روزنامه اورشلیمپست در سرمقاله روز دوشنبه ۱۰ فروردین، آیندهای را که شاهزاده رضا پهلوی درباره ایران پس از جمهوری اسلامی ارائه میدهد، نه یک توهم بلکه چشماندازی خوانده که شایسته توجه است و ارزش شنیدن دارد.
شورای سردبیری اورشلیمپست در یادداشت خود با اشاره به سخنان شاهزاده رضا پهلوی در کنفرانس اقدام سیاسی محافظهکاران (سیپک) در تگزاس تاکید کرده که این سخنان را باید مورد توجه قرار داد و همزمان آن را در برابر واقعیتهای سیاسی و خطرات منطقهای سنجید.
شاهزاده رضا پهلوی شنبه هشت فروردین در سخنرانی خود در این نشست خواستار برچیدن کامل جمهوری اسلامی شد و از مخاطبان خواست «خاورمیانهای جدید را تصور کنند که در آن ایران دوست اسرائیل است».
او گفت پس از جمهوری اسلامی، ایرانِ شریک دموکراتیک ایالات متحده و اسرائیل خواهد بود.
بهنوشته اورشلیمپست او درعین حال نسبت به هرگونه توافق با رژیم کنونی هشدار داد و گفت اپوزیسیون ایران همچنان پراکنده است.
شورای سردبیری اورشلیمپست در یادداشت خود تاکید کرده که این واقعیتها باید در ابتدا بیان شوند، زیرا هم وعده و هم محدودیتهای پیام شاهزاده رضا پهلوی را تعریف میکنند.
در این یادداشت گفته شده که او یک پیمان صلح، یک ائتلاف حاکم، یا نقشه راهی که احتمالا هفته آینده محقق شود ارائه نکرد اما استدلالی علنی و صریح را مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی نماینده تمام ایران نیست و دشمنی با اسرائیل دکترین یک رژیم است، نه حقیقتی ابدی درباره ایران، مطرح کرد.
بهنوشته شورای سردبیری اورشلیمپست این تمایز برای اسرائیلیها اهمیت دارد. برای نزدیک به نیم قرن، جمهوری اسلامی با پول، سلاح، آموزش و ایدئولوژی در یک کارزار منطقهای علیه دولت یهود سرمایهگذاری کرده است. حزبالله، شبهنظامیان عراقی و حوثیها همگی بخشی از این سیستم فشار بودهاند. اسرائیلیها، بهدرستی، آموختهاند که تهران را بهعنوان مرکز یک جنگ طولانی که از طریق موشکها، نیروهای نیابتی و تروریسم انجام میشود، تلقی کنند.
اسرائیل و ایران وزن تاریخی مشترکی دارند
بهنوشته اورشلیمپست پهلوی از اسرائیلیها میخواهد ایران را از رژیمی که از سال ۱۳۵۷ بر آن حکومت کرده جدا کنند. این یک ادعای سیاسی جدی است. همچنین باری تاریخی دارد. زمانی که او از کوروش بزرگ یاد میکند، تلاش دارد ایران را در داستانی بسیار قدیمیتر قرار دهد، داستانی که شامل تساهل ایرانی، حافظه یهودی، و دورهای پیش از آن است که جمهوری اسلامی دشمنی با اسرائیل را به هویت دولتی تبدیل کند.
شورای سردبیری اورشلیمپست در سرمقاله خود تاکید کرده که معتقد است این ادعا شایسته آن است که حتی از سوی کسانی که در به قدرت رسیدن شاهزاده رضا پهلوی تردید دارند، بهطور جدی شنیده شود.
این روزنامه افزوده است که اسرائیلیها دلیلی برای سادهلوحی ندارند. حاکمان ایران همچنان نیروهایی را که غیرنظامیان و سربازان اسرائیلی را هدف قرار میدهند تامین مالی، تسلیح و هدایت میکنند. یک سخنرانی در تگزاس میدان نبرد را تغییر نمیدهد. حزبالله را خلع سلاح نمیکند. کشتار هفت اکتبر یا سالها استقرار ایران در سراسر منطقه را پاک نمیکند. احساسات، راهبرد نیستند و شعارها واقعیتهای موجود در میدان را تغییر نمیدهند.
با این حال شورای سردبیری اورشلیمپست افزوده است: «اما راهبرد همچنین مستلزم توانایی تشخیص یک گشایش زمانی است که پدیدار میشود. خود توافقهای ابراهیم برای سالها بهعنوان یک خیال دیپلماتیک تلقی میشدند. سپس رهبران تصمیم گرفتند آنچه را بسیاری ترجیح میدادند فقط در خلوت درباره آن صحبت کنند، بهطور علنی بیان کنند: اینکه منافع مشترک از فرمولهای قدیمی قویتر است و عادیسازی علنی اهداف واقعی ملی را تامین میکند.»
این روزنامه نوشته است: «پهلوی تلاش میکند کاری مشابه را با ایران انجام دهد. او به مخاطبان غربی، کشورهای عربی، اسرائیلیها، دیاسپورای ایرانی و ایرانیان داخل کشور میگوید که همراستایی متفاوتی ممکن است، و اینکه اسرائیل لازم نیست برای همیشه بهعنوان دشمن سازماندهنده سیاست ایران باقی بماند.»
شورای سردبیری اورشلیمپست با تایید این نظر که اپوزیسیون جمهوری اسلامی پراکنده است و در هر قضاوت باید این نکته را به رسمیت شناخت، افزوده است: «اعلام یک چشمانداز آسانتر از ساختن آن است. سقوط یک رژیم اگر رخ دهد، بهطور خودکار نظم لیبرال، نهادهای پاک یا جانشینی باثبات ایجاد نمیکند.»
به نوشته این روزنامه، «با این حال، در اینکه یک چهره عمومی ایرانی بهروشنی چیزی را بیان میکند که بسیاری دیگر از گفتن آن میپرهیزند، ارزشی وجود دارد. در رد این دروغ رژیم جمهوری اسلامی که نفرت از اسرائیل نشانه اصالت ایرانی است، ارزشی وجود دارد. در فراهم کردن زبانی برای اسرائیلیها و ایرانیان برای چیزی غیر از جنگ دائمی، ارزشی وجود دارد.»
شورای سردبیری اورشلیمپست در سرمقاله خود از سیاستگذاران در اورشلیم و واشینگتن خواسته است که قضاوتی واقعگرایانه و سختگیرانه داشته باشند: «پهلوی نباید رمانتیکسازی شود. او باید با واقعیت سیاسی، با سازماندهی، با میزان حمایت در داخل ایران، و با تواناییاش برای تبدیل نمادگرایی به یک جایگزین معتبر آزموده شود. اما در عین حال، او نباید از سر عادت نادیده گرفته شود.»
در این سرمقاله گفته شده است که یکی از شکستهای مکرر غرب در قبال ایران، محدود بودن تخیل آن بوده است. رویکرد غرب در قبال جمهوری اسلامی، اغلب میان ترس از رژیم و سازش با آن در نوسان بوده، گویی رژیم تنها ایرانِ موجود است.
در پایان این سرمقاله گفته شده است: «اسرائیل نمیتواند سیاست خود را تنها بر امید بنا کند. اما میتواند زمانی را که یک صدای ایرانی از چیزی سخن میگوید که بهندرت در این منطقه شنیده میشود، تشخیص دهد: استدلالی که صلح با اسرائیل را درون یک چشمانداز مشروع از آینده ایران قرار میدهد. آن افق دور است، اما ارزش نام بردن دارد.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.