• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

آژیرهای هشدار در بحرین و کویت به صدا درآمدند

۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۴:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۷:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)

وزارت کشور بحرین دوشنبه ۲۹ تیر اعلام کرد آژیرهای هشدار بار دیگر در این کشور به صدا درآمدند. همزمان، خبرگزاری دولتی کویت از به صدا درآمدن آژیرهای هشدار در این کشور خبر داد.

ارتش کویت نیز اعلام کرد پدافند هوایی این کشور در حال مقابله با حملات موشکی و پهپادی است و صداهای انفجار احتمالی ناشی از رهگیری این حملات توسط سامانه‌های دفاعی خواهد بود.

همزمان، سپاه پاسداران با اعلام حمله به «مواضع آمریکا» در بحرین و کویت، گفت حملات موشکی و پهپادی علیه این مواضع ادامه خواهد داشت.

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

فردوسی‌پور: کسی که در دوره جنگ در ویلای آلانیا بوده، نباید به دیگران بگوید «در غار بودید»
۱

فردوسی‌پور: کسی که در دوره جنگ در ویلای آلانیا بوده، نباید به دیگران بگوید «در غار بودید»

۲

اجرای بیژن مرتضوی در فینال جام جهانی همراه با شکیرا، مدونا،جاستین بیبر و بی‌تی‌اس

۳

پس از ناکامی مسی در فینال؛ کیلیان امباپه آقای‌گل شد، رودری جایزه توپ طلا را برد

۴

اسپانیا ۱-۰ آرژانتین؛ اسپانیا از مسی گذشت و برای دومین بار قهرمان جهان شد

۵

پس از سوت پایان بازی؛ حمله پاردس به گاوی و تلاش برای زدن مشت به صورت هافبک اسپانیا

انتخاب سردبیر

  • آمریکا در جنوب ایران؛ کاهش توان جمهوری اسلامی در میدان و میز مذاکره
    تحلیل

    آمریکا در جنوب ایران؛ کاهش توان جمهوری اسلامی در میدان و میز مذاکره

  • حمایت کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از اعتراض و اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار

    حمایت کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از اعتراض و اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار

  • مجتبی دهبندی و کیانوش همزه‌ای به‌دلیل کمک به معترضان زخمی، به اعدام محکوم شدند

    مجتبی دهبندی و کیانوش همزه‌ای به‌دلیل کمک به معترضان زخمی، به اعدام محکوم شدند

  • وال‌استریت ژورنال: اسرائیل از انتقال هزاران سانتریفیوژ به سایت کلنگ گزلا خبر داد

    وال‌استریت ژورنال: اسرائیل از انتقال هزاران سانتریفیوژ به سایت کلنگ گزلا خبر داد

  • چین در خلیج فارس، شریک تجاری بدون مسئولیت امنیتی
    تحلیل

    چین در خلیج فارس، شریک تجاری بدون مسئولیت امنیتی

  • فایننشال‌تایمز: با شکست مذاکرات، تغییر حکومت ایران دوباره مورد توجه آمریکا قرار گرفته است

    فایننشال‌تایمز: با شکست مذاکرات، تغییر حکومت ایران دوباره مورد توجه آمریکا قرار گرفته است

•
•
•

مطالب بیشتر

گزارش نیویورک تایمز از پنهان ماندن ده‌ها مورد جراحت نیروهای آمریکایی در اردن

۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۴:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)

یک نشریه آمریکایی گزارش داد وزارت دفاع آمریکا ده‌ها مورد از جراحت نیروهای نظامی این کشور در حملات اخیر جمهوری اسلامی به اردن را گزارش نکرده است.

