وزیر خارجه فرانسه: مردم ایران میان سرکوب خونین اعتراضات دیماه و بمبارانها گرفتار شدهاند


ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، سهشنبه ۲۷ مرداد در شبکه ایکس نوشت: «مردم ایران، مردمی بزرگ، قربانیان اصلی این دوره از تنش شدید در خاورمیانه هستند و میان سرکوب خونین اعتراضات دیماه و بمبارانها گرفتار شدهاند.»
بارو افزود: «دقیقا به این دلیل که فرانسه در کنار مردم ایران ایستاده و از هنرمندان، دانشمندان و پژوهشگران ایرانی حمایت میکند، دو دیپلمات فرانسوی ۲۸ تیر عامدانه مورد تعرض قرار گرفتند.»
او اضافه کرد: «اعلام کرده بودم که این اقدام غیرقابل تحمل پیامدهایی در پی خواهد داشت. دو دیپلمات جمهوری اسلامی در فرانسه طی روزهای آینده اخراج خواهند شد.»
ادامه گزارش را اینجا بخوانید.






دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد هیچ مذاکره و گفتوگویی میان واشینگتن و تهران در جریان نیست و هیچ برنامهریزیای هم برای انجام مذاکرات نشده است.
ترامپ سهشنبه ۲۷ مرداد در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت: «هیچ مذاکره یا گفتوگویی با جمهوری اسلامی ایران در جریان یا برنامهریزیشده نیست.»
او تاکید کرد: «محاصره دریایی با تمام قدرت ادامه دارد.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین نوشت که تنگه هرمز باز و فعال است و همه مینهای دریایی کار گذاشتهشده در این منطقه، جمعآوری یا منفجر شدهاند.
ساعاتی پیش از این اعلام موضع، خبرگزاری رویترز گزارش داد در پی ادامه تنشها، دو شرکت بزرگ کشتیرانی چین عبور نفتکشهای خود را از دو گذرگاه راهبردی منطقه متوقف کردهاند و محمولههای نفتی را خارج از خلیج فارس تحویل میگیرند.
بر اساس این گزارش، شرکتهای دولتی «کوسکو شپینگ انرژی ترنسپورتیشن» و «چاینا مرچنتس انرژی شپینگ»، سیامایاس، از اوایل مرداد نفتکشهای خود را از تنگههای هرمز و بابالمندب دور نگه داشتهاند.
در موضعی در برابر ایالات متحده، محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، گفت که تنگه هرمز تا وقتی آمریکا شروط تفاهمنامه موقت امضاشده در ماه ژوئن را اجرا نکند، بسته خواهد ماند.
او ۲۷ مرداد گفت این شروط شامل پایان محاصره بنادر ایران، لغو تحریمهای نفتی، آزادسازی داراییهای مسدودشده تهران و توقف تهدیدها و عملیات نظامی در همه جبهههاست.
رویکردهای متضاد دو طرف درباره وضعیت تنگه هرمز در حالی مطرح میشود که آمارهای کشتیرانی از کاهش شدید تردد در این آبراه حکایت دارند.
بر اساس گزارش مارینترافیک، شمار عبور روزانه کشتیها از ۱۹ مورد در ۲۰ مرداد به سه مورد در ۲۵ مرداد کاهش یافته بود.
تناقض در اظهارات مقامهای آمریکایی
جرد کوشنر، داماد و فرستاده ویژه ترامپ، ۲۶ مرداد به فاکسنیوز گفت تماسهای دولت آمریکا با بخشهای مختلف جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد و احتمالا گستردهتر از هر زمان دیگری است.
ترامپ همان روز در پاسخ به پرسشی درباره تمدید تفاهمنامه موقت ماه ژوئن گفت آمریکا به دنبال تمدید آن نیست.
او اکنون برقراری هرگونه گفتوگو را نیز رد کرده است.
