هاآرتص: بیطرفی محتاطانه کشورهای خلیج فارس در برابر جمهوری اسلامی زیر سوال رفته است
روزنامه هاآرتص در تحلیلی نوشت حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی و همچنین بسته شدن تنگه هرمز باعث شده کشورهای خلیج فارس در راهبرد امنیتی خود بازنگری کنند؛ راهبردی که دههها بر اتکای آنها به آمریکا به عنوان ضامن اصلی امنیت منطقه استوار بود.
بر اساس این گزارش، بسته شدن تنگه هرمز توسط حکومت ایران موجب شد نفتکشها نتوانند به بنادر منطقه نزدیک شوند و در نتیجه کشورهای صادرکننده نفت در خلیج فارس قادر به تخلیه ذخایر نفتی خود نباشند. این وضعیت به گفته تحلیلگران شوک بزرگی برای این کشورها ایجاد کرده و آنها را به بازنگری در سیاستهای منطقهای واداشته است.
هاآرتص مینویسد کشورهای مهم منطقه مانند عربستان و امارات پیشتر نیز با تردیدهایی درباره اتکای کامل به واشینگتن روبهرو شده بودند. در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، پس از حملات موشکی و پهپادی حکومت ایران به تاسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹- و حملات مشابه در سال ۲۰۲۲ - آمریکا به حکومت ایران پاسخ نظامی مستقیم نداد. با این حال ایالات متحده همچنان تامینکننده اصلی تسلیحات برای کشورهای خلیج فارس باقی ماند و پایگاههای نظامی خود را در منطقه حفظ کرد.
به نوشته هاآرتص، ناامیدی از این وضعیت باعث شد کشورهای خلیج فارس دو اصل مهم را در سیاست منطقهای خود دنبال کنند: نخست تلاش برای وارد کردن [حکومت] ایران به شبکهای از توافقهای دیپلماتیک و اقتصادی و دوم اتخاذ سیاست «بیطرفی محتاطانه».
به گفته خالد الخنجی، پژوهشگر قطری در شورای خاورمیانه برای امور جهانی، این سیاست به معنای تلاش برای دور نگه داشتن منطقه از تبدیل شدن به میدان رقابت قدرتهای بزرگ و منطقهای است. هدف از آن نیز حفظ ثبات کشورهای خلیج فارس بوده است؛ ثباتی که به گفته تحلیلگران تا حد زیادی بر پایه ثروت عظیم نفتی این کشورها استوار است.
اما هاآرتص مینویسد اکنون همین ثروت نفتی به نقطه آسیبپذیری تبدیل شده است. حکومت ایران با هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی، عملاً منابع اصلی درآمد این کشورها را نشانه گرفته و تلاش میکند از این طریق بر سیاستهای منطقهای تاثیر بگذارد. به گفته تحلیلگران، این روند میتواند ثبات سیاسی این حکومتها را نیز تهدید کند.
در همین حال برخی کشورهای خلیج فارس در حال بازنگری در برنامههای اقتصادی و سرمایهگذاری خود هستند. از جمله طرح چشمانداز ۲۰۳۰ که توسط ولیعهد سعودی، محمد بنسلمان مطرح شده و همچنین پروژههای بزرگ گردشگری مورد نظر امارات و قطر در مصر ممکن است تحت تاثیر پیامدهای اقتصادی جنگ قرار بگیرند.
به نوشته هاآرتص، این بازنگری حتی میتواند بر تعهد کشورهای خلیج فارس برای سرمایهگذاری تریلیونها دلار در اقتصاد آمریکا- در چارچوب همکاریهای نزدیک با واشینگتن- نیز اثر بگذارد.
در این میان برخی پژوهشگران منطقهای پیشنهاد کردهاند که کشورهای خلیج فارس به سمت ایجاد نوعی معماری دفاعی منطقهای مشترک حرکت کنند. ابتسام الکتیبی، رییس مرکز سیاستگذاری امارات، در مقالهای نوشته است که سیاست «بازدارندگی دفاعی» میتواند نخستین خط دفاع در برابر تهدیدهای حکومت ایران باشد. به گفته او، این راهبرد شامل اتصال سامانههای هشدار زودهنگام و تقویت همکاری اطلاعاتی میان کشورهای منطقه خواهد بود.
به نوشته هاآرتص، این ایده در عمل به طرحهایی شبیه ایجاد یک ائتلاف امنیتی میان کشورهای عربی، آمریکا و احتمالاً اسرائیل شباهت دارد؛ طرحی که گاهی از آن به عنوان نوعی «ناتوی خاورمیانه» یاد میشود.
با این حال، این روزنامه تاکید میکند که اختلافات میان کشورهای خلیج فارس - از جمله رقابت میان عربستان سعودی و امارات در بحرانهای یمن و سودان - همچنان مانعی برای شکلگیری چنین ائتلافی است.
هاآرتص همچنین به اختلاف دیدگاه در میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس درباره اسرائیل اشاره میکند. امارات و بحرین روابط دیپلماتیک کامل با اسرائیل دارند، در حالی که قطر رویکردی انتقادی نسبت به آن دارد، کویت از روند عادیسازی فاصله گرفته و عمان نیز سیاستی میان روابط غیررسمی و بیطرفی مثبت را دنبال میکند.
در همین حال، به گفته تحلیلگران، افکار عمومی در کشورهای خلیج فارس نیز دچار نوعی دوگانگی شده است: از یک سو مخالفت گسترده با سیاستهای اسرائیل به دلیل همبستگی با فلسطینیان و از سوی دیگر نگرانی عمیق از سیاستهای حکومت ایران که منافع حیاتی این کشورها را تهدید میکند.
در نهایت، هاآرتص مینویسد که با وجود افزایش نگرانیها، بعید است در کوتاهمدت روابط کشورهای خلیج فارس با آمریکا یا توافقهای منطقهای تغییر اساسی کند. به گفته یک پژوهشگر اماراتی، بهجز امارات که سفارت خود در تهران را بسته است، هیچیک از کشورهای منطقه روابط خود با حکومت ایران را قطع نکردهاند و احتمالاً این کشورها همچنان تلاش خواهند کرد روابط خود را با همه طرفها حفظ کنند.