محمد احمدی، با اصابت گلوله نیروهای سرکوبگر حکومتی به ناحیه کمر کشته شد

محمد احمدی، جوان ۲۱ ساله اهل نوراباد ممسنی، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ماه هدف شلیک گلوله جنگی کلاشینکف قرار گرفت.

محمد احمدی، جوان ۲۱ ساله اهل نوراباد ممسنی، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ماه هدف شلیک گلوله جنگی کلاشینکف قرار گرفت.
او بر اثر اصابت گلوله از ناحیه کمر توسط نیروهای سرکوبگر حکومتی کشته شد.

یک فرد نزدیک به خانواده جاویدنام محمود گودرزی، جزییاتی از کشته شدن این معترض اهل استان لرستان را در اختیار ایراناینترنشنال گذاشت که بر اساس آن، خانواده او پس از سه روز موفق به یافتن پیکرش شدند و ماموران امنیتی از دفنش در مکان مورد نظر خانواده، ممانعت کردند.
به گفته او، این جوان معترض در اعتراضات شامگاه جمعه ۱۹ دیماه گلشهر کرج ناپدید شد و خانواده او، پیکرش را دوشنبه ۲۳ دیماه در «بهشت سکینه» کرج یافتند و سهشنبه ۲۳ دیماه در «بهشت علی» به خاک سپردند.
این فرد مطلع درباره روند طی شده تا خاکسپاری گودرزی گفت: «بعد از ناپدید شدن او در اعتراضات جمعه شب، یکی از دوستانش به خانواده خبر داد که فکر میکند او را گرفته باشند. خانواده شنبه به پلیس امنیت مراجعه کرد و گفتند کسانی را که بازداشت کردهاند به ندامتگاه قزلحصار بردهاند.»

به گفته این فرد، خانواده در قزلحصار با لیست بلندی از اسامی روبهرو شده است: «کلی اسم بوده ولی گفته بودند هنوز اسامی کسانی را که جمعه دستگیر شدهاند، نزدهاند. گفته بودند فردایش باید بروند اما وقتی مراجعه کردند باز هم اسم او را نیافتند.»
خانواده گودرزی به بازداشتگاههای دیگر و بیمارستانها مراجعه میکند تا اینکه یکی از آشنایانشان خبر میدهد ۷۰۰ پیکر به «بهشت سکینه» منتقل شده است: «آنجا که میروند، عکس محمود را در مانیتور میبینند....»
این فرد مطلع در ادامه گفت که علت مرگ گودرزی، «شلیک با سلاح گرم به سر» بوده است.
او افزود: «خلاصه کارهایش را انجام دادند اما گفتند نمیشود در بهشت سکینه دفن شود و باید در بهشت علی دفنش کنند. خیلی تلاش کردند اما نگذاشتند و در نهایت، سهشنبه او را در بهشت علی به خاک سپردند.»

مجتبی (شاهمراد) شهپری، معترضی از شهر ایذه در جنوبغرب ایران که در جریان اعتراضات سراسری مجروح شد و بعدا جسدش در یک سردخانه در اصفهان پیدا شد، مطابق آخرین وصیتش در حالی به خاک سپرده شد که پیکرش در پرچم شیر و خورشید پیچیده شده بود.
به گفته افرادی که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردهاند اما نخواستهاند نامشان فاش شود، شهپری ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در شهر بهارستان، از توابع استان اصفهان، هدف گلوله نیروهای سرکوبگر جمههوری اسلامی قرار گرفت.
در ویدیوهایی که برای ایراناینترنشنال ارسال شده، صدای شلیک گلوله همزمان با شعار جاوید شاه معترضان در بهارستان در ۱۸ دی شنیده میشود.
این منابع گفتند نیروهای سرکوبگر آن شب بهطور بیهدف به سوی معترضان شلیک کردند.
یکی از منابع گفت: «آن شب به همه شلیک میکردند؛ زن و مرد، پیر و جوان.»
به گفته این منبع، نیروهای سرکوبگر مجتبی شهپری را بین ساعت ۸:۳۰ تا ۹ شب به وقت محلی در خیابان ایثار بهارستان از ناحیه پا هدف گلوله قرار دادند و او را به زمین انداختند.
این منبع افزود که او با وجود جراحت، زنده بود و با آمبولانس به بیمارستان الزهرا در اصفهان منتقل شد.
او گفت: «مجتبی وقتی به بیمارستان برده شد، زنده بود.»
