نتانیاهو: با قدرتی فزاینده در حال نابودی جمهوری اسلامی هستیم
بنیامین نتانیاهو گفت با قدرتی فزاینده در حال نابودی حکومت «تروریستی» ایران هستند و عملیات برای حمله به مردم ایران نیست.
او افزود خلبانان اسرائیلی هواپیماهای ترابری و دهها هلیکوپتر را منهدم کرده و به راهآهنها و پلهای مورد استفاده سپاه پاسداران حمله کردهاند.
در پی درگیری میان پلیس استانبول و سه مهاجم مسلح در برابر برجی که کنسولگری اسرائیل در آن قرار دارد، یکی از مهاجمان کشته شد و دو تن دیگر زخمی و بازداشت شدند. این حادثه همچنین به جراحت دو مامور پلیس انجامید. رییسجمهوری ترکیه این حمله را خائنانه خواند و آن را محکوم کرد.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۱۸ فروردین بهنقل از شاهدان عینی گزارش داد تیراندازی دستکم ۱۰ دقیقه در نزدیکی یک ایست بازرسی امنیتی در مرکز قطب مالی ترکیه ادامه یافت.
ویدیویی که در اختیار رویترز قرار گرفته، نشان میدهد یکی از مهاجمان با پوششی تیره و کولهپشتی بر دوش، در میان ماشینهای پلیس و نیروهای امنیتی در حرکت است و با سلاحهای خودکار و کمری اقدام به تیراندازی میکند.
مقامهای ترکیه و اسرائیل اعلام کردند در زمان وقوع این حمله، هیچیک از کارکنان اسرائیلی کنسولگری که در یکی از طبقات این برج شیشهای قرار دارد، در محل کار خود حضور نداشتند.
مصطفی چیفتچی، وزیر کشور ترکیه، بدون ذکر نامی مشخص اعلام کرد مهاجمان با گروهی در ارتباط بودند که «از دین سوءاستفاده میکند».
او افزود دو نفر از مهاجمان برادر بودند و با خودرویی اجارهای از شهر ازمیت به محل آمده بودند.
مقامهای ترکیه تا لحظه تنظیم این خبر انگیزه مهاجمان را اعلام نکردهاند.
داوود گل، استاندار استانبول، ۱۸ فروردین گفت در جریان تیراندازیها در این شهر، دو مامور پلیس دچار جراحات سطحی شدند.
واکنش اردوغان و سفیر آمریکا
رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، حمله استانبول را «هولناک» خواند و آن را محکوم کرد.
اردوغان گفت: «ما به مبارزه خود علیه همه اشکال تروریسم ادامه خواهیم داد و اجازه نمیدهیم که تحریکات ننگین به فضای امنیتی ترکیه آسیب برساند.»
او ادامه داد: «همه بدانند که ما حمله خائنانهای را که در بشیکتاش استانبول رخ داد و با مداخله نیروهای امنیتی قهرمانمان خنثی شد، محکوم میکنیم.»
در سوی دیگر، تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت هدف این حمله کنسولگری اسرائیل بوده است. باراک این حمله را محکوم کرد.
کمی پس از آغاز جنگ حماس و اسرائیل در سال ۲۰۲۳، دیپلماتهای اسرائیلی کنسولگری این کشور در استانبول را ترک کردند.
این درگیری موجی از اعتراضات گسترده حامیان فلسطین را در برابر کنسولگری اسرائیل در استانبول و سایر نقاط ترکیه برانگیخت و به تیره شدن چشمگیر روابط دیپلماتیک دو کشور انجامید.
ترکیه که از منتقدان جدی کارزار نظامی اسرائیل در غزه به شمار میرود، در نوامبر ۲۰۲۳ سفیر خود را از اسرائیل فراخواند و از آن زمان روابط دیپلماتیک دو طرف در حالت تعلیق قرار دارد.
رویترز در ادامه نوشت از آن زمان تاکنون، نیروهای پلیس مجهز به سلاحهای سنگین در محدوده وسیعی پیرامون کنسولگری مستقر هستند.