مریم رحمتی، خبرنگار ایران‌اینترنشنال، درباره جزییات بیشتر تلفات نظامی آمریکا و واکنش‌ها به این موضوع می‌گوید

نیویورک‌تایمز:‌ پنتاگون ۳ حمله پیشین از ایران به نیروهای آمریکایی در اردن را اعلام نکرد

۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۴:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

به گزارش نیویورک‌تایمز، در هفته منتهی به حمله روز جمعه از سوی جمهوری اسلامی، که به کشته شدن دو سرباز آمریکایی و مفقود شدن یک نیروی دیگر در اردن انجامید، تهران سه حمله دیگر نیز علیه نیروهای آمریکایی در این کشور انجام داده است.

به گفته چند مقام آمریکایی که به دلیل حساسیت موضوعات عملیاتی نخواستند نامشان فاش شود، این حملات ده‌ها نظامی آمریکایی را زخمی کرد و به چند بالگرد نیز آسیب رساند.

با این حال، پنتاگون این حملات و همچنین تلفات و خسارت‌های ناشی از آن‌ها را علنی نکرد.

یک مقام نظامی آمریکا گفت فرماندهی مرکزی الزامی به انتشار اطلاعات درباره نظامیان زخمی، به‌ویژه زمانی که آن‌ها به سرعت به خدمت بازمی‌گردند، ندارد.

یک مقام نظامی دیگر نیز افزود که پنتاگون دلیلی نمی‌بیند اطلاعاتی را منتشر کند که بتواند به تهران برای هدف قرار دادن دقیق‌تر پایگاه‌های آمریکا در اردن و دیگر نقاط خاورمیانه با موشک‌های بالستیک و پهپادها کمک کند.

به گفته مقام‌های آمریکایی، فرماندهی مرکزی همچنین اعلام تعداد اهدافی را که هر روز در ایران هدف قرار می‌دهد متوقف کرده است.

کشف ردپای یک شهاب‌سنگ نادر در انقراض دایناسورها

۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یافته‌های یک پژوهش جدید نشان می‌دهد نوعی نادر از شهاب‌سنگ‌ها موسوم به «کندریت کربن‌دار اورنان» احتمالا همان جرم آسمانی بوده است که ۶۶ میلیون سال پیش با زمین برخورد کرد و به انقراض حدود ۷۵ درصد از گونه‌های زیستی، از جمله همه دایناسورهای غیرپرنده، انجامید.

پژوهشگرانی از دانشگاه بریتیش کلمبیا و مراکز علمی در پاریس، بروکسل و وین با بررسی ایزوتوپ‌های نیکل به‌جامانده از برخورد کرتاسه-پالئوژن به این نتیجه رسیدند.

یافته‌های این پژوهش در نشریه «پیشرفت‌های علم» (Science Advances) منتشر شده است.

کرتاسه-پالئوژن مرز میان دو دوره زمین‌شناسی در حدود ۶۶ میلیون سال پیش است که با یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای انقراض جمعی در تاریخ زمین هم‌زمان شد.

سرنخ تازه درباره عامل انقراض گسترده

فیلیپ کلایس، یکی از پژوهشگران این مطالعه، گفت کندریت‌های کربن‌دار اورنان تفاوت قابل‌توجهی با شهاب‌سنگ‌های معمولی دارند که اغلب در موزه‌ها دیده می‌شوند.

او افزود: «کندریت‌های کربن‌دار اورنان در مقایسه با دیگر انواع شهاب‌سنگ‌هایی که تاکنون روی زمین کشف شده‌اند، مقادیر بسیار کمتری از مواد فرار مانند کربن، روی، آب و به‌ویژه گوگرد دارند.»

به گفته کلایس، این یافته نظریه کلی درباره علت انقراض گسترده ۶۶ میلیون سال پیش را تغییر نمی‌دهد، اما این احتمال را که گوگرد موجود در جرم برخوردکننده عامل اصلی این فاجعه بوده باشد، کاهش می‌دهد.

ترکیب شیمیایی این نوع شهاب‌سنگ نشان می‌دهد حجم عظیم ذرات ریزی که در پی برخورد به جو زمین پرتاب شدند، احتمالا نقش مهم‌تری در ایجاد پیامدهای ویرانگر این رویداد داشته‌اند.