در روزهای بعد، خانواده شهپری در بیمارستانهای مختلف اصفهان به دنبال او گشتند. به گفته این منبع، مقامها بارها به خانواده گفته بودند که او مجروح و زنده است، اما از گفتن محل نگهداریاش خودداری میکردند.
به گفته این منبع، بعد از آن، دیگر هیچ پاسخی داده نشد.
سه روز بعد، جستوجوی خانواده در نزدیکی قبرستان باغ رضوان، بزرگترین گورستان اصفهان، به پایان رسید.
به گفته این منبع، بهدلیل پر بودن سردخانه قبرستان، اجساد در یک انبار نگهداری میشد؛ انباری که از آن معمولا برای نگهداری میوه و سبزیجات در نزدیکی قبرستان باغ رضوان استفاده میشود.
او گفت: «هیچ جایی نبود… اجساد را داخل یک انبار گذاشته بودند. تا چشم کار میکرد، جنازه بود.»
او شمار اجساد را دستکم ۵۰۰ نفر برآورد کرد.

هنگامی که پیکر شهپری پیدا شد، آثار اصابت گلوله در سر او دیده میشد؛ زخمی که به گفته منبع، هنگام انتقال او به بیمارستان وجود نداشت.
این منبع گفت خانواده باور دارند که او با شلیک گلوله اعدام شده و بدون اطلاع خانواده، تحت عمل جراحی در ناحیه شکم قرار گرفته و سپس دوباره بخیه شده است.
یک منبع دیگر در بهارستان نیز به ایراناینترنشنال گفت که در اوج اعتراضات، «چندین کانتینر پر از جنازه» نیمهشب به باغ رضوان منتقل و در انبارها تخلیه شد.
به گفته این منبع، برخی از اجساد هنوز زنده و در حالت نیمههوشیار بودند.
مجتبی شهپری، ۳۲ ساله، اصالتا اهل ایذه در استان خوزستان و از لرهای بختیاری بود، اما برای یافتن کار به اصفهان مهاجرت کرده بود.
او برای تامین معاش، شبها بهعنوان نگهبان ساختمان کار میکرد و روزها به تخلیه بار بهعنوان کارگر مشغول بود.
یکی از منابع گفت: «او آزادیخواه بود. با مذهب مخالف بود و از نظام پادشاهی حمایت میکرد.»
مجتبی شهپری ۲۸ دی ۱۴۰۴ در روستای نشیلدو، نزدیک ایذه، به خاک سپرده شد.
یکی از منابع به ایراناینترنشنال گفت: «او را در حالی دفن کردند که در پرچم شیر و خورشید پیچیده شده بود؛ همانطور که خودش خواسته بود… همانطور که همه ما میخواهیم.»

بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، حمید و وحید ارزانلو، دو برادر کارآفرین و از فعالان شناختهشده صنعت مبلمان ایران که از نظر مالی وضع خوبی داشتند و ثروتمند محسوب میشدند، در جریان انقلاب ملی ایرانیان به دست ماموران حکومتی کشته شدند.
بنا بر این اطلاعات، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه و در جریان تیراندازی ماموران حکومتی در منطقه تهرانپارس، حمید ارزانلو بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر بهشدت مجروح شد. برادرش، وحید، به کمک او شتافت که با شلیک دو گلوله به ناحیه گردن هدف قرار گرفت.
وحید و حمید ارزانلو بعدتر بهدلیل شدت جراحات، جان خود را از دست دادند.
در مراسم خاکسپاری این دو برادر، کیومرث ارزانلو، برادر دیگرشان، از حاضران خواست که اگر راه برادرانش را درست میدانند، برای آنان کف بزنند و حاضران در مراسم هم دو برادر ارزانلو را تشویق کردند.
به گفته منابع نزدیک به خانواده ارزانلو، نهادهای امنیتی برای تحویل پیکر این دو برادر بیش از یک میلیارد تومان از خانواده دریافت کردهاند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، حمید و وحید ارزانلو از روزهای آغاز اعتصابات در بازار مرکزی تهران، حضوری فعال در همراهی و سازماندهی اعتصاب داشتند و در منطقه دلاوران تهران، نقش مؤثری ایفا کردند.
اعتصاب گسترده ۱۷ دیماه در بازار مبل دلاوران، با پیگیری مستقیم این دو برادر شکل گرفت و به یکی از بزرگترین اعتصابهای آن روزها در شرق تهران تبدیل شد.
