• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

اردن درگیر جنگ، مصر گرفتار حاشیه‌نشینی؛ تحلیل اکونومیست از تغییر نظم منطقه

۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۰۳:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۶:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)

اکونومیست در گزارشی وضعیت اردن و مصر در جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی را نشانه‌ای از تغییر عمیق نظم امنیتی خاورمیانه دانسته و تاثیر این جنگ را بر موقعیت مصر و اردن، به‌عنوان دو نمونه از این تغییر ارزیابی کرده است.

اکونومیست در ابتدای گزارش نوشته نزدیک به دو سال پیش، عبدالله دوم، پادشاه اردن، به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفته بود اجازه نخواهد داد کشورش به «میدان نبرد درگیری‌های منطقه‌ای» تبدیل شود.

عبدالفتاح السیسی، رییس‌جمهوری مصر، نیز سال‌ها پیش به کشورهای خلیج فارس وعده داده بود اگر امنیت آنها تهدید شود، مصر «فقط یک قدم فاصله» خواهد داشت.

به‌نوشته اکونومیست اکنون هر دو وعده عملا بی‌اعتبار شده‌اند: اردن در قلب جنگی قرار گرفته که کنترلی بر آن ندارد و مصر، در میانه بزرگ‌ترین تهدید امنیتی کشورهای خلیج فارس در ۳۵ سال گذشته، عمدتا در حاشیه مانده، به وعده‌های خود عمل نکرده و به کمک این کشورها نرفته و عملا به حاشیه رفته است..

برای اردن، مشکل از وابستگی عمیق امنیتی و اقتصادی به آمریکا ناشی می‌شود. این کشور کوچک و کم‌منبع، در میان همسایگانی قدرتمندتر، اتحاد با واشینگتن را برای بقای خود ضروری می‌داند. هزاران نظامی آمریکایی در پایگاه‌های اردن، از جمله پایگاه هوایی موفق‌السلطی، مستقرند و جنگنده‌ها و هواپیماهای سوخت‌رسان مورد استفاده در جنگ ایران نیز از این تاسیسات استفاده می‌کنند.

متن کامل را اینجا بخوانید.

Banner

پربازدیدترین‌ها

پاسخ مردم به پرسش ترامپ: این بار شما بجنگید، کمک مردم در راه است
۱
روایت شما

پاسخ مردم به پرسش ترامپ: این بار شما بجنگید، کمک مردم در راه است

۲

۱۷۰ دوربین ترافیکی جدید در تهران نصب شد و شبکه نظارتی پایتخت گسترش یافت

۳
اختصاصی

کارزار طرد اقتصادی بخش بزرگی از شبکه بانکداری سایه ایران را دست‌نخورده باقی گذاشته است

۴

نتانیاهو هشدار داد حمله احتمالی تهران به اسرائیل «یکی از آخرین تصمیم‌های آنها» خواهد بود

۵

گزارش گلوبال‌نیوز از قراردادهای میلیون‌دلاری دولت کانادا با فرزند مقام سابق جمهوری اسلامی

انتخاب سردبیر

  • رویترز: تهران درباره حمله احتمالی اسرائیل به نیروهای سپاه پاسداران در جنوب لبنان هشدار داد

    رویترز: تهران درباره حمله احتمالی اسرائیل به نیروهای سپاه پاسداران در جنوب لبنان هشدار داد

  • کارزار طرد اقتصادی بخش بزرگی از شبکه بانکداری سایه ایران را دست‌نخورده باقی گذاشته است
    اختصاصی

    کارزار طرد اقتصادی بخش بزرگی از شبکه بانکداری سایه ایران را دست‌نخورده باقی گذاشته است

  • پاسخ مردم به پرسش ترامپ: این بار شما بجنگید، کمک مردم در راه است
    روایت شما

    پاسخ مردم به پرسش ترامپ: این بار شما بجنگید، کمک مردم در راه است

  • تناقض‌گویی مقام‌های جمهوری اسلامی درباره برخورد مرگبار خودرو با تجمع حکومتی در مشهد

    تناقض‌گویی مقام‌های جمهوری اسلامی درباره برخورد مرگبار خودرو با تجمع حکومتی در مشهد

  • ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن پس از ۲۸۶ روز ماموریت در دریا به تایلند رسید

    ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن پس از ۲۸۶ روز ماموریت در دریا به تایلند رسید

•
•
•

مطالب بیشتر

اردن درگیر جنگ، مصر گرفتار حاشیه‌نشینی؛ تحلیل اکونومیست از تغییر نظم منطقه

۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۰۲:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%
رهبران پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه پس از امضای پیمان دفاع مشترک مکه، عربستان ۱۶ مرداد

اکونومیست در گزارشی وضعیت اردن و مصر در جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی را نشانه‌ای از تغییر عمیق نظم امنیتی خاورمیانه دانسته و تاثیر این جنگ را بر موقعیت مصر و اردن، به‌عنوان دو نمونه از این تغییر ارزیابی کرده است.

اکونومیست در ابتدای گزارش نوشته نزدیک به دو سال پیش، عبدالله دوم، پادشاه اردن، به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفته بود کشورش اجازه نخواهد داد به «میدان نبرد درگیری‌های منطقه‌ای» تبدیل شود.

عبدالفتاح السیسی، رییس‌جمهوری مصر، نیز سال‌ها پیش به کشورهای خلیج فارس وعده داده بود اگر امنیت آنها تهدید شود، مصر «فقط یک قدم فاصله» خواهد داشت.

به‌نوشته اکونومیست اکنون هر دو وعده عملا بی‌اعتبار شده‌اند: اردن در قلب جنگی قرار گرفته که کنترلی بر آن ندارد و مصر، در میانه بزرگ‌ترین تهدید امنیتی کشورهای خلیج فارس در ۳۵ سال گذشته، عمدتا در حاشیه مانده، به وعده‌های خود عمل نکرده و به کمک این کشورها نرفته و عملا به حاشیه رفته است..

برای اردن، مشکل از وابستگی عمیق امنیتی و اقتصادی به آمریکا ناشی می‌شود. این کشور کوچک و کم‌منبع، در میان همسایگانی قدرتمندتر، اتحاد با واشینگتن را برای بقای خود ضروری می‌داند. هزاران نظامی آمریکایی در پایگاه‌های اردن، از جمله پایگاه هوایی موفق‌السلطی، مستقرند و جنگنده‌ها و هواپیماهای سوخت‌رسان مورد استفاده در جنگ ایران نیز از این تاسیسات استفاده می‌کنند.

  • سپاه پاسداران پس از حمله موشکی به اردن، ۳ نفتکش را در تنگه هرمز هدف قرار داد

    سپاه پاسداران پس از حمله موشکی به اردن، ۳ نفتکش را در تنگه هرمز هدف قرار داد

همین موضوع اردن را به هدف جمهوری اسلامی تبدیل کرده است. تنها در نخستین ماه جنگ، حکومت ایران دست‌کم ۲۶۲ موشک و پهپاد به سوی این کشور شلیک کرد.

حضور آمریکا در عین حال به مساله‌ای داخلی تبدیل شده است. صدها سیاستمدار، افسر بازنشسته و شخصیت سرشناس اردنی خواستار خروج نیروهای آمریکایی شده‌اند. اما حکومت توان چشم‌پوشی از حمایت واشینگتن را ندارد.

اردن سال گذشته بیش از ۱.۶ میلیارد دلار، معادل حدود سه درصد تولید ناخالص داخلی خود، از آمریکا کمک دریافت کرد و واشینگتن همین ماه ۳۵۵ میلیون دلار دیگر برای زیرساخت، آموزش و طرح‌های دیگر اختصاص داد.

جنگ وابستگی اقتصادی اردن را نیز تشدید کرده است. حملات موشکی باعث لغو پروازها و کاهش گردشگری شده و درآمد این بخش در چهار ماه نخست ۲۰۲۶ تقریبا ۱۰ درصد نسبت به سال قبل افت کرده است. بحران انرژی نیز جدی است.

اردن حدود نیمی از برق خود را با گاز اسرائیل تولید می‌کند، اما اسرائیل در آغاز جنگ به دلیل نگرانی از حملات تهران به تاسیسات گازی، صادرات را متوقف کرد. اردن ناچار شد به سوخت‌های گران‌تر و محموله‌های گاز طبیعی مایع روی آورد. با وجود ازسرگیری صادرات اسرائیل در آوریل، صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی می‌کند هزینه واردات انرژی اردن امسال ۳۶ درصد بیشتر از ۲۰۲۵ باشد.

  • العربیه: سوریه و اردن درباره تهدید گروه‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی به عراق هشدار دادند

    العربیه: سوریه و اردن درباره تهدید گروه‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی به عراق هشدار دادند

تهران نیز می‌کوشد از شکاف میان حکومت و جامعه اردن بهره ببرد. سپاه پاسداران هم‌زمان با حمله به این کشور تاکید کرده که با «مردم اردن» خصومتی ندارد و آمریکا را مسئول نقض حاکمیت اردن معرفی می‌کند. بسیاری از اردنی‌ها البته خود ایران را تهدید می‌دانند، اما این جنگ فشار سیاسی بر حکومتی را افزایش داده که پیش از آن نیز با نارضایتی داخلی روبه‌رو بود.

