عراقچی: «پروژه آزادی» تنگه هرمز، در واقع «پروژه بنبست» است

عراقچی در ایکس «پروژه آزادی» ترامپ برای تنگه هرمز را «در واقع پروژه بنبست» خواند و گفت: «تحولات هرمز بهروشنی نشان میدهد که برای یک بحران سیاسی، راهحل نظامی وجود ندارد.»

عراقچی در ایکس «پروژه آزادی» ترامپ برای تنگه هرمز را «در واقع پروژه بنبست» خواند و گفت: «تحولات هرمز بهروشنی نشان میدهد که برای یک بحران سیاسی، راهحل نظامی وجود ندارد.»
او افزود: «در حالی که مذاکرات با تلاش سخاوتمندانه پاکستان در حال پیشرفت است، آمریکا باید مراقب باشد که بدخواهان بار دیگر آن را به باتلاق نکشانند. امارات هم باید همین احتیاط را داشته باشد.»






خبرگزاری رویترز بهنقل از سه منبع آگاه گزارش داد که ارزیابیهای اطلاعاتی ایالات متحده نشان میدهد مدت زمانی که جمهوری اسلامی برای ساخت یک سلاح هستهای نیاز دارد، از تابستان گذشته تغییری نکرده است.
در آن هنگام و پس از جنگ ۱۲ روزه تحلیلگران برآورد کرده بودند حمله آمریکا و اسرائیل این جدول زمانی را تا حدود یک سال به عقب رانده است.
بهگفته این منابع، ارزیابیها از برنامه هستهای تهران حتی پس از دو ماه جنگی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، تا حدی با هدف جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به بمب هستهای آغاز کرد، در مجموع بدون تغییر باقی مانده است.
حملات اخیر آمریکا و اسرائیل که از ۹ اسفند آغاز شد، عمدتا بر اهداف نظامی متعارف متمرکز بوده، هرچند اسرائیل شماری از تاسیسات مهم هستهای را هدف قرار داده است.
ثابت ماندن این جدول زمانی نشان میدهد که برای ایجاد اختلال جدی در برنامه هستهای تهران، احتمالا لازم است ذخایر باقیمانده اورانیوم با غنای بالا، نابود یا از ایران خارج شود.
این جنگ پس از آنکه آمریکا و جمهوری اسلامی در ۷ آوریل بر سر آتشبس برای پیگیری صلح توافق کردند، متوقف شده است. با این حال، تنشها همچنان بالاست، زیرا دو طرف بهشدت دچار اختلاف هستند و تهران نیز با ایجاد اختلال در تردد در تنگه هرمز، راه انتقال ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت را مسدود کرده و به بحران جهانی انرژی دامن زده است.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، بهطور علنی گفته است هدف واشینگتن این است که از طریق مذاکرات جاری با تهران، اطمینان حاصل کند ایران به سلاح هستهای دست پیدا نمیکند.
دو منبع آگاه که خواستند نامشان فاش نشود، به رویترز گفتند نهادهای اطلاعاتی آمریکا پیش از جنگ ۱۲روزه ماه ژوئن به این نتیجه رسیده بودند که تهران احتمالا میتواند در حدود سه تا شش ماه اورانیوم با غنای تسلیحاتی کافی برای ساخت یک بمب تولید کند و یک سلاح هستهای بسازد.
پس از جنگ ۱۲ روزه که در جریان آن آمریکا مجتمعهای هستهای نطنز، فردو و اصفهان را هدف قرار داد، برآوردهای اطلاعاتی آمریکا این بازه زمانی را به حدود ۹ ماه تا یک سال افزایش داد.
این حملات به سه تاسیسات غنیسازی شناختهشده فعال در آن زمان بهشدت آسیب رساند یا آنها را نابود کرد با این حال، آژانس بینالمللی انرژی اتمی نتوانسته محل نگهداری حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد را تایید کند. این نهاد معتقد است حدود نیمی از این مواد در یک مجموعه تونلی زیرزمینی در مرکز تحقیقات هستهای اصفهان ذخیره شده، اما از زمان تعلیق بازرسیها نتوانسته این موضوع را تأیید کند.
