• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

جروزالم‌پست: بازگشت نتانیاهو از تهران به تونل‌های غزه؛ تمرکز دوباره بر جنگی که تمام نشده

۱۹ تیر ۱۴۰۴، ۰۴:۰۸ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی‌که تنها دو هفته از عملیات بزرگ اسرائیل علیه زیرساخت‌های هسته‌ای ایران می‌گذرد، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، بار دیگر اولویت سیاسی و نظامی خود را به نوار غزه معطوف کرده است.

تمرکزی که این‌بار نیز با هماهنگی نزدیک با دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، و با هدف پایان‌دادن به جنگ، بازگرداندن گروگان‌ها و تضمین امنیت بلندمدت اسرائیل دنبال می‌شود.

به‌نوشته جروزالم پست، این چرخش سریع از تهران به غزه، صرفا یک تغییر تاکتیکی نیست بلکه بازتابی از واقعیت‌های سیاسی و نظامی میدانی است که بر افکار عمومی اسرائیل سنگینی می‌کند.

از اوج قدرت در تهران تا بازگشت به بن‌بست غزه

نتانیاهو تنها دو هفته پیش در اوج یک پیروزی کم‌سابقه قرار داشت. عملیات موسوم به «طلوع شیران»، که در واپسین دقایق با مشارکت آمریکا علیه تاسیسات هسته‌ای ایران انجام شد، بازدارندگی اسرائیل را احیا کرد، موجی از تحسین بین‌المللی به‌دنبال داشت و برای شخص نتانیاهو لحظه‌ای نمادین از قدرت در داخل و عرصه جهانی رقم زد.

با این حال، سفر این هفته نخست‌وزیر اسرائیل به واشینگتن و دیدارهای مکررش با دونالد ترامپ، به‌روشنی نشان داد که چگونه مرکز ثقل سیاست در اسرائیل ظرف چند روز دستخوش تغییر می‌شود.

بنابر گزارش جروزالم پست، بررسی رسانه‌های اسرائیلی نیز این جابه‌جایی اولویت‌ها را تایید می‌کند: اکنون حجم گزارش‌ها و تحلیل‌های مربوط به جنگ غزه، به‌مراتب بیش از اخبار مرتبط با عملیات در ایران است.

در دومین دیدار نتانیاهو با ترامپ طی ۲۴ ساعت، تقریبا تمام زمان دو رهبر صرف بحث درباره جنگ در غزه، سرنوشت گروگان‌ها و چشم‌انداز یک آتش‌بس احتمالی شد. موضوعاتی چون برنامه هسته‌ای ایران یا معماری امنیتی آینده خاورمیانه عملا به حاشیه رانده شدند.

تغییر اولویت‌ها و واقعیت‌های میدانی

به‌نوشته جروزالم پست، این بازگشت به غزه امری ناگزیر و ناشی از واقعیات تلخ میدانی است. دوشنبه، پنج سرباز دیگر ارتش اسرائیل در غزه کشته شدند که مجموع تلفات نیروهای اسرائیلی از زمان پایان عملیات ایران را به ۱۷ نفر رسانده است.

چنین آماری، بار دیگر افکار عمومی اسرائیل را به هزینه انسانی جنگ و سرنوشت بیش از ۵۰ گروگان اسرائیلی، که گمان می‌رود دست‌کم ۲۰ تن از آن‌ها زنده باشند، معطوف کرده است.

در این میان، گرچه حمله موفق به تاسیسات هسته‌ای ایران دستاوردی مهم برای اسرائیل و نتانیاهو بود، اما نه این پیروزی و نه حتی دیدارهای سطح بالا در واشینگتن، نتوانسته‌اند درد، ابهام و فرسایشی‌بودن جنگ غزه را کاهش دهند.

جروزالم پست می‌نویسد: برخلاف عملیات ایران که چارچوب مشخصی داشت و با موفقیت پایان یافت، جنگ غزه همچنان در حال جریان است و پایانی برای آن قابل تصور نیست.