اکونومیست در ادامه افزوده شرایط مصر متفاوت است. اقتصاد این کشور فعلا نسبتا مقاوم مانده و انتظار می‌رود در سال جاری ۴.۶ درصد رشد کند. صندوق بین‌المللی پول نیز قسط ۱.۸ میلیارد دلاری تازه‌ای از وام چهارساله مصر آزاد کرده است.

گردشگری همچنان رونق دارد و بیش از ۹ میلیون گردشگر در نیمه نخست سال وارد کشور شده‌اند؛ سهدرصد بیشتر از سال گذشته. درآمد کانال سوئز نیز در همین دوره ۳۰ درصد افزایش یافته و از ۱.۸ به ۲.۴ میلیارد دلار رسیده و حواله‌های ارزی مصریان خارج از کشور به رکورد رسیده است.

با این حال، این ارقام ممکن است هنوز همه آثار جنگ را منعکس نکنند. حملات نیروهای مورد حمایت جمهوری اسلامی به کشتی‌رانی در دریای سرخ می‌تواند درآمد کانال سوئز را کاهش دهد و رکود طولانی در کشورهای خلیج فارس نیز ممکن است فرصت‌های شغلی مصریان مهاجر و در نتیجه حواله‌های ارزی را کاهش دهد. دولت مصر نیز برخی تعرفه‌های برق را ۱۲ درصد افزایش داده است.

  • رویترز: حمله پهپادی به مصر، خطر کشیده شدن کشورهای بیشتر به جنگ در خاورمیانه را افزایش داده

    رویترز: حمله پهپادی به مصر، خطر کشیده شدن کشورهای بیشتر به جنگ در خاورمیانه را افزایش داده

اما اکونومیست معتقد است مشکل اصلی مصر فعلا نه «توان مالی»، بلکه «جایگاه» آن است. پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، مصر یکی از مهم‌ترین میانجی‌های منطقه بود. دستگاه اطلاعاتی مصر ارتباط دیرینه‌ای با حماس داشت، آنتونی بلینکن در یک سال هفت بار به مصر سفر کرد و مذاکرات نهایی آتش‌بس اکتبر ۲۰۲۵ در شرم‌الشیخ انجام شد.

در جنگ ایران، اما مصر تقریبا به حاشیه رفته و پاکستان، ترکیه و کشورهای خلیج فارس جای آن را به‌عنوان میانجی گرفته‌اند. بزرگ‌ترین ارتش جهان عرب نیز نقش محدودی در دفاع از کشورهای خلیج فارس داشته؛ کشورهایی که از زمان به قدرت رسیدن سیسی در ۲۰۱۳ ده‌ها میلیارد دلار به مصر کمک کرده‌اند.

این بی‌عملی موجب نارضایتی متحدان شده است. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رییس امارات، در ماه مارس آشکارا از کشورهای بزرگ عربی که هنگام حملات ایران «بیکار نشسته‌اند» انتقاد کرد.

مصر یک اسکادران جنگنده رافال به امارات اعزام کرد، اما این اقدام را یک ماه پس از برقراری نخستین آتش‌بس اعلام کرد. مهم‌تر اینکه در ۷ اوت، هنگام امضای پیمان دفاع متقابل عربستان، پاکستان و ترکیه، مصر غایب بود؛ هرچند سعودی‌ها احتمال پیوستن قاهره به این ائتلاف در آینده را مطرح کرده‌اند.

  • مصر حمله پهپادی به دو کشتی حامل گاز در بندر دمیاط را تایید کرد

    مصر حمله پهپادی به دو کشتی حامل گاز در بندر دمیاط را تایید کرد

با این حال به‌نوشته اکونومیست دور ماندن از جنگ نیز مصر را کاملا مصون نکرده است: هزینه واردات انرژی آن افزایش یافته و ماه گذشته یک پهپاد به تاسیسات گاز طبیعی دمیاط در ساحل مدیترانه حمله کرد.

اکونومیست در نهایت پیمان دفاعی سه‌جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان را نشانه‌ای از آینده احتمالی خاورمیانه می‌داند. کشورهای منطقه، با این نگرانی که دیگر نتوانند مانند گذشته برای تامین امنیت خود به آمریکا متکی باشند، به سمت ایجاد ترتیبات دفاعی مستقل‌تر و پذیرش مسئولیت بیشتر برای امنیت خود حرکت می‌کنند.

این تحول برای هر دو کشور مصر و اردن دشوار است: اردن بیش از اندازه به آمریکا وابسته است تا بتواند از جنگ آن فاصله بگیرد و مصر، با وجود ارتش بزرگ و ادعای دیرینه رهبری جهان عرب، در حال از دست دادن نقش مرکزی خود در معماری جدید امنیت منطقه است. وعده‌های عمل‌نشده این دو کشور، از نگاه اکونومیست، نمادی از فرسایش نظم قدیمی خاورمیانه و ظهور نظمی تازه و نامطمئن است.

گهواره‌های خالی، مرزهای شلوغ؛ آینده اروپا به کدام سمت می‌رود؟

۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
پیام دریابی
100%
مهاجران در صف دریافت غذا، سئوتا، ۱۵ مرداد

ساحل سئوتا در اسپانیا؛ خبرگزاری‌ها صحنه‌ای را ثبت کردند که چند روز بعد در سراسر دنیا دست‌به‌دست شد: پسری ۱۲ ساله در حالی که او را به سمت مرز مراکش می‌بردند، به سربازها التماس می‌کرد نگهش دارند.

او یکی از هزاران نفری بود که چند روز پیش‌تر در یک هجوم ناگهانی و شبانه، وارد این تکه کوچک از خاک اسپانیا در شمال آفریقا شده بودند.

طبق اعلام دولت اسپانیا، حدود ۷۲ هزار نفر ظرف چند روز از مرز گذشتند و بیش از ۸۰ نفر جان باختند.

بیشتر این افراد به مراکش بازگردانده شدند، اما صدها کودک بی‌همراه در شهر ماندند و اسپانیا ناچار شد بودجه اضطراری برای نگهداری‌ ایشان در نظر بگیرد.

سئوتا همان تصویری است که معمولا از مهاجرت در ذهن می‌ماند: مرزی که ناگهان از کنترل خارج می‌شود، مردمی که جانشان را به خطر می‌اندازند و شهری که یک‌شبه باید هزاران نفر را در خود جا دهد.

اما بیشتر مهاجرت به اروپا در چنین صحنه‌هایی اتفاق نمی‌افتد. هر سال دور از دوربین‌ها، جمعیت بسیار بزرگ‌تری از مسیرهای قانونی و از راه فرودگاه‌ها وارد این قاره می‌شوند.

100%

ترس در مرز، نیاز در کارخانه

در سال ۲۰۲۴، حدود ۴.۲ میلیون نفر از خارج اتحادیه اروپا وارد کشورهای عضو شدند. همه این افراد کارگر یا دانشجو نبودند. برخی برای پیوستن به خانواده آمدند و برخی پناهجو بودند.

در سال ۲۰۲۵ نیز آژانس مرزبانی اروپا حدود ۱۷۸ هزار مورد عبور غیرمجاز از مرزهای اتحادیه را ثبت کرد. رقمی که نسبت به سال پیش از آن حدود یک‌چهارم کاهش نشان می‌داد.

این اعداد نکته مهمی را می‌گویند: جریان قانونی مهاجرت به اروپا از نظر تعداد به‌مراتب بزرگ‌تر از عبور غیرقانونی است.

با این حال، همان بخش کوچک‌تر، چون بی‌نظم، ناگهانی و قابل دیدن است، تصویری که در ذهن مردم می‌سازد را بیشتر شکل می‌دهد و اثر سیاسی بزرگ‌تری دارد.

گهواره‌های خالی

اروپا دیگر فرزند کافی برای جایگزینی نسل‌ها به دنیا نمی‌آورد. نرخ باروری اتحادیه اروپا حدود ۱.۳۴ است، در حالی که برای ثابت ماندن جمعیت باید نزدیک ۲.۱ باشد.

به زبان ساده، اگر امروز ۱۰۰ زن داشته باشیم، با ادامه این روند، نسل بعد فقط حدود ۶۷ مادر و نسل پس از آن حدود ۴۵ مادر خواهد داشت.

این یک محاسبه ساده‌شده است، اما جهت حرکت را نشان می‌دهد: هر نسل از نسل قبل کوچک‌تر می‌شود.

معنای روزمره‌اش این است: کارگر کمتر، مالیات‌دهنده کمتر، پرستار و معلم کمتر، و در عوض تعداد بیشتری بازنشسته که باید از طریق همان درآمد مالیاتی کوچک‌تر حمایت شوند.

بیش از یک‌پنجم اروپایی‌ها حالا بالای ۶۵ سال دارند. ایتالیا نمونه‌ای آشکار از پیر شدن جمعیت اروپاست؛ جایی که میانگین سنی به آستانه ۵۰ سال رسیده است.

