مایک پمپئو: توافق نهایی با جمهوری اسلامی حتی نزدیک هم نیست


مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا، به فاکسنیوز گفت خواستههای جمهوری اسلامی از آمریکا نشان میدهد که تهران «حتی نزدیک» به پذیرش یک توافق صلح بلندمدت با واشینگتن نیست و به گفته او، جمهوری اسلامی در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا انگیزه دارد مذاکرات را با مانع روبهرو کند.
پمپئو درباره موضع جمهوری اسلامی در مذاکرات گفت: «ایرانیها هنوز حاضر نیستند کوتاه بیایند؛ نه به این دلیل که مذاکرهکنندگان خوبی نیستند، بلکه چون اصلا اهل معامله نیستند. آنها تروریستها و اوباشی هستند که میخواهند اسرائیل و ایالات متحده آمریکا را نابود کنند.»
وزیر خارجه آمریکا در دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ گفت جمهوری اسلامی از نزدیک شدن انتخابات میاندورهای آمریکا آگاه است و میخواهد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در این انتخابات شکست بخورد.
پمپئو گفت: «آنها کاملا میدانند که انتخاباتی در پیش است و کاملا میخواهند باعث شوند دونالد ترامپ در آن انتخابات شکست بخورد. هیچ رییسجمهوری مانند او ارتش آنها را اینگونه تضعیف نکرده است. هیچ رییسجمهوری پیشین، چه جمهوریخواه و چه دموکرات، آماده انجام چنین کاری نبوده است.»
او همچنین خواستار ادامه محاصره برای افزایش فشار بر حکومت ایران شد و گفت: «محاصره باید ادامه پیدا کند؛ نه برای اعمال فشار بر مردم ایران، بلکه برای اعمال فشار بر خود حکومت. فکر میکنم این مسیری است که دونالد ترامپ انتخاب کرده است.»






تصمیم اخیر شهرداری تهران مبنی بر برچیدن سنگفرشهای پیادهراههای تاریخی و بازگرداندن ترددهای سوارهرو، اگرچه در پوشش دلایلی چون «روانسازی ترافیک» و «مطالبات پلیس راهور» توجیه میشود، اما نقد عمیقتری را در میان کارشناسان معماری و جامعهشناسی شهری برانگیخته است.
این اقدام را که از جمله در منطقه ۱۲، میدان بهارستان و خیابان ۳۰ تیر انجام شده است، نمیتوان صرفا یک تصمیم فنی-ترافیکی دانست، بلکه باید آن را در افق تاریخیِ «استفاده از معماری شهری برای کنترل و سرکوب» بازخوانی کرد.
سایه تاریخی هوگو و هوسمان؛ وقتی شهر سنگر را سلب میکند
ارتباط میان بازطراحی کالبد شهر و مهندسی کنترل امنیتی موضوع جدیدی نیست. برجستهترین نمونه تاریخی این تقاطع، بازسازی بزرگ پاریس در قرن نوزدهم توسط «بارون هوسمان» و به دستور ناپلئون سوم است.
تا پیش از دهه ۱۸۵۰، پاریس دارای خیابانهای باریک، پر پیچ و خم و ارگانیکی بود که به شهروندان معترض امکان میداد با کندن سنگفرشها و ایجاد «سنگر»، کنترل محلات را به دست گیرند؛ همان فضایی که ویکتور هوگو در رمان بینوایان به زیبایی تصویر کرده است.
هوسمان با تخریب بافتهای قدیمی و احداث بولوارهای عریض، مستقیم و یکدست، دو هدف گرهخورده را دنبال کرد: نخست، سلب امکان سنگربندی خیابانی از مردم؛ و دوم، تسهیل جابهجایی سریع نیروهای نظامی و توپخانه سنگین برای سرکوب ناآرامیها.
بعدها، نظریهپردازانی چون والتر بنیامین در کتاب «پروژه پاساژها» و دیوید هاروی در نظریههای «حق به شهر»، تاکید کردند که چگونه فضا به ابزار بازتولید قدرت حاکم و نفی حضور معترضان تبدیل میشود.
مزاحمت کارکردی پیادهراهها برای ساختار سرکوب
در فضای امروز شهرها نیز پیادهراهها و فضاهای مکث زیستشهری، به دلیل ویژگیهای کالبدی خود، به طور طبیعی با منطق کنترل و متفرقسازی نیروها در تعارض قرار میگیرند.
