مهدی ضیایی؛ کودکی که هدف گلوله قرار گرفت و به دلیل نرسیدن به بیمارستان جان باخت
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، مهدی ضیایی، نوجوان ۱۷ ساله، شامگاه ۱۹ دیماه در خیابان شلمچه بندرعباس با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی و در حالی که سوار بر موتور دوستش بود هدف قرار گرفت و جان باخت.
طبق روایت خانواده، مهدی بههمراه یکی از همکلاسیهایش که او نیز ۱۷ ساله بوده، سوار خودرو بوده که ماموران به آنها دستور ایست میدهند. بهدلیل ترس، خودرو متوقف نمیشود و ماموران اقدام به تیراندازی میکنند. یک گلوله به ریه مهدی اصابت میکند. راننده از ترس بازداشت، او را به بیمارستان منتقل نمیکند و مهدی به خانه رسانده میشود.
ساعتی بعد، پدر و مادر مهدی او را به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس منتقل میکنند. به گفته خانواده، در بیمارستان و در شرایط بحرانی فرزندشان، پدر مهدی به این شلیک اعتراض میکند و با ماموران درگیر لفظی میشود. مادر مهدی تهدید میشود که در صورت ادامه اعتراض، پدر بازداشت خواهد شد.
خانواده این جانباخته نوجوان اعلام کردهاند با وجود فشارها، اجازه انتشار گواهی فوت را دادهاند.
به گزارش روزنامه تایمز، بریتانیا در واکنش به افزایش تنشها در آستانه احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران، شش فروند جنگنده اف۳۵بی را به پایگاه نیروی هوایی «آکروتیری» در قبرس اعزام کرده است. این اقدام با هدف تقویت امنیت پایگاه و قلمروهای تحت حاکمیت بریتانیا در منطقه انجام شده است.
بر اساس این گزارش، جنگندهها روز جمعه پایگاه هوایی «مارهم» را ترک کردهاند تا در صورت «داغ شدن» شرایط امنیتی در خاورمیانه، نقش دفاعی ایفا کنند. ارتش بریتانیا اعلام کرده است که بهطور مستمر وضعیت امنیتی پایگاه آکروتیری را ارزیابی میکند و تصمیم به افزایش داراییهای نظامی در قبرس، در همین چارچوب اتخاذ شده است.
جنگندههای اف۳۵ به ناوگان تایفونهایی میپیوندند که پیشتر در قبرس مستقر بوده و در قالب عملیات «شِیدر» ماموریتهایی را علیه بقایای گروه داعش در عراق و سوریه انجام میدهند. در حالی که تایفونها بهصورت دائمی در این پایگاه حضور دارند، اف۳۵ها صرفاً برای ماموریت دفاعی اعزام شدهاند.
تایمز یادآور شده است که ماه گذشته نیز چهار فروند تایفون از اسکادران مشترک بریتانیا–قطر، به درخواست دولت قطر و به دلیل افزایش تنشهای منطقهای، به این کشور اعزام شده بودند.
این تحرکات نظامی همزمان با برگزاری گفتوگوهای جمهوری اسلامی و آمریکا در عمان صورت گرفته است؛ گفتوگوهایی که پس از یک دوره طولانی تهدیدهای متقابل و همزمان با یک آرایش گسترده نظامی آمریکا در منطقه انجام شد. این نخستین دیدار رودرروی دو طرف از زمان حملات ژوئن گذشته آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران بهشمار میرود.
به نوشته تایمز، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، مذاکرات را «مثبت» توصیف کرده و از توافق دو طرف برای ادامه گفتوگوها خبر داده است. با این حال، موضع واشینگتن بلافاصله شفاف نشد و تنها لحظاتی پس از پایان مذاکرات، آمریکا تحریمهای تازهای علیه صادرات نفت ایران اعلام کرد.
ساعاتی بعد شبکه خبری سیانان گزارش داد که ترامپ در هواپیمای مخصوص ریاستجمهوری آمریکا به خبرنگاران گفت: «مذاکرات بسیار خوبی در مورد ایران داشتیم. به نظر میرسد ایران میخواهد به توافق برسد. باید ببینیم آن توافق چیست. اما من فکر میکنم به نظر میرسد ایران میخواهد به توافقی دست یابد.»