درست در همان روزی که آتش‌بس در ۲۴ ژوئن اعلام شد، کشور با خبر کشته‌شدن هفت سرباز دیگر در خان‌یونس از خواب بیدار شد؛ خبری که بار دیگر نشان داد این جنگ، از ذهن و زندگی اسرائیلی‌ها دور نشده است.

احتیاط سیاسی، توازن ائتلافی و نبردی که ادامه دارد

به‌نوشته جروزالم پست، نتانیاهو به‌خوبی از مخاطرات سیاسی مذاکرات آتش‌بس آگاه است. او می‌داند که کوچک‌ترین اشاره به توافقی مبتنی بر آزادی گروگان‌ها می‌تواند واکنش تند جناح‌های تندرو دولتش، نظیر ایتمار بن‌گویر و بتسلئیل اسموتریچ را برانگیزد و بنیان ائتلافش را متزلزل کند.

بر همین اساس، مذاکرات در واشینگتن با نهایت احتیاط و پشت درهای بسته پیش می‌رود. نتانیاهو در سخنرانی روز سه‌شنبه خود در واشینگتن، سعی کرد میان تعهد به اهداف جنگ و نیاز به دیپلماسی توازن برقرار کند.

او گفت: «امروز روزی سخت برای اسرائیل است. پنج سرباز قهرمان خود را از دست دادیم. ملت در سوگ و اندوه است. اما ما مصمم هستیم که ماموریت خود را به پایان برسانیم: آزادی گروگان‌ها، نابودی کامل حماس و تضمین اینکه غزه دیگر تهدیدی برای اسرائیل نباشد.»

او افزود: «ما راهبردی در پیش داریم که بخشی از آن را فاش نمی‌کنیم. برخی اقدامات دردناک خواهد بود، اما نتیجه نهایی شکست کامل حماس و بازگشت گروگان‌ها خواهد بود. هنوز کار ما به پایان نرسیده است.»

آیا اهداف ترامپ و نتانیاهو هم‌راستا هستند؟

با این حال، جروزالم پست یادآور می‌شود که همچنان یک پرسش کلیدی در میان تحلیل‌گران و ناظران وجود دارد: آیا هدف اعلام‌شده نتانیاهو برای نابودی کامل حماس، با تلاش‌های ترامپ برای حصول توافق و آتش‌بس در غزه همخوانی دارد؟ یا آنکه دو رهبر مسیرهای متفاوت و حتی متناقضی را دنبال می‌کنند؟

با وجود عملیات موفق علیه ایران، واقعیت این است که جنگ در غزه نه‌تنها ادامه دارد بلکه هر روز خون‌بارتر می‌شود. گزارش جروزالم پست تاکید می‌کند که مرگ پنج سرباز دیگر، تنها در روز دوشنبه، نشان می‌دهد که نبرد نه در مذاکرات واشینگتن، بلکه در کوچه‌پس‌کوچه‌ها و تونل‌های ویران غزه جریان دارد.

فشارهای اجتماعی نیز برای دستیابی به توافق، بیش از پیش افزایش یافته است. افکار عمومی اسرائیل که به‌طور سنتی صبر راهبردی کمتری دارد، اکنون با افزایش شمار تلفات و ابهام در مورد سرنوشت گروگان‌ها، بیش از گذشته بر تصمیم‌گیری‌های سریع‌تر و مؤثرتر تاکید دارد.

غزه؛ گره‌گاه احساسات عمومی و آینده سیاسی اسرائیل

جروزالم پست در پایان می‌نویسد: جنگ غزه، حتی پس از عملیات موفق «طلوع شیران» علیه حکومت ایران، همچنان کانون اصلی توجه افکار عمومی اسرائیل است. این جنگ در گروگان‌هایی که هنوز در زیرزمین‌ها نگهداری می‌شوند، در سربازانی که هنوز در رفح و خان‌یونس می‌جنگند و در اندوهی که جامعه اسرائیل را فراگرفته، تداوم دارد.

