اسرائیل هیوم: تهران آماده رویارویی تازه با غرب است
به نوشته نشریه اسرائیل هیوم، تصمیم اخیر جمهوری اسلامی برای روشن کردن موقعیتیاب نفتکشهایش پس از هفت سال خاموشی، نشانهای از «جسارت و اعتمادبهنفس فزاینده تهران» است و میتواند زمینهساز مرحله تازهای از تنش با ایالات متحده و اسرائیل شود.
این روزنامه اسرائیلی با تاکید بر اینکه ایران از سال ۲۰۱۸ و پس از خروج آمریکا از توافق هستهای و بازگشت تحریمها، موقعیتیاب ناوگان نفتکشهای خود را خاموش کرده بود تا مسیر صادرات غیرقانونی نفت پنهان بماند، نوشت: اما در روزهای اخیر، برای نخستینبار در هفت سال گذشته، این فرستندهها دوباره فعال شدهاند و ناوگان موسوم به «ناوگان سایه» آشکارا در معرض رصد جهانی قرار گرفت.
اسرائیل هیوم این اقدام را واکنشی مستقیم به فعال شدن مکانیسم بازگشت خودکار تحریمها (اسنپبک) میداند؛ سازوکاری که بر اساس آن همه کشورها باید محدودیتهای تجاری علیه ایران را دوباره اجرا کنند.
به نوشته این روزنامه، تصمیم تهران برای عدم پنهانکاری در صادرات نفت همزمان با گزارشهای تازه از احیای سریع برنامه هستهای ایران و پافشاری آن بر ادامه غنیسازی در خاک خود منتشر شده است. نویسندگان تحلیل میگویند این نشانهها حاکی از آن است که جمهوری اسلامی مسیر خود را تغییر نداده و در حال آمادهسازی برای رویارویی احتمالی تازه با آمریکا و اسرائیل است.
«حرکتی تاکتیکی نیست؛ پیامی راهبردی به غرب» اسرائیل هیوم مینویسد تصمیم [حکومت] ایران تنها اقدامی تاکتیکی برای مقابله با تحریمها نیست، بلکه «دارای ابعاد راهبردی» است و نشان میدهد تهران از تحریک غرب یا خطر درگیری نظامی احتمالی هراسی ندارد.
این نشریه افزوده است: «ایران میخواهد ثابت کند که خود را بازنده جنگ نمیداند و آماده است برای دفاع از منافع خود، حتی در عرصه نظامی، خطر کند.»
گزارش همچنین اشاره میکند که [حکومت] ایران نهتنها از غنیسازی اورانیوم در خاک خود عقبنشینی نکرده، بلکه بر اساس تصاویر ماهوارهای، مشغول ساخت سایتی جدید در جنوب نطنز است که میتواند برای فعالیتهای غنیسازی در آینده مورد استفاده قرار گیرد.
در همین حال، تهران به گفته منابع اطلاعاتی اسرائیل، در حال بازسازی سریع سامانههای دفاع هوایی و موشکی است و همکاری با روسیه و چین برای خرید جنگندههای سوخو-۳۵ و سامانههای اس-۴۰۰ را پیگیری میکند.
اعتمادبهنفس تازه تهران و خطر درگیری اسرائیل هیوم در ادامه تحلیل خود مینویسد این اقدامات نشانهای از اعتمادبهنفس جدید ایران پس از عملیات نظامی «طلوع شیران» اسرائیل است. به باور نویسندگان، تهران اگرچه از خسارات جنگ اخیر آگاه است، اما خود را بازنده نمیداند و تصور میکند با اصلاح ساختارهای نظامی و امنیتی میتواند در برابر حملات آینده بهتر مقاومت کند.
این روزنامه میافزاید: «رفتار جسورانه تهران بازتابی از این برداشت است که غرب تمایلی به پرداخت هزینه برای اعمال مؤثر تحریمها ندارد. ایران ممکن است فعلاً به دنبال جنگ نباشد، اما بهوضوح نشان میدهد که از آن عقبنشینی هم نخواهد کرد.»
بنبست در گفتوگوهای دیپلماتیک به نوشته اسرائیل هیوم، این رویکرد جدید، چشمانداز هرگونه توافق تازه میان ایران و آمریکا را تیرهتر کرده است. در حالیکه واشینگتن همچنان به دنبال توافقی محدود است، تهران خود را در موقعیت قدرت میبیند و حاضر نیست از «مواضع اصولی» خود عقب بنشیند.
