رضایی: پیشنویس توافق احتمالی با «پیروزی» جمهوری اسلامی در جنگ ۴۰ روزه تناسب ندارد
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، در واکنش به گزارشها درباره جزییات توافق احتمالی جمهوری اسلامی و آمریکا، در شبکه ایکس، نوشت: «اگرچه پیشنویس است و چیزی قطعی نیست اما متناسب با پیروزی بزرگ ملت ایران در جنگ ۴۰ روزه نیست.»
در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، ممنوعیت احتمالی ورود پرچم شیر و خورشید به ورزشگاهها، به مناقشهای تازه میان شماری از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی و فیفا تبدیل شده است؛ مناقشهای که از مرز ورزش فراتر رفته و به بحثی درباره هویت، نمایندگی و سیاست رسیده است.
برای بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، جام جهانی فقط یک رویداد ورزشی نیست؛ صحنهای است برای دیدهشدن، ابراز هویت و طرح حرفهایی که بیان آنها در داخل ایران هزینه دارد.
اکنون در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، همین صحنه به میدان مناقشهای تازه تبدیل شده است؛ مناقشهای که در ظاهر بر سر یک پرچم است، اما در واقع به پرسشی عمیقتر درباره هویت، نمایندگی و مرز میان ورزش و سیاست گره خورده است.
فدراسیون جهانی فوتبال میگوید ورود پرچمها، بنرها و نمادهایی که ماهیت سیاسی داشته باشند به ورزشگاههای جام جهانی ممنوع است. این سیاست، بهگفته مسئولان فیفا، برای حفظ بیطرفی ورزش و جلوگیری از تبدیل ورزشگاهها به میدان کشمکشهای سیاسی وضع شده است.
اما در مورد ایران، این مرزبندی برای بسیاری از ایرانیان روشن و قابل قبول نیست.
گروهی از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی میگویند در عمل تنها پرچمی مجاز شناخته میشود که جمهوری اسلامی طی نزدیک به پنج دهه گذشته بهعنوان پرچم رسمی کشور معرفی کرده است؛ در حالی که پرچم شیر و خورشید، که برای بخشی از ایرانیان نمادی تاریخی و هویتی است، بهعنوان نمادی سیاسی کنار گذاشته میشود.
برای این گروه، این تصمیم صرفا اجرای یک آییننامه ورزشی نیست، بلکه نوعی انتخاب میان دو روایت از ایران است.
یکی از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در لسآنجلس به ایراناینترنشنال گفت: «اگر حکومت ایران نماد خودش را به عنوان پرچم رسمی ثبت کرده، چرا نمادی که قرنها بخشی از تاریخ ایران بوده باید سیاسی محسوب شود؟ چه کسی این تعریف را تعیین میکند؟»
این بحث تازه نیست.
در جام جهانی قطر نیز گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد برخی هواداران ایرانی برای ورود با پرچم شیر و خورشید یا نمادهای مرتبط با اعتراضات با محدودیت مواجه شده بودند. همان زمان نیز این پرسش مطرح شد که آیا تعریف نهادهای ورزشی از «نماد سیاسی» واقعا بیطرفانه است یا خود به تصمیمی سیاسی تبدیل شده است.
از زمان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، رابطه بخشی از جامعه ایران با تیم ملی فوتبال نیز دستخوش تغییری جدی شده است.
برای دههها، حتی در سالهایی که جمهوری اسلامی میکوشید همه نهادهای عمومی کشور را در چارچوب روایت رسمی خود تعریف کند، تیم ملی فوتبال برای بسیاری از ایرانیان چیزی فراتر از حکومت بود؛ بخشی از غرور ملی، خاطره جمعی و هویت مشترک.
اما پس از اعتراضات سراسری و تشدید سرکوب در ایران، نگاه بخشی از افکار عمومی به تیم ملی دیگر فقط ورزشی نماند. رفتار بازیکنان، سکوت یا موضعگیریهای آنان و نسبتشان با حکومت زیر ذرهبین قرار گرفت.
اکنون، پس از پس از قتل عام دهها هزار نفر از ایرانیان در جریان اعتراضات دیماه و افزایش فشارهای امنیتی پس از جنگ ۳۹ روزه، برخی مخالفان جمهوری اسلامی میگویند این فاصله عمیقتر از همیشه شده است.
