ترامپ: تفاهمنامه برای آزمودن جمهوری اسلامی بود و آنها هرگز به تعهداتشان پایبند نماندند
ترامپ در گفتوگو با سالمنیوز گفت: «تفاهمنامه با تهران برای آزمودن طرف مقابل تنظیم شده بود. یک آزمون بود. وقتی با افراد حقهباز طرف هستید، تفاهمنامه ارزش چندانی ندارد. جمهوری اسلامی هرگز به تعهداتش در تفاهمنامه پایبند نماند.»
ترامپ افزود: «مقامهای ایران افرادی بهشدت غیرقابل اعتماد هستند و صادقانه بگویم، اگر روزی به سلاح هستهای دست پیدا کنند، ظرف یک روز از آن استفاده خواهند کرد.»
او گفت: «دیروز به توافقی رسیده بودیم که تقریبا قرار بود صددرصد نهایی شود، اما ناگهان یک تماس تلفنی دریافت کردند و همگی از اتاق بیرون رفتند. این افراد واقعا دیوانه هستند. ما به توافقی رسیده بودیم که در آن همه چیز به سود ما بود، اما آنها اساسا توافقها را نقض میکنند. برای آنها توافق چیزی است که باید شکسته شود.»
دفتر محمود احمدینژاد، رییس پیشین دولت در جمهوری اسلامی، با انتشار بیانیهای گزارشهای نیویورکتایمز درباره ارتباط و همکاری احمدینژاد و موساد را سراسر کذب خواند و این روزنامه را به دروغپراکنی و انتشار گزارشهای جعلی در قبال دریافت پول متهم کرد.
نیویورکتایمز، دوشنبه ۲۲ تیر در گزارشی برای دومین بار از ملاقات و همکاری محمود احمدینژاد با مقامهای موساد و از جمله دیوید بارنیا، رییس پیشین این سازمان، خبر داد و نوشت اسرائیل در نظر داشت که پس از سرنگون کردن جمهوری اسلامی، احمدینژاد را بر مسند قدرت بنشاند.
روزنامه اسرائیلی هاآرتص نیز دوشنبه ۲۲ تیر با انتشار گزارشی تحقیقی، روایتی کمسابقه از یکی از بلندپروازانهترین و در عین حال ناکامترین طرحهای اسرائیل ارائه کرد: برنامهای برای سرنگونی جمهوری اسلامی با استفاده از شبهنظامیان کرد و نشاندن محمود احمدینژاد بر مسند قدرت در ایران.
براساس این گزارش، که بهنوشته هاآرتص بر پایه گفتوگو با بیش از ۳۰ مقام ارشد سیاسی، امنیتی، دیپلمات و مقام خارجی تهیه شده، پروژه سرنگونی جمهوری اسلامی و به قدرت رساندن احمدینژاد، که «عملیات گربه چکمهپوش» نام گرفته بود، با وجود نفوذهای اطلاعاتی چشمگیر موساد، در لحظه اجرا فرو ریخت و پیش از آنکه نیروهای کرد حتی یک گلوله شلیک کنند، یا محمود احمدینژاد دست به کوچکترین اقدامی بزند، عملا پایان یافت.
با این حال، دفتر محمود احمدینژاد در تکذیبیه خود هیچ اشارهای به گزارش روزنامه هاآرتص نکرده و تنها دو گزارش منتشر شده نیویورکتایمز در ۳۰ اردیبهشت و ۲۲ تیرماه امسال را از اساس رد کرده است.
در بیانیه دفتر محمود احمدینژاد گفته شده است: «روزنامه نیویورک تایمز در ۳۰ اردیبهشت ماه گذشته با انتشار خبری کاملا کذب علیه آقای دکتر احمدی نژاد، کوشید تا با سواستفاده از حساسیت های سیاسی ناشی از تهدیدات نظامی، افکار عمومی را مشوش کند و با توجه به محبوبیت مردمی گسترده ایشان، به جنگ روانی علیه قاطبه ملت شریف ایران بپردازد.»
در ادامه این بیانیه گفته شده است: «بی اعتبار بودن روزنامه مذکور و مضحک بودن سناریو مطرح شده، مانع از این بود که به آن اعتنا شود. این روزنامه که به انتشار اخبار فیک و دروغ پردازی مشهور است، برای جبران ناکامی خود، اکنون و پس از ۵۵ روز مجددا ضمن طرح همان سناریو مفتضح، کوشیده است با دادن شاخ و برگ به شجره خبیثه دروغ، فتنه انگیزی نماید.»
در این بیانیه همچنین حصر خانگی احمدینژاد تکذیب شده است.
محمود احمدینژاد که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ و در پی حمله به منزل مسکونی خود از انظار عمومی پنهان مانده بود، دوشنبه ۱۵ تیر در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، دیکتاتور کشته شده ایران، دیده شد.
گزارش نیویورکتایمز
بر اساس گزارش تحقیقی نیویورکتایمز، اسرائیل طی چند سال در عملیاتی محرمانه تلاش کرد محمود احمدینژاد، رییسجمهوری پیشین ایران و چهرهای که زمانی به دلیل انکار هولوکاست، تهدید اسرائیل و توسعه برنامه هستهای ایران یکی از سرسختترین دشمنان این کشور شناخته میشد، به یک دارایی اطلاعاتی تبدیل کند و در نهایت، در صورت سرنگونی جمهوری اسلامی، او را به قدرت برساند.
بهنوشته نیویورکتایمز این طرح در روزهای نخست جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به مرحلهای عملیاتی رسید، اما سرانجام شکست خورد.
