عباس پالیزدار، عضو پیشین هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه، بازداشت و به زندان منتقل شد
قوه قضاییه جمهوری اسلامی از بازداشت عباس پالیزدار، عضو هیات تحقیق و تفحص از این قوه در دهه ۸۰ خبر داد و نوشت او در پی قطعیشدن حکم محکومیتش، بازداشت و برای اجرای حکم به زندان منتقل شده است.
خبرگزاری میزان، رسانه وابسته به قوه قضاییه، دوشنبه ۱۰ آذر در گزارشی نوشت: «اظهارات پالیزدار در مورد افراد مختلف، شکایت شاکیان خصوصی علیه وی را به همراه داشت. پس از طرح شکایت شاکیان خصوصی، پرونده وی در مرجع قضایی بررسی شد.»
میزان اعلام کرد پس از احضار پالیزدار به مرجع قضایی، او «نتوانست ادعاهای خود درباره افراد مختلف را اثبات کند» و شاکیان او «مستندات زیادی» در رد «این ادعاها» به دادگاه ارائه کردند و در نهایت دادگاه او را محکوم کرد.
در این گزارش هیچ اشارهای به اتهام، مدت محکومیت و نام شاکیان خصوصی نشده و دستگاه قضایی نیز مشخص نکرده که این حکم به کدام بخش از اظهارات پالیزدار مربوط میشود.
با این حال، اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، ۲۹ آبان ۱۴۰۳ از تشکیل پرونده علیه پالیزدار خبر داد و گفت: «برای این شخص که قبلا هم مجرم بودنش اثبات شده بود، پرونده تشکیل شده که در مرحله مقدماتی است.»
پالیزدار آبان ۱۴۰۳ در گفتوگویی با وبسایت «دیدهبان ایران»، از وجود پروندههای فساد برخی مقامات جمهوری اسلامی از جمله محمد یزدی، محمود هاشمی شاهرودی، غلامعلی حداد عادل، امامی کاشانی، سخن گفته بود.
او گفته بود: «اندازه پرونده فساد محمد یزدی، رییس پیشین قوه قضاییه به اندازه قد من بود. پسر یزدی سه هزار هکتار از اراضی جنگلهای شمال را برای خود برداشت و لاستیک دنا را برداشتند و پولش را هم ندادند.»
پالیزدار همچنین گفته بود: «در ایرانخودرو دیزل، بالغ بر سه میلیارد یورو برای خرید قطعات خودرو انجام شده که از این محل بالغ بر یک میلیارد یورو فساد شده است.»
این عضو سابق هیات تحقیق از قوه قضاییه همچنین افزود: «یکی از مهمترین معادن کشور یعنی معدن دهبید فارس که از بزرگترین معادن سنگ دنیاست را با قیمت بسیار بسیار نازل به امامی کاشانی واگذار کردند.»
پالیزدار درباره سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران که متهم به قتل زهرا کاظمی، عکاس ایرانی-کانادایی در زندان بود، گفته بود: «یک وقت دستور میدهی و برایت مهم نیست جان آدمها به خطر بیفتد. ولی وقتی خودت در صحنه جنایت باشی و زهرا کاظمی را بزنی، خودت ایکس و ایگرگها را بزنی... این آدم جنایتکار و جانی است.»
او در بخش دیگری از این گفتوگو تعطیلی کلاسهای درس خارج فقه مجتبی خامنهای را به موضوع جانشینی او برای علی خامنهای مرتبط دانست؛ اظهاراتی که از سوی تحلیلگران بهعنوان اشارهای مستقیم به تلاشهای خامنهای برای جانشینی موروثی و انتقال قدرت در بیت رهبری تعبیر شد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.