این چالشها را میتوان در سه محور اصلی صورتبندی کرد:
بلوکهای سنگفرش برخلاف پوشش یکدست و مسطح آسفالت، ماهیتی قطعهقطعه دارند. در مواجهههای خیابانی، کندن این سنگها خواربار اولیه و در دسترس برای معترضان ایجاد میکند تا مانع پیشروی نیروهای امنیتی شوند.
تبدیل معبر از سنگفرش به آسفالت، نوعی خلع سلاح کالبدی فضا است.
طراحی پیادهراه بر کاهش سرعت تاکید دارد. سطح ناهموار سنگفرش، عرضهای متغیر، وجود مبلمان شهری (نیمکتها، گلدانها، پایههای روشنایی) و مجسمهها، حرکت سریع و امکان مانور یگانهای ویژه، ماشینهای آبپاش و گشتهای موتوری را مختل میکند.
تبدیل فضا به آسفالت یکدست، اتوبانهای درونشهری برای عبور بیمانع خودروهای سرکوب ایجاد میکند.
پیادهراهها و کافههای حاشیه آنها، «فضای مکث» تولید میکنند؛ جغرافیاهایی که مردم در آنها متوقف میشوند، گفتوگو میکنند و هستههای اولیه تجمع را شکل میدهند.
همزمانی برچیدن سنگفرشها با پلمب کافهها و جمعآوری میز و صندلیهای فضای باز، استراتژیِ «امنیتیسازی فضا» را آشکار میکند: تبدیل شهر از «محلی برای زیست و تجمع» به «کانالی برای عبور سریع و بیوقفهخودروها».
شهر برای پیاده یا خودروی نظامی؟
خیابان در اعتراضات سالهای اخیر ایران نقشی کلیدی پیدا کرده است.
شاهزاده رضا پهلوی در فراخوان خود که به حضور میلیونی مردم در دیماه ۱۴۰۴ انجامید، «تسخیر خیابان» به دست مردم را هدف از این کار عنوان کرد.
در خیزش مهسا نیز یکی از جملههای به یاد ماندنی در تاکید بر محوریت خیابان، از سوی هدیه تهرانی، بازیگر سرشناس سینما، عنوان شد. او در یادداشتی در شبکههای اجتماعی، خطاب به نیروهای سرکوب گفت: «تنها راه ارتباط من با مردم خیابان است.»
عقبنشینی از پروژه پیادهراهسازی در قلب تاریخی تهران و جایگزینی سنگفرشها با آسفالت، تنزل دادن کیفیت زندگی شهری به پای متغیرهای کنترل ترافیک و بازدارندگی امنیتی است.
وقتی شهر از فضاهای پیادهمحور خالی شود، نه تنها هویت تاریخی و مدنی آن آسیب میبیند، بلکه حوزه عمومی مستقیما تخلیه میشود.
بازگرداندن خودروها به معابر تاریخی، پیروزی منطق «کانال عبور» بر «فضای زیست» است؛ رویهای که در آن شهروند نه به عنوان یک کارگزار مدنی با حق حضور در فضا، بلکه به عنوان یک عامل اختلال در حرکت روان ماشینی و امنیتی نگریسته میشود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در واکنش به گزارشهای منتشرشده درباره تغییر پنهانی هواپیما در بازگشت از نشست ناتو در آنکارا بهدلیل تهدیدهای جمهوری اسلامی گفت این تصمیم را سرویس مخفی و ارتش گرفته بودند و او صرفا از دستورالعملهای آنها پیروی کرده است.
او شامگاه سهشنبه ۲۰ مرداد به خبرنگاران گفت: «آنها میخواستند با پروازی دیگر، با هواپیمایی دیگر بروم که به همان اندازه امن بود، اما میخواستند این کار را انجام دهم، بنابراین انجامش دادم. من هرچه آنها بگویند انجام میدهم.»
ترامپ افزود: «این کاملا به سرویس مخفی بستگی دارد. من فقط کاری را میکنم که آنها میخواهند.»
با این حال او گفت: «فکر میکنم در واقع هواپیمایی که من با آن پرواز کردم بیشتر در معرض خطر بود. فکر میکنم خطر برای آن بیشتر بود، چون احتمالا همان هواپیمایی بود که آنها بیشتر احتمال داشت سراغش بروند.»
