• العربية
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

در حالی که افکار عمومی بر سرکوب خونین متمرکز است حکومت به اعدام‌ها ادامه می‌دهد

رضا اکوانیان
رضا اکوانیان

ایران‌اینترنشنال

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۹:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

همزمان با تمرکز جامعه جهانی بر سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه، گزارش‌ها نشان می‌دهد موج اعدام‌ها در ایران متوقف نشده و در هفته‌های اخیر هر روز ادامه داشته است؛ اعدام‌هایی با اتهام‌هایی مانند قتل و مواد مخدر که اغلب «غیرسیاسی» معرفی می‌شوند و در هیاهوی اعتراضات کمتر دیده می‌شوند.

بررسی گزارش‌های منتشرشده از سوی رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری نشان می‌دهد جمهوری اسلامی در هفته‌های اخیر، همزمان با سرکوب اعتراضات دی‌ماه، به اجرای گسترده و روزانه احکام اعدام در زندان‌های مختلف ادامه داده است.

بر اساس این گزارش‌ها، طی هفته‌های گذشته روزانه دست‌کم بین ۱۰ تا ۳۰ زندانی اعدام شده‌اند؛ آماری که فعالان حقوق بشر تاکید می‌کنند تنها شامل مواردی است که امکان ثبت و تایید آن‌ها وجود داشته و با توجه به محدودیت‌های اطلاع‌رسانی، آمار واقعی می‌تواند بالاتر باشد.

این اعدام‌ها عمدتا با اتهام‌هایی نظیر قتل و جرایم مرتبط با مواد مخدر انجام شده‌اند؛ اتهام‌هایی که در سال‌های گذشته نیز سهم عمده‌ای از احکام مرگ در ایران را به خود اختصاص داده‌اند.

در همین حال، کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در بیانیه‌ای در سه‌شنبه ۲۱ بهمن اعلام کرد اعتصاب غذای هفتگی خود را در صدوهفتمین هفته در ۵۶ زندان ادامه داده است.

این کارزار با اشاره به اعتراضات دی‌ماه و بازداشت‌های گسترده افزود «حکومت مستبد حاکم» در سه هفته ابتدایی بهمن‌ماه بیش از ۲۰۷ نفر، از جمله دو زن، را اعدام کرده است.

با این حال، اعدام‌ها در هفته‌های اخیر درست در همان دوره‌ای ادامه یافته که جامعه ایران درگیر خیزش دی‌ماه، بازداشت‌های گسترده، کشته و زخمی‌شدن معترضان و تشدید محدودیت‌های ارتباطی بوده و فضای خبری کشور به‌شدت تحت تاثیر سرکوب قرار داشته است.

فعالان حقوق بشر می‌گویند محدودیت‌های اینترنتی، فشارهای امنیتی بر خانواده‌ها و وکلا و شرایطی که از پیش برای عدم اطلاع‌رسانی درباره وضعیت زندان‌ها وجود داشت، در دو ماه اخیر تشدید شده و انتقال اطلاعات از داخل زندان‌ها را دشوارتر از گذشته کرده است.

به گفته آن‌ها، در مورد برخی زندان‌ها عملا امکان بیرون‌آمدن خبر از داخل زندان به حداقل رسیده و حتی در تماس‌های تلفنی نیز اجازه اطلاع‌رسانی داده نمی‌شود؛ چرا که تماس‌ها و ملاقات‌ها در هفته‌های اخیر محدودتر شده یا در برخی زندان‌ها برای بعضی زندانیان به‌طور کامل قطع شده است.

در نتیجه، از شماری از زندان‌ها هیچ خبر موثقی درباره وضعیت زندانیان و اجرای احکام اعدام منتشر نمی‌شود؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره پنهان‌ماندن شمار واقعی اعدام‌ها را افزایش داده است.

فاصله آمار واقعی با اعدام‌های تاییدشده از سوی نهادهای حقوق بشری

محمود امیری‌مقدم در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال و در پاسخ به پرسشی درباره دشواری ثبت اعدام‌ها و فاصله میان آمار ثبت‌شده و گزارش‌هایی که از ۱۰ تا ۳۰ اعدام در روز خبر می‌دهند، گفت یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های کنونی سازمان حقوق بشر ایران، تایید گزارش‌هایی است که از داخل کشور دریافت می‌شود.

