پزشکیان: روابط ما با همسایگان نسبت به گذشته بهتر شده است


مسعود پزشکیان، در دومین سالروز تحلیف دولت خود در گفتوگویی تلویزیونی اعلام کرد روابط جمهوری اسلامی با همسایگان نسبت به گذشته بهتر شده است و پس از محاصره، راههای تجاری با همسایگان را ایجاد کرده و گسترش دادیم.
پزشکیان گفت: «دشمن به دلیل فشارهایی که آورد و تحریمهایی که به کار بست، انتظار داشت ما سقوط کنیم.»
رییس دولت جمهوری اسلامی همچنین اعلام کرد اگر ارز ترجیحی را حذف نمیکردیم، در زمان جنگ قحطی پیش میآمد.






جنگ ایران آغازگر بازسازی صنعت تسلیحاتی آمریکا نبود، اما فاصله میان سرعت مصرف مهمات در میدان جنگ و توان کارخانههای این کشور را آشکارتر کرد.
اکنون پنتاگون فقط بهدنبال پر کردن انبارها نیست بلکه قراردادها، خطوط تولید و زنجیره تامین را تغییر میدهد تا برای جنگهای طولانی و بحرانهای همزمان آماده شود.
گزارشهای تازه درباره کاهش ذخایر موشکی آمریکا، در رسانههای جمهوری اسلامی عمدتا بهعنوان نشانهای از «خالی شدن زرادخانه» یا تضعیف ارتش این کشور بازتاب پیدا کردهاند، اما بررسی اسناد رسمی وزارت دفاع و ارتش آمریکا، تصویر پیچیدهتری نشان میدهد.
مساله این نیست که آمریکا دیگر موشک ندارد. مساله این است که جنگ مدرن میتواند ظرف چند ساعت، معادل هفتهها یا ماهها تولید کارخانهها مهمات مصرف کند. آن هم در شرایطی که همان خطوط تولید باید نیاز ارتش آمریکا، اوکراین، اسرائیل، متحدان اروپایی و کشورهای خلیج فارس را نیز تامین کنند.
خبرگزاری رویترز چهارم اوت، به نقل از سه منبع آگاه گزارش داد ارتش آمریکا در جنگ ایران تقریبا تمام موجودی در دسترس موشکهای دوربرد اتکمز و نسل جدیدتر آن، موشک ضربتی دقیق یا پریزم، را مصرف کرده است.
این خبرگزاری همچنین از فشار بر ذخایر موشکهای کروز تاماهاوک و جزم و رهگیرهای پاتریوت و تاد خبر داد.
پنتاگون تعداد دقیق مهمات مصرفشده یا موجودی انبارهای خود را علنی نکرده است؛ بنابراین درصدها و ارقام منتشرشده، هنوز آمار رسمی دولت آمریکا محسوب نمیشوند.
با این حال، قراردادها و تصمیمهای علنی خود پنتاگون نشان میدهد نگرانی درباره سرعت تولید و توان جایگزینی مهمات، واقعی است.
چند ساعت جنگ، چند ماه تولید
یکی از روشنترین نمونهها، رهگیر پیشرفته پاتریوت، موسوم به پیایسی-۳ اماسای است؛ موشکی که برای مقابله با موشکهای بالستیک تاکتیکی، موشکهای کروز و برخی هواگردها طراحی شده است.
بر اساس اعلام ارتش آمریکا، ظرفیت حداکثری تولید سالانه این رهگیر در سال ۲۰۲۴ از ۵۵۰ به ۶۵۰ فروند افزایش یافت. این رقم در آغاز تولید در سال ۲۰۱۴ تنها ۹۲ فروند در سال بود. سند بودجه سال مالی ۲۰۲۵ نیز خرید ۲۳۰ فروند از این رهگیر را برای همان سال پیشبینی کرده بود.
اگر عدد ۶۵۰ را صرفا برای درک مقیاس تقسیم کنیم، به میانگین نظری حدود ۵۴ رهگیر در ماه میرسیم. تولید واقعی البته بهصورت دستهای انجام میشود و کارخانه هر ماه دقیقا همین تعداد را تحویل نمیدهد.
در مقابل، یک موج حمله میتواند در چند ساعت دهها یا صدها موشک و پهپاد را وارد میدان کند. در دفاع موشکی نیز همیشه رابطه «یک هدف، یک رهگیر» برقرار نیست. با توجه به نوع تهدید، اهمیت هدف و احتمال موفقیت، ممکن است برای یک موشک ورودی بیش از یک رهگیر شلیک شود.
همه تهدیدها هم با پاتریوت یا تاد هدف قرار نمیگیرند؛ جنگندهها، ناوهای مجهز به رهگیرهای دریایی و سامانههای جنگ الکترونیک نیز بخشی از دفاع را بر عهده دارند. با این حال، محاسبه اصلی روشن است: سرعت مصرف در جنگ میتواند بهمراتب از سرعت جایگزینی در کارخانه بیشتر باشد.
چهار سلاح، چهار ماموریت
فشار واردشده بر صنعت موشکی آمریکا به یک نوع سلاح محدود نیست.
پاتریوت و تاد، سلاحهای دفاعیاند. پاتریوت عمدتا در لایه پایینتر و نزدیکتر به منطقه مورد حفاظت عمل میکند. تاد برای مقابله با موشکهای بالستیک در ارتفاع بالاتر طراحی شده و میتواند لایه دیگری به شبکه دفاع موشکی اضافه کند.
تاماهاوک، در مقابل، یک موشک کروز تهاجمی است که از ناو یا زیردریایی شلیک میشود و برای حمله دقیق به اهداف زمینی دوردست به کار میرود.
پریزم نیز نسل تازه موشکهای دوربرد نیروی زمینی آمریکاست. این موشک قرار است بهتدریج جایگزین اتکمز شود. پریزم از پرتابگرهایی مانند هیمارس شلیک میشود و هر محفظه پرتاب میتواند دو فروند از آن را حمل کند؛ در حالی که در همان محفظه تنها یک اتکمز جای میگیرد.
جزم نیز یک موشک کروز هواپرتاب است. برخلاف تاماهاوک که از دریا و پریزم که از زمین شلیک میشود، جزم را بمبافکنها و جنگندهها حمل میکنند تا بدون ورود به محدوده اصلی پدافند دشمن، اهداف دوردست را بزنند.
