واینت:نادیده گرفتن تسلط تهران بر تنگه هرمز باعث کنترل کشتیرانی جهانی توسط سپاه میشود
سایت اسرائیلی واینت نوشت توافق آتشبس که تسلط جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز را نادیده میگیرد، خطر مشروعیت بخشیدن به کنترل سپاه پاسداران بر کشتیرانی جهانی و افزایش هزینههای انرژی برای اسرائیل و غرب را به همراه دارد.
واینت:نادیده گرفتن تسلط تهران بر تنگه هرمز باعث کنترل کشتیرانی جهانی توسط سپاه میشود | ایران اینترنشنال
وبسایت واینت، پنجشنبه ششم فروردین، نوشت: «شکافی عمیق میان تلاشهای دیپلماتیک در واشینگتن و شرایط بیثبات خلیج فارس شکل گرفته است.» این گزارش افزود در حالی که دولت ایالات متحده از طریق واسطهها یک طرح ۱۵ مادهای برای آتشبس - با تمرکز ویژه بر برنامه هستهای جمهوری اسلامی - ارائه کرده، تهران همزمان در مسیر تثبیت کنترل خود بر مسیرهای ترانزیت دریایی گام برمیدارد.
این سایت اضافه کرد با محدود شدن تنگه هرمز برای تجارت جهانی، جمهوری اسلامی اکنون بیش از دومیلیون دلار هزینه ترانزیت از کشتیهایی که به دنبال عبور امن از تنگه هرمز هستند، مطالبه میکند.
امین ایوب، عضو انجمن خاورمیانه، تحلیلگر سیاسی و نویسنده ساکن مراکش، در یادداشت خود برای واینت اشاره کرد این وضعیت «فرآیند صلح جامع را پیچیده میکند و سیستمی از کنترل دریایی فراقانونی را معرفی میکند که هنجارهای بینالمللی ناوبری آزاد را به چالش میکشد.»
طبق این یادداشت، استراتژی دیپلماتیک فعلی کاخ سفید از «رویکردی عمیقاً منزوی در قبال امنیت خاورمیانه» رنج میبرد.
ایوب افزود: «طرح ۱۵ مادهای بهطور مشخص بر برچیدن تاسیسات هستهای در نطنز و فردو متمرکز است. هرچند نظارت و حذف توان هستهای ایران همچنان یکی از اهداف اصلی سیاستگذاری بهشمار میرود، اما پیگیری این هدف در حالی که کنترل نیابتی بر خطوط حیاتی کشتیرانی نادیده گرفته میشود، نشاندهنده یک ناهماهنگی جدی در سیاستهاست.»
در این یادداشت آمده است: «ایالات متحده ناخواسته در عین تمرکز تقریباً انحصاری بر غنیسازی اورانیوم و ارائه پیشنهاد لغو تحریمهای احتمالی، و بدون پرداختن به مشکل تنگه هرمز، خطر مشروعیت بخشیدن به سپاه پاسداران به عنوان دروازهبان بالفعل کشتیرانی خاورمیانه را به جان میخرد.»
در یادداشت واینت به وجود نوعی «رژیم ترانزیت گزینشی حسابشده» اشاره شده و آمده است کشتیهای چینی و غیرغربی اغلب پس از پرداخت هزینه تعیین شده، اجازه عبور دارند اما کشتیهای غربی و متحدانش با مانع مواجه هستند.
به اعتقاد ایوب، این روند، اهرم نامتناسبی را در اختیار تهران قرار میدهد که بیش از ۲۰ درصد از نفت دریایی جهان را در کنترل داشته باشد.
او نوشت این بحران همچنین آسیبپذیریهای ساختاری ناشی از تکیه بر شورای همکاری خلیج فارس برای تامین امنیت دریایی را برجسته میکند.