این یافته می‌تواند به دانشمندان کمک کند چگونگی تاثیر این برخورد بر محیط زیست و عوامل منجر به انقراض گسترده گونه‌ها را بهتر درک کنند.

100%

ایزوتوپ‌های نیکل؛ سرنخی از هویت جرم برخوردکننده

دانشمندان موسسه فیزیک زمین و دانشگاه پاریس با استفاده از نمونه‌هایی که طی سال‌های متمادی گردآوری شده بودند، اندازه‌گیری‌های بسیار دقیقی از ایزوتوپ‌های نیکل انجام دادند.

این نمونه‌ها از لایه نازکی از خاک رس به دست آمده‌اند که پس از برخورد شهاب‌سنگ در نقاط مختلف جهان بر جای مانده است.

کلایس در ادامه گفت: «این کار چالش‌برانگیزی است. تنها بخش بسیار ناچیزی از جرم برخوردکننده در لایه رسی مربوط به مرز کرتاسه-پالئوژن باقی مانده است، زیرا کل شهاب‌سنگ هنگام برخورد تبخیر شد.»

لایه رسی مربوط به این رویداد که آثار آن در سراسر جهان یافت شده، تنها حاوی مقادیر بسیار اندکی از مواد به‌جامانده از جرم اولیه است و همین موضوع تعیین دقیق ماهیت جرم برخوردکننده را دشوار کرده است.

با این حال، ویژگی ایزوتوپی نیکل موجود در این لایه به پژوهشگران امکان داد دامنه احتمالات را محدود کنند و به این نتیجه برسند که جرم برخوردکننده احتمالا به گروهی نادر از شهاب‌سنگ‌های کربن‌دار تعلق داشته است.

100%

شهاب‌سنگ عامل انقراض دایناسورها از کجا آمده بود؟

منشا دقیق این جرم آسمانی همچنان مشخص نیست. پژوهشگران می‌گویند ممکن است از منطقه‌ای دوردست در بخش بیرونی منظومه شمسی آمده باشد یا منشا آن بخش بیرونی کمربند سیارکی در نزدیکی مشتری بوده باشد.

کندریت‌های کربن‌دار تنها حدود پنج درصد از شهاب‌سنگ‌هایی را تشکیل می‌دهند که تاکنون روی زمین نمونه‌برداری شده‌اند و کندریت‌های کربن‌دار اورنان نیز تنها بخش بسیار کوچکی از این گروه را شامل می‌شوند.

این شهاب‌سنگ‌ها از ابتدایی‌ترین مواد باقی‌مانده از دوران شکل‌گیری منظومه شمسی به شمار می‌روند و ترکیب اولیه خود را تا حد زیادی حفظ کرده‌اند.

کلایس گفت: «برخورد چنین جرم نادر و دوردستی با زمین واقعا نشان می‌دهد که دایناسورها تا چه اندازه بدشانس بودند.»

100%

برخورد چیکشلوب؛ فاجعه‌ای در مقیاس زمین

برآورد می‌شود جرم آسمانی عامل انقراض گسترده ۶۶ میلیون سال پیش قطری حدود ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر داشته باشد.

این جرم با سرعتی در حدود ۶۴ هزار کیلومتر بر ساعت به زمین برخورد کرد و دهانه عظیم چیکشلوب را به وجود آورد.

محل این برخورد اکنون در زیر شبه‌جزیره یوکاتان مکزیک مدفون است.