این تناقض میتواند ناشی از تفاوت میان مذاکرات رسمی و تماسهای غیرمستقیم یا محرمانه باشد، اما هیچ یک از مقامهای آمریکایی درباره ماهیت و سطح تماسهای مورد اشاره کوشنر توضیح ندادهاند.
از سوی دیگر، یک مقام آمریکایی در گفتوگو با شبکه خبری الجزیره اعلام کرد رییسجمهوری آمریکا از تیم خود خواسته است تا زمانی که جمهوری اسلامی برای دستیابی به توافق آماده نشده، با آنها وارد مذاکرات نشوند.
این مقام آمریکایی همچنین گفت: «مذاکرات مثبتی با تهران انجام شده، اما ترامپ تصمیم گرفته است فعلا منتظر بماند.»
به گفته این مقام، در اظهارات دولت آمریکا درباره مذاکرات با تهران، تناقضی وجود ندارد.
همزمان، یک مقام ارشد جمهوری اسلامی به رویترز گفت تهران بهدلیل متوقف شدن تلاشها برای دستیابی به پایان دائمی جنگ، به سوی اتخاذ یک موضع نظامی «کاملا تهاجمی» حرکت خواهد کرد.
پیشرفت علنی در مسیر مذاکرات صلح و تردد نفتکشها در تنگه هرمز متوقف شده و خطر ادامه جنگی افزایش یافته است که آمریکا و اسرائیل نهم اسفند با حمله به جمهوری اسلامی آن را آغاز کردند.
فشار اقتصادی و نگرانی از اعتراضها
اختلاف بر سر تنگه هرمز در شرایطی ادامه دارد که فشار اقتصادی جنگ بر ایران افزایش یافته است.
رویترز در گزارشی تحلیلی نوشت رهبران جمهوری اسلامی نگرانند تشدید مجازاتهای اقتصادی آمریکا، مشکلات معیشتی را عمیقتر کند و به شکلگیری دوباره اعتراضات سراسری بینجامد.
بر اساس آمار مرکز آمار ایران، تورم سالانه در تیر به ۶۶ درصد و تورم مواد غذایی در مقایسه با سال قبل به ۱۲۸ درصد رسیده است. کاهش فروش نفت، اختلال در تجارت دریایی، افزایش هزینه واردات و آسیب دیدن زیرساختها نیز درآمدهای دولت را کاهش داده است.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، گفته است کالاهایی که پیشتر از راه دریا وارد میشدند اکنون از مسیرهای طولانیتر به کشور میرسند و همین امر قیمتها را افزایش داده است.
یک نماینده مجلس نیز اعلام کرد محاصره بنادر، واردات بنزین را عملا متوقف کرده است.
واشینگتن از اعمال تدابیر اقتصادی بیسابقه علیه تهران خبر داده، اما جزییات آن را اعلام نکرده است.
در چنین شرایطی، مواضع علنی دو طرف نشانی از نزدیکشدن به توافق ندارد.
روزنامهنگارها قاعدتا نباید موضوع خبر باشند. جای ما معمولا آن سوی ماجراست؛ کسی اتفاقی را زندگی میکند و ما دربارهاش مینویسیم، کسی میرود و ما خبر رفتنش را اعلام میکنیم، بحرانی رخ میدهد و ما سعی میکنیم کلمات درست را برای روایتش پیدا کنیم.
اما گاهی زندگی جای آدمها را عوض میکند و راوی، خود به موضوع روایت بدل میشود.
امروز با خبر درگذشت فرحناز اسپد، یکی از بهترین مجریان خبر ایراناینترنشنال، بیاختیار به یاد رضا حقیقتنژاد، یکی از خبرهترین روزنامهنگاران سیاسی ایران، افتادم. شاید چون میان سرنوشت این دو، شباهتی تلخ میبینم.
دو روزنامهنگار ایرانی؛ دو انسان جوان، بااستعداد و سختکوش که بخش مهمی از زندگیشان با ایران گره خورده بود؛ با خبرهایش، با مردمش، با نگرانی برای آنچه بر آن میگذرد و با امید به اینکه شاید فردا، زندگی برای ایرانیان کمی بهتر از امروز باشد.