در سالهای اخیر، سطح خشونتهای شبهنظامیان در ترکیه بهطور قابل توجهی کاهش یافته است. این در حالی است که در فاصله سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶، همزمان با گسترش بحران داخلی سوریه، گروههای اسلامگرا، کرد و چپگرا مجموعهای از حملات را در ترکیه انجام داده بودند.
آخرین رویداد از این دست به اواخر سال گذشته میلادی بازمیگردد؛ در جریان درگیری مسلحانه در شهر یالوا در شمالغرب ترکیه، سه مامور پلیس و شش عضو داعش کشته شدند.
صبح شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ جنگ دوم آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی آغاز شد. دونالد ترامپ ششم فروردین گفت انتظار دارد عملیات ۴ تا ۶ هفته طول بکشد و اکنون این جنگ در هفته پنجم است. چه چیزی در پایان این عملیات در پیش خواهد بود؟
برای آن که به برآوردی درباره آنچه در پیش است دست یابیم، ابتدا باید بر اساس شواهد، روزنهای به واقعیت ایران بیابیم که در قطعی اینترنت، زیر غبار تحلیلها و جنگ روانی پنهان مانده است.
آبدانان شهری از شهرهای استان ایلام است که بسیاری از مردم ایران تا دیماه ۱۴۰۴ نام آن را نشنیده بودند. شهرت اخیر این شهر بهدلیل حجم خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در آن بود. اهالی آبدانان حتی وقتی سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، برای مراسم چهلم همشهریان خود گرد هم آمدند، با تیراندازی نیروهای سرکوب مواجه شدند. همان مردم که حتی سوگشان هم سرکوب شد، ۱۷ روز بعد، این صحنه از انفجار مهیب کلانتری شهرشان را دیدند.
این تنها یک مورد از هزاران مورد است که در قطعی اینترنت خبرش به بیرون رسید.
کلانتری و پاسگاه بهویژه در شهرهای کوچک، نماد اقتدار حکومت مرکزی هستند. تعدادشان هم چندان زیاد نیست.
در شهری مثل آبدانان، دو ماه بعد از سرکوب خونین دیماه و حدود دو هفته پس از تیراندازی به مراسم سوگواری، دیدن انفجار و انهدام پاسگاه و مقر سپاه پاسداران، برای اهالی، احتمالا تصویر بسیار عمیقی از عدالت از یکسو و شکست اقتدار جمهوری اسلامی ترسیم میکند.
خبر هدف قرار گرفتن دهها کلانتری و پایگاه بسیج از پایتخت کشور تا شهرهای کوچک تاکنون منتشر شده است. ۱۳۰ مورد آن قابل شناسایی بوده، اما قطعا این عدد نهایی نیست.
اعلانهای رسمی آمریکا و اسرائیل، از دستکم ۱۵ هزار هدف خبر میدهند که روزبهروز در حال افزایش است. قطعا تمام این ۱۵ هزار هدف، کلانتری نبودند و حجم زیادی از آنها مربوط به پایگاههای موشکی و تعداد کمتری مربوط به شناورهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است.
۱۵ هزار هدف قطعا تلفات سنگینی داشته است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، نزدیک به ۵ هزار نیروی سرکوب کشته و حدود ۲۱ هزار نفر نیز زخمی شدند.
شواهد بیشتری نشان میدهد عملیات اسرائیل و تا حدودی ایالات متحده در ایران، صرفا رفع تهدید نظامی علیه اسرائیل نیست.
در مرکز پایتخت، شهروندان وقتی از خیابان شریعتی وارد خیابان معلم میشدند، حال و هوایی غیر عادی بر فضا حاکم بود. پارک کردن در حاشیه بخشی از این خیابان ممنوع بود. آنجا دادگاه انقلاب بود. ساختمانی که نمادی از بیرحمی و بیعدالتی جمهوری اسلامی بهشمار میرفت.
بسیاری از ایرانیان که در طول عمر جمهوری اسلامی، در چند دقیقه احکام اعدام دریافت کردند، در همین ساختمان محاکمه نمایشی شدند.
