورهای خارجی و ارائه «درخواستهای مشخص» همراه با ضربالاجل برای اجرای آنها هستند.
او به عنوان نمونه به بزرگترین بانک ایران اشاره کرد و گفت تمام شعب خارجی آن باید تعطیل شوند.
بسنت گفت: «زمانسنج از همین حالا به کار افتاده است» و وعده داد واشینگتن رویکردی با «نشت صفر» در اجرای تحریمها در پیش خواهد گرفت.
با این حال، بهنوشته شورای سردبیری واشینگتنپست تحقق چنین هدفی مستلزم رویارویی بزرگی با چین، بزرگترین خریدار نفت ایران، خواهد بود و هنوز مشخص نیست ترامپ تا چه اندازه حاضر است این رویارویی را تا پایان دنبال کند.
تاکنون تحریمهای آمریکا بیشتر پالایشگاههای مستقل و واسطهها را هدف گرفتهاند و نه بانکهای بزرگ یا شرکتهای دولتی چین را. شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، قرار است ماه آینده برای شرکت در نشستی به واشینگتن سفر کند.
بهنوشته شورای سردبیری واشینگتنپست اگر او بدون ارائه تعهدی معنادار برای کاهش خرید نفت ایران آمریکا را ترک کند، تهدیدهای بسنت توخالی به نظر خواهد رسید.
اما حتی اگر دولت ترامپ موفق شود صادرات ایران را بهشدت محدود کند، ترامپ باید درباره آنچه این سیاست واقعا قادر به تحقق آن است، واقعبین باشد. جنگ به تقویت تندروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منجر شده و بسیار بعید است افزایش فشار اقتصادی، نیروهای نظامی جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم کند.
دولت ترامپ نمیتواند از توصیف راهبرد تازه خود با ادبیاتی نظامی خودداری کند. بسنت پیش از اعلام برنامه روز دوشنبه از آن به عنوان یک «روز دی اقتصادی» یاد کرد. اما «روز دی» یادآور یک عملیات نظامی با هدفی روشن است: تسلیم بدون قید و شرط دشمن. فشار اقتصادی بهندرت چنین نتیجهای به همراه دارد.
بهنوشته واشینگتنپست تحریمها در زمینه تسریع تغییر حکومت سابقه چندان موفقی ندارند. اجرای همهجانبه آنها دشوار است و حکومت ایران نیز پس از دههها تحریم، مهارت زیادی در دور زدن محدودیتها به دست آورده است.
مشکل دیگر این است که نخبگان حاکم معمولا در انتقال هزینه تحریمها به مردم عادی بسیار ماهرند. حتی جوامعی که با فلاکت و فشار اقتصادی عمیق روبهرو میشوند، بهندرت صرفا بهدلیل این فشارها موفق به سرنگونی حکومتهای سرکوبگر میشوند. خاندان کیم در کره شمالی نمونه روشنی از این واقعیت است.
بهنوشته واشینگتنپست به همین دلیل، راهبرد مهار در اصل به معنای تغییر حکومت نیست. هدف فوری آن، ضعیفتر کردن حکومتی است که پیشاپیش بهشدت آسیب دیده است؛ به گونهای که توان کمتری برای تهدید همسایگان خود و توسعه سلاح هستهای داشته باشد.
با تنگتر شدن حلقه فشار، رهبران جدید تهران احتمالا واکنشی نظامی نشان خواهند داد. ترامپ در چنین شرایطی باید به این حملات پاسخ قاطع بدهد، اما در عین حال اجازه ندهد هر اقدام تحریکآمیز جمهوری اسلامی، آمریکا را دوباره به یک جنگ طولانی و بدون پایان مشخص بکشاند.
شورای سردبیری واشینگتنپست در پایان تاکید کرده است: «مهار یک فرایند است، نه نقطه پایانی؛ یک ماراتن است، نه دو سرعت.»
مجله نیویورکر در گزارشی مفصل با مرور پرونده حمله به پوریا زراعتی، مجری ایراناینترنشنال، نوشت حکومت ایران برای ساکت کردن مخالفان و روزنامهنگاران خارج از کشور، از اعضای مافیا، باندهای موتورسوار، مجرمان محلی و حتی نوجوانان اروپایی استفاده میکند.