در پایان گزارش آمده است: «موضع رهبر جمهوری اسلامی کاملاً در حمایت از سیاستهای فعلی است و بعید است تغییری در رفتار ایران ایجاد شود. جمهوری اسلامی ممکن است جنگ نخواهد، اما آماده است خطر آن را بپذیرد. این واقعیت، همراه با بنبست مذاکرات، نویدبخش مرحلهای تازه از تشدید تنش در خاورمیانه است.»
در تازهترین گزارش وبسایت اسپیدتست از وضعیت جهانی اینترنت، سرعت اینترنت ایران در هر دو بخش موبایل و ثابت با سقوط قابل توجهی روبهرو شده است.
بر اساس این گزارش که مربوط به شهریور است، سرعت اینترنت همراه ایران به ۵۵.۳۰ مگابیت بر ثانیه رسیده و با شش پله سقوط، کشور را در جایگاه ۷۵ میان ۱۰۷ کشور قرار داده است.
در بخش اینترنت ثابت نیز ایران با سرعت میانگین تنها ۱۹.۲۳ مگابیت بر ثانیه، در میان ۱۵۴ کشور به رتبه ۱۴۲ سقوط کرده است؛ جایگاهی پایینتر از کشورهایی مانند سومالی و مالدیو.
این در حالی است که میانگین جهانی سرعت اینترنت موبایل ۹۳.۴۷ و اینترنت ثابت ۱۰۶.۸۴ مگابیت بر ثانیه اعلام شده و روند جهانی همچنان صعودی است.
در فهرست کشورهای دارای سریعترین اینترنت موبایل، امارات متحده عربی با سرعت ۶۲۴.۸۷ مگابیت بر ثانیه در رتبه نخست قرار دارد و پس از آن قطر، کویت و برزیل در جایگاههای دوم تا چهارم دیده میشوند.
در بخش اینترنت ثابت نیز سنگاپور با سرعت ۴۰۰.۶۸ مگابیت بر ثانیه در صدر جدول جهانی قرار دارد.
بر اساس کیفرخواستی که پنجشنبه منتشر شد، گروهی از هکرهای وابسته به ایران تلاش کردهاند با استفاده از ایمیلهای هکشده، از جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی ایالات متحده، اخاذی کنند. در این کیفرخواست، بولتون همچنین به سوءاستفاده و نگهداری غیرمجاز از اسناد محرمانه متهم شده است.
بولتون که در دوران نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ در کاخ سفید خدمت میکرد، پس از برکناری از سمت خود به یکی از منتقدان سرسخت رئیسجمهوری تبدیل شد. صدور این کیفرخواست تازهترین اقدام قضایی دولت علیه چهرههای سیاسی منتقد محسوب میشود.
نقش هکرهای وابسته به حکومت ایران در ماجرا در متن کیفرخواست آمده است که حدود ۶ ژوئیه ۲۰۲۱ یکی از نمایندگان بولتون با افبیآی تماس گرفته و اطلاع داده است: «ظاهراً کسی به حساب ایمیل شخصی سفیر بولتون نفوذ کرده و به نظر میرسد این فرد در ایران باشد.»
بر اساس مدارک ارائهشده، فرد یا گروه هکر در یکی از ایمیلها بولتون را تهدید کرده و نوشته بود: «این میتواند بزرگترین رسوایی بعد از افشای ایمیلهای هیلاری کلینتون باشد — اما این بار در سمت جمهوریخواهان! قبل از اینکه دیر شود با من تماس بگیر.»
چند هفته بعد، در ۵ اوت ۲۰۲۱، هکرها ایمیل دیگری برای بولتون ارسال کردند و هشدار دادند که در صورت عدم تماس، «بخشهای سانسورشده از کتاب او را با استناد به ایمیلهای درزکرده منتشر خواهند کرد.»
دادستانها اعلام کردند بولتون در واکنش به این تهدیدها، افبیآی را از احتمال وجود اطلاعات طبقهبندیشده در ایمیلهای هکشده مطلع نکرده است.
انتقادهای بولتون از جمهوری اسلامی جان بولتون یکی از منتقدان سرسخت حکومت ایران محسوب میشود. او در دوره ریاستجمهوری جرج دبلیو بوش سفیر ایالات متحده در سازمان ملل بود و همواره از رویکردی تهاجمی و فشار حداکثری علیه تهران حمایت کرده است.
بولتون از حامیان اصلی خروج آمریکا از توافق هستهای (برجام) بود و در دوران حضورش در شورای امنیت ملی کاخ سفید، به دنبال اعمال تحریمهای شدیدتر و حتی گزینههای نظامی علیه حکومت ایران بود. او همچنین در سخنرانیها و نوشتههایش جمهوری اسلامی را «اصلیترین تهدید برای امنیت جهانی» توصیف کرده است.