و هر دو، دور از ایران، به سرطان مبتلا شدند، و دور از وطن از دنیا رفتند.
فرحناز را با آرامشش به یاد میآورم. با وقاری که حتی بیماری نتوانست از او بگیرد. در رفتارش نوعی تواضع و مهربانی بیتکلف بود که بعضی آدمها بدون هیچ تلاشی با خودشان به هر اتاقی میآورند.
امیدوار بود.
آرام بود.
دلش میخواست برگردد سر کار.
شاید «برگشتن به کار» آرزوی کوچکی به نظر برسد. اما برای فرحناز، کار فقط شغل نبود. میخواست دوباره مقابل دوربین بایستد، خبرهای ایران را بخواند، روزش را با ایران آغاز کند و با ایران به شب برساند.
بیماری او را از تحریریه دور کرده بود، اما نتوانسته بود آن رشتهای را که میان او و زندگی حرفهایاش بود، قطع کند.
چند سال پیش، رفتن رضا هم یادآور همین بود.
رضا از آن روزنامهنگارهایی بود که ایران برایش صرفا موضوع کار نبود. ایران مسالهاش بود؛ چیزی که دربارهاش میخواند، مینوشت، تحقیق میکرد و نگرانش بود.
در غربت زندگی میکرد، اما بخش بزرگی از ذهن و کارش همچنان در همان کشوری بود که دیگر نمیتوانست زندگی حرفهایاش را در آن ادامه دهد.
سرنوشت او حتی بعد از مرگ هم تلخ ماند. رضا در ۴۵ سالگی بر اثر سرطان در برلین درگذشت. پیکرش را به ایران فرستادند تا در خاکی که از آن آمده بود دفن شود، اما نیروهای امنیتی پیکر او را پس از ورود به ایران ربودند و مانع آن شدند که خانواده آنگونه که میخواست با او وداع کند و او را در زادگاهش به خاک بسپارد.
گاهی فکر میکنم غربت برای روزنامهنگار ایرانی فقط فاصلهای جغرافیایی نیست.
یک روز در تهران، شیراز، اصفهان یا شهری دیگر شروع به روزنامهنگاری میکنی، با این خیال ساده که قرار است درباره جامعهای که در آن زندگی میکنی بنویسی. بعد روزی میرسد که برای ادامه همان کار باید از کشورت بروی. میز کارت جابهجا میشود. تحریریهات جابهجا میشود. زبان خیابانی که هر صبح در آن قدم میزنی عوض میشود. خانه عوض میشود. دوستان پراکنده میشوند. سالها میگذرد، اما موضوع کارت عوض نمیشود.
هنوز ایران است.
صبح در شهری هزاران کیلومتر دورتر از تهران بیدار میشوی و اولین چیزی که میخوانی خبر ایران است. روزت را با بحرانها، اعتراضها، انتخابات، زندانها، امیدها و ناامیدیهای مردمی میگذرانی که شاید سالهاست از نزدیک ندیدهای. درباره آینده کشوری حرف میزنی که خودت نمیدانی چه وقت دوباره میتوانی بیهراس به آن برگردی.
این تناقض عجیبی است: گاهی آدم بیشترین سالهای عمرش را دور از وطن میگذراند و در همان حال، بیشترین بخش زندگی حرفهای و ذهنیاش را وقف همان وطن میکند. مثل فرحناز و رضا که نمیخواهم فقط با بیماری و مرگشان به یادشان بیاورم.
سرطان آخرین فصل زندگی آنها بود؛ همه کتاب نبود.
آنچه پیش از آن بود مهمتر است: کنجکاوی، کار، دغدغه، امید، دوستی، خنده، ساعتهای طولانی تحریریه، خبرهایی که نوشته و خوانده شد، سوالهایی که پرسیده شد و آن باور ضروریِ هر روزنامهنگار که دانستن حقیقت، بیان آن و عمیقتر فهمیدن، هنوز ارزش دارد.