این آژانس برآورد میکند کل ذخایر اورانیوم غنیشده ایران در صورت غنیسازی بیشتر برای ساخت ۱۰ بمب کافی خواهد بود.
اولیویا ولز، سخنگوی کاخ سفید، به رویترز گفت: «در حالی که عملیات چکش نیمهشب تاسیسات هستهای ایران را نابود کرد، عملیات خشم حماسی با از کار انداختن پایگاههای صنعتی-دفاعی ایران، که پیشتر از آنها بهعنوان سپری محافظ برای برنامه هستهای آن استفاده میشد، این موفقیت را تکمیل کرد.»
او افزود: «رییسجمهوری ترامپ مدتهاست روشن کرده که ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند. او بلوف نمیزند.»
دفتر مدیر اطلاعات ملی آمریکا به درخواست رویترز برای اظهار نظر پاسخ نداد.
متوقف کردن برنامه هستهای تهران، هدف کلیدی آمریکا
مقامات آمریکایی، از جمله ترامپ، بارها تاکید کردهاند که نابودی برنامه هستهای ایران یکی از اهداف اصلی جنگ است.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، دوم مارس در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هرگز نباید اجازه داد ایران به سلاح هستهای دست یابد. این هدف این عملیات است.»
به گفته منابع، ثابت ماندن برآوردها تا حدی بهدلیل تمرکز کارزار نظامی اخیر آمریکا و اسرائیل است.
در حالی که اسرائیل اهداف مرتبط با برنامه هستهای—از جمله یک تاسیسات فرآوری اورانیوم را در اواخر ماه مارس هدف قرار داد، حملات آمریکا بیشتر بر توانمندیهای نظامی متعارف، رهبری جمهوری اسلامی و زیرساختهای صنعتی-نظامی آن متمرکز بوده است.
برخی تحلیلگران میگویند نبود اهداف هستهای عمده که بتوان آنها را بهراحتی و با اطمینان نابود کرد، نیز میتواند دلیل ثابت ماندن این ارزیابیها باشد.
اریک بروئر، تحلیلگر ارشد پیشین اطلاعاتی آمریکا که ارزیابی برنامه هستهای ایران را هدایت کرده بود، به رویترز گفت تعجبآور نیست که این برآوردها تغییر نکرده، زیرا حملات اخیر آمریکا بر اهداف هستهای متمرکز نبوده است.
او گفت: «تا جایی که میدانیم، ایران هنوز تمام مواد هستهای خود را در اختیار دارد. این مواد احتمالا در سایتهای عمیق زیرزمینی قرار دارند که مهمات آمریکا قادر به نفوذ به آنها نیست.»
در هفتههای اخیر، مقامات آمریکایی گزینههای پرخطری را بررسی کردهاند که میتواند بهطور قابلتوجهی برنامه هستهای ایران را مختل کند؛ از جمله عملیات زمینی برای بازیابی ذخایر اورانیوم غنیشده که گمان میرود در مجموعه تونلی اصفهان نگهداری میشود.
جمهوری اسلامی بارها تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای را رد کرده است. نهادهای اطلاعاتی آمریکا و آژانس بینالمللی انرژی اتمی میگویند تهران در سال ۲۰۰۳ برنامه توسعه کلاهک هستهای را متوقف کرده، هرچند برخی کارشناسان و اسرائیل معتقدند بخشهایی از این برنامه بهطور مخفیانه حفظ شده است.
تاثیر احتمالی ترور دانشمندان
کارشناسان میگویند ارزیابی دقیق توان هستهای ایران، حتی برای پیشرفتهترین سرویسهای اطلاعاتی جهان دشوار است.
چند نهاد اطلاعاتی آمریکا بهطور مستقل برنامه هستهای ایران را بررسی کردهاند و اگرچه درباره توانایی تهران برای ساخت سلاح هستهای اجماع نسبی وجود دارد، ارزیابیهای متفاوتی نیز مطرح میشود.
ممکن است برنامه هستهای ایران بیش از آنچه این برآوردها نشان میدهد عقب افتاده باشد.