شعبه محل خدمت ابولقاسم صلواتی، مشهور به «قاضی صلواتی» در همین ساختمان واقع شده بود. یکشنبه ۱۰ اسفند، تمام کسانی که با وحشت وارد آن ساختمان شده بودند، به چشم دیدند که آن بنا منفجر شد، منهدم شد و فروریخت.
این تصویری از ریزش اقتدار جمهوری اسلامی بود.
سازمان صداوسیما که علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، آن را مستقیما زیر نظر داشت، محلی برای اخذ اعترافات اجباری بود.
روحالله زم، مدیر مجموعهای به نام «آمد نیوز»، بهدست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ربوده و در دادگاه جمهوری اسلامی، به اعدام محکوم شد. اما این تمام قصه نبود. ۲۲ مهر ۱۳۹۸، علی رضوانی، یکی از کارکنان سازمان امنیتی صداوسیما، مقابل او نشست و در نمایشی، این زندانی را ریشخند کرد.
موضوع فقط زم نبود؛ وقتی کانال تلگرامی زم را در گوشی موبایل به او نشان میداد و با نیشخند به او میگفت «فکر میکردی به دام بیافتی؟» رضوانی به سایر ایرانیانی که به طور بالقوه احتمال مخالفت داشتند، درس عبرت میداد.
اکنون آن ساختمان برای دومین بار هدف قرار گرفت.
موضوع فقط نیرو نیست!
بسیاری از ساختمانها پیش از حملات تخلیه شده بودند.
یکی از بالاترین تلفات نیروهای سرکوب، در حمله به سالن ۱۲ هزار نفری استادیوم آریامهر (آزادی) رخ داد. جایی در غرب تهران و در نزدیکی مقر یگانهای تخصصی سرکوبگر فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی (فراجا) که به نظر میرسد همان نیروها به آن سالن منتقل شده بودند.
همین یک مورد بهخوبی نشان میدهد بانک اهداف آمریکا و اسرائیل تا چه حد بهروز است.
پس چرا ساختمانها را هدف قرار میدهند؟
پاسخ شاید این است که این ساختمانها نماد هستند. پایگاه بسیج مقداد در غرب تهران، تنها یک ساختمان نیست. اهالی پایتخت به خوبی می دانستند آنجا ساختمانی عادی نیست. در ۲۵ خرداد ۸۸، از بالای در همین پایگاه با سلاح جنگی به معترضان شلیک شد. معترضانی که در راهپیمایی سکوت، راه اعتراض مسالمتآمیز را امتحان میکردند. آنجا، در مجاورت هیات رزمندگان غرب تهران هم قرار داشت. محفلی برای توزیع رانت. بسیاری از مداحان شناخته شده حکومتی، از همین محفل به مراسم بیت رهبری راه یافته بودند.
در شرق تهران هم پایگاه بسیج کربلا، نقشی مشابه پایگاه مقداد داشت.
از طرفی، یگانهای امنیتی «امام علی»، که برخلاف نامشان چیزی جز دستههای موتورسوار نیستند، تجهیزاتی دارند. موتورهای سنگین که اکثرا دستکاری شدهاند تا صدای بیشتری از اگزوزشان خارج شود، در اعتراضات به میان مردم میروند تا رعب و وحشت ایجاد کنند.
این موتورها، کامپیوترها، پروندهها و سرورها و بسیاری دیگر از ابزار سرکوب باید جایی مستقر شوند. آنها چه در این پایگاهها بودند، چه در ورزشگاه، هدف قرار گرفتند.
یکی از همین دستهجات «امام علی» در یک ورزشگاه در تهران مخفی شده بود که همان هم هدف قرار گرفت.
ویدیوهای منتشر شده از حملات هم به دفعات نشان دادهاند که پس از انفجار در ساختمانی بهظاهر مسکونی یا تجاری، ورقههایی از احکام و اسناد رسمی، نظیر امریههای سپاه پاسداران برای سربازی اجباری، در هوا پخش شدهاند.