این تفاوتها مهماند، چون آمریکا در جنگ ایران همزمان به موشکهای تهاجمی برای زدن اهداف و رهگیرهای دفاعی برای حفاظت از نیروها، پایگاهها و متحدانش نیاز داشت. فشار بنابراین فقط روی یک انبار یا یک خط تولید وارد نشد.
از ۶۰۰ به دو هزار رهگیر در سال
وزارت دفاع آمریکا ششم ژانویه ۲۰۲۶ از توافقی هفتساله با لاکهید مارتین خبر داد که هدف آن افزایش ظرفیت تولید سالانه پیایسی-۳ اماسای از حدود ۶۰۰ به نزدیک دو هزار فروند است؛ بیش از سه برابر ظرفیت موجود.
اهمیت این توافق فقط در عدد دو هزار نیست.
در مدل قدیمی، شرکتهای دفاعی با سفارشهای محدود و سالانه روبهرو بودند و مطمئن نبودند سرمایهگذاری سنگین برای ساخت کارخانه، خرید ماشینآلات یا استخدام نیروی تازه بازخواهد گشت. قراردادهای بلندمدت، تقاضای چندساله را تضمین میکنند و به شرکتها اجازه میدهند با اطمینان بیشتری ظرفیت خود را توسعه دهند.
این همان تغییری است که مایکل دافی، معاون وزارت دفاع آمریکا در امور خرید و پشتیبانی، درباره آن صحبت کرده است.
او گفت نقطه قوت قدیمی آمریکا، طراحی پیچیدهترین و پیشرفتهترین سامانههای تسلیحاتی جهان بود؛ اما محیط جهانی تغییر کرده و پنتاگون اکنون باید علاوه بر فناوری برتر، «سرعت و حجم» را نیز در اولویت قرار دهد.
دافی گفت وزارت دفاع باید نوآوریهای بیرون از ساختمان پنتاگون را سریعتر وارد فرایند خرید کند و با کمترین مانع در اختیار نیروهای نظامی بگذارد.
او پیشتر نیز گفته بود آنچه زمانی یک دهه طول میکشید، اکنون باید ظرف چند ماه یا چند هفته تحویل شود.
موشک را یک شرکت نمیسازد
افزایش خط مونتاژ نهایی، بهتنهایی مشکل را حل نمیکند.
یک موشک پیشرفته از موتور سوخت جامد، حسگر هدفیاب، سامانه هدایت، قطعات الکترونیکی، بخش کنترل و بدنه تشکیل شده است. این اجزا ممکن است در شرکتها و ایالتهای مختلف ساخته شوند. دیر رسیدن تنها یکی از آنها میتواند تحویل موشک کامل را عقب بیندازد.
لاکهید مارتین پیمانکار اصلی رهگیر پیایسی-۳، سامانه تاد و موشک پریزم است. شرکت آرتیاکس، که ریتیون بخشی از آن است، سامانه پاتریوت، تاماهاوک و چند خانواده از موشکهای دریایی را تولید میکند.
اما پنتاگون اکنون مستقیما سراغ شرکتهای پایینتر زنجیره تامین هم رفته است. شرکت التریهریس، پس از خرید ایروجت راکتداین، یکی از تولیدکنندگان اصلی موتورهای موشکی آمریکا شده و در قراردادهای تازه مسئول افزایش تولید سامانههای پیشران پاتریوت و تاد است.
وزارت دفاع آمریکا سوم اوت نیز از توافق با نورثروپ گرومن برای افزایش تولید قطعات پیایسی-۳ و تاد خبر داد. یکی از اهداف این برنامه، ایجاد منبع دوم برای قطعات حیاتی است تا تولید به یک شرکت یا یک کارخانه وابسته نماند.
اگر یک کارخانه با حادثه، کمبود مواد اولیه، حمله سایبری یا تاخیر تولید مواجه شود، مسیر دوم میتواند مانع توقف کل زنجیره شود. راهبرد اعلامشده پنتاگون نیز حفظ دستکم دو منبع واجد شرایط برای قطعات حیاتی و دوری از انحصار یک تامینکننده است.
ترامپ کمبود را رد میکند، اما از ساخت کارخانههای تازه میگوید
دونالد ترامپ ششم اوت، در واکنش به گزارش واشینگتنپست درباره کمبود برخی مهمات، در تروت سوشال نوشت آمریکا «مقادیر بسیار بزرگی» مهمات، بهویژه از برخی انواع خاص، در اختیار دارد و در صورت نیاز، مهمات بیشتری تولید و به این کشور تحویل داده خواهد شد.
ترامپ همچنین نوشت شرکتهای دفاعی در حال ساخت بیشترین تعداد کارخانه و تاسیسات تولیدی در تاریخ آمریکا هستند. او افشاکنندگان اطلاعات مربوط به ذخایر را به بیان مطالب «خائنانه» متهم کرد و گفت دولت برای آنان احکام حبس طولانیمدت درخواست خواهد کرد.
این دو بخش از سخنان ترامپ الزاما با یکدیگر تناقض ندارند. دولت میتواند هم بگوید موجودی فعلی برای ادامه عملیات کافی است و هم برای افزایش ذخایر، پاسخگویی به سفارش متحدان و آمادگی برای بحران بعدی، کارخانههای بیشتری بسازد.
موجودی واقعی انبارها محرمانه است؛ اما قراردادهای بلندمدت، توسعه خطوط تولید و ایجاد تامینکنندگان تازه، علنیاند.
چین در مرکز محاسبات دفاعی آمریکا
جنگ ایران تنها دلیل این تغییر نیست.
جنگ اوکراین پیش از آن نشان داده بود ذخایر مهمات آمریکا و اروپا برای یک جنگ طولانی با نرخ مصرف بالا طراحی نشدهاند. همزمان، واشینگتن باید از اسرائیل، نیروهای خود و شرکایش در خاورمیانه حمایت کند.
اما نگرانی بلندمدت پنتاگون چین است.
راهبرد دفاع ملی آمریکا در سال ۲۰۲۶، بازدارندگی چین در منطقه هند و اقیانوس آرام را یکی از محورهای اصلی معرفی کرده و درباره «سرعت، مقیاس و کیفیت» گسترش توان نظامی چین هشدار داده است. این سند بر ایجاد قدرت بازدارندگی در زنجیره نخست جزایر و افزایش توان آمریکا و متحدانش تاکید میکند.