اما در سرگذشت هر دوی آنان چیزی هست که برای من بهشدت دردناک است: انسانهایی بودند که به ایران فکر کردند، درباره ایران کار کردند و دلشان یک زندگی بهتر برای مردم ایران میخواست؛ اما خودشان از یکی از ابتداییترین امکانهای یک زندگی معمولی محروم ماندند: اینکه در «خانه» زندگی کنند، همانجا که میخواهند کار کنند، پیر شوند و روزی، وقتی وقت رفتن رسید، در وطن خودشان و کنار خانواده و خاطراتشان چشم ببندند.
چنین چیزی نباید آرزو به حساب بیاید.
ماندن در وطن نباید امتیاز باشد.
تبعید نباید بهای روزنامهنگاری باشد.
هیچ کس نباید مجبور باشد برای گفتن و نوشتن، میان حرفه و سرزمینش یکی را انتخاب کند.
و شاید به همین دلیل است که امروز، وقتی خبر فرحناز را مینویسم، فقط برای از دست دادن یک دوست و همکار غمگین نیستم. برای نسلی از روزنامهنگاران ایرانی غمگینم که چمدان بستند، در شهرهای دیگری خانه ساختند، از استودیوها و تحریریههای دوردست درباره وطنشان گفتند و سالهای عمرشان را در انتظار ایرانی سپری کردند که شاید بتوان روزی آزادانه به آن برگشت.
بعضیهایشان فرصت آن روز را پیدا نکردند.
رضا پیدا نکرد.
فرحناز هم پیدا نکرد.
روزنامهنگار قرار است شاهد تاریخ باشد، نه قربانی جغرافیا. قرار است خبر را روایت کند، نه اینکه بیماری یا مرگش در تبعید روزی به تیتر خبر همکارانش تبدیل شود.
اما گاهی همین میشود.
امروز نام فرحناز را در خبرها میخوانیم، همانطور که چند سال پیش نام رضا را خواندیم. و پشت این دو نام، برای من یک آرزوی ساده باقی میماند:
روزی ایران جایی باشد که روزنامهنگارانش بتوانند در آن بمانند، بپرسند، بنویسند، اشتباه کنند، دوباره بنویسند، زندگی کنند، پیر شوند و مجبور نباشند برای انجام کاری که دوست دارند از «خانه» دور شوند.
روزی که سهم روزنامهنگار ایرانی از وطن فقط موضوع خبرهایش نباشد.
تا آن روز، ما میمانیم و یاد کسانی که رفتند؛ و قصههایی که این بار، برخلاف عادت حرفهایمان، باید درباره خودِ راویان بنویسیم.
یاد فرحناز اسپد و رضا حقیقتنژاد ماندگار و گرامی.
نزدیک به شش ماه پس از سرنگونی دو جنگنده سوخو-۲۴ جمهوری اسلامی در قطر، سرنوشت سه خلبان ایرانی همچنان نامعلوم است. تهران میگوید آنان زنده و در اسارت قطر هستند. دوحه این ادعا را رد میکند و میگوید عملیات جستوجو برای یافتن پیکر خلبانان انجام شده است.
ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، سهشنبه ۲۷ مرداد گفت جنگندههای ایرانی پس از ورود به حریم هوایی این کشور به تلاشها برای برقراری ارتباط پاسخ ندادند و «بر اساس قواعد درگیری»، هدف قرار گرفتند.
او گفت: «این جنگندهها برای تفریح به قطر نیامده بودند. آنها برای هدف قرار دادن حاکمیت ما و تهدید شهروندان و ساکنان قطر آمده بودند.»
به گفته الانصاری، پس از تایید نقض حریم هوایی قطر و مشخص شدن مسیر جنگندهها به سوی دوحه، تلاش شد با خلبانان ارتباط برقرار شود، اما پاسخی دریافت نشد.
سخنگوی وزارت خارجه قطر افزود گروههای جستوجو و نجات بلافاصله وارد عمل شدند، بقایای یکی از خلبانان را ۲۹ اسفند یافتند و عملیات جستوجو ۱۷ فروردین پایان یافت.