برخی مقامات، از جمله مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، استدلال کردهاند که حملات آمریکا به سامانههای پدافند هوایی ایران تهدید هستهای را کاهش داده، زیرا توان دفاعی ایران برای محافظت از تاسیسات هستهای در صورت حرکت سریع بهسوی تسلیحاتی شدن تضعیف شده است.
همچنین ترور دانشمندان هستهای برجسته ایران از سوی اسرائیل نیز تاثیرگذار بوده است.
دیوید آلبرایت، بازرس پیشین هستهای سازمان ملل و مدیر موسسه علوم و امنیت بینالمللی، به رویترز گفت این ترورها عدمقطعیت قابلتوجهی به توان ایران برای ساخت یک بمب کارآمد اضافه کرده است.
او گفت: «همه موافقاند که دانش را نمیتوان بمباران کرد، اما مهارت عملی را میتوان از بین برد.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، در گفتوگویی تلفنی با فاکسنیوز به حکومت ایران هشدار داد در صورت هدف قرار دادن کشتیهای آمریکایی در منطقه، «از روی زمین محو خواهند شد.»
ترامپ عصر دوشنبه ۱۴ اردیبهشت، درباره «پروژه آزادی» به خبرنگار فاکسنیوز گفت این طرح بهصورت شبانه برای کمک به صدها کشتی گرفتار در خلیج فارس و بیش از ۲۰ هزار ملوان اجرا شده و هدف آن «کمک به بشریت» است.
او در بخش دیگری از صحبتهایش گفت تهران نسبت به گذشته «منعطفتر» شده و در برابر فشارهای آمریکا، از جمله محاصره بندرها، عقبنشینی نشان میدهد. او این محاصره را «بزرگترین مانور نظامی تاریخ» توصیف کرد.
ترامپ با اشاره به آرایش نظامی آمریکا در منطقه، گفت که جمهوری اسلامی دو مسیر پیش رو دارد: دستیابی به توافق یا از سرگیری عملیات نظامی.
به گفته او، ایالات متحده در سطح جهانی از آمادگی کامل برخوردار است و در صورت لزوم از تمامی ظرفیتهای نظامی خود استفاده خواهد کرد.
رییسجمهوری آمریکا در گفتوگوی تلفنی با تری یینگست، خبرنگار فاکسنیوز که جزییاتی درباره تلاش کشتیهای ایرانی برای خروج از محاصره دریایی ارائه داد.
یینگست در تشریح صحبتهای ترامپ گفت: «رییسجمهور گفت یکی از این کشتیها پس از دریافت چهار هشدار هدف قرار گرفت و متوقف شد؛ اقدامی که به گفته او نشاندهنده جدیت آمریکا در اجرای این محاصره است.»
این خبرنگار افزود: «رییسجمهور تاکید کرد هدف آمریکا توقف کشتیهای تجاری عبوری از تنگه هرمز نیست، بلکه کمک به عبور امن آنها در شرایط تهدیدآمیز است و کشتیهایی که متوقف میشوند، عمدتا از بندرهای ایران حرکت کردهاند. او در پایان با تاکید بر کنترل عملیاتی آمریکا بر مسیرهای کشتیرانی در منطقه هشدار داد هرگونه تشدید تنش از سوی ایران با پاسخ قاطع واشینگتن روبهرو خواهد شد.»
فرمانده سنتکام:
در همین رابطه، برد کوپر، فرمانده سنتکام، نیز در گفتوگو با خبرنگاران بدون اظهار نظر درباره تداوم آتشبس گفت سپاه پاسداران همچنان در تلاش برای «اخلال» در این عملیات است.
او که دوشنبه ۱۴ فروردین با رسانهها صحبت میکرد، افزود چندین موشک کروز، پهپاد و قایق کوچک به سمت کشتیهای تحت حفاظت آمریکا شلیک شده که همگی خنثی شدهاند.
به گفته وزارت دفاع امارات، سامانههای پدافند هوایی این کشور با ۱۲ موشک بالستیک، سه موشک کروز و چهار پهپاد شلیکشده از سوی ایران مقابله کردند.