نگرانی ساده است: اگر همزمان با ادامه حمایت از اوکراین و حضور نظامی در خاورمیانه، بحرانی در تنگه تایوان یا دریای چین جنوبی شکل بگیرد، آمریکا باید برای چند جبهه مهمات کافی داشته باشد.
بازسازی صنعت دفاعی آمریکا پیش از جنگ ایران آغاز شده بود. زنجیره تامین شکننده، تعداد محدود تامینکنندگان و قراردادهای کوتاهمدت، سالها موضوع گزارشها و برنامههای رسمی پنتاگون بودند.
اما جنگ ایران این مشکل را از یک بحث بلندمدت صنعتی، به ضرورتی عملیاتی تبدیل کرد.
درس جنگ برای پنتاگون این نبود که بزرگترین ارتش جهان دیگر سلاح ندارد. درس این بود که موجودی انبار تنها بخشی از قدرت نظامی است.
بخش دیگر، کارخانههایی هستند که باید بتوانند موشکهای مصرفشده را پیش از آغاز بحران بعدی جایگزین کنند.
به همین دلیل، پاسخ آمریکا فقط خرید موشک بیشتر نیست: قراردادهای هفتساله، توسعه کارخانهها، افزایش تولید موتور، ورود تامینکنندگان تازه و اولویت دادن به سرعت و حجم در کنار پیچیدگی و کیفیت.
حتی بزرگترین زرادخانه جهان هم، اگر سرعت کارخانههایش از سرعت جنگ عقب بماند، با محدودیت روبهرو خواهد شد.
یک روحانی که از طریق ازدواج با خاندان حاکم بر ایران پیوند دارد، جمهوری اسلامی را نظامی منسوخ خواند و در جمع مخاطبانش گفت که یک «دولت سایه»، از پیش وجود داشته است. او از آنان خواست شبکهای ۲۵۰ هزار نفری تشکیل دهند تا «حکومت اسلامی» را جایگزین نظام موجود کنند.
ویدیویی حدودا پنج دقیقهای از محمدباقر خرازی که چهارشنبه ۱۴ مرداد منتشر شد، رهبر تشکیلات حزبالله ایران را در حال سخنرانی در یک گردهمایی مذهبی نشان داد.
آنچه خرازی از منبر خود ارائه کرد، موعظه نبود بلکه ارائه طرحی تشکیلاتی بود.
خرازی گفت: «قبل از اینکه آقای سعید جلیلی اصلا بگوید "من دولت سایه تشکیل میدهم"، ما دولت سایه را تشکیل داده بودیم و هنوز هم داریم ... ما ۶۰ جلد کتاب قطور برنامه داریم که ریزترین جزییات هر ارگان و نهادی را پوشش میدهد.»
او با این سخنان، جلیلی را به عنوان یک سیاستمدار تندرو که اصطلاح «دولت سایه» را رواج داده بود، کنار زد.
خرازی افزود: «برای پیاده کردن نظام ولایت برنامه آماده کردهایم، حتی برای اینکه چطور جمهوری اسلامی را به حکومت اسلامی تبدیل کنیم. تشکیلاتش را داریم، برنامهریزیاش را هم داریم. اما چون این گذار اتفاق نیفتاده، دارند جمهوری اسلامی را از ما میگیرند.»
او به حاضران گفت که جمهوری اسلامی «به مرحلهای رسیده که دیگر با این شکل اصلا کار نمیکند».
حساب و کتاب یک تصرف قدرت
آنچه این ویدیو را از گلایههای معمول جریانهای تندرو متمایز میکند، این است که خرازی در آن، اعداد، روشها و اهداف مشخصی را تشریح کرد.
او گفت هر یک از هواداران باید ۱۷ نفر را جذب کند و هر یک از آن ۱۷ نفر نیز ۱۷ نفر دیگر را به شبکه بیاورد.
خرازی گفت: «اگر این کار را بکنیم و در هر شهر حداقل ۲۵۰ نفر را سازماندهی کنیم، با هزار شهر میشود ۲۵۰ هزار نفر.»
او پیشنهاد داد هزینه نخستین گردهمایی را شخصا و «از هزینه خود حزبالله» تامین کند، وعده برگزاری تجمعی ۱۰۰ هزار نفری داد و خطاب به حاضران گفت که این شبکه «تمام وزارتخانهها را محاصره خواهد کرد».
جمعیت در پاسخ و در تایید، صلوات فرستاد.
خرازی در بخش دیگری از سخنانش حد نصاب سازماندهندگان در هر شهر را ۵۳۰ نفر تعیین کرد؛ عددی که نه از محاسبات ریاضی، بلکه از باور مذهبی گرفته شده است. او بر اساس حروف ابجد که در محافل نزدیک به او اهمیت دارد، این عدد را به نام فاطمه، دختر پیامبر اسلام، مرتبط کرد.
اما دو عددی که خرازی مطرح کرد با یکدیگر جور درنمیآیند و شاید اساسا قرار هم نیست جور دربیایند.
او سپس مرحله نهایی طرح را چنین توصیف کرد: «با یک اعلام، همه به تهران میآیند و همان یک اعلام کار را تمام میکند. آقای خامنهای و دولت باید متوجه باشند که یک تشکیلات ۲۵۰ هزار نفری آماده حرکت ایستاده است.»
او به شنوندگانش اطمینان داد که دولت مسعود پزشکیان «به آخرش نمیرسد» و به آنان گفت در این مورد شک نکنند.
تحقیر «جمهوری»، رییسجمهور به رییسجمهور
استدلال خرازی علیه موضع «جمهوری» در جمهوری اسلامی، در قالب فهرستی از رییسجمهورها بیان شد.
او پرسید: «چرا باید آقای [اکبر] هاشمی در این کشور رای بیاورد؟ چرا باید آقای [محمود] احمدینژاد در این کشور رای بیاورد؟ چرا باید آقای [حسن] روحانی رای بیاورد؟ چرا باید آقای [مسعود] پزشکیان رای بیاورد؟»
این فهرست که تقریبا همه رییسجمهورهای چهار دهه گذشته را در خود داشت، نشان داد از نظر خرازی، اشکال در خود مقام ریاستجمهوری است، نه کسانی که این مقام را در اختیار گرفتند.
