در حالی که جمهوری اسلامی از تفاهم با آمریکا به عنوان دستاوردی دیپلماتیک یاد میکند، مقامهای ارشد تهران میگویند این توافق به معنای تغییر سیاستهای منطقهای حکومت ایران نیست و حمایت از حزبالله و «جبهه مقاومت» همچنان ادامه خواهد داشت.
دو مقام جمهوری اسلامی در گفتوگو با صداوسیما، «تفاهمنامه اسلامآباد» با آمریکا را نه نشانه تغییر راهبرد تهران، بلکه ادامه سیاست تقابل با واشینگتن و اسرائیل در قالبی تازه توصیف کردند.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و رییس هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، در اظهاراتی جداگانه کوشیدند امضای تفاهمنامه با آمریکا را برای افکار عمومی در ایران توجیه کنند. محور مشترک سخنان آنها تاکید بر بیاعتمادی کامل به آمریکا، حفظ حمایت از حزبالله و «جبهه مقاومت»، ادامه سیاست منطقهای جمهوری اسلامی و محدود ماندن مذاکرات آینده به رفع تحریمها و موضوع هستهای بود.
بیاعتمادی به آمریکا محور اصلی روایت بود بقایی گفت ایران خواسته است متن تفاهمنامه به امضای «رؤسای جمهوری دو کشور» برسد تا نقض آن برای آمریکا هزینه بیشتری داشته باشد. او در عین حال تاکید کرد که تهران به تجربههای گذشته توجه دارد و اجرای توافق را دشوارتر از تدوین آن میداند.
قالیباف نیز صریحتر سخن گفت و خود را «بیاعتمادترین فرد به آمریکا» توصیف کرد. او گفت حتی اگر توافق نهایی به تصویب شورای امنیت برسد، باز هم آمریکا قابل اعتماد نیست و تضمین اصلی از نگاه جمهوری اسلامی، «قدرت ایران» است، نه تعهدات حقوقی بینالمللی.
مذاکره به عنوان «روش مبارزه» معرفی شد قالیباف بارها تاکید کرد که مذاکره از نگاه او نوعی «روش مبارزه» است، نه نشانه عقبنشینی. او گفت در چنین مذاکرهای «وادادگی» و «شعارزدگی» جایی ندارد و موفقیت دیپلماتیک تنها زمانی ممکن است که پشتوانه نظامی وجود داشته باشد.
او تفاهمنامه را نتیجه همزمان چهار «میدان» دانست: میدان نظامی، میدان خیابان، میدان دیپلماسی و میدان خدمت. به گفته قالیباف، مذاکره زمانی موثر بوده که همزمان «شمشیر» جمهوری اسلامی آماده بوده است.
حمایت از حزبالله و «جبهه مقاومت» ادامه دارد یکی از مهمترین بخشهای اظهارات هر دو مقام، تاکید بر لبنان و حزبالله بود. بقایی گفت آتشبس در لبنان برای جمهوری اسلامی به اندازه آتشبس در ایران اهمیت داشته و ایران «دوستان خود را در هیچ شرایطی تنها نمیگذارد.»
قالیباف نیز لبنان را بخشی از «جبهه مقاومت» خواند و گفت [حکومت] ایران در تفاهمنامه، پشتیبان «جبهه مقاومت» و آمریکا حامی اسرائیل است. او از حزبالله و شیعیان لبنان قدردانی کرد و گفت آنان در جریان جنگ اخیر به میدان آمدند و هزاران کشته دادند.
این اظهارات نشان میدهد که از نگاه مقامهای جمهوری اسلامی، تفاهم با آمریکا به معنای کاهش حمایت از نیروهای نیابتی منطقهای نیست؛ بلکه تهران میکوشد آن را به عنوان «تثبیت موقعیت حزبالله و جبهه مقاومت» معرفی کند.
اسرائیل همچنان دشمن اصلی معرفی شد در بخشهای مختلف این گفتوگوها، اسرائیل با ادبیاتی کاملاً خصمانه توصیف شد. بقایی از «رژیم صهیونیستی» و حمله به ضاحیه سخن گفت و قالیباف نیز گفت [حکومت] ایران پس از حمله اسرائیل به ضاحیه، آمریکا را تهدید کرده و آماده پاسخ نظامی بوده است.