یکی از مهمترین مراحل این عملیات در اوایل سال ۲۰۲۴ آغاز شد؛ زمانی که مقامهای دولت مجارستان از دانشگاه خدمات عمومی لودوویکا در بوداپست خواستند کنفرانسی درباره تغییرات اقلیمی برگزار و احمدینژاد را دعوت کند. اما این کنفرانس در واقع پوششی برای ملاقات محرمانه او با ماموران اطلاعاتی اسرائیل بود. اهمیت این عملیات برای اسرائیل به حدی بود که دیوید بارنیا، رییس وقت موساد، شخصا به بوداپست رفت و با احمدینژاد دیدار کرد. موساد مدت کوتاهی بعد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، را از ارتباط خود با او مطلع ساخت.
بهگفته مقامهای آمریکایی، اسرائیل در سالهای اخیر مخارجی از جمله هزینه مسکن و سفر احمدینژاد را پرداخت کرده و مأموران اسرائیلی در چند کشور، از جمله در جریان سفرهای او به بوداپست، با او ملاقات کردهاند. مشخص نیست نخستین تماس برای جذب احمدینژاد دقیقا چه زمانی برقرار شد، اما مقامهایی در جمهوری اسلامی به نیویورکتایمز گفتهاند دستکم در جریان سفر او به گواتمالا در سال ۲۰۲۳، تماسهایی صورت گرفته بود.
اوج عملیات در ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با نخستین روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، رقم خورد. یک حمله هوایی اسرائیل مجموعه محل اقامت احمدینژاد در تهران را هدف قرار داد و ساختمان محافظان و خودرو زرهی مقابل منزل او را منهدم کرد. سپس یک پژو سیاه به محل رسید و احمدینژاد را با سرعت از صحنه خارج کرد.
مقامهای آمریکایی و ایرانی آگاه از عملیات که نامشان اعلام نشده، به نیویورکتایمز گفتهاند که راننده خودرو مامور موساد بود و او را به خانهای امن و مخفی در داخل ایران منتقل کرد.
بهنوشته این روزنامه اما عملیات مطابق انتظار پیش نرفت. احمدینژاد از شیوه آشفته و پرتنش انتقال خود ناراضی بود و ظاهرا نسبت به طرح اسرائیل برای بازگرداندنش به قدرت دچار تردید شده بود. او سرانجام تحت شرایطی که همچنان نامعلوم است خانه امن را ترک کرد. احمدینژاد تا هفته گذشته در انظار عمومی دیده نشد و سپس برای مدتی کوتاه در مراسم تشییع علی خامنهای ظاهر شد. چهار مقام ارشد جمهوری اسلامی به نیویورکتایمز گفتهاند که او اکنون در بازداشت اطلاعات سپاه پاسداران و در حصر خانگی قرار دارد؛ زیرا مقامهای جمهوری اسلامی به بخش قابل توجهی از ارتباطات او با اسرائیل پی بردهاند.
بهنوشته نیویورکتایمز طرح به قدرت رساندن احمدینژاد بخشی از پروژهای بسیار گستردهتر برای تغییر حکومت در ایران بود. بخش دیگری از این برنامه شامل مسلح کردن و آموزش نیروهای مخالف کرد ایرانی مستقر در شمال عراق بود تا وارد غرب ایران شوند، مناطقی را تصرف کنند و در نهایت به سمت تهران پیشروی کنند. این بخش از عملیات نیز هرگز عملی نشد.
انتخاب احمدینژاد برای چنین نقشی، با توجه به سابقه سیاسی او، چرخشی شگفتآور بود. او از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ یکی از برجستهترین سیاستمداران تندرو جمهوری اسلامی بود، بارها از نابودی اسرائیل سخن گفت، هولوکاست را انکار کرد و در دوره ریاستجمهوریاش ایران غنیسازی اورانیوم را از سر گرفت. دولت او همچنین اعتراضهای گسترده پس از انتخابات سال ۲۰۰۹ را بهشدت سرکوب کرد و در آن دوره مخالفان سیاسی زندانی شدند.
اما احمدینژاد پس از پایان ریاستجمهوری بهتدریج چهرهای متفاوت از خود نشان داد. لحن ضداسرائیلیاش کاهش یافت، از برخورد خشونتآمیز نیروهای امنیتی با مردم انتقاد کرد و مقامهای حاکم را به فساد مالی متهم ساخت. ظاهر خود را نیز تغییر داد، لباسهای رسمیتر پوشید، زبان انگلیسی آموخت و کوشید تصویری معتدلتر و مردمگراتر از خود ارائه دهد. او در دفترش روزانه با شهروندان عادی ملاقات میکرد، به مشکلات آنان گوش میداد و گاهی برای کمک به دریافت وام یا حل مشکلات اداری به وزارتخانهها نامه مینوشت.
با وجود آنکه حکومت او را به حاشیه رانده و رفتوآمدهایش را محدود کرده بود، احمدینژاد همچنان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام باقی ماند و حتی چند روز پیش از آغاز جنگ در جلسه این نهاد شرکت کرد. او همچنین در میان بخشهایی از طبقات کارگر و اقشار کمدرآمد پایگاه اجتماعی داشت.
