نتانیاهو: تا زمانی در لبنان حضور خواهیم داشت که حزبالله سلاح را زمین بگذارد


بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در یک سخنرانی تلویزیونی، درباره توافق اخیر با لبنان اعلام کرد: «ما یک دستاورد تاریخی برای دولت اسرائیل به دست آوردیم.»
او افزود: «پس از یک روند طولانی مذاکرات میان اسرائیل و لبنان و با برکت و حمایت ایالات متحده، به چارچوبی از تفاهمات رسیدیم که به ما امکان میدهد به سمت پایان دادن به درگیری حرکت کنیم و در ادامه حتی به توافق صلح میان دو کشور برسیم.»
نتانیاهو افزود: «در چارچوب این تفاهمات، ایالات متحده و لبنان حق اسرائیل را برای حفظ یک نوار امنیتی داخل خاک لبنان به رسمیت شناختند، تا زمانی که این موضوع برای امنیت ما ضروری باشد.»
او تاکید کرد: «ما به حضور خود در آنجا ادامه خواهیم داد تا زمانی که حزبالله و دیگر سازمانهای تروریستی سلاحهای خود را زمین بگذارند و دیگر هیچ تهدیدی از سمت لبنان متوجه اسرائیل نباشد.»






در پی تشدید تنشهای منطقهای و افزایش ابهامها درباره چشمانداز مذاکرات، روند نزولی نرخ ارز در بازار ایران که پس از توافق تهران و واشینگتن آغاز شده بود، متوقف شده و قیمتها بار دیگر در مسیر صعودی قرار گرفتهاند.
بهای دلار در بازار آزاد ایران شنبه ششم تیر به ۱۶۸ هزار تومان رسید. یورو نیز بیش از ۱۹۰ هزار تومان و پوند بیش از ۲۲۰ هزار تومان معامله شدند.
در بازار طلا، قیمت سکه طرح جدید موسوم به «امامی» با رشد ۱.۸ درصدی به ۱۶۶ میلیون تومان رسید. نیمسکه ۸۸ میلیون تومان، ربعسکه ۵۰ میلیون تومان و سکه گرمی ۲۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قیمتگذاری شدند.
در سالهای اخیر، نرخ ارز در ایران تحت تاثیر سوءمدیریت و فساد ساختاری، سیاست خارجی تنشزای جمهوری اسلامی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران، و محدودیتهای تجاری و مالی ناشی از تحریمهای بینالمللی، روندی صعودی به خود گرفته است.
همزمان با اوجگیری بحران اقتصادی و افزایش مناقشات منطقهای، قیمت دلار در بازار آزاد ایران ۱۴ اردیبهشت به رکورد ۱۹۰ هزار تومان رسید.
سرانجام آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
در پی انتشار این خبر، نرخ ارزهای خارجی کاهش یافت و قیمت دلار ۲۶ خرداد تا ۱۵۳ هزار تومان پایین آمد.
با این حال، در روزهای اخیر و بهدنبال تشدید دوباره تنشهای منطقهای و افزایش تردیدها نسبت به آینده روند صلح، بازار ارز بار دیگر روندی افزایشی به خود گرفته است.
نوسانات شدید نرخ ارز با تضعیف ثبات اقتصادی، امکان هرگونه برنامهریزی و پیشبینی آینده را از فعالان اقتصادی و خانوارها سلب میکند.
این عدم قطعیت میتواند سرمایهگذاری و تولید را کاهش دهد و با افزایش فشارهای تورمی، هزینههای زندگی و معیشت شهروندان را تحت تاثیر قرار دهد.
بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطه به نقطه در خردادماه به حدود ۸۹ درصد و نرخ تورم سالانه به ۶۲ درصد رسید.
در حالی که تورم نقطه به نقطه در کل کشور نزدیک به ۸۹ درصد بود، این رقم در مناطق روستایی از ۱۰۰ درصد عبور کرد و به ۱۰۸.۱ درصد افزایش یافت.
روزنامه واشینگتنپست ششم تیر بهنقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد اگر جمهوری اسلامی به تعهدات خود در چارچوب یادداشت تفاهم اخیر عمل نکند، کاخ سفید بهراحتی میتواند معافیتهای تحریمی را لغو کند و فشارها بر حکومت ایران را از سر بگیرد.
نخستین روز مذاکرات تهران و واشینگتن در سوئیس ۳۱ خرداد با توافق بر سر نقشه راهی برای دستیابی به توافق نهایی ظرف ۶۰ روز پایان یافت.
