• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

سیاست خیابان؛ تلاش جمهوری اسلامی برای تسخیر فضای عمومی و ذهن شهروند

محسن صالحی
محسن صالحی

ایران‌اینترنشنال

۲۱ اسفند ۱۴۰۴، ۱۱:۴۱ (گرینویچ)

در روزهای اخیر، فراخوان مکرر مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی، از شعار «خیابان، خیابان، خیابان» محمدباقر قالیباف تا اظهارات یحیی رحیم‌صفوی مبنی بر برتری حضور مردم بر موشک‌ها، نشان‌دهنده بازگشت جدی حکومت به استراتژی «بسیج توده‌» در میانه جنگ است.

قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، ۲۰ اسفند در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به هواداران جمهوری اسلامی نوشت: «این سرباز کوچکتان سه درخواست از شما دارد: خیابان، خیابان، خیابان.»

برای درک این اصرار، می‌توان از نظریه‌های روان‌شناسی توده بهره جست.

طبق نظریه گوستاو لوبون در کتاب «روان‌شناسی توده‌ها»، تجمع فیزیکی افراد باعث ایجاد نوعی «وحدت ذهنی و روانی» می‌شود.

جمهوری اسلامی با گسیل مردم به خیابان، به دنبال فعال کردن مکانیزم همگرایی نیروهای سرخورده و مردد خود در پی ضربه‌های جنگ است. در این فرایند، فردیت «شهروند» که ممکن است بر اثر حمله‌های نظامی اسرائیل و آمریکا آسیب دیده باشد، در «روح جمعی» ذوب می‌شود.

از دیدگاه حکومت، خیابان جایی است که تردید جای خود را به شور و ایمان می‌دهد.

وقتی رحیم‌صفوی، مشاور نظامی علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده تهران، حضور مردم در خیابان را مقتدرتر از موشک می‌داند، دقیقا به همان «نیروی شکست‌ناپذیری» اشاره دارد که لوبون آن را ویژگی اصلی توده‌های همسو می‌داند. نیرویی که به حاکمیت مشروعیت بصری و به بدنه هوادار، حس امنیت مطلق می‌بخشد.

علاوه بر این، در این دکترین سیاسی، «خیابان به مثابه ابزار نمایش قدرت و بستن عرصه همگانی بر روی مخالفان» تعریف می‌شود.

حاکمیت با اشغال فضای عمومی به‌وسیله هواداران خود، عملا قلمرو فیزیکی و نمادین را از رقیب باز پس می‌گیرد که این اقدام نوعی «تعریف مرز» است. پیامی صریح به مخالفان که نشان دهد هیچ فضایی برای مانور آن‌ها باقی نمانده و عرصه عمومی به طور کامل در تسخیر قدرت است.

از سوی دیگر، بر اساس نظریه هویت اجتماعی، نزد اندیشمندانی چون جان دروری، حضور در تجمعات، وسیله‌ای برای بازتعریف «ما» در برابر «آن‌ها» است.

در میانه جنگ و تهدید جدی برای رژیم، جمهوری اسلامی از خیابان به عنوان محلی برای تعریف هویت خود استفاده می‌کند. هدف این است که هویت مذهبی و «ملی» با هویت سیاسی حاکمیت، به‌خصوص پس از انتخاب رهبر جدید، گره بخورد.

تکرار کلمه «خیابان» از سوی رییس مجلس، تلاشی برای ایجاد یک «تجربه اشتراکی» است که هواداران را از حالت انفعال و سردرگمی خارج کرده و به آن‌ها حس بودن در یک «جبهه واحد» القا کند.

این حضور، طبق نظریه تایید اجتماعی، به تردیدکنندگان و مخالفان داخلی و خارجی این پیام را مخابره می‌کند که نظم موجود همچنان از حمایت توده‌ای برخوردار است.

در نهایت، «سیاست خیابان» تنها یک مانور تبلیغاتی نیست، بلکه تلاشی برای تولید انرژی سیاسی و اجتماعی از طریق سرایت عاطفی است.

حاکمیت می‌داند که موشک‌ها قدرت تخریب دارند، اما تنها «فرو رفتن در توده» است که می‌تواند باعث تقویت وفاداری به نظام شود و هراس از دشمن را به جسارت جمعی تبدیل کند.