روزنامه واشینگتنپست شامگاه دوشنبه در گزارشی اختصاصی نوشت تهدید جمهوری اسلامی برای کشتن دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ماه گذشته دستگاههای امنیتی این کشور را به اجرای یک عملیات فریب کمسابقه واداشت.
بهنوشته واشینگتنپست، در جریان این عملیات ترامپ در برابر دوربینها سوار هواپیمای قدیمی «ایرفورس وان» شد، اما دقایقی بعد مخفیانه از آن خارج و با هواپیمای نظامی کوچکتری به بریتانیا منتقل شد.
در تمام این مدت، خبرنگاران و حتی شماری از کارکنان کاخ سفید تصور میکردند رییسجمهوری در همان ایرفورس وان قدیمی همراه آنهاست و تنها سوار هواپیمای ایرفورس وان جدید که یک بویینگ اهداشده از قطر است نشده، روایتی که کاخ سفید نیز بعدا آن را تکرار کرد.
براساس این گزارش ماجرا ۱۷ تیرماه و در پایان سفر ترامپ به آنکارا برای شرکت در نشست سران ناتو رخ داد؛ درست یک شب پس از آنکه آمریکا، به دستور ترامپ و در پی شکست مذاکرات با تهران برای پایان دادن به جنگ چندماهه، حملات نظامی علیه جمهور ی اسلامی را از سر گرفت.
بهنوشته واشینگتنپست یک تهدید معتبر مرتبط با تهران علیه ترامپ یا هواپیمای او باعث شد مقامهای امنیتی «عملیات فریب» را به اجرا بگذارند. نیویورکتایمز و سیبیاس نیز پیشتر از دریافت اطلاعاتی درباره تهدید مشخص علیه ترامپ یا هواپیمایش خبر داده بودند.
ترامپ سهشنبه درباره تهدیدی که باعث این تصمیم شد به خبرنگاران گفت: «فکر میکنم تهدیدی وجود داشت. واقعا خیلی دربارهاش سوال نکردم. من تهدیدهای زیادی دریافت میکنم.»
رییسجمهوری آمریکا افزود از تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه جانش شگفتزده نشده است.
او گفت: «تهدیدهای زیادی علیه من صورت میگیرد که شما از بسیاری از آنها خبر ندارید. هر رییسجمهوری تاثیرگذاری با تهدیدهای زیادی روبهرو میشود. رییسجمهوریهایی که تأثیرگذار نیستند تهدید نمیشوند و فکر میکنم شاید من تاثیرگذارترین رییسجمهوری باشم.»
ترامپ افزود که این تهدیدها او را نگران نمیکنند.
او گفت: «راستش را بخواهید، من نگران هیچچیز نیستم. هرچه میخواهد باشد، شما نگرش من را میدانید. هرچه باشد.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین درباره مذاکرات با جمهوری اسلامی گفت: «من به ایران اعتماد ندارم. چرا میگویید من به ایران اعتماد دارم؟ من آخرین کسی هستم که به ایران اعتماد میکند. آنها دائما به من دروغ گفتهاند.»
او همچنین بار دیگر تاکید کرد که کنترل تنگه هرمز بهطور کامل دست آمریکاست و وضعیت در ارتباط با ایران «کاملا خوب» پیش میرود.
ترامپ در عین حال هشدار داد که هرگونه اقدام دوباره حکومت ایران ممکن است با واکنشی بسیار شدید روبهرو شود.
او گفت: «ممکن است در مقطعی آنها کاری انجام دهند و آن وقت نابود میشوند. اما ما در حال حاضر در موقعیت بسیار خوبی قرار داریم.»
سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، یونسکو، سهشنبه ۲۰ مرداد اعلام کرد حکومت طالبان از زمان بازگشت به قدرت در افغانستان در سال ۱۴۰۰، حدود ۲.۴ میلیون دختر افغان را از تحصیل در مقطع متوسطه محروم کرده است.
طالبان در حالی خود را برای برگزاری پنجمین سالگرد بازگشت به قدرت در این هفته آماده میکنند که برخی کشورها، با وجود افزایش نگرانی نهادهای ناظر درباره وضعیت حقوق بشر، روابط خود را با حکومت این گروه گسترش دادهاند.