نویسنده در این یادداشت میگوید سیاستگذاران غربی برای دههها، این کشورها را به عنوان لنگرگاه اصلی ثبات منطقهای میدانستند. با این حال، با مختل شدن زنجیرههای تامین جهانی، حکومتهای این کشورها تا حد زیادی فلج شدهاند. «سازگاری منفعلانه آنها با این اختلالات دریایی، نشان میدهد که تکیه بر کشورهای خلیج فارس برای مقابله با نفوذ منطقهای [حکومت] ایران نیاز به ارزیابی مجدد دارد.»
نویسنده یادداشت بر این باور است که اگر خلیج فارس بتواند توسط یک بازیگر دولتی واحد محدود شود، غرب باید اولویت خود را به تامین کریدورهای تجاری جایگزین و قابل اعتماد در امتداد مدیترانه و کرانه اقیانوس اطلس بدهد.
ایوب نوشت که پیامدهای این قطع ارتباط دیپلماتیک محدود به بحثهای سیاسی نیست؛ بلکه پیامدهای اقتصادی و امنیتی فوری، به ویژه در اسرائیل، به همراه دارد.
او در این مورد به قیمت بالای انرژی و افزایش قیمت حمل و نقل و همچنین تهدید از ناحیه لبنان اشاره کرد و افزود: «وقتی تنگه هرمز محدود میشود، مصرفکننده اسرائیلی هزینه آن را متحمل میشود.»
نویسنده یادداشت واینت با تاکید براینکه هر توافق دیپلماتیک که به تاسیسات هستهای بپردازد اما نفوذ دریایی سپاه پاسداران را دست نخورده باقی بگذارد، تنها «یک راهحل جزئی» ارائه میدهد، اضافه کرد: «اگر توافقی نهایی شود که به ایران اجازه دهد محدودیتهای دریایی خود را ادامه دهد، مردم اسرائیل به طور غیرمستقیم از طریق افزایش ساختاری هزینه سوخت و کالاهای وارداتی، عملیات منطقهای سپاه پاسداران را تامین مالی خواهند کرد.»
او نتیجه گرفت که رفع انسداد تنگه هرمز و احیای ناوبری آزاد باید به یک پیشنیاز غیرقابل مذاکره برای هرگونه توقف حمله یا تعامل دیپلماتیک بلندمدت تبدیل شود.
ایوب همچنین بر لزوم تغییر موضع واشینگتن «از مذاکرات آتشبس مرحله به مرحله به اجرای یک استراتژی قوی برای اجرای آزادی ناوبری» تاکید کرد و نوشت: «یک راهحل پایدار مستلزم برچیدن زیرساختهای فیزیکی است که این اختلالات دریایی را ممکن میسازد.»
او اشاره کرد: «این به معنای فراتر رفتن از تحریمهای اقتصادی و تضعیف سیستماتیک مراکز فرماندهی دریایی سپاه، تاسیسات رادار ساحلی و آتشبارهای موشکی در بندرعباس است؛ اقدامات تاکتیکی که با وضعیت عملیاتی فعلی نیروهای دفاعی اسرائیل همسو هستند.»
نویسنده یادداشت با اشاره به اینکه «یک معماری امنیتی منطقهای پایدار را نمیتوان بر اساس توافقات پراکنده بنا کرد»، تاکید کرد: «این موضع مستلزم اذعان به این است که محدودیت اقتصادی خاورمیانه یک تهدید امنیتی اصلی است.»
او اضافه کرد ایالات متحده و متحدانش نمیتوانند در حالی که خطوط کشتیرانی حیاتی جهانی همچنان مشمول هزینههای ترانزیت فراقانونی هستند، برای یک توافق پایدار مذاکره کنند.
ایوب تاکید کرد وقت آن رسیده است که طرح ۱۵ مادهای دوباره ارزیابی شود، دسترسی آزاد به تنگه هرمز را احیا شود و اطمینان حاصل شود که تجارت بینالمللی دیگر به عنوان یک سلاح ژئوپلیتیکی مورد استفاده قرار نمیگیرد.
