وزیر دفاع اسرائیل: حملات علیه جمهوری اسلامی با تمام توان ادامه دارد
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، اعلام کرد این کشور به حملات علیه جمهوری اسلامی «با تمام توان» ادامه میدهد. او در ادامه با اشاره به لبنان گفت: «حزبالله با حمله به اسرائیل، به عنوان ابزاری در دست رژیم تروریستی جمهوری اسلامی، اشتباه بزرگی مرتکب شد و بهای سنگینی را خواهد پرداخت.»
وزیر دفاع اسرائیل: حملات علیه جمهوری اسلامی با تمام توان ادامه دارد | ایران اینترنشنال
تحلیلگران و مقامات پیشین آمریکایی به ایراناینترنشنال گفتند گزارشهای مبهم درباره تماس میان مقامات آمریکایی و جمهوری اسلامی ممکن است بازتابی از یک تلاش تاکتیکی برای آرام کردن بازارها، شکلدهی به افکار عمومی جهانی و تعمیق شکاف در کشوری باشد که بیاعتمادی بر آن سایه انداخته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه سوم فروردین گفت مذاکرات اخیر با حکومت ایران «بسیار، بسیار خوب» بوده است. او همچنین از تعویق پنجروزه حمله به نیروگاهها و زیرساختهای انرژی ایران خبر داد.
ترامپ گفت هر دو طرف میخواهند «به توافق برسند» و جمهوری اسلامی با به صفر رساندن غنیسازی اورانیوم موافقت کرده است.
رویترز به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد که آمریکا درخواست دیدار با محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، را مطرح کرده اما تهران هنوز پاسخی به این درخواست نداده است. با این حال، ترامپ گفت که در حال گفتوگو با «یک فرد عالیرتبه و مورد احترام» در ایران است که عملا اداره امور را در دست دارد.
او به خبرنگاران گفت: «آنها تماس گرفتند، من تماس نگرفتم. آنها میخواهند توافق کنند و ما هم کاملا مایل به توافق هستیم.»
با این حال تهران انجام هرگونه گفتوگو را رد کرد. پس از اظهارات ترامپ، سهام آمریکا جهش کرد و قیمت نفت کاهش یافت.
جوئل روبین، معاون پیشین دستیار وزیر امور خارجه در دولت اوباما، به ایراناینترنشنال گفت که هرگونه تلاش ظاهری برای ارتباط باید بهعنوان بخشی از یک درگیری گستردهتر دیده شود.
او افزود: «دو جنگ در جریان است؛ یک جنگ فیزیکی و یک جنگ که در شبکههای اجتماعی برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی جهانی جریان دارد.»
روبین گفت اقدام ترامپ به نظر یک «مانور تاکتیکی» میرسد که تا حدی با هدف آرام کردن بازارهای متزلزل نفت و خرید زمان برای جلب حمایت بینالمللی بیشتر انجام شده است.
او افزود: «اگر هدف این حرکت ترامپ ایجاد حمایت بینالمللی بیشتر برای این تلاش باشد، از نظر تاکتیکی بسیار هوشمندانه است و صادقانه بگویم در راستای منافع امنیت ملی ما نیز هست.»
در عین حال، روبین هشدار داد که نباید بیش از حد به گزارشها درباره وجود کانال ارتباطی میان آمریکا و جمهوری اسلامی اتکا کرد، بهویژه وقتی تهران بهطور علنی هرگونه تماس را رد میکند.
او گفت: «از زمان آغاز جنگ، جمهوری اسلامی هرگونه مذاکره را رد کرده اما این به معنای آن نیست که اصلا صحبتی صورت نگیرد.»
روبین افزود: «اگر پیامهایی هم رد و بدل شود، به نظر نمیرسد بخشی از یک مذاکره رسمی باشند. فکر میکنم اگر تبادل اطلاعاتی بین طرفین یا از طریق طرفهای ثالث وجود داشته باشد، ساختارمند نیست. به نظر من مردم باید این را بخشی از یک بازی ببینند، چون در نهایت نوعی پایانبندی وجود خواهد داشت.»