مدیر سازمان حقوق بشر ایران توضیح داد این سازمان تنها زمانی یک اعدام را در آمار رسمی خود لحاظ می‌کند که دست‌کم از سوی دو منبع مستقل تایید شده باشد یا یک منبع مستقیم بسیار موثق با شواهد و مستندات کافی وجود داشته باشد.

او افزود در ماه ژانویه، نخستین ماه سال میلادی، سازمان حقوق بشر ایران توانسته است حدود ۱۰۰ مورد اعدام را تایید کند؛ رقمی که به گفته او بسیار بالا و معادل بیش از سه اعدام در روز است.

امیری‌مقدم تاکید کرد تعداد گزارش‌هایی که در همین بازه درباره اعدام‌ها به دست این سازمان رسیده، چند برابر این رقم بوده است؛ به‌طوری که از چند صد مورد اعدام گزارش دریافت شده، اما تنها حدود ۱۰۰ مورد آن تا کنون تاييد شده است.

او گفت مشخص نیست آیا همه این موارد گزارش‌شده واقعا رخ داده‌اند یا نه و این سازمان همچنان در حال بررسی و تحقیق درباره آن‌هاست، اما همین فاصله میان اعدام‌های تاييدشده و گزارش‌های تاييدنشده را نگران‌کننده دانست.

100%

امیری‌مقدم یادآوری کرد جمهوری اسلامی پیش‌تر نیز در مقاطعی با انتشار اخبار نادرست تلاش کرده حساسیت افکار عمومی را کاهش دهد و این موضوع، کار نهادهای حقوق بشری را دشوارتر می‌کند.

مدیر سازمان حقوق بشر ایران در ادامه این گفت‌وگو از خانواده‌ها خواست درباره اجرای احکام اعضای خانواده خود، فارغ از نوع اتهام، اطلاع‌رسانی کنند؛ حتی اگر این اطلاع‌رسانی در حد انتشار یک خبر غیرسیاسی يا ابراز تاسف باشد.

او تاکید کرد رساندن اين اطلاعات به نهادهای حقوق بشری و رسانه‌ها نقش مهمی در ثبت و پيگيری اعدام‌ها دارد.

این فعال حقوق بشر گفت دست‌کم می‌توان گفت در ماه نخست سال ميلادی جاری حداقل ۱۰۰ نفر اعدام شده‌اند؛ آن هم در شرايطی که توجه عمومی عمدتا بر کشتار معترضان دی‌ماه متمرکز بوده و همزمان گزارش‌هايی چند برابر اين عدد به دست اين سازمان رسيده که هنوز امکان تاييد آن‌ها فراهم نشده است.

در چنین فضایی، اعدام‌ها در حالی ادامه پیدا کرده که توجه افکار عمومی داخل ایران عمدتا معطوف به اعتراضات خیابانی، وضعیت بازداشت‌شدگان و سرنوشت معترضان کشته‌شده یا ناپدیدشده است.

همزمان، واکنش‌های بین‌المللی نیز بیش از هر چیز بر سرکوب اعتراضات متمرکز شده و موضوع اعدام‌های غیرسیاسی، به‌ویژه در پرونده‌های مواد مخدر و قتل، کمتر در کانون توجه قرار گرفته است.

کارشناسان حقوق بشر معتقدند اشباع فضای خبری از اخبار سرکوب و بحران، امکان اجرای احکام مرگ با اتهامات مختلف را با هزینه سیاسی و رسانه‌ای کمتری برای حکومت فراهم می‌کند.

اعدام در سایه اعتراضات؛ کاهش هزینه سیاسی

امیری‌مقدم در پاسخ به پرسشی درباره این‌که آیا جمهوری اسلامی از تمرکز افکار عمومی بر سرکوب اعتراضات دی‌ماه برای ادامه اعدام‌ها با هزینه کمتر استفاده کرده است، گفت حکومت همواره از نبود توجه افکار عمومی و جامعه جهانی برای پیشبرد اعدام‌ها استفاده کرده است.