در سالهای اخیر، رسانههای حکومتی ایران بارها از بولتون به عنوان یکی از «معماران سیاست خصمانه واشینگتن» یاد کردهاند.
واکنش ترامپ به پرونده بولتون زمانی که خبرنگاران در کاخ سفید از دونالد ترامپ درباره کیفرخواست بولتون پرسیدند، او در پاسخ کوتاه گفت: «او آدم بدی است… همین است که هست.»
ترامپ و بولتون از زمان جداییشان از کاخ سفید روابطی به شدت خصمانه داشتهاند. بولتون در کتاب خود با عنوان اتاقی که در آن اتفاق افتاد، ترامپ را بیاطلاع از سیاست خارجی و فاقد صلاحیت برای رهبری کشور توصیف کرده بود — کتابی که خود یکی از عوامل آغاز تحقیقات قضایی درباره او به شمار میرود.
سخنگوی صنعت آب اعلام کرد که در سال آبی گذشته، تنها ۱۱۹ میلیون متر مکعب از حقابه ایران از حوضه هیرمند توسط حکومت طالبان در افغانستان پرداخت شده که «معادل ۱۶ درصد حقآبه ایران» است.
عیسی بزرگزاده، دبیر کمیساریای آب هیرمند، روز پنجشنبه ۲۴ مهر اعلام کرد که میزان آبی که از سوی افغانستان رهاسازی شده «با سهم قانونی ایران بر اساس معاهده ۱۳۵۱ فاصله زیادی دارد.»
او با اشاره به بیتوجهی کابل به تعهداتش گفت در چند دهه گذشته، با وجود ادعای پایبندی افغانستان به این معاهده، «عملی در جهت اجرای کامل آن انجام نشده» و در سالهای اخیر «اختلاف میان آنچه در معاهده آمده و واقعیت میدانی بیشتر شده است.»
طبق معاهده آبی میان تهران و کابل، سهم قانونی ایران از آب هیرمند در شرایط نرمال سالانه ۸۲۰ میلیون مترمکعب تعیین شده است.
بزرگزاده پیشتر در گفتوگو با خبرگزاری صداوسیما گفته بود جمهوری اسلامی بارها در مجاری رسمی و نشستهای کمیساران به این وضعیت اعتراض کرده و «پیشنهادهای عملی برای اصلاح مسیر آب» ارائه داده است. او تأکید کرده بود که باید «سرریزهای بند کمالخان اصلاح شود تا مسیر طبیعی آب به مسیر گذشته بازگردد.»
به گفته او، ایران آمادگی دارد در قالب همکاری فنی و در چارچوب منافع مشترک، برای بازسازی و اصلاح بند به افغانستان کمک کند.
در همین حال، خبرگزاری ایسنا ۹ مهر گزارش داد تصاویر ماهوارهای نشان میدهد مخزن سد کجکی در افغانستان پر و حتی سرریز شده است، اما حقآبه تاریخی ایران هنوز پرداخت نشده است.
به نوشته این گزارش، کاهش چشمگیر حقآبه ایران، نیازهای کشاورزی و زیستمحیطی شرق کشور را تحت تاثیر قرار داده و موجب خشک شدن تالاب هامون، افزایش بیکاری و موج جدید مهاجرت از سیستان و بلوچستان شده است.
روزنامه شرق ۱۳ اسفند سال گذشته با استناد به تصاویر ماهوارهای خبر داده بود که حکومت طالبان با وجود وعدههایی که به ایران داده بود، بار دیگر مسیر رودخانه هیرمند را منحرف کرده است.
تصویر ماهوارهای منتشر شده که مربوط به ۱۲ اسفند بود، نشان میداد که طالبان بهجای رهاسازی حقآبه ایران، آب سد کمالخان را همچنان به سوی شورهزار گودرزه در افغانستان منحرف میکند.
طالبان از زمان قدرت گرفتن دوباره در افغانستان، از رهاسازی حقآبه رودخانه هیرمند خودداری کرده و این مساله به یکی از موضوعات مهم در تنشهای میان تهران و کابل در سه سال اخیر تبدیل شده است.
پیش از این و در دهههای اخیر، مقامات جمهوری اسلامی بارها از تامین نشدن حقابه ایران انتقاد و با مقامات حکومتهای وقت در افغانستان گفتوگو کردهاند اما این مذاکرات تاکنون نتیجهای نداشته است.