منابع نزدیک به خانواده گفتند این دو برادر شامگاه ۱۸ دیماه نیز از نخستین ساعات، در کف خیابان و در کنار معترضان حضور داشتند.
حمید و وحید ارزانلو از مالکان و مدیران شرکت «آیسا مبل کیان» بودند. مجموعهای خانوادگی متعلق به شش برادر ارزانلو که فعالیت خود را حدود ۲۰ سال پیش از یک کارگاه کوچک آغاز کرد و به یکی از برندهای شناختهشده صنعت مبلمان ایران تبدیل شد.
این مجموعه در اوج فعالیت خود، بهطور مستقیم و غیرمستقیم برای دستکم یکهزار نفر اشتغالزایی کرده و حدود ۲۰۰ نیروی کار مستقیم داشته است.
آیسا مبل حدود ۳۰ شعبه و نمایندگی در سراسر ایران از جمله اصفهان، تهران، شیراز، قم، مشهد و یزد دارد و نمایشگاه اصلی آن در بلوار دلاوران تهران است.
این دو برادر که از خانوادهای کارگری و ساکن محله خاکسفید تهران بودند، بهعنوان چهرههایی خودساخته، خوشنام و مردمی، در صنعت مبلمان ایران شناخته میشدند.
به گفته فعالان این صنف، نام خانواده ارزانلو برای بسیاری از فعالان بازار مبلمان در مناطقی چون دلاوران، یافتآباد، کمرد و همچنین در شهرهای مختلف ایران، شناخته شده است.

وحید ارزانلو، متولد ۱۳۶۱، مدیر طراحی و دیزاین مجموعه آیسا مبل بود. او پدر سه فرزند خردسال بود: یک پسر نوجوان حدودا ۱۵ ساله و دو فرزند دوقلو.
حمید ارزانلو که از وحید بزرگتر بود، متاهل و پدر دو فرزند خردسال بود و مدیریت فروش نمایشگاههای بزرگ آیسا مبل در تهران، شامل دستکم شش نمایشگاه اصلی را بر عهده داشت.

مادر این دو برادر، زنی حدودا ۶۸ ساله، اکنون به جمع خانوادههای دادخواه پیوسته است.
قتل حمید و وحید ارزانلو، روایت رسمی مقامهای جمهوری اسلامی را در مورد محدود بودن اعتراضات به مطالبات صرفا معیشتی، به چالش میکشد.
حضور این دو برادر در کنار عده بسیاری از دیگر معترضان، نشان داد هر چند موضوع معیشت موتور محرکه اعتراضات بود، اما دلیل اصلی انقلاب ملی مردم ایران نبود.
برادران ارزانلو کشته شدند در حالی که نه از سر فشار معیشت، بلکه با دغدغه میهن، آزادی و آینده ایران به خیابان رفتند.

کشتار ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر تنها در دو روز بهدست جمهوری اسلامی، نه تنها در تاریخ سرکوبها در دوره این حکومت بیسابقه است، بلکه این رقم در مقایسه با سرکوبهای تاریخی جهان و حتی جنگهای تمامعیار نیز کمسابقه است. این رقم قطعی نیست و احتمال داده میشود باز هم افزایش یابد.
اخبار رسیده به ایراناینترنشنال که پنجم بهمن منتشر شد، نشان داد جمهوری اسلامی طی دو روز، ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر را در جریان انقلاب ملی ایرانیان قتلعام کرده است.
برای برخی جنگها، با تعداد تلفاتی بسیار کمتر از این کشتار، عناوینی چون «نسلکشی» بهکار رفته است. ۳۶ هزار و ۵۰۰ کشته در دو روز، یعنی هر روز ۱۸ هزار و ۲۵۰ نفر، هر ساعت ۷۶۰ نفر، هر دقیقه ۱۳ نفر و هر پنج ثانیه، یک نفر به دست ماموران جمهوری اسلامی به خاک و خون کشیده شدند.
بالاترین تعداد کشتهشدگان در جنگ غزه در یک روز، حدود ۴۰۰ نفر بود. حتی در اوج جنگ شهرها در جریان جنگ ایران و عراق، روزانه ۱۸۸ ایرانی زیر بمب و موشکهای عراق جان دادند.
این سطح از کشتار، بسیار بالاتر از بزرگترین کشتارهای حکومتهای دیکتاتوری، نظیر سوریه حافظ اسد و عراق صدام حسین است.