این افت فقط نتیجه تغییر سبک زندگی یا بی‌علاقگی به فرزند نیست. مسکن گران شده، شغل‌ها ناپایدارند، هزینه نگهداری از کودک سرسام‌آور است و خیلی از زوج‌ها زمان و پول کافی برای بچه‌دار شدن ندارند.

مهاجرت می‌تواند سرعت پیر شدن اروپا را کم کند، اما راه‌حلی دائمی نیست، زیرا مهاجران هم روزی پیر می‌شوند.

با این حال، در کوتاه‌مدت بخش مهمی از کمبود نیروی جوان اروپا را همین مهاجران جبران می‌کنند.

  • از شایعه تا بحران؛ چگونه سئوتا به کانون بزرگ‌ترین موج مهاجرتی اروپا تبدیل شد

    از شایعه تا بحران؛ چگونه سئوتا به کانون بزرگ‌ترین موج مهاجرتی اروپا تبدیل شد

دستی که محصول را می‌چیند، مغزی که آینده را می‌سازد

نیاز اروپا به نیروی مهاجر را از لحاظ اقتصادی می‌توان از دو منظر بررسی کرد: در مزرعه‌ای که برای برداشت محصول کارگر ندارد و در آزمایشگاهی که دنبال مهندس و پژوهشگر می‌گردد.

کشاورزی اروپا به کارگر فصلی وابسته است. وقتی کرونا مرزها را بست، خیلی از مزارع بدون کارگر ماندند و محصولات روی زمین ماندند.

اما این فقط داستان کمبود نیرو نیست.

دستمزد پایین، اسکان نامناسب کارگران فصلی و سرمایه‌گذاری کم روی ماشین‌آلات، خودشان بخشی از مساله‌اند. کارفرمایانی که به نیروی ارزان عادت کرده‌اند، کمتر انگیزه دارند شرایط را بهتر کنند.

در آن سو، اروپا برای رقابت در فناوری هم به مغز متفکر نیاز دارد. اتحادیه اروپا حدود ۲.۲۴ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف تحقیق و توسعه می‌کند، در حالی که این رقم در آمریکا بیش از ۳.۴ درصد و در کره جنوبی نزدیک به پنج درصد است.

این عقب‌ماندگی فقط به مهاجرت ربط ندارد؛ کمبود سرمایه‌گذاری خطرپذیر، انرژی گران و بازار پراکنده اروپایی هم در آن نقش دارند.

اگر اروپا این مسابقه علمی را به آمریکا و آسیا ببازد، شغل‌های با درآمد بالا و صنایع آینده‌ساز در این قاره ایجاد نخواهند شد و فرزندان امروز اروپا مجبور خواهند بود برای داشتن یک آینده شغلی درخشان، کشور خود را به مقصد واشینگتن، سئول یا شانگهای ترک کنند.

در آن صورت، تا ۱۵ سال آینده اروپا عملا به یک «موزه بزرگ از دستاوردهای گذشته» تبدیل خواهد شد، نه کارگاه آینده جهان.

حالا سوالی که همیشه پشت این بحث پنهان است: آیا این نیروی تازه هزینه‌ای بر دوش اروپاست یا کمک آن؟

جواب، دست‌کم در جنوب اروپا، پیچیده‌تر از یک بله یا نه ساده‌ است.

کشورهایی مانند ایتالیا، اسپانیا، پرتغال و یونان جمعیت بومی سالمندتری دارند و بخش بزرگی از هزینه‌های رفاهی دولت‌هایشان صرف مستمری بازنشستگی می‌شود.

مهاجرانی که به این کشورها می‌روند، به‌طور متوسط جوان‌ترند و هنوز سراغ آن مستمری‌ها نرفته‌اند.

به همین دلیل، پژوهشی از دانشگاه لیدن نشان می‌دهد تراز مالی مستقیم مهاجر متوسط در این کشورها سالانه حدود ۱۵۰۰ تا دو هزار یورو بهتر از فرد بومی بوده است.

تراز مالی یعنی مقایسه چیزی که فرد به دولت می‌دهد با چیزی که از دولت می‌گیرد.

در ایتالیا تراز مطلق مهاجر متوسط حدود ۷۰۰ یورو و در پرتغال حدود هزار یورو است، در حالی که یونان و اسپانیا به صفر نزدیک‌تر هستند و در اسپانیا از سال ۲۰۱۰ به بعد وضعیت حتی ضعیف‌تر هم شده است.

البته این محاسبه فقط مالیات‌ها و پرداخت‌های مستقیم را می‌سنجد و هزینه خدمات عمومی یا اثرات بلندمدت را در بر نمی‌گیرد.

100%
برداشت انگور در تاکستانی در ایتالیا

چرا میلیون‌ها نفر بیرون بازار کار مانده‌اند؟

اروپا می‌گوید به نیروی تازه نیاز دارد، اما هم‌زمان میلیون‌ها مهاجر و بومی در سن کار هنوز بیرون بازار کار مانده‌اند.

بخشی از مشکل به مهارت و کمبود شغل مربوط است، بخشی دیگر به خود نظام رفاه که گاهی با یک دست حمایت می‌کند و با دست دیگر انگیزه کار را می‌گیرد.

دولت رفاه اروپایی یکی از دستاوردهای بزرگ این قاره پس از جنگ جهانی دوم است. فقر را کاهش داده و از مردم در برابر بیکاری، بیماری، ناتوانی و سالخوردگی محافظت کرده است. اما طراحی همین سیستم گاهی یک اشکال دارد.

تصور کنید کسی مزایای دولتی می‌گیرد و بعد یک شغل کم‌درآمد پیدا می‌کند. اگر با شروع کار تقریبا همه آن مزایا یک‌باره قطع شود، عملا کار کردن برایش صرفه ندارد. این یک عیب طراحی است، نه تنبلی افراد، و هم مهاجر را درگیر می‌کند و هم افراد بومی را.

بخشی از جریان‌های چپ اروپا در دفاع از حمایت اجتماعی، یک واقعیت ناخوشایند را دیر پذیرفتند: کمک مالی اگر به راهی برای بازگشت به کار وصل نباشد، می‌تواند وابستگی ایجاد کند.

دانمارک نشان داده است که می‌توان هم از بیکاران حمایت کرد و هم با آموزش و کاریابی، آنها را دوباره وارد بازار کار کرد. اما وقتی این بازگشت اتفاق نمی‌افتد، پیامد آن فقط بیکاری نیست.

  • اتحادیه اروپا قاچاقچیان انسان و اخبار جعلی شبکه‌های اجتماعی را عامل بحران سئوتا دانست

    اتحادیه اروپا قاچاقچیان انسان و اخبار جعلی شبکه‌های اجتماعی را عامل بحران سئوتا دانست

محله‌هایی که جدا افتادند

نخستین نشانه این موضوع را می‌توان روی نقشه شهرها دید. وقتی گروهی از مهاجران دیرتر از بقیه وارد بازار کار می‌شوند، درآمد پایین‌ترشان آنها را به‌سمت محله‌های ارزان‌تر شهر می‌کشاند.

تمرکز مکانی، خودش زنجیره‌ای از جدایی‌های دیگر می‌سازد: مدرسه محله جدا می‌شود، دوستی‌ها بیشتر داخل همان گروه‌ها شکل می‌گیرد، زبان مادری در خانه و محله غالب می‌ماند و حتی رسانه‌ای که خانواده‌ها دنبال می‌کنند، فرق می‌کند.

نتیجه می‌شود اینکه تماس روزمره میان جامعه مهاجر و جامعه میزبان کمتر و کمتر می‌شود. دو گروه در یک شهر زندگی می‌کنند، اما تقریبا همدیگر را نمی‌بینند.

در پی ناآرامی‌های سوئد در سال ۲۰۲۲، نخست‌وزیر وقت این کشور گفت ادغام مهاجران شکست خورده و «جوامع موازی» شکل گرفته‌اند؛ محله‌هایی که ساکنانشان در یک کشور زندگی می‌کنند، اما ارتباط روزمره کمی با جامعه میزبان دارند.

با این حال، دیوار میان این دو جامعه فقط از بیکاری و فقر ساخته نمی‌شود. باورها و ایدئولوژی هم می‌توانند بخشی از این فاصله باشند: نگاه به آزادی بیان، برابری زن و مرد، سکولاریسم و این پرسش اساسی که هنگام تعارض، قانون کشور مقدم است یا حکم دینی؟

در سال‌های اخیر، بخش بزرگی از این بحث در اروپا پیرامون جوامع مسلمان شکل گرفته است.

حملات تروریستی اسلام‌گرایانه در سال‌های اخیر در اروپا، با وجود تعداد محدودشان، تاثیر سیاسی و روانی بزرگی بر جامعه گذاشته‌اند.

اگرچه عاملان چنین حملاتی اقلیتی بسیار کوچک‌اند و نمی‌توان رفتارشان را به میلیون‌ها مسلمان اروپا تعمیم داد، اما این حملات پرسش بزرگ‌تری را وارد جامعه کرده: بیرون از دایره کوچک خشونت‌طلبان، چه تعداد از مسلمانان اروپا میان قانون کشور و احکام دینی، قانون را در جایگاه نخست قرار می‌دهند؟

این‌جا تفاوت اسلام و اسلام‌گرایی اهمیت پیدا می‌کند. اسلام، دین و هویت شخصی میلیون‌ها شهروند عادی اروپاست، اما اسلام‌گرایی یک ایدئولوژی سیاسی است که می‌خواهد برداشت خاصی از دین را بر قانون، آموزش و نظم عمومی حاکم کند.