یکی از نزدیکان سابق احمدینژاد به نیویورکتایمز گفته است انگیزه اصلی او پول نبود، بلکه قدرت بود. بهگفته یکی از اعضای حلقه نزدیک او، احمدینژاد پس از آنکه سه بار از نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری محروم شد، به این نتیجه رسید که تا زمانی که نظام موجود پابرجاست، نمیتواند دوباره به قدرت بازگردد. او به برخی نزدیکان خود گفته بود که در صورت جنگ و تغییر حکومت نگران است آمریکا و اسرائیل فردی از اپوزیسیون خارج از کشور را به قدرت برسانند که شناختی از ایران ندارد و موجب بیثباتی کشور شود.
بر اساس این گزارش، احمدینژاد خود را فردی شبیه بوریس یلتسین، رییسجمهوری پیشین روسیه، میدانست که میتواند نقش یک اصلاحگر را در دوران گذار ایفا کند. یکی از نزدیکانش به نیویورکتایمز گفته است او حتی مطرح کرده بود که در صورت رسیدن به قدرت، ایران اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت و در چارچوب پیمانهای ابراهیم دولت دونالد ترامپ، روابط با این کشور را عادی خواهد کرد.
سازمانهای اطلاعاتی اسرائیل از نزدیک شکاف فزاینده میان احمدینژاد و رهبری جمهوری اسلامی، بهویژه نارضایتی او از علی خامنهای و دیگر مقامهایی که مانع نامزدی دوبارهاش شده بودند، را زیر نظر داشتند. همزمان، اطلاعات سپاه نیز به فعالیتهای او مشکوک شده بود. این بدگمانی پس از نامههای علنی احمدینژاد به دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۷ و سپس محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، افزایش یافت.
یکی دیگر از مراحل مهم عملیات، سفرهای خارجی احمدینژاد بود. در سال ۲۰۲۳، او برای شرکت در یک کنفرانس محیطزیستی به گواتمالا رفت. نیروهای امنیتی ابتدا مانع خروجش شدند، اما پس از چند ساعت تحصن در فرودگاه و ایجاد جنجال عمومی، اجازه سفر یافت. سال بعد به بوداپست رفت و با دیوید بارنیا دیدار کرد.
احمدینژاد در خرداد ۱۴۰۴ تنها چند روز پیش از آغاز جنگ اسرائیل علیه ایران، بار دیگر به بوداپست سفر کرد. بهگفته اعضای سپاه و مقامهای اطلاعاتی ایران، محافظان او گزارش دادند که احمدینژاد دستکم دو بار موفق شده از تیم امنیتی خود جدا شود و برای ساعتها ناپدید شود. او در پاسخ به پرسش محافظان مدعی شد که با استادان دانشگاه ملاقات داشته است، اما به نوشته نیویورکتایمز، این سفر پوششی برای دیدار با ماموران اطلاعاتی اسرائیل بود.
احمدینژاد سرانجام پس از ماهها غیبت، در مراسم تشییع علی خامنهای ظاهر شد؛ در حالی که در هوای بسیار گرم کت سنگینی پوشیده، ماسکی جراحی زیر چانه داشت و در میان افرادی که ظاهراً مأموران امنیتی بودند، با سر پایین و بدون صحبت ایستاده بود. حسن روحانی و محمد خاتمی، دو رییسجمهوری پیشین دیگر ایران، به این مراسم دعوت نشده بودند.
سرنوشت نهایی احمدینژاد و وضعیت دقیق او همچنان نامشخص است. با این حال، تحقیقات نیویورکتایمز نشان میدهد که اسرائیل برای سالها روی یکی از غیرمنتظرهترین چهرههای سیاسی ایران سرمایهگذاری کرده بود: مردی که زمانی نابودی اسرائیل را تبلیغ میکرد، اما بعدها، بنا بر این گزارش، آماده شده بود با کمک همان کشور به قدرت بازگردد و حتی روابط ایران و اسرائیل را عادی کند.
ترامپ در گفتوگو با سالمنیوز در پاسخ به این پرسش که آیا زمان آن رسیده است که مردم ایران دوباره به خیابانها بازگردند، گفت: «آنها نمیتوانند چنین کاری بکنند، چون سلاح ندارند و طرف مقابل سلاح دارد.»
او افزود: «در واقع، تاکنون ۵۲ هزار نفر کشته شدهاند. مقامهای ایران اوباش هستند. بازگشت مردم به خیابانها بسیار دشوار است.»
ترامپ در پاسخ به این پرسش که آیا آمریکا باید طی ۳۰ ماه آینده جمهوری اسلامی را از قدرت ساقط کند، گفت: «فکر میکنم آنها کمی دیوانه هستند؛ در واقع فکر میکنم همهشان همینطورند. ما نخستین بخش این حکومت را از بین بردیم. بعد دومین بخش را از بین بردیم. سپس حدود ۲۵ درصد از این حکومت را نابود کردیم. آنها طرز فکر متفاوتی دارند.»
او در پاسخ به این پرسش که آیا ارتش آمریکا یا ارتش اسرائیل میتوانند ردههای باقیمانده از جمهوری اسلامی را پیدا کنند و بکشند، گفت: «قطعا آنها را زیر نظر داریم. بله. درباره این موضوع اطلاعات زیادی دارم، اما فکر نمیکنم الان زمان مناسبی برای صحبت درباره آن باشد.»
محمود احمدینژاد در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، تهران ۱۵ تیر ۱۴۰۵
روزنامه اسرائیلی هاآرتص دوشنبه ۲۲ تیر با انتشار گزارشی تحقیقی، روایتی کمسابقه از یکی از بلندپروازانهترین و در عین حال ناکامترین طرحهای اسرائیل ارائه کرد: برنامهای برای سرنگونی جمهوری اسلامی با استفاده از شبهنظامیان کرد و نشاندن محمود احمدینژاد بر مسند قدرت در ایران.
