مهدی جراحی هنگام دفاع از یک دختر در اعتراضات هدف گلوله قرار گرفت
مهدی جراحی در جریان دفاع از یک دختر در مقابل نیروهای بسیج با شلیک ساچمهای در فلکه شاه عبدالعظیم کشتهشد
مهدی جراحی، متولد ۱۳۵۷، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در محدوده فلکه شاه عبدالعظیم هدف شلیک ساچمهای قرار گرفت و دو روز بعد جان باخت.
به گفته منابع محلی، او زمانی که نیروهای بسیجی در حال ضربوشتم یک دختر بودند، برای جلوگیری و کمک وارد عمل شد و در جریان این درگیری، با شلیک تفنگ ساچمهای از ناحیه شکم مجروح شد.
پس از این آن مهدی جراحی به یک کلینیک خصوصی منتقل شد، اما بهدلیل نبود امکانات لازم، امکان انجام جراحی فراهم نشد و تنها درمان سرپایی برای او انجام گرفت. بر اساس این گزارشها، او پس از بازگردانده شدن به منزل تحت نظر بود و در نهایت، ۲۰ دیماه بر اثر شدت جراحات جان باخت.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، زندان بسیاری از شهرها به دلیل تعداد بالای بازداشت معترضان با کمبود امکانات و مراقبتهای بهداشتی مواجه شدهاند. این موضوع سلامت و جان معترضان را در خطر قرار داده است.
یک مقام نظامی زن در استان گلستان گفت از نیمه دیماه و در اعتراضات بازداشت و حبس ناگهانی چند صد کودک دختر آغاز شده که به گفته او، بخشی همچنان ادامه دارد و زندان گرگان را با کمبود شدید فضا، امکانات غذایی، بهداشتی و پوششی و نیز کمبود نیروی زندانبان روبهرو کرده است.
این مقام که از مسئولان زندان گرگان به شمار میرود گفت ازدحام و شرایط ناهنجار محیط، بهویژه برای دخترانی که برخی از آنها مضروب و مجروح بودهاند، پیامدهای جدی پزشکی و روانپزشکی داشته است. به گفته او، ترس و افسردگی گسترده در میان بازداشتشدگان موجب بروز مکرر مشکلات جسمی، از جمله خونریزیهای شدید قاعدگی شده، در حالیکه زندان اقلام ضروری مانند نوار بهداشتی را به تعداد کافی در اختیار نداشته است.
این منبع همچنین تاکید میکند که سالهاست آمار دقیق ورودی، خروجی و جمعیت زندانها بهطور آگاهانه منتشر نمیشود.
خبرگزاری رویترز گزارش داد تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که با افزایش تنش بین واشینگتن و تهران، نیروهای آمریکایی در پایگاه العدید در قطر موشکهای پاتریوت را در پرتابگرهای متحرک قرار دادهاند. پایگاه العدید، بزرگترین پایگاه نظامی ایالات متحده در خاورمیانه است.
رویترز نوشت تصمیم به قرار دادن موشکهای پاتریوت در پرتابگرهای متحرک، به این معنی است که آنها میتوانند به سرعت برای حمله مورد استفاده قرار گیرند یا در صورت حمله جمهوری اسلامی برای دفاع از پایگاه العدید عمل کنند.
این خبرگزاری اشاره کرد که دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، همزمان با ادامه مذاکرات، تهدید کرده است که ایران را به دلیل برنامههای هستهای و موشکهای بالستیک، حمایت از گروههای نیابتی در خاورمیانه و سرکوب مخالفانش در داخل ایران بمباران خواهد کرد.
سپاه پاسداران نیز هشدار داده است که در صورت حمله به خاک ایران، میتواند علیه هر پایگاه آمریکا [در منطقه] اقدام تلافیجویانه انجام دهد.
پایگاههای آمریکا در عراق، اردن، کویت، عربستان سعودی، قطر، بحرین، امارات متحده عربی، عمان، ترکیه و جزیره دیگو گارسیا در اقیانوس هند مستقر هستند.
