معترضان ضدجنگ در سئول خواستار توقف رزمایش مشترک سالانه کره جنوبی و آمریکا شدند


خبرگزاری رویترز گزارش داد که معترضان ضد جنگ کره جنوبی با تجمع در مقابل سفارت آمریکا در سئول، خواستار توقف رزمایش مشترک سالانه دو کشور شدند.
این تجمع در پی دستور دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای کاهش قابل توجه رزمایشهای دو کشور انجام شد.
رویترز اشاره کرد که قرار است رزمایش مشترک نظامی سالانه «سپر آزادی اولچی» از دوشنبه به مدت ۱۰ روز با شرکت حدود ۱۸ هزار نیروی نظامی کره جنوبی برگزار شود.
انتظار میرود این رزمایشها شامل عملیاتی برای مقابله با پهپادها، اختلال در سیگنالهای سیستم موقعیتیاب جهانی و حملات سایبری برای سازگاری با قابلیتهای در حال تحول کره شمالی باشد.
رییس ستاد مشترک ارتش کره جنوبی به رویترز گفت که این رزمایشها طبق برنامه از روز دوشنبه آغاز شده است، اما از اظهار نظر در مورد اظهارات ترامپ خودداری کرد.
دفتر ریاست جمهوری و وزارتخانههای دفاع و امور خارجه کره جنوبی هم بهدلیل تعطیلی رسمی در سئول، بلافاصله واکنشی نشان ندادند.






حماس پس از دیدار رهبران این گروه با جرد کوشنر، فرستاده ویژه رییسجمهوری آمریکا، از شورای صلح و کشورهای میانجی خواست اسرائیل را به اجرای تعهدات مرحله نخست آتشبس غزه ملزم کنند. این گروه همچنین خواستار تصویب نقشه راه مرحله دوم توافق شد.
حماس یکشنبه ۲۵ مرداد در بیانیهای اعلام کرد اسرائیل باید حملات، کشتار و آنچه «نقض توافق و یورش» خواند، متوقف کند. این درخواست پس از مذاکرات قاهره مطرح شد که هدف آن پیشبرد طرح صلح ۲۰ مادهای آمریکا و انتقال توافق به مرحله بعدی بود.
در این نشست، کوشنر از حماس خواست تعهد خود برای زمین گذاشتن سلاحها را به اقداماتی مشخص و قابل راستیآزمایی تبدیل کند. این نخستین گفتوگوی مستقیم او با رهبران حماس از زمان امضای توافق پایان درگیریهای غزه در اکتبر سال گذشته بود.
خلیل الحیه، رییس دفتر سیاسی حماس، در این مذاکرات حضور داشت. تونی بلر، نخستوزیر پیشین بریتانیا و عضو اجرایی شورای صلح، نیکولای ملادنوف، نماینده عالی این شورا، و مقامهایی از مصر، قطر و ترکیه نیز در نشست شرکت کردند.
قرار است کوشنر دوشنبه ۲۶ مرداد با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دیدار کند. انتظار میرود این گفتوگو بر اقدامات مورد انتظار از اسرائیل، از جمله توقف حملات نظامی، عقبنشینی نیروها به سوی «خط زرد»، افزایش ورود کمکهای بشردوستانه و پیشبرد برنامههای اداره و بازسازی غیرنظامی غزه متمرکز باشد.
به گفته منابع آگاه، واشینگتن دیگر در پی بازبینی چارچوب توافق نیست و میخواهد تعهدات پذیرفتهشده دو طرف به اقداماتی عملی در صحنه تبدیل شوند. هدف اصلی مذاکرات، تعیین گامهای متقابل و قابل راستیآزمایی برای خلع سلاح حماس و اجرای تعهدات اسرائیل عنوان شده است.
به نوشته اکسیوس در حال حاضر هیات صلح خواستار آغاز خلع سلاح حماس، برچیدن زیرساختهای نظامی آن، استقرار نیروی بینالمللی و فراهم شدن امکان بازسازی امن غزه است و در مقابل، از اسرائیل میخواهد از این باریکه عقبنشینی و کمکرسانی بشردوستانه را تسریع کند.