انتقام داخلی، ترور خارجی
صرف مطرح شدن نام قالیباف بهعنوان یک واسطه احتمالی میتواند پیامدهایی جدی در ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران داشته باشد. در سیستمی که پیشتر با حملات دقیق به مقامات ارشد از جمله علی لاریجانی متزلزل شده، ارتباط دادن علنی یک مقام به تماسهای پشتپرده با واشینگتن میتواند وفاداری آن مقام را زیر سوال ببرد و او را در معرض انتقام داخلی یا حتی هدفگیری از سوی بازیگران خارجی قرار دهد.
بهنام بن طالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها، به ایراناینترنشنال گفت مطرح شدن نام قالیباف در این گزارشها چندان دور از ذهن نیست.
او گفت: «قالیباف در عمق ساختار قدرت ریشه دارد و ارزشش برای جمهوری اسلامی بسیار فراتر از عنوان غیرنظامی اوست.»
با این حال، او هشدار داد که تصویر کلی همچنان بسیار مبهم است.
طالبلو افزود: «گرد و غبار جنگ هنوز فرو ننشسته و حتی اگر هماهنگیهایی هم در پشتپرده در جریان باشد، این تعاملات بیشتر برای جلوگیری از تشدید درگیری است تا دیپلماسی.»
او گفت: «این گفتوگوها، اگر واقعی باشند، درباره توافق نیستند. احتمالا درباره کاهش تنش، یافتن راه خروج و چگونگی اجرای آتشبس هستند. سخت است تصور کنیم که در این مقطع کسی درباره یک توافق صحبت کند.»
طالبلو همچنین گفت توقف موقت حملات به تاسیسات و زیرساختهای انرژی از سوی ترامپ به نظر تلاشی برای جلوگیری از کشیده شدن جنگ به عرصه اقتصاد و بحرانی کردن وضعیت در سطح جهانی است.
او گفت: «چنین اقدامی راهی برای آرام کردن بازارهاست. درگیری ادامه دارد و رژیم همچنان موشک و پهپاد شلیک میکند.»
به گفته بهنام بن طالبلو، کاخ سفید تلاش میکند تا چارچوب این جنگ از یک مساله صرفا سیاسی و امنیتی به یک بحران تمامعیار انرژی و اقتصادی تبدیل نشود.
«تهران در حال خرید زمان است»
اریک مندل، بنیانگذار شبکه اطلاعات سیاسی خاورمیانه، نیز به ایراناینترنشنال گفت راهبرد اصلی حکومت ایران «کاملا بربه تاخیر انداختن و فرسایش آمریکاییها، و نه اسرائیلیها» متمرکز است.
دادستانی فدرال نیویورک اعلام کرد ۱۲۹ میلیون دلار از مجموع ۳۱۸ میلیون دلار اختصاصیافته به قربانیان تروریسم مرتبط با جمهوری اسلامی، در چارچوب توافقی درباره پرونده ساختمان ۶۵۰ خیابان پنجم متعلق به بنیاد علوی، پرداخت شده است.
جِی کلایتون، دادستان ایالات متحده در ناحیه جنوبی نیویورک، دوشنبه سوم فروردین در بیانیهای اعلام کرد: «ما از آغاز پرونده مشهور به ساختمان شماره ۶۵۰ خیابان پنجم در سال ۲۰۰۸ طی حدود دو دهه داراییهای پنهان حکومت ایران مرتبط با این آسمانخراش در منهتن را دنبال کردیم تا اطمینان حاصل شود که این منابع در نهایت به قربانیان تروریسم تحت حمایت تهران پرداخت شود، نه به تروریستها و حامیان آنها.»
او همچنین هدف اصلی وزارت دادگستری آمریکا را «دفاع از حقوق قربانیان سیاست دیرینه حکومت ایران در حمایت و ترویج حملات تروریستی در سراسر جهان» خواند.