غزه
بر اساس آمار ارائه شده از سوی وزارت بهداشت تحت کنترل حماس (که در برخی گزارشهای خبری به نام وزارت بهداشت غزه معرفی شده است)، جمعا چیزی حدود ۷۱ هزار نفر در حملات اسرائیل کشته شدند.
از آنجا که ارتش اسرائیل اعلام کرده است در حملات خود موفق به کشتن ۱۷ تا ۲۰ هزار عضو حماس شده است، میتوان تخمین زد تعداد غیرنظامیان کشتهشده در این جنگ، چیزی بین ۵۱ هزار تا ۵۴ هزار نفر بوده است.
این عدد از آغاز جنگ غزه پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تا اعلام پذیرش آتشبس که به تبادل گروگانها منجر شد، ظرف مدت حدود دو سال ثبت شده است.
به بیان دیگر، در این جنگ فراگیر، روزانه نزدیک به ۷۰ تا ۷۴ نفر کشته شدند.
بالاترین تعداد کشتهها در غزه، مربوط به حملات ۲۸ اسفند ۱۴۰۳ است.
در آن زمان، وزارت بهداشت تحت کنترل حماس تعداد کشتهها را ۴۰۰ تن اعلام کرد که مشخص نیست چند تن از آنان غیرنظامی بودند.
جنگ ایران و عراق
در جریان جنگ ایران و عراق که در آن مناطق شهری ایران از سوی نیروهای عراقی بمباران شد، طی حدود ۸۰ روز بمباران و موشکباران مناطق مسکونی، جمعا ۱۵ هزار غیرنظامی در ایران کشته شدند.
به عبارت دیگر، در هر روز از جنگ شهرها در جریان جنگ هشت ساله، نزدیک به ۱۸۸ ایرانی کشته شدند.
کشتار شعبانیه عراق
خیزش شعبانیه در عراق، نزدیک به یک ماه از اسفند ۱۳۶۹ تا فروردین ۱۳۷۰ ادامه داشت.
در این خیزش، تقریبا تمام مناطق عراق به وسیله معترضان به حکومت بعث تسخیر شد.
با این حال، طی حدود سه هفته، ۳۰ تا ۱۰۰ هزار نفر بهدست ارتش عراق به قتل رسیدند.
سرکوب شدید معترضان عراقی بهطور رسمی با تجهیزاتی همچون تانک و هلیکوپترهای تهاجمی و با پشتیبانی توپخانه انجام شد.
میتوان گفت در شعبانیه، صدام با کمک تجهیزات سنگین، روزانه حدود یک هزار و ۴۰۰ تا چهار هزار و ۸۰۰ نفر را کشت.
کشتار حما به دست حافظ اسد
از ۱۳ بهمن تا ۹ اسفند ۱۳۶۰، به مدت ۲۷ روز، شهر حما در سوریه محاصره شد.
شورشیان حما که از جمله نیروهای اخوانالمسلمین سوریه بودند، در حال مبارزه مسلحانه با دولت حافظ اسد، پدر بشار اسد، بودند.
اسد شهر را بمباران هوایی کرد، با هلیکوپتر تهاجمی به مردم حمله کرد و با آتش توپخانه شهر را در هم کوبید.
در نتیجه این سرکوب، بین ۱۰ هزار تا ۴۰ هزار نفر کشته شدند؛ به عبارتی، روزانه ۳۷۰ تا یک هزار و ۴۸۰ نفر.
کشتارهای جمهوری اسلامی
شورشهای دهه ۷۰: در نبود اینترنت و مطبوعات آزاد، اطلاعات چندانی از سرکوب اعتراضات سالهای دهه ۷۰ در ایران در دست نیست.
اعتراضات مردم شیراز، اراک، مشهد و اسلامشهر چندان مستند نشده است. سرکوب این اعتراضات به شدیدترین شکل ممکن رخ داد.
سرکوب کوی طلاب مشهد یکی از شدیدترین سرکوبها بود که در سال ۱۳۷۱ رخ داد و تعداد کشتههای آن تا ۵۰ نفر تخمین زده شد.
در مورد واقعه کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ نیز تعداد کشتهشدگان بین هفت تا ۹ نفر برآورد شده است.