از بامداد جمعه هفتم فروردین، گزارشها و پیامهای ارسالی شهروندان به ایراناینترنشنال از پرواز جنگندهها و شنیده شدن صدای انفجار در شماری از شهرهای دستکم هشت استان ایران خبر میدهد.
گزارشهای منتشر شده حاکی از آن است که در بامداد جمعه هفتم فروردین، صداهای مربوط به پرواز جنگندهها و انفجار در شماری از شهرهای دستکم هشت استان ایران، از جمله تهران، البرز، اصفهان، قم، آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، کرمانشاه و کردستان شنیده شد.
بر اساس این روایتها، صداهای انفجار در مناطق غربی، جنوبی و شرقی تهران شنیده شد و صداهای انفجار در منطقه تهرانسر بسیار مهیب بود.
در استان تهران، صداهای انفجار در شهریار و شهر قدس نیز شنیده شد.
شهروندان در استان اصفهان هم از پرواز جنگندهها و صداهای انفجار در اصفهان و شاهینشهر خبر دادند و در کاشان نیز صداهای انفجار شنیده شد.
در استان البرز، صداهای انفجار در گوهردشت، گلشهر، مهرویلای کرج و نیز در کمالشهر شنیده شد.
بر اساس این گزارشها، در شهرهای قم، کرمانشاه، ارومیه و تبریز نیز شهروندان از صداهای انفجار خبر دادند و در قروه کردستان صدای پرواز جنگندهها شنیده شد.
همچنین پیامهای ارسالی شهروندان به ایراناینترنشنال از تشدید حملات هوایی در شهرهایی از جمله اهواز، آبادان، تهران، گرمدره، پرند، رباطکریم، شهرک اندیشه، کرج، شاهینشهر، همدان، اصفهان و تبریز حکایت دارد.
ساکنان اهواز و آبادان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال از شنیده شدن صدای پرواز جنگندهها از نخستین دقایق بامداد جمعه و دستکم دو انفجار در اهواز خبر دادند.
همچنین بر اساس پیامهای دریافتی، صدای انفجارهای شدید در تمام مناطق تهران از حوالی سه بامداد جمعه شنیده شد. یکی از شهروندان در پیام خود نوشت: «سه انفجار شدید و عمیق از ساعت ۳:۰۴ تا ۳:۰۷ بامداد در تهران حس شد.»
شهروند دیگری از تهران نوشت که پس از شنیده شدن صداهای شدید انفجار، ستونهایی از دود در غرب و شمال غرب تهران دیده شد.
پیام دیگری از تهران حاکی از شنیده شدن «صدای مهیب و احساس موج انفجار بسیار شدید پس از آن» در حوالی پادگان سپاه اسلام در منطقه ۲۱ تهران است.
پیامهای دیگری از گرمدره، پرند، رباط کریم، شهرک اندیشه، کرج، شاهینشهر، همدان، اصفهان و تبریز از حملات هوایی شدید حکایت دارد.
یک شهروند از همدان نوشت: «حدود ساعت ۳:۳۰ بامداد جمعه صدای رفتوآمد پرشمار جنگندهها بهطور گسترده شنیده شد.»
یک شهروند از شهر پرند نیز گفت: «صدای چند انفجار آمد. طوری شدید بود که تمام خانه و شیشهها لرزید و همه بیدار شدیم.»
شهروند دیگری از تبریز از حمله هوایی شدید به «محله میرداماد» این شهر خبر داده است. پژوهشکده رانشگرهای فضایی متعلق به وزارت ارتباطات در این منطقه قرار دارد.
در همین حال، اطلاعات و تصاویر ارسالی به ایراناینترنشنال از یک انفجار شدید در محدوده مرکز خرید گل یاس کاشان حوالی ۱:۳۰ بامداد جمعه خبر میدهد. این انفجار موجب قطعی برق در برخی از محلههای این شهر شد.