این پرونده به مصادره داراییهای مرتبط با یک بانک دولتی ایران در ساختمان شماره ۶۵۰ خیابان پنجم در منهتن مربوط میشود؛ برجی ۳۶ طبقه که بهگفته مقامهای آمریکایی، منافع پنهان حکومت ایران از طریق بانک ملی در آن کشف شده بود.
طبق توافقی که سال گذشته میان دولت آمریکا، گروههای قربانیان و مالکان این ساختمان حاصل شد، آنها توافق کردند که در ازای بسته شدن همه پروندهها، ۳۱۸ میلیون دلار به قربانیان پرداخت شود.
در بیانیه دادستانی نیویورک آمده است: «در ژانویه ۲۰۲۵، دادستانی، گروههای قربانیان و مالک ساختمان به یک توافق نهایی رسیدند که بر اساس آن تمامی دعاوی باقیمانده در ازای پرداخت ۳۱۸ میلیون دلار به قربانیان مختومه شد. این مبلغ شامل ۱۲۹ میلیون دلار پرداخت اولیه و ۱۸۹ میلیون دلار پرداخت معوق طی سه سال بههمراه بهره است. پرداخت اولیه ۱۲۹ میلیون دلاری در روز جمعه ۲۰ مارس ۲۰۲۶ انجام شد.»
بر اساس این توافق، علاوه بر پرداخت به قربانیان، مشارکت مالک ساختمان و شریک اصلی آن منحل و ساختمان به یک نهاد جدید منتقل میشود. این انتقال و دیگر مراحل اجرای توافق با تایید اداره امور خیریه دادستانی کل ایالت نیویورک و دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا انجام شده است.
این برج اداری پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بهدستور بنیاد پهلوی ساخته شد تا منبع درآمدی برای این بنیاد باشد. پس از انقلاب نام این نهاد به بنیاد علوی تغییر کرد. طبق برخی گزارشها، بنیاد علوی با هدف گسترش مطالعات فرهنگ ایرانی-اسلامی در ایالات متحده، ابتدا زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی قرار داشت اما بعدها به بنیاد مستضعفان منتقل شد و در نهایت بهعنوان یک «موسسه مستقل» به ثبت رسید.
در جریان این تغییرات از سال ۱۳۶۸ بانک ملی مالکیت بخشی از این برج را در اختیار گرفت. سهم بانک ملی در این ساختمان بلندمرتبه از طریق یک شرکت صوری به نام «آسا کورپ» مدیریت میشد. در این شراکت ۶۰ درصد سهام برج شماره ۶۵۰ خیابان پنجم در اختیار بنیاد علوی باقی ماند و ۴۰ درصد آن از طریق شرکت آسا تحت مالکیت بانک ملی در آمد. این شرکت صوری به جمهوری اسلامی اجازه میدادند با پنهان کردن مالکیت خود بر این برج و دور زدن تحریمها، درآمد حاصل از آن را دریافت کند.
دولت ایالات متحده در پرونده مرتبط با این ساختمان، با استناد به تحریمهای اعمالشده علیه جمهوری اسلامی و اسناد مرتبط با نقش بانک ملی در برنامههای تسلیحاتی حکومت ایران، بهویژه برنامه هستهای و همینطور ارتباط با تامین مالی تروریسم، استدلال کرد که این ساختار برای دور زدن تحریمها طراحی شده است.
تیر ۱۳۹۶ دادگاهی در نیویورک بنیاد علوی را به نقض تحریمهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی متهم کرد و رای داد که دولت آمریکا میتواند برج بنیاد علوی را مصادره کند.
براساس این حکم، «بنیاد علوی» بهعنوان مالک اصلی برج، از اینکه شریکش یعنی «شرکت آسا»، یک شرکت صوری و پوششی است، آگاه بوده و این واقعیت را مخفی کرده بود.
