در حالی که فیفا تلاش میکند تنها حامیان رسمی جام جهانی ۲۰۲۶ در معرض دید مخاطبان قرار بگیرند، برخی برندهای غیررسمی به لطف همین محدودیتها به یکی از سوژههای اصلی این رقابتها تبدیل شدهاند.
در ورزشگاه «لیوایز» در سانفرانسیسکو، لوگوی مشهور Levi's با پارچهای سفید پوشانده شده است. بطریهای سس هاینز در جایگاه خبرنگاران نیز با چسب پوشانده شدهاند و حتی جمال موسیالا، ستاره آلمان، پیش از یکی از مسابقات با هدفونی دیده شد که لوگوی برند بیتس روی آن با نوار چسب مخفی شده بود. علت این اتفاق ساده است؛ هیچیک از این برندها جزو حامیان رسمی فیفا نیستند.
اما نتیجه دقیقا برخلاف انتظار فیفا بوده است. کارشناسان بازاریابی این اتفاق را نمونهای از «اثر استرایسند» میدانند؛ پدیدهای که در آن تلاش برای پنهان کردن یک موضوع، باعث جلب توجه بیشتر به آن میشود. به همین دلیل، برندهایی که قرار بود کمتر دیده شوند، حالا بیش از بسیاری از اسپانسرهای رسمی در شبکههای اجتماعی و رسانهها مورد توجه قرار گرفتهاند.
فیفا سالهاست برای محافظت از حقوق حامیان مالی خود با پدیده «بازاریابی کمینی» مقابله میکند؛ روشی که در آن برندهای غیررسمی، بدون پرداخت هزینههای سنگین اسپانسری، خود را به رویدادهای بزرگ ورزشی پیوند میزنند. از تغییر نام ورزشگاهها گرفته تا پوشاندن لوگوها و حتی محدودیت برای پوشش هواداران، همگی بخشی از این سیاست هستند.
با این حال، برندها این بار از همین محدودیتها به سود خود استفاده کردند. هاینز بطریهای چسبخورده را به محصولی ویژه تبدیل کرد، بیتس تصویری از موسیالا با لوگوی پوشاندهشده را منتشر و از آن برای معرفی محصول جدید خود استفاده کرد و لویز نیز تصویر لوگوی پوشاندهشده ورزشگاه را به کمپین جهانی تبلیغاتی خود تبدیل کرد؛ اقدامی که میلیونها بازدید در شبکههای اجتماعی به همراه داشت و سپس در فروشگاههای این برند در شهرهایی مانند لندن، پاریس، میلان، برلین، هنگکنگ، برزیل و مکزیک نیز تکرار شد.
کارشناسان معتقدند اگرچه اسپانسرهای رسمی همچنان از مزایایی مانند حقوق انحصاری، تبلیغات رسمی و دسترسی ویژه به جام جهانی برخوردار هستند، اما در جریان مسابقات، این برندهای غیررسمی بودند که بیشترین توجه افکار عمومی را به خود جلب کردند. حال باید دید پس از پایان جام جهانی، کدام گروه برنده واقعی این نبرد تبلیغاتی خواهند بود.
نبیه بری، رییس پارلمان لبنان و از متحدان اصلی حزبالله، با انتقاد از توافق اخیر لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا هشدار داد این توافق میتواند به ایجاد شکاف میان لبنانیها منجر شود. او تاکید کرد این توافق اجرایی نخواهد شد.
بری دوشنبه هشتم تیر در گفتوگو با روزنامه الاخبار لبنان، مذاکرات تهران و واشینگتن را تنها فرصت «واقعبینانه» برای وادار کردن اسرائیل به خروج از لبنان توصیف کرد.
او افزود هرگونه تلاش برای جدا کردن پرونده لبنان از روند گفتوگوهای جمهوری اسلامی و ایالات متحده، به تداوم «اشغالگری اسرائیل» در لبنان خواهد انجامید.
پس از آغاز جنگ ایران در اسفندماه ۱۴۰۴ و ورود حزبالله به این مناقشه در حمایت از جمهوری اسلامی، اسرائیل حضور نظامی خود را در بخشهایی از جنوب لبنان گسترش داده است.
پرونده لبنان به یکی از محورهای اصلی تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به بحران گستردهتر میان حکومت ایران و ایالات متحده تبدیل شده است.
تهران بر برقراری آتشبس در لبنان بهعنوان بخشی از تفاهم خود با واشینگتن اصرار دارد.
در سوی دیگر، آمریکا مذاکرات جداگانهای را میان دولتهای لبنان و اسرائیل سازماندهی کرده؛ مذاکراتی که دولت لبنان با وجود مخالفت حزبالله در آن حضور یافته است.
اسرائیل از توافقی که پنجم تیر به امضای سفیران لبنان و اسرائیل در واشینگتن رسید، استقبال کرده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ششم تیر گفت این توافق به نیروهای اسرائیلی اجازه میدهد تا در صورت عدم خلع سلاح حزبالله، به حضور خود در جنوب لبنان ادامه دهند.