شلیک به اقتدار
هنوز دو ماه نشده که مجید خادمی، فرمانده کشتهشده سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، اواخر بهمن ۱۴۰۴ در یک برنامه تلویزیونی گفت به هزاران تن از نیروهای امنیتی که در معرض ریزش بودند، تذکر داده شده و تعداد زیادی از آنها هم احضار شدند.
اکنون او مُرده است. پیش از او هم وزیر اطلاعات کشته شد. اکنون آن کسانی که تذکر دریافت کرده بودند، در صفحه تلویزیون صداوسیمای جمهوری اسلامی اعلان مرگ او و کسانی را تماشا میکنند که در بالاترین سطح هرمی حضور داشتند که آنها را تهدید کرده بود.
فردای اعلام پایان جنگ و قضیه زیرساختها
اظهارات ترامپ نشان میدهد اطلاعات دقیقتری از واقعیت جامعه ایران نسبت به بسیاری از تحلیلگران دارد. او در ابتدای جنگ دوم به مردم ایران گفته بود در خانه بمانند تا کار ارتش آمریکا و اسرائیل تمام شود.
چیز زیادی تا ۶ هفته شدن حملات باقی نمانده است. شاید با اختلافی کم و بیش، اما عملیات نظامی بالاخره به پایان خواهد رسید. پس از پایان چه باقی میماند؟
گزارش رسمی مرکز آمار از تورم اسفند نشان میدهد تورم نقطهبهنقطه خوراکیها اسفند ۱۴۰۴، از ۱۱۳ درصد گذشته است. در مواردی نظیر روغن، تورم تا ۲۲۰ درصد هم ثبت شده است. اینها ارقامی تاریخی هستند که در گرد و غبار جنگ، چندان به آنها توجه نشده است. دور از ذهن نیست که این تورم خوراکیها، با فاصلهای کوتاه، در بهار ۱۴۰۵ خود را در اجارهبها نشان دهد.
شهروندان ایرانی میماند و روغنی که ۲۲۰ درصد گران شده است، نانی که ۱۴۰ درصد افزایش قیمت داشته و حقوقی که تنها ۲۰-۳۰ درصد افزایش یافته است.
آن زمان که جنگی رخ نداده بود، توجیه مقامهای جمهوری اسلامی برای وضعیت وخیم اقتصادی، تحریم آمریکا بود. اکنون و پس از جنگ، جنگ هم به آن اضافه میشود. اما به هر دلیل واقعی و بهانهای، این سفره مردم است که از قبل هم کوچکتر خواهد شد.
خاموشیهای منظم در ایران از سال ۱۴۰۳ شدت گرفت. علت هم عدم تخصیص اعتبار ۲۰ تا ۳۵ میلیارد دلاری برای بهینهسازی شبکه توزیع و نوسازی زیرساختهای انتقال بود.
ساخت هر نیروگاه یکهزار مگاواتی، حدودا ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد دلار هزینه دارد. بر این اساس، سالها عدم نوسازی شبکه برق کشور، معادل ۲۰ تا ۷۰ نیروگاه متوسط به کشور آسیب زده است. توجه کنید که این آسیب، ناشی از فعالیت جمهوری اسلامی در خاک ایران بوده، نه حملات خارجی. اکنون در کل کشور، ایران فقط ۲۰ نیروگاه بیش از ۱۰۰۰ مگاواتی دارد.
در واقع ورای تحلیلهای سیاسی، اعداد هم میگویند ادامه حیات جمهوری اسلامی، شبیه به جنگی خانمانبرانداز اما خاموش، بزرگترین آسیبها را به ایران وارد کرده است.
به گفته ترامپ، ۴۵ هزار ایرانی در دیماه قتلعام شدند. با در نظر گرفتن دایره سوگ، اکنون چیزی حدود ۸۰۰ هزار بازمانده از آن روزهای شوم وجود دارد؛ ۸۰۰ هزار بازمانده سوگوار خشمگین که با چشم خود، انهدام مراکز سرکوب و فرماندهانی را دیدند که فرمان قتل عزیزانشان را صادر کردند.
ماشین سرکوب جمهوری اسلامی دیگر آن اقتدار و هیمنه سابق را ندارد. دیوارهای وزارت اطلاعات فرو ریخته و مردم پشت آن ساختمان مرموز را دیدند.