براساس «قانون مصونیت دولتهای خارجی» در آمریکا، قربانیان حملات تروریستی میتوانند در شرایطی داراییهای متعلق به دولتهای متهم به حمایت از تروریسم را در ایالات متحده مصادره کنند.
دیوان عالی آمریکا نیز سال ۱۳۹۵ این موضوع را تایید کرد که دادگاههای این کشور میتوانند در رسیدگی به دادخواهی قربانیان حملات تروریستی مرتبط با جمهوری اسلامی، از داراییهای بلوکهشده ایران برای پرداخت غرامت استفاده کنند.
بر اساس پیام مخاطبان و شاهدان عینی، مناطقی در تهران، اصفهان و چند استان دیگر دوشنبه شب و بامداد سهشنبه ۴ اسفند هدف حمله اسرائیل و آمریکا قرار گرفت.
چند منطقه در اصفهان از جمله قائمیه، سهراه سیمین و پل وحید دوشنبه شب ۳ فروردین هدف قرار گرفت. بعد از انفجار برق منطقه قطع شد و شیشههای برخی از ساختمانها شکست. نیم ساعت بعد ساختمان آگاهی در خیابان قائمیه هدف قرار گرفت. بامداد سهشنبه یک دکل مخابراتی هدف قرار گرفت.
صدای انفجار در محله دروس تهران و همچنین مناطقی از شرق تهران بامداد سهشنبه ۴ فروردین شنیده شد. رسانههای ایران نیز گزارش دادند که در بامداد سهشنبه صدای انفجار در شهر ری شنیده شده است.
بعد از ظهر دوشنبه سوم فروردین یک مرکز حفاظت اطلاعات در مراغه برای سومین بار هدف قرار گرفت و در برازجان استان بوشهر نیز ساعت ۰۱:۰۴ بامداد سهشنبه صدای پرواز جنگنده و انفجار شدید شنیده شد.
اقتصاد ایران سال ۱۴۰۵ را در سرازیری دلاریزه شدن آغاز کرده است. مهار روند کنونی دیگر با اهرمهای سیاستی و تمهیدات تکنیکال ممکن نیست و تغییرات اساسی داخلی و خارجی میطلبد. تحقق دلاریزه شدن، چهره اقتصاد ایران را دگرگون خواهد کرد.
در چنین شرایطی، نگرانی اصلی، آسیب دیدن خانوارهای فقیر و متوسط با درآمد ثابت زیر آوار ریال فروریخته است.
مقایسه سنجههای کلان اقتصادی، پیش و پس از جنگ ۱۲ روزه، میتواند به پیشبینی اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵ کمک کند.
قدرت خرید ریال در بازهای ششماهه پس از آتشبس نصف شد. میانگین نرخ تورم که پیش از جنگ دوازده روزه حدود ۴۰ درصد اعلام میشد، پیش از آغاز عملیات «خشم حماسی» از ۷۰ درصد عبور کرده بود. تورم خوراکیها که با اغماض حدود ۷۰ درصد بود، سهرقمی شد و بین ۱۰۵ تا ۱۱۵ درصد تخمین زده میشد. همه این جهشها در کمتر از یک سال اتفاق افتاد.
انتخاب سیاستگذار
واکنش دولت پس از جنگ ۱۲ روزه و انعکاس آن در بودجه ۱۴۰۵، جمعبندی و پیشبینی حکومت برای سال نو را توضیح میداد.
هدفگذاری تبدیل سهمیه لیتری بنزین به سهمیه ریالی و افزودن ضریب تورم در فرمول قیمتگذاری کلیدیترین لنگر کالایی ایران نشان میداد که دولت تورمهای بالاتر را پیشبینی کرده و برای آن آماده میشود. این سیاست ابتدا در پاییز نشت کرد، سپس انکار شد و در نهایت با عجله ابلاغ و اجرا شد.