گفته میشود این مرکز خرید که در بلوار امام رضا، حد فاصل میدان کتاب و بلوار عباسزاده قرار دارد، متعلق به سپاه پاسداران است و مجموعهای از ساختمانهای متعلق به این نهاد نیز در کوچههای منتهی به این مرکز خرید قرار دارند.
در این میان، ارتش اسرائیل حدود ساعت پنج صبح جمعه اعلام کرد که «موجی از حملات در قلب تهران» را به پایان رسانده است.
ارتش اسرائیل این حملات را «گسترده» توصیف کرد و گفت که زیرساختهای نظامی جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است.
براساس دادههای ردیابی نفتکشها از شرکت «کپلر» (Kpler) که در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفته، تلاشهای جمهوری اسلامی برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز تاکنون تغییر عملی قابلتوجهی ایجاد نکرده است.
بیش از یک دهه است که تهران سرمایهگذاری سنگینی روی پایانه نفتی جاسک انجام داده؛ پروژهای که هدف آن انتقال بخشی از صادرات نفت خام به دریای عمان و ایجاد مسیر جایگزین خارج از خلیج فارس در زمان بحران بوده است. با این حال، دادهها نشان میدهد این پایانه هنوز نقش حاشیهای در سیستم صادراتی ایران دارد.
بر اساس دادههای کپلر، ایران در ۲۵ روز نخست ماه مارس بهطور میانگین روزانه حدود ۱.۸۴ میلیون بشکه نفت خام بارگیری کرده است، اما سهم پایانه جاسک در این میان بسیار محدود بوده است.
میانگین بارگیری از جاسک در این دوره حدود ۸۱ هزار بشکه در روز بوده - کمتر از ۵ درصد کل صادرات نفت ایران.
الگوهای گذشته نیز نشان میدهد این محدودیت احتمالاً ساختاری است. ایران نخستین بار در اکتبر ۲۰۲۴ و همزمان با افزایش تنشهای نظامی با اسرائیل، صادرات از جاسک را آغاز کرد، اما حتی در آن زمان نیز حجم صادرات حدود ۷۷ هزار بشکه در روز بود. در مارس ۲۰۲۵ نیز این رقم بهطور متوسط حدود ۵۴ هزار بشکه در روز گزارش شده است.
این در حالی است که جاسک از طریق خط لولهای نزدیک به هزار کیلومتر به مناطق اصلی تولید نفت ایران متصل است. زیرساختی که با هدف افزایش ظرفیت صادرات خارج از خلیج فارس طراحی شده بود.
در عمل، وابستگی ایران به جزیره خارک همچنان بسیار بالا باقی مانده است.
بر اساس دادهها، بیش از ۸۴ درصد صادرات نفت ایران در ماه مارس از خارک انجام شده، در حالی که سهم جاسک تنها ۴.۴ درصد بوده است. حدود ۱۰ درصد دیگر نیز از پایانههای سروش و پارس جنوبی در خلیج فارس صادر شدهاند.
این تمرکز، یک آسیبپذیری راهبردی آشکار ایجاد میکند: هرگونه اختلال در خارک میتواند صادرات نفت ایران را بهشدت مختل کند.
این موضوع با تشدید جنگ میان حکومت ایران و ایالات متحده و اسرائیل اهمیت بیشتری یافته است. تنگه هرمز - که حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت از آن عبور میکند - به نقطهای مرکزی در تنشها تبدیل شده و تهران بهطور دورهای عبور و مرور دریایی را محدود کرده است.
در همین حال، گزارشهایی درباره گسترش عملیات نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده، از جمله طرحهایی برای استفاده از جزایر استراتژیک نزدیک تنگه هرمز جهت کنترل دسترسی به این آبراه.
در چنین سناریویی، وابستگی مداوم ایران به زیرساختهای صادراتی متمرکز در خارک، تجارت نفت این کشور را در معرض اختلال جدی قرار میدهد.
در مجموع، دادههای صادراتی یک واقعیت اساسی را برجسته میکند: با وجود سالها سرمایهگذاری، ایران نتوانسته وابستگی خود به تنگه هرمز - و مهمتر از آن، به پایانه خارک - را بهطور معناداری کاهش دهد.
