اکسیوس: دو مسیر موازی ترامپ درباره ایران و لبنان متحدان آمریکا را سردرگم کرده است
اکسیوس گزارش داد مذاکرات موازی دولت آمریکا درباره جمهوری اسلامی و لبنان، مذاکرهکنندگان اسرائیلی و لبنانی را نسبت به سیاست واقعی واشینگتن دچار ابهام کرده؛ هرچند مقامهای آمریکایی میگویند این روندها با هم تضادی ندارند.
وبسایت آمریکایی اکسیوس سهشنبه ۹ تیر نوشت این ابهام از آنجا ناشی میشود که واشینگتن همزمان دو مسیر دیپلماتیک را دنبال میکند؛ مسیری با محوریت تهران که با مشارکت جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، پیش رفته و مسیری دیگر با تمرکز بر لبنان و اسرائیل که مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، هدایت آن را بر عهده داشته است.
به نوشته این وبسایت، این روندها در قالب سه توافق دنبال شدهاند: یادداشت تفاهم ۲۷ خرداد میان واشینگتن و تهران، توافق ۳۱ خرداد که ونس در سوئیس با جمهوری اسلامی درباره لبنان به دست آورد و چارچوب توافقی که با هدایت روبیو، جمعه پنجم تیر میان اسرائیل و لبنان امضا شد.
اکسیوس افزود موفقیت مذاکرات تهران و واشینگتن، که به بازگشت ثبات نسبی به بازارهای جهانی نفت کمک کرد، تا حد زیادی به توانایی ترامپ در ایجاد توازن میان این دو مسیر و مدیریت منافع متضاد جمهوری اسلامی، اسرائیل و لبنان بستگی دارد.
بر اساس این گزارش، در مسیر روبیو، طرفها برای جلوگیری از دخالت جمهوری اسلامی در لبنان تلاش کردهاند. اما توافقی که ونس با تهران درباره لبنان پیش برده، برای جمهوری اسلامی نقشی در روند آتشبس میان اسرائیل و حزبالله در نظر گرفته شده است.
اکسیوس نوشت این تفاوت رویکرد، مذاکرهکنندگان اسرائیلی و لبنانی را درباره موضع واقعی واشینگتن دچار ابهام کرد. به همین دلیل، آنها هفته گذشته از میانجیهای آمریکایی خواستند روشن کنند کدامیک از این دو مسیر، سیاست رسمی دولت ترامپ را بازتاب میدهد.
همزمان، یک مقام کاخ سفید به سیانان گفت جرد کوشنر، نماینده ویژه ترامپ، سهشنبه برای دیدار با شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر و دیگر میانجیها به دوحه میرود.
سیانان نوشت کوشنر در شکلدهی سیاست خاورمیانهای دولت ترامپ، از جمله پیشبرد «پیمان ابراهیم»، نقش مهمی داشته است.
ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر نیز برگزاری نشست در سطح عالی میان مقامهای آمریکایی و جمهوری اسلامی را رد کرد و گفت کوشنر و استیو ویتکاف برای گفتوگو با میانجیها به قطر سفر میکنند.
اختلاف بر سر نقش جمهوری اسلامی در لبنان
یادداشت تفاهم ۱۴ بندی تهران-واشینگتن بهطور ضمنی خروج اسرائیل از لبنان را بخشی از توافق نهایی دو طرف میداند، اما در توافق امضاشده میان اسرائیل و لبنان، نیروهای اسرائیلی باید طی چند مرحله و مشروط به خلع سلاح حزبالله از لبنان خارج شوند.
حزبالله و متحدانش توافقی را که با هدایت روبیو به دست آمده، بیاعتبار اعلام کرده و خواستار پایبندی طرفها به یادداشت تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی شدهاند که ونس در امضای آن نقش داشت. با این حال، مقامهای آمریکایی میگویند این دو توافق با یکدیگر در تعارض نیستند.
به گفته یک مقام ارشد آمریکایی، یادداشت تفاهم تهران-واشینتگتن بر «حاکمیت لبنان» تاکید دارد و توافق امضاشده میان اسرائیل و لبنان نیز با همین اصل سازگار است، زیرا دولت لبنان آن را امضا کرده است.
در همین حال، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، گفت پایان جنگ در لبنان «تعهد آمریکا» است و واشینگتن باید اسرائیل را نیز به اجرای آن وادار کند.
در سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، سهشنبه خطاب به نیروهای ارتش این کشور گفت حزبالله «مهمترین حلقه محور جمهوری اسلامی در لبنان» است و اکنون تنها هشت درصد از موشکها و راکتهای آن باقی مانده است.
او افزود با اقدامات ارتش اسرائیل، به جمهوری اسلامی و حزبالله گفته شد «اینجا جایی برای شما نیست» و این یک ضربه سنگین به محور جمهوری اسلامی است.
در بخش دیگری از گزارش اکسیوس آمده است ونس و روبیو در جریان بررسیهای داخلی دولت درباره یادداشت تفاهم ۲۷ خرداد دیدگاههای متفاوتی داشتند.
به نوشته این وبسایت، ونس از توافق با جمهوری اسلامی برای پایان جنگ، بازگشایی تنگه هرمز و کمک به ثبات اقتصاد آمریکا حمایت میکرد، در حالی که روبیو نسبت به این یادداشت تفاهم و احتمال دستیابی به یک توافق جامع هستهای تردید داشت.
با این حال، مقامهای دولت آمریکا به اکسیوس تاکید کردند میان ونس و روبیو اختلافی وجود ندارد و هر دو هماهنگ با یکدیگر و در چارچوب سیاستهای ترامپ عمل میکنند.
یکی از مشاوران دولت نیز گفت ونس و روبیو را نباید «دو روی یک سکه» دانست، بلکه آنها بیشتر شبیه «ابزارهای متفاوت یک چاقوی سوئیسی» هستند و این ترامپ است که تصمیم میگیرد در هر مقطع از کدام ابزار استفاده کند.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که رایزنیهای دیپلماتیک درباره جمهوری اسلامی و لبنان همچنان ادامه دارد و مقامهای آمریکایی بر هماهنگی مسیرهای مختلف مذاکرات تاکید میکنند.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.