ویلیام گودهیند، تحلیلگر، به رویترز گفت که بر اساس تصاویر ماهوارهای در اوایل ماه فوریه، موشکهای پاتریوت در العدید، در حالی که روی کامیونهای تاکتیکی سنگین مستقر هستند، قابل مشاهده بودند.
او افزود: «این اقدام، به پاتریوتها تحرک بسیار بیشتری میدهد، به این معنی که میتوان آنها را به یک سایت جایگزین منتقل کرد یا با سرعت بیشتری موقعیت آنها را تغییر داد.»
رویترز نوشت که سخنگوی پنتاگون برای اظهار نظر در این مورد در دسترس نبود.
در گزارش این خبرگزاری به سخنان مقامهای جمهوری اسلامی اشاره شده است که پس از جنگ ۱۲ روزه، ذخایر موشکی خود را به میزان قبل بازگردانده است.
رویترز اشاره کرد که جمهوری اسلامی دارای مجتمعهای موشکی زیرزمینی در نزدیکی تهران و همچنین در کرمانشاه، سمنان و نزدیک ساحل خلیج فارس است.
تغییرات در پایگاههای آمریکا در خاورمیانه
در گزارش رویترز به تغییرات در پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه اشاره شده و آمده است که در العدید قطر، تصاویر گرفته شده در اول فوریه، یک هواپیمای شناسایی آرسی-۱۳۵، سه هواپیمای سی-۱۳۰ هرکولس، ۱۸ هواپیمای سوخترسان کیسی ۱۳۵، و هفت هواپیمای سی-۱۷ را نشان میداد.
همچنین ۱۰ سیستم دفاع هوایی پاتریوت در پرتابگرها مستقر شده بودند.
در یک بخش از پایگاه موفق در اردن هم تصاویر مربوط به دوم فوریه نشان میداد که ۱۷ هواپیمای تهاجمی اف-۱۵ ای، هشت هواپیمای آی-۱۰، چهار هواپیمای سی-۱۳۰ و چهار هلیکوپتر مستقر شده بودند.
همچنین تصاویر مربوط به مکان دوم در موفق در همان روز، یک هواپیمای سی-۱۷، یک هواپیمای سی-۱۳۰ و همچنین چهار هواپیمای جنگ الکترونیک ایآی-۱۸ جی را نشان میداد. یک هفته قبل از آن، هیچ هواپیمایی مشاهده نشده بود.
در پایگاه شاهزاده سلطان در عربستان سعودی نیز تصاویر مربوط به دوم فوریه، یک هواپیمای سی-۵ گالاکسی و یک هواپیمای سی-۱۷ را نشان میداد.
بر اساس تصاویر ماهوارهای ششم فوریه، هفت فروند هواپیمای بیشتر نسبت به ۳۱ ژانویه در پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند مشاهده شده بود.
این تحول در حالی گزارش شده است که رییسجمهوری آمریکا در گفتوگو با کانال ۱۲ اسرائیل که سهشنبه ۲۱ بهمن منتشر شد، گفت اگر دستیابی به توافق با ایران ممکن نباشد، واشینگتن آماده است همانند «جنگ ۱۲ روزه» خرداد گذشته علیه ایران اقدام نظامی انجام دهد.
او گفت: «ایرانیها واقعا میخواهند به یک توافق برسند. یا توافق میکنیم یا مجبور میشویم کاری بسیار سخت انجام دهیم؛ مثل دفعه قبل.»
رییسجمهوری آمریکا گفت: «این مذاکرات کاملا با دفعه قبل فرق دارد. ایرانیها فکر نمیکردند ما به آنها حمله کنیم و ریسک بزرگی کردند.»
ترامپ با تاکید بر تمایل خود به رسیدن به توافق، همزمان به تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه اشاره کرد.
بر اساس گزارشها، رییسجمهوری آمریکا در حال بررسی اعزام یک ناو هواپیمابر دیگر به خاورمیانه، بههمراه گروه رزمی آن، است؛ اقدامی که میتواند توان واکنش سریع واشینگتن در صورت شکست مذاکرات را افزایش دهد.
مهدی آقارضایی، کارگر ۲۳ ساله، متولد و ساکن شهر صدرا از توابع شیراز، جمعه ۱۹ دیماه در جریان اعتراضات این شهر در بلوار دانش و مقابل درمانگاه فرزانگان، با شلیک مستقیم یک تکتیرانداز به سرش کشته شد.