جنبش سبز: اعتراضات جنبش سبز از ۲۲ خرداد تا بهمن ۱۳۸۸ ادامه داشت. بزرگترین تجمعات در ۲۲، ۲۳، ۲۵ و ۳۰ خرداد، ۲۸ تیر، ۱۴ مرداد، ۱۳ آبان، ۱۶ آذر و ۲۵ بهمن روی داد. در مجموع این دوره، از ۷۰ تا ۱۱۲ نفر کشته شدند. شدیدترین کشتار در این دوره، در عاشورای آن سال که برابر با ششم دی ۱۳۸۸ بود، رخ داد.
درباره تعداد کشتهشدگان آن روز آمار دقیقی وجود ندارد، اما منابع متفاوت از هشت تا ۳۷ نفر را تخمین زدهاند.
اعتراضات خونین دهه ۹۰: از هشتم تا ۱۸ دی ۹۶، اعتراضاتی در کشور در جریان بود که وجه تمایز این اعتراضات، استفاده گسترده از شعارهای پادشاهیخواهان بود.
آمار رسمی کشتههای این اعتراضات از سوی جمهوری اسلامی ۲۵ نفر اعلام شد و منابع خارج از جمهوری اسلامی تعداد کشتهها را تا ۵۰ نفر ذکر کردند.
دور بعدی اعتراضات در آبان ۹۸ رخ داد. این اعتراضات از ۲۴ آبان آغاز و به مدت حدود یک هفته (تا ۳۰ آبان) ادامه داشت.
جمهوری اسلامی در این دوره اینترنت را قطع کرد و در سکوت، دست به کشتاری زد که تا آن زمان بیسابقه بود.
سازمانهای حقوق بشری دستکم ۳۲۴ نفر از کشتگان را با نام و مشخصات شناسایی کردند.
گزارشهای دیگر از جمله در خبرگزاری رویترز، تعداد کشتهشدگان را تا یک هزار و ۵۰۰ نفر برآورد کردند.
بیشتر این کشتار در روزهای ۲۵ و ۲۶ آبان روی داد.
۱۴۰۱: جنبش «زن، زندگی، آزادی» از ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ آغاز و تا اسفند آن سال ادامه داشت. وجه تمایز آن، شعار آن بود که به همین نام نیز شهرت یافت.
منابع رسمی جمهوری اسلامی درباره تعداد کشتههای این اعتراضات سکوت کردند. با این حال، تعداد کشتهها از دستکم ۵۴۰ تا ۶۰۰ نفر ذکر شده است.
اعتراف به بزرگترین کشتار در آمارهای رسمی
جمهوری اسلامی بهطور رسمی تعداد کشتهشدگان در انقلاب ملی ایرانیان را سه هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرد.
اگرچه در اعلامیه حکومت ایران، کشتهشدگان به نیروهای حکومتی، آنچه «تروریست» نامیده شده، و شهروندان عادی طبقهبندی شدهاند و ناظران این عدد را مبهم دانستهاند، اما اعلام چنین عدد بیسابقهای از سوی جمهوری اسلامی، خود نشانه گسترده بودن کشتار است.
حتی در جنگ ۱۲ روزه، رقم اعلامشده از سوی جمهوری اسلامی از تعداد کشتههای یک جنگ تمامعیار، شامل ۲۷۶ غیرنظامی بود که در آن آمار نیز با توجه به سابقه جمهوری اسلامی، تردیدهای جدی وجود دارد.
بیسابقه، حتی در آمار رسمی و کمترین برآوردها
به دلایل روشن و سابقه جمهوری اسلامی در پروپاگاندا، نمیتوان به طبقهبندی کشتهشدگان اعتماد کرد.
سپهر شکری، جانباخته ۱۹ ساله، که بهدلیل جمله «سپهر بابا ... کجایی؟» در ویدیویی تاثیرگذار از پدر او مشهور شد، نمونهای از این وضعیت است.
صداوسیمای جمهوری اسلامی و رسانههای رسمی داخل ایران، در تلاش برای رد روایت پدر سپهر، در مصاحبههایی اجباری سراغ پدر و بستگان سپهر ابراهیمی، جوان کشتهشده دیگری در اعتراضات رفتند و او را «یک بسیجی» معرفی کردند که بهدست «تروریستها» کشته شده است.
از سوی دیگر، رقم اعلامشده برای کشتهشدگان نیز شک و تردیدهای بسیاری برانگیخته است، اما اگر همین رقم هم پذیرفته شود، یعنی طی هر روز یک هزار و ۵۵۹ نفر کشته شدهاند.