در شرایط بیثبات کنونی منطقه، این وابستگی یک ضعف ساختاری مهم برای اقتصاد ایران محسوب میشود.
سفیر اسرائیل در سازمان ملل با انتقاد از مواضع کشورهای اروپایی در قبال تهران، نقش قاطع کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در مهار نفوذ جمهوری اسلامی را یکی از چشمگیرترین تحولات در سازمان ملل طی هفتههای اخیر دانست.
دنی دانون در گفتوگو با روزنامه اورشلیمپست که پنجشنبه ششم فروردین منتشر شد، گفت: «من بهطور قطع از آنچه در هفتههای اخیر در سازمان ملل اتفاق افتاده است، شگفتزده هستم. در گذشته، ما با کشورهای خلیج فارس همکاری داشتیم و مواضع مشابهی داشتیم، اما این همکاریها پشت صحنه بود. اما این بار، آنها صرفاً به شیوهای آشکار، با قاطعیت، به نظر من، علیه [حکومت] ایران عمل میکنند.»
دانون به قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد توسط کشورهای عربی خلیج فارس در محکومیت حملات جمهوری اسلامی و اقدام بعدی در مورد آزادی دریانوردی - قطعنامهای که بحرین روی میز این شورا قرار داد - «به عنوان شاهدی بر این تصمیم جدید» کشورهای عربی خلیج فارس اشاره کرد.
او اضافه کرد این قطعنامه لحن بسیار تندی علیه [حکومت] ایران دارد و تهدید میکند که اگر تهران به کشتیها اجازه آزادی دریانوردی در تنگه هرمز را ندهد، از زور استفاده خواهد شد.
دانون در عین حال، به شدت از کشورهای اروپایی - به ویژه فرانسه - به دلیل تلاشهایشان برای ارائه یک «قطعنامه ضعیف» انتقاد کرد.
او گفت: «کشورهای اروپایی مانند فرانسه در تلاش هستند تا این پیشنهادها را تعدیل کنند، گاهی حتی آنها را خنثی کنند و اساساً کاری برای ایران انجام دهند. این پدیدهای است که من به یاد نمیآورم هرگز در راهروهای سازمان ملل دیده باشم.»
دانون اشاره کرد که حتی رقبای منطقهای نیز اختلافات خود را برای مقابله با تهدید مشترک کنار گذاشتهاند و افزود: «تنش بسیار بالایی بین امارات متحده عربی و عربستان سعودی در بسیاری از مسائل وجود داشت. آنها موفق شدند همه اختلافات را کنار بگذارند و در حال حاضر در مبارزه خود علیه [حکومت] ایران، نیروها را متحد کنند.»
به گفته او، بخش کلیدی ماموریت دیپلماتیک اسرائیل «بیدار کردن» جهان با ارائه اطلاعات دقیق در مورد قابلیتهای جمهوری اسلامی بوده است.
دانون در این ارتباط به جلسه توجیهی اخیر خود اشاره کرد که در آن برد دقیق زرادخانه موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی را ارائه داده بود.
او گفت مردم وقتی دیدند که جمهوری اسلامی هزاران موشک دارد که میتوانند به خانههایشان برسند، نگران شدند، و اضافه کرد: «اکثر کشورهای جهان هیچ حمایتی ندارند و ناگهان احساس میکنند که آنها نیز ممکن است از قلدری [حکومت] ایران آسیب ببینند.»
دانون اشاره کرد که این درک، موضوع را از «یک درگیری محلی اسرائیل و [حکومت] ایران به یک مساله امنیتی جهانی تغییر داده است» و گفت که «این موضع که [حکومت] ایران به اسرائیل حمله میکند، در مقایسه با این واقعیت که [حکومت] ایران به ۱۳کشور حمله میکند، متفاوت است.»