هاآرتص تاکید کرده است که این گزارش بر پایه گفتوگو با بیش از ۳۰ مقام ارشد سیاسی، امنیتی، دیپلمات و مقام خارجی تهیه شده است.
براساس این گزارش، پروژه سرنگونی جمهوری اسلامی و به قدرت رساندن احمدینژاد، که «عملیات گربه چکمهپوش» نام گرفته بود، با وجود نفوذهای اطلاعاتی چشمگیر موساد، در لحظه اجرا فرو ریخت و پیش از آنکه نیروهای کرد حتی یک گلوله شلیک کنند، یا محمود احمدینژاد دست به کوچکترین اقدامی بزند، عملا پایان یافت.
بهنوشته هاآرتص، ارتباط موساد با احمدینژاد از حدود یک سال پیش از حمله هفتم اکتبر آغاز شده بود. ماموران اسرائیلی به اطلاعاتی دست یافته بودند که از تغییر تدریجی دیدگاههای او حکایت داشت. احمدینژاد که در دوران ریاستجمهوری از سرسختترین دشمنان اسرائیل، منکر هولوکاست و مدافع برنامه هستهای جمهوری اسلامی بود، پس از کنار رفتن از قدرت در سال ۲۰۱۳ به یکی از منتقدان برجسته ساختار حاکم تبدیل شد.
مقامهای اسرائیلی بهویژه به این ارزیابی او توجه کردند که ایران زیر فشار تحریمها نمیتواند به وضعیت موجود ادامه دهد و برنامه هستهای، بهجای آنکه یک دارایی راهبردی باشد، به باری اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است.
بهنوشته هاآرتص، موساد به این نتیجه رسید که دشمنی احمدینژاد با رهبری جمهوری اسلامی به حدی رسیده که ممکن است حاضر به همکاری با اسرائیل شود. از این رو، تماسها بهتدریج جدیتر شد و دیوید بارنیا، رییس وقت موساد، شخصا هدایت پرونده را در دست گرفت.
براساس این گزارش، تا اوایل سال ۲۰۲۶، احمدینژاد از نگاه اسرائیل به یکی از ارزشمندترین داراییهای اطلاعاتی و سیاسی تبدیل شده بود. طرح این بود که در صورت سقوط حکومت، او بهعنوان چهرهای آشنا، برخوردار از پایگاه مردمی و در عین حال مخالف رهبران وقت، زمام امور را در دست گیرد، برنامه هستهای نظامی را کنار بگذارد و چهرهای تازه از ایران به جهان عرضه کند.
با این همه، بهنوشته هاآرتص، احمدینژاد تنها بخشی از یک پروژه بسیار گستردهتر بود. طرح اسرائیل شامل عملیات نفوذ در بازار بزرگ تهران و دیگر مراکز اجتماعی، جذب رهبران محلی و همکاران داخل ایران، تحریک اقلیتهای قومی، استقرار پهپاد در خاک ایران، ایجاد پایگاه در جمهوری آذربایجان و مسلح کردن و آموزش حدود ۱۶ هزار نیروی کرد در عراق برای حمله زمینی به غرب ایران بود.
احزاب کرد ایرانی همواره دریافت هرگونه سلاح و آموزش از سوی اسرائیل یا آمریکا برای مشارکت در جنگ علیه جمهوری اسلامی را رد کردهاند.
از مرگ رئیسی تا الهام گرفتن از سقوط اسد
براساس این گزارش، یکی از نقاط آغاز تغییر نگاه موساد به ایران، مرگ ابراهیم رئیسی رییس پیشین دولت در جمهوری اسلامی، در سانحه بالگرد حامل او در ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ بود.
در آن زمان، مقامهای موساد از تصاویر شادی مردم در خیابانهای ایران نتیجه گرفتند که حکومت بسیار ضعیفتر از آن چیزی است که تصور میشود. اعتراضهای پس از مرگ مهسا امینی، کاهش حضور گشت ارشاد، فشار تحریمها و نارضایتی اقتصادی نیز این ارزیابی را تقویت میکرد.
در همان زمان، جهانبینی بنیامین نتانیاهو نیز تغییر کرده بود. احتیاط سنتی او در استفاده از نیروی نظامی، پس از شوک هفتم اکتبر، جای خود را به رویکردی تهاجمیتر داده بود. نتانیاهو علاوه بر نگرانی از برنامه هستهای ایران، به دنبال دستاوردی بود که بنبست جنگ غزه را تحتالشعاع قرار دهد. به همین دلیل، موساد را مامور کرد ابتدا حکومت ایران را بیثبات و سپس زمینه سرنگونی آن را فراهم کند.
این تصمیم با سیاست نزدیک به دو دهه گذشته اسرائیل تفاوتی آشکار داشت. مئیر داگان و تامیر پاردو، روسای پیشین موساد، پیشتر گفته بودند تغییر حکومت در ایران فراتر از توان اسرائیل است و عملیات نفوذ بدون حمایت گسترده آمریکا نتیجهای ندارد. در دوران یوسی کوهن نیز هدف اصلی، ضربه زدن به برنامه هستهای و دانشمندان ایرانی بود، نه سرنگونی ساختار سیاسی.
بهنوشته هاآرتص آنچه عزم نتانیاهو را تقویت کرد، سقوط سریع حکومت بشار اسد در سوریه در اواخر سال ۲۰۲۴ بود. پیشروی نیروهای ابومحمد جولانی، که بعدها با نام احمد الشرع رییسجمهوری سوریه شد، نتانیاهو را مجذوب کرد.