این روایت روشن نمیکند آیا بقایای خلبان دیگری نیز پیدا شده یا هر دو اشاره مربوط به همان پیکری است که به ایران تحویل داده شده است.
مقامهای جمهوری اسلامی پیشتر گفتهاند پیکر مجید کاظمی، یکی از چهار خلبان دو جنگنده، به ایران بازگردانده شده است. سرنوشت جواد صالحی، عبدالمجید دشتیان و عمران بهروشیان همچنان مشخص نیست.
ادعای اسارت سه خلبان
محمد باقرزاده، فرمانده کمیته جستوجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح، در نامهای به رییس کمیته بینالمللی صلیب سرخ ادعا کرد سه خلبان زندهاند و حدود شش ماه است در بازداشت نیروهای قطری به سر میبرند.
او گفت قطر اجازه دیدار یا تماس این سه نفر با خانوادهها و مقامهای ایرانی را نداده است، اما مدرکی عمومی برای اثبات زنده بودن یا بازداشت آنان ارائه نکرد.
قطر این ادعا را «گمراهکننده» خواند و بازداشت خلبانان را تکذیب کرد.
الانصاری گفت دوحه پس از یافتن پیکر یکی از خلبانان، تهران را مطلع کرد و هیاتی از ایران برای تحویل پیکر به قطر رفت.
باقرزاده سپس قطر را به جلوگیری از تحقیقات میدانی متهم کرد و گفت تیمی از کارشناسان نیروی هوایی ارتش ماههاست منتظر ورود به این کشور است.
در مقابل، الانصاری روایتی متفاوت ارائه کرد و گفت قطر از جمهوری اسلامی دعوت کرده بود تیمی فنی برای اطلاع از جزییات عملیات جستوجو و نجات اعزام کند، اما تهران پاسخ نداده است.
هیچ یک از دو طرف تاکنون اسناد مکاتبات مورد اشاره را منتشر نکردهاند.
الانصاری اظهارات رسانهای جمهوری اسلامی درباره این موضوع را «کاملا بیاساس» و «غیرمنطقی» خواند و گفت: «اگر موضوع برای مصرف داخلی است و هدف از این اظهارات، حل مشکلی برای ایرانیها در داخل کشور است، ما ارتباطی با این اظهارات نداریم و قصدی هم برای واکنش به آنها نداریم.»
او افزود: «موضوع از نظر ما روشن است و نیازی به جنجال رسانهای درباره آن وجود ندارد. ما از موضع خود در حفاظت از حاکمیت قطر در برابر هرگونه حمله مشابه در آینده عقبنشینی نخواهیم کرد.»
ماموریتی با خطر بالا
وزارت دفاع قطر ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد دو سوخو-۲۴ جمهوری اسلامی را که برای حمله به پایگاه العدید وارد حریم هوایی این کشور شده بودند، سرنگون کرده است.
این حمله پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در ۹ اسفند انجام شد.
حبیبالله سیاری، معاون هماهنگکننده ارتش، خردادماه تایید کرد چهار خلبان برای حمله به قطر اعزام شدند و ارتش از سرنوشتشان اطلاعی ندارد.
مسعود جعفری، معاون هماهنگکننده نیروی هوایی ارتش، نیز گفت خلبانان برای گریز از سامانههای دفاعی قطر و آمریکا، مسیر خلیج فارس را در ارتفاع حدود ۱۰۰ پایی از سطح آب پیمودند.
به گفته او، فرماندهان از اختلاف فناوری سوخوهای ایران با جنگندهها و سامانههای پیشرفته مستقر در قطر آگاه بودند.
در حال حاضر، فقط سرنوشت یک نفر از چهار خلبان بهطور رسمی مشخص شده است. ادعای تهران درباره اسارت سه نفر با سند قابل بررسی پشتیبانی نشده و قطر نیز گزارش فنی یا پزشکی قانونی کاملی درباره سرنوشت سرنشینان منتشر نکرده است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام کرد با پیوستن گروهی از زندانیان زندان گچساران، دامنه اعتصابهای هفتگی آن در صدوسیوچهارمین هفته فعالیت، به ۶۰ زندان گسترش یافت.