حماس و اسرائیل مهرماه ۱۴۰۴ با پذیرش طرح صلح ترامپ، برای اجرای مرحله نخست آتشبس در نوار غزه به توافق رسیدند.
طرح صلح ۲۰ مادهای ترامپ چارچوب کلی پایان جنگ، خلع سلاح حماس، تشکیل دولت موقت فلسطینی، استقرار نیروی بینالمللی، بازسازی غزه و عقبنشینی اسرائیل را تعیین کرده است. هیات صلح برای اجرای مرحله دوم این طرح، نقشه راهی ۱۵بندی تدوین کرد که چگونگی و ترتیب اجرای تعهدات دو طرف، از جمله خلع سلاح مرحلهای حماس و عقبنشینی متناسب اسرائیل، را مشخص میکند.
برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، اعلام کرد ناوگروه هواپیمابر آبراهام لینکلن در ماههای عملیات علیه جمهوری اسلامی، بیش از ۲۰۰ پهپاد سپاه پاسداران را سرنگون و صدها حمله علیه مواضع این نهاد انجام داده است.
او همچنین گفت ماموریت بیش از ۲۶۰روزه این ناوگروه در دریای عرب پایان یافته و نیروهای آن به خانه بازمیگردند.
کوپر در مقالهای که یکشنبه ۲۵ مرداد در روزنامه والاستریت ژورنال منتشر شد، نوشت روز شنبه به ناو آبراهام لینکلن رفته و از طریق سامانه اعلان عمومی، پایان ماموریت را به بیش از چهار هزار ملوان و تفنگدار دریایی آن اعلام کرده است. او خطاب به خدمه گفت: «شما عملکردی ماندگار در تاریخ از خود نشان دادهاید و اکنون به خانه بازمیگردید.»
به نوشته فرمانده سنتکام، خدمه لینکلن بیش از ۲۶۰ روز در دریا بودهاند که بیش از ۱۵۰ روز آن در منطقه جنگی سپری شده است. او این ماموریت را یکی از فشردهترین و پراهمیتترین عملیاتهای نظامی دوران معاصر توصیف کرد و گفت خدمه با وجود خستگی همچنان با تمام توان به وظایف خود ادامه دادهاند.
کوپر نوشت نیروهای مستقر در ناوگروه لینکلن طی ماهها عملیات رزمی، بیش از ۲۰۰ پهپاد سپاه پاسداران را که به گفته او کشتیرانی بینالمللی و نیروهای آمریکایی را تهدید میکردند، سرنگون کردند. به گفته او، یگان هوایی ناو نیز صدها حمله علیه اهداف سپاه انجام داد و «نیروی دریایی ایران را با دقت تاکتیکی فوقالعادهای غرق کرد».
او همچنین عملیات ناوشکنهای موشکانداز این ناوگروه را احتمالا شدیدترین نبرد دریایی نیروی دریایی آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم خواند. کوپر افزود ناوگروه لینکلن دو بار آنچه را «موثرترین محاصره دریایی تاریخ معاصر» نامید، علیه [حکومت] ایران به اجرا گذاشته است.
بخش دیگری از مقاله به فشار این ماموریت طولانی بر خدمه و خانوادههای آنان اختصاص داشت. کوپر نوشت در گفتوگو با ملوانان و افسران جوان، مشکلاتی مانند کیفیت غذا و دسترسی به آب گرم را بررسی کرده و دریافته است مسائلی که چند ماه پیش مطرح شده بودند، از سوی فرماندهان پیگیری و برطرف شدهاند. او اذعان کرد خدمه خستهاند، اما گفت روحیه آنان را استوار و همراه با احساس افتخار دیده است.
