تشکلها و گروههای دانشجویی: حکومت جمهوری اسلامی باید در هم شکسته شود
چندین تشکل و گروه دانشجویی با انتشار بیانیهای مشترک به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو، تاکید کردند حکومتی که هر صدای مخالفی را بسته و برای معترضان حکم اخراج و زندان و اعدام صادر میکند، باید در هم شکسته شود.
نویسندگان بیانیه شرایط ویژهای را که از آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۴ در جامعه و به تبع آن در دانشگاه حاکم شده، به «آتش زیر خاکستر» تشبیه کردند.
آنها موجودیت جمهوری اسلامی را توام با جنایت، سرکوب و نابودی مستمر زندگی و معیشت مردم خواندند و گفتند حکومت چارهای ندارد جز اینکه به موازات تبلیغات ملی-میهنی-اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه، به سرکوب آزادی، برابری و «زن، زندگی، آزادی» بپردازد.
به گفته این تشکلها، جامعه در شرایط کنونی انتظار دارد آزادیخواهی، رفع تبعیض، برابریطلبی، دادخواهی و مبارزه را بهگونهای پررنگتر از سوی دانشجویان ببیند.
در این بیانیه آمده است: «وجود ابربحرانهایی که جمهوریاسلامی خلق کرده، به این عاملیت اهمیتی دوچندان میدهد. جامعه ما آبستن یک تغییر بزرگ است و در این تغییر، امید و اعتماد سیاسی به دانشجویان جایگاه ویژهای به جنبش مبارزاتی پرافتخار ما میدهد.»
۱۵ آذر، شاهزاده رضا پهلوی در پیامی صوتی خطاب به دانشجویان و جوانان ایران، به فشار شدید اقتصادی، خفقان و سرکوب در دانشگاهها و نبود آزادی اشاره کرد و در عین حال، از جوانان خواست از امید به تغییر دست نکشند.
در روزهای اخیر، گروهی از فعالان و تشکلهای دانشجویی و صنفی در بیانیههایی جداگانه بر ضرورت پیوند دادن مبارزات صنفی با مبارزات سیاسی بهمنظور ایجاد تغییرات بنیادین در ایران تاکید کردهاند.
نصب تصاویر احسان فریدی، علی یونسی، امیرحسین مرادی، فهیمه سلطانی، میلان خواجهای، امید کرمی، علیرضا قربی و مهرداد سیفی، دانشجویان زندانی، در محوطه دانشگاه علامه تهران
تاکید بر آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی دانشجویان زندانی
تشکلها و گروههای دانشجویی در ادامه بیانیه مشترک خود از بیآبی، آلودگی هوا، گرانی، اقتصاد فروپاشیده و سایه جنگ و قحطی، بهعنوان عواملی یاد کردند که سبب نابودی آینده و امید شهروندان به زندگی بهتر شدهاند.
به گفته نویسندگان بیانیه، پیام ۱۶ آذر «در هم شکستن سرکوب و ستم و دیکتاتوری» است.
تشکل دانشجویان پیشرو، نهاد دانشجویان آزادیخواه تهران شمال، انجمن آزادیخواهان دانشگاه بهشتی، کمیته سراسری دانشجویان کردستان، صدای آزاد دانشگاه (دانشگاه هنر اصفهان) و جمعی از دانشجویان دانشگاههای مختلف استان اصفهان، ارومیه، علامه، خوارزمی کرج، تهران، الزهرا، کردستان و آزاد سنندج از امضاکنندگان بیانیه هستند.
آنها همچنین خواهان لغو فوری حکم اعدام احسان فریدی، دانشجوی ۲۲ ساله محبوس در زندان تبریز، لغو همیشگی اعدام، توقف قتلهای عمد حکومتی و شکنجه، آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی دانشجویان زندانی و زندانیان سیاسی، و بازگشت به تحصیل و تدریس همه دانشجویان و اساتید اخراجی و تعلیقی شدند.
جمعی از دانشجویان ادبیات علامه طباطبایی تهران هم در بیانیهای به مناسبت ۱۶آذر، این روز را «یادآور ایستادگی تاریخی دانشگاهی در برابر سرکوب و بیعدالتی» دانستند و نوشتند: «این روز بهما یادآوری میکند که دانشگاه، خانه پرسشگری و آگاهی است؛ جایی که هیچ قدرتی نباید صدای آن را با ترس و تهدید خاموش کند.»
در این بیانیه با اشاره به اینکه نام بسیاری از دانشجویان در ردیف زندانیان با احکام سنگین و اعدام فرار دارد، آمده است: «اعتراض به بازداشت و حبس آنان ضرورتی آکادمیک، اخلاقی و تاریخی. ما این سرکوب را نه میبخشیم و نه عادی میکنیم.»
این دانشجویان تاکید کردند: «دانشگاه تا زمانی دانشگاه است که صدای دانشجویانش در آن طنینانداز باشد. ما فراموش نمیکنیم که پشت این دیوارهای بلند و سرکوب خونین، افرادی را که به انتظار نشستهاند، رویاهایی را که محبوس شدهاند و جانهایی را که تهدید کردهاند و گرفتهاند.ما هرگز صدای یاران نادیده را فراموش نخواهیم کرد.»