در گزارش تایمز تاکید شده است که ایران تنها حاضر به گفتوگو درباره برنامه هستهای خود بوده و هرگونه مذاکره درباره توان موشکی و قابلیتهای دفاعیاش را رد کرده است. در مقابل، مقامهای آمریکایی پیش از مذاکرات اعلام کرده بودند که خواهان بررسی برنامه موشکهای بالستیک ایران، حمایت تهران از نیروهای نیابتی در منطقه و وضعیت حقوق بشر در داخل کشور هستند.
روزنامه تایمز همچنین به اختلافنظر جدی میان آمریکا و متحدانش اشاره کرده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، استفاده از حریم هوایی خود برای حمله به ایران را رد کرده و نسبت به پیامدهای پیشبینیناپذیر یک اقدام نظامی علیه حکومت ایران هشدار دادهاند.
به نوشته این روزنامه، ترامپ اگرچه ایران را به «پیامدهای جدی» در صورت عدم توافق تهدید کرده، اما در عین حال نسبت به ورود به یک درگیری گسترده و بلندمدت در خاورمیانه تردید دارد؛ تردیدی که با سیاست «اول آمریکا» او همخوانی دارد.
تایمز در پایان گزارش خود افزوده است در حالی که اسرائیل بهطور فزایندهای برای حملات گستردهتر علیه ایران، بهویژه برنامه موشکی این کشور، فشار میآورد، واشینگتن هنوز بهدنبال حفظ مسیر دیپلماسی است. در همین حال، بریتانیا با اعزام جنگندههای اف۳۵ به قبرس، خود را برای سناریوهای پرتنش احتمالی در منطقه آماده میکند.
علی شکوریراد، از چهرههای سیاسی مطرح اصلاح طلبان، در سخنانی تازه، روایت رسمی حاکمیت از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه را رد و تاکید کرد که کشتهسازی از نیروهای بسیجی و سپاهی پروژه حکومتی برای سرکوب است و نه او و نه مردم باور نمیکنند این کارها را موساد انجام داده باشد.
او در سخنانی که در نشست «معاونين ستاد پزشكيان» مطرح کرده و فایل صوتی آن در کانال تلگرامی جمهوریت منتشر شد، با تاکید بر اینکه انباشت طولانیمدت نارضایتیهای اجتماعی، از اعتراضات بازنشستگان، معلمان و کارگران تا گسترش فراگیر نارضایتی، گفت وقوع اعتراضات قابل پیشبینی بود.
بهگفته شکوریراد، با این حال ابعاد پاسخ اجتماعی به فراخوانها همه بازیگران، از جمله نهادهای امنیتی را غافلگیر کرد.
شکوریراد با اشاره به تظاهرات در ۴۰۰ شهر ایران اضافه کرد: «اصلاحطلبان، اصولگرایان و نهادهای امنیتی، فکر نمیکردند که این مقدار به فراخوان رضا پهلوی پاسخ داده شود.»
تزریق خشونت برای سرکوب شکوریراد در بخش دیگری از سخنانش با رد این ادعای حاکمیت که موساد و تیمهای عملیاتی رضا پهلوی این مقدار خشونت کردند، گفت: «من این را باور نمیکنم و فکر میکنم بسیاری از مردم ما هم این را باور نمیکنند.»
او ادامه داد: «بیشتر میتوانم این را باور کنم که کسانی این خشونتها را کردند که میخواستند به قول خودشان اغتشاشات را سرکوب کنند. بنابراین واقعیت قضیه را هم باید بدانیم و من از این متاسفم»
شکوریراد که گفته میشود علی خامنهای به او اعتماد دارد با اشاره به نادرستی این ادعای رسانهها و تریبونهای رسمی که خشونت حکومت واکنشی به خشونتورزی معترضان است گفت «اصلا نهادهای امنیتی در ایران و در هر اعتراضی خشونت تزریق کردند تا آن خشونت را بهانهای برای سرکوب قرار دهند. از ابتدا این بوده و تا حالا هم هست و روز به روز هم بدتر شده است.»
او به مقاله یک دانشجوی دکتری انتظامی در نشریه دانشگاه امام حسین هم اشاره کرد که در آن به صراحت نوشته «کشتهسازی از نیروهای خودی» یکی از روشهای مهار اعتراضات است؛ الگویی که شامل کشتهشدن نیروهای بسیج یا انتظامی، آتشزدن اماکن مذهبی یا نمادین و نسبتدادن آن به معترضان برای توجیه برخورد قهری است.