او به موساد گفت برای سرنگونی حکومت ایران نیز به «نیروی زمینی» و جنگجویانی مسلح نیاز است که از داخل یا مرزهای کشور ناآرامی ایجاد کنند.
به این ترتیب، طرح استفاده از شبهنظامیان کرد در کردستان عراق شکل گرفت. موساد با چند گروه کرد وارد مذاکره شد، اما گروههایی را که آشکارا ضدترکیه بودند کنار گذاشت تا حساسیت آنکارا برانگیخته نشود.
مقامهای امنیتی اسرائیل از همان ابتدا هشدار میدادند که مقایسه ایران با سوریه غیرواقعبینانه است. ایران کشوری ۹۰ میلیون نفری، دارای نهادهای حکومتی ریشهدار، ارتش، سپاه، دستگاههای اطلاعاتی و اقتصادی بسیار بزرگتر بود و نمیشد آن را با چند هزار نیروی شبهنظامی فروپاشاند.
نفوذ در بازار و گذار از عملیات روانی به جنگ
موساد در سال ۲۰۲۵ بخش مهمی از منابع خود را صرف نفوذ در بازار بزرگ تهران کرد؛ مرکزی که از نظر اسرائیل نبض اقتصادی و سیاسی پایتخت بود. ارزیابی موساد این بود که اعتراضهایی که از بازار آغاز شوند، بیش از اعتراضهای صرفا سیاسی مشروعیت اجتماعی دارند و میتوانند به سراسر کشور گسترش یابند.
بهنوشته هاآرتص، ماموران اسرائیلی همچنین با رهبرانی محلی تماس گرفتند که در صورت تضعیف حکومت توانایی بسیج مردم را داشته باشند. اما با آغاز جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، محور طرح از نفوذ اجتماعی و روانی به ترور رهبران، بمباران هوایی و حمله زمینی شبهنظامیان تغییر کرد.
موفقیت حملات هوایی و نابودی بخشهایی از پدافند ایران، نتانیاهو را بهشدت خوشبین کرد. بهگفته نزدیکان او، نخستوزیر به حالتی از «سرخوشی» رسیده و باور کرده بود که ادامه حملات میتواند به سقوط نظام منجر شود.
او از ارتش خواست امکان ترور علی خامنهای را بررسی کند و دستور داد شبکه پناهگاههای زیرزمینی رهبران جمهوری اسلامی در تهران دائما زیر نظر گرفته شود.
از آن پس، هر جمعه جلساتی با حضور نتانیاهو، رییس و معاون موساد، رییس بخش نفوذ، نمایندگان ارتش و اطلاعات نظامی برگزار میشد. با این حال، تردیدها در دستگاه امنیتی افزایش یافته بود. تساخی هنگبی، مشاور امنیت ملی، پس از چند جلسه کنار کشید و طرحها را شبیه «داستان علمیتخیلی» دانست.
طرح حمله کردها و معرفی احمدینژاد
براساس این گزارش، در زمستان ۲۰۲۵، بازسازی سریع برنامه موشکی ایران و آغاز اعتراضها در بازار تهران، نتانیاهو را متقاعد کرد که فرصت اقدام نزدیک است. پس از سرکوب خونین اعتراضها در دی ماه ۱۴۰۴ و اعلام آمادگی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای اقدام نظامی نتانیاهو از ارتش و موساد خواست در کوتاهترین زمان ممکن طرح حمله و تغییر حکومت را آماده کنند.
بهنوشته هاآرتص، در کردستان عراق ماموران موساد با فرماندهان کرد عملیات را طراحی کردند. کردها با سلاحهایی آموزش دیدند که اسرائیل در جنگ لبنان از حزبالله به غنیمت گرفته بود. بر اساس طرح، حدود ۱۶ هزار جنگجو باید تحت پوشش حملات هوایی اسرائیل وارد غرب ایران میشدند، ابتدا کرمانشاه و مریوان را تصرف میکردند و سپس با نیروهای محلی پیوند میخوردند.
همزمان، اقلیتهای دیگر باید در نقاط مختلف کشور دست به شورش میزدند تا نیروهای جمهوری اسلامی از مرکز پراکنده شوند. حملات مشترک آمریکا و اسرائیل قرار بود سپاه، ارتش، صنایع دفاعی و مراکز رهبری را فلج کند. پس از ایجاد هرجومرج در تهران، عملیات نفوذ سیاسی باید محمود احمدینژاد را بهعنوان جانشین طبیعی و چهرهای برخوردار از مشروعیت عمومی معرفی میکرد.
بهنوشته هاآرتص، در سناریویی بسیار خوشبینانه بخشی از نیروهای کرد حتی به تهران میرسیدند و با حمایت هوایی اسرائیل وارد محلههای مخالف حکومت میشدند. موساد انبارهای تسلیحاتی ایران را نیز شناسایی کرده بود تا نیروهای مهاجم در مسیر پیشروی مهمات لازم را به دست آورند.
در فوریه ۲۰۲۶، نتانیاهو طرح را در دیدار با ترامپ مطرح کرد. رییسجمهوری آمریکا ابتدا ظاهرا به آن علاقهمند شد، اما مشاورانش بهشدت با طرح نتانیاهو مخالفت کردند. جیدی ونس تردید داشت، مارکو روبیو طرح را «مزخرف» خواند و جان رتکلیف، رییس سیا، آن را «مضحکه» توصیف کرد. مقامهای اطلاعاتی آمریکا معتقد بودند انتظار برای سقوط حکومت در پی تهاجم کردها کاملا از واقعیت دور است.
