دو مقام بلندپایه سابق آمریکا احتمال حمله قریب الوقوع اسرائیل به ایران را اندک دانستند
الیوت آبرامز (سمت راست) و دنیس راس
دو مقام بلندپایه سابق ایالات متحده در میزگردی که شبکه تلویزیونی ایراناینترنشنال برگزار کرد، احتمال حمله دوباره اسرائیل به مواضع حکومت ایران را در هفتهها و ماههای آینده، اندک دانستند.
الیوت آبرامز، نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران در دولت اول دونالد ترامپ، گفت: «در جریان جنگ ۱۲ روزه و در پی حملات اسرائیل و سپس ایالات متحده، بیشتر سامانههای دفاع هوایی و همچنین بخش زیادی از تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی ایران نابود شدند.»
آبرامز در این میزگرد که بزرگمهر شرفالدین، مدیر بخش دیجیتال ایراناینترنشنال آن را اداره میکرد، تاکید کرد: «به نظر نمیرسد مقامات جمهوری اسلامی ایران وسوسه شوند اسرائیل را تحریک کنند زیرا با نبود دفاع هوایی، میدانند که اسرائیل میتواند آسیب بسیار بیشتری وارد کند.»
این مقام سابق آمریکا با تاکید بر اینکه فکر نمیکند اسرائیلیها هم در حال حاضر دنبال جنگ باشند، گفت با در نظر گرفتن شرایط موجود، واقعا تعجب میکند اگر جنگ دیگری رخ دهد.
آبرامز اضافه کرد: «مقامات اسرائیل پس از آزادی گروگانها از غزه، نیاز دارند که به نیروی نظامی خود استراحت دهند و آن را بازسازی و تجهیز کنند. اکثر واحدهای نظامی اسرائیل از نیروهای ذخیره تشکیل شده است و آنان میخواهند به خانه برگردند، نزد خانواده خود باشند و شغل عادی خود را ادامه دهند.»
دنیس راس، سفیر اسبق ایالات متحده در امور خاورمیانه نیز گفت مقامات جمهوری اسلامی بر اساس روایتی که به منظور اقناع مردم ساختهاند، میگویند جنگ را بردهاند اما: «مردم ایران درک درستی از وضعیت دارند و نگران درگیری جدیدی هستند.»
به گفته این مقام پیشین آمریکا، «اگر مقامات جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح هستهای شتاب کنند، با واکنش اسرائیل یا آمریکا مواجه خواهند شد».
راس همچنین با اشاره به کشته شدن شمار قابل توجهی از فرماندهان سپاه پاسداران و دانشمندان هستهای در پی حملات اسرائیل گفت: «بعید است جمهوری اسلامی بخواهد ریسک حمله آنها را بپذیرد.»
او در ادامه سخنان خود به مشکلات حکومت ایران در «تولید برق و گاز، کمبود شدید آب، ورشکستگی بانک آینده و بیارزش شدن پول ملی» اشاره و تاکید کرد: «حکومت در تقریبا تمام شاخصها در حال شکست است.»
سخنان «زودهنگام» و «اغراقآمیز» ترامپ در مورد ایران
ایراناینترنشنال نظر آبرامز را در مورد دیدگاه ترامپ درباره حکومت ایران پرسید.
ترامپ ۲۸ مهر گفته بود: «پیش از آنکه ما ایران را هدف قرار دهیم، نمیتوانستیم هیچ توافقی در خاورمیانه بهدست آوریم، چون سایهای تاریک بر منطقه افتاده بود اما زمانی که توانستیم توان هستهای ایران را از بین ببریم، همه چیز تغییر کرد.»
آبرامز این سخنان را «زودهنگام» و «اغراقآمیز» توصیف کرد.
او گفت: «به رغم آنکه نفوذ تهران نسبت به دو یا سه سال پیش بسیار کاهش یافته است، اینکه بگوییم درگیری در منطقه پایان یافته است و صلح برقرار خواهد شد، بسیار اغراقآمیز است.»
آبرامز تاکید کرد: «نیروی نظامی رژیم ایران همچنان قدرتمند است و برنامه موشک بالستیک خطرناکی دارد. بنابراین گفتن اینکه مشکلات حل شدهاند، اشتباه است.»
راس نیز گفت: «حملات موشکی جمهوری اسلامی به اسرائیل به این دلیل انجام شد که حکومت ایران فکر میکرد به نوعی از جانب ما مصونیت دارد ولی حملات آمریکا به ایران نشان داد که آنها دیگر مصونیت ندارند.»
او اضافه کرد که همین موضوع برای کشورهای منطقه اهمیت زیادی داشت: «به این دلیل که دیگر لازم نیست تا این اندازه از جمهوری اسلامی، بهویژه با تضعیف نیروهای نیابتیاش هراس داشته باشند.»
راس تاکید کرد که این «یک تحول استراتژیک و بسیار مهم» است.