فرمانده سنتکام همچنین نوشت ملوانان در گفتوگوهایشان از تولدها، نخستین گامهای فرزندان و مراسم فارغالتحصیلی اعضای خانواده گفتهاند که در دوران ماموریت از دست دادهاند. به گفته او، سلامت و امنیت نیروها و خانوادههایشان موضوعی فرعی نیست و فرماندهان نظامی موظفاند در برابر نگرانیهای مطرحشده، شفاف، همدل و پاسخگو باشند.
مقاله کوپر در واکنش به گزارشهایی منتشر شد که از فرسودگی، افت روحیه، کمبود مواد غذایی و نگرانیهای مرتبط با سلامت روان خدمه لینکلن پس از ماهها حضور بیوقفه در دریا حکایت داشتند. یک مقام نیروی دریایی آمریکا تایید کرده است که یکی از ملوانان در اوایل اوت به دریا افتاد، اما نجات یافت و برای ادامه درمان از ناو خارج شد؛ مقامها درباره احتمال اقدام به خودکشی توضیح ندادهاند. نیروی دریایی آمریکا در عین حال اعلام کرده افزایش افکار یا اقدامهای مرتبط با خودکشی را در این ناو مشاهده نکرده، اما با استناد به محرمانگی اطلاعات پزشکی، آماری ارائه نکرده است.
آسوشیتدپرس پیشتر از تشدید نگرانیها درباره سلامت روان و مشکلات تدارکاتی خدمه خبر داده بود و گزارشهایی هم منتشر شده بود که برخی ملوانان درباره آثار ماموریت طولانی بر سلامت جسمی و روانی خود ابراز نگرانی کردهاند. گزارشهایی که سبب شد تا تعدادی از نمایندگان کنگره آمریکا نیز خواستار پیگیری موضوع شوند.
داستان ضحاک در شاهنامه از دیرباز تمثیلی از استبداد در ایران است. اهریمن بر دو شانه ضحاک بوسه میزند و از جای هر بوسه یک مار سیاه میروید؛ مارهایی که حتی قطع کردن سرشان آنها را از میان نمیبرد. تنها راه آرام کردنشان خوراندن مغز دو جوان در روز است.
ضحاک هزار سال بر تخت ماند، نه به پشتوانه وفاداری ایرانیان، بلکه به یاری اشتهای ماران و با قربانی کردن جوانان ایران. برای فهم آنچه امروز در ایران میگذرد باید مارهای روییده بر دوش ضحاک را از نو شمرد. به گمان من، علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، سه مار پرورش داد، نه دو مار.
مار نخست ارتش بود؛ میراث دوران پهلوی که جمهوری اسلامی هیچگاه بهطور کامل به آن اعتماد نکرد. مار دوم سپاه بود که در سال ۱۳۵۷ دقیقا به دلیل همین بیاعتمادی به ارتش شکل گرفت. بسیج نیز در دل سپاه جای گرفت و سر سوم را شکل داد.
نکته مهم این است که هر سه سر، چه در قانون و چه در عمل، از یک پیکر فرمان میبرند. قانون اساسی کنونی در ایران، رهبر جمهوری اسلامی را فرمانده کل ارتش، سپاه و بسیج میداند. خارج از حوزه اقتدار رهبر، هیچ سلسلهمراتب فرماندهی مستقلی وجود ندارد که یک فرمانده بتواند در روز مبادا به آن پناه ببرد.
با این حال، سیاستمداران و تحلیلگران غربی در لندن و واشینگتن هنوز منتظرند یکی از این سرها به جان پیکر بیفتد. چنین نشانهای را در جای اشتباه جستوجو میکنند، زیرا الگوی ارتش در سال ۱۳۵۷ را پیش چشم دارند، نه ساختار نیروهای مسلح در سال ۱۴۰۵ را.
در بهمن ۱۳۵۷، فرماندهان ارتش شاه کنار کشیدند. ارتش آن زمان نهادی متکی به سربازان وظیفه بود و افسران ارشدش موقعیت حرفهای خود را مدیون پادشاه بودند، نه یک جنبش. آنها نیز نسبت به نظمی که قرار بود جای حکومت شاه را بگیرد، تعهد ایدئولوژیک نداشتند. ارتش امروز دیگر آن ارتش نیست.