همزمان، واشینگتن یک معافیت موقت ۶۰ روزه صادر کرد که بر اساس آن، صادرات نفت و فرآوردههای پتروشیمی ایران تا ۳۰ مرداد مجاز خواهد بود.
با این حال، تشدید تنشها در ۴۸ ساعت گذشته و حملات متقابل ارتش آمریکا و سپاه پاسداران در تنگه هرمز، آینده این توافق را در هالهای از ابهام قرار داده است.
ویدیوی منتشرشده در رسانههای اجتماعی در روز شنبه ششم تیر، دود غلیظی را حوالی جزیره قشم نشان میدهد که گفته میشود از یک شناور برخاسته است.
خبرگزاری مهر این شناور را یک لندینگکرافت حامل خودرو معرفی کرد، اما علی اشتری، رییس اداره بنادر و دریانوردی قشم، این خبر را رد کرد و گفت دود مشاهدهشده مربوط به موتور یکی از شناورها بوده و تردد دریایی در مسیرهای قشم بدون اختلال ادامه دارد.
همزمان، سازمان امنیت دریایی بریتانیا از آسیب دیدن یک نفتکش در اثر اصابت یک پرتابه در تنگه هرمز خبر داد.
نهم اردیبهشت ۱۳۹۶؛ نخستین مناظره انتخابات ریاستجمهوری ایران به پایان رسیده، اما یک عبارت بیش از همه در فضای سیاسی میچرخد: «چهار درصدیها».
محمدباقر قالیباف میکوشد جامعه را به دو گروه تقسیم کند؛ چهار درصد برخوردار در برابر نودوشش درصد مردمی که به گفته او سهمی از قدرت و ثروت ندارند. تصویری ساده، تحریککننده و مناسب تیترهای خبری.
این صحنه برای ناظران سیاست آمریکا آشنا بود. تنها چند ماه پیش، دونالد ترامپ با الگویی مشابه وارد کاخ سفید شده بود: مردم فراموششده در برابر نخبگان حاکم؛ یک مدیر قدرتمند در برابر سیاستمداران حرفهای؛ و حمله مستقیم به رقیب، بهجای گرفتارشدن در جزئیات برنامهها.
رسانههای ایرانی همان زمان نوشتند قالیباف از روی دست ترامپ کپی میکند. او مانند ترامپ تلاش داشت خود را مردی بیرون از وضع موجود نشان دهد؛ مدیری که آمده ساختاری ناکارآمد را به هم بریزد.
اما یک تناقض بزرگ وجود داشت. ترامپ میتوانست ادعا کند که از بیرون واشینگتن آمده؛ قالیباف اما سالها فرمانده نیروی انتظامی، شهردار تهران و یکی از مدیران باسابقه جمهوری اسلامی بود. او علیه سیستمی سخن میگفت که خود، بخشی از آن بود.
شباهتها فقط به شعار چهار درصدیها محدود نماند. قالیباف نیز مانند ترامپ به برندسازی شخصی علاقه داشت؛ یک روز فرمانده، روز دیگر خلبان، زمانی مدیر جهادی و گاهی سیاستمداری با پیراهن غیررسمی در میان مردم.
تصویرها تغییر میکردند، اما فرمول ثابت بود: نمایش قدرت، فاصلهگرفتن ظاهری از تشریفات و معرفی خود بهعنوان مرد عمل؛ همان سیاستمداری که قرار است بهجای حرفزدن، کار کند.
سالها بعد، این الگوبرداری وارد مرحله تازهای شد. قالیباف دیگر فقط از شعارهای ترامپی استفاده نمیکرد؛ او به سراغ زبان رسانهای ترامپ رفت: جملات کوتاه، حملات شخصی، طعنه، تمسخر، میم و پیامهایی که برای دستبهدستشدن در شبکههای اجتماعی طراحی شدهاند.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید
نهم اردیبهشت ۱۳۹۶؛ نخستین مناظره انتخابات ریاستجمهوری ایران به پایان رسیده، اما یک عبارت بیش از همه در فضای سیاسی میچرخد: «چهار درصدیها».
محمدباقر قالیباف میکوشد جامعه را به دو گروه تقسیم کند؛ چهار درصد برخوردار در برابر نودوشش درصد مردمی که به گفته او سهمی از قدرت و ثروت ندارند. تصویری ساده، تحریککننده و مناسب تیترهای خبری.