بر اساس بیانیه این کارزار، زندانیان عضو آن سهشنبه ۲۷ مرداد در اعتراض به گسترش اجرای احکام اعدام در ایران دست به اعتصاب غذا زدند.
شمار زندانهای همراه با این حرکت اعتراضی در هفته گذشته ۵۹ زندان اعلام شده بود.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در بیانیه خود به اعدام شهرام صادقی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، اشاره کرد و نوشت با اعدام او و محمد افروخته در زاهدان، شمار زندانیان سیاسی اعدامشده از ابتدای سال ۱۴۰۵ به دستکم ۳۹ نفر رسیده است.
حکم اعدام شهرام صادقی بامداد یکشنبه ۲۵ مرداد در کرج اجرا شد. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، اعلام کرد دادگاه انقلاب کرج او را به اتهام «اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل، آمریکا و گروههای متخاصم» به اعدام محکوم کرده بود.
قوه قضاییه صادقی را متهم کرده بود که شامگاه ۱۸ دی، در جریان اعتراضات کرج، با خودرو شماری از نیروهای یگان ویژه را زیر گرفته است.
صادقی در بازجوییها این اتهام را رد کرده و گفته بود خودرویش به سرقت رفته است.
میزان مدعی شد که او پس از مواجهه با مدارک، اتهام را پذیرفته است.
نهادهای حقوق بشری بارها درباره گرفتن اعترافات اجباری از بازداشتشدگان زیر فشار و شکنجه در ایران هشدار دادهاند.
افزایش اعدامها و گسترش اعتراضها
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوسیوسوم فعالیت خود اعلام کرده بود جمهوری اسلامی از ابتدای سال ۱۴۰۵ دستکم ۳۴۲ زندانی، از جمله ۱۰ زن و دو نفر را که هنگام ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال داشتند، اعدام کرده است.
ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، ۱۴ مرداد گفت طی حدود چهار ماه و نیم دستکم ۵۶ زندانی سیاسی در ایران اعدام شدهاند؛ پرونده ۲۷ نفر از آنان به اعتراضات دیماه مربوط بوده و بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز در معرض خطر اعدام قرار دارند.
سازمان حقوق بشر ایران نیز شمار کل اعدامها از ابتدای سال ۲۰۲۶ را بیش از ۴۶۰ مورد اعلام کرده است.
کانادا و ۳۲ کشور دیگر، همراه با مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، ۲۱ مرداد در بیانیهای مشترک از جمهوری اسلامی خواستند استفاده از مجازات اعدام برای خاموش کردن مخالفان و ایجاد رعب در جامعه را فورا متوقف کند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از این کشورها خواست روابط دیپلماتیک و تجاری خود با جمهوری اسلامی را به توقف کامل اعدامها مشروط کنند.
این کارزار در بیانیه تازه خود همزمان با سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، یاد قربانیان این کشتار را گرامی داشت و خواستار محاکمه عاملان و آمران آن شد.
جاوید رحمان، گزارشگر پیشین ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، در گزارش خود اعدامهای گسترده و سازمانیافته آن دوره را مصداق «جنایت علیه بشریت» دانسته بود.
اعضای کارزار حکومت جمهوری اسلامی را متهم کردند که برای مهار اعتراضهای اجتماعی و ایجاد ترس، اجرای احکام اعدام را افزایش داده است.
این کارزار از شهروندان، فعالان مدنی و نهادهای بینالمللی خواست صدای محکومان به اعدام باشند و برای متوقف کردن این مجازات اقدام کنند.
