مصطفی مهرآیین برای اجرای حکم زندان احضار شد

مصطفی مهرآیین، جامعهشناس، اعلام کرد که برای اجرای حکم زندان به دادسرای زندان اوین احضار شده است.

مصطفی مهرآیین، جامعهشناس، اعلام کرد که برای اجرای حکم زندان به دادسرای زندان اوین احضار شده است.
مهرآیین چهارشنبه ۱۵ بهمن در کانال تلگرامی خود تصویر احضاریه شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۳ را منتشر کرد.
در نامه احضاریه از او خواسته شده است که ظرف سه روز خود را برای اجرای حکم زندان معرفی کند.
این جامعهشناس در آذر ماه از سوی دادگاه تجدیدنظر در تهران برای اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم ضد امنیت کشور» به پنج سال، برای اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال زندان، و برای اتهام «اهانت» به رهبر جمهوری اسلامی به تحمل دو سال زندان «با احتساب ایام بازداشت قبلی و اجرای مجازات اشد» محکوم شد.
همچنین به عنوان مجازات تکمیلی، او به مدت دو سال «از فعالیت در دنیای مجازی، رسانهها و مطبوعات و عضویت در احزاب، گروهها و دستجات سیاسی یا اجتماعی و خروج از ایران» محکوم شد.
در حکم دادگاه تاکید شده بود که «این رای قطعی است.»
او پس از صدور حکم بدوی از سوی دادگاه انقلاب اسلامی، خطاب به قاضی صلواتی نوشته بود: «متن رای شما انباشته از دروغ، خشم، اطلاعات نادرست، سوء داوری و جهتگیری منفی مفروض نسبت به متهمی است که در مقام یک معلم و استاد دانشگاه، تمام اتهام او چیزی جز وظیفه اصلی او، یعنی سخن گفتن علمی در تریبون های رسمی نظام جمهوری اسلامی (به دعوت خود این نظام سیاسی و دستگاههای تبلیغاتی و رسانهای آن) و یا سخن گفتن با رسانههای خارجی (در دو مورد) نیست که در هر دوی آنها نیز فارغ از جهتگیری سیاسی این رسانهها کوشیده است نظرات علمی و تخصصی خود را مطرح سازد.»
مهرآیین همچنین نوشته بود: «این چه بازی زشتی است که در کشور راه انداختهاید که در ایام خاص مثل ایام انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری از من و امثال من دعوت به گفتوگو و مناظره سیاسی میکنید و به قول خود به گرم کردن تنور انتخابات میپردازید و بعد از آنکه خرتان از پل گذشت، نخبگان فکری این جامعه و فعالان سیاسی را به اتهامات واهی و دروغین دستگیر و راهی زندان میکنید و آنها را محکوم به حبسهای ظالمانه میکنید؟»
مهرآیین در روزهای پایانی خرداد سال جاری پس از نگارش یک نامه انتقادی به علی خامنهای در تهران بازداشت شد.
این جامعهشناس در این نامه نوشته بود: «چه کسی یا چه چیزی به شما این حق و مشروعیت را داده است که کشور ما و تمامیت آن، که یادگار بزرگان و جانباختگان گذشته این سرزمین برای مردمان فعلی آن است، را به نابودی بکشانید؟»
او همچنین نوشته بود: «چه بخواهید و چه نخواهید، مردم این سرزمین دیگر شما را حاکم مشروع خود نمیدانند و تداوم حضور شما در سیاست، مایه ننگ خرد، اخلاق، و تاریخ سیاسی این سرزمین است.»
مهرآیین در سالیان گذشته سه نامه به خامنهای نوشته و در آنها از سیاستهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی انتقاد کرده بود.
او در سومین نامه خود به خامنهای نوشته بود: «جناب آقای خامنهای، من بهعنوان یک اهل فرهنگ، برده شما نیستم و شما ارباب ملت ایران نیستید.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
مردم چه میگویند؟
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.