در واقع، هر روز این کشتار، بر اساس آمار جمهوری اسلامی، از تمام جنگ ۱۲ روزه کشته بیشتری داشته است. این عدد، بیش از سه برابر پرتلفاتترین روز جنگ غزه است و حتی تعداد کشتههای روزانه ایرانیها در جریان موشکباران و بمباران نیروهای عراقی نیز یکهشتم کشتار انقلاب ملی ایرانیان است.
کمترین برآوردهایی که از سوی رسانهها مطرح شده نیز به شش هزار کشته اشاره دارد.
با همین برآورد نیز کشتار دیماه نسبت به موارد مشابه در جمهوری اسلامی و وقایعی نظیر جنگ غزه و کشتارهای حما و شعبانیه، بیسابقه است.

شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال الگوی روشنتری از نحوه سرکوب، گستره جغرافیایی درگیریها و رفتار نیروهای امنیتی ارائه میدهد و از اعدامهای بدون محاکمه، شلیک تیر خلاص به مجروحان و مداخله مستقیم نیروهای امنیتی در مراکز درمانی پرده برمیدارد.
مجموع این یافتهها نشان میدهد آنچه در جریان انقلاب ملی در ایران رخ داده، جنایتی فراگیر و برنامهریزیشده بوده که نیازمند ثبت، مستندسازی و پیگیری بینالمللی است.
آنچه در ادامه میآید، متن کامل بیانیه و جزییات مستند این وقایع است:
با گذشت دو هفته از جنایت سازمانیافته ۱۸ و ۱۹ دی و پس از انتشار بیانیه اول شورای سردبیری ایراناینترنشنال، موجی تازه از اسناد، گزارشهای محرمانه و میدانی، و همچنین روایتهای کادر درمان، شاهدان و خانوادههای جانباختگان به دست ما رسیده است که از کشته شدن بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی به دست جمهوری اسلامی حکایت دارد.
اطلاعات جدید، تصویر دقیقتری از الگوی کشتار و ابعاد جنایتی به دست میدهد که اکنون با اطمینان میتوان آن را بزرگترین و خونینترین قتلعام مردم در تظاهرات خیابانی، در یک بازه زمانی دو روزه، در تاریخ جهان دانست.
در همین حال، گزارشها و شواهد تکاندهندهای به دست ما رسیده است که از اعدام بدون محاکمه شماری از بازداشتشدگان در تهران و شهرستانها حکایت دارد.
تصاویر منتشرشده از سردخانهها نیز تردیدی باقی نمیگذارد که تعدادی از شهروندان مجروح، در حالی که در بیمارستانها بستری و تحت مداوا بودهاند، از ناحیه سر هدف اصابت گلوله قرار گرفتهاند.
بدیهی است اگر این افراد در خیابان از ناحیه جمجمه هدف گلوله قرار میگرفتند و سرشان متلاشی میشد، اساسا دلیلی برای پذیرش آنان در بیمارستان و آغاز روند درمان وجود نداشت.
تصاویر دریافتی بهوضوح نشان میدهد در مورد برخی از اجساد، لولهها و تجهیزات پزشکی مربوط به مانیتورینگ و پایش بیمار همچنان به بدن متصل هستند.
همچنین روی قفسه سینه برخی دیگر از اجساد، الکترودهای پایش قلبی دیده میشود؛ شواهدی که نشان میدهد این افراد پیش از شلیک به سر، تحت مراقبت پزشکی قرار داشتهاند.
گروهی از پزشکان و پرستاران نیز در گفتوگو با ایراناینترنشنال، شلیک «تیر خلاص» به مجروحان را تایید کردهاند.
گزارشهای نهادهای امنیتی از آمار کشتهشدگان
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیه قبلی خود در تاریخ ۲۳ دی اعلام کرد منابع امنیتی جمهوری اسلامی در گزارشهای داخلی خود، آمار اولیه جانباختگان را دستکم ۱۲ هزار نفر اعلام کردهاند.
این آمار بهطور مشخص در گزارش سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به شورای عالی امنیت ملی و دفتر ریاستجمهوری در تاریخ ۲۱ دی، یعنی دو روز پس از کشتار ۱۹ دی، ذکر شده بود.
اکنون ایراناینترنشنال به اطلاعات مفصلتری دست یافته که از سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به شورای عالی امنیت ملی ارائه شده است.