روایت کوچه بنبست و تیرباران معترضان در بخش دیگری از سخنانش، شکوریراد به نمونهای تکاندهنده اشاره کرد. بهگفته او، در یکی از رخدادها گروهی از معترضان که به کوچهای بنبست پناه برده بودند، هدف رگبار یک بسیجی قرار گرفته و کشته شدند.
به گفته این چهره اصلاحطلب، این فرد «جانی بالفطره» نبود، بلکه محصول فضایی بود که نفرت دوقطبی را تشدید کرده و سلاح را به دست نیروهایی داده که حتی آموزش تیراندازی کافی ندیدهاند.
پرونده روحالله عجمیان
او همچنین به نحوه کشتهشدن روحالله عجمیان در کرج در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ پرداخت و گفت که این واقعه با «طراحی قبلی» رخ داد. این فعال اصلاحطلب در همین ارتباط گفت: «ببینید چگونه او را به آنجا کشاندند، گفتند برو لباس بسیج بپوش، داخل جمعیت بشو... کی اولین ضربه را زد؟ چه جوری مردم به هیجان آمده ضربات بعدی را زدند؟ چه کسانی آنجا حاضر و آماده بودند و فیلمبرداری کردند و چه کسانی حاضر و آماده بودند که ظرف ۲۴ ساعت ریختند و تمام کسانی که آنجا بودند را گرفتند و چه کسانی بودند که اون پزشک رادیولوژیست را که در آنجا بود، متهم کردند؟»
شکوریراد در ادامه گفت: «میخواستند یک اعدامی پزشک متخصص داشته باشند تا جامعه را مرعوب کنند و این کار را کردند. یعنی با یک قضیه روحالله عجمیان، جنبش زن، زندگی، آزادی را به اصطلاح جمع کردند واینجوری حلش کردند.»
او با اشاره به اینکه این یک رویه است و پیش از خیزش ژینا هم سابقه داشته، گفت: «نمونههای دیگه هم هست. مثلا در ماجرای کوی دانشگاه اتوبوسی که در خیابان نصرت آتیش گرفت را کی آتش زد؟ یا مواردی که احمدینژاد وقتی رییسجمهور مملکت بوده در آن زمان خودش آمده گفته است.»
او همجنینی با اشاره به صحبتهای پزشکیان در توجیه این کشتار بزرگ گفت «تعجبآور است که چرا پزشکیان گزارش نهادهای امنیتی را باور کرد و آمد در تلویزیون گفت و خودش را سوزوند و آتش به دل مردم. مردم که در صحنه میدیدند و میدانستند که چه اتفاقی افتاده است.»
نقد روایت رسمی و نقش نهادهای امنیتی شکوریراد گفت نسبتدادن خشونتهای گسترده به عوامل خارجی یا شبکههای سازمانیافته مخالف را باور ندارد و پرسید: اگر چنین شبکههایی در صدها شهر فعال بودهاند، «نهادهای امنیتی کجا بودند؟»
او عدم پاسخگویی، نبود بازخواست و استعفا را نشانهای از «تحمیق افکار عمومی» دانست و تاکید کرد مردم واقعیت خیابان را لمس کردهاند.
او در سخنانش در مورد مواجهه نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی با اعتراضات سراسری گفت: «نمیشود که دو تا نهاد امنیتی داشته باشیم که جیک و پیک همه را در میآورند، اما از شکلگیری هستههای عملیاتی و توزیع اسلحه بیاطلاع بوده باشند.»
شکوریراد با تاکید بر اینکه «پس باید گفت که در خود این نهادهای امنیتی احتمالاً عناصر جاسوس وجود داشتند» افزود که کسی تاکنون به این پرسش نهادهای امنیتی کجای قضیه بودند، پاسخ نداده، هیچ مسئولی استعفا نداده، هیچ کسی هم بازخواست نشده است.
نقد موضع پزشکیان و سوختن «نیروی میانه» او با اشاره به مواضع مسعود پزشکیان، رییس دولت، پس از کشتار معترضان گفت اتکای بیچونوچرا به گزارشهای امنیتی و بازتاب آن در رسانه ملی، رییسجمهوری را از «نیروی میانه» به یکی از قطبهای منازعه تبدیل کرد و سرمایه اجتماعی میانهروها را سوزاند؛ امری که بهگفته او، توان حل بحران را از جامعه گرفت.