علی خامنهای دههها کوشید همین ویژگی را که برای کل پیکره نقطه آسیبپذیری به شمار میآمد، از میان ببرد. انتصاب فرماندهان ارشد ارتش امروز بدون عبور از صافیهای امنیتی و عقیدتی دستگاه نظامی زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی ممکن نیست. بر اساس بررسیهای اندیشکده «میدلایست فوروم» ارتقای فرماندهان ارشد ارتش، پس از بررسی پیشینه امنیتی و ایدئولوژیک آنان، به تایید دفتر رهبر نیاز دارد. فرماندهان عالیرتبه ارتش امروز کسانیاند که همین نظام برگزیده است، نه کسانی که صرفا از تصفیههای آن جان سالم به در بردهاند.
از این زاویه، تکمیل ادغام ستاد کل نیروهای مسلح با قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا بر اساس حکم تازه مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، بسیار مهمتر از آن چیزی است که تاکنون به نظر میرسید. مجتبی خامنهای وارث ساختاری است که پدرش بیش از چهار دهه از عمر سیاسیاش را برای بنا نهادن آن صرف کرد. او اکنون میکوشد روند تمرکز فرماندهی را رسمی و نهادینه کند؛ روندی که پیشتر از آن سخن رفته بود، اما در میدان عمل نشانه روشنی از اجرای آن دیده نمیشد.
بنا بر روایت رسانههای حکومتی ایران، یکی از درسهای جنگ ۱۲روزه این بود که وجود ساختارهای موازی فرماندهی، تصمیمگیری را کند میکند. دستور مجتبی برای بازآرایی نظامی قرار است از این موازیکاری بکاهد و مرز میان فرماندهی عملیاتی ارتش و سپاه را کمرنگتر کند.
منطق این کار روشن است: نظام نمیخواهد فضای سازمانی مستقلی برای جدا عمل کردن یکی از بخشهای پیکره نظامی باقی بگذارد.
در عین حال، با کسانی که راه نجات را در اصلاحطلبان ایران میجویند نیز چندان موافق نیستم. ریاستجمهوری پزشکیان به مسیر مذاکره چهرهای غیرنظامی میدهد و در عرصه بینالمللی برای آن پوشش فراهم میکند. این کارکرد مهم است، اما نباید آن را استقلال دانست.
محمدباقر قالیباف از فرماندهان ارشد پیشین سپاه، دهههاست درون ساختار سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی فعالیت میکند. عباس عراقچی نیز دیپلماتی کارآزموده است که نمایندگی تهران در مذاکرات را بر عهده دارد. هر دو در محدوده رخصت و تحمل نظام حرکت میکنند، نه بیرون از آن. اگر آمادگی آنها برای مذاکره را نشانه کشمکش یک جناح میانهرو با جناح تندرو تلقی کنیم، تاکتیک را با ساختار اشتباه گرفتهایم.
حکومت ایران هر جا ناچار شده امتیاز بدهد، چه در بورگناشتاک و چه در اسلامآباد، مانند شرکتی رفتار کرده که برای بقا ناچار است قیمت کالایش را تغییر دهد: با اکراه و فقط به اندازه ضرورت.
جبهه پایداری، جریان بانفوذ در میان تندروترین نیروهای حکومت، به دلیل گفتوگو با آمریکاییها به قالیباف میتازد و او این حملات را به جان میخرد؛ زیرا در هر حال کسی درون نظام باید مسیر دیپلماسی را پیش ببرد.
این تصویر البته به معنای ثبات نظام نیست. علی خامنهای دیگر زنده نیست. پسرش، که هنوز در انظار عمومی دیده نشده و صدایش نیز شنیده نشده است، این منصب را از راه انتصاب به ارث برده و هنوز سرگرم تثبیت دستگاهی است که پدرش طراحی کرد.
فشار بر ساختار واقعی است، اما فشار درونی با شکاف میان اجزای ساختار تفاوت دارد. سه سرِ روییده بر دوش این پیکر بر سر سهم خود از مغز قربانیان و دستی که خوراک را میرساند نزاع دارند؛ نه بر سر ادامه یافتن این خوراک.