درگیری اسرائیل با حزبالله لبنان
او در مورد تشدید تنشها در شمال، جنگ بین اسرائیل و حزبالله، از شکست دولت لبنان و ناظران بینالمللی در مهار این گروه نیابتی جمهوری اسلامی سخن گفت.
دانون ضمن اذعان به این نکته که دولت لبنان برخی اقدامات نمادین مانند اخراج سفیر جمهوری اسلامی انجام داده است، تاکید کرد: «واقعیت میدانی بدون تغییر باقی مانده است.»
او افزود در عمل شاهدیم که حزبالله هنوز در مکانهایی است که از حضور در آنها منع شده است و ارتش لبنان در این ماجرا حضور ندارد.
دانون اضافه کرد که نیروی موقت سازمان ملل در لبنان (یونیفل) در «مراحل پایانی» خود است و انتظار میرود تا پایان سال پس از تصمیم شورای امنیت سازمان ملل عقبنشینی کند.
او گفت: «مشکل، یونیفل نیست. مشکل، ارتش لبنان است. قرار بود ارتش، تواناییهای حزبالله را از بین ببرد، اما این کار را نکرد.»
دانون اشاره کرد که باوجود فشارهای شدید بینالمللی برای آتشبس، جایگاه اسرائیل در سازمان ملل همچنان قوی است و هم عملکرد نظامی آن و هم همکاریاش با ایالات متحده، آن را تقویت میکند.
روزنامه واشینگتنپست در یادداشتی نوشت که مذاکرات آمریکا با حکومت ایران نشانه ناامیدی نیست بلکه نشانه قدرت است. این روزنامه پیشبینی کرد که پس از پایان عملیات نظامی، آمریکا و اسرائیل شرایط مساعدی برای ایرانیان ایجاد خواهند کرد تا آزادیهای از دسترفته خود را بازپسگیرند.
واشینگتنپست در این یادداشت که پنجشنبه ششم فروردین منتشر شد، اشاره کرد: «گمانهزنیها زیاد است که دونالد ترامپ، که تحت فشار افزایش قیمت بنزین و نگرانیهای سیاسی داخلی قرار گرفته، بهدنبال یک راه خروج است و بهدنبال توافق با [حکومت] ایران برای پایان دادن به جنگ است.»
با این حال، به نوشته مارک تیسن، ستوننویس روزنامه واشینگتنپست، عضو موسسه امریکن انترپرایز و نویسنده ارشد سابق سخنرانیهای جورج دبلیو بوش، رییسجمهوری اسبق آمریکا، «این زمزمهها و شایعات نادرست هستند.»
او تاکید کرد: «در حالی که دیگران ممکن است هراسان باشند، از طریق منابع مطلع میدانم که ترامپ هرگز مصممتر از اکنون نبوده است که این کمپین نظامی را تا پایان ادامه دهد.»
تیسن افزود: «نزدیک به چهار هفته از آغاز عملیات خشم حماسی میگذرد و رییسجمهوری در آستانه دستیابی به همه اهداف نظامیای است که تعیین کرده، اما او درک میکند که هیچیک از آنها هنوز بهطور کامل محقق نشدهاند.»
او با اشاره به اینکه «همه اهداف آسان مورد اصابت قرار گرفتهاند» نوشت: «آنچه باقی مانده پیچیدهترین، محکمترین و پنهانترین چالشهاست.»
در این یادداشت آمده است که برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده، (سنتکام) به سه هفته دیگر نیاز دارد تا به اهداف مورد نظر برسد.
در این ارتباط، جک کین، ژنرال بازنشسته ارتش ایالات متحده، گفت که در آن هنگام، نیروهای نظامی همه وظایف محوله «از جمله باز کردن تنگه هرمز با توسل به زور و باز نگه داشتن آن» و نیز «خروج اورانیوم غنیسازی شده» از ایران را انجام خواهند داد.