کسی نمیداند زیرساختهای کشور چرا و چقدر آسیب دیده و چقدر آسیب خواهد خورد. اما احتمالا آسیب به توربین اصلی واحد «فجر-۱» شرکت «فجر انرژی خلیج فارس» در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، آنقدر برای مرد یا زنی که فرزند برومندش در آبدانان دو ماه قبل کشته شد، اهمیت ندارد، که دیدن انفجار کلانتری آبدانان برایش مهم بود.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، منابع محلی از وقوع حملات شبانه به یک مجتمع پتروشیمی در شرق عربستان سعودی خبر دادند. این حملات تنها چند ساعت پس از هدف قرار گرفتن تاسیسات مشابه در ایران انجام شد.
یک منبع آگاه در محل حادثه، سهشنبه ۱۸ فروردین به خبرگزاری فرانسه گفت: «حمله باعث بروز آتشسوزی در کارخانههای سابیک (Sabic) در منطقه الجبیل شده است.»
این منبع تاکید کرد که صدای انفجارها «بسیار بلند» بود.
شرکت صنایع پایه عربستان سعودی (سابیک) یکی از غولهای صنعت شیمیایی جهان محسوب میشود.
منطقه الجبیل نیز یکی از بزرگترین مناطق صنعتی دنیاست که در آن فولاد، بنزین، محصولات پتروشیمی، روغن و کودهای شیمیایی تولید میشود.
همزمان با افزایش تنشها در منطقه، پل ملک فهد که عربستان سعودی را به پادشاهی بحرین متصل میکند، اوایل روز سهشنبه به وقت محلی موقتا بسته شد.
موسسه عمومی پل ملک فهد در پیامی در شبکه ایکس اعلام کرد تردد وسایل نقلیه به عنوان یک «اقدام احتیاطی» در پی حملات جمهوری اسلامی موقتا متوقف شده است.
پل ۲۵ کیلومتری ملک فهد، تنها مسیر ارتباط زمینی بحرین با عربستان سعودی است.
همزمان با این تحولات، والتر راسل مید، پژوهشگر ارشد اندیشکده هادسون و ستوننویس روزنامه والاستریت ژورنال، در تحلیلی به ارزیابی پیامدهای جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی پرداخت و به فرصتها یا تهدیدهایی که این جنگ در چهارگوشه جهان میتواند در پی داشته باشد، اشاره کرد.
او در یادداشت خود تاکید کرد: «اکنون که جنگ ایران وارد ششمین هفته خود شده است، هنوز نمیدانیم این جنگ چگونه یا چه زمانی پایان خواهد یافت. اما میدانیم که این جنگ اهمیت دارد. بسیار زیاد. همه جنگها برای کسانی که درگیر آنها هستند اهمیت شدیدی دارند، اما هر جنگی برای کل جهان مهم نیست. جنگ ایران چنین است، و هر قدرت بزرگ و نزدیک به بزرگ در حال تنظیم راهبردهای سیاست خارجی خود در پرتو جنگی است که سیاست جهانی را از نو شکل میدهد.»
حملات متقابل در جنگ ایران سهشنبه ۱۸ فروردین ادامه یافت، در حالی که تهران در آستانه ضربالاجلی که دونالد ترامپ تعیین کرده، از بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش آتشبس خودداری کرده است. ضربالاجلی که بر اساس آن، حکومت ایران یا باید «از میان برداشته شود» یا به خواستههای آمریکا تن دهد.
خبرگزاری رویترز نوشت که با این حال، در نشانهای احتمالی از پیشرفت دیپلماتیک، سفیر جمهوری اسلامی در پاکستان اعلام کرد تلاشهای «مثبت و سازنده» اسلامآباد برای میانجیگری بهمنظور پایان جنگ، «به مرحلهای حساس و تعیینکننده» نزدیک شده است.
به گفته یک منبع آگاه، تهران پیشنهاد واشینگتن را که با میانجیگری پاکستان برای آتشبس فوری و رفع انسداد عملی تنگه هرمز و سپس آغاز مذاکرات برای توافقی گستردهتر ظرف ۱۵ تا ۲۰ روز ارائه شده بود، رد کرد.