در واقع، خیابان برای جمهوری اسلامی سنگری است که «مشروعیت» را در آن بازتولید می‌کند و با تسخیر فضا، امکان کنش‌گری را از مخالفان می‌گیرد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

تبعیض میان ارتش و سپاه پاسداران؛ موج فرار سربازان و کمبود مهمات و غذا در یگان‌های صحرایی
۱
اختصاصی

تبعیض میان ارتش و سپاه پاسداران؛ موج فرار سربازان و کمبود مهمات و غذا در یگان‌های صحرایی

۲
تحلیل

چه دستاوردی در جنگ به معنای پیروزی ترامپ در مقابل جمهوری اسلامی خواهد بود؟

۳

افشای هویت یک مقام ارشد جمهوری اسلامی و نگرانی‌ها از بیداری «سلول‌های خفته» در کانادا

۴

هشدار شدید ترامپ به جمهوری اسلامی برای خودداری از مین‌گذاری در تنگه هرمز

۵

گاردین: حوثی‌ها از ورود به جنگ تمام‌عیار با اسرائیل و آمریکا خودداری می‌کنند

Banner

انتخاب سردبیر

  • سیاست خیابان؛ تلاش جمهوری اسلامی برای تسخیر فضای عمومی و ذهن شهروند
    تحلیل

    سیاست خیابان؛ تلاش جمهوری اسلامی برای تسخیر فضای عمومی و ذهن شهروند

  • از میان دود، تاریکی، روزمرگی؛ روایت‌های شهروندان از جنگ در ایران

    از میان دود، تاریکی، روزمرگی؛ روایت‌های شهروندان از جنگ در ایران

  • افشای هویت یک مقام ارشد جمهوری اسلامی و نگرانی‌ها از بیداری «سلول‌های خفته» در کانادا

    افشای هویت یک مقام ارشد جمهوری اسلامی و نگرانی‌ها از بیداری «سلول‌های خفته» در کانادا

  • واکنش رییس کمیسیون اروپا به انتقادات از جنگ: نباید برای جمهوری اسلامی اشک ریخت

    واکنش رییس کمیسیون اروپا به انتقادات از جنگ: نباید برای جمهوری اسلامی اشک ریخت

  • آیا «سیاست باتلاق»، جمهوری اسلامی را نجات می‌دهد؟
    تحلیل

    آیا «سیاست باتلاق»، جمهوری اسلامی را نجات می‌دهد؟

  • معماری فریب؛ سیستم پروپاگاندای جمهوری اسلامی چگونه کار می‌کند؟

    معماری فریب؛ سیستم پروپاگاندای جمهوری اسلامی چگونه کار می‌کند؟

  • توهم دائمی خطر؛ سیاست دشمن‌سازی چگونه کار می‌کند؟

    توهم دائمی خطر؛ سیاست دشمن‌سازی چگونه کار می‌کند؟

•
•
•

مطالب بیشتر

اختصاصی: بازیکنان تیم فوتبال زنان ایران در کوالالامپور تحت کنترل شدید امنیتی قرار دارند

۲۱ اسفند ۱۴۰۴، ۱۱:۰۰ (گرینویچ)

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، اعضای تیم ملی فوتبال زنان ایران که روز چهارشنبه وارد کوالالامپور شده‌اند، تحت تدابیر شدید امنیتی مدیران جمهوری اسلامی در هتلی در این شهر مستقر شده‌اند که ورود خبرنگاران و رسانه‌ها به آن ممکن نیست.

همچنین تلفن‌های همراه برخی از بازیکنان از آن‌ها گرفته شده و تلفن‌های برخی دیگر نیز تحت نظارت نیروهای موسوم به حراست فدراسیون قرار دارد.

منابع مطلع به ایران‌اینترنشنال گفته‌اند این فشارها از تهران آغاز شده و در اردوی تیم در جام قهرمانی آسیا ۲۰۲۶ ادامه یافته است. بر اساس این گزارش‌ها، محمدرحمان سالاری، عضو هیئت رییسه فدراسیون فوتبال، نقش اصلی در اعمال این فشارها داشته و پس از بازی نخست، چندین بار اقدام به جمع‌آوری و بازرسی تلفن‌های همراه بازیکنان و اعضای تیم کرده است.

در این سفر، فاطمه بوداغی نیز به عنوان مدیر تیم ملی زنان ایران حضور دارد. بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، او به عنوان بازوی حراست فدراسیون تحت مدیریت مهدی تاج فعالیت می‌کند و با رصد صفحات بازیکنان در شبکه‌های اجتماعی، فعالیت‌های آنان را به تهران گزارش می‌کرد.

همچنین زینب حسین‌زاده، فیزیوتراپیست همراه تیم ملی زنان، از دیگر اعضای کاروان است که به گفته منابع در اعمال فشار بر بازیکنان نقش داشته است.

فریده شجاعی، نایب‌رییس زنان فدراسیون فوتبال نیز همراه تیم است و پیش‌تر گفته بود برای بازگشت کاروان تیم، گزینه‌هایی از جمله مسیر زمینی از طریق ترکیه بررسی شده و تلاش برای بازگشت از مسیر امارات نیز به نتیجه نرسیده است.

کامیار بهرنگ: عملیات آمریکا و اسرائیل وارد فاز سرکوب نیروهای سرکوبگر شده است

۲۱ اسفند ۱۴۰۴، ۱۰:۳۴ (گرینویچ)

شامگاه چهارشنبه در مناطق مختلف تهران و چندین شهر دیگر، پهپادها برای هدف قرار دادن ایست‌وبازرسی‌ها به پرواز درآمدند.