حتی موفق‌ترین عملیات نظامی نیز نتوانسته غبار غم و دغدغه جنگ را از دل اسرائیلی‌ها پاک کند. هر روز صبح، بیم آن می‌رود که بار دیگر عبارت هولناک «هوتار لِپیرسوم» (مجاز برای انتشار) آغازگر خبر تلخ دیگری از جبهه غزه باشد. و تا زمانی که این ترس در دل‌ها زنده است، جنگ، حتی در دوران پس از عملیات ایران، همچنان پایان نیافته است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۳
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • ترامپ در دیدار با نتانیاهو: طرح جابه‌جایی فلسطینی‌ها از غزه در حال پیشرفت است

    ترامپ در دیدار با نتانیاهو: طرح جابه‌جایی فلسطینی‌ها از غزه در حال پیشرفت است

  • مقام حماس: ۸۰ درصد غزه از کنترل ما خارج شده است

    مقام حماس: ۸۰ درصد غزه از کنترل ما خارج شده است

  • حماس آماده توافق شد و نتانیاهو از ارتش برنامه تخلیه غزه خواست

    حماس آماده توافق شد و نتانیاهو از ارتش برنامه تخلیه غزه خواست

  • کنترل ۶۵ درصد نوار غزه در اختیار اسرائیل؛ حماس به پیشنهاد آتش‌بس پاسخ داد

    کنترل ۶۵ درصد نوار غزه در اختیار اسرائیل؛ حماس به پیشنهاد آتش‌بس پاسخ داد

•
•
•

مطالب بیشتر

شکاف راهبردی میان ترامپ و نتانیاهو درباره مرحله بعدی تقابل با ایران

۱۹ تیر ۱۴۰۴، ۰۲:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی‌که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو پس از حملات گسترده ماه گذشته علیه زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، چهره‌ای متحد و پیروزمندانه از خود به نمایش گذاشتند، منابع دیپلماتیک فاش کرده‌اند که این اتحاد صرفا ظاهری است و دو رهبر در راهبردهای آینده خود، اختلاف‌نظرهای جدی دارند.

به‌نوشته اسرائیل هیوم به نقل از دیپلمات‌های مطلع، ترامپ و نتانیاهو که روزهای دوشنبه و سه‌شنبه دیدار کردند، در حالی پیروزی در «نبرد ایران» را جشن گرفتند که پشت پرده، درباره هدف نهایی در قبال ایران، غزه و آینده خاورمیانه، شکاف عمیقی میان آن‌ها وجود دارد.

هر دو رهبر معتقدند حملات ماه گذشته برنامه هسته‌ای ایران را عقب انداخته، اما ارزیابی‌های اطلاعاتی حاکی از آن است که جمهوری اسلامی همچنان ذخایری از اورانیوم غنی‌شده و توان فنی لازم برای بازسازی سریع برنامه خود را حفظ کرده است.

به‌گفته دو مقام دیپلمات، پیروزی مورد ادعای آن‌ها بیشتر یک موفقیت کوتاه‌مدت تاکتیکی است تا یک دستاورد استراتژیک بلندمدت.

  • تایمز اسرائیل: جمهوری اسلامی همچنان تهدیدی راهبردی است

    تایمز اسرائیل: جمهوری اسلامی همچنان تهدیدی راهبردی است

اختلاف در اولویت‌ها: دیپلماسی محدود ترامپ در برابر فشار حداکثری نتانیاهو

ترامپ ترجیح می‌دهد با تمرکز بر دیپلماسی، ایران را از رسیدن به سلاح هسته‌ای بازدارد؛ هدفی که جمهوری اسلامی همواره آن را رد کرده است. در سوی مقابل، نتانیاهو خواهان اِعمال فشار شدیدتر و حتی در صورت لزوم، فروپاشی کامل ساختار حکومت ایران است تا تهران را وادار به ترک کامل غنی‌سازی اورانیوم کند؛ برنامه‌ای که از نظر اسرائیل تهدیدی برای موجودیت این کشور محسوب می‌شود.