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی (ایرنا) گزارش داد پاسخ تهران شامل ۱۰ بند بوده است؛ از جمله پایان درگیریها در منطقه، تدوین پروتکل عبور امن از تنگه هرمز، رفع تحریمها و بازسازی کشور.
۱۷ فروردین، رییسجمهوری آمریکا گفت «کل کشور [ایران] را میتوان در یک شب از میان برد» و افزود آن شب «ممکن است همین فردا شب باشد».
ترامپ تهدید کرد در صورت عدم توافق تا مهلت تعیینشده، نیروگاهها و زیرساختهای ایران را نابود خواهد کرد.
او هشدار داد در صورت حاصل نشدن توافق، تا نیمهشب چهارشنبه به وقت شرق آمریکا (۰۴:۰۰ به وقت گرینویچ)، «تمام پلهای ایران نابود خواهند شد» و «تمام نیروگاههای برق از کار خواهند افتاد، خواهند سوخت، منفجر خواهند شد و دیگر هرگز قابل استفاده نخواهند بود».
بامداد ۱۸ فروردین، ارتش اسرائیل اعلام کرد موجی از حملات هوایی را علیه زیرساختهای حکومتی در تهران و مناطق دیگر به پایان رسانده و همزمان سامانههای پدافندی خود را برای رهگیری موشکهای شلیکشده از ایران فعال کرده است.
اسرائیل همچنین با انتشار هشداری از شهروندان ایرانی خواست تا عصر سهشنبه از قطارها و خطوط راهآهن فاصله بگیرند و اعلام کرد: «حضور شما در قطارها و در نزدیکی خطوط ریلی جان شما را به خطر میاندازد.»
از سوی دیگر، وزارت دفاع عربستان سعودی اعلام کرد موشکهای بالستیکی را که بهسوی مناطق شرقی این کشور شلیک شده بودند، رهگیری کرده و بقایای آنها در نزدیکی تاسیسات انرژی سقوط کرده است؛ بدون آن که عامل شلیک را مشخص کند.
به گفته مقامها، از زمان آغاز جنگ ۹ اسفند، عربستان سعودی هدف صدها موشک و پهپاد قرار گرفته که بیشتر آنها رهگیری شدهاند.
امارات متحده عربی، بحرین و عربستان سعودی نیز ۱۸ فروردین بهطور همزمان هشدارهای عمومی صادر کردند و پل ارتباطی عربستان سعودی و بحرین بهطور موقت و بهعنوان اقدام احتیاطی، بسته شد.
در حالی که زیرساختهای غیرنظامی در سراسر منطقه هدف حملات قرار گرفتهاند، ترامپ نگرانیها را درباره اینکه تهدید او برای نابودی نیروگاههای ایران میتواند مصداق «جنایت جنگی» باشد، رد کرد و گفت «اصلا» نگران چنین موضوعی نیست.
او افزود: «امیدوارم مجبور به انجام این کار نشوم.»
امیرسعید ایروانی، نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد، تهدید ترامپ را «تحریک مستقیم به تروریسم» و «نشانهای روشن از قصد ارتکاب جنایت جنگی بر اساس حقوق بینالملل» توصیف کرد.
فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی نیز ترامپ را «دچار توهم» خواند.
علیرضا رحیمی، معاون وزیر ورزش و جوانان، از هنرمندان و ورزشکاران خواست ۱۸ فروردین در اطراف نیروگاههای برق در سراسر کشور زنجیرههای انسانی تشکیل دهند.
او گفت: «دست در دست هم میایستیم تا بگوییم حمله به زیرساختهای عمومی جنایت جنگی است.»
با نزدیک شدن به زمان تعیین شده در ضربالاجل ترامپ و نبود چشمانداز روشن برای بازگشایی تنگه هرمز، قیمت نفت در حدود ۱۱۰ دلار در هر بشکه نوسان داشت.