یونسکو در بیانیه خود اعلام کرد افغانستان تنها کشوری در جهان است که در آن دختران و زنان بهطور رسمی از تحصیل در مقاطع متوسطه و آموزش عالی منع شدهاند.
این نهاد گفت این وضعیت «این خطر را در پی دارد که افغانستان را به دههها از دست رفتن ظرفیتها، تعمیق فقر و آسیبهای جبرانناپذیر محکوم کند.»
برآورد یونسکو نشان میدهد ممنوعیت تحصیل زنان در مقاطع متوسطه و آموزش عالی میتواند تا سال ۲۰۶۶ باعث خروج ۶۰۰ هزار زن افغانستانی از نیروی کار شود، در مجموع ۹.۶ میلیارد دلار زیان درآمدی به بار آورد و خطر ازدواج زودهنگام را افزایش دهد.
محدودیتهای گسترده علیه زنان
هنگامی که طالبان در سال ۱۴۰۰ و همزمان با خروج ایالات متحده و متحدانش بار دیگر قدرت را در دست گرفتند، بارها به جامعه بینالمللی اطمینان دادند که زنان همچنان آزاد خواهند بود به مدرسه بروند و تحصیل کنند.
با وجود این وعدهها، مدارس متوسطه یک سال بعد به روی دختران بسته شدند و چند ماه بعد نیز تحصیل زنان در دانشگاهها ممنوع شد. طالبان هر دو ممنوعیت را موقتی توصیف کردند، اما این محدودیتها همچنان برقرار ماندهاند.
محدودیتهای طالبان همچنین اشتغال و رفتوآمد زنان را محدود میکند.
طالبان میگویند حقوق زنان را مطابق با برداشت خود از قوانین اسلامی و فرهنگ افغانستان رعایت میکنند.
یونسکو اعلام کرد محدودیت تحصیل زنان در مقاطع آموزش عالی در افغانستان احتمالا کمبود معلمان زن را نیز تشدید خواهد کرد؛ این در حالی است که بیش از دو میلیون کودک در سن دبستان، به دلایلی غیر از ممنوعیتهای اعمالشده علیه دختران و زنان، هماکنون از تحصیل بازماندهاند.
یونسکو برآورد میکند که افغانستان تا سال ۲۰۳۰ با کمبود بیش از ۱۱ هزار معلم زن واجد شرایط روبهرو خواهد شد.
هدا جابریان، هماهنگکننده برنامه آموزش در شرایط اضطراری یونسکو، در یک نشست توجیهی گفت: «بسیاری از معلمان کشور را ترک کردهاند... و کسانی که در نظام آموزشی حضور داشتند، از ادامه تدریس منع شدهاند.»
جابریان افزود: «این تصمیم برای منع زنان از تدریس به پسران، نهتنها شمار قابل توجهی از معلمان و مربیان واجد شرایط را از نظام آموزشی حذف کرده، بلکه باعث شده است پسران نیز توسط معلمان مرد فاقد صلاحیت لازم آموزش ببینند.»
او افزود: «آنچه برای ما باقی مانده، معلمان مرد فاقد صلاحیت لازم است یا اصلا هیچ معلمی وجود ندارد.»
یونسکو اعلام کرد بیش از ۹۰ درصد کودکان ۱۰ ساله قادر به خواندن یک متن ساده نیستند و نرخ سواد در سطح ملی ۳۷ درصد است.
بسیاری از مدارس با ازدحام دانشآموزان روبهرو هستند و امکانات کافی ندارند. بهگفته یونسکو، نزدیک به نیمی از مدارس فاقد آب، امکانات بهداشتی یا وسایل گرمایشی هستند.
تنها در سال ۱۴۰۴، سه میلیون نفر، چه به اجبار و چه بهصورت داوطلبانه، به افغانستان بازگشتند و فشار بیشتری بر مدارس وارد کردند. یونسکو همچنین اعلام کرد از سال ۱۴۰۰ تاکنون، بلایای طبیعی از جمله زمینلرزهها و سیلها باعث تعطیلی هزار مدرسه شدهاند.