در سوی دیگر، نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، این توافق را «باطل و بیاعتبار» و در حکم «تسلیم در برابر اسرائیل» خواند و خواستار خروج دولت لبنان از مذاکرات مستقیم با اسرائیل شد.
بر اساس این توافق، ارتش لبنان پس از راستیآزمایی خلع سلاح «گروههای غیردولتی» که در عمل به حزبالله اشاره دارد، کنترل مناطق مورد نظر را در دست خواهد گرفت.
این اقدام قرار است زمینه را برای «خروج تدریجی» نیروهای اسرائیلی از خاک لبنان فراهم کند.
همچنین پیشبینی شده است که ارتش لبنان بهتدریج مسئولیت برقراری امنیت را در «مناطق آزمایشی» بر عهده بگیرد.
بری که ریاست جنبش شیعه امل را بر عهده دارد، در ادامه مصاحبه خود، توافق اخیر دولت لبنان و اسرائیل را «دیکتهشده» توصیف کرد.
او گفت خطرناکترین بخش این توافق تنها محتوای سیاسی آن نیست، بلکه «ظرفیت آن برای دامن زدن به اختلافات داخلی و کشاندن لبنانیها به رویارویی با یکدیگر» است.
جوزف عون، رییسجمهوری و نواف سلام، نخستوزیر لبنان، از ابتدای جنگ اخیر خواستار مذاکرات مستقیم با اسرائیل بودند.
این اقدام که با مخالفت شدید حزبالله روبهرو شد، بازتابدهنده شکافهای عمیق داخلی بر سر تصمیم این گروه برای ورود به جنگ در حمایت از حکومت ایران است.
دولت لبنان از سال گذشته و پس از آنکه حزبالله در جنگ پیشین با اسرائیل در سال ۲۰۲۴ بهشدت تضعیف شد، در پی خلع سلاح این گروه نیابتی جمهوری اسلامی بوده است.
ششم تیر، عون در گفتوگوی تلفنی با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد بیروت مسئولیت اجرای چارچوب توافق با اسرائیل را بر عهده خواهد گرفت.
او همچنین ابراز امیدواری کرد واشینگتن اسرائیل را برای خروج از جنوب لبنان تحت فشار قرار دهد.
نیروهای اسرائیلی در جریان جنگ اخیر با هدف حفاظت از شمال این کشور در برابر حملات حزبالله، «منطقهای امنیتی» در جنوب لبنان ایجاد کردند.
قیمت جهانی نفت به محدودهای بازگشته که پیش از جنگ ایران قرار داشت. اما این کاهش، نه نتیجه احیای عرضه، بلکه حاصل مجموعهای از اقدامات اضطراری از جمله آزادسازی ذخایر راهبردی نفت، استفاده از مسیرهای جایگزین برای صادرات و مهمتر از همه، کاهش تقاضای جهانی بوده است.
بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، شوک شدید ناشی از اختلال در عرضه نفت از منطقه خلیج فارس، تا حدی با مازاد تولیدی که در سال گذشته و ماههای نخست سال ۲۰۲۶ انباشته شده بود، آزادسازی ذخایر راهبردی کشورهای صنعتی، استفاده عربستان سعودی و امارات متحده عربی از مسیرهای صادراتی خارج از تنگه هرمز و همچنین کاهش چشمگیر تقاضای جهانی نفت، بهویژه از سوی چین، جبران شده است.
با این حال، ابعاد این اختلال همچنان بسیار گسترده است.
تولید نفت در سراسر منطقه خلیج فارس طی ماههای اخیر بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش یافته و در مجموع حدود یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون بشکه از تولید نفت این منطقه از دست رفته است.
همزمان، با کند شدن فعالیتهای اقتصادی، تقاضای جهانی نفت در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۶ روزانه حدود پنج میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه کاهش یافته است.
چین، بزرگترین واردکننده نفت خام جهان، طی ماههای اخیر واردات نفت خود را حدود ۴۰ درصد، معادل نزدیک به چهار میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه در روز، کاهش داده است. موضوعی که یکی از مهمترین دلایل عقبنشینی قیمت نفت به شمار میرود.
با وجود این، صادرات نفت منطقه همچنان حدود ۲۵ درصد کمتر از سطح ماه فوریه است و بازگرداندن ظرفیت صادرات به وضعیت پیش از جنگ، احتمالا چندین ماه زمان خواهد برد.
در برخی موارد، بهویژه تاسیسات آسیبدیده گاز طبیعی مایع (LNG) قطر، روند بازسازی کامل ممکن است چند سال طول بکشد.
عامل موقتی دیگری که به کاهش فشار بر بازار کمک کرده، ذخایر نفت شناور در دریاهاست. ایران به تنهایی حدود ۱۵۰ میلیون بشکه نفت خام را روی نفتکشها ذخیره کرده و معافیت دوماههای که واشینگتن برای صادرات نفت ایران صادر کرده نیز به کاهش تنش در بازار کمک کرده است.
با این حال، این ذخایر تنها نقش ضربهگیر موقت را دارند و نمیتوانند جایگزین ظرفیت تولید از دست رفته منطقه شوند.