کامیار بهرنگ، عضو تحریریه ایران اینترنشنال، می‌گوید عملیات آمریکا و اسرائیل برای حمایت از مردم ایران وارد فاز سرکوب نیروهای سرکوبگر شده است و عدم حضور علنی مجتبی خامنه‌ای روحیه آنها را بیش از پیش تضعیف کرده است.

گفت‌وگو با کامیار بهرنگ، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال

از میان دود، تاریکی، روزمرگی؛ روایت‌های شهروندان از جنگ در ایران

۲۱ اسفند ۱۴۰۴، ۰۹:۱۰ (گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

شب‌ها با صدای انفجار و لرزش خفیف دیوارها از خواب می‌پرند و صبح را با ویدیوهای دود و آتش آغاز می‌کنند. هم‌زمان با روشن شدن هوا، چراغ مغازه‌ها دوباره روشن می‌شود، اتوبوس‌ها در خیابان‌ها حرکت می‌کنند و ظاهر شهر تلاش می‌کند شبیه «یک روز عادی» بماند.

«جنگ» حالا بخشی از زندگی روزمره در ایران شده است.

در خیابان‌های بسیاری از شهرها، مغازه‌ها نیمه‌بازند، صاحبان مغازه‌ها ساعات کار را کوتاه‌تر کرده‌اند و بسیاری از اداره‌ها با تعداد نیروی کمتر یا به‌صورت دورکاری فعالیت می‌کنند.

ترافیک در مقایسه با روزهای پیش از شروع جنگ کمتر شده و بخشی از مردم ترجیح می‌دهند فقط برای کارهای ضروری از خانه بیرون بروند.

آنچه فضای اجتماعی را شکل می‌دهد، ترکیبی است از خستگی طولانی‌مدت از بحران‌های سیاسی و اقتصادی، ابهام نسبت به نتیجه این جنگ، و شکاف در برداشت مردم از معنای آن.

برای برخی، این حملات نشانه فرسوده شدن یک ساختار سیاسی است و برای برخی دیگر، مقدمه دوره‌ای تازه از ناامنی و بی‌ثباتی.

در تماس‌ها و روایت‌های شهروندان از شهرهای مختلف، سه احساس همزمان دیده می‌شود: امید گسترده به تغییر سیاسی، نگرانی گروهی از ویرانی و فرسایش بیشتر زندگی روزمره و نوعی انتظار و سردرگمی در میان مردمی که خود را میان «تغییر محتمل» و «خطر باقی ماندن حکومت» معلق می‌بینند.

  • خاموشی از درون؛ وضعیت شهروندان زیر موشک و بمباران

    خاموشی از درون؛ وضعیت شهروندان زیر موشک و بمباران

امیدواری‌های بزرگ؛ شاید این پایان جمهوری اسلامی باشد

در ساعات نخست موج اصلی حملات، زمانی که خبر هدف قرار گرفتن بیت رهبری و مراکز نظامی و امنیتی در نقاط مختلف کشور منتشر شد، بخشی از مخالفان حکومت بسیار امیدوار شدند؛ امیدی که بر زمینه سال‌ها اعتراض، سرکوب و بن‌بست سیاسی سوار بود.

کامران، ۴۰ ساله، ساکن تهران، می‌گوید فضای شبکه‌های اجتماعی در همان روز اول کاملا متفاوت بود: «وقتی اولین انفجارها شنیده شد، خیلی‌ها می‌گفتند شاید این آخر کار جمهوری اسلامی باشد. تصور می‌کردند اگر حملات ادامه پیدا کند، حکومت خیلی سریع فرو می‌ریزد.»

در آن ساعات، تصاویر نورهای ناگهانی در آسمان، رد موشک‌ها و انفجارهای بزرگ در دوردست روی صفحه تلفن همراه مردم ظاهر می‌شد و گروه‌های مختلف در پیام‌رسان‌ها پر شده بود از حدس و تحلیل‌های فوری:

  • آیا این حملات محدود است یا قرار است گسترده‌تر شود؟
  • آیا ساختار قدرت در ایران می‌تواند این حجم از فشار نظامی و سیاسی را تاب بیاورد؟

کامران می‌گوید: «بعضی‌ها حتی می‌گفتند شاید چند روز بیشتر طول نکشد.»

این امید، به‌ویژه در میان کسانی دیده می‌شد که از سال‌ها قبل در اعتراضات شرکت کرده بودند و هر بار در نهایت با بازگشت وضعیت به حالت قبل و سخت‌تر شدن فضای امنیتی روبه‌رو شده بودند.

برای آن‌ها، هدف قرار گرفتن مراکز نظامی و امنیتی، نشانه‌ای بود از این‌که شاید این بار وزن فشار خارجی معادله را عوض کند.