پیکر او شش روز بعد، ۲۵ دیماه، در بیمارستان پیوند اعضای شیراز پیدا شد.
مهدی کارگر یک کارگاه درب و پنجرهسازی در شهر صدرا بود و چند ماه پیش از کشتهشدن، دوره سربازیاش را به پایان رسانده بود. او دوست نزدیک و همکلاسی محمد داستانخواه بود؛ نوجوانی که در ۱۵ سالگی و در جریان سرکوب خونین اعتراضات آبان ۹۸ در شهر صدرا کشته شد. پس از کشتهشدن محمد، مهدی به فعالیتهای سیاسی گرایش پیدا کرد و در جنبش «زن، زندگی، آزادی» فعال بود. به گفته نزدیکانش، او پیشتر گفته بود: «اگر مثل محمد کشته شدم، نگذارید فراموش شوم.»
بر اساس اطلاعات رسیده، همزمان با کشتهشدن مهدی آقارضایی در بلوار دانش، مرد جوان دیگری به نام رضا حبیبی، گلفروش، و یک مرد و یک زن دیگر که هویت آنها مشخص نشده است نیز کشته شدهاند.
در روزهایی که جامعه ایران با فشار و دردهای عمیق از دست دادن بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند و بازداشت هزاران نفر دیگر دستوپنجه نرم میکند، ایستادن در کنار مردم هزینه دارد؛ هزینهای که نهادهای حکومتی و رسانههای وابسته، بلافاصله فاکتور آن را صادر میکنند.
سروش رفیعی، کاپیتان باتجربه پرسپولیس، به دلیل انجام مسوولیت اجتماعی و بیان واقعیتهایی که در عمق جان جامعه جریان دارد، هدف حملهای همهجانبه و سازمانیافته حکومتی قرار گرفت. او پس از بازی با چادرملو، با ادبیاتی متین اما گزنده، به توهین مجری صداوسیمای جمهوری اسلامی به پیکر جاویدنامان راه آزادی واکنش نشان داد و گفت: «دردهای کوچک کمحرف هستند و دردهای بزرگ، لال. من دیگر لال شدهام. کاش مجریهای صداوسیما هم لال میشدند.» او با نقد نمکپاشیدن مجریان حکومتی بر زخم مردم، مستقیما صداوسیمای جمهوری اسلامی را هدف قرار داد.
شجاعت رفیعی آنجا تکمیل شد که صادقانه از حال خراب جامعه و بیمیلی به فوتبال در استادیومهای خالی و فضای خفقانزده گفت: «ما هم مجبوریم و بازی میکنیم.» این جملات، ویترین فریبنده عادیسازی را که جمهوری اسلامی تلاش دارد از طریق فوتبال به نمایش بگذارد، فرو ریخت.
این اظهارات به مذاق سرکوبگران خوش نیامد و بازوهای رسانهای حکومت فعال شدند. محمدحسین میثاقی، مجری برنامه فوتبال برتر، در قاب تلویزیون با ادبیاتی تهاجمی به کاپیتان محبوب پرسپولیس تاخت و گفت: «اگر نمیخواهی، بنشین خانه و بازی نکن.» جملات میثاقی یادآور سخنان همکارش، زینب ابوطالبی، مجری شبکه افق، بود که گفت: «هر کسی اعتقاد ندارد، جمع کند و از ایران برود.»
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه، به سراغ محمد برزگر، بازیکن پیشین پرسپولیس، رفت و در گفتوگو با او تلاش کرد انتقادهای فنی را به مسایل سیاسی گره بزند و با ادبیاتی عامهپسند، قراردادهای مالی را به چماقی علیه «شرف و وجدان» سروش رفیعی تبدیل کند.
خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی (آنا) نیز در یادداشتی، تلاش کرد تعهد حرفهای سروش رفیعی را زیر سوال ببرد. آنا با فرار رو به جلو، اشتباهات فوتبالی را به «ذهنی که جای دیگری سیر میکند» نسبت داد تا به دیگر ورزشکاران پیام دهد: «اگر از مردم بگویید، امنیت حرفهای شما را نابود میکنیم.»