حامد لک: اگر علی دایی و کریم باقری درباره فوتبال ایران حرف نزنند، چه کسی حق دارد؟

۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

حامد لک، دروازه‌بان پیشین پرسپولیس، با انتشار یادداشتی در استوری اینستاگرام به اظهارات علیرضا بیرانوند علیه علی دایی واکنش نشان داد و نوشت: «اگر قرار نیست علی آقا دایی و آقا کریم باقری درباره فوتبال ایران حرف بزنند، چه کسی حق دارد؟»

لک در ادامه نوشت: «به جای اینکه حرمت علی آقا، مرد بی‌تکرار و افتخار فوتبال ایران در آسیا و جهان را حفظ کنند و او را روی سرشان بگذارند، فضا را طوری فراهم می‌کنند که یک بازیکن به خودش اجازه بی‌احترامی به اسطوره مردم را می‌دهد. کسی که وضعیتش مشخص است، این نسبت را به علی آقا می‌دهد؟»

گلر پیشین پرسپولیس خطاب به بیرانوند افزود: «البته با توجه به شناختی که از او دارم، نه تنها خجالت هم نمی‌کشد، بلکه به آن استوری‌ها افتخار می‌کند و امتیاز جدیدی هم می‌گیرد. با این پیام‌ها هم طبیعی است که بگوید چهار سال دیگر هم دروازه‌بان ایران در جام جهانی هستم. برای اینکه به اشتباهاتش در دو بازی برابر نیوزیلند و مصر پرداخته نشود، نگاه‌ها را از مسائل فنی دور می‌کند تا کارشناسان و مربیان عزیز هم، به جای پرداختن به عملکردش، مثل همیشه از حاشیه‌های ساخته‌شده توسط او صحبت کنند.»

لک همچنین نوشت: «طوری هم می‌گوید در نوجوانی کارگری کردم که انگار همه فوتبالیست‌های ایران در خانواده‌های میلیاردر متولد شده‌اند و فقط همین یک نفر کارگری کرده است. این نوشته را هم از ته دل و فقط به خاطر علاقه‌ام به علی آقا نوشتم، چون نمی‌توانستم ببینم مردی که مدیونش هستم و مسیر زندگی‌ام را تغییر داده، با کم‌لطفی روبه‌رو شود.»

علیرضا بیرانوند، پس از انتقاد علی دایی از او به دلیل تمجید از امیر قلعه‌نویی و پیشنهاد ساخت مجسمه‌ای از سرمربی تیم ملی، با انتشار متنی در استوری اینستاگرام به شهریار فوتبال ایران واکنش نشان داد و او را با القابی از جمله «رانت‌خوار» و «فرصت‌طلب» خطاب کرد.

هالیوود در تسخیر یوتیوبرها؛ موفقیت غیرمنتظره فیلم‌های «وسواس» و «اتاق‌های پشتی»

۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
سمیرا گلچین
100%

دو فیلم «وسواس» و «اتاق‌های پشتی» ساخته دو فیلم‌ساز برخاسته از یوتیوب، به نمادی از تغییر در هالیوود تبدیل شده‌اند. این آثار با بودجه‌ای محدود و بدون تکیه بر فرمول‌های رایج استودیوهای بزرگ، هم در گیشه موفق بوده‌اند و هم توجه‌ها را به نسل تازه فیلم‌سازان جلب کرده‌اند.

انتشار «وسواس» و «اتاق‌های پشتی» در فضای مجازی، توجه مخاطبان ایرانی را نیز به خود جلب کرده است.

با این حال، اهمیت این دو فیلم تنها به فروش چشمگیر یا سن پایین سازندگانشان محدود نمی‌شود.

این آثار نشانه‌ای از چرخش تازه هالیوود به سوی یوتیوب و فرهنگ اینترنتی است؛ فضایی که استودیوهای بزرگ برای یافتن ایده‌های تازه و فیلم‌سازان نسل جدید، بیش از هر زمان دیگری به آن چشم دوخته‌‌اند.

این دو فیلم نشان می‌دهند نسل تازه‌ای از فیلم‌سازان زبان وحشت را نه صرفا از سینمای کلاسیک، بلکه از تجربه زیستن در عصر اینترنت، اضطراب‌های روانی، روابط شکننده و تنهایی انسان معاصر، الهام گرفته است.