در گفتوگوهایی که ایراناینترنشنال با شماری از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در لسآنجلس و سیاتل انجام داده، یک گزاره بارها تکرار شده است: این تیم برای بخشی از مردم دیگر نماینده ملت ایران نیست.
یکی از آنان گفت: «ما عاشق فوتبالیم. عاشق تیم ملی ایرانیم. با بردهایش خوشحال شدیم و با باختهایش ناراحت. اما امروز خیلیها احساس میکنند این تیم دیگر آن تیم ملیای نیست که مردم در آن خودشان را ببینند.»
برای این گروه، مساله دشمنی با فوتبال یا نفی ورزش ملی نیست. برعکس، آنان خود را بخشی از جامعهای میدانند که فوتبال برایش بخشی از زندگی و هویت ملی بوده است.
اما استدلال آنان این است که وقتی ساختار حاکم تلاش میکند از همه نمادهای ملی، از ورزش گرفته تا پرچم، برای مشروعیتبخشی سیاسی استفاده کند، تفکیک ورزش از سیاست دیگر ساده نیست.
در چنین فضایی، پرچم شیر و خورشید برای بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی فقط یک نماد تاریخی نیست؛ تلاشی است برای بازپسگیری روایتی از ایران که احساس میکنند از آنان گرفته شده است.
یکی از معترضان گفت: «اگر قرار است تیمی که جمهوری اسلامی نمایندهاش میداند وارد زمین شود، ما هم میخواهیم ایران خودمان را روی سکوها نشان بدهیم.»
همینجا مناقشه پیچیدهتر میشود.
اگر برای بخشی از ایرانیان، تیم رسمی کشور دیگر بازتاب هویت ملی مورد نظرشان نباشد، ممنوع کردن نمادی که آنان خود را در آن بازمیبینند، دیگر صرفا اجرای یک مقررات ورزشی تلقی نمیشود؛ بلکه به چشم حذف صدای بخشی از یک ملت دیده میشود.
همزمان، برخی گروههای حقوقی و مدنی ایرانی نیز در حال پیگیری مسیرهای قانونی برای اعتراض به این تصمیم هستند و استدلال میکنند که ممنوعیت چنین نمادهایی با اصول آزادی بیان در تضاد است؛ بهویژه در کشوری مانند آمریکا که آزادی بیان جایگاه ویژهای دارد.
با این حال، این موضوع از منظر حقوقی پیچیدگیهای خود را دارد؛ چرا که ورزشگاههای تحت مدیریت فیفا فضاهایی با مقررات خاص هستند و الزاما تابع همان قواعد فضای عمومی نیستند.
با وجود این، خشم مخالفان جمهوری اسلامی واقعی است. برخی صریح میگویند حتی اگر ورود این پرچم ممنوع شود، باز هم راهی برای نمایش آن پیدا خواهند کرد.
برای آنان، مساله فقط ورود یک پرچم به ورزشگاه نیست؛ مساله این است که چه کسی حق دارد تعیین کند ایران چیست، کدام نماد نماینده آن است و کدام صدا حق دیدهشدن در عرصه جهانی را دارد.
فیفا میگوید سیاست نباید وارد ورزش شود. اما وقتی برای بخشی از یک ملت، خود هویت به موضوعی سیاسی تبدیل شده، پرسش اصلی این است: آیا میتوان از آنان خواست هویتشان را پشت در ورزشگاه جا بگذارند؟
عبدالله حاجیصادقی، نماینده خامنهای در سپاه، در گفتوگویی با رسانههای ایران، گفت در طول جنگ میتوانستیم اقدامات سنگینتری علیه آمریکا در منطقه انجام دهیم اما چون مردم خاورمیانه آسیب میدیدند، خامنهای موافقت نکرد.
او افزود نقشه دشمن این است که ما را مقابل هم بگذارد.
حاجیصادقی گفت اگر «دشمن خطایی بکند»، روزهای «سختتری» خواهد داشت و نیروی دریایی و سپاه پاسداران «فراتر از عملیاتهای وعده صادق» در برابر آن خواهند ایستاد.
نماینده خامنهای در سپاه همچنین گفت آمریکا باید بپذیرد آنچه در خلیج فارس میگذرد و تنگه هرمز «تحت کنترل» نیروی دریایی جمهوری اسلامی است.