از جنگ خوشحال نیستیم، اما شاید تنها راه تغییر باشد

مهدی، ۳۵ ساله، کارمند یک شرکت خصوصی، می‌گوید بسیاری از مخالفان حکومت با احساسات پیچیده‌ای به جنگ نگاه می‌کنند: «هیچ‌کس از جنگ خوشحال نمی‌شود. ولی بعضی‌ها می‌گویند اگر این جنگ باعث سقوط جمهوری اسلامی شود، شاید ارزشش را داشته باشد.»

او می‌گوید این نگاه بیشتر از دل تجربه سال‌هایی شکل گرفته که اعتراضات گسترده در شهرهای مختلف، با وجود هزینه‌های انسانی سنگین، به تغییر ساختاری منجر نشد و هر بار بعد از فروکش کردن خیابان، شرایط امنیتی سخت‌تر شد: «سال‌ها مردم اعتراض کردند و هیچ چیز تغییر نکرد. بعضی‌ها فکر می‌کنند شاید فشار خارجی تنها چیزی باشد که می‌تواند این سیستم را تغییر بدهد.»

در برابر این نگاه، مخالفانی هم هستند که با یادآوری تجربه کشورهای دیگری که بعد از جنگ خارجی سال‌ها درگیر جنگ داخلی و فروپاشی نهادهای دولتی شدند، تاکید می‌کنند که «تغییر از بیرون» می‌تواند به هزینه‌ای بسیار طولانی برای جامعه تبدیل شود.

این بحث‌ها، در جمع‌های کوچک و در گفت‌وگوهای آنلاین، اختلاف نظرهای جدید میان منتقدان حکومت ایجاد کرده است. شکافی میان کسانی که «هر شکافی در وضع موجود» را فرصت می‌بینند و کسانی که نگرانند کشور وارد چرخه‌ای شود که پایانش روشن نیست.

  • روان‌درمانگران پاسخ می‌دهند: چرا بعضی‌ها از فرو ریختن بمب‌ها خوشحال شدند؟

    روان‌درمانگران پاسخ می‌دهند: چرا بعضی‌ها از فرو ریختن بمب‌ها خوشحال شدند؟

نگرانی از ویرانی؛ در جنگ همیشه مردم عادی آسیب می‌بینند

گروهی از شهروندان از همان ابتدا با اضطراب به جنگ نگاه می‌کردند. نگرانی‌ای نه فقط از تعداد قربانیان، بلکه از فرسایش زیرساخت‌ها و طولانی شدن وضعیت استثنایی.

لیلا، ۳۴ ساله، ساکن اصفهان، می‌گوید بسیاری از مردم از گسترش حملات می‌ترسند: «بعضی‌ها می‌گویند حتی اگر حکومت بد باشد، جنگ راه حل نیست. چون در جنگ همیشه مردم عادی آسیب می‌بینند.»

در شهرهای بزرگ، این نگرانی بیشتر به شکل ترس از تخریب شبکه آب، برق، راه‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز تولید دیده می‌شود. زیرساخت‌هایی که همین حالا هم زیر فشار سال‌ها تحریم، کمبود سرمایه‌گذاری و فرسودگی قرار دارند.

تجربه قطعی‌های مقطعی برق و اینترنت و اختلال در سامانه‌های دولتی و بانکی در روزهای نخست حملات، برای بسیاری نشانه‌ای بود از این‌که با تداوم جنگ، زندگی روزمره می‌تواند به‌طور جدی مختل شود.

امیر، ۴۵ ساله، صاحب یک مغازه در تهران، می‌گوید: «خیلی‌ها می‌گویند اگر برق و آب و کارخانه‌ها آسیب ببینند، کشور سال‌ها عقب می‌افتد. حتی اگر حکومت تغییر کند، بازسازی چنین خرابی‌هایی خیلی زمان می‌برد.»

برای این گروه، جنگ بیش از آن که وعده تغییر باشد، خطری است که می‌تواند بحران اقتصادی موجود را به نقطه‌ای برساند که دسترسی به کالاهای اساسی، دارو و خدمات اولیه دشوارتر شود، صف‌ها طولانی‌تر شود و فشار بر طبقات کم‌درآمد چند برابر شود.

اما همین‌ها هم وقتی ازشان سوال کنی موافق استمرار حملات هستی یا توقفشان، می‌گویند: «هزینه جنگ زیاد است اما به رفتن جمهوری اسلامی می‌ارزد.»

  • چرا برخی تحلیل‌ها قدرت جامعه ایران پس از آزادی را نمی‌بینند

    چرا برخی تحلیل‌ها قدرت جامعه ایران پس از آزادی را نمی‌بینند

جنگی که بیشتر در شب احساس می‌شود

طبق گزارش‌های رسمی و غیررسمی، بخش قابل توجهی از حملات هوایی در ساعات پایانی شب و بامداد، با هدف قرار دادن مراکز نظامی و فرماندهی در حاشیه یا درون بافت شهری انجام شده است.