مدیر سازمان حقوق بشر ایران تاکید کرد اعدام «مهم‌ترین ابزار وحشت» جمهوری اسلامی است و مقام‌ها تلاش می‌کنند این ابزار را با حداقل هزینه سیاسی و رسانه‌ای به کار بگیرند.

او با اشاره به تجربه پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» توضیح داد در دوره‌ای که تمرکز افکار عمومی داخل و خارج ایران بر معترضان در خطر اعدام بود، جمهوری اسلامی شمار اعدام متهمان غیرسیاسی را چند برابر کرد.

این فعال حقوق بشر افزود این الگو محدود به گذشته نیست و در شرایط کنونی نیز خطر تکرار آن وجود دارد.

به‌گفته فعالان حقوق بشر، در شرایطی که جامعه در وضعیت اضطراب و شوک دائمی قرار دارد، پیگیری هر پرونده اعدام به‌صورت جداگانه دشوارتر شده و حساسیت عمومی نسبت به اعدام‌های «روتین» کاهش می‌یابد.

این در حالی است که نهادهای بین‌المللی بارها تاکید کرده‌اند بسیاری از پرونده‌های منجر به اعدام در ایران، به‌ویژه در حوزه مواد مخدر، با استانداردهای دادرسی عادلانه فاصله دارند و شامل اعترافات اجباری، دسترسی محدود به وکیل و رسیدگی‌های شتاب‌زده می‌شوند.

با وجود این هشدارها، روند اجرای احکام مرگ در ایران طی سال‌های اخیر نه‌تنها متوقف نشده، بلکه در دوره‌های بحرانی شدت بیشتری گرفته است.

خطر عادی‌شدن اعدام‌های غيرسياسی

اميری‌مقدم در پاسخ به پرسشی درباره پيامدهای ناديده‌ماندن اعدام‌های موسوم به غيرسياسی گفت مساله اعدام «تقريبا هميشه» بايد در اولويت قرار داشته باشد، حتی جدا از کشتار گسترده و سازمان‌يافته معترضان که به‌طور خاص در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه رخ داد.

این فعال حقوق بشر تاکيد کرد جمهوری اسلامی از اعدام به‌عنوان اصلی‌ترين ابزار ايجاد ترس در جامعه و القای حس درماندگی به مردم استفاده می‌کند.

او توضيح داد زندانيانی که با اتهام‌هايی مانند جرايم مواد مخدر، قتل يا ديگر جرايم و بدون برخورداری از دادرسی عادلانه به اعدام محکوم می‌شوند، هرچند هزينه سياسی اعدامشان برای حکومت کمتر است، اما اثر اجتماعی آن تفاوتی با اعدام‌های سياسی ندارد.

اميری‌مقدم گفت پيام اين اعدام‌ها که در سراسر کشور انجام می‌شود، اين است که «ما می‌کشيم، هر روز می‌کشيم و شما هيچ توانايی برای جلوگيری از اين کشتار نداريد».

او تاکيد کرد مقابله با اين وضعيت از مسير اطلاع‌رسانی مستمر ممکن است؛ از جمله با ادامه حمايت از کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، طرح موضوع اعدام‌ها در مجامع بين‌المللی و شبکه‌های مجازی و انتشار گزارش‌ها و خبرهای دقيق و راستی‌آزمايی‌شده.

اميری‌مقدم افزود اين اقدام‌ها هم می‌تواند مانع عادی‌شدن اعدام شود و هم به مقابله با کارزارهای اطلاعات نادرست حکومت کمک کند.

این هشدارها در حالی مطرح می‌شود که نهادهای بین‌المللی نیز بارها نسبت به استفاده گسترده از مجازات اعدام در ایران ابراز نگرانی کرده‌اند.

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران، هشتم بهمن با ابراز نگرانی از گزارش‌ها درباره احتمال استفاده از مجازات اعدام علیه معترضان گفت مجازات اعدام به یکی از ابزارهای مقام‌های حکومتی برای القای ترس در جامعه تبدیل شده است.

او پیش‌تر نیز ۱۱ دی‌ماه و در جمع‌بندی وضعیت حقوق بشر در پایان سال ۲۰۲۵، از «تشدید کم‌سابقه نقض حقوق بشر، افزایش اعدام‌ها و محدود شدن بی‌سابقه فضای مدنی» در ایران سخن گفته بود.