او تهدید کرد اگر آمریکا «دست به خطایی بزند» یا شروط جمهوری اسلامی را نپذیرد، جمهوری اسلامی «نه فقط در منطقه، بلکه فرای منطقه» را هم برای آمریکا تنگ خواهد کرد و «چنان دشمنان را پشیمان میکند که دیگر عذرخواهی او را هم دنیا نپذیرد.»
تایم در گزارشی درباره کارزار دیجیتال جمهوری اسلامی همزمان با جنگ، آن را «رونوشتی ضعیف» از کارزار طنز و آنلاین اوکراین در آغاز جنگ این کشور با روسیه خواند؛ رونوشتی که بهنوشته این رسانه، بهدلیل سابقه حکومت توان تغییر نگاه افکار عمومی جهان نسبت به تهران را ندارد.
این رسانه در تحلیلی که چهارشنبه ششم خرداد منتشر شد، نوشت جمهوری اسلامی، برخلاف تصویری که برخی تحلیلگران از موفقیت ویدیوها و میمهای حکومتی ارائه میکنند، «سلاحی تازه» اختراع نکرده و راهبرد رسانههای اجتماعیاش را از دفترچه راهنمایی وام گرفته که پیشتر اوکراین در جنگ با روسیه نوشته بود.
بهنوشته تایم، این تقلید «آنقدر به اصل آن نزدیک است که تقریبا میتوان آن را نوعی ستایش دانست»، اما تهران از دو مزیت اصلی اوکراین بیبهره است.
جمهوری اسلامی در جنگ اخیر با آمریکا و اسرائیل، با اتکا به ویدیوهای ساختهشده با هوش مصنوعی، میمها و شوخیهای سیاسی، کوشید خود را حکومتی شوخطبع، موجه، معقول و البته مسلط بر روایت جنگ نشان دهد.
یکی از تولیداتی که در این کارزار توجه بسیاری به خود جلب کرد، تولید فیلمی با شخصیتهای لگویی دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل بود و شبکههای اجتماعی، بهویژه تیکتاک، مورد توجه ویژه کاربران غیرایرانی قرار گرفت.
تایم در توضیح مقایسه میان راهبردهای مورد استفاده اوکراین و کارزار کنونی جمهوری اسلامی در دنیای آنلاین نوشت اوکراین از نخستین ساعات حمله روسیه در فوریه ۲۰۲۲، کوشید در فضای آنلاین کاری را انجام دهد که در آن مقطع هنوز در میدان نبرد قادر به انجام کامل آن نبود: روایت خود از جنگ را به جهان انتقال دهد، اطلاعات نادرست روسیه را بیاثر و افکار عمومی غرب را با خود همراه کند. این کارزار، از ویدئوهای ولودیمیر زلنسکی در خیابانهای کییف تا حسابهای رسمی اوکراین و وزارت دفاع این کشور در شبکههای اجتماعی، به گفته تایم، توانست افکار عمومی و پارلمانهای غربی را تحت تاثیر قرار دهد و حمایت تسلیحاتی از اوکراین را تقویت کند.
تصویری از یکی از ویدیوهای لگویی ساختهشده با هوش مصنوعی که روایت مد نظر جمهوری اسلامی در جنگ را بازتاب میدهد.
براساس این گزارش، جمهوری اسلامی آشکارا از همان الگو یادداشتبرداری کرده است: جا زدن خود بهعنوان طرف ضعیفتر، فعال شدن بیمحابای حسابهای سفارتخانههایش در ایکس، و دست انداختن ترامپ با ارجاعهای فرهنگی و طنزآمیز.
اما بهنوشته تایم، راهبرد اوکراین به دو دلیل موفق بود؛ دلایلی که جمهوری اسلامی فاقد آنهاست. نخست اینکه اوکراین در آغاز جنگ برای بخش بزرگی از مخاطبان غربی کشوری ناشناخته بود و میمها و طنز آنلاین توانستند تصویری تازه از آن کشور بهعنوان دموکراسیای زنده، دارای انتخابات، رسانههای آزاد و فرهنگ عمومی پویا ارائه دهند.
دلیل دوم و مهمتر، بهنوشته تایم، این بود که تصویر آنلاین اوکراین با واقعیت میدانی آن همخوانی داشت؛ یعنی اوکراینِ شوخطبع، مقاوم و دموکراتیکی که در دنیای آنلاین به نمایش درمیآمد، همان کشوری بود که خبرنگاران، دیپلماتها و پناهجویان نیز در دنیای واقعی با آن مواجه بودند.