این اختلاف دیدگاه در قبال ایران، در خصوص نوار غزه نیز دیده می‌شود. ترامپ که در پی تثبیت چهره‌ای صلح‌طلبانه از خود است، برای دستیابی به یک آتش‌بس جدید میان اسرائیل و حماس تلاش می‌کند. اما هنوز چارچوب روشنی برای توافق نهایی وجود ندارد و آینده مبهم باقی مانده است.

نتانیاهو اگرچه در ظاهر از گفت‌وگوهای آتش‌بس حمایت می‌کند، اما تاکید دارد که تنها راه پایان جنگ، «نابودی کامل حماس» است. او خواهان اخراج رهبران باقی‌مانده این گروه به کشورهایی مانند الجزایر است؛ پیشنهادی که با مخالفت قاطع حماس مواجه شده است.

به‌نوشته اسرائیل هیوم، مقامات منطقه‌ای می‌گویند شکاف میان توقف موقت درگیری‌ها و رسیدن به یک راه‌حل پایدار، همچنان بسیار عمیق است.

  • از «نابودی کامل» تا «چند ماه تاخیر»: اختلاف بر سر اثر حملات به تاسیسات هسته‌ای ایران

    از «نابودی کامل» تا «چند ماه تاخیر»: اختلاف بر سر اثر حملات به تاسیسات هسته‌ای ایران

نارضایتی نتانیاهو از از سرگیری مذاکرات هسته‌ای در نروژ

یکی از مهم‌ترین موارد اختلاف، نارضایتی شدید نتانیاهو از تصمیم واشینگتن برای آغاز مجدد گفت‌وگوهای هسته‌ای با حکومت ایران در نروژ است؛ اقدامی که نخستین گام دیپلماتیک پس از حملات ماه ژوئن به شمار می‌آید.

به‌نوشته اسرائیل هیوم، نخست‌وزیر اسرائیل با هرگونه تلاش برای ارائه فرصت اقتصادی یا سیاسی به تهران مخالف است.

الگویی لیبی‌وار و چشم‌انداز تغییر رژیم

منابع مطلع به اسرائیل هیوم گفته‌اند نتانیاهو به‌دنبال پیاده‌سازی «الگوی لیبی» برای ایران است؛ یعنی برچیدن کامل برنامه هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی تحت نظارت بین‌المللی و توقف غنی‌سازی حتی برای مصارف صلح‌آمیز.

به‌گفته تحلیلگران غربی و منطقه‌ای، هدف اسرائیل مذاکره با جمهوری اسلامی نیست، بلکه در پی تغییر ساختار قدرت در تهران است. با این حال، نتانیاهو برای هرگونه اقدام نظامی تازه، دست‌کم به چراغ سبز آمریکا نیاز دارد؛ چه برسد به حمایت عملی واشینگتن.

در سوی دیگر، ترامپ به‌دنبال نتیجه‌ای متفاوت است. منابع دیپلماتیک به اسرائیل هیوم گفته‌اند رییس‌جمهوری آمریکا پس از حملات ژوئن، این مقطع را فرصتی برای تحقق رؤیای دیرینه خود، یعنی توافقی بزرگ با ایران، می‌بیند؛ توافقی که بتواند روابط اقتصادی را احیا کند و به یک پیروزی دیپلماتیک برای واشینگتن بدل شود.

در همین راستا، ترامپ اعلام کرده که مایل است در آینده تحریم‌ها علیه ایران را لغو کند. از سوی دیگر، مسعود پزشکیان، رییس‌ دولت جمهوری اسلامی ایران نیز در اظهاراتی غیرمنتظره گفت علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، معتقد است که سرمایه‌گذاران آمریکایی می‌توانند بدون مانع در ایران فعالیت کنند.