از همین رو، وقتی میشنوم تحلیلگران میپرسند آیا زمان جدایی ارتش از حکومت فرارسیده، یا آیا قالیباف نماینده جناح عملگرایی است که شاید بتواند نظام را از درون اصلاح کند، به یاد ضحاک میافتم.
در قصه ضحاک، نجات با پشیمانی یکی از مارها از راه نمیرسد؛ مارها به جان پادشاه نمیافتند؛ راه رهایی از بیرون دربار باز میشود: نخست کاوه آهنگر برمیخیزد، دادخواهی شخصیاش را به خیزشی عمومی بدل میکند، مردم را گرد میآورد و زمینه بازگشت فریدون را فراهم میکند. سپس فریدون ضحاک را شکست میدهد و در دماوند به بند میکشد.
تا خود این ساختار نشکند، هر سه، مارهایی بر شانههای یک ضحاکاند.
اکسیوس به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد جرد کوشنر، داماد و فرستاده ویژه رییسجمهوری آمریکا، یکشنبه ۲۵ مرداد، برای نخستین بار از زمان امضای توافق پایان جنگ در غزه، رهبران حماس را در مصر ملاقات کرد تا آنها را برای اجرای تعهدشان به خلع سلاح تحت فشار بگذارد.
اکسیوس ساعاتی بعد از انجام این دیدار، به نقل از یکی از منابع خبر داد که انتظار میرود کوشنر دوشنبه ۲۶ مرداد برای دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به این کشور سفر کند. هدف از این دیدار گفتوگو درباره «برداشتن گامهای متقابل» برای پیشرفت طرح صلح ترامپ عنوان شده است.
حماس و اسرائیل مهرماه ۱۴۰۴ با پذیرش طرح صلح ترامپ، برای اجرای مرحله نخست آتشبس در نوار غزه به توافق رسیدند.
با این حال، مخالفت حماس با خلع سلاح، تداوم حضور نظامی اسرائیل در غزه و ادامه حملات اسرائیل در باریکه غزه، اجرای مرحله دوم آتشبس را با ابهام روبهرو کرده است.
گمانهزنیها از این حکایت دارد که کاخ سفید و هیات صلح ترامپ، حماس و اسرائیل را برای ورود به مرحله بعدی طرح اجرایی ۱۵ بندی تحت فشار قرار دادهاند.
به نوشته اکسیوس در دیدار روز یکشنبه، نیکولای ملادنوف، نماینده عالی هیات صلح، و تونی بلر، نخستوزیر پیشین بریتانیا که اکنون یکی از اعضای هیات صلح است، کوشنر را همراهی میکردند.
این رسانه آمریکایی دیگر حاضران در جلسه یکشنبه را شامل خلیل الحیه، از رهبران سیاسی حماس؛ حسن رشاد، رییس دستگاه اطلاعاتی مصر؛ علی الثوادی، دیپلمات قطری؛ و یک مقام ارشد ترکیه اعلام کرد.
یکی از منابع اکسیوس هدف نشست، را تبدیل تعهدات حماس برای غیرنظامیسازی غزه به «گامهایی عملی و قابل راستیآزمایی» توصیف کرد.
به گفته این منبع، گامهای لازم برای حفظ آتشبس در غزه شامل واگذاری اختیار اداره این باریکه به دولت تکنوکرات فلسطینی و اطمینان از نداشتن هرگونه نقش حماس در اداره آینده غزه است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، ۹ مرداد اعلام کرد مذاکرات میانجیها با رهبران حماس در قاهره سرانجام به توافقی برای خلع سلاح تدریجی حماس انجامید. با این حال، یکی از مقامهای حماس این توافق را «صرفا یک پیشنویس» توصیف کرد و مقامهای آمریکایی نیز گفتند اسرائیل نسبت به اینکه این گروه شبهنظامی تحت حمایت جمهوری اسلامی سلاحهای خود را تحویل دهد، تردید جدی دارد.