تایم نوشت جمهوری اسلامی هیچیک از این دو امتیاز را ندارد، زیرا نه ناشناخته است و نه تصویر تبلیغاتیاش با واقعیت سابقهاش همخوانی دارد.
بهنوشته این رسانه، جمهوری اسلامی یکی از «پوششدادهشدهترین، تحلیلشدهترین و تحریمشدهترین» حکومتهای جهان است و کارنامه ۴۷ ساله آن، از اعدامهای گسترده زندانیان سیاسی در سال ۱۹۸۸ تا سرکوب دانشجویان، جنبش سبز و اعتراضات سالهای اخیر، مانع از آن میشود که چند ویدئوی طنز بتواند تصویر تازهای از آن بسازد.
این گزارش افزود ویدیوهای لگویی جمهوری اسلامی «ایرانی پنهان و فضیلتمند» را آشکار نمیکنند، بلکه از جهان میخواهند ایرانی را فراموش کند که از قبل میشناسد. مخالفان ترامپ و جنگ او ممکن است از دیدن تمسخر رییسجمهوری آمریکا در قالب یک شخصیت لگویی لبخند بزنند، اما به احتمال زیاد بر اساس یک ویدئوی انیمیشنی به این نتیجه نخواهند رسید که تهران طرفی است که باید از آن حمایت کرد.
تایم در بخش دیگری از گزارش، تفاوت میان آمریکا و جمهوری اسلامی را در نحوه مواجهه با خطاها و جنایتهای جنگی برجسته کرد. این رسانه، با اشاره به حمله به مدرسهای در میناب، نوشت پس از آنکه مقامهای آمریکایی ابتدا سکوت کردند و ترامپ مدعی شد حمله کار حکومت ایران بوده، رسانههای جریان اصلی غربی با تحلیل منابع باز به این نتیجه رسیدند که مدرسه با یک موشک تاماهاوک آمریکایی هدف قرار گرفته است. سپس تحقیقات مقدماتی پنتاگون نیز نشان داد سنتکام، با تکیه بر دادههای قدیمی، مدرسه را هدف گرفته بود.
به نوشته تایم، همین روند نشان میدهد جامعه باز چگونه عمل میکند: رییسجمهوری ممکن است طفره برود یا دروغ بگوید، اما رسانهها او را به چالش میکشند، بازرسان دولتی یافتههایی خلاف روایت او ارائه میدهند، سناتورهای هر دو حزب پاسخ میخواهند و افکار عمومی علیه جنگ تغییر میکند.
تایم در مقابل نوشت جمهوری اسلامی از نظر ساختاری قادر به چنین شفافیتی نیست: یک خبرنگار در ایران نمیتواند از رییسجمهور درباره معترضان کشتهشده در خیابانهای مهاباد سوال کند، هیچ نهاد مستقلی نمیتواند نتایج نظرسنجی درباره جنگهای منطقهای حکومت را منتشر کند، و نمایندهای نیست که درباره قطع اینترنت در دوران اعتراضهای ضدحکومتی، از حکومت پاسخ بخواهد.
این گزارش در پایان نوشت یاد قربانیان حمله میناب پاکشدنی نیست، اما جهان ندا آقاسلطان، مهسا امینی و نرگس محمدی را نیز فراموش نخواهد کرد. به نوشته تایم، برای شناختن جمهوری اسلامی «آنگونه که واقعا هست»، نیازی نیست این چهرهها در قالب لگو بازسازی شوند.
مولوی عبدالحمید، امامجمعه اهل سنت زاهدان، در مراسم «عید قربان» ابراز امیدواری کرد مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا که «قرار است جلوی جنگ را بگیرد» به نتیجه برسد و دو طرف به توافق دست یابند.
او با اشاره به اینکه از جزییات توافق اطلاعی ندارد، گفت در گذشته بارها بر ضرورت «توافق عادلانه» تاکید کرده و افزود برخی که پیشتر با این دیدگاه مخالف بودند، اکنون با آن موافق شدهاند.
عبدالحمید همچنین گفت در گذشته سخنانی مطرح شده بود که با انتقاد برخی مواجه میشد، اما در نهایت مشخص شد آن سخنان «صحیح و درست» بودهاند.