پژوهشگران دانشگاه هامبورگ در پژوهشی در چارچوب طرح پایش افراطی‌ شدن در آلمان (MOTRA)، دیدگاه مسلمانان ساکن آلمان را بررسی کردند.

بر اساس این تحقیق، ۱۱.۵ درصد از مسلمانان زیر ۴۰ سال گرایش‌های آشکار اسلام‌گرایانه داشته‌اند.

پژوهشگران در ۳۳.۶ درصد دیگر نیز نشانه‌های ضعیف‌تر و پنهان‌تری از همین گرایش‌ها پیدا کردند.

در مجموع، حدود ۴۵ درصد از افراد این گروه در یکی از این دو دسته قرار گرفتند.

اما این ۴۵ درصد لزوما نمی‌خواهند شریعت را جایگزین قانون آلمان کنند. پژوهشگران این عدد را از پاسخ افراد به چند پرسش مختلف به دست آوردند.

با این حال، وقتی مستقیم‌تر از آنها پرسیدند که آیا قواعد دینی از قوانین آلمان مهم‌تر است، حدود یک‌چهارم کل مسلمانان شرکت‌کننده پاسخ مثبت دادند.

این نتیجه به‌خودی‌خود کسی را به تهدید امنیتی تبدیل نمی‌کند. این تحقیق فقط نظر افراد را پرسیده و رفتار آنها را بررسی نکرده است. نتایج آن نیز فقط به آلمان مربوط می‌شود و نمی‌توان آن را به همه مسلمانان اروپا تعمیم داد.

با این حال، این تحقیق نشان می‌دهد بخشی از مسلمانان آلمان هنگام روبه‌رو شدن باور دینی با قانون کشور، همیشه قانون را در اولویت قرار نمی‌دهند.

100%
خودروهای به‌آتش‌کشیده‌شده در ناآرامی‌ها به‌دنبال قرآن‌سوزی در روزنگورد مالمو، سوئد، ۲۸ فروردین ۱۴۰۱.

شبکه‌ای که پشت‌پرده کار می‌کند

پژوهش دانشگاه هامبورگ از باورهای فردی سخن می‌گوید، اما مساله زمانی جدی‌تر می‌شود که یک جریان سازمان‌یافته بخواهد این باورها را وارد مدرسه، شهرداری و قانون‌گذاری کند.

در سال ۲۰۲۵، گزارشی به سفارش دولت فرانسه هشدار داد شبکه‌های نزدیک به اخوان‌المسلمین می‌کوشند از طریق مدارس، مساجد و انجمن‌های محلی، بر سیاست و جامعه فرانسه اثر بگذارند.

روشی که در این گزارش آمده، حمله مسلحانه نیست، نفوذی آرام و تدریجی است که از محله آغاز می‌شود و به موضوعاتی مانند سکولاریسم، آموزش و برابری زن و مرد می‌رسد.

درباره اندازه و قدرت واقعی این شبکه اختلاف نظر وجود دارد، اما در سیاست، نفوذ یک جریان را فقط با تعداد اعضایش نمی‌سنجند.

یک گروه کوچک و منظم می‌تواند از راه مدیریت مدرسه، دریافت کمک‌های عمومی، اداره انجمن‌ها و ارتباط با مقام‌های محلی، اثری بسیار بزرگ‌تر از شمار اعضای خود بگذارد.

اینجا بخشی از جریان‌های چپ اروپا با یک تناقض جدی روبه‌رو هستند. آنها به‌درستی از حقوق مسلمانان در برابر تبعیض دفاع می‌کنند، اما گاهی نقد اسلام‌گرایی را هم حمله به مسلمانان می‌دانند.

در نتیجه، مرز میان حمایت از آزادی مذهبی و مدارا با یک ایدئولوژی سیاسی کمرنگ می‌شود.

مسلمانان باید مانند همه شهروندان از آزادی و حقوق برابر برخوردار باشند، اما هیچ گروه مذهبی نباید به نام همین آزادی، برای تغییر قواعد سکولار جامعه مصونیت پیدا کند.

غیرخشونت‌آمیز بودن یک جریان نیز لزوما به معنای بی‌خطر بودن آن برای نهادهای دموکراتیک نیست.

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

خلایی که راست پر کرد

سکوت یا تعارف چپ در برابر این مساله، نگرانی جامعه را از بین نمی‌برد، بلکه برای جریان‌های چپ هزینه سیاسی دارد.

وقتی احزاب جریان اصلی چپ درباره مرزها، شکست ادغام مهاجران و اسلام‌گرایی با مردم صریح حرف نمی‌زنند، رای‌دهندگان سراغ کسانی می‌روند که ادعا می‌کنند حاضرند «بدون تعارف» واقعیت را بگویند.

احزاب پوپولیست راست و راست افراطی دقیقا از همین فرصت استفاده کردند. آنها برای چند مشکل متفاوت، یک پاسخ ساده داشتند: مرزها را ببندید تا مشکل حل شود.

در این روایت، مهاجرت کاری، پناهندگی، اسلام، اسلام‌گرایی و ...، همگی بخشی از یک تهدید واحد معرفی می‌شوند.

این پیام ساده می‌تواند رای جمع کند، اما نیاز اقتصاد اروپا به نیروی کار را از بین نمی‌برد و میلیون‌ها مهاجر و شهروند مسلمانی را هم که از سال‌ها قبل در اروپا زندگی می‌کنند، ناپدید نمی‌کند.

البته همه جریان‌های راست را نباید یکسان دانست. محافظه‌کاری که خواهان کنترل بیشتر مرزهاست، با پوپولیستی که از ترس مهاجرت رای می‌گیرد تفاوت دارد؛ همان‌طور که هر دوی آنها با جریان‌های آشکارا نژادپرست و راست افراطی متفاوت‌اند.

سوخت این سیاست فقط بحران‌های امروز نیست، نگرانی از آینده جمعیتی اروپا نیز به آن نیرو می‌دهد.

مرکز پژوهشی پیو سهم مسلمانان اروپا را در سال ۲۰۱۶ حدود پنج درصد برآورد کرده بود. در سناریوی مهاجرت متوسط این مرکز، این سهم می‌تواند تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۱۱ درصد برسد.

این عدد پیش‌بینی قطعی نیست و به ادامه روند مهاجرت بستگی دارد، اما برای احزاب راست، همین تصویر کافی است.

از این‌جا به بعد، مهاجرت دیگر فقط بحث اقتصاد و نیروی کار نیست، به نبردی بر سر این پرسش تبدیل می‌شود که «اروپایی بودن» در آینده چه معنایی خواهد داشت.

آلمان، آزمایشی که هنوز تمام نشده

آلمان در سال ۲۰۱۵ صدها هزار پناهجو را پذیرفت که بسیاری از آنها سوری بودند. ورود این جمعیت بزرگ در مدتی کوتاه، شهرها را با کمبود مسکن، شلوغی مدارس و افزایش هزینه‌های دولتی روبه‌رو کرد. پیدا کردن کار نیز برای بسیاری از تازه‌واردان زمان برد.

هفت سال بعد، پژوهش موسسه آی‌ای‌بی (IAB) نشان داد از هر سه پناهنده موج ۲۰۱۵، حدود دو نفر شاغل شده‌اند. بیشتر پناهندگان شاغل نیز کار رسمی و بیمه‌شده داشتند.

بنابراین این تصور که بیشتر پناهندگان وارد بازار کار نخواهند شد و برای همیشه به کمک‌های دولتی وابسته خواهند ماند، درست از آب درنیامد.

با این حال، میزان اشتغال آنها هنوز از میانگین جامعه آلمان پایین‌تر بود و زنان پناهنده بسیار کمتر از مردان کار می‌کردند. دولت نیز برای آموزش زبان، تامین مسکن و کمک به ورود آنها به بازار کار، هزینه زیادی پرداخت کرده بود.

تجربه آلمان نه یک شکست کامل و نه یک موفقیت بی‌هزینه بود. بیشتر پناهندگان سرانجام وارد بازار کار شدند، اما این اتفاق سال‌ها زمان برد.

این تجربه یک پیام روشن دارد: مهاجرت می‌تواند بخشی از کمبود نیروی کار را جبران کند، به شرط آنکه تعداد ورودی‌ها با ظرفیت کشور هماهنگ باشد و آموزش زبان و آماده‌سازی مهاجران برای کار از همان روزهای نخست آغاز شود.

100%
«درویش»، بنیان‌گذار «کوئیرها علیه مرزها»، همراه با شماری از پناهجویان و هنرمندان برای برنامه‌ای در برلین در حمایت از دگرباشان سوری آماده می‌شود؛ ۲۶ تیر

سه راهی که پیش روی اروپاست

به نظر می‌رسد اروپا از اینجا به بعد سه انتخاب دارد: ادامه وضع موجود، مدیریت سخت‌گیرانه مهاجرت یا بستن هرچه بیشتر مرزها.