قالیباف همچنین گفت «صد نتانیاهو بند کفش امام شهید ما هم نمیشود» و مدعی شد فشار نظامی و تهدید ایران باعث شد ترامپ به نتانیاهو پیام دهد که حملات به ضاحیه را متوقف کند.
برنامه موشکی از دستور کار خارج دانسته شد اگرچه در مصاحبهها اشاره مستقیم به برنامه موشکی نشده، اما قالیباف و بقایی هر دو بر این نکته تاکید کردند که مذاکرات آینده فقط درباره دو موضوع خواهد بود: رفع تحریمها و موضوع هستهای.
بقایی گفت مذاکرات ۶۰ روزه «منحصراً» درباره رفع تحریمها و موضوع هستهای خواهد بود. این تاکید، در چارچوب روایت رسمی جمهوری اسلامی، به معنای کنار گذاشتن موضوعاتی مانند برنامه موشکی، پهپادی و سیاست منطقهای از دستور کار مذاکرات آینده است.
تهران میگوید در موضوع هستهای عقبنشینی نکرده است بقایی تاکید کرد که [حکومت] ایران در مرحله اول درباره موضوع هستهای مذاکره نکرده و تصمیم جمهوری اسلامی این بوده که ابتدا جنگ پایان یابد و محاصره دریایی برداشته شود. او گفت پس از امضای تفاهمنامه، در بازه ۶۰ روزه درباره رفع تحریمها و موضوع هستهای گفتوگو خواهد شد.
این روایت نشان میدهد تهران تلاش دارد تفاهمنامه را نه به عنوان عقبنشینی هستهای، بلکه به عنوان انتقال پرونده هستهای به مرحلهای بعدی و مشروط به اجرای تعهدات آمریکا معرفی کند.
تنگه هرمز به عنوان «اهرم قدرت ایران» معرفی شد قالیباف گفت تنگه هرمز «هرگز به شرایط قبل بازنخواهد گشت» و تاکید کرد ایران در این تنگه «حق حاکمیتی» دارد و در قبال خدمات دریایی، هزینه دریافت خواهد کرد. او گفت «دشمنان ایران باعث شدند ظرفیت بالقوه ایران در تنگه هرمز بالفعل شود.»
بقایی نیز گفت بازگشایی تنگه هرمز متناظر با رفع محاصره دریایی آمریکا انجام میشود و [حکومت] ایران صرفاً بر اساس قول طرف مقابل عمل نمیکند، بلکه اجرای تعهدات آمریکا را رصد خواهد کرد.
تهدید نظامی همچنان بخشی از زبان رسمی است قالیباف در چند بخش از سخنان خود تاکید کرد که اگر آمریکا به تعهداتش عمل نکند، جمهوری اسلامی نیز اقدامی انجام نخواهد داد. او گفت سیاست تهران «بچرخ تا بچرخیم» است و اگر طرف مقابل خیانت کند، فاصله او از «میدان دیپلماسی» تا «میدان نظامی» زیاد نیست.
او همچنین گفت «دستمان روی ماشه است» و اگر طرف مقابل منطق را نفهمد، جمهوری اسلامی با قدرت به او منطق را تفهیم خواهد کرد.
اظهارات بقایی و قالیباف نشان میدهد جمهوری اسلامی تفاهمنامه نه نقطه پایان تقابل، بلکه مرحلهای تازه از «مبارزه» جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل میداند.
یک مقام کاخ سفید اعلام کرد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، روز چهارشنبه تفاهمنامه ایران و آمریکا را در جریان ضیافت شام با امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، در کاخ ورسای امضا کرد. ترامپ در پاسخ به خبرنگاران گفت: «امضا شده است. ما آن را در ورسای امضا کردیم.»
یک مقام کاخ سفید اعلام کرد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، روز چهارشنبه تفاهمنامه میان ایران و آمریکا را شخصا امضا کرده است.
به گفته این مقام، ترامپ این سند را در جریان ضیافت شام با امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، در کاخ ورسای امضا کرد. همچنین تصویری از توافق برای مقامهای ایرانی و کشورهای میانجی ارسال شده است.
این مقام افزود که هنگام خروج از مراسم شام، مکرون به کاخ ورسای اشاره کرد و دو رهبر پس از در آغوش گرفتن یکدیگر خداحافظی کردند. ترامپ نیز در پاسخ به پرسش خبرنگاران فرانسوی درباره امضای سند گفت: «امضا شده است. ما آن را در ورسای امضا کردیم. همین حالا آن را امضا کردیم.»