به نقل از کوپر، عملیات پروژه آزادی با حضور ۱۵ هزار نیرو، ناوشکنها و بیش از ۱۰۰ هواگرد در جریان است و فرماندهان اختیار کامل برای دفاع دارند.
کوپر همچنین گفت آمریکا بهجای اسکورت سنتی از یک آرایش دفاعی چندلایه استفاده میکند و محاصره دریایی ایران همچنان ادامه دارد و «فراتر از انتظار» بوده است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، لیندزی فورمن و کریگ فورمن، زوج بریتانیایی زندانی در اوین، به دلیل مصاحبهای که در آن از «دشواری وضعیت بسیاری از ایرانیان» گفته بودند، به مدت سه هفته از ملاقات حضوری و کابینی با یکدیگر محروم شدند.
یک منبع آگاه از شرایط این زندانیان به ایراناینترنشنال گفت، لیندزی و کریگ فورمن یکشنبه ۱۳ اردیبهشت برای ملاقات با هم به مسئولان زندان مراجعه کردند، اما به آنها گفته شد به دلیل مصاحبه با بیبیسی جهانی، سه هفته ممنوعالملاقات شدهاند و حق دیدار با یکدیگر را ندارند.
به گفته این منبع با آغاز شرایط جنگی وضعیت ملاقات زندانیان سیاسی تغییر کرده و اغلب آنها از ملاقات محروم بودند. اما طی دو تا سه هفته اخیر امکان ملاقات کابینی برای برخی زندانیان برقرار شد و کسانی که اعضای خانوادهشان در اوین زندانی بودند امکان ملاقات بندبهبند داشتند.
لیندزی فورمن در این مصاحبه گفته بود: «ترسناک است. وقتی به وضعیتم نگاه میکنم میگویم خدا را شکر که اینجا بزرگ نشدهام. برای ما روزی پایان خواهد یافت، اما برای افرادی که اینجا هستند، شاید هرگز پایانی نباشد.»
کریگ فورمن نیز گفته بود از زمان انتقالش به اوین، چهار همبندیاش برای اجرای حکم فراخوانده شدند و روز بعد خبر اعدامشان از تلویزیون پخش شد.
۲۹ اسفند ۱۴۰۴، خانواده زوج بریتانیایی اعلام کردند این دو بهعنوان «سپر انسانی» مورد استفاده قرار گرفتهاند و از دولت بریتانیا بهدلیل نبود پیشرفت در روند آزادی آنها انتقاد کردند.
بر اساس این گزارش، انفجاری در نزدیکی زندان اوین موجب شکسته شدن پنجرههای بند محل نگهداری کریگ فورمن شده و قطعاتی از سقف و دیوار بر سر زندانیانی فرو ریخت که برای در امان ماندن زیر تختها پناه گرفته بودند.
این دو زندانی بریتانیایی اول اسفند در نامههایی اعلام کردند رفتار دستگاه قضایی حکومت ایران از زمان بازداشتشان دستکم ناقض هفت اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی بوده است.
این دو در نامههای خود به مواردی از جمله نقض حق حفظ کرامت انسانی، اصل برائت، حق انتخاب وکیل، منع تعقیب بدون دلیل، منع تفتیش عقاید و علنی بودن دادگاه اشاره کردهاند.
آنها در این نامه تاکید کردند که هیچ مدرکی دال بر جاسوس بودن کریگ ارائه نشده و تنها مدرکی که علیه لیندزی مطرح شده، کارت ورود به «کنفرانس روانشناسی مثبتگرا اروپا» بوده که نام مردی را نشان میدهد که احتمال داشته اهل اسرائیل باشد.
لیندزی فورمن نوشت بارها درباره دیدگاهش درباره اسرائیل و مذهب بازجویی شده و به او گفته شده که یهودی، فمینیست و حامی اسرائیل است و ایران را کشوری «تاریک» میداند.
به گفته این زوج، پس از چند ماه با پرواز تجاری از کرمان به تهران منتقل شدند و تصور میکردند آزاد خواهند شد، اما پس از پیاده شدن از هواپیما از هم جدا شدند و با چشمان بسته به سلول انفرادی دیگری منتقل شدند.