ارتش کره جنوبی اعلام کرد کره شمالی چهارشنبه ۲۱ مرداد دستکم یک موشک بالستیک به سوی دریای شرق شلیک کرده است؛ اقدامی که بهعنوان اعتراض به رزمایش نظامی مشترک پیش روی کره جنوبی و آمریکا ارزیابی میشود.
ستاد مشترک ارتش کره جنوبی اعلام کرد این موشک حدود ساعت ۶ صبح چهارشنبه بهوقت محلی از منطقه «وونسان» در ساحل شرقی کره شمالی شلیک شده است.
ستاد مشترک ارتش کره جنوبی گفت در پی احتمال شلیک موشکهای بیشتر از سوی کره شمالی، نظارت و سطح آمادهباش خود را افزایش داده است.
ستاد مشترک ارتش کره جنوبی در بیانیهای اعلام کرد: «کره جنوبی، آمریکا و ژاپن با تبادل نزدیک اطلاعات درباره شلیک موشک بالستیک کره شمالی، آمادگی کامل خود را حفظ کردهاند.»
تازهترین پرتاب موشک از سوی کره شمالی، شش روز پس از آن انجام شد که پیونگیانگ پنجشنبه گذشته موشکی را به سوی دریای شرق شلیک کرد؛ موشکی که ارتش کره جنوبی آن را کوتاهبرد تشخیص داده است.
شلیک موشکهای کره شمالی در آستانی رزمایش مهم و سالانه مشترک کره جنوبی و آمریکا صورت گرفته است. این رزمایش قرار است هفته آینده و از تاریخ ۱۷ تا ۲۷ اوت برگزار شود.
دفتر ریاستجمهوری کره جنوبی چهارشنبه در واکنش به تازهترین پرتاب موشک بالستیک کره شمالی، نشست اضطراری برگزار کرد و ضمن «تحریکآمیز» خواندن شلیک موشک، خواستار توقف فوری چنین اقدامهایی شد.
درخواست برای اطلاعرسانی قبلی
در همین حال، کره جنوبی، آمریکا و ۳۷ کشور دیگر سهشنبه در بیانیهای مشترک از کشورها خواستند پیش از پرتاب موشکهای بالستیک قارهپیما (ICBM)، موشکهای بالستیک زیردریاییپرتاب (SLBM) و پرتابگرهای فضایی (SLV)، اطلاعرسانی کافی و از پیش انجام دهند.
این بیانیه پس از آن منتشر شد که چین در ۱۵ تیرماه بهطور غیرمنتظره یک موشک بالستیک زیردریاییپرتاب را به سوی آبهای آزاد اقیانوس آرام شلیک کرد؛ اقدامی که با انتقاد آمریکا و شماری دیگر از کشورها روبهرو شد. با این حال، در این بیانیه نامی از چین برده نشده است.
کشورهای امضاکننده از همه کشورها، بهویژه کشورهای دارای سلاح هستهای، خواستند پرتاب موشکهای بالستیک قارهپیما، موشکهای بالستیک زیردریاییپرتاب و پرتابگرهای فضایی را دستکم ۲۴ ساعت پیش از انجام آن اطلاع دهند.
در این بیانیه تاکید شده است که آزمایش موشکهای دارای قابلیت حمل سلاح هستهای بدون اطلاعرسانی کافی، «خطرناک» است و آرامش کشورهای نزدیک به محل این آزمایشها را مختل میکند.
به گفته این کشورها، اطلاعرسانی باید شامل اطلاعاتی مانند نوع کلی موشک بالستیک یا پرتابگر فضایی، بازه زمانی برنامهریزیشده برای پرتاب، منطقه پرتاب و جهت برنامهریزیشده آن باشد.
شورای سردبیری روزنامه والاستریت ژورنال به ارزیابی رویکرد جمهوری اسلامی در قبال دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پرداخته و نوشته است که هدف تهران این است که باقیمانده دوران حضور او در کاخ سفید را تاب آورد و یا با خشونتی مرگبار پایانی سریعتر برای او رقم بزند
شورای سردبیری والاستریت ژورنال، یادداشت سهشنبه ۲۰ مرداد خود را با نحوه خروج ترامپ از ترکیه در پی تهدید جمهوری اسلامی به کشتن او آغاز کرده و نوشته رییسجمهوری آمریکا، احتمالا چیزهایی درباره خدمات پذیرایی میداند، اما بعید است حتی خودش هم تصور کرده باشد که روزی برای در امان ماندن از تهدید حکومت ایران علیه جانش، او را در یک کانتینر حمل غذای هواپیما مخفیانه از هواپیما خارج کنند. با این حال، مقامها اکنون میگویند این دقیقا همان اتفاقی است که در ۱۷ تیرماه در آنکارا و پس از پایان نشست ناتو رخ داد.