رویترز گزارش داد با اجرایی شدن توافق میان دو کشور برای پایان جنگ، مراسم اصلی امضای توافق که قرار بود در ژنو برگزار شود، لغو شده است. بر اساس این گزارش، مسعود پزشکیان، رییسجمهور جمهوری اسلامی، نیز این سند را از طرف ایران امضا کرده است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، روز چهارشنبه اعلام کرد که با وجود لغو مراسم رسمی امضا، برنامه سفر تیمهای مذاکرهکننده به ژنو همچنان برقرار است.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، اعلام کرد یادداشت تفاهم اسلامآباد میان جمهوری اسلامی و آمریکا بهصورت الکترونیکی توسط روسای جمهور دو کشور امضا شده و از سوی پاکستان بهعنوان میانجی مورد تایید قرار گرفته است.
او گفت این تفاهمنامه با هدف حلوفصل دیپلماتیک مناقشه میان تهران و واشینگتن از زمان امضا اجرایی شده و بر اساس آن، جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بازگشایی و آمریکا محاصره دریایی را لغو خواهد کرد.
شریف همچنین از برگزاری مراسم رسمی امضای توافق در ۱۹ ژوئن در سوئیس با میزبانی پاکستان و حمایت قطر خبر داد و گفت مذاکرات فنی دو طرف نیز از همان زمان آغاز خواهد شد. او از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی، آمریکا، قطر، عربستان سعودی، ترکیه، مصر و ارتش پاکستان بهدلیل نقشآفرینی در دستیابی به این تفاهم قدردانی کرد.
جمهوری اسلامی در پیانتشار متن تفاهمنامه، تفسیری از مفاد مورد توافق را در خبرگزاریهای رسمی ایران منتشر کردند. این متن که از سوی «کمیته رسانه مذاکرات» و تحت عنوان «متن تبیینی یادداشت تفاهم» منتشر شده، تلاش دارد تفسیر جمهوری اسلامی از بندهای این تفاهمنامه را «تبیین» کند.
مقایسه «متن تبیینی» منتشرشده از سوی جمهوری اسلامی با توضیحات مقامهای آمریکایی نشان میدهد دو طرف اگرچه به یک متن واحد استناد میکنند، اما برداشتهای کاملاً متفاوتی از مفاد کلیدی آن دارند. تهران این تفاهمنامه را نشانه عقبنشینی آمریکا و تثبیت قدرت ایران معرفی میکند، در حالی که مقامهای آمریکایی آن را چارچوبی مشروط، مرحلهای و قابل بازگشت برای آزمودن رفتار ایران میدانند.
انتقام خون خامنهای؛ ادامه مبارزه تا تحقق «هدف انقلاب» در مقدمه این متن تبیینی، کمیته رسانه مذاکرات تاکید کرده است که حتی اجرای کامل تفاهمنامه نیز به معنای پایان مسیر «انتقام خون علی خامنهای» نیست. در این متن، خروج احتمالی نیروهای آمریکایی از منطقه، تثبیت موقعیت ایران، تضعیف آمریکا و اسرائیل و تقویت «جبهه مقاومت» به عنوان گامهایی در مسیر این انتقام توصیف شده، اما تصریح شده است که انتقام کامل تنها زمانی محقق خواهد شد که هدف نهایی خامنهای، یعنی برتری جهانی «اسلام سیاسی انقلاب» بر «نظام سلطه» و در نهایت آزادی قدس محقق شود. این متن همچنین تاکید میکند که مبارزه برای تحقق این هدف در همه عرصهها، از جمله نظامی، دیپلماتیک و مردمی، ادامه خواهد داشت و تفاهمنامه صرفاً یکی از مراحل این مسیر به شمار میرود.
ماهیت تفاهمنامه؛ «پیروزی ایران» یا آزمون مشروط آمریکا؟ در روایت جمهوری اسلامی، تفاهمنامه نتیجه شکست آمریکا در جنگ و ناکامی واشینگتن در تحمیل «تسلیم بدون قید و شرط» معرفی شده است. این متن میگوید آمریکا به اقدامات عینی و بازگشتناپذیر متعهد شده و [حکومت] ایران تنها پس از اجرای آنها وارد مراحل بعدی میشود.