حمله به سروش رفیعی، حمله به یک فرد نیست؛ بلکه تلاشی برای خاموش کردن صدای ورزشکارانی است که کنار مردم ایستادند و نخواستند بخشی از پروژه عادیسازی باشند. حکومتی که از محبوبیت چهرههای مردمی هراس دارد، اکنون با ابزار «تخریب شخصیت» و «فشار رسانهای» به تقابل با کاپیتانی رفته است که ترجیح داد به جای سکوت، آینه تمامنمای حال خراب مردمش باشد.
انقلاب ملی ایرانیان تنها بهدلیل گستره جغرافیایی و عدد بالای کشتهشدگان در حافظه جمعی ثبت نشد. از جمله مواردی که این رویداد را از دورههای پیشین متمایز کرده است، حضور گسترده اعضای خانوادهها در کنار یکدیگر در خیابانها و در نتیجه، گاه کشتهشدن همزمان چند عضو یک خانواده بوده است.
در جریان سرکوب معترضان در انقلاب ملی ایرانیان، پدر و فرزند، خواهر و برادر، زوجها و حتی سه عضو یک خانواده همزمان یا در فاصله چند ساعت هدف تیراندازی قرار گرفتند.
برخلاف اعتراضات گذشته که بسیاری از جوانان بهتنهایی و گاه بدون اطلاع خانوادهها شرکت میکردند، اینبار خانوادهها با هم به خیابان آمدند؛ پدر و دختر، مادر و فرزند، دو برادر، زوجها و حتی چند نسل در کنار هم.
تصاویر منتشرشده نیز از حضور کودکان، زنان باردار، میانسالان و حتی افراد دارای معلولیت در تجمعها حکایت دارند. اما شدت استفاده از سلاح گرم و تیراندازی مستقیم به سوی جمعیت، در موارد متعددی باعث شد چند عضو یک خانواده همزمان هدف قرار گرفته و کشته شوند.
بر اساس اطلاعاتی که تاکنون از سوی ایراناینترنشنال تایید شده است، شمار قابل توجهی از خانوادهها بیش از یک عضو خود را در جریان سرکوب روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دیماه از دست دادهاند.
با توجه به قطع ارتباطات، فشارهای امنیتی بر خانوادهها و دفنهای پنهانی، برآورد میشود ابعاد واقعی این فاجعه بسیار گستردهتر از موارد تاییدشده باشد.
در ادامه، روایتهای مربوط به برخی خانوادهها آمده است که چند عضوشان در دیماه ۱۴۰۴ کشته شدند.
دو برادر؛ رضا و رسول کدیوریان
در کرمانشاه، خانواده کدیوریان از اقلیت یارسان، در فاصله یک روز، هر دو فرزند خود را از دست داد. رضا کدیوریان، ۲۰ ساله، ۱۳ دیماه در جریان تیراندازی نیروهای سپاه پاسداران در محل جان باخت.
برادرش رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، در همان حادثه زخمی شد، اما شدت جراحات به حدی بود که روز بعد در بیمارستان طالقانی جان خود را از دست داد.
گفته میشود این دو برادر کارگر ساختمان بودند و برای تامین معاش خانواده کار میکردند.
از راست به چپ: رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، و رضا کدیوریان، ۲۰ ساله
وقتی کمک به برادر به مرگ انجامید؛ حمید و وحید ارزانلو
شامگاه ۱۹ دی در تهرانپارس، حمید و وحید ارزانلو، دو برادر و از فعالان شناختهشده صنعت مبلمان، هدف تیراندازی قرار گرفتند و حمید بر اثر اصابت گلوله به سر بهشدت مجروح شد.
وحید که برای کمک به برادرش به محل حادثه رفته بود، با دو گلوله به ناحیه گردن هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
از راست به چپ: وحید ارزانلو و حمید ارزانلو
دو پسرعمو در پاسداران؛ ماهان و امیررضا حیدری
در منطقه پاسداران تهران، امیررضا حیدری، ۱۹ ساله، و پسرعمویش ماهان حیدری، ۲۱ ساله، ۱۸ دیماه کشته شدند.