بر پایه گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر در ایران که پنجم دی‌ماه از سوی وب‌سایت حقوق بشری هرانا منتشر شد، در بازه یک‌ساله از اول ژانویه ۲۰۲۵ (۱۲ دی ۱۴۰۳) تا ۲۰ دسامبر ۲۰۲۵ (۲۹ آذر ۱۴۰۴) دست‌کم دو هزار و ۶۳ نفر در ایران اعدام شده‌اند.

بر اساس این گزارش، شمار اعدام‌ها نسبت به سال ۲۰۲۴ میلادی ۱۱۹ درصد افزایش داشته است.

در بخش قابل توجهی از این موارد نیز به‌دلیل مخفی‌کاری نهادهای قضایی و امنیتی، زندانیان حتی از حق ملاقات آخر با خانواده‌های خود محروم مانده‌اند.

فعالان حقوق بشری هشدار داده‌اند بی‌توجهی به اعدام‌هایی که در سایه اعتراضات و سرکوب انجام می‌شوند، می‌تواند به عادی‌شدن مجازات مرگ در افکار عمومی بینجامد؛ روندی که در نهایت، زمینه را برای گسترش بیشتر خشونت دولتی فراهم می‌کند.

آن‌ها تاکید دارند تمرکز بر اعتراضات نباید به قیمت نادیده‌گرفتن جان زندانیانی تمام شود که در سکوت خبری اعدام می‌شوند و جان می‌بازند؛ اقدامی که فعالان حقوق بشر از آن به‌عنوان نوعی «قتل حکومتی» یاد می‌کنند.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

جنگنده‌های اسرائیل تا مرز ایران رفتند؛ برخی منابع آمریکایی از احتمال تحریک تهران گفتند
۱

جنگنده‌های اسرائیل تا مرز ایران رفتند؛ برخی منابع آمریکایی از احتمال تحریک تهران گفتند

۲

رقبای انتخاباتی نتانیاهو چه کسانی هستند و درباره جمهوری اسلامی چه موضعی دارند؟

۳

کانادا حکم اخراج یک افسر سابق نیروی انتظامی را به‌دلیل دور زدن تحریم‌ها صادر کرد

۴

نیویورک‌تایمز: آمریکا و اسرائیل برای حمله دوباره به ایران پس از انتخابات آماده می‌شوند

۵

متهم پرونده ایران‌اینترنشنال: از من خواستند مجتبی پورمحسن و کامبیز حسینی را بزنم

انتخاب سردبیر

  • شهروندان از ایران: شهرها نظامی و امنیتی‌تر و اینترنت ضعیف‌تر شده است
    روایت شما

    شهروندان از ایران: شهرها نظامی و امنیتی‌تر و اینترنت ضعیف‌تر شده است

  • سفیر آمریکا در سازمان ملل: واشینگتن آماده محاصره طولانی ایران است

    سفیر آمریکا در سازمان ملل: واشینگتن آماده محاصره طولانی ایران است

  • چین برای ایران اهمیت قائل است، اما حاضر نیست برای دفاع از آن هر بهایی بپردازد
    تحلیل

    چین برای ایران اهمیت قائل است، اما حاضر نیست برای دفاع از آن هر بهایی بپردازد

  • جنگ سرد جدید؛ آمریکا، چین و بازیگر سومی که شاید مهار نشود

    جنگ سرد جدید؛ آمریکا، چین و بازیگر سومی که شاید مهار نشود

  • رقبای انتخاباتی نتانیاهو چه کسانی هستند و درباره جمهوری اسلامی چه موضعی دارند؟

    رقبای انتخاباتی نتانیاهو چه کسانی هستند و درباره جمهوری اسلامی چه موضعی دارند؟

  • خانواده‌هایی که با هم به خیابان رفتند اما برنگشتند

    خانواده‌هایی که با هم به خیابان رفتند اما برنگشتند

  • مای ساتو: ۲۰۲۵ برای حقوق بشر در ایران، سال تشدید سرکوب و اعدام‌های بی‌سابقه بود

    مای ساتو: ۲۰۲۵ برای حقوق بشر در ایران، سال تشدید سرکوب و اعدام‌های بی‌سابقه بود

•
•
•

مطالب بیشتر

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.