دو راه دشوار پیش‌روی تهران

حکومت ایران اکنون با دو گزینه سخت مواجه است: یا باید با خطر حملات جدید روبه‌رو شود، یا با پذیرش عقب‌نشینی، تحقیر داخلی را بپذیرد. به‌نوشته اسرائیل هیوم، تحلیل‌گران معتقدند تهران ممکن است تلاش کند با کش‌دادن مذاکرات، بدون ترک کامل برنامه هسته‌ای، زمان بخرد.

گزینه جایگزین اسرائیل: ضربات دوره‌ای برای مهار مداوم

در نبود توافق، اسرائیل بر سیاست «مهار مداوم» از طریق حملات نظامی دوره‌ای تمرکز کرده است. به باور تل‌آویو، این راهبرد هم توان بازدارندگی را حفظ می‌کند و هم مانع از بازسازی زیرساخت‌های هسته‌ای ایران می‌شود.

اسرائیل اکنون خود را قدرت نظامی بلامنازع منطقه می‌داند؛ کشوری که آماده است در صورت لزوم، بدون واهمه از تبعات بین‌المللی، اقدام کند.

در مقابل، دولت آمریکا با احتیاط عمل می‌کند. اگرچه بخش‌هایی در واشینگتن نیز خواهان تغییر رژیم در ایران هستند، اما ترامپ تمایلی به پرداخت هزینه‌های گسترده نظامی و اقتصادی چنین پروژه‌ای ندارد.

  • آتش‌بس یا انکار؟ دوگانگی مواضع رهبران جمهوری اسلامی در جنگ اخیر

    آتش‌بس یا انکار؟ دوگانگی مواضع رهبران جمهوری اسلامی در جنگ اخیر

«دیگر نه»؛ پیامی از ترامپ به منتقدان

ترامپ عملیات ۲۲ ژوئن را حمله‌ای دقیق و محدود توصیف کرده و ضمن هشدار درباره احتمال حملات بعدی در صورت افزایش غنی‌سازی، بارها تاکید کرده که برنامه هسته‌ای ایران «نابود شده است». به‌گفته تحلیل‌گران، این عبارت بیش از آنکه گزارشی از واقعیت باشد، هشداری است تا طرف مقابل انتظار اقدام‌های گسترده‌تر را نداشته باشد.

الکس وتانکا، مدیر برنامه ایران در اندیشکده خاورمیانه در واشینگتن، در گفت‌وگو با اسرائیل هیوم تاکید می‌کند که این سخنان ترامپ نشانه‌ای است مبنی بر اینکه او تمایلی به درگیر شدن عمیق‌تر ندارد.

نبود نقشه‌ راه برای تغییر رژیم

آلن ایر، دیپلمات پیشین آمریکا و کارشناس فارسی‌زبان، در گفت‌وگو با اسرائیل هیوم می‌گوید: باوجود لفاظی‌های تند نتانیاهو و متحدانش، طرح عملی مشخصی برای تغییر رژیم در ایران وجود ندارد.

برخلاف عراق، در ایران نه نیروی زمینی‌ای حضور دارد و نه اپوزیسیونی معتبر که بتواند ساختار قدرت را دگرگون کند؛ به‌ویژه با توجه به نقش کلیدی سپاه پاسداران در حفاظت از حکومت.

آمریکا شاید از نظر تسلیحاتی از اسرائیل حمایت کند، اما راهبرد اصلی‌اش تکیه بر فشار اقتصادی و دیپلماسی برای مهار تهران است. نتیجه این وضعیت، به‌نوشته اسرائیل هیوم، نوعی «بن‌بست شکننده» است که پایان روشنی برای آن متصور نیست.