سایر نهادهای حکومتی نیز آمارهای متفاوتی از دیگر دستگاههای امنیتی دریافت کردهاند. با این حال، بهدلیل حجم بالای کشتار، پنهانکاری و آشفتگی عامدانه در ثبت و تحویل پیکرها، فشار امنیتی بر خانوادهها و در مواردی دفن بیسروصدای جانباختگان، به نظر میرسد حتی نهادهای امنیتی نیز فعلا از شمار دقیق و نهایی جانباختگان اطلاع ندارند.
در گزارشی که چهارشنبه اول بهمن به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی ارائه شده، شمار جانباختگان دستکم ۲۷ هزار و ۵۰۰ تن ذکر شده است.
بنا بر اطلاعاتی که از منابع موثق در وزارت کشور جمهوری اسلامی به ایراناینترنشنال رسیده، در تجمیع آمارهای دریافتی از شوراهای تامین استانها تا سهشنبه ۳۰ دی، شمار جانباختگان از ۳۰ هزار تن فراتر رفته است.
همچنین دو منبع مطلع از شورای عالی امنیت ملی به ایراناینترنشنال گفتهاند در دو گزارش اخیر سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به این شورا در تاریخهای دوم و چهارم بهمن، آمار کشتهشدگان به ترتیب بیش از ۳۳ هزار تن و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ تن ذکر شده است.
در گزارشهای وزارت کشور آمده است نیروهای امنیتی در بیش از ۴۰۰ شهر و شهرستان با تظاهرکنندگان برخورد کردهاند و تعداد مناطق درگیری در سراسر کشور بیش از ۴۰۰۰ نقطه گزارش شده است.
با وجود همه آشفتگیها و پنهانکاریها، سرعت افزایش آمار جانباختگان در گزارشهای محرمانه حکومتی، به این نگرانی دامن میزند که شمار واقعی کشتهشدگان ممکن است از این نیز فراتر باشد.
بهدلیل محدودیتهای ارتباطی و فشارهای امنیتی، دسترسی به آمار مستقل هنوز ممکن نیست، اما بر اساس اطلاعات قابل اتکا از منابع بیمارستانی و شاهدان عینی، شمار جانباختگان در تعدادی از شهرهای بزرگ، تکاندهنده و هولناک است.
بر اساس جمعبندی محتاطانه منابع پزشکی در شهرهای مختلف که بر مبنای شمار اجساد تحویلشده به مراکز درمانی و بیمارستانها تنظیم شده است، آمار جانباختگان در رشت بیش از ۲۵۰۰ نفر، در مشهد دستکم ۱۸۰۰ نفر، در اصفهان، نجفآباد و خوراسگان بیش از ۲۰۰۰ نفر، در کرج، شهریار و شهرک اندیشه دستکم ۳۰۰۰ نفر، در کرمانشاه ۷۰۰ نفر و در گرگان ۴۰۰ نفر برآورد میشود.
تاکنون آمار روشنی از مجموع کشتهشدگان در تهران به دست ما نرسیده است، اما تصاویر منتشرشده از کهریزک و بیمارستانهای تهران، حاکی از کشته شدن هزاران نفر در تهران است که بخش عمدهای از آنان در جنوب تهران کشته شدهاند.
جزییات هولناک یک جنایت تاریخی
۱) سه پزشک و چهار پرستار در تهران که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردهاند، میگویند نیروهای امنیتی با مراجعه به بیمارستانها، برخی از مجروحانی را که تحت مداوا بودهاند با خود بردهاند.
تصاویر رسیده به ایراناینترنشنال و ویدیوهای منتشرشده در رسانههای اجتماعی نیز نشان میدهد بعضی از اجسادی که آثار اصابت گلوله به جمجمهشان دیده میشود، نشانههای روشنی از بستری شدن در بیمارستان دارند.
دو پرستار دیگر به ایراناینترنشنال گفتهاند پس از انتقال یک جوان مجروح به آمبولانس در یکی از مناطق درگیری در غرب تهران، یک مامور امنیتی ناگهان وارد آمبولانس شده و پیش چشم آنان با شلیک دو گلوله پیاپی به زندگی این جوان پایان داده است.
به گفته این دو پرستار، این جوان پیش از انتقال به آمبولانس بهشدت مورد ضربوشتم قرار گرفته و در وضعیت نیمهاغما بوده است.
یک پزشک متخصص و معتمد در یکی از بیمارستانهای تهران، روایت این دو پرستار را تایید کرده است.