نیویورکر در این گزارش که دوشنبه دوم شهریور منتشر شد، پرونده زراعتی را نقطه آغاز بررسی ابعاد و شیوههای کارزار جمهوری اسلامی برای قتل و ترور روزنامهنگاران و فعالان سیاسی مخالف و منتقدر جمهوری اسلامی در خارج از ایران قرار داد و با کنار هم گذاشتن آن با پروندههای مشابه، الگوهایی را شناسایی کرد که نشان میدهند با افزایش ناکامیها و آسیبپذیریهای حکومت در داخل و منطقه، توسل آن به عملیات کمهزینه برونمرزی نیز افزایش مییابد.
به گزارش این رسانه، متیو لویت، پژوهشگر ارشد موسسه «واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک»، طی پنج سال گذشته بیش از ۲۰۰ توطئه و طرح ترور مورد حمایت جمهوری اسلامی در خارج از کشور را ثبت کرده است. این رقم نزدیک به دو برابر بیشتر از کل موارد ثبتشده از سال ۱۹۷۹ تا ۲۰۲۱ است.
از لندن تا مریلند؛ تبهکاران اجارهای در چندین کشور
پرونده زراعتی یکی از نمونههایی است که نیویورکر برای نشان دادن شیوه اجرای عملیات برونمرزی جمهوری اسلامی بررسی کرده است. پوریا زراعتی پس از نزدیک به دو سال دریافت پیامهای تهدیدآمیز و زیر نظر گرفته شدن خانه و خانوادهاش، ۱۰ فروردین ۱۴۰۳ هنگام خروج از خانهاش در منطقه ویمبلدون لندن هدف حمله قرار گرفت. دو مهاجم رومانیایی او را گرفتند و ۳ بار با چاقو به پایش ضربه زدند. مهاجمان سپس با خودرویی که همدستشان هدایت میکرد، از محل گریختند و بریتانیا را ترک کردند.
دادگاه مرکزی کیفری لندن ۱۲ تیر امسال، دو متهم رومانیایی این پرونده، جرج استانا و ناندیتو بادئا، را بهترتیب به ۱۲ و ۸ سال زندان محکوم کرد. قاضی پرونده در جلسه اعلام حکم گفت حمله به زراعتی یک جرم عادی نبوده است بلکه شواهد «بهطور قاطع» از این نتیجهگیری پشتیبانی میکرد که حمله «در راستای منافع حکومت ایران و از جانب آن انجام شده» است.
بهنوشته نیویورکر، الگوی استفاده از مجرمان اجیرشده به بریتانیا محدود نبوده است. در یکی دیگر از پروندههای بررسیشده در گزارش نیویورکر، ناجی شریفی زیندشتی، مجرم سابقهدار ساکن ایران، به هماهنگی طرح قتل یک زوج ایرانی در ایالت مریلند آمریکا متهم شد.
در سال ۲۰۲۱، گروهی از افراد مسلح، از جمله یکی از اعضای باشگاه موتورسواران هِلز انجلز، با استفاده از یک پیامرسان رمزگذاریشده برای قتل این زوج برنامهریزی کردند، اما طرح پیش از اجرا شناسایی و خنثی شد.
استفاده از شبکههای تبهکاری در تلاش برای قتل مسیح علینژاد، روزنامهنگار و فعال سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، نیز دیده میشود. در سال ۲۰۲۲، مردی اهل جمهوری آذربایجان، مسلح به کلاشنیکف، با دستور قتل علینژاد به مقابل خانه او در بروکلین رفت. پلیس این فرد را بازداشت کرد و تحقیقات درباره او به دو عضو یک شبکه مافیایی روسی رسید که به نیابت از حکومت ایران او را استخدام کرده بودند.
پروندههای مشابهی در اروپا نیز شناسایی شدهاند. دادگاهی در آلمان مردی را بهدلیل تلاش برای آتش زدن یک کنیسه در شهر بوخوم در سال ۲۰۲۲ محکوم کرد. یکی از اعضای سابق هِلز انجلز که در ایران زندگی میکرد، این فرد را برای اجرای عملیات فرستاده بود. یک سال بعد نیز مردی متولد چچن از ساختمان مرکزی تحریریه ایراناینترنشنال در لندن فیلم گرفت و بهدلیل جاسوسی در ارتباط با طرحی تروریستی علیه این شبکه مجرم شناخته شد.