هالیوود امروز به همین تغییر نیاز دارد؛ زیرا تماشاگر دیگر لزوما از هیولاهای بزرگ‌تر یا جلوه‌های ویژه خیره‌کننده نمی‌ترسد، بلکه وحشت را در واقعیت آشنای زندگی روزمره خود می‌یابد.

وقتی هیولا درون انسان و فضا پنهان است

کری بارکر، کارگردان «وسواس»، پیش از ورود به سینما در یوتیوب فعالیت می‌کرد و همان‌جا یاد گرفت چگونه با کمترین امکانات، بیشترین تنش را خلق کند.

او در نخستین فیلم بلند خود به‌جای آنکه هیولایی بیرونی خلق کند، خطر را در یکی از عادی‌ترین احساسات انسانی پیدا می‌کند: عشق.

100%

داستان فیلم درباره مردی است که آرزو می‌کند زن مورد علاقه‌اش عاشق او شود. اما فیلم از همان نقطه، مفهوم عشق را زیر سوال می‌برد.

آیا عشقی که حاصل انتخاب آزادانه نباشد، هنوز عشق است؟ پاسخ فیلم منفی است. آنچه شخصیت اصلی می‌خواهد، عشق نیست؛ حذف حق انتخاب دیگری است.

بارکر با هوشمندی نشان می‌دهد مرز میان عشق و مالکیت تا چه اندازه باریک است.

شخصیت زن پس از تحقق آرزو، دیگر فردی مستقل نیست. او به موجودی وابسته تبدیل می‌شود که تمام هویتش در شخصیت مرد خلاصه شده است.

در نتیجه، آرزوی عاشقانه به کابوسی درباره کنترل، قدرت و نابودی اراده انسان تبدیل می‌شود.

100%

قدرت «وسواس» در همین نگاه روان‌شناختی نهفته است. فیلم از مخاطب نمی‌خواهد از یک موجود فراطبیعی بترسد، بلکه او را وادار می‌کند با تاریک‌ترین بخش میل انسان روبه‌رو شود؛ میلی که می‌خواهد دیگری را نه همان‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه که خود می‌خواهد، بازسازی کند.

این فیلم را همچنین می‌توان نقدی بر روابط امروز دانست. در عصر شبکه‌های اجتماعی، بسیاری از افراد ارزش خود را با دیده شدن، تایید گرفتن و دریافت توجه می‌سنجند.

رد شدن برای بسیاری فقط پایان یک رابطه نیست، بلکه فروپاشی تصویری است که از خود ساخته‌اند.

«وسواس» این بحران را تا مرز وحشت پیش می‌برد و نشان می‌دهد عشق زمانی که آزادی را از دیگری بگیرد، دیگر عشق نیست؛ شکلی از خشونت است.

در نقطه مقابل، «اتاق‌های پشتی» ساخته کین پارسونز، ترس را نه از روابط انسانی، بلکه از خود فضا بیرون می‌کشد.

جهانی که او خلق می‌کند، از راهروهای بی‌پایان، اتاق‌های خالی، نورهای فلورسنت و سکوتی سنگین تشکیل شده است. این مکان‌ها آشنا به نظر می‌رسند، اما هیچ احساس امنیتی ایجاد نمی‌کنند.

100%

راز موفقیت فیلم در همین سادگی است. پارسونز به‌ندرت هیولا را نشان می‌دهد. او به‌جای نمایش خطر، احساس خطر را طراحی می‌کند. مخاطب بیشتر از آنچه می‌بیند، از آنچه ممکن است پشت قاب یا انتهای راهرو باشد می‌ترسد.

این مشارکت ذهن تماشاگر، تجربه‌ای بسیار عمیق‌تر از ترس‌های متعارف سینمای وحشت ایجاد می‌کند.

از منظر روان‌شناختی، «اتاق‌های پشتی» تصویری از اضطراب انسان معاصر است.