پس از اظهار نظر ترامپ، غازی حمد، از مقامهای ارشد حماس اجرای توافق مورد نظر واشینگتن را مشروط به این دانست که اسرائیل ابتدا به تعهدات خود در چارچوب توافق آتشبس عمل کند.
او از بهکار بردن عبارت «خلع سلاح» خودداری کرد و توافق مورد بحث را «چارچوبی جامع» خواند که اجرای آن به پایبندی اسرائیل به مرحله نخست توافق شرمالشیخ وابسته است. حمد افزود بر اساس توافق سال گذشته، اسرائیل باید حملات خود به غزه را متوقف کند، نیروهایش را به مواضع مهر ۱۴۰۴ بازگرداند و ورود کالاها و کمکهای بشردوستانه به نوار غزه را افزایش دهد.
به گفته او، تنها پس از اجرای این تعهدات، حماس با سپردن سلاحهای خود به «کمیته ملی اداره غزه» موافقت خواهد کرد. این کمیته، نهادی تکنوکرات که برای مدیریت امور غیرنظامی غزه تشکیل شده است.
در ادامه این اظهار نظرها، نتانیاهو ۱۸ مرداد در جلسه کابینه اسرائیل بار دیگر مخالفت خود را با اجرای طرح دونالد ترامپ در قبال غزه اعلام کرد. او گفت: «اسرائیل سند ۱۵بندی را نمیپذیرد. ارتش تا زمانی که حماس خلع سلاح نشده باشد، عقبنشینی نخواهد کرد؛ منظور سلاحهای سنگین، سلاحهای سبک و همه انواع سلاحهاست.»
به نوشته اکسیوس در حال حاضر هیات صلح خواستار آغاز خلع سلاح حماس، برچیدن زیرساختهای نظامی آن، استقرار نیروی بینالمللی و فراهم شدن امکان بازسازی امن غزه است و در مقابل، از اسرائیل میخواهد از این باریکه عقبنشینی و کمکرسانی بشردوستانه را تسریع کند.
طرح صلح ۲۰ مادهای ترامپ چارچوب کلی پایان جنگ، خلع سلاح حماس، تشکیل دولت موقت فلسطینی، استقرار نیروی بینالمللی، بازسازی غزه و عقبنشینی اسرائیل را تعیین کرده است. هیات صلح برای اجرای مرحله دوم این طرح، نقشه راهی ۱۵بندی تدوین کرد که چگونگی و ترتیب اجرای تعهدات دو طرف، از جمله خلع سلاح مرحلهای حماس و عقبنشینی متناسب اسرائیل، را مشخص میکند.
کریستیانو رونالدو، فوق ستاره پرتغالی فوتبال دنیا در گفتگویی با مجله مد و لایفاستایل ووگ که ۵ روز پیش از مراسم ازدواج خود با جورجینا رودریگس انجام شده، گفت: «این احتمالا آخرین سال فوتبالم است و میخواهم میراثی فوقالعاده از خودم به جا بگذارم.»
او گفته که مشتاق است زمان بیشتری را با خانواده سپری کند: «برای آیندهام همهچیز را برنامهریزی کردهام. آنقدر کار برای مشغول نگه داشتن خودم دارم که گفتن فقط یکی از آنها دشوار است.»
رونالدو گفت: «فوتبال میتواند خلا بزرگی به جا بگذارد، پس باید وقتت را به شیوههای مختلف پر کنی، نه فقط با یک کار. همچنین میخواهم بیشتر تفریح کنم، بیشتر سفر کنم، پدل تماشا کنم و بازی کنم که واقعا دوستش دارم و همچنان از چیزهایی که به دست آوردهام، چیزهایی که به دست آوردهایم، لذت ببرم. بالاخره ۲۵ سال پر از فداکاری بوده است.»
مجله ووگ مینویسد که این زوج، ماهعسل هم نخواهند داشت؛ آنها باید روز بعد راهی خانه خود در ریاض شوند. کریستیانو که اکنون در عربستان سعودی فوتبال بازی میکند، فصل را از ۱۵ آگوست آغاز میکند. او این موضوع را راحت میگیرد و میگوید: «هر روز ماهعسل است.»