اما مقامهای آمریکایی روایت معکوسی ارائه کردند. آنها گفتند تفاهمنامه هنوز توافق نهایی نیست، هیچ امتیاز قطعی و رایگانی به [حکومت] ایران نمیدهد و هرگونه کاهش فشار یا آزادسازی منابع فقط در برابر «رفتار خوب»، اقدامات قابل راستیآزمایی و پیشرفت در موضوع هستهای انجام خواهد شد.
مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم؟ متن جمهوری اسلامی تاکید دارد که به جز نشست سهجانبه اسلامآباد، هیچ مذاکره مستقیمی با آمریکا انجام نشده و متن از طریق میانجی ردوبدل شده است.
در مقابل، مقام آمریکایی در نشست توجیهی اخیر گفت پس از جنگ، کانالهای ارتباطی مستقیمتری میان دو طرف شکل گرفته و تماسهایی در سطوح مختلف، از جمله با مقامهای ارشد جمهوری اسلامی، فرماندهان سپاه و برخی شخصیتهای مذهبی برقرار شده است. این یکی از روشنترین اختلافهای روایی دو طرف است: تهران بر غیرمستقیم بودن روند تاکید میکند، واشینگتن از افزایش تماسهای مستقیم سخن میگوید.
موضوع هستهای؛ بدون تعهد تازه یا دستاورد بزرگ آمریکا؟ جمهوری اسلامی میگوید [حکومت] ایران در تفاهمنامه هیچ تعهد تازهای درباره برنامه هستهای خود نداده و فقط پذیرفته بعداً درباره «موضوع غنیسازی» و رقیقسازی مواد غنیشده گفتوگو کند. این روایت تاکید دارد که اصل غنیسازی پذیرفته شده و بحث فقط درباره ترتیبات آن است.
اما مقامهای آمریکایی بند هستهای را یکی از مهمترین دستاوردهای واشینگتن دانستند. آنها گفتند متن، [حکومت] ایران را دستکم به تعیین تکلیف ذخایر غنیشده از طریق رقیقسازی تحت نظارت آژانس متعهد میکند و رفع تحریمها نیز به حل موضوع هستهای گره خورده است. از نگاه آمریکا، رقیقسازی کف خواستههاست و واشینگتن در مذاکرات نهایی به دنبال محدودیتهای بیشتر خواهد بود.
مواد غنیشده؛ ماندن در ایران یا نابودی ذخایر؟ در متن جمهوری اسلامی تاکید شده که آمریکا ابتدا خواهان خروج مواد غنیشده از ایران بود، اما عقبنشینی کرده و پذیرفته این مواد در خاک ایران رقیقسازی شود.
مقامهای آمریکایی نیز پذیرفتند که حداقل روش، رقیقسازی در محل و تحت نظارت آژانس است، اما آن را به عنوان «نابودی ذخایر غنیشده» توصیف کردند. تفاوت اصلی در بار سیاسی تفسیر است: تهران آن را حفظ اصل حق و جلوگیری از انتقال مواد میداند؛ واشینگتن آن را پذیرش نابودی ذخایر از سوی ایران معرفی میکند.
رفع تحریمها؛ لغو جامع یا امتیاز مشروط؟ روایت جمهوری اسلامی میگوید در توافق نهایی همه تحریمها، بدون تفکیک موضوعی، لغو خواهد شد؛ از تحریمهای هستهای تا تروریسم، موشکی، پهپادی و حقوق بشری. همچنین متن روایت جمهوری اسلامی از امکان درآمد بیش از ۱۰ میلیارد دلار در دوره ۶۰ روزه از محل معافیتهای نفتی سخن میگوید.
در توضیح مقامهای آمریکایی، رفع تحریمها قطعی و فوری نیست. آنها تاکید کردند که بند تحریمها به بند هستهای متصل است و هر میزان رفع تحریم به میزان اجرای تعهدات [حکومت] ایران بستگی دارد. همچنین صدور معافیت نفتی را اقدامی موقت و قابل بازگشت دانستند که در صورت شکست مذاکرات میتواند متوقف و با فشارهای شدیدتر جایگزین شود.