او از سخنان پزشکیان در مورد اعتراضات سراسری انتقاد کرد و گفت که او باید نهادهای حاکمیتی را بازخواست میکرد و میپرسید کجا بودند که این اتفاق افتاد.
شکوریراد با تاکید بر این موضوع که حاکمیت خود را مسئول نمیداند که جواب بدهد چرا این اتفاق در این کشور افتاده است، افزود «آنچه که در این مدت به مردم فروختند، این بود که [حاکمیت] امنیت مردم را تامین میکند اما این امنیت کجا بود.»
او اضافه کرد: «قرار بود در سوریه با داعش بجنگیم که به ایران نیایند ولی بعدا میگویند چیزهای داعشگونه در ایران بوده است.» شکوریراد در ادامه خطاب به نهادهای امنیتی پرسید «کجا بودید پس؟ چیکار کردید پس شما؟»
این فعال اصلاحطلب راهحل پیشنهادی خود را «تفویض اختیار واقعی» از سوی خامنهای به پزشکیان و الگوبرداری از مدلهایی دانست که در آن، دولت منتخب مردم اداره امور را بر عهده دارد.
پزشکیان هم پروژه خامنهای بود
در این بخش از سخنانش، شکوریراد به صراحت تاکید کرد که رییسجمهور شدن پزشکیان «پروژه رهبری» بوده است. او گفت پزشکیان نه بهعنوان یک اتفاق تصادفی یا محصول رقابت آزاد سیاسی، بلکه با برکشیدهشدن از سوی رهبر جمهوری اسلامی به ریاستجمهوری رسید.
او با این ادعا که اصلاحطلبان از پروژه خامنه ای بیاطلاع بودند، گفت آنها در این مسیر به این پروژه کمک کردند، هرچند در ابتدا از ماهیت آن آگاه نبودند.
شکوریراد افزود که پزشکیان بهعنوان یک نیروی میانه میتوانست نقش واسط و حلکننده بحران را ایفا کند، اما این نقش تنها در صورتی ممکن بود که رهبر جمهوری اسلامی بهطور واقعی بخشی از اختیارات خود را به او تفویض کند.
او تاکید کرد که خامنهای در این سن و موقعیت امکان تغییر دیدگاههای بنیادین خود را ندارد، اما میتوانست با کناررفتن از مداخله مستقیم و سپردن اداره سیاست داخلی و خارجی به رییسجمهوری، مسیر خروج از بحران را هموار کند؛ فرصتی که به گفته شکوریراد از دست رفت.
هشدار درباره نفرت دوقطبی در بخش دیگری، شکوریراد نسبت به گسترش نفرت متقابل هشدار داد؛ نفرتی که از یکسو به توجیه کشتار معترضان میانجامد و از سوی دیگر به تهدید خشونت علیه نیروهای بسیج.
او کشتار دی ماه را «سیاهترین روزهای تاریخ معاصر» خواند و گفت زخم بیعدالتی و کشتار جوانان، عمدتا زیر ۳۰ سال، بهسادگی ترمیم نخواهد شد، مگر با پذیرش حقیقت، پاسخگویی و تغییر مسیر حکمرانی.
شکوریراد با اشاره به کشتار روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه گفت: «این سیاهترین روز را ما به این سادگی ظرف سالهای آینده و یا و یا ده، دهها سال آینده هم نمیتوانیم پاک کنیم. مگر اینکه آمریکا حمله کند و چنان داغان کند که اگر چیزی از ایران بماند، این موضوع گم شود.»
کاخ سفید اعلام کرد دونالد ترامپ روز جمعه ۱۷ بهمن با امضای یک فرمان اجرایی تازه، وضعیت «اضطرار ملی» علیه ایران را تمدید و همزمان سازوکاری جدید برای اعمال تعرفه بر کشورهایی که با ایران دادوستد اقتصادی دارند، ایجاد کرد.