ماهان دانشجوی رشته کامپیوتر و تکواندوکای حرفهای بود.
خانواده او تا دو روز از سرنوشتش بیخبر بودند تا وقتی پدر و برادرش پیکر او را در کهریزک شناسایی کردند.
از راست به چپ: ماهان حیدری و امیررضا حیدری
سه مرد از یک خانواده؛ پرونده تیموریراد
در فردیس کرج، ۱۹ دیماه، سه عضو از یک خانواده هدف تیراندازی قرار گرفتند: امید تیموریراد، ۴۷ ساله، پسرش آرمین، ۱۹ ساله، و برادرش امیر، ۴۲ ساله.
هر سه این تیموریرادها در جریان سرکوب اعتراضات بر اثر اصابت گلوله کشته شدند و یک خانواده، در فاصله چند ساعت، سه عضو خود را از دست داد.
از راست به چپ: آرمین تیموریراد، امیر تیموریراد و امید تیموریراد
پدر و پسر در اسلامشهر؛ مهدی و مانی شفیعی
مهدی شفیعی، ۴۱ ساله، و پسرش مانی شفیعی، در اسلامشهر هدف تیراندازی ماموران قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
پیکر این پدر و پسر برای خاکسپاری به روستای چنارشیخ از توابع اسدآباد همدان منتقل شد.
از راست به چپ: مهدی شفیعی و مانی شفیعی
زوج بوشهری؛ بهروز منصوری و منصوره حیدری
در بوشهر، بهروز منصوری، ۴۲ ساله و کارمند اداره فنی و حرفهای، همراه همسرش منصوره حیدری، ۳۶ ساله، سرپرستار و مدیر بخش بحران بیمارستان سلمان فارسی، ۱۸ دیماه هدف تیراندازی قرار گرفتند.
بهروز با اصابت گلوله به پیشانی و منصوره با اصابت گلوله به قلب جان باختند. این زوج دو فرزند ۹ و ۱۱ ساله داشتند و پیکر آنها پس از چهار روز، همراه با هشدار به خانواده برای سکوت در مراسم، تحویل داده شد.
از راست به چپ: بهروز منصوری و منصوره حیدری
خانواده سهنفره در کرج؛ بیژن، زهرا و دانیال مصطفوی
در کرج، ۱۹ دیماه، بیژن مصطفوی، همسرش زهرا بنیعامریان و فرزندشان دانیال، هدف تیراندازی قرار گرفتند و هر سه جان خود را از دست دادند.
اعضای این خانواده در زمان وقوع حادثه داخل خودروی شخصی خود حضور داشتند و در جریان اعتراضات، خودروی آنها از سوی ماموران حکومتی به رگبار گلوله بسته شد.
داود مصطفوی، پسر بزرگتر خانواده، نیز هنگام تیراندازی در خودرو حضور داشت و با وجود اصابت گلوله، زنده ماند.
از راست به چپ: دانیال مصطفوی، زهرا بنیعامریان و بیژن مصطفوی
پدر پس از پسر؛ بهزاد و حمیدرضا علیزاده
در فردیس کرج، حمیدرضا علیزاده، ۲۵ ساله، با شلیک مستقیم کشته شد.
پس از آن، پدرش بهزاد علیزاده، ۴۹ ساله، نیز هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
گزارشها حاکی است پیکرها برای دفن به «بیبی سکینه» منتقل شد و برای تحویل آنها از خانواده مبلغی دریافت کردند.
از راست به چپ: بهزاد علیزاده و حمیدرضا علیزاده
زوج جوان تهرانپارس؛ مریم و مجید صالحی سیاوشانی
مریم و مجید صالحی سیاوشانی، زوج جوان، شب ۱۸ دیماه در تهرانپارس هدف تیراندازی قرار گرفتند. مریم در محل جان باخت و همسرش مجید که برای محافظت از او خود را روی پیکرش انداخته بود، بهشدت مجروح شد.
او یک روز بعد در بیمارستان بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد. پیکر مجید از کهریزک تحویل خانواده شد و مراسم خاکسپاری این زوج ۲۱ دیماه در «بهشت زهرا» برگزار شد.