در مورد پزشکیان، خرازی آشکارا به توهین روی آورد و او را «این دلقک» خواند که «هیچی نمیفهمد».
او همچنین «پزشکی» را که به گفته خرازی در مطرح کردن پزشکیان نقش داشته، نفرین کرد: «خدا لعنت کند [محمد] مرندی ملعون را، دکتر آقای [علی] خامنهای را، که پزشکیان را به ملت تحمیل کرد.»
خرازی شورای نگهبان را نیز بهدلیل تایید صلاحیت چنین نامزدهایی نفرین کرد؛ نفرینی که حاشیهای قابل توجه دارد: همین شورا، زمانی که خرازی در سال ۱۳۹۲ برای انتخابات ریاستجمهوری نامزد شد، صلاحیتش را رد کرد.
او همچنین گفت نیروهای وفادار به نظام به کسانی تبدیل شدهاند که بار دیگران را به دوش میکشند: «نیروهای حزباللهی در این مملکت تبدیل شدهاند به حمال.»
او افزود: «ما چه کار داریم که حمال [محمدباقر] قالیباف بشویم که هیچ از دین اسلام نمیفهمد؟»
خرازی: تفکر مجتبی خیلی رادیکالتر از پدرش است
اما مهمترین نکات این ویدیو به فردی مربوط میشود که خرازی او را حامی خود معرفی کرد.
او با اشاره به «۴۰ سال رفاقت، نه آشنایی، و جلسات خصوصی متعدد»، به حاضران گفت رهبر سوم همان چیزی را میخواهد که او میخواهد: «تفکر مجتبی خیلی رادیکالتر از پدرش است.»
خرازی روایتی را نیز به عنوان تاریخچهای از درون حلقه قدرت ارائه کرد.
به گفته او، مجتبی خامنهای به دست معاون دفتر پدرش، علیاصغر حجازی، «به مدت سه سال از آن دفتر» کنار گذاشته شد، در خانه محصور بود و به انتقال نامههای اطلاعاتی محدود شده بود و حتی برخی از اطرافیانش نیز از او رانده شده بودند.
خرازی گفت که در آن دوره، خودش از این جریان محافظت کرده است: «میخواستند حزبالله را از ریشه بکنند. من نگذاشتم.»
هیچ یک از این روایتها را نمیتوان بهطور مستقل تایید کرد. این گفتهها درباره مردی مطرح شدهاند که از زمان انتخابش به عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی در اسفند ۱۴۰۴، در انظار عمومی دیده نشده و صدایش نیز شنیده نشده است.
این گفتهها با مشکل تازهای در زمینه اعتبار خرازی نیز همراه هستند. در روزهای گذشته، دفتر رهبری جمهوری اسلامی، بهطور علنی نقل قول قبلی خرازی از مجتبی خامنهای را تاییدنشده و دروغ خواند.
خرازی گفته بود پس از ۲۸ بار تلاش پزشکیان برای استعفا، استعفای بعدی او از سوی مجتبی خامنهای پذیرفته خواهد شد.
دفتر خامنهای هشدار داد انتشار چنین مطالبی «در خدمت اهداف بدخواهان و دشمنان قسمخورده ملت ایران» است.
پزشکیان نیز موضوع استعفا را تکذیب کرد.
واکنش خرازی به این تکذیب شاید روشنگرترین جملهای باشد که تاکنون بر زبان آورده است.
او در بیانیهای گفت که «به احترام» رهبر فقید و رهبر کنونی، این تکذیب را میپذیرد: «اما امیدواریم پس از تحولات مهمی که بهزودی در آن دفاتر اتفاق خواهد افتاد، این تکذیبیه همچنان پابرجا بماند.»
تحولاتی که خرازی از آنها سخن میگوید، مبهم و انتزاعی نیستند.
او پیش از این اعلام کرد که رهبر جدید قصد دارد محمدباقر ذوالقدر را از دبیری شورای عالی امنیت ملی کنار بگذارد و این سمت را به محسن رضایی، دستیار نظامی خود، بسپارد.
خرازی گفت: «قرار است آقای ذوالقدر را عوض کنند و آقای محسن رضایی جای ایشان بیاید.»
او همچنین افزود به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفته شده است حق دخالت در مذاکرات را ندارد.
به این ترتیب، فردی که به دلیل سخن گفتن از جانب رهبر توبیخ شده، در پاسخ، انتصابهای بعدی رهبر را اعلام کرد.
خانواده و کارنامه
خرازی ۶۵ ساله، به اندازهای که برای یک روحانی ممکن است، در دل طبقه ممتاز جمهوری اسلامی جای دارد. پدرش، آیتالله محسن خرازی، عضو مجلس خبرگان است؛ عمویش، کمال خرازی، سالها دستگاه دیپلماسی ایران را اداره کرد و ریاست شورای راهبردی روابط خارجی را بر عهده داشت تا اینکه بر اثر جراحات ناشی از حملات هوایی اخیر اسرائیل، کشته شد؛ برادرش صادق خرازی، دیپلماتی باسابقه است و خواهرش با مسعود خامنهای، یکی دیگر از پسران علی خامنهای، ازدواج کرده است.
خبرگزاری رویترز گزارش داده است صرافی رمزارز نوبیتکس که واشینگتن به دلیل کمک به سپاه پاسداران برای دورزدن تحریمها آن را تحریم کرده، متعلق به خانواده خرازی است.
کارنامه خود خرازی مجموعهای از ادعاهای شگفتآور است. او در جریان نامزدی انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲ وعده داد تحریمها را ظرف چند ماه لغو کند، «سرزمینهای جداشده از ایران» از تاجیکستان تا جمهوری آذربایجان را بدون ریختن یک قطره خون بازگرداند و ارزش پول سقوطکرده ایران را سه برابر کند.
او همچنین وعده داد قیمت دلار را که به بیش از سه هزار تومان رسیده بود، دوباره به هزار تومان برساند.
شورای نگهبان صلاحیت او را برای حضور در انتخابات رد کرد. حتی پیش از آن، شورای هماهنگی حزبالله استان آذربایجان شرقی بهطور علنی از گروه خرازی اعلام برائت کرد و او را متهم کرد که از نام این جریان و نام رهبر، سوءاستفاده میکند.