اطلاعات نظامی اسرائیل نیز در ارزیابیهای جداگانه احتمال موفقیت این طرح را اندک دانست. فرماندهان هشدار دادند که میزان تعهد کردها مشخص نیست، حمایت آمریکا تضمین نشده و نمیتوان در چند روز آشوب، مسیر تحولات سیاسی و به قدرت رسیدن احمدینژاد را مهندسی کرد.
آنان همچنین احتمال میدادند سرنگونی حکومت روحانیان به سلطه مستقیم سپاه و تشکیل یک دیکتاتوری نظامی منجر شود. نتانیاهو اما حکومت نظامیان را قابلپیشبینیتر و منفعتمحورتر از حکومت روحانیان میدانست و این خطر را چندان جدی نمیگرفت.
وقتی بارنیا برای نخستینبار به وزیران گفت هدف نهایی روی کار آوردن احمدینژاد است، اعضای کابینه شوکه شدند. برخی پرسیدند چرا باید حکومتی را سرنگون کرد تا فردی با سابقه احمدینژاد جانشین آن شود. بارنیا توضیح داد که رییسجمهوری پیشین در حصر خانگی قرار گرفته، چند بار از نامزدی منع شده، اطرافیانش بازداشت شدهاند و اکنون به مخالف جدی نظام تبدیل شده است. پس از توضیحات طولانی، وزیران بدون رأیگیری رسمی با ادامه طرح کنار آمدند.
سه روز پیش از حمله، اختلاف میان بارنیا و ایال زمیر، رییس ستاد مشترک ارتش، به اوج رسید. بارنیا گفت موفقیت طرح به ترور خامنهای وابسته است. زمیر که نمیخواست شکست احتمالی عملیات موساد به گردن ارتش بیفتد، خواستار توقف همهچیز شد. نتانیاهو اما اعلام کرد عملیات ادامه خواهد یافت.
حمله مشترک آمریکا و اسرائیل آغاز شد و خامنهای کشته شد. نگهبانان احمدینژاد نیز در حملات هوایی کشته شدند و او از حصر خارج شد. با این حال، کردها هرگز حرکت نکردند و اقلیتهای دیگر نیز دست به شورش نزدند.
بهنوشته هاآرتص، عامل اصلی نبود چراغ سبز آمریکا بود. ترامپ بهصراحت اعلام کرد نمیخواهد کردها وارد جنگ شوند. فشار رجب طیب اردوغان، که از تاثیر موفقیت کردهای ایران و عراق بر کردهای ترکیه میترسید، در این تصمیم نقش داشت. کردها نیز با یادآوری تجربههای گذشته، حاضر نبودند بدون تضمین آمریکا وارد ایران شوند و پس از عقبنشینی واشینگتن در برابر نیروهای جمهوری اسلامی بیدفاع بمانند.
عملیات دو بار به تعویق افتاد؛ یک بار به دلیل آماده نبودن نیروی هوایی برای ایجاد کریدور امن و بار دیگر به دلیل خودداری کردها از حرکت. در نهایت همه فهمیدند حمله لغو شده است.
موساد سپس ظرف ۴۸ ساعت طرح جایگزینی برای استفاده از چهارشنبهسوری و تحریک اعتراضها آماده کرد، اما اطلاعات نظامی هشدار داد فعال کردن شبکههای داخلی در زمان جنگ فقط به افشای آنها منجر میشود. طرح کنار گذاشته شد. حملات پراکنده به پایگاههای بسیج نیز پس از چند روز متوقف شد و بارنیا از حضور در جلسات روزانه جنگ دست کشید؛ نشانهای که برای حاضران معنایی روشن داشت: عملیات تمام شده بود.
بهنوشته هاآرتص موساد در جذب احمدینژاد، مسلح کردن کردها، ایجاد شبکه همکاران در تهران، استقرار پهپادها و ایجاد پایگاه در جمهوری آذربایجان دستاوردهای اطلاعاتی قابل توجهی داشت؛ اما در لحظه تعیینکننده هیچیک از اجزای طرح عمل نکرد.
مقامهای پیشین موساد میگویند تغییر حکومت پروژهای ۱۰ تا ۱۵ ساله است، نه عملیاتی که ظرف چند ماه طراحی شود. ضعف اساسی طرح آن بود که همه مراحل به موفقیت تهاجم کردها وابسته بود و با شکست همان حلقه، کل ساختار فرو ریخت.
منتقدان همچنین از غرور، سرخوشی نظامی و نبود مخالفت جدی در برابر نتانیاهو سخن گفتهاند. بسیاری از مقامها در جلسات خصوصی طرح را خیالپردازانه میدانستند، اما حاضر نشدند آشکارا مقابل نخستوزیر بایستند.
بارنیا همچنان معتقد است جمهوری اسلامی ظرف یک تا سه سال آینده فرو خواهد پاشید، اما اذعان دارد اگر توافق تهران و واشینگتن به رفع تحریمها و آزادسازی داراییها منجر شود، حکومت شانس زیادی برای بقا خواهد داشت. در آن صورت، نظامی باقی میماند که اعتراضهای گسترده را سرکوب کرده، حمله آمریکا و اسرائیل را پشت سر گذاشته و در مناقشه تنگه هرمز تسلیم نشده است؛ حکومتی با درآمد بیشتر و صنایع دفاعی احیاشده.