داراییهای بلوکهشده؛ آزادسازی کامل یا آزادسازی مرحلهای؟ متن جمهوری اسلامی مدعی است آمریکا به آزادسازی کامل اموال بلوکهشده طی ۶۰ روز متعهد شده و حتی قطر ۱۲ میلیارد دلار را پس از امضای تفاهم در دسترس ایران قرار خواهد داد.
مقامهای آمریکایی اما گفتند [حکومت] ایران خواهان دسترسی به داراییها بلافاصله پس از امضا بود، ولی در نهایت پذیرفت که پولی دریافت نکند مگر در برابر اجرای تعهدات و نشان دادن رفتار مثبت. از نگاه آمریکا، داراییهای بلوکهشده اهرمی برای واداشتن ایران به اجرای تفاهم است، نه امتیازی فوری و تضمینشده.
برنامه ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی؛ تعهد مالی آمریکا یا مجوز سرمایهگذاری؟ در روایت جمهوری اسلامی، آمریکا متعهد شده با شرکای منطقهای طرحی حداقل ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران ارائه کند و موانع انتقال منابع مالی آن را بردارد.
مقامهای آمریکایی این برداشت را رد کردند. آنها گفتند این بند آمریکا را متعهد به پرداخت حتی یک سنت به ایران نمیکند و فقط در صورت توافق نهایی و تغییر رفتار [حکومت] ایران، امکان صدور مجوز برای سرمایهگذاری کشورهای منطقه، مانند امارات، در ایران فراهم میشود. اختلاف اصلی اینجاست: تهران این بند را تعهد اقتصادی بزرگ آمریکا میداند؛ واشینگتن آن را صرفاً اجازه مشروط برای سرمایهگذاری دیگران معرفی میکند.
تنگه هرمز؛ تثبیت کنترل ایران یا عبور رایگان و بدون عوارض؟ متن جمهوری اسلامی بند تنگه هرمز را مهمترین بند تفاهمنامه معرفی کرده و میگوید واژههایی مانند «arrangements»، «best efforts» و «commercial vessels» به ایران امکان میدهد نظم و قواعد خود را بر عبور کشتیها اعمال کند، شناورها را طبقهبندی کند و پس از ۶۰ روز از آنها هزینه بگیرد.
اما مقامهای آمریکایی تاکید کردند که اصل مهم این بند، عبور ایمن و بدون هزینه کشتیهای تجاری برای ۶۰ روز است و کشورهای خلیج فارس هرگز با سازوکاری که عبور رایگان از تنگه را محدود کند موافقت نخواهند کرد. از نگاه آمریکا، این بند نشانه بازگشایی تنگه و توقف اخلال ایران است؛ از نگاه تهران، مقدمه تثبیت نقش مدیریتی ایران در تنگه هرمز.
لبنان و حزبالله؛ تضمین قدرت مقاومت یا مهار حزبالله؟ روایت جمهوری اسلامی میگوید آمریکا خواهان قطع رابطه [حکومت] ایران با گروههای مقاومت بود، اما این خواسته حذف شد و تفاهمنامه پایان جنگ علیه متحدان منطقهای ایران، بهویژه حزبالله، را پذیرفته است. متن تفسیر جمهوری اسلامی همچنین عبارت مربوط به حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان را تضمینی برای خروج اسرائیل از مناطق اشغالی لبنان میداند.
اما مقامهای آمریکایی توضیح دادند که [حکومت] ایران باید حزبالله را مهار کند و اگر حزبالله به اسرائیل حمله کند، اسرائیل حق پاسخ نظامی خواهد داشت. آنها همچنین گفتند موضوع لبنان در چارچوب مذاکرات مستقیم اسرائیل و لبنان دنبال میشود. بنابراین تهران بند لبنان را تثبیت جایگاه حزبالله میخواند، اما واشینگتن آن را ابزاری برای جلوگیری از حملات حزبالله و تقویت روند اسرائیل-لبنان میداند.
خروج نیروهای آمریکا؛ تعهد منطقهای یا بازگشت به وضعیت پیش از جنگ؟ جمهوری اسلامی خروج نیروهای آمریکایی از پیرامون ایران را نشانه «شکستن هیمنه آمریکا» و دستاورد راهبردی خود معرفی کرده است.
مقامهای آمریکایی تفسیر محدودتری ارائه کردند. آنها گفتند این بند فقط در صورت رسیدن به توافق نهایی اجرا میشود و معنای آن بازگرداندن آرایش نیروهای آمریکا به وضعیت پیش از آغاز درگیری است، نه خروج کامل آمریکا از منطقه. این تفاوت، یکی از مهمترین اختلافهای سیاسی در خوانش بند امنیتی تفاهمنامه است.