تیسن در یادداشت خود تاکید کرد که مذاکرات آمریکا با جمهوری اسلامی نشانه ناامیدی نیست بلکه نشانه قدرت است، و در این مورد به طرح ۱۵ مادهای ترامپ بر روی میز مذاکره اشاره کرد که «عملاً شرایط آن تسلیم را تعیین میکند.»
در این یادداشت آمده است که ترامپ «آماده گفتوگو با [حکومت] ایران است اما در حالی که مذاکره میکند، رژیم را میکوبد.»
یادداشتنویس واشینگتنپست نوشت پیام به [حکومت] ایران این است که جنگ میتواند به یکی از دو طریق پایان یابد: یا رژیم آنچه ترامپ میخواهد را بدهد، یا ایالات متحده درهای جهنم را باز خواهد کرد و مطالبات ترامپ را از آنها خواهد گرفت.
او اضافه کرد: «ترامپ کار درستی انجام میدهد که همزمان هر دو گزینه را دنبال کند: مذاکره با بخشهای باقیمانده رژیم تا ببیند آیا آماده تسلیم هستند، و حمله بیرحمانه به آنها از دریا و آسمان.»
در یادداشت واشینگتنپست آمده است: «پس از آنکه توانایی ایران برای غنیسازی هستهای از بین برود و تنگه هرمز بازگشایی شود، وظیفه نهایی نظامی، تصرف جزیره خارک خواهد بود، که از طریق آن حدود ۹۶ درصد از صادرات نفت خام ایران عبور میکند.»
در این یادداشت تاکید شده که «اگر ایالات متحده کنترل خارک و تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد، کنترل نفت ایران و نیز اقتصاد آن را در اختیار خواهد داشت. به عبارت دیگر، ترامپ سر این رژیم ظالم و حامی تروریسم را در انبری قرار خواهد داد که راه فراری از آن نیست.»
طبق این یادداشت، در آن زمان، ترامپ «میتواند شرایط تسلیم را تحمیل کند: پایان غنیسازی هستهای، پایان تولید موشکهای بالستیک، قطع حمایت از نمایندگان نیابتی تروریستی و، از همه مهمتر، پایان کشتار معترضان.»
تیسن در ادامه نوشته است: «اگر بقایای رژیم هر یک از شرایط ترامپ را نقض کنند، او میتواند هر زمان که خواست انبر را تنگتر کند؛ یا با قطع صادرات نفت ایران و تحمیل فروپاشی اقتصادی بر کشور، یا با حمله نظامی به آن.»
یادداشت واشینگتنپست به این نکته اشاره دارد که «گرچه هر چیزی ممکن است رخ دهد، اما بعید است رژیم در سه هفته آینده محو شود. اما پس از پایان عملیات نظامی، ایالات متحده و اسرائیل شرایط مساعدی برای ایرانیان ایجاد خواهند کرد تا آزادیهای از دسترفته خود را بازپسگیرند.»
تیسن تاکید کرد: «باید به رهبران باقیمانده ایران بهروشنی گفته شود: اگر اعدامها را ادامه دهید یا به معترضان تیراندازی کنید، بهای سنگینی خواهید پرداخت. این تهدید، فضایی برای مردم ایران فراهم خواهد کرد تا سازمانیابی کنند، اپوزیسیونی تشکیل دهند و دوباره به خیابانها بازگردند تا تغییر دموکراتیک را رقم بزنند.»
او به نقل از کین نوشت: «این موضوع حتمی است که به پایان نزدیکتر از آغاز هستیم و کمپین نظامی، فراتر از انتظارات پیش میرود.»
کین همچنین گفت: «در سه هفته آینده، هدف آمریکا حذف ظرفیت غنیسازی هستهای ایران، اقدام نظامی تهاجمی و تولیدات نظامی؛ تصرف تنگه هرمز و نفت ایران؛ و ایجاد شرایط برای فروپاشی نهایی رژیم است. اگر این اهداف محقق شوند، دستاوردی خیرهکننده خواهند بود.»