حذف بیمقدمه ارز ترجیحی در دیماه، بزرگترین تعهد ارزی دولت به مردم را به یارانه ریالی تبدیل کرد.
کاهش تاریخی سهم درآمدهای نفتی در بودجه ۱۴۰۵ نیز نشان میداد که رابطه مردم و منابع طبیعی بهصورت یکطرفه و به نفع حکومت تغییر کرده است و این احتمال را تقویت میکرد که موفقیت سیاست فشار حداکثری ۲.۰، دلالی نفت را به بنبست کشانده و در نتیجه، جمهوری اسلامی خود را برای قطع صادرات نفت و درگیری احتمالی آماده میکند.
مخرج مشترک همه سیاستهای جدید دولت، حذف تعهدات ارزی و کالایی و تبدیل آنها به تعهدات ریالی بود.
جنگ دوم در چنین بافتاری آغاز شد. اقتصاد ایران با سرعتی فزاینده به سمت تورم سهرقمی حرکت میکرد و سیاستگذار از طریق تبدیل تعهدات دولت به ریال بیپشتوانه، بقای خود را به دسترنج و دارایی مردم گره میزد.
معاش مردم ایران
حتی اگر تورم سهرقمی در سال ۱۴۰۵ محقق نشود، ثبت رکوردهای بالا اجتنابناپذیر به نظر میرسد. ترکیب کمبود ارز، اختلال در زنجیره تامین، قطعی اینترنت و تعطیلی گسترده، قدرت خرید پساندازهای ریالی و حقوق ثابت را تضعیف کرده و به کمبود کالاهای اساسی، شکلگیری صف و بازار سیاه و گسترش فقر منجر خواهد شد.
عدم اطمینان، برنامهریزی برای کسبوکارها را دشوار کرده و به رشد قیمتگذاری روزانه یا ساعتی، ورشکستگی بنگاهها، کاهش تولید، توقف سرمایهگذاری و افزایش بیکاری خواهد انجامید.
نتیجه این شرایط، تحقق نیافتن درآمدهای مالیاتی پیشبینیشده در بودجه سال نو خواهد بود. افزایش هزینههای بازسازی شهری و نظامی نیز به مخارج دولت میافزاید. در چنین وضعیتی، تنها ابزار سیاستگذار، چاپ پول بیپشتوانه و تشدید تورم خواهد بود.
فرسایش ریال بهعنوان واحد مبادله، وسیله محاسبه و محل ذخیره ارزش در سال ۱۴۰۴ شدت گرفت. تشدید این روند در سال نو، در سناریو خوشبینانه به رشد و در سناریو بدبینانه به فراگیری دلاریزه شدن و سقوط ریال خواهد انجامید.
وقتی «پیتزا پنج دلاری» در تهران افتتاح شد، بسیاری آن را رویکرد بازاریابی در شمال تهران دانستند. مبادله غیررسمی با دلار در ایران پدیده جدیدی نیست، اما عموما برای کالا و خدمات خاص و مشتریان خارجی توجیه میشد. با این حال، در ماههای منتهی به جنگ ۱۲ روزه، با وجود خروج گسترده اتباع خارجی، فروش و حتی اجاره ملک با قلاب دلاری افزایش یافت.
در اواخر آذر، حسین عبده تبریزی، دبیرکل پیشین بورس تهران، گفت: «اگر تورم ۶۰ درصدی در سال آینده تکرار شود و بودجه در چارچوب اعلامشده نماند، کشور وارد مرحله دلاریزه شدن میشود.» اکنون تورم از پیشبینیهای قبلی فراتر رفته و تراز بودن دخل و خرج دولت پس از جنگ ناممکن شده است.
تعطیلی برخی بانکهای بزرگ در طول جنگ دوم و تعطیلی بازار و کاهش تقاضا به کاهش سرعت گردش پول و جلوگیری از انفجار تورم کمک کرده اما عدم پاسخگویی و بیاعتمادی گسترده به شبکه بانکی، بهعلاوه افزایش نگرانیها از وضعیت بحرانی بسیاری از بانکهای کشور ممکن است نهایتا شیب دلاریزه شدن را حادتر کند.