عباس موسوی، معاون تشریفات دفتر پزشکیان، گفت که اجلاس شرمالشیخ برای امضای توافق صلح غزه «شویی برای خودنمایی و قدرتنمایی ترامپ» بود. او افزود طبیعی بود جمهوری اسلامی در آن شرکت نکند و این عدم حضور در نشست «تمجید از یک دیکتاتور جهانی» عین اقتدار و قدرت و شایسته تمجید است.
موسوی اضافه کرد: «اینکه مطرح میشود «فرصت مذاکره از دست رفت»، حرف بیمبنایی است. اگر آنها اهل مذاکره بودند، میتوانستند در همان فرصتهای قبل از «تجاوز به ایران» - زمانی که جمهوری اسلامی ایران رسماً وارد مذاکره شده بود - از این فرصت استفاده کنند.»
این مقام دولت جمهوری اسلامی گفت: «اگر مسئولان نظام، از رهبری تا رئیسجمهور و سایر مقامات عالی تشخیص بدهند که مذاکره با آمریکا فایدهای خواهد داشت، حتماً این کار را انجام خواهند داد و لزومی ندارد که حتما در حاشیه یک اجلاس باشد.»
با این حال او اشاره کرد که حاضر نشدن در اجلاس شرمالشیخ به معنی مخالفت تهران با توافق صلح غزه نیست.
رییس اتحادیه پیشکسوتان کارگری، از تشکلهای وابسته به جمهوری اسلامی، اعلام کرد که دهک فقیر جامعه به حدود ۴۵ درصد افزایش یافته است. در این ارتباط، یک فعال کارگری در گفتوگو با ایران اینترنشنال، وضعیت برای کارگران را «فاجعهبار» توصیف کرد.
حسن صادقی پنجشنبه ۲۴ مهر به خبرآنلاین گفت: «دهک میانی جامعه که پیشتر حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد از جمعیت کشور را تشکیل میداد، به کمتر از ۳۰ درصد رسیده و دهک فقیر جامعه از ۳۰ درصد به حدود ۴۵ درصد افزایش یافته است.»
او افزود: «اگر این روند ادامه یابد، تا پایان سال جاری بخش بیشتری از طبقه متوسط به زیر خط فقر سقوط خواهد کرد.»
صادقی تاکید کرد که سطح فعلی دستمزدها پاسخگوی هزینههای زندگی نیست،
او افزود: «بر اساس محاسبات ما، یک کارگر با دریافتی ۱۳ تا ۱۵ میلیون تومانی تنها میتواند حدود ۱۰ تا ۱۲ روز هزینههای معیشت خانوار را تامین کند و مابقی ماه را ناگزیر از حذف برخی اقلام ضروری یا کاهش سطح مصرف است.»
پیش از این، ایلنا، خبرگزاری خانه کارگر جمهوری اسلامی، ۱۵ مهر نوشته بود: «محاسبات مستقل سبد معیشت خانوارهای کارگری براساس وعدههای واقعی غذایی و با استناد به جدول خوراکیها متشکل از یک وعده غذای گرم در روز که توسط فرامرز توفیقی، فعال کارگری، انجام شده، نشان میدهد که درصد پوشش حداقل دستمزد یک خانواده متوسط ۳.۳ نفره که رقم ۱۵ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان است، به ۱۲.۴۳ درصد هزینههای حداقلی زندگی رسیده است.»
بر اساس این گزارش، دستمزد فعلی کارگران «فقط کفاف مخارج ساده و حداقلی ۵ تا ۶ روز ماه را میدهد.»
ایلنا هفتم مهر با اشاره به افزایش شدید نرخ تورم در ایران گزارش داده بود که در شرایط کنونی، خانوادههای کارگری برای بقا به ۵۰ میلیون تومان درآمد ماهانه نیاز دارند.
سمیه گلپور، رییس کانون انجمنهای صنفی کارگری، که از تشکلهای صنفی مورد تایید جمهوری اسلامی است، ۲۱ اسفند سال گذشته اعلام کرد که نسبت به ۱۳ سال گذشته، قدرت خرید کارگران ۱۹۰ درصد کاهش یافته است.
بر اساس دو تبصره ماده ۴۱ قانون کار، حداقل دستمزد ماهانه کارگران باید بر اساس ترخ تورم و هزینه زندگی یک خانوار کارگری تعیین شود. با این همه، فعالان و تشکلهای مستقل کارگری همواره اشاره کردهاند که شورای عالی کار تبصره دوم را در مصوبه های مزدی خود در نظر نمیگیرد.