در بخشی از فرمان اجرایی تازه ترامپ، ريیسجمهوری آمریکا با استناد به دریافت اطلاعات جدید از مقامهای ارشد ایالات متحده اعلام کرده است که وضعیت اضطراری ملی علیه ایران، که نخستینبار با فرمان اجرایی ۱۲۹۵۷ برقرار شد و در سالهای بعد گسترش یافت، همچنان به قوت خود باقی است. بر اساس این فرمان، دولت آمریکا تاکید میکند که اقدامات و سیاستهای حکومت ایران همچنان «تهدیدی غیرمعمول و فوقالعاده» علیه امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد ایالات متحده به شمار میرود؛ تهدیدی که منشأ آن بهطور کامل یا عمده در خارج از خاک آمریکا قرار دارد و توجیهکننده تداوم و تشدید اقدامات تنبیهی و محدودکننده علیه تهران است.
بر اساس این فرمان که با هدف حفاظت از امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد آمریکا صورت گرفته است، ایالات متحده میتواند بر واردات هر کشوری که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم هرگونه کالا یا خدماتی از ایران خریداری، وارد یا تحصیل کند، تعرفههای اضافی اعمال کند. کاخ سفید اعلام کرده است این سازوکار، دامنه فشار اقتصادی بر ایران و شبکههای تجاری مرتبط با آن را بهطور قابل توجهی گسترش میدهد.
مطابق متن فرمان اجرایی، رییسجمهوری آمریکا این اختیار را دارد که در صورت تغییر شرایط، اقدام تلافیجویانه طرف مقابل، یا در صورتی که ایران یا کشورهای ذینفع گامهای معناداری برای رفع وضعیت اضطراری ملی بردارند و در حوزههای امنیتی، سیاسی و اقتصادی با واشینگتن همسو شوند، مفاد این فرمان را اصلاح یا تعدیل کند.
اجرای این نظام تعرفهای به وزارت امور خارجه، وزارت بازرگانی و نماینده تجاری ایالات متحده واگذار شده و این نهادها مجاز شدهاند برای اجرای کامل فرمان، تمامی اقدامات لازم از جمله تدوین مقررات و دستورالعملهای اجرایی را انجام دهند.
کاخ سفید در توضیح زمینههای این تصمیم، ایران را به پیگیری توانمندیهای هستهای، توسعه برنامه موشکهای بالستیک، حمایت از تروریسم و نقشآفرینی بیثباتکننده در منطقه متهم کرده و این اقدامات را تهدیدی مستقیم علیه امنیت آمریکا، متحدانش و منافع ایالات متحده دانسته است. در بیانیه کاخ سفید، ایران «بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان» توصیف شده که از گروهها و شبهنظامیان نیابتی در سراسر خاورمیانه حمایت میکند؛ گروههایی که به گفته واشینگتن مسئول کشته و زخمی شدن شهروندان آمریکایی بوده و همچنان نیروهای آمریکا و متحدان منطقهای را هدف قرار میدهند.
در این بیانیه همچنین به آنچه «سوءمدیریت ساختاری منابع ایران» خوانده شده اشاره شده و تاکید شده است که حکومت ایران منابع مالی خود را صرف برنامههای هستهای و موشکی کرده، در حالی که زیرساختهای کشور و وضعیت معیشتی مردم با بحرانهای جدی روبهرو است. کاخ سفید همچنین سرکوب خونین اعتراضات داخلی، کشته شدن هزاران معترض، نقض گسترده حقوق بشر و استفاده از خشونت برای حفظ قدرت را از جمله دلایل تداوم وضعیت اضطراری علیه ایران عنوان کرده است.
دولت آمریکا این مجموعه اقدامات را «تهدیدی غیرمعمول، فوقالعاده و مستمر» علیه ایالات متحده دانسته که به گفته واشینگتن، نیازمند پاسخی پایدار و تشدیدشده برای حفاظت از شهروندان آمریکایی، متحدان و منافع این کشور است.
در بخش دیگری از این گزارش، کاخ سفید بر رویکرد «اول آمریکا» دونالد ترامپ تاکید کرده و یادآور شده است که رییسجمهوری آمریکا بارها تصریح کرده اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست یابد. این موضع، به گفته کاخ سفید، ادامه همان سیاستهایی است که ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود دنبال کرد؛ از جمله خروج از توافق هستهای ایران، اعمال سیاست فشار حداکثری و قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی.