برای بسیاری از شهروندان، تجربه مستقیم جنگ در این روزها بیش از هر چیز در قالب صداها و لرزش‌های شبانه و تغییر در الگوی خواب و بیداری قابل لمس است.

رضا، ۳۸ ساله، ساکن شمال تهران، می‌گوید: «بمباران مثل چیزی که توی فیلم‌ها می‌بینیم نیست. بیشتر صدای انفجارهای شدید است. کوتاه ولی با لرزش.»

او شب اول حملات را چنین توصیف می‌کند: «اول فکر کردیم شاید انفجار گاز بوده. ولی بعد فهمیدیم حمله بوده.»

در بسیاری از محله‌ها، با اولین صدای غیرعادی، چراغ‌ها روشن می‌شود، خانواده‌ها به اتاقی دورتر از پنجره‌ها می‌روند و تلفن‌های همراه به سرعت در دست‌ها می‌چرخد تا اگر اینترنتی در دسترس باشد، آخرین خبرها و ویدیوها دیده شود.

پرسش مشترک بسیاری از مردم بعد از هر انفجار یک چیز است: «کجا را زدند؟»

اما در شرایطی که اینترنت با قطع و اختلال جدی روبه‌روست و دسترسی به اطلاعات لحظه‌ای دشوار شده، پاسخ دقیق معمولا دیر می‌رسد یا پر از تناقض است.

  • هدف قرار گرفتن ایست‌های بازرسی سپاه پاسداران و بسیج در شهرهای مختلف در حملات پهپادی

    هدف قرار گرفتن ایست‌های بازرسی سپاه پاسداران و بسیج در شهرهای مختلف در حملات پهپادی

شهرهای نیمه‌تعطیل 

در روزهای بعد از شروع حملات، بسیاری از شهرهای بزرگ حالتی بینابینی پیدا کرده‌اند؛ نه کاملا تعطیل و نه در وضعیت عادی. برخی نهادهای دولتی هم ساعات کارشان را کاهش داده‌اند و به بخشی از کارمندان اجازه داده شده از خانه کار کنند.

علی، راننده تاکسی در تهران، می‌گوید: «خیلی از اداره‌ها تعطیل شده‌اند یا به کارمندها گفته‌اند نیایند. خیابان‌ها خلوت‌تر است.»

در معابر اصلی، رفت‌وآمد هنوز برقرار است، اما حجم ترافیک در مقایسه با روزهای پیش از جنگ کمتر شده و بسیاری از مردم تلاش می‌کنند کارهای خود را در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام دهند.

بعضی مغازه‌ها، به‌خصوص آن‌هایی که خدمات غیرضروری ارائه می‌کنند، ترجیح داده‌اند فعلا بسته بمانند. در مقابل، فروشگاه‌های مواد غذایی، نانوایی‌ها و داروخانه‌ها همچنان فعالند؛ هرچند در برخی مناطق، مردم خریدهایشان را به‌صورت فشرده‌تر و انبوه‌تر انجام می‌دهند تا کمتر بیرون بروند.

علی می‌گوید: «سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌های مواد غذایی باز هستند. مردم هنوز برای کارهای ضروری بیرون می‌آیند.»

این وضعیت، تصویری از شهری می‌سازد که در ظاهر در حرکت است، اما سرعت و ریتمش کندتر شده و همه چیز زیر سایه حمله احتمالی بعدی قرار دارد.

  • رییس کمیسیون اروپا: مردم ایران سزاوار آزادی و حق تعیین سرنوشت خود هستند

    رییس کمیسیون اروپا: مردم ایران سزاوار آزادی و حق تعیین سرنوشت خود هستند

شکاف میان روایت رسمی و برداشت مردم

یکی از مشخصه‌های مهم این دوره، فاصله میان تصویر جنگ در روایت رسمی و تجربه روزمره مردم است.

رسانه‌های حکومتی تلاش می‌کنند حملات را محدود، کنترل‌شده و همراه با «پاسخ متقابل» نشان دهند، و بر کارآمدی سامانه‌های دفاعی و «موفقیت در دفع بخش بزرگی از حملات» تاکید کنند.

حمید، ۵۲ ساله، کارمند یک شرکت خصوصی، می‌گوید که بسیاری از مردم به روایت رسانه‌های دولتی اعتماد ندارند: «تلویزیون می‌گوید ما پیروزیم و طرف مقابل نابود شده. ولی مردم خبرهای دیگر را هم می‌بینند.»

در عین حال، اختلال‌های گسترده اینترنت و محدود شدن دسترسی به پلتفرم‌های پرمخاطب، دسترسی به منابع خبری متنوع را دشوار کرده و افراد را بیشتر به تلویزیون‌های خارج از کشور و گروه‌های بسته داخلی، شنیده‌ها و «پیام‌های فورواردی» وابسته کرده است.