یک تحلیل منتشرشده در سندیکای اخبار یهودیان (Jewish News Syndicate) هشدار میدهد که ادامه حیات جمهوری اسلامی بدون شکست کامل نظامی، نهتنها امنیت منطقه را تهدید میکند، بلکه پیام ضعف به رقبای جهانی غرب مخابره خواهد کرد.
این یادداشت به قلم «ملانی فیلیپس» (Melanie Phillips)، روزنامهنگار و تحلیلگر بریتانیایی، تحت عنوان «کار را تمام کنید، آقای رئیسجمهور!» نوشته شده و استدلال میکند که برخلاف برخی ارزیابیها، [حکومت] ایران در میدان نظامی در حال عقبنشینی است. به نوشته او، «پدافند هوایی تقریباً نابود شده، نیروی دریایی از بین رفته و توان موشکی بهشدت کاهش یافته است.»
با این حال، نویسنده تاکید میکند که جمهوری اسلامی همچنان یک بازیگر خطرناک باقی مانده و با بستن تنگه هرمز و ادامه حملات موشکی به اسرائیل و کشورهای خلیج فارس، به فشار خود ادامه میدهد.
هشدار درباره پیامدهای عدم شکست کامل [حکومت] ایران فیلیپس در این مطلب هشدار میدهد که اگر [حکومت] ایران بتواند از جنگ جان سالم به در ببرد و دوباره خود را بازسازی کند، «نهتنها تهدید منطقه ادامه خواهد یافت، بلکه این تصور شکل میگیرد که رهبر جهان آزاد یک قدرت پوشالی است.»
او به نقل از کارشناسان دفاعی اسرائیل، از جمله «دن شوفتان» (Dan Schueftan)، مینویسد که شکست آمریکا در این جنگ میتواند به تضعیف جایگاه غرب در برابر چین و روسیه منجر شود.
نقش سیاستهای گذشته غرب در این تحلیل، بخشی از مسئولیت وضعیت کنونی متوجه سیاستهای پیشین غرب دانسته شده است. بهویژه، توافق هستهای سال ۲۰۱۵- که در دوران باراک اوباما منعقد شد - به گفته نویسنده، به [حکومت] ایران فرصت داد تا برنامه هستهای خود را پیش ببرد.
فیلیپس همچنین اشاره میکند که [حکومت] ایران توانسته با دور زدن تحریمها و فروش نفت، منابع مالی لازم برای توسعه زیرساختهای نظامی، از جمله «شهرهای موشکی» زیرزمینی، را تامین کند.
فیلیپس مینویسد فاجعه واقعی، تلفات انسانی و تخریب گسترده - از جمله در میان مردم ایران - است که نتیجه سیاستهای مماشاتآمیز غرب است.
او تاکید میکند که غرب به اشتباه تصور میکند همه بحرانها با مذاکره قابل حل هستند، در حالی که جمهوری اسلامی با منطق ایدئولوژیک و مذهبی متفاوتی عمل میکند؛ منطقی که حتی «شهادت» را پیروزی میداند.
جنگ نامتقارن و چالشهای پیشرو این گزارش تاکید دارد که جمهوری اسلامی با تکیه بر «جنگ نامتقارن» - از جمله حمله به زیرساختهای غیرنظامی - توانسته هزینههای جنگ را برای طرف مقابل افزایش دهد، در حالی که غرب خود را به قواعد محدودکننده پایبند میداند.
در همین حال، نویسنده معتقد است که در نگاه ایدئولوژیک حاکم بر تهران، حتی بقا در جنگ نیز بهعنوان «پیروزی» تلقی میشود؛ موضوعی که به گفته او، از سوی غرب بهدرستی درک نشده است.
درخواست برای «پایان کار» این تحلیل در نهایت نتیجه میگیرد که تنها راه پایان دادن به تهدید ایران، «شکست کامل» این رژیم است. نویسنده از دولت دونالد ترامپ میخواهد که از اعلام پیروزی زودهنگام خودداری کرده و «کار را بهطور کامل به پایان برساند».