امامجمعه اهل سنت زاهدان افزود: «ما خیرخواه کشور و ملت ایران هستیم» و بزرگترین خیرخواهی برای کشور را «شنیدن حرف مردم ایران و جلب رضایت آنها» دانست.
او تاکید کرد: «کشور، حکومت و دولت متعلق به مردم است، لذا باید در راستای خدمت به مردم و جلب رضایتشان تلاش شود.»
عبدالحمید در پایان گفت: «ما امیدواریم فصل جدیدی در کشور ما آغاز شود که تمام منافع کشور به مردم بازگردند. منافع ملی بسیار مهم است و همه چیز باید فدای منافع مردم شود.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در نشست کابینه در کاخ سفید در پاسخ به سوالی درباره کنترل تنگه هرمز توسط تهران و عمان و رویهای که برای کنترل آن در پیش گرفته میشود، گفت این تنگه «برای همه باز خواهد بود» و «هیچکس آن را کنترل نخواهد کرد.»
او افزود آمریکا بر این آبراه «نظارت» و از آن مراقبت خواهد کرد، اما این آبها «بینالمللی» هستند. ترامپ گفت جمهوری اسلامی «دوست دارد» تنگه هرمز را کنترل کند، اما «هیچکس آن را کنترل نخواهد کرد» و این موضوع «بخشی از مذاکراتی است که داریم.»
ترامپ همچنین گفت عمان «مثل بقیه رفتار خواهد کرد» و در غیر این صورت «ما مجبور خواهیم شد آنها را منفجر کنیم» و «آنها این را میفهمند.»
او درباره لغو یا کاهش تحریمهای جمهوری اسلامی گفت واشینگتن «درباره هیچگونه کاهش تحریمها یا دادن پول» صحبت نمیکند و افزود: «هیچ تحریمی، هیچ پولی، هیچ چیزی.»
ترامپ گفت آمریکا کنترل پولی را در اختیار دارد که جمهوری اسلامی ادعا میکند متعلق به خودش است و این کنترل را حفظ خواهد کرد. او افزود وقتی جمهوری اسلامی «رفتار درستی» داشته باشد و «کار درست را انجام دهد»، آمریکا اجازه خواهد داد به پولش دسترسی داشته باشد، اما «در حال حاضر این کار را انجام نمیدهیم» و «این دو موضوع به هم وابسته نیستند.»
ترامپ درباره انتقال اورانیوم غنیشده گفت: «با انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده ایران به روسیه یا چین موافق نیستم.»
ترامپ گفت: «یکی از چیزهایی که اتفاق خواهد افتاد این است که تنگهها فورا، فورا باز خواهند شد. اما باید کامل باشد. من این کار را انجام نمیدهم. من این کار را نکردم که یک توافق بیارزش بگیرم. بدترین توافقی که تا به حال امضا شده، از سوی باراک حسین اوباما بود.»
او افزود: «ما دوست داریم کشورهایی که دربارهشان صحبت میکنیم، یعنی عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و دیگران، فورا به توافق ابراهیم بپیوندند. اگر این کار را بکنند تاریخی خواهد بود. صادقانه بگویم آنها به ما بدهکارند.»
ترامپ درباره مذاکرات با تهران تاکید کرد: «ما میتوانیم همین حالا یک توافق خوب داشته باشیم، اما شاید نه یک توافق عالی. اگر توافق عالی نباشد، ما آن را انجام نمیدهیم.»
ترامپ در ادامه گفت آمریکا اکنون با جمهوری اسلامی «به تفاهمهایی» رسیده و افزود: «شرایط خشن بوده است. آنها رهبرانشان را از دست دادهاند و واقعا این تغییر رژیم است.»
او اضافه کرد: «ما برای تغییر رژیم وارد نشدیم، اما اکنون با گروهی کاملا متفاوت از افراد نسبت به ابتدای کار طرف هستیم.» ترامپ گفت آنها را «بسیار منطقیتر» میداند و افزود: «در واقع آنها را باهوشتر هم میدانم، اما بسیار منطقیتر هستند.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین گفت: «این تغییر رژیم است. یک رژیم رفت. رژیم دیگری هم رفت. حالا با بخش سوم آن طرف هستیم، چون بعضی از آنها هم رفتهاند.»