خانواده لیندزی و کریگ فورمن اعلام کرده بودند این دو نفر به اتهام جاسوسی به ۱۰ سال زندان محکوم شدهاند. این حکم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران صادر شده است. این زوج در ابتدای سال ۲۰۲۵ در حین سفر به ایران با موتورسیکلت، دستگیر شدند.
کوچصفهان، شهری با جمعیتی کمتر از ۱۰ هزار نفر در نزدیکی رشت، مرکز استان گیلان، در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه شاهد اعتراضهایی بود که پیش از آن در این شهر دیده نشده بود. جایی که حضور گسترده مردم، بهویژه جوانان، در مقیاس این شهر کوچک، اتفاقی بزرگ را رقم زد.
بر اساس گزارشها، نیروهای بسیج بههمراه نیروهای اعزامی از شهرهای اطراف از جمله سپاه سلمان سنگر، در این شهر مستقر شدند و حمله به معترضان را با گاز اشکآور و تیراندازی با سلاح جنگی آغاز کردند.
در جریان این تیراندازیها، حداقل ۱۰ نفر در میدان اصلی شهر کشته و شمار زیادی مجروح شدند. امیرمحمد خداپرست، سیدحسین حسینی و پیمان لفوطی، سه نفر از کشتهشدگان آن شب بودند.
پس از این کشتار، روند تحویل پیکرها با فشار و محدودیت همراه بود؛ از ربودن پیکرها تا مجبور کردن خانوادهها به اعلام «بسیجی» بودن جانباختگان و برگزاری مراسم در شرایط امنیتی.
در مواردی نیز خانوادهها برای تحویل گرفتن پیکر نزدیکانشان، ناچار به پرداخت مبالغ سنگین شدند.
روند سرکوب در هفتههای بعد از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ماه در کوچصفهان نیز ادامه یافت.
نیروهای امنیتی با برپا کردن ایست بازرسی، معترضان با آثار جراحت را دستگیر و تلفنهای همراه افراد را به قصد بررسی حضور آنها در تجمعها، بررسی میکردند.
امیرمحمد خداپرست؛ جوانی که با تیر خلاص کشته شد
امیرمحمد خداپرست، ۲۴ ساله و از ساکنان کوچصفهان، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در میدان اصلی این شهر هدف تیراندازی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، او ابتدا با اصابت گلوله به ناحیه پهلو مجروح شد و نیروهای حاضر در محل با شلیک تیر خلاص به سرش، او را کشتند.
به گفته منابع محلی، شدت جراحات به حدی بود که امکان نجاتش وجود نداشت.
خداپرست، شاغل در حوزه محصولات چوبی بود.
پیکر او در سکوت و تحت شرایطی امنیتی، در روستای «بلسبنه» کوچصفهان به خاک سپرده شد.
سیدحسین (آرین) حسینی لالهدشتی؛ جوانی که از پشت هدف گلوله قرار گرفت
سیدحسین (آرین) حسینی لالهدشتی، ۲۲ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در میدان شهرداری کوچصفهان با اصابت گلوله جنگی کشته شد.
بر اساس گزارشها، او در حالی که تلاش میکرد از اصابت گلوله در امان بماند، از پشت هدف چهار گلوله جنگی قرار گرفت و کشته شد.
به گفته شاهدان، نیروهای سرکوب و بسیجی، پیکر او و خداپرست را ساعتهای زیادی در همان محل نگه داشتند و مانع کمک مردم شدند.
منابع مطلع گفتند: «آرین از جوانان زحمتکش و شناختهشده محل بود. او که بهتازگی از خدمت سربازی بازگشته بود، در کنار کارهای روزمره، به پدرش در فروش میوه در بازار روز کوچصفهان کمک میکرد.»
به گفته آشنایانش، او جوانی آرام، مسئولیتپذیر و خانوادهدوست بود که بخش مهمی از وقت خود را صرف کمک به خانواده و کار میکرد.
گزارشها حاکی از آن است که پس از کشتهشدن آرین، نیروهای بسیج مستقر در محل، پیکرش را با خود بردند و برای تحویل آن به خانواده، شروطی از جمله دفن شبانه بدون انجام کامل آیینهای معمول خاکسپاری مانند غسل و کفن مطرح کردند.