یکی دیگر از این پروندهها به سیامک تدین طهماسبی، مخالف ایرانی ساکن هلند، مربوط بود. در ژوئن ۲۰۲۴، دو مرد مسلح به تفنگ و یک چکش بزرگ وارد حیاط خانه او شدند. طهماسبی با فشردن دکمه هشدار پلیس را خبر کرد و ماموران دقایقی بعد مهاجمان را بازداشت کردند.
سازمان اطلاعات هلند گفت احتمالا حکومت ایران این افراد را برای کشتن طهماسبی استخدام کرده بود. بهگفته پلیس، یکی از مظنونان چند ماه پیشتر در یکی از خیابانهای مادرید به یک سیاستمدار سابق و از منتقدان صریح جمهوری اسلامی شلیک کرده بود.
وجه مشترک این پروندهها، استفاده از افرادی بود که پیوند سازمانی آشکاری با حکومت ایران نداشتند و گاه حتی از هویت هدف یا انگیزه اصلی عملیات بیاطلاع بودند. استفاده از چنین مجریانی، فاصله میان آمران و عاملان حمله را افزایش میدهد، ردگیری مسیر صدور دستور را دشوار میکند و به جمهوری اسلامی امکان میدهد دخالت خود را انکار کند.
چرا جمهوری اسلامی به توسل به مجرمان محلی روی آورده است؟
پروندههای مرورشده در گزارش نیویورکر، شکل تازه کارزاری را نشان میدهند که هرچند سابقه آن به نخستین سالهای استقرار جمهوری اسلامی بازمیگردد اما شیوه عملی کردن آن بهمرور زمان تغییر کرده است.
در این گزارش پرونده میکونوس بهعنوان نمونهای از روش قدیمیتری معرفی شده است که جمهوری اسلامی با اتکا به آن در پی سرکوب مخالفان خود خارج از مرزهای ایران بود.
ماموران جمهوری اسلامی در سال ۱۹۹۲ گروهی از رهبران مخالف کرد را در رستورانی در برلین به گلوله بستند. دادستانهای آلمان گفتند مقامهای ارشد جمهوری اسلامی، از جمله رهبر حکومت، عاملان این حمله را اعزام کرده بودند. پس از این پرونده برای علی فلاحیان، وزیر وقت اطلاعات، حکم جلب بینالمللی صادر شد و پیگرد قضایی در آلمان، دورهای از کاهش عملیات برونمرزی را به دنبال داشت.
بهنوشته نیویورکر، شمار توطئههای برونمرزی جمهوری اسلامی پس از اعتراضات سراسری سال ۱۳۸۸ دوباره افزایش یافت.
ری تکیه، کارشناس امور ایران در شورای روابط خارجی، در توضیح ارتباط میان اعتراضات داخلی و تشدید سرکوب مخالفان در خارج از کشور گفت حکومتهای اقتدارگرا «از مردم خودشان میترسند» و این ترس در دورههای آسیبپذیری شدیدتر میشود.
نیویورکر نوشت ناکامیهای جمهوری اسلامی در داخل و منطقه نیز عملیات برونمرزی کمهزینه را برای حکومت جذابتر کردهاند.
افزایش این عملیات با تغییر در شیوه اجرای آنها همراه بوده است. جمهوری اسلامی بهجای تکرار الگوی عملیات برلین، که در آن مسیر ارتباط عاملان با مقامهای ارشد حکومت قابلپیگیری بود، بیش از گذشته به شبکههای تبهکاری و مجرمان محلی روی آورده است.
این برونسپاری با ایجاد چندین لایه میان آمران و مجریان، اثبات نقش تهران را دشوارتر میکند و امکان انکار دخالت را در اختیار جمهوری اسلامی میگذارد.
اعضای گروههای تبهکار و مجرمان محلی میتوانند مدارک جعلی تهیه کنند، از مرزها بگذرند، خانه امن و خودرو اجاره کنند، پول جابهجا کنند و سپس ناپدید شوند.