  • نتانیاهو: حملات اسرائیل راه را برای تغییر رژیم در ایران هموار می‌کند

    نتانیاهو: حملات اسرائیل راه را برای تغییر رژیم در ایران هموار می‌کند

نتانیاهو: فرصت راهبردی زودگذر است

به‌گفته منبعی نزدیک به نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل معتقد است لحظه کنونی یک فرصت استراتژیک کوتاه‌مدت است که نباید از دست برود. از دید او، اکنون بهترین زمان برای اقدام سریع و قاطع است، پیش از آنکه ایران فرصت بازیابی از آسیب‌ها را پیدا کند.

این منبع تاکید کرده که زیرساخت دفاع هوایی ایران آسیب دیده، تاسیسات هسته‌ای آن تضعیف شده، شبکه‌های نیابتی‌اش ضربه خورده‌اند و بازدارندگی‌اش متزلزل شده است. اما تهران می‌تواند ظرف چند ماه این وضعیت را تغییر دهد.

بنابراین از نظر نتانیاهو، جنگ هنوز تمام نشده، بلکه در مرحله‌ای تعیین‌کننده قرار دارد، مرحله‌ای که از دید او «وجودی، راهبردی و حیاتی» است.

قصه پُرغصه مهاجران افغانستانی در ایران؛ تبعیض‌های ساختاری و محدودیت‌های گسترده

۱۹ تیر ۱۴۰۴، ۰۲:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
روزبه میرابراهیمی

سال‌هاست که صدها هزار مهاجر افغانستانی در ایران زندگی و کار می‌کنند و بسیاری از آنان نسل دوم یا سوم حضور در این کشورند.

با این حال، قوانین، سیاست‌های رسمی و رویه‌های اجرایی، فضایی آکنده از تبعیض و محدودیت برای آنها ایجاد کرده که پیامدهای جدی بر زندگی، آینده و کرامت انسانی‌شان داشته است.

موج تازه سخت‌گیری‌ها و خشونت علیه افغانستانی‌های مقیم ایران پس از جنگ ۱۲روزه اخیر، فرصتی شد تا بار دیگر نوری بر گستره تبعیض ساختاری که دهه‌هاست به این بخش از جامعه تحمیل می‌شود، تابانده شود. کارنامه سیاه جمهوری اسلامی در زمینه حقوق بشر علیه شهروندان خود گاهی باعث می‌شود فراموش کنیم انسان‌های دیگری هم در همان سرزمین سال‌هاست زندگی می‌کنند و به بخشی از جامعه تبدیل شده‌اند، اما زخم‌های دردناکی را تجربه می‌کنند.

قصه پرغصه افغانستانی‌ها در ایران سال‌هاست ادامه دارد و بسیاری از ما تنها گاهی گوشه‌ای از آن را می‌بینیم، در حالی که این رنج‌ها بخش جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره آنها شده است.

برای آگاهی از ابعاد مختلف محدودیت‌هایی که افغانستانی‌ها در ایران تجربه می‌کنند، از مدتی پیش پیگیر وضعیت جمعی از آنها شده بودم. در این یادداشت، مهم‌ترین مصادیق این تبعیض‌ها را با هم مرور می‌کنیم:

۱. محدودیت تحصیل در رشته‌های دانشگاهی
دانشجویان افغانستانی از تحصیل در رشته‌های «برتر» مانند مهندسی، هوافضا، فیزیک و بسیاری از رشته‌های پرمتقاضی دانشگاه‌های ایران محروم‌اند. این تبعیض ساختاری باعث شده حتی دانش‌آموزان مستعد نتوانند مسیر علمی دلخواه‌شان را ادامه دهند.

بر اساس دستورالعمل «شرایط تحصیل اتباع خارجی در دانشگاه‌های ایران»، افزون بر ممنوعیت انتخاب برخی رشته‌ها یا دانشگاه‌ها در برخی استان‌ها، پذیرش آنها منوط به داشتن دیپلم رسمی مدارس داخل کشور است و تنها یک بار امکان تحصیل در هر مقطع (کاردانی، کارشناسی، دکتری حرفه‌ای) برای آنها وجود دارد. اگرچه «آیین‌نامه تسهیل ادامه تحصیل دانش‌آموزان افغان و عراقی» مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی ابلاغ شده، اما در عمل بسیاری از رشته‌های کلیدی همچنان مسدود مانده‌اند.