ترامپ مخفیانه با یک هواپیمای نظامی از ترکیه خارج شد و پس از فرود، دوباره به هواپیمای اصلی «ایرفورس وان» بازگردانده شد. خبرنگاران حاضر در هواپیما هرگز متوجه نشدند که او آنجا نبوده است.
بهنوشته شورای سردبیری والاستریت ژورنال قابل درک است که اعضای گروه خبرنگاران کاخ سفید که در هواپیمای ریاستجمهوریِ مورد استفاده بهعنوان طعمه باقی مانده بودند، بهشدت خشمگین باشند، اما ماجرای اصلی، جدی بودن تلاشهای جمهوری اسلامی برای کشتن رییسجمهوری آمریکاست.
این تلاشها سابقهای طولانی دارند و به توضیح این موضوع کمک میکنند که چرا آمریکا در حال جنگ است. حکومت ایران نیز نیت خود را پنهان نمیکند. در تهران بیلبوردها و نقاشیهای دیواری از ترامپ نصب میشوند که او را در حالی نشان میدهند که در تابوت خوابیده یا در دریایی از خون غرق شده است.
روحانیون حکومتی نیز برچسبهایی به ترامپ میزنند که بر اساس فقه شیعه مستلزم خشونت علیه اوست: «محارب با خدا»، «مهدورالدم»، «مفسد فیالارض» و «کافر حربی».
حکومت ایران در مقاطعی حتی برای سر ترامپ جایزه تعیین کرده است. دو آیتالله فتوایی علیه ترامپ صادر کردند که یادآور فتوای صادرشده علیه سلمان رشدی است؛ فتوایی که از دهه ۱۹۸۰ تاکنون نویسنده را تعقیب کرده است. رشدی در نتیجه همین تهدید در سال ۲۰۲۲ هدف حمله با چاقو قرار گرفت و تا آستانه مرگ پیش رفت.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال در ادامه یادداشت خود افزوده است: «اگر حکومت ایران پس از سال ۲۰۲۸ نیز باقی بماند، ترامپ را نیز تعقیب خواهد کرد هرچند خوشبختانه سرویس مخفی آمریکا نیز همچنان از او محافظت خواهد کرد.»
والاستریت ژورنال سپس به اقدامات نهادهای مجری قانون فدرال آمریکا اشاره کرده و نوشته که این نهادها چندین طرح «قتل در ازای پول» از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای هدف قرار دادن ترامپ را خنثی کردهاند. در ماه مارس، یک هیات منصفه فدرال یک شهروند پاکستان را به اتهاماتی از همین دست مجرم شناخت. او اعتراف کرد که از سوی سپاه پاسداران ماموریت داشته که ترامپ را به قتل برساند.
تهدیدهای تهران در جریان کارزار انتخاباتی سال ۲۰۲۴ نیز ترامپ را رها نکرد. حکومت ایران میدانست مردی که دستور حمله به قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه پاسداران، را صادر کرده و کارزار تحریمهای «فشار حداکثری» را رهبری کرده بود، دشمن شماره یک آن است.
بهنوشته این روزنامه تهران همچنین میداند جانشینان ترامپ، مانند پیشینیان او، بهمراتب کمتر احتمال دارد علیه برنامه هستهای ایران دست به اقدام بزنند.
با وجود تمام بحثهایی که در این مورد مطرح میشود که این جنگ چگونه به حکومت ایران «کمک» کرده است، تصادفی نیست که رسانههای دولتی و کارشناسان مورد تایید جمهوری اسلامی بر ضرورت استفاده از تنگه هرمز برای ضربه زدن به ترامپ در انتخابات ماه نوامبر تاکید میکنند.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال در پایان یادداشت خود تاکید کرده است که حکومت ایران بهشدت در تلاش است تا زمان باقیمانده از ریاستجمهوری ترامپ را به پایان برساند یا با توسل به خشونتی مرگبار، پایانی سریعتر برای او رقم بزند.