  • راه اول: ادامه وضع موجود

در این مسیر، جمعیت اروپا پیرتر می‌شود، مهاجرت بدون توجه کافی به ظرفیت شهرها ادامه پیدا می‌کند و محله‌های جداافتاده گسترش می‌یابند.

مهاجر وارد می‌شود، اما گاهی سال‌ها برای کار، زبان و پیدا کردن جای خود در جامعه منتظر می‌ماند.

نتیجه، هزینه بیشتر برای دولت و نارضایتی بیشتر برای جامعه میزبان خواهد بود.

  • راه دوم: مهاجرت کنترل‌شده و ادغام جدی

اروپا ابتدا باید مهاجرت کاری را از پناهندگی جدا کند. در مهاجرت کاری، کشورها حق دارند افرادی را در اولویت قرار دهند که مهارت مورد نیاز، سابقه کار، دانش زبان یا پیشنهاد شغلی دارند.

هدف این مسیر روشن است: جذب کسی که بتواند بخشی از کمبود نیروی کار را جبران کند.

پناهندگی منطق دیگری دارد. پناهجو به‌دلیل نیاز اقتصاد اروپا پذیرفته نمی‌شود، او درخواست حمایت می‌کند، چون می‌گوید جان یا آزادی‌اش در کشور خود در خطر است.

اما این تعهد انسانی به معنای ورود بدون بررسی نیست. هویت، پیشینه و خطرهای امنیتی هر فرد باید بررسی شود، پرونده‌اش باید سریع تعیین تکلیف شود و اگر درخواستش در نهایت رد شد، تصمیم بازگشت باید بدون اغماض اجرا شود.

پس از بررسی‌های اولیه، نگه داشتن یک پناهجو برای سال‌ها بیرون از بازار کار، فقط وابستگی او به دولت را بیشتر می‌کند.

اما کار و زبان به‌تنهایی ادغام نمی‌آورند. ممکن است فردی شاغل باشد، اما همچنان قانون دینی خود را بالاتر از قانون کشور بداند یا برابری زن و مرد و آزادی بیان را نپذیرد.

به همین دلیل، ادغام باید در کنار زبان و کار، آموزش حقوق شهروندی، جلوگیری از شکل‌گیری مدارس و محله‌های کاملا جدا و اجرای یکسان قانون را هم در بر بگیرد.

دولت نمی‌تواند عقاید خصوصی مردم را کنترل کند و نباید از مهاجر بخواهد فرهنگ شخصی خود را کنار بگذارد، اما می‌تواند یک مرز روشن تعیین کند: در زندگی عمومی، قانون کشور از قواعد مذهبی بالاتر است و خشونت، تهدید و تحمیل عقیده به دیگران تحمل نمی‌شود.

کمک‌های رفاهی نیز باید پلی برای رسیدن به کار باشند، نه جایگزینی دائمی برای آن.

این مسیر ساده یا ارزان نیست، اما مهاجرت را از یک جریان بی‌برنامه به ابزاری برای تامین نیروی کار تبدیل می‌کند و هم‌زمان از دولت می‌خواهد ادغام فرهنگی و امنیتی را به‌اندازه ادغام اقتصادی جدی بگیرد.

  • راه سوم: مرزهای بسته‌تر

اروپا می‌تواند مسیرهای مهاجرت را تا حد زیادی محدود کند. این تصمیم احتمالا ورود مهاجران را کاهش می‌دهد و در کوتاه‌مدت به بخشی از جامعه احساس کنترل و امنیت بیشتری می‌دهد. اما این انتخاب رایگان نیست.

با کاهش مهاجرت، بیمارستان‌ها، خانه‌های سالمندان، مزارع و شرکت‌های فناوری برای پیدا کردن نیروی کار با مشکل بیشتری روبه‌رو می‌شوند.

دولت‌ها می‌توانند بخشی از این کمبود را با افزایش دستمزد، اتوماسیون یا بالا بردن سن بازنشستگی جبران کنند، اما هزینه آن در نهایت به شکل قیمت‌های بالاتر، مالیات بیشتر یا رشد اقتصادی کمتر، به جامعه بازمی‌گردد.

بستن مرزها یک مشکل دیگر را هم حل نمی‌کند: میلیون‌ها مهاجر و فرزند مهاجر از قبل در اروپا زندگی می‌کنند و بسیاری از آنها شهروند این کشورها هستند.

دیوار مرزی نمی‌تواند به کودکی در حومه پاریس زبان بیاموزد، یک محله جداافتاده در سوئد را به شهر پیوند دهد یا شبکه‌ای افراطی را در آلمان از میان ببرد.

برای حل این مشکلات، اروپا همچنان به ادغام، آموزش و اجرای قاطع قانون نیاز خواهد داشت.

بنابراین انتخاب واقعی اروپا میان «مرز باز» و «امنیت» نیست. انتخاب میان مهاجرت کنترل‌شده همراه با ادغام سخت‌گیرانه، یا مهاجرت کمتر همراه با پذیرش هزینه‌های اقتصادی آن است.

هیچ‌کدام از این سه مسیر کم‌هزینه نیست. سوال اصلی دیگر این نیست که اروپا مهاجرت می‌خواهد یا نه. سوال این است که چه نوع مهاجرتی، با چه قواعدی و با چه هزینه‌ای.

تغییرات اقلیمی چگونه چشم‌انداز اقتصادی اروپا را تغییر می‌دهد؟

۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ۰۸:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%
آتش‌سوزی گسترده در جنگل‌های منطقه زامورا، اسپانیا، هفتم مرداد

گرمای طاقت‌فرسای تابستان امسال به آن دسته از ساکنان اروپا که تغییرات اقلیمی را صرفا مشکل نسل‌های آینده می‌دانستند، نشان داد پیامدهای سنگین این بحران از هم‌اکنون گریبان‌گیر آن‌ها شده است.

خبرگزاری رویترز دوشنبه ۱۹ مرداد گزارش داد گرما و خشکسالی بی‌سابقه در ماه‌های اخیر که به گفته دانشمندان، گرمایش جهانی بر شدت آن‌ها افزوده، تولید برق، کشتیرانی و خدمات بهداشتی را مختل کرده است.

هم‌زمان، اروپا در آستانه ثبت گسترده‌ترین فصل آتش‌سوزی‌های جنگلی در تاریخ خود قرار دارد.

اقتصاددانان مجموع خسارت‌های واردشده به اقتصاد اروپا را تاکنون صدها میلیارد یورو برآورد کرده‌اند. با این حال، آن‌ها هشدار می‌دهند این تازه آغاز بحران است و هزینه‌های آن با آهنگی سریع‌تر از افزایش دما بالا خواهد رفت.

اروپا سریع‌تر از هر قاره دیگری گرم می‌شود. پیامدهای این روند از هم‌اکنون بر بودجه‌های عمومی فشار آورده، به نوسان‌های شدید تورمی دامن زده، نقشه گردشگری را تغییر داده و اتحادیه اروپا را به بازنگری در شیوه‌های تولید انرژی و حمل‌ونقل کالا واداشته است.

سهریش عثمان، اقتصاددان دانشگاه مانهایم، گفت آنچه چشم‌انداز اقتصادی سال ۲۰۲۶ را نگران‌کننده‌تر کرده، وقوع هم‌زمان چندین رویداد سهمگین اقلیمی است.

او افزود موج‌های گرما، خشکسالی و آتش‌سوزی‌های جنگلی عمدتا در مناطق یکسان رخ می‌دهند و پیامدهای یکدیگر را تشدید می‌کنند.

تابستان امسال فرانسه و اسپانیا بیشترین آسیب را از آتش‌سوزی‌های جنگلی متحمل شدند.

در تازه‌ترین مورد، آتش‌سوزی ۱۸ مرداد به تخلیه دو روستای کوچک در جنوب فرانسه انجامید.

بیش از ۲۰۰ آتش‌نشان در منطقه لوزر با حریقی مقابله می‌کنند که حدود ۹۰ هکتار را سوزانده است.

مقام‌ها گفتند این حادثه که احتمالا با آتش گرفتن یک خودرو آغاز شده، به‌دلیل خشکی شدید منطقه همچنان از کنترل خارج است.

100%

خسارت‌های اقتصادی بی‌سابقه گرما

به گزارش رویترز، دمای هوا در ژوئن و ژوئیه به سطحی بی‌سابقه رسید و احتمالا خسارت‌های اقتصادی ناشی از آن نیز از همه رکوردهای پیشین فراتر خواهد رفت.

به‌دنبال کاهش سطح آب، رفت‌وآمد کشتی‌ها در رودخانه‌های راین و دانوب، دو مسیر اصلی حمل‌ونقل کالا در اروپا، به‌شدت محدود شده است.

بیش از شش نیروگاه هسته‌ای نیز به‌دلیل دشوار شدن فرایند خنک‌سازی، فعالیت خود را متوقف کرده یا از میزان تولیدشان کاسته‌اند.

برآوردها از کاهش تولید محصولات کشاورزی حکایت دارند. میزان برداشت محصولات دیررس، از جمله ذرت و آفتابگردان، در ژوئیه شش تا هفت درصد کمتر از برآوردهای اولیه بود.