بر اساس این بیانیه، ترامپ پس از بازگشت به قدرت، فشار حداکثری بر ایران را احیا کرده تا تمامی مسیرهای دستیابی تهران به سلاح هستهای مسدود شود و نفوذ منطقهای ایران مهار گردد. کاخ سفید همچنین به عملیات «چکش نیمهشب» در ماه ژوئن اشاره کرده که به گفته دولت آمریکا، پس از خودداری ایران از رسیدن به توافق، با دستور ترامپ انجام شد و منجر به نابودی تاسیسات هستهای ایران و عقبنشینی جدی برنامه هستهای تهران شد.
در ادامه آمده است که رییسجمهور آمریکا اخیراً با اعزام یک «ناوگان عظیم نظامی» به منطقه، از حکومت ایران خواسته برای دستیابی به توافقی «عادلانه و منصفانه» و بدون سلاح هستهای وارد مذاکره شود و هشدار داده در غیر این صورت، تهران با پیامدهایی شدیدتر مواجه خواهد شد.
کاخ سفید در پایان تاکید کرده است که این رویکرد سختگیرانه محدود به ایران نیست و ترامپ در ماههای اخیر اقدامات مشابهی علیه دیگر دولتهای متخاصم با منافع امنیت ملی آمریکا انجام داده است؛ از جمله صدور دستور عملیات علیه نیکلاس مادورو در ونزوئلا و اعمال تعرفه بر کشورهایی که به کوبا نفت میرسانند. به گفته کاخ سفید، پیام این اقدامات روشن است: دیکتاتورها و دولتهای حامی تروریسم، در برابر سیاستهای ایالات متحده پاسخگو خواهند بود.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از وضعیت بحرانی زندان مشهد است. تعداد بازداشتشدگان به اندازهای زیاد است که حتی نمازخانه نیز به محل نگهداری زندانیان تبدیل شده است. بازداشتیها مجبورند روی زمین بخوابند، وضعیت غذا بسیار نامطلوب است و بسیاری دچار بیماری شدهاند.
بر اساس این گزارشها، نزدیک به پنج هزار نفر اکنون در زندان مشهد نگهداری میشوند.
هر زندانی تنها یک پتو و یک بالش دارد و هیچ امکانات اولیهای در دسترس نیست. وضعیت غذا نیز بسیار نامناسب است.
در نتیجه این شرایط بحرانی، اکثر زندانیان دچار بیماری شدهاند اما برای مراجعه به بهداری و ملاقات پزشک، باید نامنویسی کنند و این روند در بسیاری از موارد بیش از یک هفته طول میکشد. در این مدت، بیماران بدون رسیدگی پزشکی رها میشوند.
بر اساس گزارشها، گرفتن وقت ملاقات برای خانوادهها بسیار دشوار است و شامل همه زندانیان نمیشود. در ملاقاتها نیز یک مامور بهصورت دائم حضور دارد و تمام مکالمات را کنترل و شنود میکند.
برخی خانوادهها در پیامهای خود، درباره فشار بیشتر بر بازداشتشدگان و اخذ اعترافات اجباری از آنها ابراز نگرانی کردند.
نزدیکان جاویدنام آرش (مجید) بهفر به ایراناینترنشنال گفتند او شامگاه ۱۹ دی در منطقه نظامآباد تهران با چهار مامور درگیر شد و از فاصله نزدیک بارها به کمر او شلیک کردند. او در بیمارستان به دلیل شدت خونریزی جان باخت. ماموران از نصب سنگ مزار و درج مشخصاتش جلوگیری کردند.
به گفته این منابع، پس از آنکه ماموران به آرش ۴۱ ساله شلیک کردند، اجازه ندادند کسی به کمک او برود. اما فریاد پسرداییهای آرش و هجوم مردم، باعث متفرق شدن ماموران شد. یکی از پسرداییها، او را روی دوش خود به خانه برد.
همسایهها برای درآوردن ساچمهها از بدن آرش تلاش کردند، اما او به دلیل شدت جراحات دچار خونریزی داخلی شد. ساعت یک نیمه شب اورژانس به در منزل رفت و آرش را به بیمارستان «امام حسین» منتقل کرد، اما او جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشها، مراسم خاکسپاری آرش با حضور پرشمار ماموران امنیتی برگزار شد و از خانواده تعهد گرفته بودند مراسم تشییع را در سکوت برگزار کنند.