نتیجه این وضعیت، فضایی است که در آن هیچ منبع خبری‌ای تصویر کاملی در اختیار ندارد و مردم تلاش می‌کنند با کنار هم گذاشتن تکه‌های مختلف اطلاعات، تصویری نسبی از واقعیت بسازند.

  • کابوس امنیت، رویای پول؛ معمای آنکارا در جنگ منطقه‌ای

    کابوس امنیت، رویای پول؛ معمای آنکارا در جنگ منطقه‌ای

سیل شایعات روان در شهر

در غیاب جریان شفاف و قابل اتکای اطلاعات، شایعات با سرعتی بسیار زیاد منتشر می‌شوند و گاه در فاصله چند دقیقه از یک نقطه شهر یا یک کانال ناشناس، به ده‌ها گروه خانوادگی و محلی می‌رسند.

لیلا می‌گوید: «گاهی در یک ساعت چند خبر مختلف می‌شنوی. یکی می‌گوید فلان جا را زده‌اند، یکی می‌گوید فلان مقام کشته شده.»

او می‌خندد و اضافه می‌کند: «چند ساعت بعد معلوم می‌شود درست نبوده.»

این فضای مبهم باعث شده بسیاری از مردم تلفن‌های خود را لحظه‌ای از خود دور نکنند؛ هر نوتیفیکیشن می‌تواند حامل خبری باشد که ناگهان تصمیمات روزمره یک خانواده را عوض کند، از بیرون رفتن برای خرید گرفته تا فکر کردن به ترک شهر.

رفتن یا ماندن؟

در روزهای نخست جنگ، گزارش‌هایی از حرکت برخی خانواده‌ها به سمت شهرهای کوچک‌تر و مناطق دورتر از مراکز نظامی منتشر شد. حرکت‌هایی که بیشتر شبیه جابه‌جایی موقت بوده است تا مهاجرت طولانی‌مدت.

سارا، ۳۶ ساله، می‌گوید: «بعضی‌ها رفتند شمال یا خانه اقوامشان.»

با این حال، خلاف جنگ‌هایی که در آن شهرها به سرعت خالی می‌شوند - و حتی جنگ ۱۲ روزه، در این مورد خروج گسترده و سراسری رخ نداده است. بسیاری به‌دلیل نداشتن امکانات مالی، وابستگی شغلی، یا نبود مقصد امن مشخص، ترجیح داده‌اند در خانه‌های خود بمانند و خطر را در شهری که به آن عادت کرده‌اند، تحمل کنند. خیلی‌ها هم منتظر لحظه سقوط هستند تا آنجا که باید، «به خیابان بیایند و ضربه نهایی را خودشان به حکومت بزنند.»

سارا می‌گوید: «خیلی‌ها به خصوص جوان‌ها ترجیح دادند در خانه‌های خود بمانند.»

برای بسیاری، ماندن به معنای حفظ حداقلی از ثبات است. آن‌ها می‌دانند ترک شهر هزینه‌هایی دارد که شاید از توانشان خارج باشد.

  • تبعیض میان ارتش و سپاه پاسداران؛ موج فرار سربازان و کمبود مهمات و غذا در یگان‌های صحرایی

    تبعیض میان ارتش و سپاه پاسداران؛ موج فرار سربازان و کمبود مهمات و غذا در یگان‌های صحرایی

از امید تا ناامیدی

با گذشت روزها و روشن‌تر شدن این واقعیت که ساختار سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی گرچه به سختی، اما همچنان فعال است و حملات عمدتا بر مراکز مشخص نظامی و زیرساختی متمرکز شده، بخشی از امید اولیه در میان مخالفان حکومت با تردیدهایی روبه‌رو شده است.

کامران می‌گوید: «بعضی‌ها که اول فکر می‌کردند حکومت سریع سقوط می‌کند، حالا می‌گویند شاید این جنگ هم بدون تغییر واقعی تمام شود.»

گزارش‌ها از تداوم کار دستگاه‌های امنیتی، حضور نیروهای نظامی در خیابان‌ها و تلاش حکومت برای نمایش تسلط بر اوضاع، این تصور را تقویت کرده که حتی در شرایط جنگی هم، ابزارهای کنترل داخلی به قوت خود باقی مانده است.

این وضعیت، بخشی از شهروندان را به این جمع‌بندی رسانده که جنگ لزوما به معنای تغییر فوری نیست، اما کامران می‌گوید: «ما خسته‌ایم. همه راه‌ها را رفته‌ایم و شاید الان باید صبورتر باشیم.»