به اعتقاد او، «حکومت ایران تمرکز خود را بر بقا گذاشته است» و احساس میکند میتواند اوضاع را کنترل، مدیریت و حفظ کند: «البته به دنبال مشکلآفرینی در خارج از مرزهای ایران نیست.»
راس در این مورد که آیا میتوان تغییر رژیم ایران را از خارج انجام داد، ابراز تردید کرد و گفت: «تغییر رژیم باید از داخل ایران انجام شود ولی پرسش این است که چه نوع کارهایی وجود دارد که میتوانیم از آنها حمایت کنیم؟ یا اگر قرار نیست تغییر رژیم اتفاق بیفتد، چه نوع رفتارهایی از ایران باید ببینیم که باعث شود به روشی عمل کند که قابل قبولتر باشد؟»
حرکت بعدی ترامپ در مورد ایران چیست؟
آبرامز در پاسخ به ایراناینترنشنال مبنی بر اینکه حرکت بعدی ترامپ در قبال جمهوری اسلامی چگونه خواهد بود، اشاره کرد که او و طرفدارانش خواستار «تکرار تجربه آمریکا در افغانستان و عراق نیستند که به بهای کشته و زخمی شدن شمار زیادی از سربازان و تریلیونها دلار هزینه تمام شد».
او افزود ترامپ چنین تجربهای را تکرار نخواهد کرد اما: «این به معنای انزواطلب بودنش نیست به ویژه آنکه میبینیم به سراسر جهان سفر میکند و با رهبران روسیه و چین و کشورهای اروپایی دیدار میکند.»
آبرامز گفت که برخی از طرفداران ترامپ، او را بهخاطر صرف زمان زیاد برای امور بینالمللی - و نه به اندازه کافی برای اقتصاد داخلی - مورد انتقاد قرار دادهاند.
او تاکید کرد که ترامپ میخواهد از این نوع جنگها اجتناب کند اما این خواسته باعث نمیشود از نفوذ آمریکا دست بکشد: «برای او تحلیل هزینه-فایده مطرح است. او ملیگرا است و مسائل را از دید تجارت و معامله میبیند. هدفش این است که آمریکا قویتر، امنتر و ثروتمندتر شود.»
راس در پاسخ به این پرسش که با توجه به شرایطی که ایالات متحده و جمهوری اسلامی برای مذاکره مطرح کردهاند، آیا زمینهای برای دیپلماسی با جمهوری اسلامی ایران وجود دارد، گفت اگر این شرایط واقعی باشند، پاسخ منفی است: «رهبر جمهوری اسلامی مذاکرات با ما را به عنوان یک فرصت نمیبیند، بلکه تهدید میداند؛ زیرا حتی دستیابی به توافق نیز پرسشهایی را در مورد ماهیت و ایدئولوژی نظام ایجاد میکنند.»
کسانی در ایران مایل به معامله هستند
راس در ادامه سخنانش گفت: «کسانی در ایران هستند که واقعا به انجام معامله با ما تمایل دارند. فقط رهبر جمهوری اسلامی را جزو آنان حساب نمیکنم.»
او با اشاره به این نکته که تمرکز بر مسئله تغییر رژیم در ایران موضوعی نبوده که جذبش کند، افزود: «مدیریت تغییر رژیم از خارج ایران دشوار است و سوابق ما چندان خوب نیست.»
آبرامز هم تاکید کرد: «مردم ایران هرگز رژیم فعلی را در سال ۱۹۷۹ انتخاب نکردهاند و از آن زمان تاکنون علیه آن مبارزه میکنند و هر چند سال یک بار علیه آن قیام کردهاند.»
او گفت ما در خارج، در کشورهای دموکراتیک، وظیفه داریم از مردم ایران حمایت کنیم: «تغییر در ایران اجتنابناپذیر است. ما قادر به تعیین یک جدول زمانی نیستیم ولی دیدیم که اتحاد جماهیر شوروی، یک ابرقدرت بزرگ، در یک جدول زمانی، فروپاشید.»
راس نیز در ادامه سخنان آبرامز گفت شباهتهایی واقعی بین اتحاد شوروی سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۲ و ایران امروز میبیند و اضافه کرد: «هیچکس در اتحاد شوروی آن زمان به ایدئولوژی باور نداشت. تنها کسانی که از ایدئولوژی استفاده میکردند، کسانی بودند که برای قدرت خود به آن وابسته بودند.»
او افزود: «نسل بعدی، حتی فرزندان کسانی که در قدرت بودند، به آن ایدئولوژی باور نداشتند و از آن جدا شده بودند. بنابراین شکاف بسیار بزرگی بین رهبری کشور و مردمی که با آن مقابله میکنند، وجود دارد و حجاب بهترین نمونه این وضعیت است.»
پیشتر و در ۱۳ آبان، حساب وزارت خارجه آمریکا به زبان فارسی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ایالات متحده همچنان مصمم به ترویج دیپلماسی، پاسخگویی و آرمانهای مردم ایران برای آیندهای روشنتر است.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.