لزوم همبستگی و اتحاد کارگران و دانشجویان
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نیز در یک بیانیه با تاکید بر لزوم همبستگی و اتحاد کارگران و دانشجویان نوشت: «بخش عظیمی از دانشجویان یا کارگرند و یا متعلق به خانوادههای کارگری هستند» و افزود: «مشکلات و سختیهای کارگران، از جمله دستمزدهای زیر خط فقر، گرانی و تورم نجومی، بیکاری و بیتأمینی، و سرکوب و اذیت و آزار نهادهای امنیتی، درد مشترک کلیت طبقه کارگر و فرزندان کارگران، از جمله در میان خیل عظیم دانشجویان است.»
سندیکا تاکید کرد که از ابتدای تاسیس تاکنون همواره از حمایت دانشجویان آگاه و پیشرو در دانشگاههای تهران و دیگر شهرها برخوردار بوده و خود را نیز همواره در کنار دانشجویان عزیز و جنبش مستقل و آزادیخواه و برابریطلب دانشجویی دانسته است.
این تشکل اضافه کرد که این «همسرنوشتی تصادفی نیست» و نوشت: «مقاومت و مبارزه با ساختارهایی که انسان را به ابزار سودآوری و فساد و تبعیض بدل کردهاند؛ ساختارهایی که با سرکوب، زندان، بیکاری و فقر میکوشند صدای اعتراض را خاموش کنند، کارگران، معلمان، پرستاران، دانشجویان و تمامی زحمتکشان را در کنار هم قرار میدهد.»
سندیکا در بیانیه خود «همصدا با جنبش دانشجویی»، خواستار لغو فوری مجازات اعدام و آزادی بیقید و شرط همه دانشجویان زندانی و فعالین کارگری، معلمی و مدنی شد که «تنها به جرم دفاع از حقوق اولیه خود و مردم محروم در بند هستند.»
به نوشته این بیانیه، «اتحاد کارگر و دانشجو، اتحاد همه اقشار تحت ستم و برابریطلب، میتواند در برابر سرکوب ایستادگی کند و برای ساختن جهانی انسانیتر، آزادتر و عادلانهتر گامهای مؤثرتری بردارد.»
«راه رهایی از این وضعیت سیاه، همگرایی و اتحاد ستمدیدگان و طردشدگان است»
انجمن فرهنگیان هرسین در بیانیهای با اشاره به اینکه حاکمیت استبداد در ایران برچیده نشده است، تاکید کرد: «تداوم مبارزه علیه هر نوع استبداد نیز در حوزه دانشجویی زنده و پویاست.»
این تشکل صنفی مستقل معلمان نوشت: «پیشرو بودن دانشجویان آگاه و مبارز علیه فقر و نابرابریهای اجتماعی و همگامی آنان با جنبشهای اجتماعی مردم تحت ستم، امید رهایی را افزون ساخته است.»
در بیانیه با اشاره به ستمهای قدرت حاکم علیه تمامی اقشار مردم؛ زنان، کارگران، کشاورزان، بازنشستگان ، معلمان، دانشجویان، و پرستاران، تاکید کرد: «راه رهایی از این وضعیت سیاه، همگرایی و اتحاد ستمدیدگان و طردشدگانی است که حاکمیت آنان را از زیستن حداقلی دور ساخته است.»
انجمن فرهگیان هرسین همچنین خواستار بازگرداندن دانشجویان اخراجی به دانشگاهها و آزادی تمامی دانشجویان زندانی شد.
احسان فریدی: آزادی از دل و اراده مردمان همین سرزمین زاده میشود
احسان فریدی ۱۶ آذر در بیانیهای به مناسبت روز دانشجو نوشت: «آزادی از بیرون تحمیل نمیشود؛ بلکه تنها از دل ایمان و اراده همین دانشجویان و مردم سرزمینمان زاده خواهد شد.»
او خطاب به دانشجویان افزود: «معیار سنجش ما نه عنوانهاست و نه مدرکها، تنها ایستادگی ماست که نشان خواهد داد از این آزمون چگونه بیرون آمدهایم.»
این دانشجوی محکوم به اعدام دانشجویان را «امیدهای زنده این سرزمین» خطاب کرد که به آزادی ایمان دارند، حقیقت را معامله نمیکنند و در سختترین لحظات، «راه ایستادن را بر فراموشی و سازش» ترجیح میدهند.
پیشتر امیرحسین مرادی و علی یونسی، دانشجویان محبوس در زندانهای اوین و قزلحصار، در یادداشتهایی در آستانه روز دانشجو، به اعدامها، فقر و استبداد حاکم بر ایران اشاره کردند.
آنها بر ضرورت شکستن سکوت، مبارزه نسل جوان برای آزادی و نقش دانشگاه بهعنوان قلب تپنده اعتراض در برابر استبداد تاکید کردند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.