۲. ممنوعیت خرید ملک
مهاجران افغانستانی اصولاً حق خرید ملک ندارند؛ مگر آنکه «اقامت ویژه» دریافت کنند که منوط به سپرده‌گذاری مبلغی هنگفت در بانک است. شواهد قانونی مشخصی در دسترس نیست اما به گفته شاهدان، رویه‌های طولانی‌مدت اجرایی، این محدودیت را تایید می‌کنند.

۳. محدودیت شدید اشتغال
مجوز کار فقط در مشاغل خاص و عمدتاً ساده صادر می‌شود. بر اساس مواد ۱۲۰ تا ۱۲۹ قانون کار و آیین‌نامه اجرایی آن، اتباع بیگانه تنها با اقامت رسمی و پروانه کار مجاز به اشتغال‌اند. ماده ۱۸۱ قانون کار نیز کارفرمایان متخلف را به ۹۱ تا ۱۸۰ روز حبس محکوم می‌کند. بخشنامه‌های وزارت کار نیز از سال ۱۳۹۱ محدودیت حرفه‌ای را رسمی کرده‌اند.

۴. محدودیت‌های آموزشی
بسیاری از کودکان افغانستانی اجازه تحصیل در مدارس دولتی یا غیردولتی را ندارند و تنها در مدارس خودگردان (با مجوز افغانستان) می‌توانند درس بخوانند. ثبت‌نام منوط به مدارک اقامت معتبر مانند کارت آمایش، پاسپورت الکترونیک یا دفترچه اقامت است؛ برگه سرشماری و گذرنامه غیرالکترونیک فاقد اعتبارند. این محدودیت‌ها با سخنان علی خامنه‌ای درباره لزوم تحصیل همه کودکان در تضاد است. موضوعی که جمهوری اسلامی علاقه دارد در نامه‌نگاری‌ها با سازمان ملل، بر آن تاکید کند.

۵. مشکلات گواهینامه رانندگی
گواهینامه رانندگی معمولاً تنها به دارندگان پاسپورت اقامت معتبر و مشروط به تاهل داده می‌شود. حتی در این موارد هم گواهینامه به گفته تعدادی از شاهدان فقط به یک نفر از هر خانواده تعلق می‌گیرد و اعتبار آن یک‌ساله است. مقررات رسمی دراین‌باره صراحت ندارد اما طبق بخشنامه‌های پلیس این محدودیت‌ها اجرا می‌شود.

۶. محدودیت‌های ارتباطی
مدت‌ها سقف سه سیم‌کارت فعال وجود داشت اما به گفته تعدادی از این مهاجران، اخیراً بسیاری از سیم‌کارت‌ها مسدود شده و قرار است سیاست «تک سیم‌کارتی» اعمال شود.

۷. چالش‌های بانکی و مالی
افتتاح حساب بانکی دشوار و سلیقه‌ای است. بانک‌ها گاه بدون اطلاع قبلی حساب‌ها را مسدود می‌کنند. دریافت دسته‌چک هم تقریباً غیرممکن است مگر برای سرمایه‌گذاران پردرآمد. این محدودیت‌ها بیشتر ناشی از رویه‌های داخلی بانک‌هاست.

۸. محدودیت‌های رانندگی و پلاک خودرو
هر مهاجر تنها اجازه داشتن یک پلاک فعال خودرو دارد. رانندگی با وانت، موتورسیکلت و ماشین‌آلات سنگین ممنوع است. این محدودیت‌ها بیشتر ناشی از دستورالعمل‌های انتظامی‌اند.

۹. مشکل بیمه درمانی
گرچه طبق قانون کار، کارفرمایان موظف به بیمه کارگران با پروانه کار هستند، اما در عمل بسیاری از کارفرمایان این وظیفه را انجام نمی‌دهند و فقط برخی خدمات حداقلی به اتباع ارائه می‌شود.