گرمای شدید افزون بر کاهش بهره‌وری نیروی کار، تاکنون جان ده‌ها هزار نفر را گرفته است. تنها در آلمان بیش از ۱۰ هزار مرگ ناشی از گرما گزارش شده است.

هزینه اقداماتی مانند مقابله با آتش‌سوزی‌ها و مدیریت مصرف برق، فشار بیشتری بر بودجه‌های عمومی وارد می‌کند.

موسسه مالی آی‌ان‌جی برآورد کرده است توقف کشتیرانی در رود راین امسال به‌تنهایی ۰.۳ واحد درصد از رشد تولید ناخالص داخلی آلمان، سومین اقتصاد بزرگ جهان، خواهد کاست.

بانک ام‌بی‌اچ مجارستان نیز پیش‌بینی کرده است هر هفته توقف فعالیت بزرگ‌ترین نیروگاه هسته‌ای این کشور، تولید ناخالص داخلی را ۰.۱ واحد درصد کاهش دهد.

شرکت بیمه آلمانی آلیانتس برآورد می‌کند موج گرمای دوهفته‌ای ژوئن به‌تنهایی ۰.۳ واحد درصد از رشد تولید ناخالص داخلی اروپا خواهد کاست.

تغییرات اقلیمی ممکن است تا سال ۲۰۳۰، رشد اقتصادی کشورهای آسیب‌پذیرتری مانند اسپانیا، فرانسه و ایتالیا را پنج تا هفت درصد پایین بیاورد.

با توجه به اینکه انتظار می‌رود اقتصاد منطقه یورو امسال تنها یک درصد رشد کند، ابعاد این خسارت قابل توجه است.

با این حال، عثمان هشدار داد ابعاد کامل زیان‌های اقتصادی این چالش‌ها تنها در سال‌های آینده آشکار خواهد شد.

او افزود برخلاف انتظار، خسارت‌ها پس از پایان رویدادهای شدید اقلیمی کاهش نمی‌یابند، بلکه در سال‌های بعد افزایش پیدا می‌کنند، زیرا این رویدادها زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی تدریجی را به راه می‌اندازند.

100%

پیامدهای گرما برای صنعت گردشگری در جنوب اروپا

رویترز در ادامه نوشت جنوب اروپا ممکن است بیشترین آسیب را متحمل شود، زیرا افزایش دما در این منطقه شدیدتر است و می‌تواند درآمدهای گردشگری را کاهش دهد، خسارت‌های کشاورزی را تشدید کند و به مهاجرت ساکنان این مناطق بینجامد.

کارستن برژسکی، اقتصاددان موسسه مالی آی‌ان‌جی، گفت: «آیا می‌توانید تصور کنید گردشگران در دمای ۴۵ درجه از مناطق جنوبی ایتالیا یا اسپانیا بازدید کنند؟ گمان می‌کنم الگوی گردشگری تغییر خواهد کرد.»

به گفته او، جنوب اروپا ممکن است در طول سال گردشگران بیشتری جذب کند، اما شمار مسافران در اوج تابستان کاهش خواهد یافت و بخشی از آن‌ها مقصدهای شمالی را برخواهند گزید. چنین تغییری به صنعت هتلداری در جنوب اروپا آسیب می‌زند.

افزایش قیمت مواد غذایی و فشار بر بانک مرکزی اروپا

رویدادهای شدید اقلیمی می‌توانند قیمت مواد غذایی را، به‌ویژه در جنوب اروپا، بیش از پیش افزایش دهند و مهار تورم را برای بانک مرکزی اروپا دشوارتر کنند.

ماکسیمیلیان کوتس، پژوهشگر «مرکز ابررایانش بارسلونا»، گفت گرمای شدید سال ۲۰۲۲ با افزایش قیمت مواد غذایی، ۰.۳۴ واحد درصد به نرخ تورم منطقه یورو افزود.

سهم جنوب اروپا از این روند صعودی بیشتر از سایر مناطق بود.

هم‌زمان، توقف حمل‌ونقل رودخانه‌ای، سوخت‌رسانی به بخش‌هایی از اروپا را دشوارتر کرده و اختلاف قیمت‌ها در مناطق مختلف را افزایش داده است.

100%

کاهش درآمدهای مالیاتی و افزایش هزینه دولت‌ها

برآورد آلیانتس نشان می‌دهد افت تولید می‌تواند درآمد مالیاتی سالانه فرانسه را ۱.۸ درصد و درآمد مالیاتی ایتالیا و اسپانیا را ۱.۳ درصد کاهش دهد.

حاشیه سود شرکت‌ها نیز کمتر خواهد شد. این روند سرمایه‌گذاری را محدود می‌کند و بر دامنه خسارت‌های اقتصادی می‌افزاید.

این در حالی است که هزینه‌های دولت‌ها به‌شدت افزایش می‌یابد. آن‌ها علاوه بر تامین بودجه اقدامات اضطراری، ناچارند برای مقاوم‌سازی زیرساخت‌هایی مانند نیروگاه‌ها و مسیرهای حمل‌ونقل در برابر پیامدهای اقلیمی آینده سرمایه‌گذاری کنند.

هدر گرابه، پژوهشگر ارشد اندیشکده بروگل، گفت یکی از نگرانی‌های اصلی، اتکای بیش از اندازه کشورها به اقدامات اضطراری و مقطعی است که هم هزینه زیادی دارند و هم اغلب کارایی چندانی ندارند.

افزایش هزینه‌های دولتی ممکن است با مخالفت سرمایه‌گذاران همراه شود. میزان بدهی، به‌ویژه در فرانسه و ایتالیا، از هم‌اکنون بالاست و این کشورها هم‌زمان باید منابع بیشتری به حوزه دفاعی و گذار به انرژی سبز اختصاص دهند.

تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ۰۷:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

جمهوری اسلامی با طولانی کردن مذاکرات می‌کوشد هزینه سیاسی جنگ ایران را تا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا برای دونالد ترامپ بالا ببرد. این راهبرد می‌تواند رییس‌جمهوری آمریکا را تضعیف کند؛ هرچند برخی در ایران نگرانند ترامپ ضعیف‌شده، واکنش خطرناک‌تری نشان دهد.

پاتریک وینتور، دبیر دیپلماتیک روزنامه گاردین، در یادداشتی تحلیلی در این روزنامه نوشت که برای بسیاری در ایران، گرفتن انتقام از ترامپ به هدفی مستقل در جنگ تبدیل شده؛ موضوعی که در مراسم دفن علی خامنه‌ای نیز با درخواست‌های گسترده برای انتقام بازتاب یافت.

  • عزرائیل چگونه به نماد انتقام در ادبیات جمهوری اسلامی تبدیل شد؟

    عزرائیل چگونه به نماد انتقام در ادبیات جمهوری اسلامی تبدیل شد؟

بی‌اعتمادی جمهوری اسلامی به آمریکا سابقه‌ای طولانی دارد، اما بخشی از خصومت کنونی شخصا متوجه ترامپ است. او توافق هسته‌ای (برجام) را کنار گذاشت، دستور کشتن قاسم سلیمانی را صادر کرد و دو بار تهران را وارد مذاکرات هسته‌ای کرد، اما پس از آن وارد جنگ با حکومت شد.

ترامپ بابت کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی یا تلاش برای کشتن مسعود پزشکیان نیز ابراز پشیمانی نکرده است.

با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر در ایالات متحده، رسانه‌ها در ایران کاهش محبوبیت ترامپ را دنبال کرده و آن را به نارضایتی از جنگ و قیمت بالای نفت مرتبط می‌دانند.

  • معمای ایران؛ ترامپ در جنگی گرفتار شده که راه خروجی برای آن دیده نمی‌شود

    معمای ایران؛ ترامپ در جنگی گرفتار شده که راه خروجی برای آن دیده نمی‌شود

مذاکراتی که از انتخابات عبور می‌کند

نویسنده گاردین در تحلیل خود نوشت که تمرکز بر انتخابات آمریکا در ایران، این هفته آشکارتر شد: کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت پس از توافق بر سر مسیر عبور کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز، رسیدن به مرحله دوم مذاکرات هسته‌ای، دو تا چهار ماه زمان خواهد برد.

برنامه اولیه، آغاز این مرحله ظرف ۳۰ روز پس از امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد با آمریکا بود، اما به گفته غریب‌آبادی، دولت ترامپ آن را کنار گذاشت.

او رفع تحریم‌ها، پایان محاصره بنادر ایران، آزادسازی دارایی‌های ایران و تعهدات تازه برای خودداری از اقدامات خصمانه را از مقدمات مرحله دوم دانست؛ روندی که می‌تواند از انتخابات میان‌دوره‌ای عبور کند.

اگر جدول زمانی تهران عملی شود، ترامپ هنگام انتخابات بدون تعهدی از تهران درباره سلاح هسته‌ای و با صورتحساب اقتصادی سنگین جنگی شکست‌خورده، روبه‌رو خواهد بود.

جیسون برودسکی از «اتحاد علیه ایران هسته‌ای»، احتمال ادامه درگیری بر سر تنگه هرمز را بالا دانست و گفت تهران علاقه‌ای ندارد پیش از انتخابات به دولت ترامپ آرامش بدهد.