این شورا همچنین به او یادآوری کرد که بر اساس دستور صریح خود رهبر، هر نقلقول خصوصی که به او نسبت داده شود، باید نادرست تلقی شود.
۱۳ سال بعد، دفتر رهبر همان تذکر را درباره خامنهای دیگری به خرازی داد.
در کلیپهایی از خرازی که امسال بهطور گسترده در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد، او پیشنهاد کرده است ایران بمب اتمی بسازد و آن را در اقیانوس اطلس منفجر کند تا سونامی به سوی سواحل آمریکا روانه شود.
او همچنین درباره بهراهانداختن جنگ نژادی در داخل ایالات متحده سخن گفته است.
خرازی از شاگردان محمدتقی مصباح یزدی بوده است؛ مکتبی که او نمایندگی میکرد سالها استدلال میکرد انتخابات در جمهوری اسلامی امتیازی موقت است که باید از آن عبور کرد. از این منظر، این مانیفست اختراع خرازی نیست و او در حال حاضر فقط بلندترین صدای بیانکننده آن است.
سه برداشت از یک ویدیو
معما این نیست که خرازی چه گفت؛ پرسش این است که چگونه همچنان میتواند این حرفها را بزند.
در حکومتی که فیلمسازان و شاعران را به دلایلی بسیار کماهمیتتر زندانی میکند، مردی اکنون دو بار در یک هفته از زبان رهبر سخن گفته، مقابل دوربین به رییسجمهور توهین کرده و از برنامهای برای محاصره وزارتخانهها خبر داده است؛ بیآنکه کسی در خانهاش را بزند.
از سوی دیگر نظرسنجیهای درزکرده خود حکومت نشان میدهد جامعه ایران به شکلی قاطع از حکومت روحانیان فاصله گرفته و فقط حدود ۹ درصد خواهان ادامه وضع موجودند.
در مقابل، بر اساس شواهد این هفته، پرصداترین نیروی سازماندهنده در درون حکومت میخواهد در جهت کاملا معکوس حرکت کند.
برداشت نخست این است که دفتر رهبر اکنون ناچار خواهد شد اقدامی فراتر از انتشار تکذیبیه انجام دهد و ویدیوی اخیر خرازی، آخرین ویدیوی او خواهد بود.
برداشت دوم برای نظام تیرهتر است: هیچ رهبر دارای قدرت عملی وجود ندارد که بتواند کسی را ساکت کند و این خویشاوند سببی خاندان حاکم، با صدای خودش در حال پر کردن خلأ قدرت است.
برداشت سوم که در تحلیلهای خارج از کشور مطرح شده، این است که خرازی اساسا از جانب رهبری کنونی سخن نمیگوید. او در حال ساختن پایگاهی برای روزی است که پرسش «چه کسی باید رهبری کند» دوباره مطرح شود.
در هر سه تفسیر، یک واقعیت پابرجاست: پنج ماه پس از آغاز دوره رهبری جدید، مفصلترین طرح علنی برای پایان دادن به جمهوری اسلامی نه از سوی مخالفان آن، که از درون حلقه خاندان رهبری این حکومت ارائه شده است. طرحی که مسیرش رو به سوی «حکومت دینی» است.
خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی نوشت با ورود جنگ آمریکا علیه جمهوری اسلامی به ششمین ماه خود، موج تهدیدها و تلاشهای دیپلماتیک در هفته جاری بیش از هر زمان دیگری نشان داده است که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا در موقعیتی دشوار گرفتار شده است.
بهنوشته رویترز ترامپ میکوشد ایالات متحده را از جنگی خارج کند که محبوبیتی ندارد و خود در آغاز ادعا کرده بود تنها چند هفته طول خواهد کشید. اما او اکنون میان دو گزینه دشوار گرفتار شده است: یا توافق موقتی را که جمهوری اسلامی و عمان در حال مذاکره بر سر آن هستند بپذیرد؛ توافقی که برای نخستین بار به تهران نوعی کنترل بر تنگه هرمز میدهد، یا به تهدیدهای خود برای تشدید حملات عمل کند؛ اقدامی که میتواند بحران را به جنگی طولانیتر و پرهزینهتر تبدیل کند.
این خبرگزاری بهنقل از تحلیلگران نوشت گزینه نخست بزرگترین امتیازی خواهد بود که تهران از زمان حمله آمریکا و اسرائیل در۹ اسفند دریافت کرده است و دستکم در مقطع کنونی، نظارت جمهوری اسلامی بر این گذرگاه حیاتی انتقال نفت را رسمیت خواهد بخشید؛ همان چیزی که دولت ترامپ بارها وعده داده بود هرگز اجازه وقوع آن را نخواهد داد.
در مقابل، گزینه دوم، یعنی آغاز دور تازهای از حملات هوایی گسترده، میتواند برای ترامپ در آستانه انتخابات سرنوشتساز میاندورهای کنگره آمریکا در ماه نوامبر، پیامدهای سیاسی سنگینی داشته باشد؛ بهویژه آنکه بمبارانهای پیشین نیز نتوانست حکومت ایران را وادار به عقبنشینی کند.
بهنوشته رویترز ترامپ البته گزینه سومی نیز پیش رو دارد: حفظ وضعیت فعلی. این سناریو به معنای ادامه محاصره بنادر ایران و پاسخهای محدود و مقطعی به هرگونه حمله علیه کشتیرانی خواهد بود. اما این گزینه نیز راه آبرومندانهای برای خروج از جنگی که ترامپ پیشبینی کرده بود تا اواسط آوریل پایان مییابد، در اختیار او قرار نمیدهد.
آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده پیشین خاورمیانه در دولتهای جمهوریخواه و دموکرات، به رویترز گفت: «ترامپ با مجموعهای از گزینههای بد مواجه است اما شاید به این نتیجه رسیده باشد که نمیتواند اجازه دهد این جنگ بیپایان ادامه پیدا کند. بالاخره باید اتفاقی بیفتد و شاید آن اتفاق، پذیرش واقعیت جدیدی باشد که ایران در تنگه هرمز ایجاد کرده است.»
یک مقام آمریکایی نیز در پاسخ به پرسشهای رویترز و به شرط فاش نشدن نامش گفت که هرگونه مسیر موقت کشتیرانی باید «بدون هیچ مانع» و بدون آنکه هیچ طرفی بر عبور و مرور کشتیها نظارت داشته باشد، برقرار شود.