مشکلات معیشتی کارگران و مزدبگیران در ایران در شرایطی رو به وخامت گذاشته است که احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، چند بار در ماههای اخیر با افزایش دستمزد کارگران مخالفت کرده است.
یک فعال کارگری: شرایط فاجعهبار است
یک فعال کارگری، که بهدلایل امنیتی نخواست نامش گفته شود، در گفتوگو با ایران اینترنشنال شرایط کارگران ایران را «فاجعهبار» خواند.
او گفت: «دستمزدها حتی قبل از جنگ، تحریمهای جدید، افزایش تورم و جهش قیمتها به زحمت کفاف هزینههای حداقلی ۱۰ تا ۱۵ روز خانوادههای کارگران را می داد.»
او افزود: «بعد از این تغییرات که قیمت نان، برنج، لبنیات و تمام مواد غذایی مانند برنج سه برابر شده و یا قیمت نان که ظرف یکسال قیمت آن افزایش داده شده، دستمزد کارگران دیگر بە زحمت کفاف هزینههای یک هفته را میدهد.»
این فعال کارگری گفت: «از گوشت کیلویی یک میلیون تومان به بالا، و مرغ کیلویی ١٨٠ هزار تومان که از سفرهها حدف شده است، صحبت نمی کنم. می توانم به چند برابر شدن قیمت دارو که تامین اجتماعی پرداخت نمیکند، و هزینه مسکن، مدرسه و بقیه نیازهای اولیه زندگی هم اشاره کنم.»
او در عین حال گفت که علاوه بر این مشکلات، باید در نظر داشته باشیم که همین دستمزدهای اندک هم به موقع پرداخت نمیشود.»
این فعال کارگری به این پرسش که کارگران و خانوادههای آنان در این شرایط چگونه میتوانند زندگی کنند، پاسخ داد: «با کار چند شیفت، حذف گوشت و مرغ و حبوبات، و لبنیات از سفرهها و زندگی با شکم نیمه گرسنه، نفرستادن فرزندان به مدرسه، نخریدن دارو و لباس و تعطیل کردن تفریح و سرگرمیهای هزینهدار.»
اعتراف یک رسانه حکومتی به نابرابری و شکاف طبقاتی در ایران
این وضعیت حتی در رسانههای حکومتی بازتاب یافته است. در این ارتباط، سایت نور نیوز، نزدیک به علی شمخانی، دبیر سابق شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی، ۳۱ شهریور نوشت: «نمودار توزیع هزینه خانوارهای کشور در سال ۱۴۰۳ نشان میدهد سهم دهکهای پایین بسیار اندک و سهم دهکهای بالا چشمگیر است» و آن را «تصویری روشن از نابرابری اقتصاد» دانست.
بهنوشته نور نیوز، «بر اساس آمار رسمی، دهک اول که فقیرترین بخش جامعه محسوب میشود، تنها ۲.۳۲ درصد از کل هزینه خانوارهای کشور در سال ۱۴۰۳ را به خود اختصاص داده است. دهک دوم نیز با ۳.۷۵ درصد و دهک سوم با ۴.۸۳ درصد سهم اندکی دارند.»
بر اساس این گزارش، «این ارقام بیانگر آن است که بخش بزرگی از جامعه توانایی مالی محدودی برای تأمین نیازهای روزمره خود دارد و این موضوع شکاف طبقاتی را بهخوبی آشکار میسازد. در واقع، حدود ۳۰ درصد پایین جامعه مجموعاً کمتر از ۱۱ درصد از کل هزینهها را پوشش میدهند.»
در همین ارتباط، مازیار گیلانینژاد، فعال کارگری، پنجشنبه ۲۴ مهر به ایلنا گفت: «کالاییسازی آموزش، فرزندان دهکهای پایین را از حق تحصیل محروم کرده است.»
او با استناد به اخباری مانند «افزایش ۳۰ درصدی قیمت لوازمالتحریر»، «هزینه ۳.۵ میلیون تومانی تهیه لوازم مدرسه برای یک دانشآموز دبستانی»، و «ترک تحصیل» دانشآموز ان «به دلیل فقر»، تأکید کرد: «فرزندان طبقه کارگر بهطور سیستماتیک از چرخه آموزش کنار گذاشته شدهاند.»
بهدنبال سیاستهای ناکارآمد جمهوری اسلامی در زمینههای اقتصادی، سیاست داخلی و سیاست خارجی طی دهههای اخیر، تورم فزاینده زندگی شهروندان، بهویژه اقشار کمدرآمد، را بهشدت تحت تاثیر قرار داده و قیمت کالاهای اساسی با جهشی بیسابقه روبهرو شده است.