در همین حال، تولید نفت خام و سایر مایعات نفتی در منطقه خلیج فارس همچنان حدود ۴۵ درصد پایینتر از سطح ماه فوریه است. حتی عربستان سعودی که از طریق خط لوله شرق به غرب و دریای سرخ میتواند بخشی از صادرات خود را بدون عبور از تنگه هرمز انجام دهد، هنوز به میزان قابل توجهی کمتر از سطح پیش از جنگ تولید میکند که این موضوع نشاندهنده وسعت اختلال در بازار است.
در مجموع، کاهش حدود یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون بشکهای تولید نفت تنها تا حدی با آزادسازی بیش از ۳۰۰ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی کشورهای صنعتی جبران شده است.
مشکل دستکم تا اوسط ۲۰۲۷ ادامه دارد
حتی در خوشبینانهترین سناریو، ترمیم خسارت واردشده به بازار جهانی نفت در پی بحران تنگه هرمز، پیش از اواسط سال آینده میلادی بعید به نظر میرسد.
در همین حال، خطرهای ژئوپلیتیکی همچنان در سطح بالایی قرار دارند.
حمله پنجشنبه چهارم تیر به یک کشتی تجاری در نزدیکی سواحل عمان نشان داد که با وجود برقراری آتشبس، امنیت دریانوردی همچنان شکننده است.
هزینه حملونقل دریایی در آبهای جنوب ایران به حدود ۵.۵ برابر سطح پیش از جنگ رسیده و نرخ اجاره نفتکشها نیز نزدیک به ۹ برابر افزایش یافته است.
پیامدهای این بحران تنها به نفت خام محدود نمیشود. صادرات محصولات پتروشیمی، فلزات، کودهای شیمیایی، هلیوم و دیگر مواد اولیه از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس همچنان با محدودیتهای شدید روبهروست. محدودیتهایی که بر صنعت، کشاورزی، زنجیرههای تامین و تجارت جهانی تاثیر میگذارد.
بنابراین، بازگشت قیمت نفت به محدوده ۷۲ تا ۷۴ دلار نباید بهعنوان نشانه پایان بحران تلقی شود. این قیمتها بیشتر بازتاب بازاری هستند که با اتکا به ذخایر اضطراری و کاهش تقاضا سرپا مانده، نه بازاری که عرضه آن به وضعیت عادی بازگشته باشد.
تا زمانی که تردد کشتیها از تنگه هرمز به شرایط عادی بازنگردد و تولید نفت در منطقه خلیج فارس به طور کامل احیا نشود، اقتصاد جهانی همچنان در برابر شوکهای جدید انرژی و نوسانهای شدید بازار آسیبپذیر خواهد بود.
کارلو آنچلوتی، سرمربی تیم ملی برزیل، پیش از دیدار تیمش مقابل ژاپن در مرحله یکشانزدهم نهایی جام جهانی ۲۰۲۶ تاکید کرد که علاقهای به ورود به جنگ روانی با حریف ندارد و تمام تمرکزش روی آمادهسازی تیم برای این مسابقه است.
برزیل که با صدرنشینی در گروه C راهی مرحله حذفی شده، دوشنبه به مصاف ژاپن خواهد رفت؛ تیمی که بدون شکست از گروه F صعود کرده و در ۱۰ بازی اخیر خود نیز طعم شکست را نچشیده است. ژاپنیها در این مدت حتی موفق به شکست انگلیس در ورزشگاه ومبلی و برزیل در توکیو نیز شدهاند.
در آستانه این مسابقه، کنتو شیوگای، مهاجم ۲۱ ساله ژاپن، با اظهاراتی کنایهآمیز از کاهش قدرت سنتی برزیل صحبت کرده بود، اما آنچلوتی حاضر نشد وارد این حاشیهها شود.
سرمربی برزیل گفت: «حرفهای دیگران را تکرار نمیکنم. تمام تمرکز ما روی مسابقه، شناخت تواناییهای حریف و آماده شدن برای جلوگیری از مشکلات است. ما وارد چیزی که در انگلیس به آن "جنگ روانی" میگویند، نمیشویم.»
آنچلوتی همچنین درباره آخرین وضعیت نیمار، که پس از بیش از سه سال در دیدار برابر اسکاتلند دوباره برای تیم ملی برزیل به میدان رفت، خبرهای امیدوارکنندهای داد.
او اظهار داشت: «نیمار پیشرفت بسیار خوبی داشته و در هفته گذشته شرایطش به شکل محسوسی بهتر شده است. متاسفانه به دلیل مصدومیت نتوانست در تمام این مدت کنار ما تمرین کند، اما اکنون آمادگی بیشتری دارد.»
سرمربی سلسائو در پایان درباره احتمال افزایش دقایق بازی ستاره برزیل گفت: «نیمار میتواند بیش از ۱۵ دقیقه بازی کند و از نظر بدنی در شرایط خوبی قرار دارد، اما میزان حضورش در زمین به روند مسابقه و شرایط بازی بستگی خواهد داشت.»