کالین کلارک، مدیر اجرایی مرکز سوفان، به نیویورکر گفت حتی عملیات ناموفق نیز میتواند در میان ایرانیان خارج از کشور ترس ایجاد کند: «تروریسم همیشه به شمار کشتهها مربوط نیست؛ گاهی مساله این است که چه کسانی دارند تماشا میکنند.»
تازهترین الگوی شناساییشده در تلاشهای جمهوری اسلامی برای سرکوب مخالفانش در خارج از ایران، استفاده از باندهای تبهکار برای جذب نوجوانان است.
بهنوشته نیویورکر، سازمانهای اطلاعاتی غربی در سال ۲۰۲۴ دریافتند باندهای اسکاندیناوی، اجرای دستورهای حکومت ایران را به نوجوانان محلی میسپارند. بسیاری از این نوجوانان در تلگرام و اسنپچت و با وعده دریافت پول جذب میشوند، بیآنکه هویت هدف یا انگیزه اصلی عملیات را بدانند.
یک مامور اطلاعاتی سوئد در مصاحبه با نیویورکر این روش را «واسطه یک واسطه» توصیف کرد. بهگفته او، نوجوانان برای کسب درآمد آسان داوطلب میشوند، بیآنکه بدانند در چه عملیاتی مشارکت دارند. در مواردی نیز گردانندگان با روایتهای ساختگی، ماهیت واقعی ماموریت را پنهان میکنند.
این عملیات معمولا به شکلی طراحی میشوند که به اندازه انفجار یک اتوبوس یا سفارت خونین و جنجالی نباشند و واکنش شدید دولتهای غربی را در پی نداشته باشد. با وجود این، هر پرونده منابع گسترده پلیس و نهادهای اطلاعاتی را درگیر میکند. تحقیقات و رسیدگی قضایی ممکن است ماهها یا سالها طول بکشد و در این فاصله، ماموران ایرانی شیوه عملیاتی خود را تغییر دهند.
روزنامهنگاری زیر سایه تهدید
از سال ۲۰۲۲ تاکنون، مقامهای ضدجاسوسی بریتانیا بیش از ۲۰ عملیات مورد حمایت جمهوری اسلامی علیه ساکنان این کشور، از جمله خبرنگاران رسانههای فارسیزبان، را شناسایی کردهاند.
بهگزارش نیویورکر، تیم حقوقی ایراناینترنشنال در یک سال گذشته، افزایش «هشداردهنده و بیسابقه» تهدیدها علیه صدها نفر از اعضای خانواده کارکنان این رسانه در ایران را ثبت کرده است. مقامهای حکومتی شماری از این افراد را تهدید کردهاند که اگر بستگانشان همکاری با ایراناینترنشنال را متوقف نکنند، زندانی یا کشته خواهند شد.
نیویورکر نوشت این فشارها از تهدید اعضای خانواده فراتر رفتهاند و زندگی شخصی و حرفهای روزنامهنگاران را نیز دگرگون کردهاند. برای کاهش خطر حمله، زمان ضبط برنامهها بهطور مرتب تغییر میکند، برخی کارکنان به خانههای امن یا کشورهای دیگر انتقال مییابند و گردهماییهای خارج از ساعات کاری به حداقل رسیدهاند.
یکی از مجریان زن ایراناینترنشنال به نیویورکر گفت خطر ملاقات با افراد ناآشنا چنان زیاد است که پذیرفته روابط عاطفی «برای این زندگی نیست».
علیاصغر رمضانپور، سردبیر اجرایی ایراناینترنشنال در لندن، به نیویورکر گفت هنگام بازدید خبرنگار این مجله، نام یکی دیگر از روزنامهنگاران به یک فهرست ادعایی ترور افزوده شده بود. تمهیدات حفاظتی در چنین مواردی ممکن است تا تنظیم همه جزییات زندگی فرد تحت تهدید گسترش یابد.
رمضانپور گفت: «تهدید همیشه وجود دارد. تا زمانی که چراغهای ما روشن باشند، این رژیم دست از تلاش برنمیدارد.»
نیویورکر در بخش دیگری از گزارش به پرسشها و گمانهزنیها درباره منابع مالی ایراناینترنشنال پرداخت. ایراناینترنشنال در پاسخی مکتوب اعلام کرد گفتهها درباره تامین مالی یا هدایت این رسانه از سوی دولتها نادرستاند. در این پاسخ، چنین گفتههایی بازتاب یک کارزار طولانی اطلاعات نادرست با هدف بیاعتبار کردن ایراناینترنشنال و افزایش خطرهای امنیتی پیش روی روزنامهنگاران و کارکنان آن توصیف شدهاند.