  • آیا «سیاست باتلاق»، جمهوری اسلامی را نجات می‌دهد؟

    آیا «سیاست باتلاق»، جمهوری اسلامی را نجات می‌دهد؟

روزهای آرام و شب‌های پرصدا

الهام، معلمی در کرج، تجربه این روزها را چنین توصیف می‌کند: «روزها ممکن است هیچ اتفاقی نیفتد و شهر آرام باشد. ولی شب که می‌شود همه منتظرند ببینند صدای انفجار می‌آید یا نه.»

الگوی حملات شبانه باعث شده بسیاری از خانواده‌ها عادت کنند که پیش از تاریک شدن هوا کارهای بیرون از خانه را تمام کنند و برنامه روزانه‌شان را به‌گونه‌ای تنظیم کنند که در ساعات حساس در خانه باشند.

این تضاد میان آرامش نسبی روز و اضطراب فشرده شبانه، در روایت‌های مختلف تکرار می‌شود؛ شهر در روز تلاش می‌کند خود را عادی نشان دهد، اما با فرا رسیدن شب، سکوت قبل از هر صدای بلند، به بخشی از زندگی تبدیل می‌شود.

  • کانون فیلم‌سازان مستقل ایران: صداوسیما مردم را مستقیما به قتل تهدید می‌کند

    کانون فیلم‌سازان مستقل ایران: صداوسیما مردم را مستقیما به قتل تهدید می‌کند

جامعه‌ در حال انتظار

در میان همه این روایت‌ها، یک حس مشترک دیده می‌شود: انتظار برای «مرحله بعدی» بدون این‌که کسی تصویر روشنی از آن داشته باشد.

رضا می‌گوید: «هیچ‌کس نمی‌داند این جنگ به کجا می‌رسد. بعضی‌ها می‌گویند بزرگ‌تر می‌شود، بعضی‌ها می‌گویند زود تمام می‌شود.»

او لحظه‌ای مکث می‌کند و ادامه می‌دهد: «الان بیشتر مردم فقط منتظرند ببینند قدم بعدی چیست.»

در کشوری که در سال‌های اخیر از اعتراضات سراسری تا فشار تحریم‌ها و تنش‌های منطقه‌ای را تجربه کرده، جنگ برای بسیاری از شهروندان نه یک رویداد جداگانه، بلکه حلقه دیگری در زنجیره بحران‌هایی است که به آن خو گرفته‌اند. حلقه‌ای که معنای نهایی آن هنوز روشن نیست و همین ندانستن، شاید سنگین‌ترین بخش این تجربه باشد.

کانون فیلم‌سازان مستقل ایران: صداوسیما مردم را مستقیما به قتل تهدید می‌کند

۲۱ اسفند ۱۴۰۴، ۰۷:۵۰ (گرینویچ)

کانون فیلم‌سازان مستقل ایران با انتشار ویدیویی، تهدیدهای مطرح‌شده در اخبار و برنامه‌های صداوسیما علیه مردم ایران را محکوم کرد و از مجامع بین‌المللی خواست به این واقعیت توجه کنند که جمهوری اسلامی همچون ۴۷ سال گذشته، در حال جنگ با ایرانیان است.

این کانون با اشاره به «تهدید آشکار و وقاحت‌بار» مردم ایران در برنامه‌های صداوسیما و نیز ارعاب تیم ملی فوتبال زنان از سوی یکی از مجریان این سازمان، اعلام کرد مجریان رسانه حکومتی اکنون مردم ایران را مستقیما به قتل تهدید می‌کنند.

لحن آشکارا تهدیدآمیز در صداوسیمای جمهوری اسلامی نگرانی‌ها را از احتمال تشدید سرکوب افزایش داده است؛ جایی که مجریان و مقام‌ها به منتقدان در داخل و خارج کشور هشدار می‌دهند ممکن است با مصادره اموال، زندان یا حتی اعدام روبه‌رو شوند.

سه‌شنبه ۱۹ اسفند، رضا مولایی، مجری شبکه سه صداوسیما، در پیامی تند خطاب به مخالفان حکومت در خارج از کشور گفت: «وقتی غبار فتنه فروبنشید، یقه‌تان را می‌گیریم.»

ویدیویی که به‌طور گسترده در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، نشان می‌دهد او پا را فراتر گذاشته و با اشاره به هشدار قبلی دادستان کل کشور گفته است منتقدان ممکن است با پیامدهای مرگبار روبه‌رو شوند؛ به‌گونه‌ای که مادرانشان در سوگ آنان بنشینند.

از سوی دیگر، محمدرضا شهبازی، یک مجری دیگر صداوسیما، بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان ایران را به‌دلیل نخواندن سرود جمهوری اسلامی پیش از بازی با کره جنوبی «خائن» نامید و خواستار مجازات ایشان شد.

پس از آن، بازیکنان را مجبور کردند تا در بازی‌های بعدی با «سلام نظامی» وارد زمین شوند و سرود را همخوانی کنند.