جمهوری اسلامی عملا تنگه هرمز را بسته است. مسیری که حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکند و بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای فشار تهران شناخته میشود. اهرمی که حکومت ایران تمایلی به واگذاری آن ندارد.
بهای نفت برنت با افزایش یک درصدی به ۱۱۱.۵۳ دلار در هر بشکه رسید. افزایشی که از آغاز جنگ تاکنون بیش از ۵۰ درصد بوده است. نفت خام وستتگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با رشد ۰.۸ درصدی به ۱۱۳.۳۱ دلار رسید.
رویترز نوشت: «ترامپ در آستانه یک بحران سیاسی قرار گرفته است، چرا که ایران برخلاف پیشبینیهای اولیه او به حریفی سرسخت تبدیل شده.»
جنگی که به گفته رییسجمهوری آمریکا با هدف جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای و توسعه موشکهای حامل آن آغاز شده بود، با کشته شدن ۱۳ نظامی آمریکایی از زمان آغاز درگیریها پیش رفت و وضعیت زمانی حساستر شد که یک جنگنده اف-۱۵یی ایالات متحده ۱۵ فروردین سرنگون شد و یکی از دو خدمه آن در داخل خاک ایران گرفتار ماند.
موفقیت عملیات نجات برای خارج کردن این افسر متخصص تسلیحات از خاک ایران، از تشدید یک بحران سیاسی برای ترامپ جلوگیری کرد.
تاکنون در مجموع هزاران نفر در جریان این جنگ در خاورمیانه کشته شدهاند، از جمله سه هزار و ۵۴۶ نفر در ایران؛ به گفته مجموعه حقوق بشری هرانا مستقر در آمریکا. و نزدیک به هزار و ۵۰۰ نفر در لبنان؛ جایی که اسرائیل نیروهای حزبالله، گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است.
به گزارش اورشلیمپست، در دو پرونده امنیتی جداگانه در شهرهای اشکلون و اورشلیم، فعالیتهای مرتبط با دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در حال بررسی است.
این پروندههای جاسوسی شامل مواردی مانند تولید مواد منفجره و تلاش برای جذب نیرو در فضای مجازی است.
پرونده اشکلون؛ تولید مواد منفجره
دوشنبه ۱۷ فروردین، دادگاه اشکلون اجازه انتشار جزئیات محدودی از یک پرونده امنیتی حساس را صادر کرد.
در این پرونده، چند نفر متهم هستند که به عوامل ایرانی خدماتی ارائه دادند. واحد مبارزه با جرایم بینالمللی پلیس اسرائیل (لاهاو ۴۳۳) در حال بازجویی از این مظنونان است.
بازرسان در حال بررسی این موضوع هستند که آیا متهمان به درخواست تهران اقدام به ساخت مواد منفجره و آزمایش آن کردهاند یا خیر.
این اتفاقات که در بحبوحه جنگ با جمهوری اسلامی رخ میدهد، نگرانی مقامات اسرائیلی را افزایش داده است.
اسرائیل نهتنها نگران حملات مستقیم موشکی است، بلکه نسبت به جذب شهروندان خود برای انجام ماموریتهای داخلی نیز هشدار میدهد.
طبق گزارش سالانه شینبت، در سال ۲۰۲۵ برای ۲۵ اسرائیلی و اتباع خارجی به اتهام جاسوسی برای جمهوری اسلامی کیفرخواست صادر شد.
در همین سال، ۱۲۰ مورد تلاش برای جاسوسی خنثی شد. آمارها نشان میدهد تلاش تهران برای جذب جاسوس اسرائیلی در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال قبل از آن، ۴۰۰ درصد افزایش یافت.
الگوی این فعالیتها اغلب مشابه است. عوامل جمهوری اسلامی از طریق اینترنت یا واسطهها، افراد را با وعده پول جذب کرده و بهتدریج آنها را به سمت ماموریتهای خطرناکتر سوق میدهند.
پرونده اورشلیم نیز همین الگو را دنبال کرده است. آنچه پرونده اشکلون را متمایز میکند، سوءظن به انجام خدماتی مانند تولید و آزمایش مواد منفجره است.