وبسایت اکسیوس در گزارشی با اشاره به پنج نشانه از پژمردگی اقتصاد ایران نوشت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بیش از شش ماه پس از آغاز جنگ ایران، فشار اقتصادی بر تهران را تشدید کرده و میکوشد با تحت فشار قرار دادن اقتصاد ایران، رهبران جمهوری اسلامی را به تسلیم وادارد.
بهنوشته اکسیوس کارزار ترامپ میتواند نشان دهد جمهوری اسلامی تا چه اندازه حاضر است برای دستیابی به اهداف نظامی و ژئوپلیتیک خود فشار اقتصادی را تحمل کند.
ترامپ هفته گذشته اعلام کرد ایران با یک «روز دی اقتصادی» روبهرو خواهد شد و گفت اقتصاد این کشور «کاملا در حال فروپاشی» است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز دوشنبه دوم شهریور طرحی برای فلج کردن اقتصاد ایران ارائه کرد و آن را «بزرگترین تهاجم مالی تاریخ» خواند.
جمهوری اسلامی بخش قابلتوجهی از درآمد خود را از صادرات نفت از مسیر تنگه هرمز به دست میآورد، اما محاصره آمریکا که از آوریل آغاز شد، این منبع درآمد را بهشدت محدود کرده است.
بهنوشته اکسیوس اکنون جمهوری اسلامی برای تامین هزینههای جنگ بیشتر به مالیاتهای داخلی، صادرات غیرنفتی و درآمدهای نفتی پیش از جنگ متکی است. با وجود این، هنوز نشانهای از تسلیم تهران دیده نمیشود، هرچند برخی مقامهای جمهوری اسلامی گفتهاند به جای تحمل ماهها یا سالها فشار اقتصادی، باید برای پایان دادن به جنگ تلاش کرد.
برخی کارشناسان نیز هشدار میدهند حکومت ایران ممکن است پیش از تن دادن به خواستههای آمریکا، بار دیگر به اقدام نظامی روی آورد.
کریس کندی از بلومبرگ اکونومیکس به اکسیوس گفت صرف اینکه آمریکا تصمیم گرفته عملیات نظامی گسترده خود را متوقف کند، به این معنا نیست که جمهوری اسلامی نیز همین کار را خواهد کرد.
کارشناسان معتقدند فشارهای اقتصادی ممکن است ظرف چند ماه به مرحلهای برسد که هم توانایی جمهوری اسلامی برای ادامه جنگ و هم ثبات داخلی کشور را تهدید کند.
ویلیام جکسون، اقتصاددان ارشد بازارهای نوظهور در کپیتال اکونومیکس، دوشنبه نوشت: «شریان حیاتی مالی ایران با محاصره آمریکا قطع شده است.»
بهگفته او، پرسش اصلی این است که حکومت ایران برای دستیابی به اهداف نظامی و ژئوپلیتیک خود حاضر است چه میزان «درد اقتصادی» را تحمل کند.
اکسیوس در ادامه گزارش خود پنج نشانه از فروپاشی اقتصاد ایران را برشمرده است.
۱. سقوط ارزش ریال
ارزش پول ایران روز دوشنبه به حدود دو میلیون و ۲۰ هزار ریال در برابر هر دلار رسید؛ کاهشی که عمدتا ناشی از پیامدهای اقتصادی جنگ دانسته میشود.
پیش از آغاز جنگ، هر دلار حدود یک میلیون و ۶۵۰ هزار ریال معامله میشد که همان زمان نیز پایینترین ارزش تاریخی ریال بود. به این ترتیب، اکنون برای خرید یک دلار نسبت به پیش از جنگ حدود ۲۲ درصد ریال بیشتر لازم است.
۲. تورم در حال بلعیدن درآمد مردم است
صندوق بینالمللی پول در ماه ژوئن برآورد کرد نرخ تورم ایران در سال ۲۰۲۶ به ۶۸.۹ درصد خواهد رسید؛ بالاترین میزان از سال ۱۹۷۹ تاکنون.
