افزایش مصرف «لین» در میان نسل زد؛ ترکیب کدئین و نوشیدنی شیرینی که در سکوت گسترش یافته است
شماری از متخصصان آموزش و سلامت در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفتند برخی از جوانان ایرانی که از کمبود امکانات و خدمات مناسب در ساختار حکومت دینی جمهوری اسلامی سرخورده شدهاند، بیش از پیش به نوشیدنی دستسازی با نام «لین» روی آوردهاند که حاوی کدئین است.
لین ترکیبی است که از مخلوط کردن شربتهای سرفه حاوی کدئین با نوشیدنیهای شیرین بهدست میآید. نام لین به اثر خوابآور و آرامبخش کدئین اشاره دارد که میتواند مصرفکننده را بیتعادل کند یا او را به لمدادن وادارد.
رواج نوشیدنی کدئینی در میان جوانان
ترکیب این نوشیدنی دستساز حاوی کدئین، سالها پیش در برخی فرهنگهای هیپهاپ آمریکا محبوب شده بود، اما اکنون در ایران نیز بهسبب در دسترس بودن مواد اولیه آن، مصرفکنندگان بیشتری پیدا کرده است. برخی نسخههای خارجی آن به «نوشیدنی بنفش» معروفاند، اما ترکیبهای داخلی بسته به نوع دارو رنگهای متفاوتی دارند.
کارشناسان میگویند در ایران این محصول بهدلیل وجود شربتهای کدئیندار در اغلب خانهها و فروش آزاد و بدون نسخه داروهای پایه، بهسرعت در میان نوجوانان و جوانان ۱۳ تا ۲۸ ساله شایع شده است.
راه فراری از ملال و فشارهای مدرسه
یک مشاور مدرسه که بهدلیل نگرانیهای امنیتی نخواست نامش فاش شود، مصرف لین را ابتدا در پارکها و حیاط مدرسهها مشاهده کرده است؛ جایی که نوجوانان پس از ساعتها حضور در کلاسهایی مملو از محتوای ایدئولوژیک و دروس حفظ کردنی، گردهم میآیند.
او گفت دانشآموزان دنبال «چیزی برای شکستن یکنواختی» هستند؛ زیرا نه در مدرسه و نه در شهر فضایی برای تفریح واقعی و بیدغدغه وجود ندارد.
به گفته او، «وقتی تفریح محدود، انتخاب فرهنگی ناچیز و حتی دسترسی به یک آبجو ساده جرمانگاری شده باشد، جوانها خودشان جایگزینها را میسازند.»
این مشاور هشدار داد که لین بهشدت اعتیادآور است و باعث خوابآلودگی، سرخوشی، تهوع، سرگیجه، اختلال بینایی و حتی توهم میشود. ترکیب آن با الکل یا آرامبخشها میتواند به افت شدید سطح اکسیژن، کما یا مرگ منجر شود.
نبود نظارت دارویی موثر
متخصصان سلامت میگویند دلیل گسترش آرام و بیسر و صدای این نوشیدنی، نبود یک سیستم یکپارچه نظارت بر فروش داروهای بدون نسخه در ایران است. شربتهای کدئیندار بهطور گسترده در داروخانهها عرضه میشوند، و چارچوب نظارتی پراکنده موجود، الگوهای خرید غیرمعمول یا سوءمصرف در میان جوانان را شناسایی نمیکند.
یک داروساز تهرانی به نام امید گفت: «وقتی نظارت پایدار نیست و داروخانهها ابزار مشترک پایش ندارند، نوجوانان میتوانند مواد لازم را بدون جلب توجه تهیه کنند. دارو تقریبا در هر خانهای هست و هیچکس سازوکار پیشگیری از سوءاستفاده [از چنین مواردی] را ایجاد نکرده است.»
او افزود اولویتهای دولت سالها روی برخورد تنبیهی با الکل متمرکز بوده، نه اصلاح زنجیره تأمین دارویی.
کاستیهای نظام آموزشی و رهاشدن خانوادهها
مشاور مدرسه در بخشی از گفتوگویش تاکید کرد که دانشآموزان تقریبا هیچ آموزش سازمانیافتهای درباره خطرات سوءمصرف دارو دریافت نمیکنند، زیرا برنامه درسی مدارس مملو از محتوای ایدئولوژیک شده است. والدین نیز، بهگفته او، تقریبا هیچ راهنمایی از مدرسه درباره نیازهای نسلزد و فشارهای وارد بر آنها دریافت نمیکنند: «خانوادهها رها شدهاند تا حدس بزنند چه بر سر فرزندانشان میآید.»
به گفته او «بهجای آنکه والدین را به ابزار و آگاهی لازم مجهز کنند، برنامههای درسی بر پیامهایی متمرکز است که با واقعیت زندگی جوانان فاصله دارد.»
او افزود بسیاری از نوجوانان میگویند که با محتوای درسی مدرسه احساس بیگانگی میکنند و برای «شکستن چرخه» فشاری که نمیتوانند آشکارا بیانش کنند، به آیینهای پنهانی و نوشیدنیهایی مانند این ترکیب رو میآورند.
جمعبندی دو کارشناس
دو کارشناس آموزش و سلامت در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کردند که شیوع لین میان جوانان ۱۳ تا ۲۸ ساله نتیجه مجموعهای از سیاستهای محدودکننده است: آزادیهای اجتماعی اندک، محتوای آموزشی بیروح، جرمانگاری تفریح معمول، نظارت ناکافی بر داروها و حمایت ناچیز از والدین.
به گفته آنها، «اگر جوانان ایرانی فضاهای فرهنگی جذاب، مدرسهای متعادل و امکان تفریح واقعی داشتند، این نوشیدنی هرگز به یک الگوی رفتاری تبدیل نمیشد.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.