فهرست ۶۰ زندان همراه با کارزار به ترتیب حروف الفبا
۱. زندان اراک
۲. زندان اردبیل
۳. زندان ارومیه
۴. زندان ازبرم لاهیجان
۵. زندان اسدآباد اصفهان
۶. زندان اهر
۷. زندان اوین، بندهای زنان و مردان
۸. زندان ایلام
۹. زندان بانه
۱۰. زندان برازجان
۱۱. زندان بروجن
۱۲. زندان بروجرد
۱۳. زندان بم
۱۴. زندان بوکان
۱۵. زندان بهبهان
۱۶. زندان مرکزی بیرجند
۱۷. زندان تبریز
۱۸. زندان تهران بزرگ
۱۹. زندان چوبیندر قزوین
۲۰. زندان حویق تالش
۲۱. زندان خرمآباد
۲۲. زندان خورین ورامین
۲۳. زندان خوی
۲۴. زندان دستگرد اصفهان
۲۵. زندان دیزلآباد کرمانشاه
۲۶. زندان دهدشت
۲۷. زندان رامهرمز
۲۸. زندان رشت، بندهای زنان و مردان
۲۹. زندان رودسر
۳۰. زندان زاهدان، بندهای زنان و مردان
۳۱. زندان سبزوار
۳۲. زندان سپیدار اهواز، بندهای زنان و مردان
۳۳. زندان سقز
۳۴. زندان سلماس
۳۵. زندان سنندج
۳۶. زندان شیبان اهواز
۳۷. زندان طبس
۳۸. زندان عادلآباد شیراز، بندهای زنان و مردان
۳۹. زندان فردیس کرج
۴۰. زندان فیروزآباد فارس
۴۱. زندان قائمشهر
۴۲. زندان قرچک
۴۳. زندان قزلحصار، واحدهای دو، سه و چهار
۴۴. زندان کامیاران
۴۵. زندان مرکزی کرج
۴۶. زندان کرمان
۴۷. زندان کهنوج
۴۸. زندان گچساران
۴۹. زندان گرگان
۵۰. زندان گنبدکاووس
۵۱. زندان لنگرود قم
۵۲. زندان مهاباد
۵۳. زندان مشهد
۵۴. زندان مریوان
۵۵. زندان میاندوآب
۵۶. زندان نقده
۵۷. زندان نظام شیراز
۵۸. زندان نیشابور
۵۹. زندان یاسوج
۶۰. زندان یزد، بندهای زنان و مردان
خبرگزاری رویترز گزارش داد در پی ادامه تنشها، دو شرکت بزرگ کشتیرانی چین عبور نفتکشهای خود از دو گذرگاه راهبردی منطقه را متوقف کردهاند و محمولههای نفتی را خارج از خلیج فارس تحویل میگیرند.
رویترز سهشنبه ۲۷ مرداد با استناد به دادههای شرکت ردیابی ورتکسا و اظهارات یک کارگزار کشتیرانی نوشت شرکتهای دولتی «کوسکو شپینگ انرژی ترنسپورتیشن» و «چاینا مرچنتس انرژی شپینگ»، سیامایاس، از اوایل مرداد نفتکشهای خود را از تنگههای هرمز و بابالمندب دور نگه داشتهاند.
مدیر یک شرکت دولتی بازرگانی نفت و دو مدیر صنعت کشتیرانی چین که مستقیما در جریان موضوع قرار دارند، گفتند این تصمیم پس از رایزنی با مقامهای دولت چین گرفته شده است.
این منابع بهدلیل محدودیتهای شغلی، به شرط محفوظ ماندن هویتشان با رویترز گفتوگو کردند.
اسناد نشان میدهد شرکت چاینا مرچنتس انرژی شپینگ اوایل مرداد به سرمایهگذاران اعلام کرد کشتیهایش در مقطع کنونی وارد تنگه هرمز نخواهند شد.
این شرکت همچنین از خودداری دیگر شرکتهای کشتیرانی از ورود به تنگه بابالمندب در جنوب دریای سرخ خبر داد، اما سیاست خود در قبال این آبراه را مشخص نکرد.
