الگوی سفرهای نتانیاهو در دولت دوم ترامپ؛ چرا او مدام به آمریکا میرود؟
از زمان آغاز ریاستجمهوری دوباره دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو بارها راهی آمریکا شده است. سفرهایی که از مدیریت جنگ غزه تا نگرانیها درباره مذاکرات ایران و آمریکا را در بر میگیرد و نشان میدهد رابطه واشینگتن-تلآویو بیش از همیشه به دیپلماسی بحران و تصمیمهای شخصی گره خورده است.
آنچه در ادامه میآید، مروری است بر سفرهای نخستوزیر اسرائیل به آمریکا در دولت دوم ترامپ، تا سفر او در فوریه ۲۰۲۶.
سفر اول: آغاز فصل تازه رابطه با کاخ سفید (چهارم فوریه ۲۰۲۵)
نتانیاهو نخستین رهبر خارجی بود که پس از آغاز به کار دولت دوم ترامپ به واشینگتن رفت و در کاخ سفید با او دیدار کرد. این سفر در شرایط برقراری آتشبسی شکننده در غزه انجام شد، در حالی که گفتوگوها درباره گروگانها و آینده اداره غزه در جریان بود.
رسانهها این سفر را تلاشی برای تقویت پیوند نتانیاهو با دولت جدید ترامپ دانستند.
سفر دوم: نهادینه کردن حمایت ترامپ در چند جبهه (هفتم آوریل ۲۰۲۵)
کاخ سفید این ملاقات را بهعنوان «دومین دیدار نتانیاهو در کاخ سفید» ثبت کرد؛ نشانهای از آنکه ارتباط مستقیم دو رهبر بهسرعت به یک کانال دائمی بدل شده است.
این سفر در راستای تلاش نتانیاهو برای تثبیت حمایت واشینگتن در چند پرونده همزمان ارزیابی شد: ادامه جنگ غزه، ترتیبات امنیتی پس از آن و از سرگیری رویکرد «فشار حداکثری» آمریکا علیه ایران.
بازگشت این سیاست در هفتههای نخست دولت جدید ترامپ در پوشش رسانهای نیز بازتاب داشت.
سفر سوم: پس از جنگ ۱۲روزه؛ از مدیریت غزه تا تثبیت روایت پیروزی (هفتم و هشتم ژوئیه ۲۰۲۵)
سفر نتانیاهو به آمریکا در هفتم و هشتم ژوئیه ۲۰۲۵، نخستین دیدار او با ترامپ پس از پایان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی بود و از همین رو، ماهیتی متفاوت با سفرهای پیشین داشت.
اگرچه در سطح رسمی، محورهایی چون آتشبس غزه و سرنوشت گروگانها همچنان در دستور کار قرار داشت، اما لحن دیدارها آشکارا پساجنگی بود و بر «بازدارندگی احیاشده» و «ارسال پیام روشن به دشمنان منطقه» تاکید میکرد.
در این مقطع، تهران خلاف سفرهای پیشین، نه بهعنوان یک نگرانی بالقوه یا موضوعی برای گفتوگوهای پشت درهای بسته، بلکه به مثابه بازیگری که پیام جنگ را دریافت کرده، بهطور مستقیم در روایتهای رسانهای و سیاسی حضور یافت.
ثبت جداگانه شام کاری هشتم ژوئیه در تقویم کاخ سفید و اقدام نمادین نتانیاهو در ارائه نامه پیشنهاد نامزدی ترامپ برای جایزه صلح نوبل، بخشی از همین تلاش برای تثبیت شراکت راهبردی و نمایش پیروزی مشترک بود. سفری که کارکرد نمادینِ تحکیم روایت پساجنگ و موازنه بازدارندگی به نفع محور آمریکا-اسرائیل را داشت.
نتانیاهو پس از دومین دیدار این سفر خود با ترامپ، در اشاره به جنگ با جمهوری اسلامی گفت با رییسجمهوری آمریکا درباره «پیامدها و فرصتهای ناشی از پیروزی بزرگ» گفتوگو کرده است.
سفر چهارم: از تریبون سازمان ملل تا دیدار پشت درهای بسته در واشینگتن (۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵)
نتانیاهو پس از حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، به واشینگتن رفت و در کاخ سفید با ترامپ دیدار کرد.
این سفر، هم ابعاد چندجانبه داشت و هم مستقیما به کانال دوجانبه آمریکا و اسرائیل پیوند خورد.
در همین زمان، گزارشهایی از «طرح مورد حمایت آمریکا برای غزه» منتشر شد که بازتابدهنده نقش فعال واشینگتن در مدیریت بحران بود.
سفر پنجم: دیپلماسی شخصی در اقامتگاه مارالاگو (۲۹ دسامبر ۲۰۲۵)
در پایان سال ۲۰۲۵، نتانیاهو در اقامتگاه ترامپ در مارالاگو، واقع در پام بیچ فلوریدا با او دیدار کرد.
این بار دیدار در خارج از چارچوب رسمی کاخ سفید برگزار شد، که نشانهای از پررنگتر شدن روابط شخصی و وجه نمادین و نمایشی این دیپلماسی بود.
برخی تحلیلگران معتقد بودند رویکرد سختگیرانه نتانیاهو با تمایل ترامپ به مهار بحرانها از طریق توافقهای کنترلشده، میتواند منشاء تنش میان دو طرف شود.
سفر ششم: از محور غزه به محور ایران در گفتوگوهای هستهای (۱۰ فوریه ۲۰۲۶)
سفر فوریه ۲۰۲۶ در فضایی متفاوت صورت خواهد گرفت. نگرانی اسرائیل از روند مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی و تلاش نتانیاهو برای گسترش دامنه هر توافقی به مسائل موشکی و نیروهای نیابتی، محور اصلی این دیدار است.
همزمان، اختلافها بر سر کرانه باختری نیز در دستور کار قرار دارد.
خبرگزاری رویترز ۹ فوریه (۲۰ بهمن) گزارش داد کاخ سفید بار دیگر مخالفت ترامپ با الحاق کرانه باختری را اعلام کرده است؛ مسالهای که احتمالا در گفتوگوها مطرح خواهد شد.
همچنین گزارش شده دولت ترامپ قصد دارد ۱۹ فوریه نشستی سطح بالا درباره ابتکار خود در قبال غزه برگزار کند و سفر نتانیاهو میتواند برای تاثیرگذاری بر جهتگیری این ابتکارها باشد.
تثبیت دیپلماسی رهبرمحور در سایه بحرانهای پیدرپی
تکرار این سفرها بهجای روابط معمول دیپلماتیک، نشانگر وجود بحرانی چندلایه است.
از فوریه ۲۰۲۵ تا فوریه ۲۰۲۶، فاصله کوتاه میان دیدارهای ترامپ و نتانیاهو، حاکی از آن است که مدیریت پروندههای اسرائیل از سطح اداری و سفارتی فراتر رفته و به گفتوگوهای مستقیم رهبران تبدیل شده است. الگویی که معمولا در دوران جنگها و مذاکرات مهم شکل میگیرد.
محل دیدارها نیز معنای سیاسی خاص خود را دارد: از جلسات رسمی کاخ سفید در اوایل سال تا دیدار شخصی در مارالاگو. این تغییر مکان نشان میدهد مؤلفههای سیاست داخلی آمریکا و سبک شخصی ترامپ، نقش برجستهتری یافتهاند.
در نهایت، مسیر موضوعی دیدارها از غزه به ایران تغییر یافته، هرچند نقطه اتصال همه آنها، تلاش برای مدیریت نظم منطقهای جدید در خاورمیانه است.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.