خبرگزاری حکومتی مهر نیز نوشت که جمهوری اسلامی، ترامپ را در برابر دو‌راهی قرار داده است: ادامه جنگ فشار سیاسی و اقتصادی و افت محبوبیتش را تشدید می‌کند؛ کاهش تنش هم ممکن است از سوی هوادارانش عقب‌نشینی از شعارهای انتخاباتی تلقی شود. از این منظر، نتیجه جنگ در صندوق رای آمریکا تعیین می‌شود، نه میدان نبرد.

  • گزارش الحره از حلقه نزدیکان ترامپ؛ صداهایی که سیاست آمریکا در قبال ایران را شکل می‌دهند

    گزارش الحره از حلقه نزدیکان ترامپ؛ صداهایی که سیاست آمریکا در قبال ایران را شکل می‌دهند

ترامپ ضعیف‌تر، فرصت یا خطر؟

وینتور در ادامه تحلیل خود نوشت که برخی در تهران معتقدند از دست رفتن کنگره می‌تواند دست ترامپ را ببندد، به استیضاح او بینجامد یا تامین مالی جنگ را متوقف کند.

مصطفی زهرانی، دیپلمات سابق جمهوری اسلامی، تاکید کرده است که شکست انتخاباتی باعث می‌شود ترامپ نتواند به جنگ بازگردد و مذاکرات را جدی بگیرد.

اما ناصر هادیان، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران، مخالف است.

به باور هادیان، تهران باید اکنون از پیروزی‌هایش بهره ببرد، زیرا ترامپ در صورت شکست در انتخابات، انگیزه کمتری برای توافق خواهد داشت و اسرائیل و دیگران راحت‌تر می‌توانند به او فشار بیاورند.

به گفته او، کسانی که توصیه می‌کنند تا انتخابات صبر شود، سیاست آمریکا را نمی‌شناسند.

دیپلمات‌های ایرانی در مجموع معتقدند نارضایتی مردم آمریکا از ادامه جنگ و نگرانی نامزدهای جمهوری‌خواه، آزادی عمل ترامپ را محدود خواهد کرد. با این حال، اگر او احساس کند چیزی برای از دست دادن ندارد، شکست انتخاباتی‌اش می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد.

اوکراین چگونه به مدرسه پهپادی کارتل‌های کلمبیایی تبدیل شد

۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
علی رشید
100%

آسمان کلمبیا، که برای دهه‌ها میدان بی‌رقیب نیروهای دولتی در نبرد با شورشیان و قاچاقچیان بود، اکنون صحنه رقابتی خطرناک شده است؛ رقابتی که ریشه آن را باید تا میدان‌های نبرد دوردست اوکراین دنبال کرد.

بر اساس گزارش تازه روزنامه فایننشال‌تایمز، شبکه‌های جنایی و شورشی کلمبیا افرادی را با پوشش داوطلبان جنگ علیه روسیه به اوکراین می‌فرستند تا در بازگشت، دانش جنگ پهپادی را علیه دولت خودشان به کار گیرند.

اما این داستان تنها گوشه‌ای از پازل بزرگ‌تری است که ریشه در نیم‌قرن جنگ داخلی کلمبیا، اقتصاد پرسود سربازان مزدور بین‌المللی این کشور، و یک تغییر قدرت سیاسی حساس دارد که امروز دقیقاً در کلمبیا رخ می‌دهد.

سرنخی که یک افسر اوکراینی را نگران کرد

تاراس پالیانیتسیا، افسر مرکز استخدام نیروهای خارجی وزارت دفاع اوکراین، به فایننشال‌تایمز گفته که برخی داوطلبان کلمبیایی که به صفوف ارتش اوکراین می‌پیوستند، در بررسی‌های بعدی معلوم شد ریشه در گروه‌های جنایی سازمان‌یافته کلمبیا دارند و پس از شناسایی «به کشورشان بازگردانده شدند».

یک سال پیش از این گزارش، پس از آنکه مرکز اطلاعات ملی مکزیک هشدار داد داوطلبانی از این کشور صرفا برای کسب مهارت پرواز پهپادهای دید اول‌شخص (اف‌پی‌وی) به اوکراین رفته‌اند، سرویس امنیتی اوکراین (اس‌بی‌یو) به همراه اطلاعات نظامی این کشور، تحقیقات مشترکی را درباره نفوذ اعضای کارتل‌های آمریکای لاتین به «لژیون بین‌المللی» اوکراین آغاز کرد.

این تحقیقات، که ابتدا از سوی رسانه فرانسوی اینتلیجنس آنلاین افشا شد، بعدتر دامنه‌اش به اتباع کلمبیایی نیز کشیده شد.

نمونه‌ای که در این پرونده برجسته شده، فردی مکزیکی با نام مستعار «آگیلا-۷» است که با اسناد جعلی سالوادوری در سال ۲۰۲۴ در لویف اوکراین ثبت‌نام کرد و در حالی که خود را داوطلب بشردوستانه معرفی می‌کرد، آموزش کامل پهپاد را گذراند؛ سطح تخصص فنی او، از جمله آشنایی با اقدامات ضدجنگ الکترونیک، بعدها مربیانش را به شک انداخت و ارتباط او با نیروی ویژه نخبه مکزیک (گافه) که برخی اعضای سابقش به کارتل زتاس پیوسته‌اند، کشف شد.

بازرسان اوکراینی همچنین دریافتند دست‌کم سه چریک سابق نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا (فارک) با اسناد جعلی پاناما و ونزوئلا وارد لژیون بین‌المللی شده‌اند. گفته می‌شود جابه‌جایی آنان از سوی شبکه‌های وابسته به کارتل‌ها هماهنگ شده بود.

100%

از جنگل‌های کلمبیا تا میدان‌های نبرد یمن، سودان و اوکراین

صدور نیروی جنگی از کلمبیا به خارج پدیده تازه‌ای نیست. شان مک‌فیت، کارشناس سربازان مزدور، به گاردین گفته که استفاده از کهنه‌سربازان کلمبیایی از حدود سال ۲۰۱۰ برای محافظت از تسهیلات نفتی امارات آغاز شد و در جنگ یمن ادامه یافت؛ به‌گفته او، امارات تعداد زیادی مزدور کلمبیایی برای مقابله با شورشیان حوثی به یمن فرستاد که موفق هم بودند. روزنامه ال‌تیمپو در سال ۲۰۱۵ گزارش داده بود حدود ۱۰۰ کلمبیایی به‌عنوان بخشی از دسته بزرگ‌تری وارد یمن شده‌اند.

این الگو در سال‌های اخیر تکرار شده است. در سودان، گروهی به نام «گروه عملیاتی گرگ‌های صحرا»، متشکل از نیروهای بازنشسته ارتش کلمبیا، در کنار نیروهای واکنش سریع (آر‌اس‌اف) در جنگ داخلی این کشور می‌جنگند؛ تحقیقات رسانه بوگوتایی «لا سیا واسیا» نشان داد بیش از ۳۰۰ سرباز سابق کلمبیایی برای این ماموریت استخدام شده‌اند، افشاگری‌ای که به عذرخواهی بی‌سابقه وزارت امور خارجه کلمبیا منجر شد. برخی از این مزدوران بعدها گفتند با وعده حفاظت از تاسیسات نفتی فریب خورده و به میدان محاصره الفاشر کشیده شده‌اند.

اوکراین اکنون آخرین حلقه این زنجیره است. وزیر دفاع کلمبیا، پدرو سانچز، حضور این افراد در جبهه‌های دوردست را «واقعیتی تلخ» توصیف کرده که علتش تفاوت چشمگیر حقوق‌های پیشنهادی با مستمری بازنشستگی نظامیان کلمبیایی است.

به‌گفته فایننشال تایمز، تا ۵۰۰ کلمبیایی در چهار سال جنگ اوکراین با روسیه جان خود را از دست داده‌اند.

100%

آسمانی که دیگر در انحصار دولت نیست

نقطه عطف واقعی در کلمبیا به سال ۲۰۱۸ برمی‌گردد، وقتی نخستین گزارش‌های استفاده از پهپاد از سوی جبهه اولیور سینیسترا، یکی از انشعابات فارک، در منطقه توماکو ثبت شد.

آن زمان پهپادها صرفا ابزار دیده‌بانی بودندُ اما از ۲۰۲۲ به بعد، گروه‌های شورشی شروع به رهاسازی نارنجک از روی پهپادها بر ایستگاه‌های پلیس و پایگاه‌های ارتش کردند و تا سال ۲۰۲۴، فرمانده ارشد جناح منشعب از فارک با لقب «ایوان موردیسکو» این تاکتیک را چنان تکمیل کرد که حتی نخستین دوره آموزشی رسمی برای اپراتورهای پهپاد را در صفوف خود برگزار کرد.

کلان دل گلفو (گروه خلیج)، بزرگ‌ترین کارتل مواد مخدر کلمبیا با حدود ۷۵۰۰ عضو طبق برآورد اطلاعات نظامی، تا سال ۲۰۲۴ کاربرد پهپاد را به مشاهده محدود کرده بود، اما از سال ۲۰۲۵ به استفاده از پهپادهای مسلح به مواد منفجره در ایالت‌های بولیوار و کوردوبا روی آورد.