به‌دنبال این ماجراها شماری از اعضای تیم فوتبال زنان ایران در استرالیا ماندند و این کشور به آنان ویزای بشردوستانه داد.

  • فرار دسته‌جمعی ستارگان فوتبال زنان ایران زیر سایه تهدیدهای جمهوری اسلامی

    فرار دسته‌جمعی ستارگان فوتبال زنان ایران زیر سایه تهدیدهای جمهوری اسلامی

صداوسیما، ماشین اصلی پروپاگاندای حکومت

کانون فیلم‌سازان مستقل ایران (IFMA) در ادامه تاکید کرد ایجاد فضای رعب و وحشت و استفاده از آنتن رسانه سراسری کشور برای اعلام «حکم تیر»، نشان می‌دهد مردم ایران بیش و پیش از هر چیز، آماج گلوله‌ها و در خطر تهاجم «این حکومت گروگان‌گیر» قرار دارند.

این نهاد یادآوری کرد که پیش‌تر نیز عملکرد صداوسیما را به‌عنوان «ماشین اصلی پروپاگاندای حکومت و بخشی از دستگاه سرکوب» محکوم کرده و پخش اعترافات اجباری را مصداق «شکنجه سفید» دانسته است.

در این بیانیه آمده است با رخ دادن این «اتفاق بی‌سابقه»، سازمان صداوسیما در «صف دوم شلیک مستقیم» به سوی مردم قرار گرفته است؛ مردمی که پس از کشتار و سرکوب وحشیانه دی‌ماه، این روزها در جهنم جنگی گرفتار آمده‌اند که به گفته این کانون، «نتیجه جنگ‌طلبی حکومت اسلامی» است.

در ادامه این بیانیه آمده است حکومتی که با تخاصم و اصرار بر تداوم یک نظام بی‌فرمانده، همچنان پرخاشگر، سرکوبگر و آکنده از بی‌تدبیری است، نه تنها فقدان مشروعیت خود را نمی‌پذیرد، بلکه آتش این جنگ را بیش از پیش دامن می‌زند.

کانون فیلم‌سازان مستقل ایران همچنین ادامه قطع اینترنت را عاملی در تشدید خطر برای شهروندان دانست و گفت در چنین شرایطی مردم جز صداوسیمایی که «سراسر دروغ و ارعاب» است، منبعی برای پیگیری اخبار در اختیار ندارند؛ در حالی که باید پیام‌های مهم مربوط به حفظ امنیت آنان از بیرون از ایران به گوششان برسد.

  • خاموشی از درون؛ وضعیت شهروندان زیر موشک و بمباران

    خاموشی از درون؛ وضعیت شهروندان زیر موشک و بمباران

این نهاد از مجامع بین‌المللی، نهادهای حقوق بشری و متخصصان فناوری خواست شرایط مردم ایران را بحرانی‌تر از یک منطقه جنگ‌زده ببینند و وضعیت آنان را همچون زندانیان اسیر در زندانی به وسعت یک کشور در نظر بگیرند.

برقراری امکان اتصال به شبکه جهانی اینترنت و تکرار ضرورت حفظ جان مردم ایران، از جمله خواسته‌های قطعی و بی‌قید و شرط این کانون اعلام شده است.

کانون فیلم‌سازان مستقل ایران: جمهوری اسلامی همچنان در حال جنگ با ایرانیان است

۲۱ اسفند ۱۴۰۴، ۰۶:۵۲ (گرینویچ)

کانون فیلم‌سازان مستقل ایران اعلام کرد مجریان صداوسیما در برنامه‌های این رسانه حکومتی مردم ایران را به‌طور مستقیم تهدید به قتل کرده‌اند. این نهاد با اشاره به «تهدید آشکار و وقاحت‌بار» مردم، از مجامع بین‌المللی خواست توجه کنند که جمهوری اسلامی همچنان در حال جنگ با ایرانیان است.

در این بیانیه آمده است استفاده از آنتن رسانه سراسری برای ایجاد رعب و وحشت و اعلام «حکم تیر» نشان می‌دهد مردم ایران آماج تهدیدهای این حکومت قرار دارند.

کانون فیلم‌سازان مستقل ایران یادآوری کرد که پیش‌تر نیز صداوسیما را ماشین اصلی پروپاگاندای حکومت و بخشی از دستگاه سرکوب دانسته و پخش اعترافات اجباری را مصداق «شکنجه سفید» توصیف کرده بود.

این کانون همچنین ادامه قطع اینترنت را عاملی در تشدید خطر برای شهروندان دانست و هشدار داد در چنین شرایطی مردم از منابع مستقل خبری و پیام‌های ایمنی محروم می‌شوند.

در پایان از نهادهای بین‌المللی، حقوق بشری و متخصصان فناوری خواسته شده است وضعیت مردم ایران را بحرانی تلقی کرده و برای برقراری دسترسی به اینترنت جهانی و حفظ جان شهروندان اقدام فوری کنند.