گلوگاه حیاتی تجارت جهانی
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، بارها تاکید کرده است که تنگه هرمز باید همچنان یک آبراه بینالمللی آزاد باقی بماند؛ بدون آنکه حکومت ایران آن را کنترل کند و یا از کشتیها عوارض و هزینه عبور بگیرد.
با این حال، ترامپ پیشتر نیز در موارد مختلف اظهارات روبیو درباره جنگ را نقض کرده و تحلیلگران معتقدند ممکن است این بار نیز چنین کند.
ترامپ سهشنبه ۱۳ مرداد گفت: «همهچیز خیلی خوب پیش میرود. ظرف ۴۸ ساعت آینده خواهیم فهمید. روز خوبی بود و مذاکرات خوب پیش رفت.»
اما تحلیلگران معتقدند با افزایش قیمت بنزین در آمریکا، کاهش محبوبیت رییسجمهوری و مخالفت گسترده افکار عمومی با ادامه جنگ، فضای مانور ترامپ روزبهروز محدودتر میشود.
به باور آنان، با طولانی شدن جنگ، تهدیدهای ترامپ عملا نتوانسته جمهوری اسلامی را وادار به عقبنشینی کند و اکنون این احتمال بیشتر شده که این رییسجمهوری آمریکا باشد که ناچار به دادن امتیازهای عمده شود.
بازگشایی تنگه هرمز پیششرط ازسرگیری مذاکرات میان تهران و واشینگتن تلقی میشود؛ مذاکراتی که دولت ترامپ امیدوار است در مرحله بعد بر برنامه هستهای ایران، هدف اصلی اعلامشده عملیات نظامی آمریکا، متمرکز شود.
رویترز در گزارش تحلیلی خود تاکید کرده است که با این حال، این پرسش همچنان بیپاسخ مانده است که آیا آمریکا حاضر خواهد بود هر توافقی را که جمهوری اسلامی و عمان بر سر تنگه هرمز به دست آورند، بپذیرد یا خیر.
طبق مفاد پیشنهادی توافق، تهران نوعی اختیار بر کشتیهای ورودی به خلیج فارس از طریق تنگه هرمز خواهد داشت. در حالی که ترامپ گفته توافق برای بازگشایی این آبراه بسیار نزدیک است، مقامهای جمهوری اسلامی تاکید کردهاند که هنوز برخی جزئیات اساسی حل نشده است.
تردید نسبت به صلح پایدار
حتی اگر توافق ایران و عمان نهایی شود و مذاکرات تهران و واشینگتن از سر گرفته شود، بسیاری از کارشناسان نسبت به دستیابی به یک توافق نهایی بر پایه یادداشت تفاهمی که دو کشور در ماه ژوئن امضا کردند، تردید دارند؛ توافقی که مدت کوتاهی پس از امضا از هم فروپاشید.
همان یادداشت تفاهم اولیه از همان آغاز بخشی از تحریمها علیه جمهوری اسلامی را کاهش داده بود؛ اقدامی که حتی با انتقاد برخی جمهوریخواهان همحزبی ترامپ نیز روبهرو شد.
یک مقام کاخ سفید که نخواست نامش فاش شود به رویترز گفت مقامهای دولت بهتدریج پذیرفتهاند که احتمالا این جنگ به شکلی تا زمان انتخابات میاندورهای ادامه خواهد داشت. در برخی ایالتها، رأیگیری زودهنگام از ماه سپتامبر آغاز میشود.
ادامه جنگ میتواند خطرهای سیاسی بیشتری برای ترامپ ایجاد کند. ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود از مداخلات خارجی پرهیز کند و تمرکز خود را بر مشکلات اقتصادی آمریکاییها بگذارد. حزب جمهوریخواه نیز برای حفظ اکثریت خود در کنگره با چالش روبهرو است.
همان مقام آمریکایی تاکید کرد که تصمیمهای ترامپ درباره ایران بر اساس «نظرسنجیهای متغیر» اتخاذ نمیشود.
اهداف اصلی جنگ همچنان محقق نشدهاند
رویترز در ادامه گزارش خود نوشت اگرچه ترامپ بارها مدعی شده است که با کشته شدن بسیاری از فرماندهان و تضعیف توان نظامی جمهوری اسلامی به پیروزی دست یافته، اما اغلب تحلیلگران معتقدند او در دستیابی به بسیاری از اهداف اصلی جنگ ناکام مانده است.
ترامپ شنبه ۱۰ مرداد اعلام کرد که پس از درخواست متحدان خاورمیانهای آمریکا، برنامه حملات گسترده جدید را لغو کرده تا به دیپلماسی فرصت دیگری بدهد، اما همزمان هشدار داد که اگر این تلاشها شکست بخورد، حملات شدیدی در پیش خواهد بود.
برخی تحلیلگران معتقدند عقبنشینی ترامپ احتمالا ناشی از نگرانی درباره کاهش ذخایر موشکی آمریکا نیز بوده است؛ هرچند خود او این موضوع را رد کرده و گفته است ایالات متحده با کمبود مهمات مواجه نیست.
با وجود این، ترامپ چهارشنبه بار دیگر پیامی دوپهلو به رهبران جمهوری اسلامی فرستاد و در یک گردهمایی در لاسوگاس گفت: «من ترجیح میدهم توافقی حاصل شود، چون نمیخواهم مردم کشته شوند. اما در نهایت ممکن است مجبور شویم.»
در همین حال، پنج منبع آگاه به رویترز گفتهاند جمهوری اسلامی به متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس هشدار داده است که هرگونه حمله تازه آمریکا با حمله متقابل به زیرساختهای انرژی آنها پاسخ داده خواهد شد.
جاناتان پانیکوف، معاون پیشین افسر اطلاعات ملی آمریکا در امور خاورمیانه، هشدار داد که چین، روسیه و کره شمالی با دقت این تحولات را زیر نظر دارند.
او گفت: «آنها در حال یاد گرفتن این موضوع هستند که محدودیتهای واقعی قدرت آمریکا در سالهای آینده چه خواهد بود.»
حتی برخی از چهرههای تندرو و حامی برخورد سخت با جمهوری اسلامی که تاکنون عمدتا از سیاستهای ترامپ حمایت کردهاند، اکنون خواستار احتیاط بیشتر شدهاند.