دو شرکت چینی در مجموع بیش از ۱۰۰ نفتکش غولپیکر حمل نفت خام در اختیار دارند که ظرفیت هر یک حدود دو میلیون بشکه است.
به گفته منابع کشتیرانی، آنها پیش از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، نزدیک به نیمی از نفت وارداتی چین از خاورمیانه را جابهجا میکردند.
طی هفتههای گذشته، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تنشها در منطقه دامن زده است.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از جنگ، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
نگرانیهای امنیتی و تغییر مسیر نفتکشها
افزایش نگرانیهای امنیتی در ماههای اخیر، روند انتقال محمولهها به چین، بزرگترین واردکننده نفت جهان، را با محدودیت روبهرو کرده است.
حوثیهای یمن ۲۹ تیر از آغاز محاصره دریایی عربستان سعودی خبر دادند؛ اقدامی که جبههای تازه در درگیریها گشوده و تهدیدها علیه جریان انرژی و تجارت جهانی را به فراتر از خلیج فارس گسترش داده است.
تنگه هرمز نیز پس از فروپاشی آتشبس میان تهران و واشینگتن همچنان تا حد زیادی بسته مانده است.
بر پایه دادههای گمرک چین، واردات نفت خام این کشور از خاورمیانه، بدون احتساب نفت تحریمشده ایران، در سال گذشته بهطور میانگین روزانه ۴.۹ میلیون بشکه بود.
بخش عمده این محمولهها با نفتکشهای غولپیکر حمل میشد. بازرگانان و تحلیلگران میگویند دو شرکت دولتی چینی بهدلیل تحریمها در انتقال نفت ایران نقشی ندارند.
مدیر یکی از این شرکتها به رویترز گفت پس از آغاز جنگ ایران، فعالیت نفتکشهای غولپیکر کاهش یافته و بسیاری از آنها راهی مسیرهای طولانیتر در اقیانوس اطلس و قاره آمریکا شدهاند.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، ۲۷ مرداد در سخنانی، بازگشایی تنگه هرمز را به رفع محاصره دریایی و تحریمهای نفتی، آزادسازی اموال مسدودشده حکومت و توقف عملیات نظامی در «همه جبههها» منوط کرد.
در سوی دیگر، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۶ مرداد بر تشدید فشارهای اقتصادی علیه تهران تاکید کرد و گفت حکومت ایران «باید پرچم سفید را بالا ببرد».
افزایش انتقال نفت در دریای عمان
رویترز با استناد به دادههای شرکت ردیابی کپلر گزارش داد انتقال کشتیبهکشتی محمولههای نفتی با مشارکت شناورهای شرکتهای چینی و هنگکنگی در دریای عمان بهشدت افزایش یافته است.
حجم این انتقالها در ژوئن و ژوئیه از روزانه ۶۰۰ هزار بشکه فراتر رفت.
یکی از مدیران صنعت کشتیرانی چین گفت شرکتهای دولتی «شناورهای خود را به نقاط جدید انتقال کشتیبهکشتی در خارج از خلیج فارس میفرستند که خطر کمتر و سود خوبی دارد».
به گفته او، کرایه روزانه حمل نفت در مسیر عمان به چین ۲۳ مرداد ۱۴۰ هزار دلار برآورد شد؛ رقمی که سود روزانه هر نفتکش را به حدود ۱۱۰ هزار دلار میرساند.
او افزود پیش از آغاز جنگ ایران، یک نفتکش غولپیکر در مسیری مشابه روزانه ۳۰ تا ۴۰ هزار دلار سودآوری داشت، اما ادامه مناقشه درآمد حاصل از انتقال نفت از منطقه را بهشدت افزایش داده است.
به گفته یک کارگزار کشتیرانی، از ماه اوت تا اواسط سپتامبر قرار است حدود ۱۲ نفتکش غولپیکر تحت مدیریت کوسکو و شمار مشابهی از نفتکشهای سیامایاس در خارج از خلیج فارس، عمدتا در فجیره و بنادر عمان یا آبهای اطراف آنها، نفت بارگیری کنند.