برآیند همه عوامل یاد شده، اعتماد عمومی به ریال را کاسته و شرایطی ایجاد میکند که استفاده از دلار یا سایر گزینهها جایگزین مبادله و محاسبه قرار گیرد.
دلاریزه شدن یک شمشیر دولبه است. از یک سو توان دولت را برای اعمال سیاستهای تورمی کاهش میدهد و از سوی دیگر با افزایش هزینههای زندگی، فشار بیشتری بر اقشار ضعیف وارد میکند. فعالان اقتصادی زودتر از عموم مردم برای این وضعیت آماده میشوند و ابزارهای بیشتری برای مدیریت آسیب یا حتی بهرهبرداری از آن دارند.
تنها راه باقیمانده برای مردم عادی، آگاهی از درجه حرارت ریال داغ و تبدیل فوری درآمد ریالی به مایحتاج و نیازهای اساسی است.
متغیرهای فراوانی میتواند روی سناریوهای محتمل برای سال ۱۴۰۵ تاثیر بگذارد اما تا جایی که چشم کار میکند، سقوط قدرت خرید و رفاه شهروندان ایرانی ادامه خواهد یافت.
خبرگزاری رویترز در گزارشی به نحوه کشته شدن علی خامنهای و آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی پرداخته و نوشته است که کمتر از ۴۸ ساعت پیش از آغاز حمله آمریکا و اسرائیل، بنیامین نتانیاهو در تماسی تلفنی با دونالد ترامپ درباره دلایل آغاز جنگ در روز شنبه ۹ اسفند گفتوگو کرد.
بهنوشته رویترز، هم ترامپ و هم نتانیاهو از طریق گزارشهای اطلاعاتی در اوایل همان هفته دریافته بودند که علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، و نزدیکترین همکارانش بهزودی در دفتر او در تهران دیدار خواهند کرد.
سه منبع آگاه که نامشان اعلام نشده، به رویترز گفتهاند که اطلاعات جدید نشان میداد که زمان این جلسه از شب شنبه به صبح شنبه تغییر کرده است. بنیامین نتانیاهو در تماس تلفنی خود که پیش از این رسانهای نشده بود، این نکته را با دونالد ترامپ در میان گذاشت.
بهنوشته رویترز، نتانیاهو که مصمم بود عملیاتی را که دههها برای آن تلاش کرده بود پیش ببرد، استدلال کرد که شاید هرگز فرصت بهتری برای کشتن خامنهای و گرفتن انتقام از تلاشهای قبلی جمهوری اسلامی برای ترور ترامپ وجود بهدست نیاید.
وزارت دادگستری آمریکا یک مرد پاکستانی را به تلاش برای جذب افرادی در ایالات متحده برای کشتن ترامپ در جریان رقابتهای انتخاباتی او متهم کرده است؛ طرحی که بهعنوان انتقام کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس سپاه پاسداران بهدستور ترامپ، طراحی شده بود.
رویترز بهنقل از منابع خود افزوده تا زمان تماس تلفنی نتانیاهو، ترامپ با ایده انجام یک عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی موافقت کرده بود، اما هنوز درباره زمان و شرایط ورود آمریکا به این جنگ تصمیم نگرفته بود.
نیروهای نظامی آمریکا طی هفتهها، حضور خود را در منطقه تقویت کرده بودند؛ بهگونهای که بسیاری در داخل دولت معتقد بودند شروع جنگ تنها نیازمند صدور دستور رییسجمهوری است. چند روز قبل از حمله، یکی از تاریخهای احتمالی بهدلیل شرایط نامساعد جوی لغو شده بود.
رویترز در گزارش خود تاکید کرده که مشخص نیست استدلالهای نتانیاهو تا چه حد بر تصمیم ترامپ تاثیر گذاشته است، اما این تماس در عمل آخرین استدلال رهبر اسرائیل برای همتای آمریکاییاش بود.