پارلمان اوگاندا پنجشنبه ۱۵ مرداد با اعزام نیروهای نظامی این کشور به نوار غزه، در صورت نیاز و در چارچوب یک نیروی امنیتی چندملیتی، که در طرح آتشبس دونالد ترامپ رییسجمهوری آمریکا پیشبینی شده است، موافقت کرد.
پیش از رأیگیری، کریووا کیوانوکا، وزیر دفاع اوگاندا، به نمایندگان پارلمان گفت که دونالد ترامپ از طریق فرستادگان خود در ماه ژوئیه با یووری موسوِنی، رییسجمهوری اوگاندا، تماس گرفته و از او خواسته است در نیروی بینالمللی پیشنهادی مشارکت کند.
یک مقام اسرائیلی ماه گذشته گفته بود افرادی از «کشورهای دوست»، از جمله اوگاندا، در صورت استقرار این نیرو میتوانند به آن بپیوندند. با این حال، این برای نخستین بار است که خود دولت اوگاندا بهطور علنی احتمال مشارکت در این ماموریت را تایید میکند.
پس از دستیابی به یک توافق آتشبس شکننده در ماه اکتبر، ترامپ طرحی برای برقراری صلح در غزه ارائه کرد که شامل افزایش گسترده کمکهای بشردوستانه، اداره غیرنظامی غزه توسط گروهی از تکنوکراتهای فلسطینی، خلع سلاح حماس و خروج نیروهای اسرائیلی از این منطقه بود.
ترامپ هشتم مرداد از «گامی عظیم به سوی صلح و امنیت پایدار» خبر داد و گفت حماس و دیگر گروههای مسلح فلسطینی با خلع سلاح موافقت کردهاند.
این طرح تاکنون با بنبست روبهرو شده و گروه تکنوکراتهایی که با عنوان «کمیته ملی اداره غزه» شناخته میشوند، همچنان خارج از نوار غزه باقی ماندهاند.
بر اساس این طرح، قرار است «نیروی بینالمللی تثبیتکننده» در مناطقی از غزه که تحت کنترل اسرائیل نیستند مستقر شود. با این حال، هنوز مشخص نیست این نیرو چه زمانی در غزه مستقر میشود.
اوگاندا سابقهای طولانی در مشارکت در عملیاتهای بینالمللی حفظ صلح و ماموریتهای اجرایی دارد و هماکنون نیز نیروهایی را در چند کشور از جمله سومالی، سودان جنوبی و جمهوری دموکراتیک کنگو مستقر کرده است.
وزیر دفاع اوگاندا در پارلمان گفت: «در پی درخواست جناب آقای دونالد ترامپ رییسجمهوری آمریکا، جمهوری اوگاندا آمادگی دارد یگان مورد نظر از نیروهای دفاع مردمی اوگاندا را به نوار غزه اعزام کند.»
در جریان بحثهای پارلمانی، برخی نمایندگان درباره چارچوب حقوقی حاکم بر این ماموریت پرسشهایی مطرح کردند. وزیر دفاع پاسخ داد که پس از تصویب پارلمان، توافقنامه وضعیت نیروها امضا خواهد شد.
بخش عمدهای از نوار غزه همچنان در پی دو سال جنگ تمامعیاری که پس از حملات حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، ویران باقی مانده است.
خبرگزاری رویترز بهنقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی و دو مقام منطقهای گزارش داد که طرح پیشنهادی توافق میان تهران و مسقط برای کمک به پایان دادن به پنج ماه جنگ میان جمهوری اسلامی و آمریکا، کنترل کشتیهای ورودی به خلیج فارس از طریق تنگه هرمز را به ایران واگذار خواهد کرد
این خبرگزاری چنین امتیازی را یکی از بزرگترین امتیازهایی دانسته که تا کنون به جمهوری اسلامی داده شده است.
بهگزارش رویترز، علاوه بر تعیین مسیرهای ورودی و خروجی، جمهوری اسلامی خواستار دریافت عوارضی معادل ۵ تا ۷ درصد ارزش محموله کشتیهای عبوری از تنگه هرمز است.
ایالات متحده تاکنون واکنشی رسمی به این پیشنهاد نشان نداده است. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفته است توافق برای بازگشایی تنگه هرمز قریبالوقوع است، اما مقامهای آمریکایی بارها تاکید کردهاند که هرگز با واگذاری کنترل مهمترین مسیر انتقال انرژی جهان به جمهوری اسلامی موافقت نخواهند کرد.
بهنوشته رویترز اگر توافقی اختیار مدیریت تردد در تنگه هرمز را به حکومت ایران بدهد، به این معنا خواهد بود که جنگی که آمریکا و اسرائیل در اسفند ماه علیه جمهوری اسلامی آغاز کردند، در نهایت به تغییر قابلتوجهی در موازنه قدرت منطقهای به سود تهران انجامیده است. پیش از آغاز جنگ، تنگه هرمز برای همه کشتیها آزاد بود و عبور از آن بدون پرداخت هیچگونه عوارض انجام میشد.
مسائل حلنشده
منابع ایرانی و منطقهای که با رویترز گفتوگو کردهاند هشدار دادهاند که با وجود پیشرفت مذاکرات میان جمهوری اسلامی و عمان، همچنان مسائل مهمی حلوفصل نشده است. آنها همچنین ارزیابی ترامپ مبنی بر نزدیک بودن توافق نهایی برای بازگشایی تنگه هرمز را زیر سوال بردند.
یکی از منابع منطقهای گفت: «در مورد نوعی کنترل بر تنگه هرمز، اصل امتیاز قبلا داده شده است.»
منبع منطقهای دیگری افزود که هنوز جزئیات مهمی درباره تعریف دقیق مفهوم «کنترل» باقی مانده است. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس اصرار دارند که بازرسی کشتیها باید زیر نظر کشورهای منطقه انجام شود و هرگونه پرداخت هزینه عبور نیز کاملا داوطلبانه باشد.
بهگفته مقام ارشد جمهوری اسلامی، تهران خواهان دریافت عوارضی معادل ۵ تا ۷ درصد ارزش محموله کشتیهای عبوری از تنگه هرمز است. عمان دریافت حدود ۳ درصد را پیشنهاد کرده، در حالی که آمریکا اساسا مخالف هرگونه دریافت عوارض است.