عدم مداخله؛ پایان حمایت آمریکا از اپوزیسیون یا اصل کلی حقوقی؟ متن جمهوری اسلامی بند عدم مداخله را پیروزی سیاسی میداند و آن را به معنای تضعیف جریانهای مخالف جمهوری اسلامی و پایان حمایت آمریکا از اپوزیسیون خارج از کشور تفسیر میکند.
اما مقامهای آمریکایی این بند را صرفاً یکی از اصول کلی و نسبتاً ساده تفاهمنامه معرفی کردند که چارچوب حقوقی احترام متقابل به حاکمیت را بیان میکند. آنها هیچ اشارهای به توقف حمایت از اپوزیسیون یا تغییر سیاست حقوق بشری آمریکا نکردند.
موشکها و نیروهای نیابتی؛ خروج کامل از دستورکار یا موضوع مرحله بعد؟ جمهوری اسلامی تاکید میکند که برنامه موشکی، پهپادی و حمایت از گروههای مقاومت کاملاً از دستورکار مذاکرات خارج شده است و فقط درباره بندهای تفاهمنامه مذاکره خواهد شد.
در مقابل، مقام آمریکایی گفت پس از موضوع هستهای، مساله ثبات منطقهای و تامین مالی نیروهای نیابتی نیز در مذاکرات مطرح خواهد شد. هرچند مقامهای آمریکایی نگفتند برنامه موشکی مستقیماً در متن تفاهمنامه آمده، اما روشن کردند که موضوع نیروهای نیابتی و ثبات منطقهای از نگاه واشینگتن حذف نشده است.
قطعنامه شورای امنیت؛ تضمین حقوقی کافی یا ابزار نهاییسازی مشروط؟ متن جمهوری اسلامی قطعنامه الزامآور شورای امنیت را بالاترین تضمین ممکن در حقوق بینالملل معرفی میکند، هرچند همزمان میگوید تضمین اصلی، قدرت جمهوری اسلامی است.
مقامهای آمریکایی نیز تایید کردند که توافق نهایی با قطعنامه الزامآور شورای امنیت پشتیبانی خواهد شد، اما آن را مربوط به مرحله بعد و منوط به دستیابی به توافق نهایی دانستند. اختلاف در اینجاست که تهران این بند را دستاورد حقوقی مهم میداند، در حالی که واشینگتن آن را سازوکاری مشروط برای مرحله نهایی معرفی میکند.
دو روایت از یک متن اختلاف اصلی دو روایت در این است که جمهوری اسلامی تفاهمنامه را سندی برای تثبیت پیروزی، گرفتن امتیازهای عینی از آمریکا و حفظ خطوط قرمز خود معرفی میکند. در مقابل، مقامهای آمریکایی آن را توافقی مقدماتی، مشروط و قابل بازگشت میدانند که هدف آن آزمودن رفتار [حکومت] ایران، محدود کردن برنامه هستهای، بازگشایی تنگه هرمز و حفظ اهرم فشار واشینگتن است.
در بسیاری از بندها، متن واحد به دو زبان سیاسی متفاوت تفسیر شده است: تهران بر «تعهدات آمریکا» و «دستاوردهای ایران» تاکید دارد؛ واشینگتن بر «مشروط بودن امتیازها»، «راستیآزمایی» و «حفظ گزینههای فشار». همین شکاف تفسیری میتواند در مرحله اجرای تفاهمنامه، به یکی از اصلیترین منابع تنش میان دو طرف تبدیل شود.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد برگزاری مذاکرات برنامهریزیشده میان ایران و آمریکا در روز جمعه در سوئیس در حال حاضر تایید نشده است.
او گفت این نشست تا چند ساعت پیش در دستور کار قرار داشت، اما پس از تصمیم برای امضای توافق از سوی روسای جمهور دو کشور، بررسی برگزاری آن فعلا متوقف شده است.
اظهارات بقایی در حالی مطرح میشود که مقامهای ایرانی و آمریکایی از امضای تفاهمنامه دیجیتال از سوی روسای جمهوری دو کشور و ادامه رایزنیها برای دستیابی به توافق نهایی خبر دادهاند.