سوئد یکی از کشورهایی است که پیوندی عمیق و چندلایه با جامعه ایرانی دارد. بیش از ۱۰۵ هزار ایرانی در این کشور زندگی میکنند؛ جامعهای فعال، سازمانیافته و اثرگذار که در عرصههای فرهنگی، دانشگاهی و سیاسی حضوری پررنگ دارد.
نتیجه این حضور، راهیابی ۱۱ نماینده ایرانیتبار به پارلمان سوئد و همچنین حضور دو وزیر ایرانیتبار در کابینه بوده امری که نقش مهمی در افزایش شناخت سیاستمداران و افکار عمومی سوئد از ایران و تحولات داخلی آن داشته است.
اما این شناخت صرفا حاصل پیوندهای اجتماعی نیست. در سالهای اخیر، اقدامات جمهوری اسلامی در خاک سوئد، از تلاش برای ترور مخالفان و برنامهریزی برای بمبگذاری گرفته تا حملات سایبری و حتی پناه دادن به رهبران باندهای تبهکار سوئدی، نگاه نهادهای امنیتی و سیاسی این کشور به تهران را بهطور جدی تغییر داده است.
ایران دیگر فقط «یک موضوع حقوق بشری دوردست» نیست، بلکه به مسالهای مرتبط با امنیت ملی سوئد تبدیل شده است.
در همین بستر، خیزش ملی ۱۴۰۴ نقطه عطفی بوده است. موج گسترده اعتراضات مردمی در ایران با واکنشی کمسابقه در سطح حاکمیت سوئد روبهرو شد؛ واکنشی که از نخستوزیر تا رهبران احزاب اپوزیسیون، همگی با صراحت در کنار مردم ایران ایستادند و مشروعیت اعتراضات را به رسمیت شناختند.
اولف کریسترسون، نخستوزیر سوئد، اعتراضات مردم ایران را «بیان شجاعانه خواست آزادی و کرامت انسانی» توصیف و تاکید کرد که حکومت ایران مسئول مستقیم سرکوب و خشونت سیستماتیک علیه شهروندان خود است.
ابا بوش، معاون نخستوزیر و رهبر حزب دموکرات مسیحی، نیز بهروشنی اعلام کرد که دست حکومت جمهوری اسلامی به خون مردم ایران آلوده است و نمیتوان با حکومتی که معترضان را میکشد، بهعنوان یک شریک عادی رفتار کرد.
چارلی ویمرز، نماینده سوئد در پارلمان اروپا، ضمن مشروع دانستن کامل اعتراضات مردم ایران، خواستار اخراج سفرای جمهوری اسلامی از کشورهای اروپایی شد و تاکید کرد رژیمی که شهروندان خود را سرکوب میکند، شایسته روابط دیپلماتیک عادی نیست.
ماگدالنا اندرسون، رهبر حزب سوسیالدموکرات و نخستوزیر پیشین، هم تاکید کرد که مبارزه مردم ایران ادامه همان ارزشهایی است که سوئد بر آن بنا شده: آزادی، برابری و کرامت انسانی. او گفت رژیمی که با گلوله پاسخ میدهد، مشروعیت خود را از دست داده است.
فراتر از این چهرهها، دهها نماینده پارلمان، مقام دولتی و سیاستمدار سوئدی از احزاب مختلف نیز در بیانیهها، سخنرانیها و مواضع رسمی، حمایت خود را از مردم ایران اعلام کردند
در مجموع، همزمانی نفوذ جامعه ایرانی در سوئد، تهدیدات مستقیم جمهوری اسلامی علیه امنیت این کشور و گستردگی و تداوم اعتراضات مردمی در ایران باعث شده سوئد به یکی از صریحترین و شفافترین حامیان مردم ایران در اروپا تبدیل شود؛ حمایتی که اینبار نه فقط در بیانیههای حقوق بشری، بلکه در بالاترین سطوح سیاسی کشور بیان شده است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.