از راست به چپ: مریم صالحی و مجید صالحی
پدر و دختر مشهدی؛ علی و شیوا جاوید
علی جاوید، همراه دختر ۱۸ سالهاش شیوا جاوید در اعتراضات ۱۸ دیماه منطقه هفتتیر مشهد حضور داشت. علی را با شلیک گلوله کشتند و شیوا در جریان اعتراضات ناپدید شد.
پس از ۱۰ روز، با خانواده تماس گرفتند و پیکر شیوا تحویل داده شد. علت مرگ، ضربه مغزی اعلام شد.
این پدر و دختر در آرامگاه «بهشت رضا» در کنار یکدیگر به خاک سپرده شدند.
شیوا بهتازگی دیپلم گرفته و در رشته معماری ثبتنام کرده بود.
از راست به چپ: علی جاوید و شیوا جاوید
دو برادر نوجوان؛ امیرحسین و آرین عشقی
امیرحسین عشقی، ۱۹ ساله، و برادرش آرین عشقی، ۱۴ ساله، در اعتراضات ۱۸ دیماه حضور داشتند. امیرحسین در مقابل کلانتری یافتآباد هدف گلوله قرار گرفت و پس از آن نیز دو گلوله دیگر به قلبش شلیک شد.
پیکر او جمعه ۲۰ دیماه در «بهشت زهرا» به خاک سپرده شد.
یک روز پس از خاکسپاری، به خانواده اطلاع داده شد که آرین نیز کشته شده است.
پیکر او پس از دو روز مفقودی در کهریزک پیدا و تحویل خانواده شد.
گفته شده است که تحویل پیکرها مشروط به اعلام بسیجی بودن آنها بوده است.
از راست به چپ: آرین عشقی و امیرحسین عشقی
پدر و پسر در کرمان؛ روحالله و امیرعلی احمدی
روحالله احمدی، ۴۰ ساله، و پسرش امیرعلی احمدی، ۱۸ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در کرمان بر اثر شلیک گلوله ماموران حکومتی جان خود را از دست دادند.
بر اساس گزارشها، امیرعلی ابتدا هدف تیراندازی قرار گرفت و دقایقی بعد به پدر او نیز شلیک شد.
روحالله احمدی به جز امیرعلی، پدر دو فرزند دیگر بود: یک دختر شش ساله و یک پسر ۱۰ ساله.
از راست به چپ: امیرعلی احمدی و روحالله احمدی
پدری که برای کمک رفت؛ حسین و علی جوانبخت
حسین جوانبخت و پسرش علی جوانبخت، ۱۹ ساله، ۱۸ دیماه در فرخشهر استان چهارمحال و بختیاری هدف تیراندازی قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
بر اساس گزارشها، علی ابتدا هدف شلیک قرار گرفت و پدر او که برای کمک به فرزندش رفت، با شلیک مستقیم گلوله کشته شد.
از راست به چپ: حسین جوانبخت و علی جوانبخت
زوج جوان؛ مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی
مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی، زوج همدانی بودند که شامگاه ۱۸ دیماه، در میدان دانشگاه همدان با شلیک مستقیم و سپس باتون به آنها حمله میکنند.
از این زوج جوان، یک کودک پسر به جای مانده است.
از راست به چپ: مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی
به همراه مادرش، نیامده رفت
زیبا دستجردی، ۳۳ ساله، در اعتراضات ۱۹ دیماه در نیشابور در حالی که سه ماهه باردار بود، بر اثر شلیک ماموران کشته شد.
زیبا، مادر یک دختر هشت ساله نیز بود.
زیبا دستجردی
دو داغ در دو اعتراض؛ خانواده شوش
عماد شوش، باریستا، ۱۸ دیماه بر اثر اصابت مستقیم گلوله در لاهیجان جان خود را از دست داد.
پیشتر نیز برادر او، علی شوش، در جریان اعتراضات چهلم مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ در اصفهان، بر اثر ضربات باتون کشته شده بود.
مادر این دو پس از کشته شدن علی گفته بود: «از خون پسرم نمیگذرم.»