از این منظر، بهنوشته هاآرتص، عملیات «گربه چکمهپوش» نهتنها به هدف خود نرسید، بلکه ممکن است در نهایت به جمهوری اسلامی امکان دهد شکست طرح تغییر حکومت را بهعنوان نشانهای از مقاومت و پیروزی خود معرفی کند؛ نتیجهای که میتواند قمار نتانیاهو را به اشتباهی پرهزینه برای اسرائیل تبدیل کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در نامهای به کنگره اعلام کرد نیروهای آمریکایی از بامداد سهشنبه ۱۶ تیرماه، حملات «دفاعی» تازهای را علیه اهداف نظامی در ایران آغاز کردهاند و برای اقدامات بیشتر آمادهاند. او تاکید کرده نیروهای زمینی آمریکا در این حملات دخالت ندارند.
ترامپ در این نامه که ۱۹ تیر برای کنگره ارسال کرده است، آغاز دور تازه حملات نظامی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی را تایید کرد و گفته است هدفش «آگاه کردن» کنگره از اقدام نظامی علیه دولت جمهوری اسلامی ایران است.
ترامپ در نامه خود نوشته است نیروهای مسلح آمریکا به دستور او حملاتی را علیه سایتهای پرتاب موشک، سامانههای پدافند هوایی، تجهیزات و داراییهای نظامی دریایی، زیرساختهای پشتیبانی نظامی و قابلیتهای فرماندهی و کنترل در داخل ایران آغاز کردهاند.
او با تاکید بر اینکه نیروهای زمینی آمریکا در این حملات دخالت ندارند، نوشته عملیات بهگونهای «محدود، سنجیده و برنامهریزیشده» اجرا شده است تا تلفات غیرنظامیان به حداقل برسد.
آمادهباش آمریکا برای حملات بیشتر
رییسجمهوری آمریکا در بخش دیگری از نامه خود اعلام کرد نیروهای این کشور همچنان برای انجام اقدامات نظامی بیشتر آمادهاند تا «در صورت ضرورت و متناسب با شرایط، با تهدیدها و حملات بیشتر علیه ایالات متحده یا متحدان و شرکای آن مقابله کنند.»
ترامپ در این نامه هدف حملات را حفاظت از نیروهای آمریکایی در منطقه، دفاع از خاک آمریکا، پیشبرد منافع ملی این کشور، تامین عبور ایمن کشتیهای تجاری از تنگه هرمز و دفاع از متحدان و شرکای منطقهای واشینگتن اعلام کرد.
او همچنین گفت هدف گستردهتر عملیات، اطمینان یافتن از این است که دولت جمهوری اسلامی «دیگر تهدیدی برای ایالات متحده و متحدان و شرکای آن نباشد».
فرماندهی مرکزی آمریکا پیشتر اعلام کرده بود در دور نخست حملات تازه، بیش از ۸۰ هدف را در ایران زده و بیش از ۶۰ شناور کوچک متعلق به سپاه پاسداران را هدف قرار داده است.
یک مقام آمریکایی نیز گفت سامانههای پدافند هوایی، تجهیزات نظارت ساحلی، موشکهای زمینبههوا، موشکهای کروز ضدکشتی و سایتهای پرتاب پهپاد در میان اهداف بودهاند.
وزارت بهداشت جمهوری اسلامی نیز اعلام کرد این حملات در دو روز دستکم ۱۴ کشته و ۷۸ زخمی در پنج استان بر جای گذاشته است.
از تفاهمنامه آتشبس تا حمله به کشتیها
ترامپ در نامه خود با اشاره به سابقه آتشبس در جنگ با جمهوریاسلامی، نوشت دولت او در دوره آتشبس برای دستیابی به راهحلی دیپلماتیک تلاش کرد که نتیجه آن امضای یک یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی در ۲۷ خرداد بود.
متن تفاهمنامه موقت که کاخ سفید یک روز پس از امضا برای کنگره فرستاد، «یادداشت تفاهم اسلامآباد میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا» نام داشت.
بر اساس آن، واشینگتن متعهد شده بود محاصره دریایی بندرهای ایران را ظرف ۳۰ روز پایان دهد و جمهوری اسلامی نیز باید عبور رایگان و ایمن کشتیهای تجاری از تنگه هرمز را برای ۶۰ روز تضمین میکرد. دو طرف همچنین قرار بود در همین مهلت درباره توافقی نهایی مذاکره کنند.
ترامپ در نامه تازه خود جمهوری اسلامی را متهم کرد که با وجود این تعهد، در فاصله ششم تا هفتم ژوئیه به چند کشتی تجاری با پرچم کشورهای بیطرف در تنگه هرمز حمله کرده است.
سپاه ۱۶ تیر دستکم دو موشک به سوی دو کشتی تجاری در نزدیکی تنگه هرمز شلیک کرده است. یکی از آنها یک کشتی حامل گاز طبیعی مایع قطر بود که پس از اصابت، در اتاق موتور آن آتشسوزی رخ داد.
قطر جمهوری اسلامی را مسئول حمله به کشتی حامل گاز خود دانست، اما تهران این اتهام را رد کرد و در مقابل، حملات آمریکا را نقض تفاهمنامه آتشبس خواند.
ترامپ پس از آغاز حملات تازه گفت حتی در صورت ادامه مذاکرات، آتشبس «پایان یافته است». مقامهای جمهوری اسلامی همزمان گزارشها درباره درخواست تهران برای بازگشت به مذاکرات را رد کردند و بر اجرای طرح خود برای «مدیریت تنگه هرمز» تاکید کردند.