«آیا ازدواج چیزی را تغییر خواهد داد؟» هر دو فکر میکنند «نه». اما کریستیانو میگوید: «همین که زن و شوهر باشیم، وارد مرحله متفاوتی میشویم.»
مراسم بزرگ ازدواج؛ به زودی
کریستیانو رونالدو و جورجینا رودریگس ۵ روز پیش در یک مراسم کاملا خصوصی، ازدواج کردند. جورجینا در این باره به ووگ گفته است: «در آینده یک مراسم عروسی بزرگ خواهیم داشت تا بتوانیم با خانواده و دوستان جشن بگیریم.»
به نوشته ووگ، اما برای «کریس و جیو»، نامی که دوستان و اعضای خانواده آنها را با آن میشناسند، امسال به دلیل «تعهدات کاری، رقابتها و بچهها» سالی «دیوانهوار» بوده است و جورجینا نمیخواست دهمین سالگرد آشنایی آنها بدون مراسمی سپری شود.


او میگوید: «وقتی دختر کوچکی بودم، رویای بزرگترین قلعه، بزرگترین کالسکه، بلندترین لباس و تاجی پر از الماس را داشتم. اما حالا میگویم: نه. چیزی خصوصی میخواهم، در خانه، با شریک زندگیام و فرزندانمان. چون قلعهها، خانهها، جزیرهها، اسبها و خودروها، همه اینها هر روز در دسترس ماست. اما چیزی خصوصی، برای ما غیرمعمولتر است.» در اقتصاد شهرت، حریم خصوصی قیمتی ندارد.
آیا فرزندان بیشتری خواهند داشت؟ شاید هفت فرزند؟ این احتمال را رد نمیکنند. کریستیانو میگوید: «هیچوقت نمیگویم هرگز.»
جورجینا اضافه میکند: «اگر الان بچه دیگری داشته باشیم، خانه بیش از ظرفیت میشود.» او برای این عبارت از واژه انگلیسی overbooking استفاده میکند. «اما وقتی کوچکترها ۱۵ یا ۱۶ ساله شوند، ما هنوز جوان خواهیم بود، پس چرا که نه؟ واقعیت این است که نمیتوانم خودم را بدون بچههای کوچک تصور کنم، بنابراین خواهیم دید.»
یک روز عادی باشد
فعلا آنها مشتاقاند که مراسم ازدواج، به تعبیر کریستیانو، «یک روز عادی» باشد. سپس مکث میکند تا حرفش را اصلاح کند، به جورجینا نگاه میکند و با محبت میگوید: «روزی خاص خواهد بود که به شکلی عادی سپری میشود.»
به نوشته ووگ جورجینا یک روز پس از مراسم ازدواج، میگوید: «دقیقا همانطور بود که تصور کرده بودم. خصوصی، سرشار از عشق و با خانوادهمان در مهمترین نقش. نتوانستم جلوی اشکهایم را بگیرم.»
با این حال، یک اتفاق بود که انتظارش را نداشت. جورجینا پیشتر به فاطیما رفته بود، اما هرگز از کلیسای کوچکی که پس از دعای خیر، مراسم عشای ربانی را در آن برگزار کردند، یعنی کلیسای بانوی غمها، دیدن نکرده بود.
او میگوید در آن لحظه به اطراف نگاه کرد و «آرامش و انرژیای را احساس کردم که توصیفش بسیار دشوار است.»
جورجینا میگوید: «دیگر به هیچچیز نیاز نداشتم: شوهرم، فرزندانم، خانهمان، ایمانمان و عشقمان.»