شخصیت‌ها مدام حرکت می‌کنند، اما به مقصد نمی‌رسند. راهروها تکرار می‌شوند، اتاق‌ها شبیه یکدیگرند و هیچ خروجی واقعی وجود ندارد. این جهان، ذهن مضطربی را تداعی می‌کند که مدام به دنبال راه‌حل می‌گردد، اما هر بار به همان نقطه بازمی‌گردد.

در سطحی دیگر، فیلم را می‌توان استعاره‌ای از زندگی دیجیتال امروز دانست. کاربران ساعت‌ها میان صفحات، لینک‌ها و شبکه‌های اجتماعی جابه‌جا می‌شوند، اما اغلب احساس می‌کنند به هیچ مقصد واقعی‌ای نرسیده‌اند.

راهروهای بی‌پایان فیلم، تجسم همین سرگردانی دائمی است؛ جهانی که اطلاعات در آن بی‌انتهاست، اما معنا روزبه‌روز کمیاب‌تر می‌شود.

چرا هالیوود به یوتیوبرها نیاز پیدا کرده است؟

موفقیت هم‌زمان این دو فیلم تصادفی نیست. هالیوود سال‌هاست با بحرانی جدی روبه‌روست. تکرار بیش از حد دنباله‌ها، بازسازی‌ها و فیلم‌های ابرقهرمانی باعث شده بخشی از مخاطبان احساس کنند سینمای جریان اصلی دیگر حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد.

در مقابل، فیلم‌سازانی مانند بارکر و پارسونز پیش از ورود به استودیوهای بزرگ، سال‌ها مستقیما با مخاطبان اینترنتی ارتباط داشته‌اند.

آنان ناچار بوده‌اند بدون بودجه‌های عظیم، تنها با اتکا به ایده، روایت و خلاقیت، توجه میلیون‌ها نفر را جلب کنند. همین تجربه، نگاه آنها را از بسیاری از فیلم‌سازان سنتی متفاوت کرده است.

آنها همچنین ترس‌های نسل خود را بهتر می‌شناسند. برای این نسل، وحشت فقط در خانه‌های تسخیرشده یا قاتلان زنجیره‌ای نیست؛ در وابستگی عاطفی، تنهایی، اضطراب، معماری بی‌روح شهرها، فضای مجازی و احساس گم شدن در جهانی بی‌انتها نیز وجود دارد.

به همین دلیل، آثارشان به‌جای تکیه بر شوک‌های لحظه‌ای، تجربه‌ای روانی و ماندگار خلق می‌کنند.

تغییر مهم دیگر، جابه‌جایی مرکز کشف استعداد است. زمانی ورود به هالیوود از مدارس سینمایی، جشنواره‌ها یا شرکت‌های تولید آغاز می‌شد، اما امروز بسیاری از فیلم‌سازان ابتدا در اینترنت مخاطب پیدا می‌کنند و سپس مورد توجه استودیوها قرار می‌گیرند.

آنها دیگر منتظر کشف شدن نیستند؛ با جامعه‌ای از مخاطبان وارد هالیوود می‌شوند.

«وسواس» و «اتاق‌های پشتی» بیش از آنکه فقط دو فیلم ترسناک موفق باشند، نشانه این تغییر هستند.

این هر دو فیلم ثابت می‌کنند که آینده سینمای وحشت در بزرگ‌تر کردن هیولاها یا افزایش بودجه جلوه‌های ویژه نیست، بلکه در شناخت دقیق اضطراب‌های انسان معاصر است.

اگر زمانی هالیوود تعیین می‌کرد چه داستان‌هایی ارزش روایت دارند، امروز این اینترنت است که بسیاری از آن داستان‌ها را خلق می‌کند و هالیوود آنها را به سینما می‌آورد.

شاید مهم‌ترین درس این دو فیلم نیز همین باشد؛ آینده سینما از اتاق‌های مدیران استودیوها آغاز نمی‌شود، بلکه گاهی از اتاق خواب نوجوانی شروع می‌شود که با یک دوربین، یک رایانه و ایده‌ای تازه، ترس‌های نسل خود را به تصویر می‌کشد.