ترامپ در مقابل، ۲۲ تیر اعلام کرد آمریکا محاصره دریایی ایران را از سر میگیرد و کشتیهای ایرانی اجازه عبور از تنگه هرمز را نخواهند داشت؛ اقدامی که چشمانداز بازگشت به آتشبس را مبهمتر میکند.
روزنامه فایننشال تایمز به نقل از یک منبع آگاه خبر داد که دولت امارت دبی در حال برنامهریزی برای ساخت یک بندر جدید و یک پایانه کانتینری در سواحل شرقی امارات متحده عربی است تا وابستگی این امارت به بندر راهبردی جبلعلی در تنگه هرمز را کاهش دهد و مسیری جایگزین فراهم کند.
این رسانه بریتانیایی در گزارشی اختصاصی که دوشنبه ۲۲ تیر منتشر شد، نوشت شرکت «دیپی وُرلد» (DP World) تحت مالکیت امارت دبی، قصد دارد با همکاری مقامهای امارت فجیره، بندر و پایانهای جدید احداث کند تا بخشی از فعالیتهای بندری دبی از مسیر تنگه هرمز بینیاز شود.
فجیره تنها امارتی است که بهطور کامل در ساحل دریای عمان قرار دارد و بر خلاف دبی، برای دسترسی به آبهای آزاد به عبور از تنگه هرمز نیاز ندارد.
شرکت دیپی ورلد در دو دهه گذشته به یکی از فعالترین نهادهای اقتصادی و بینالمللی امارات متحده عربی تبدیل شده و امپراتوری گستردهای از بندرها و خدمات لجستیکی در سراسر جهان ایجاد کرده است. بندر جبلعلی همچنان یکی از ارزشمندترین داراییهای این گروه به شمار میرود. امارت دبی به پشتوانه این بندر جایگاه خود را بهعنوان یکی از قطبهای جهانی تجارت دریایی و خدمات مالی تثبیت کرده است.
فایننشال تایمز نوشت برنامههای دیپی ورلد با ابتکارهای گستردهتر دولت امارات با هدف مقاومسازی اقتصاد این کشور در برابر هرگونه درگیری احتمالی آینده با ایران، از طریق کاهش وابستگی به تنگه هرمز همسو است.
این روزنامه در توضیح این طرح نوشت ساخت این بندر جدید به امارات متحده عربی امکان میدهد کانتینرها را بدون نیاز به عبور از تنگه هرمز وارد کشور یا از آن خارج کند، سپس از طریق حملونقل زمینی با کامیون به نقاط دیگر درون این کشور یا دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس انتقال دهد.
در جریان جنگ ۴۰روزه امارات یکی از اهداف اصلی حملات پهپادی و موشکی جمهوری اسلامی بود. مقامهای این کشور اعلام کردند که طی این درگیریها نزدیک به سه هزار پهپاد و موشک به این کشور شلیک شد. آتشسوزی بندر جبلعلی در پی سقوط بقایای ناشی از رهگیری یکی از موشکهای شلیکشده از ایران، در نخستین روزهای جنگ از نقاط عطف این درگیریها برای امارت دبی بود.
منابع آگاه به فایننشال تایمز گفتند پس از آنکه تهران در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل تنگه هرمز را بست، فعالیت بندر جبلعلی، بزرگترین بندر کانتینری منطقه، بین ۹۰ تا ۹۵ درصد کاهش یافت.
چند هفته پیش از آغاز این جنگ، سلطان احمد بن سلیم، رییس هیاتمدیره و مدیرعامل دیپی ورلد که از سالها پیش این مسئولیت را بر عهده داشت، به دلیل ارتباط با جفری اپستین، سرمایهدار آمریکایی و مجرم جنسی، از سمتش کنار گذاشته بود. به نوشته فایننشال تایمز، هرچند این دو رویداد ضربه بزرگی برای شرکت دیپی ورلد بود، اما این شرکت بهسرعت طرحهایی برای بهبود وضعیت خود در نظر گرفت و اکنون در حال مذاکره با مقامهای دولتی بر سر پیشنویس توافق اولیه است. هنز ساختار و شیوه تامین مالی پروژه احداث بندر جدید نهایی نشده است، اما به گفته یکی از مقامهای ارشد این شرکت، بندر جدید ممکن است ظرف یک سال و نیم تکمیل شود.
فایننشال تایمز نوشت: «به گفته منابع آگاه، دیپی ورلد در مرحله نخست صدها میلیون دلار برای توسعه تاسیسات جدید سرمایهگذاری خواهد کرد، اما این رقم در صورت نیاز به ظرفیت بیشتر، میتواند در آینده افزایش یابد.»
پیش از آغاز جنگ، روزانه حدود ۱۳۵ کشتی از تنگه هرمز عبور میکردند. این رقم حتی پس از امضای یادداشت تفاهم میان تهران و واشینگتن، شمار کشتیهای عبوری در روز بهندرت از ۴۰ کشتی فراتر رفت. با شدت گرفتن تنشها و حملات از روز سهشنبه ۱۶ تیر، تنگه هرمز تقریبا بسته شده و شمار کشتیهای عبوری بسیار اندک است.
این برنامههای جدید در حالی مطرح میشود که شرکت «گالفتِینر» (Gulftainer)، مستقر در شارجه، نیز توسعه فعالیتهای خود را در بندر خورفکان، یکی از مهمترین پایانههای کانتینری سواحل شرقی امارات، دنبال میکند. این شرکت اوایل تیر از یک برنامه سرمایهگذاری دو میلیارد دلاری برای افزایش ظرفیت بندر خورفکان خبر داد.