این خبرگزاری بهنقل از سه منبع آگاه خود افزوده که در هر صورت این تماس همراه با اطلاعاتی که نشان میداد فرصت کشتن رهبر جمهوری اسلامی در حال از دست رفتن است، عامل محرکی برای تصمیم نهایی ترامپ در روز هشتم اسفند برای آغاز عملیات «خشم حماسی» بود.
دفتر (بیت) علی خامنهای پس از بمباران
طبق این گزارش، نتانیاهو در تماس تلفنی خود استدلال کرد که ترامپ میتواند با کمک به حذف رهبر جمهوری اسلامی که هم در غرب و هم نزد بسیاری از ایرانیان منفور است، تاریخساز شود. او گفت حتی ممکن است ایرانیان به خیابانها بیایند و نظامی را که از سال ۱۳۵۷ بر ایران حاکم بوده و از منابع اصلی تروریسم و بیثباتی جهانی محسوب میشود، سرنگون کنند.
در آغاز جنگ اولین بمبها صبح شنبه، ۹ اسفند، بر دفتر علی خامنهای فرود آمدند. ترامپ همان شب اعلام کرد که خامنهای کشته شده است.
با این همه، نتانیاهو پنجشنبه ۲۸ اسفند در یک نشست خبری روز این ادعا را که اسرائیل به شکلی از اشکال آمریکا را به درگیری با جمهوری اسلامی کشانده، رد کرد و چنین اخباری را جعلی خواند.
او گفت: «آیا واقعا کسی فکر میکند میتواند به رییسجمهوری ترامپ بگوید چه کاری انجام دهد؟ دست بردارید!»
ترامپ خود نیز بهصورت علنی گفته است که تصمیم حمله را بهطور کامل خودش گرفته است.
رویترز نیز در گزارش خود تاکید کرده است که شواهدی وجود ندارد که نشان دهد نتانیاهو ترامپ را مجبور به جنگ کرده باشد، اما رهبر اسرائیل مدافع موثر موضوع حمله بوده و نحوه طرح این موضوع، از جمله فرصت کشتن رهبر جمهوری اسلامی، برای ترامپ قانعکننده بوده است؛ مخصوصا که او در پی ترور ترامپ بود.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، اوایل مارس گفت که انتقامجویی نیز یکی از انگیزههای این عملیات بود: «حکومت ایران تلاش کرد رییسجمهوری ترامپ را بکشد و رییسجمهوری ترامپ در نهایت پیروز شد.»
ترامپ در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ خود بر سیاست «اول آمریکا» تاکید داشت و بهطور علنی گفته بود که میخواهد از جنگ با جمهوری اسلامی بپرهیزد و با تهران از طریق دیپلماسی تعامل کند.
اما با شکست مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران در بهار گذشته، ترامپ بهتدریج به گزینه حمله نظامی فکر کرد.
اولین حمله در خرداد ماه رخ داد، زمانی که اسرائیل تاسیسات هستهای و سایتهای موشکی ایران را بمباران کرد و چند مقام ارشد جمهوری اسلامی را کشت. نیروهای آمریکایی بعدا به این حمله پیوستند و پس از پایان عملیات مشترک ۱۲ روزه، ترامپ از موفقیت آن تمجید کرد و گفت آمریکا تاسیسات هستهای ایران را «نابود» کرده است.
رویترز در گزارش خود افزوده که چند ماه بعد، گفتوگوها میان آمریکا و اسرائیل درباره یک حمله هوایی دوم برای هدف قرار دادن تاسیسات موشکی بیشتر و جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به توانایی ساخت سلاح هستهای آغاز شد.
اسرائیل همچنین خواهان کشتن خامنهای بود؛ دشمنی دیرینه که بارها موشک بهسوی اسرائیل شلیک کرده و از نیروهای نیابتی مسلح در اطراف این کشور، از جمله حماس و حزبالله حمایت کرده بود.