مرکز آمار ایران نیز اعلام کرده است قیمت مصرفکننده در ماه ژوئیه نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۸۷.۹ درصد افزایش یافته است. تورم مواد غذایی و نوشیدنیها نیز از ۱۲۸ درصد فراتر رفته است.
در این گزارش، تحریمهای اقتصادی و درگیریهای منطقهای از عوامل جهش قیمتها عنوان شدهاند.
۳. فشار معیشتی بر ایرانیان افزایش یافته است
سقوط ارزش ریال و تورم شدید، تامین نیازهای اولیه را برای بسیاری از ایرانیان دشوارتر کرده است.
احمد کریمی، یک راننده تاکسی، به آسوشیتدپرس گفته است: «میوه را حذف میکنیم، پروتئین را حذف میکنیم، تفریح را کنار گذاشتهایم و حتی آخر هفتهها هم کار میکنیم.»
در هفتههای اخیر، شماری از ایرانیان نیز در شبکههای اجتماعی از مشکلات اقتصادی و فشار فزاینده هزینههای زندگی نوشتهاند.
۴. صادرات نفت فروپاشیده است
بخش بزرگی از بحران اقتصادی کنونی ایران ناشی از سقوط صادرات نفت در پی محاصره آمریکاست.
عبدالناصر همتی، رییس کل بانک مرکزی ایران، در ماه اوت گفت ایران، مانند برخی دیگر از کشورهای منطقه، عملا دیگر نفت صادر نمیکند.
اکسیوس پیشتر در ماه مه گزارش داده بود که محاصره آمریکا تا آن زمان دستکم ۴.۸ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی ایران کاسته است.
چین که در شرایط عادی یکی از مهمترین خریداران نفت ایران است، روز دوشنبه اعلام کرد تحولات را از نزدیک زیر نظر دارد و خواهان جلوگیری از تشدید تنشهاست.
۵. مشاغل از بین میروند و خطر رکود افزایش یافته است
پیش از جنگ، صندوق بینالمللی پول پیشبینی کرده بود اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۱ درصد رشد کند. اما در تازهترین پیشبینی این نهاد در ماه ژوئیه، انتظار میرود تولید ناخالص داخلی ایران امسال ۵.۴ درصد کوچک شود.
این تغییر شدید در چشمانداز اقتصادی همزمان با افزایش بیکاری، از میان رفتن فرصتهای شغلی و کاهش فعالیت کسبوکارها رخ داده و نگرانی از ورود اقتصاد ایران به رکودی عمیق را افزایش داده است.
افزایش فشار برای پذیرش توافق
مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، هفته گذشته گفت بهتر است «امروز، در حالی که در موضع قدرت و عزت قرار داریم» به جنگ پایان داده شود؛ سخنانی که در شرایط افزایش فشارهای اقتصادی مطرح شد.
بهنوشته اکسیوس با این حال، شواهد چندانی وجود ندارد که نشان دهد تهران در آستانه تسلیم یا پذیرش خواستههای واشینگتن است.
بر اساس تحلیل موسسه مطالعات جنگ و پروژه تهدیدهای بحرانی، مقامهای جمهوری اسلامی آمریکا را مسئول شکست تفاهمنامه ماه گذشته میان تهران و واشینگتن میدانند. از دید آنها، این تجربه میتواند این تصور را تقویت کرده باشد که امتیاز دادن به آمریکا لزوما به کاهش فشارهای اقتصادی منجر نخواهد شد.
این تحلیل نتیجه میگیرد که به همین دلیل، ممکن است واکنش تصمیمگیران جمهوری اسلامی به وخامت اقتصادی بسیار کند باشد، حتی اگر وضعیت اقتصاد ایران به مراتب بدتر شود.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، دوشنبه دوم شهریور و همزمان با اعلام کارزار طرد اقتصادی جمهوری اسلامی در روز عملیات بزرگ اقتصادی علیه جمهوری اسلامی (اکونومیک دی دِی) اعلام گفت دولت دونالد ترامپ استفاده از نیروی نظامی علیه حکومت ایران را منتفی نمیداند.