100%

نمونه هولناک این روند در ۲۱ اوت ۲۰۲۵ رقم خورد، زمانی که پهپادی مملو از مواد منفجره یک بالگرد نیروی هوافضای کلمبیا را که در عملیات ریشه‌کنی مزارع کوکا در آنتیوکیا فعالیت می‌کرد، سرنگون کرد و به کشته‌شدن دست‌کم ۱۲ نفر منجر شد؛ وزیر دفاع کلمبیا مستقیما این حمله را به کلان دل گلفو نسبت داد.

بر اساس تحقیقات مجله آرژانتینی پوکارا، تا اوت ۲۰۲۵ بیش از ۲۶۰ حمله پهپادی در کلمبیا ثبت شده بود که تنها در سال ۲۰۲۴، ۱۰۸ مورد از آن‌ها رخ داده و در همان سال ۱۲ نظامی و پلیس جان خود را از دست دادند و بیش از ۱۰۹ نفر دیگر زخمی شدند.

طبق گزارش فایننشال‌تایمز، وزارت دفاع کلمبیا میان سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ رقم ۲۶۴ حمله پهپادی را ثبت کرده که بیشتر آن‌ها با پهپادهای مصرفی ارزان و مجهز به مواد منفجره صورت گرفته‌اند.

در ماه مه یک سرباز در منطقه‌ مزارع کوکا کشته و شش نفر زخمی شدند، در آوریل حملات پهپادی سه سرباز را نزدیک مرز اکوادور به کام مرگ کشاند و یک سامانه رادار نظامی را در استان کاوکا هدف قرار داد، و در دسامبر گذشته حمله‌ای به یک پایگاه هفت نظامی را کشت.

پدرو سانچز، که خود ژنرال نیروی هوایی است، وضعیت را چنین توصیف کرده است: «صنعت پهپاد به شکل انفجاری رشد کرده و جنایتکاران این فناوری را برای حملات خود تطبیق داده‌اند؛ این چالش بزرگی برای برتری هوایی در میدان نبرد است.»

او می‌گوید ارتش کلمبیا سال گذشته موفق شد ۹۶ درصد از حملات پهپادی را با اختلال فرکانس یا انهدام مستقیم دستگاه‌ها خنثی کند.

100%

چه چیزی در اوکراین یاد می‌گیرند؟

آنچه این پرونده را از یک درگیری داخلی صرف به یک نگرانی بین‌المللی تبدیل می‌کند، سطح دانش فنی‌ است که به‌گفته منابع فایننشال‌تایمز، شبکه‌های کلمبیایی به‌دنبال کسب آن در اوکراین هستند.

یک خلبان پهپاد کلمبیایی که در جبهه زاپوریژیا با این روزنامه گفت‌وگو کرده، توضیح داد که استخدام‌کنندگان کارتل‌ها به‌طور خاص به‌دنبال آموزش تجهیز و هدایت پهپادهای اف‌پی‌وی هستند، پهپادهایی که به‌دلیل مانورپذیری بالا سرنگون‌کردنشان دشوارتر است: «این پهپادها هم‌اکنون در کلمبیا به‌کار گرفته می‌شوند، اما چیزی که هنوز نمی‌دانند این است که چگونه ارتباط بین پهپاد و اپراتور را رمزگذاری کنند یا مواد منفجره را همان‌گونه که در اوکراین انجام می‌شود، نصب کنند.»

نگرانی دیگر، تلاش گروه‌های مسلح برای خرید پهپادهایی است که با کابل‌های فیبر نوری فوق‌نازک به سامانه‌های زمینی متصل می‌شوند تا بر اختلال فرکانس رادیویی ارتش کلمبیا غلبه کنند؛ تاکتیکی که پیش‌تر در جنگ روسیه-اوکراین ابداع شد و گروه حزب‌الله لبنان نیز آن را در درگیری با اسرائیل به‌کار گرفته است.

پالیانیتسیا، افسر استخدام اوکراینی، درباره کیفیت این نیروها می‌گوید: «کلمبیایی‌ها می‌توانند به‌سرعت یاد بگیرند و خود را با شرایط تطبیق دهند و شرایط سخت خدمت را تحمل کنند. آن‌ها خود را نزد فرماندهانی که واقعا این افراد را دوست دارند، اثبات کرده‌اند.»

یک مقام امنیتی اوکراینی ناشناس در گفت‌وگو با اینتلیجنس آنلاین این پارادوکس را تلخ‌تر بیان کرده بود: «ما داوطلبان را با حسن‌نیت پذیرفتیم، اما اکنون باید بپذیریم که اوکراین به پلتفرمی برای انتشار جهانی تاکتیک‌های اف‌پی‌وی تبدیل شده است. برخی برای یادگیری کشتن با پهپادی ۴۰۰ دلاری می‌آیند، سپس این دانش را به بالاترین خریدار می‌فروشند».

100%

سیاست «صلح کامل» و بازگشت به میدان جنگ

برای درک اینکه چرا این گروه‌های مسلح اکنون این‌قدر قدرتمند شده‌اند که بتوانند نیرو به اوکراین بفرستند، باید به تجربه پرمناقشه سیاست «صلح کامل» رییس‌جمهوری مستعفی گوستاوو پترو نگاه کرد.

پترو که در سال ۲۰۲۲ به‌عنوان نخستین رییس‌جمهوری چپ‌گرای تاریخ کلمبیا روی کار آمد، سه سال را صرف مذاکره هم‌زمان با تقریبا تمام گروه‌های مسلح کشور، از شورشیان چپ‌گرا مانند ارتش آزادی‌بخش ملی (ای‌ال‌ان) تا کارتل‌های جنایی مانند گروه خلیج، کرد.

اما به‌گفته تحلیلگران، این سیاست عملا به گروه‌های مسلح فضایی امنیتی‌ داد که در آن بدون هزینه چندانی رشد کنند؛ آتش‌بس‌های دوجانبه بدون مکانیسم راستی‌آزمایی یا محدودیت بر استخدام نیرو آغاز شدند و همین موضوع به گروه‌های مسلح اجازه داد ابتکار عمل را در دست بگیرند.

دیوان قانون اساسی کلمبیا در نوامبر ۲۰۲۳ نیز حکم داد دولت تنها می‌تواند با گروه‌های دارای «وضعیت سیاسی» مذاکره کند، نه سازمان‌های صرفا جنایی مانند گروه خلیج. همین حکم مسیر مذاکره را عملا مسدود کرد.

به این ترتیب در حالی که پترو کاخ ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند، گروه خلیج همچنان بزرگ‌ترین گروه مسلح کلمبیا باقی مانده است. در روزهای پایانی دولت او، ارتش کلمبیا در چارچوب عملیاتی به نام «آونجر» نهمین حمله هوایی خود علیه این کارتل را در آنتیوکیا انجام داد؛ حمله‌ای که بخشی از مجموعه‌ای از ۲۵ بمباران هوایی بود که پترو در طول ریاست‌جمهوری‌اش دستور داده بود. این چرخش از مذاکره به رویکرد نظامی، نشانه شکست عملی طرح «صلح کامل» تلقی می‌شود.

۱۶ مرداد، دقیقا روزی است که آبلاردو د لا اسپریا، رییس‌جمهوری منتخب کلمبیا که در انتخاباتی نزدیک با نتیجه ۴۹.۶ درصد در برابر ۴۸.۷ درصد پیروز شد، کار خود را به‌طور رسمی از روز جمعه ۱۶ مرداد آغاز کرد.

او متعهد شده از همان روز نخست، تمام سیاست «صلح کامل» پترو را کنار بگذارد، دستورهای بازداشت معلق‌شده علیه اعضای گروه‌های مسلح غیرقانونی را دوباره فعال کند و تیم حقوقی ویژه‌ای برای پیگیری قضایی این گروه‌ها تشکیل دهد.

طرحی نیز به کنگره کلمبیا رسیده که عملا لغو قانونی سیاست صلح کامل را رسمیت می‌بخشد و تنها مسیر «تسلیم به قانون عادی» را برای گروه‌های مسلح باقی می‌گذارد.

کلمبیا، نه مکزیک، مرکز جدید جنگ پهپادی در آمریکای لاتین

آنچه این پرونده را از نمونه مشابه مکزیکی متمایز می‌کند، مقیاس آن است. بر اساس گزارش گروه نظارت بر درگیری‌ها (ACLED)، اگرچه گروه‌های جنایی مکزیکی از سال ۲۰۲۱ نخستین بار از پهپادهای مسلح استفاده کردند، اما کلمبیا اکنون به کانون اصلی جنگ پهپادی در قاره آمریکا تبدیل شده و حملات پهپادی مسلحانه در این کشور از هر جای دیگری در منطقه، از جمله مکزیک، بیشتر است.

این واقعیت اهمیت گزارش فایننشال‌تایمز را دوچندان می‌کند: آنچه در جبهه‌های اوکراین آموزش داده می‌شود، مستقیما به میدانی منتقل می‌شود که همین حالا هم پیشتاز جنگ پهپادی غیرمتعارف در نیم‌کره غربی است.