اسرائیلیها ابتدا فرض میکردند که این حمله را بهتنهایی انجام خواهند داد اما در دسامبر، در دیدار نتانیاهو با ترامپ در اقامتگاه مارالاگو در فلوریدا، وقتی نخستوزیر اسرائیل گفت از نتایج عملیات مشترک قبلی رضایت کامل ندارد، ترامپ نشان داد که برای یک حمله دیگر آمادگی دارد، هرچند همچنان میخواست فرصت دیگری برای مذاکرات دیپلماتیک فراهم کند.
تصمیم نهایی
بهنوشته رویترز دو رویداد ترامپ را به سمت حمله دوباره سوق داد:
اول، عملیات آمریکا در سوم ژانویه برای دستگیری نیکولاس مادورو، رییسجمهوری پیشین ونزوئلا، در کاراکاس که بدون تلفات برای نیروهای آمریکایی انجام شد و نشان داد که عملیاتهای بزرگ میتوانند پیامدهای محدود داشته باشند.
دوم، اعتراضات گسترده ضدحکومتی در ایران که با سرکوب شدید سپاه پاسداران و کشته شدن هزاران نفر همراه شد.
به این ترتیب، در پشت صحنه، همکاری نظامی میان ارتش اسرائیل و فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) افزایش یافت و برنامهریزیهای مشترک در جلسات محرمانه انجام شد.
در سفر فوریه نتانیاهو به واشینگتن، او ترامپ را درباره برنامه موشکی ایران توجیه کرد و خطرات آن، از جمله احتمال دستیابی تهران به توانایی حمله به خاک آمریکا، را توضیح داد.
فرصت تاریخی ترامپ
تا اواخر فوریه، بسیاری از مقامات آمریکایی و دیپلماتهای منطقهای معتقد شده بودند که حمله آمریکا به جمهوری اسلامی بسیار محتمل است.
ترامپ در جلسات توجیهی پنتاگون و نهادهای اطلاعاتی، جزییاتی را درباره مزایای احتمالی حمله، از جمله نابودی برنامه موشکی ایران، دریافت کرد.
پیش از تماس نتانیاهو، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به رهبران کنگره هشدار داده بود که اسرائیل چه با مشارکت آمریکا و چه بدون آن، احتمالا به جمهوری اسلامی حمله خواهد کرد و تهران نیز احتمالا مواضع آمریکا در منطقه را هدف قرار خواهد داد.
ترامپ همچنین مطلع شده بود که این احتمال هرچند اندک وجود دارد که حذف رهبران وقت حکومت به تشکیل دولتی در تهران منجر شود که آمادگی بیشتری برای مذاکره داشته باشد.
بهنوشته رویترز، نتانیاهو در تماس تلفنی خود با ترامپ کمتر از۴۸ ساعت قبل از آغاز حمله، موضوع تغییر رژیم در ایران را نیز مطرح کرده بود هرچند ارزیابی سازمان سیا این بود که در صورت کشته شدن خامنهای، احتمالا یک چهره تندرو دیگر جایگزین او خواهد شد.
پس از کشته شدن خامنهای، پسر او که گفته میشود مواضع ضدآمریکایی شدیدتری دارد، بهعنوان جانشین او معرفی شد اگرچه از هنگام معرفی بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، او دیده نشده و اطلاعی در مورد وضعیت جسمیاش پس از حمله شنبه ۹ اسفند وجود ندارد.
ترامپ پس از کشته شدن خامنهای بارها خطاب به مردم ایران گفته که با فرا رسیدن زمان مناسب، میتوانند قیام کنند با این حال، در حالی که جنگ وارد هفته چهارم شده، سپاه پاسداران همچنان در خیابانها حضوری مسلحانه دارد و میلیونها ایرانی در خانههای خود، در انتظار فرا رسیدن زمان مناسب هستند.