هگست درباره احتمال حملات بیشتر علیه جمهوری اسلامی گفت: «اگر لازم باشد از حملات نظامی استفاده کنیم، این کار را خواهیم کرد. اگر آنها دست به اقدام نسنجیدهای بزنند یا با ارتش آمریکا درگیر شوند، هر کاری لازم باشد انجام میدهیم.»
وزیر جنگ آمریکا گفت: «میدانیم در حال حاضر فشار اقتصادی بیشترین آسیب را به ایران وارد میکند، اما به هیچ وجه گزینه حملات نظامی در تنگه هرمز یا دیگر نقاط ایران را کنار نگذاشتهایم.»
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، دوشنبه دوم شهریور در یک نشست خبری در واشینگتن، این کارزار را با اشاره به عملیات پیادهسازی متفقین در نرماندی در جنگ جهانی دوم که به روز دی (D-Day) مشهور است، روز عملیات بزرگ اقتصادی علیه جمهوری اسلامی (اکونومیک دی دِی) نامید و گفت: «ما حملهای اقتصادی را علیه ارتباطات مالی ایران در سراسر جهان آغاز میکنیم. هدف ما قطع تمام شریانهای اقتصادی است که این حکومت را سرپا نگه میدارند تا تهران تنها بماند.»
بسنت افزود وزارت خزانهداری شبکهها، واسطهها و مسیرهای مالی مورد استفاده جمهوری اسلامی برای قاچاق نفت و دور زدن تحریمها را شناسایی کرده و رویکردی مبتنی بر جلوگیری از هرگونه «نشت» درآمد به سوی حکومت را در پیش گرفته است.
به گفته او، دونالد ترامپ با رهبران کشورهای مختلف تماس گرفته و بهطور مشخص از آنها خواسته است تعاملات خود با جمهوری اسلامی را متوقف کنند. تیمهایی از وزارتخانههای خزانهداری و خارجه و ارتش آمریکا نیز در حال مذاکره با مقامهای دیگر کشورها هستند.
وزیر خزانهداری آمریکا در سخنانش گفت پنج بخش داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی هدف تصمیمهای تازه قرار گرفتهاند.
ساعاتی پس از این اظهارات پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، به خبرنگاران گفت: «ایران میداند که ما تنگه هرمز را کنترل میکنیم و محاصره ما نفوذناپذیر است؛ ایران نمیتواند چیزی از تنگه عبور دهد، اما ما میتوانیم.»
وزیر جنگ آمریکا تاکید کرد: «ما با وزیر خزانهداری درباره اعمال فشار اقتصادی حداکثری کاملا هماهنگ هستیم و میدانیم ایران توان تحمل آن را ندارد؛ اقتصاد ایران در مسیری نزولی قرار گرفته است.»
او افزود: «افزایش فشار اقتصادی باعث میشود تنها گزینه ایران، آمدن پای میز مذاکره و گفتوگو درباره برنامه هستهای باشد؛ همان چیزی که رییسجمهوری آمریکا میخواهد.»
وزیر جنگ آمریکا گفت: «ارتش ما ضربات ویرانگری به نیروی دریایی ایران و تواناییهای شناسایی، راداری و موشکی آن وارد کرده است؛ آنها همچنان تواناییهایی دارند، اما به هیچ وجه قابل مقایسه با گذشته نیست.»
هگست همچنین درباره نیروهای ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» که در حال بازگشت به آمریکا هستند، گفت: «ماموریت آنها تاریخی بود و در سختترین شرایط و در برابر دشمنی مصمم، کارهای بزرگی انجام دادند که مسیر تاریخ را برای امنیت آمریکا تغییر خواهد داد.»
تامی پیگوت، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، نیز بعدازظهر دوشنبه در گفتوگو با شبکه نیوزمکس گفت ترامپ همچنان مصمم است مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای شود.
او گفت: «رdیسجمهوری بهروشنی گفته است که به تهدید ناشی از دستیابی ایران به سلاح هستهای پایان خواهد داد.»
پیگوت افزود: «او به هر طریق ممکن این هدف را محقق خواهد کرد.»
بهگفته سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، روسای جمهوری پیشین آمریکا «صرفاا این تهدید را شناسایی کرده بودند»، اما ترامپ در حال اقدام برای جلوگیری از تبدیل شدن آن به واقعیت است.