این صحنه برای ناظران سیاست آمریکا آشنا بود. تنها چند ماه پیش، دونالد ترامپ با الگویی مشابه وارد کاخ سفید شده بود: مردم فراموششده در برابر نخبگان حاکم؛ یک مدیر قدرتمند در برابر سیاستمداران حرفهای؛ و حمله مستقیم به رقیب، بهجای گرفتارشدن در جزئیات برنامهها.
رسانههای ایرانی همان زمان نوشتند قالیباف از روی دست ترامپ کپی میکند. او مانند ترامپ تلاش داشت خود را مردی بیرون از وضع موجود نشان دهد؛ مدیری که آمده ساختاری ناکارآمد را به هم بریزد.
اما یک تناقض بزرگ وجود داشت. ترامپ میتوانست ادعا کند که از بیرون واشینگتن آمده؛ قالیباف اما سالها فرمانده نیروی انتظامی، شهردار تهران و یکی از مدیران باسابقه جمهوری اسلامی بود. او علیه سیستمی سخن میگفت که خود، بخشی از آن بود.
شباهتها فقط به شعار چهار درصدیها محدود نماند. قالیباف نیز مانند ترامپ به برندسازی شخصی علاقه داشت؛ یک روز فرمانده، روز دیگر خلبان، زمانی مدیر جهادی و گاهی سیاستمداری با پیراهن غیررسمی در میان مردم.
تصویرها تغییر میکردند، اما فرمول ثابت بود: نمایش قدرت، فاصلهگرفتن ظاهری از تشریفات و معرفی خود بهعنوان مرد عمل؛ همان سیاستمداری که قرار است بهجای حرفزدن، کار کند.
سالها بعد، این الگوبرداری وارد مرحله تازهای شد. قالیباف دیگر فقط از شعارهای ترامپی استفاده نمیکرد؛ او به سراغ زبان رسانهای ترامپ رفت: جملات کوتاه، حملات شخصی، طعنه، تمسخر، میم و پیامهایی که برای دستبهدستشدن در شبکههای اجتماعی طراحی شدهاند.
بهجای بیانیههای طولانی و ادبیات رسمی جمهوری اسلامی، پیامهایی منتشر شد که مستقیما ترامپ را هدف میگرفت؛ گویی قالیباف میخواست رییسجمهوری آمریکا را با روشهای خودش به چالش بکشد: بههم ریختن زمین بازی، تحقیر رقیب و تسلط بر چرخه خبر.
و سپس، نوبت به سکانس پایانی کپیبرداری رسید.
قالیباف در پرواز بازگشت از مذاکرات سوئیس، مقابل خبرنگاران قرار گرفت و به پرسشهای آنان پاسخ داد؛ درست در همان قابی که ترامپ بارها در هواپیمای ریاستجمهوری آمریکا برای گفتوگوهای ناگهانی، خبرسازی و تعیین دستور کار رسانهها از آن استفاده کرده است.
تکرار میزانسنی آشنا: سیاستمدار در هواپیما، خبرنگاران در اطرافش، دوربینها روشن و پاسخهایی که قرار است پیش از فرود، تیتر خبرها شوند.
اما یک تفاوت کوچک وجود داشت؛ آن هواپیما، ایرفورس وان نبود و مسافر آن نیز با این دست و پا زدنها، ترامپ نمیشد.
قالیباف این درس را از ترامپ بهخوبی آموخته است: سیاست فقط رقابت بر سر برنامهها نیست؛ رقابت بر سر تصاحب صحنه است. آنچه قالیباف نیاموخته این است:.
سیاست فقط قاب، میم، لباس غیررسمی و گفتوگو در ارتفاع چند هزار پایی نیست. ترامپ، چه دوستش داشته باشیم و چه از او متنفر باشیم، برند سیاسی خودش را ساخته؛ قالیباف اما هنوز میان فرمانده، خلبان، مدیر جهادی و نسخه ایرانی ترامپ در رفتوآمد است.
برخی رسانههای منطقه، از جمله العربیه و الجزیره، از حمله پهپادی اسرائیل به شهرک النبطیه در جنوب لبنان خبر دادهاند.
هنوز ارتش اسرائیل چنین گزارشی را تایید نکرده است.
ساعاتی پیش نیز خبرگزاری رسمی لبنان اعلام کرد که یک پهپاد اسرائیلی روز شنبه منطقه النبطیه در جنوب لبنان را هدف حمله قرار داد.
این گزارشها تنها یک روز پس از آن منتشر شده که اسرائیل و لبنان با میانجیگری ایالات متحده یک توافق امنیتی را با هدف کاهش تنشها در امتداد مرز مشترک خود، پس از ماهها درگیری با حزبالله، امضا کردند.