همچنین گزارشهایی وجود دارد که افراد سالم در خانه خود بازداشت شدهاند و سپس به خانوادههایشان گفته شده برای دریافت جسد به کهریزک مراجعه کنند.
گزارشهایی نیز رسیده که نیروهای امنیتی با مراجعه به خانهها و کشاندن افراد به دم در، از جمله به بهانه تحویل بسته پستی، اقدام به شلیک و کشتن آنان کردهاند.
مجموعه این گزارشهای عمیقا نگرانکننده در روزهای گذشته از سوی خانوادهها منتشر شده یا از سوی شاهدان عینی و موثق در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفته است.
اگر این روایتها و شواهد با تحقیقات مستقل تایید شود، با رخدادهایی مواجهایم که مصداق روشن «قتل فراقضایی» است و در صورت گسترده بودن میتواند ذیل عنوان «جنایت علیه بشریت» بررسی شود.
پنهان نگه داشته شدن آمار بازداشتیها، نامعلوم بودن محل بازداشتگاهها و وضعیت نامشخص زندانیها از نظر دسترسی به کمکهای پزشکی و وکیل، بسیاری از فعالان حقوق بشر را عمیقا نگران کرده است.
یک وکیل سرشناس ساکن ایران که نخواست نامش ذکر شود، وضعیت جاری در ایران را یک «بحران بینالمللی حقوق بشری» توصیف کرد.
او گفت: «گزارشهای غیررسمی حاکی از بازداشت دهها هزار نفر است و سپاه یا هر نهاد امنیتی که آنها را در اختیار دارد، میتواند هر چند نفر را که خواست بکشد و اجسادشان را به کهریزک یا سردخانههای دیگر بفرستد و ادعا کند که این افراد در خیابان کشته شدهاند.»
۲) کشتار سازمانیافته در سراسر ایران نشان میدهد این سرکوب بیرحمانه با توافق و همراهی همه نهادهای حکومتی و با دستور بالاترین مقامهای جمهوری اسلامی انجام گرفته است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پس از سخنرانی علی خامنهای در ۱۹ دی، در جلسات توجیهی و گفتوگوهای فرماندهان رده بالای سپاه، از عبارات «النصر بالرعب» و «قاتلوهم حتی لا تکون فتنه» استفاده شده است؛ عباراتی که ۱۹ دی، در کانالهای تلگرامی گروههای موسوم به ارزشی نیز دیده شد.
۳) گزارشها و شواهد متعدد نشان میدهد در بسیاری از شهرها، از خانوادههای داغدار در ازای تحویل پیکر عزیزانشان، مبالغ هنگفتی تحت عنوان «حق تیر» دریافت شده است.
در مواردی نیز بهرغم مخالفت خانواده و اعتراض آنان، کشتهشدگان بهعنوان نیروی بسیجی معرفی شدهاند.
۴) با اینکه بخش عمده کشتار به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج صورت گرفته است، گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق و سوریه نیز برای مشارکت در سرکوب استفاده شده است.
استفاده از نیروهای غیربومی نشاندهنده تصمیم برای افزایش ظرفیت سرکوب در کوتاهترین زمان ممکن است.
در صورتی که ایراناینترنشنال به اطلاعات جدیدتری دست پیدا کند، در بیانیههای بعدی به اطلاع مخاطبان خود خواهد رساند.
فراخوان ارسال اسناد
ایراناینترنشنال یک بار دیگر از تمامی هموطنان در داخل و خارج از کشور میخواهد هرگونه سند، ویدیو، عکس، روایت صوتی، اطلاعات مربوط به جانباختگان و مجروحان، مراکز درمانی، محلهای درگیری، زمان و مکان وقایع، و هر جزییات قابل راستیآزمایی از رویدادهای هفته گذشته را برای ما ارسال کنند.
امنیت منابع و محرمانگی اطلاعات اولویت قطعی ماست. اگر نگران امنیت خود هستید، از ارسال اطلاعات هویتی خودداری کنید و فقط اطلاعات کلی و قابل راستیآزمایی را ارائه دهید.
ایراناینترنشنال پس از راستیآزمایی و ارزیابی دقیق، یافتههای خود را منتشر میکند و آنها را در اختیار تمامی مراجع و نهادهای بینالمللی مرتبط قرار خواهد داد.
حقیقت ثبت و مستندسازی خواهد شد، نام جانباختگان حفظ خواهد شد و این جنایت در سکوت دفن نخواهد شد.