در نهایت نیز با تنظیم اسناد ساختگی، او بهعنوان «بسیجی» معرفی شد و بعد پیکرش را به خانواده تحویل دادند.
پیمان لفوطی؛ پدری که نانآور دو خانواده بود
پیمان لفوطی، ۴۰ ساله، ساکن کوچصفهان، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در این شهر هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشها، او هنگام تجمعات آن شب، همراه خواهرش سوار بر موتورسیکلت بود که نیروهای بسیجی آنها را به رگبار بستند. گلولهها به چند ناحیه از بدن پیمان اصابت کرد و در پی خونریزی شدید، جان باخت.
همچنین در این حادثه، خواهر او نیز از ناحیه شکم و روده مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد.
پیکر پیمان، ۱۹ دیماه تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد.
لفوطی پدر دو دختر هفت و ۱۳ ساله بود و به گفته نزدیکانش، نانآور دو خانواده به شمار میرفت. او علاوه بر تامین هزینههای زندگی همسر و فرزندانش، مسئولیت نگهداری و تامین مخارج پدر و مادر بیمار خود را نیز بر عهده داشت.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پیکر کوروش کیوانی، شهروند ایرانی-سوئدی که صبح چهارشنبه ۲۷ اسفند به اتهام جاسوسی برای اسرائیل، بدون اطلاع خانوادهاش اعدام شد، سوم فروردین بهوسیله ماموران امنیتی در بیابانهای خاوران به خاک سپرده شد.
بر پایه این اطلاعات، شب پیش از اجرای حکم، کیوانی را از طریق بلندگو و بدون اطلاع قبلی فراخواندند و او تا صبح، در سلول انفرادی نگهداری شد.
وزارت خارجه سوئد ۲۷ اسفند در بیانیهای اعلام کرد یک شهروند این کشور در ایران اعدام شده است.
کیوانی، ۲۶ خرداد در منطقه کردان بازداشت شده بود.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی بدون ارائه شواهد، اسناد و مستندات، گفته است که او تصاویر و اطلاعات اماکن حساس را در اختیار موساد قرار داده است.
وزارت خارجه سوئد، ۲۹ آذر در پاسخ به ایراناینترنشنال اعلام کرد از گزارشهای تاییدنشده درباره صدور حکم اعدام برای یک شهروند سوئدی در ایران آگاه است، گزارشها در این خصوص «بسیار جدی» تلقی میشود و موضع سوئد و اتحادیه اروپا در این زمینه کاملا روشن است.
بر اساس اطلاعات یک منبع آگاه، کوروش علاقه زیادی به موتورسواری، بهویژه پریدن با موتور داشت و در روز بازداشت هم در منطقه کوهستانی کردان مشغول موتورسواری بود.
به گفته این منبع، ماموران هنگام بازداشت، تلفن همراه او را ضبط کرده و عکسهایی را که از طبیعت گرفته بود، بهعنوان مستنداتی مبنی بر ارتباط با موساد و شبکههای معاند، در پروندهاش ثبت کردند.
خانواده کیوانی حدود ۴۰ روز از وضعیتش بیاطلاع بودند. کوروش نزدیک به هشت ماه در سلول انفرادی نگهداری شد و به او وعده داده شده بود در صورت پذیرش اتهامات و اعتراف اجباری، آزاد خواهد شد.
وزارت خارجه سوئد در پاسخ به ایراناینترنشنال، اعدام کیوانی را محکوم کرد.
ماریا مالمر استنرگارد، وزیر خارجه این کشور، با ابراز تاسف عمیق از اجرای این حکم، بر همدردی دولت سوئد با خانواده این فرد در سوئد و ایران تاکید کرد.
بر اساس اعترافات اجباری منتشر شده، کوروش گفته بوده «به دلیل نیاز مالی و مساله اقامت، ناچار به جاسوسی شده» است.
با این حال، طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، او حدود ۱۰ سال در سوئد زندگی کرده و با مشکل مالی مواجه نبوده است.
همچنین از او بهعنوان فردی باهوش که به شش زبان تسلط داشته، یاد شده است.