روایتی از ۱۰ سال زندگی مشترک
در اوت ۲۰۱۶، کریستیانو رونالدو که در آن زمان ۳۱ سال داشت و در اوج دوران فوتبالش بود، همراه با پسر شش سالهاش، کریستیانو جونیور، وارد فروشگاه گوچی در خیابان سرانو مادرید شد. جورجینا که آن زمان ۲۲ سال داشت، بهتازگی از انگلستان، جایی که بهعنوان پرستار کودک کار کرده بود، به اسپانیا بازگشته بود. او همیشه میخواست مادر شود. جورجینا بهعنوان فروشنده در گوچی مشغول به کار شده بود، اما قرار نبود آن روز سر کار باشد و به جای یکی از دوستانش آمده بود. او میگوید: «این سرنوشت است.»
کریستیانو ادامه ماجرا را تعریف میکند: «پشتم به او بود، بعد برگشتم و دیدمش. چشمهایمان به هم افتاد و از همان لحظه...»
جورجینا پیشنهاد میکند: «مثل یک رویا بود.»
کریستیانو میگوید: «بله، یک رویا. میدانم که او عشق زندگی من است و فکر میکنم من هم...» مکث میکند و لبخند میزند: «فکر میکنم او هم تصور میکند من عشق زندگیاش هستم.»
سال بعد، دوقلوها، اوا و ماتئو، و همچنین آلانا به دنیا آمدند. آنها در سال ۲۰۲۲ نیز صاحب یک جفت دوقلوی دیگر به نامهای بلا و آنخل شدند. متاسفانه تنها بلا زنده ماند و آنها همراه با کریستیانو جونیور، خانوادهای پرجمعیت را تشکیل میدهند.
جورجینا میگوید: «بچهها میدانند که وقت ما متعلق به آنهاست.»
او و کریستیانو که بهترتیب در اسپانیا و پرتغال بزرگ شدهاند، هر دو از خانوادههایی میآیند که جورجینا آنها را «خانوادههایی با ساختار کمتر» توصیف میکند.
برای هر دوی آنها مهم است که به فرزندانشان «ارزش نداشتن هیچچیز و داشتن همهچیز» را نشان دهند. به گفته جورجینا، بچهها در مراسم ازدواج «مانند همه روزهای زندگی ما، نقش اصلی را خواهند داشت».
روایتی از برنامهریزی مخفیانه برای مراسم ازدواج
با توجه به اینکه رابطه عاشقانه آنها از کجا آغاز شد، طبیعتا لباسهای گوچی خواهند پوشید. هنگام گفتوگوی ما، جورجینا بهتازگی کتودامن سفید از پارچه فای ابریشمی و کفشهای ساتن هماهنگ با آن را که دارای جزییات معروف دهانه اسب نقرهای گوچی است، تحویل گرفته است. قرار است کتوشلوار سفارشی کریستیانو از جنس پنبه به رنگ بژ روشن، کفشهای سفارشی او و لباسهای هماهنگ بچهها روز بعد تحویل داده شوند.
دمنا، مدیر هنری گوچی، به من میگوید: «اینکه جورجینا و کریستیانو را برای این لحظه لباسپوشاندم، با دانستن اینکه داستان عاشقانه آنها در یک فروشگاه گوچی در مادرید آغاز شده، برایم فوقالعاده خاص بود. چیزی بسیار عاشقانه در این ماجرا وجود دارد؛ حلقهای زیبا که کامل میشود، تقریبا شبیه یک افسانه مدرن.»
جورجینا اضافه میکند که دمنا از همان ابتدا متوجه شد آنها چه میخواهند. او توضیح میدهد: «قرار نیست ما را به شکل اغراقآمیزی لباس بپوشاند. نمیخواستم در روزی که برای ما اینقدر ساده است، لباسهایی شبیه لباس نمایش به تن داشته باشیم.»
پس از مراسم، آنها با خودرو به زیارتگاه بانوی ما فاطیما، در فاصله یک ساعتی، خواهند رفت؛ جایی که کشیش بخش کوچکی از زیارتگاه را برای آنها میبندد و به آنها دعای خیر میدهد. کریستیانو توضیح میدهد: «معمولا از جاهای شلوغ دوری میکنم.» در غیر این صورت، ازدحام جمعیت این کار را غیرممکن میکند.