این منبع افزود متن توافقی که هماکنون روی میز قرار دارد، کنترل کشتیهای ورودی به خلیج فارس را از طریق تنگه هرمز به ایران واگذار میکند و یکی از مهمترین اختلافات باقیمانده، تعیین نقش ایران در قبال کشتیهایی است که در مسیر خروج از خلیج فارس حرکت میکنند.
کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز در گفتوگو با خبرگزاری رسمی ایرنا اعلام کرد که این سازوکار «به گونهای طراحی شده است که کشتیهای تجاری، چه در مسیر ورود و چه در مسیر خروج، از آبهای سرزمینی ایران عبور کنند.»
او با تاکید بر اینکه مذاکرات با عمان «به تفاهمهای اساسی» رسیده، افزود: «این پیشرفت در آستانه نهایی شدن است.»
غریبآبادی همچنین گفت که جمهوری اسلامی از آمریکا پیامهایی دریافت کرده است که نشان میدهد واشینگتن «کاملا آماده بازگشت به تعهدات خود» در چارچوب یادداشت تفاهم اواسط ماه ژوئن است؛ یادداشتی که توقف فوری عملیات نظامی را پیشبینی میکرد.
به گفته او، بازگشت آمریکا به این تعهدات، شرط بازگشایی تنگه هرمز است. با این حال او تاکید کرد که طی روزهای اخیر هیچ مذاکرهای میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده انجام نشده است.
در همین حال، خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران بهنقل از یک منبع مطلع در وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نوشت طبق چارچوب مذاکرات مطرح شده میان ایران و عمان، بناست در یک مدت مشخص ورودی به تنگه هرمز از طریق کریدور شمالی تنگه در نزدیکی ساحل ایران انجام شود و خروجی کشتیها از کریدور جنوبی نزدیک به ساحل عمان باشد.
بهنوشته فارس، پس از پایان مهلت مشخص، عبور کشتیها از هر دو کریدور شمالی و جنوبی متوقف و کلیه ترددها از کریدور میانی اتفاق خواهد افتاد با این تفاوت که ورودی کشتیها با مدیریت ایران و خروجی با مدیریت مشترک ایران و عمان خواهد بود.
این منبع مطلع همچنین به فارس گفت که عوارض تعیینشده کشتیها برای گذر از تنگه در قالب بهای خدمات مختلف تعیین خواهد شد وبیمه، سوختگیری، بهای محیطزیستی و مواردی از این دست جزء خدماتی است که کشتیها باید بهای آن را بپردازند.
او همچنین خبر اختلاف میان جمهوری اسلامی و عمان بر سر درصد ارزش بار کشتیها (تعرفه ۷ یا ۳ درصدی ارزش محموله) را تکذیب کرد و گفت: «دریافتی از کشتیها تابعی از متغیرهای زیاد از جمله میزان خدماتی است که توان تامین آن را داریم.»
هشدار جمهوری اسلامی
در همین حال، پنج منبع آگاه به رویترز گفتند که جمهوری اسلامی به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هشدار داده است که هرگونه حمله جدید آمریکا به خاک ایران، با حملات تلافیجویانه علیه زیرساختهای حیاتی انرژی در سراسر منطقه پاسخ داده خواهد شد.
بهنوشته رویترز تهران با این هشدار میکوشد هزینه هرگونه اقدام نظامی را با تهدید نزدیکترین متحدان منطقهای واشینگتن افزایش دهد.
یکی از منابع منطقهای به این خبرگزاری گفت: «هشدار ایران کاملا صریح بود: اگر آمریکا زیرساختهای ایران را هدف قرار دهد، ایران نیز با حمله به تاسیسات انرژی کشورهای خلیج فارس و دیگر اهداف منطقهای پاسخ خواهد داد.»
جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر با موشکها و پهپادها به متحدان آمریکا در منطقه حمله کرده و همزمان کشتیهای تجاری عبوری از تنگه هرمز را که بدون اجازه تهران تردد کردهاند نیز هدف قرار داده است.
ترامپ در سخنرانی خود در جمع هوادارانش در لاسوگاس بار دیگر ترجیح خود را برای راهحل دیپلماتیک ابراز کرد.
او گفت: «من ترجیح میدهم توافقی حاصل شود، چون نمیخواهم مردم کشته شوند. واقعا نمیخواهم کسی کشته شود، اما در نهایت ممکن است مجبور شویم.»
بر اساس آمار اعلام شده از سوی جمهوری اسلامی، از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند، بیش از سه هزار و ۴۰۰ نفر در ایران جان خود را از دست دادهاند. در مقابل، ایالات متحده اعلام کرده است که ۱۸ نفر از نیروهای نظامیاش کشته شدهاند.
ترامپ زیر فشار رأیدهندگان
ترامپ که در آغاز جنگ گفته بود این درگیری با «تسلیم بیقید و شرط» جمهوری اسلامی پایان خواهد یافت و حتی اعلام کرده بود شخصا درباره رهبر آینده ایران تصمیم خواهد گرفت، اکنون تحت فشار فزایندهای قرار دارد تا پیش از انتخابات حساس میاندورهای ماه نوامبر، راهی برای پایان دادن به جنگی پیدا کند که طبق نظرسنجیها، مخالفان آن در میان رأیدهندگان آمریکایی دو برابر موافقان هستند.
ماهها عملیات نظامی آمریکا، از جمله کارزار دو هفتهای حملات در تیر ماه، نتوانسته است کنترل ایران بر تنگه هرمز را در هم بشکند. فرماندهان نظامی آمریکا نیز پیشتر به ترامپ هشدار داده بودند که ذخایر برخی مهمات رو به پایان است. رویترز روز سهشنبه گزارش داد که ارتش آمریکا تقریبا تمامی موشکهای دوربرد هدایتشونده دقیق خود را مصرف کرده است.
با این حال، ترامپ پنجشنبه ۱۵ مرداد بار دیگر گزارشها درباره کمبود مهمات در ارتش آمریکا را رد کرد و هشدار داد که با شکایت از کسانی که باعث درز چنین خبری شدهاند، آنان را تحت پیگرد قرار خواهد داد.
در همین حال، قیمت نفت خام طی دو روز گذشته، پس از آنکه ترامپ حملات جدید علیه ایران را متوقف کرد و از مذاکراتی سخن گفت که به گفته او میتواند به پایان جنگ منجر شود، به شدت کاهش یافته است.