۱۰. بازداشت‌های گسترده و غیرانسانی
طرح‌های دوره‌ای «جمع‌آوری اتباع» بدون بررسی دقیق وضعیت اقامت اجرا می‌شود. ماده ۱۱ قانون ورود و اقامت اتباع بیگانه (مصوب ۱۳۱۰) و بند «د» ماده ۱۳ اصلاحی (۱۳۳۶) مجازات اخراج و اقامت اجباری را مقرر کرده‌اند، اما اجرای این قوانین تفکیکی میان اقامت قانونی و غیرقانونی قائل نمی‌شود.

۱۱. محدودیت محل سکونت
اتباع افغانستانی حق سکونت در بیش از ۱۵ استان از جمله اردبیل، تبریز، گیلان، مازندران و زنجان را ندارند. این ممنوعیت‌ها طبق دستورالعمل‌های وزارت کشور اعمال می‌شود.

۱۲. بی‌اعتباری حق خاک
تولد در ایران حق تابعیت ایجاد نمی‌کند و قانون تابعیت (مصوب مجلس) تابعیت را از طریق خون می‌داند. در اجرای قانون اعطای تابعیت از طریق مادر هم تبعیض وجود دارد که مهاجران افغانستانی از جمله قربانیان این تبعیض هستند.

۱۳. تبعیض رسانه‌ای
در رویدادهای جنایی مانند قتل یا تجاوز، اطلاع‌رسانی درباره قربانیان افغانستانی محدود و سانسور می‌شود. برخی از ناظران، نمونه قتل کبری رضایی که توجه رسانه‌ای چندانی در ایران به آن نشد و حتی از برگزاری مراسم ختم هم جلوگیری شد، را با پرونده قتل یک زن ایرانی در همان روزها مقایسه می‌کنند که به‌طور گسترده بازتاب یافت.

در قوانین رسمی، مقرراتی مبنی بر سانسور یا برخورد متفاوت با قتل اتباع خارجی وجود ندارد، اما در عمل، نهادها و رسانه‌های محلی و سراسری اغلب به‌طور غیررسمی رفتاری تبعیض‌آمیز علیه قربانیان افغانستانی نشان داده‌اند.

۱۴. مشکل گواهی فوت و تدفین
صدور گواهی فوت برای اتباع افغانستانی دشوارتر از شهروندان ایرانی است و گاه هزینه‌های قبر هم بالاتر محاسبه می‌شود. پروسه رسمی گواهی فوت و دفن برای مهاجران شروطی دارد که به گفته شاهدان موجب تأخیر و تبعیض در خدمات می‌شود.

۱۵. مشکل ادغام مدارک هویتی
اخیراً اعلام شده خانوارهایی که کارت آمایش و برگه سرشماری دارند، باید مدارک‌شان را ادغام کنند. این فرایند به گفته تعدادی از افغانستانی‌ها، پیچیده، پرهزینه و نامشخص است و موجب سردرگمی بسیاری از خانواده‌ها شده است. گزارش‌ها روند ادغام کارت آمایش و سرشماری را به‌عنوان روندی اداری معرفی کرده‌اند که عملاً کارت را تغییر وضعیت می‌دهد، اما ضمانت مشخص و شفاف برای دریافت سریع این مدرک اجباری وجود ندارد.

۱۶. هزینه‌های بالای تست DNA
به گفته تعدادی از افغانستانی‌ها، در طرح‌های اخیر، والدین مجبور شدند برای تأیید نسب فرزندان تست DNA انجام دهند که هزینه‌های بالایی به خانواده‌ها تحمیل کرد. اجبار تست DNA برای اثبات نسب و تولد در برخی موقعیت‌ها، گرچه فاقد آیین‌نامه یا قانون خاص است، ‌اما به‌عنوان یک دستورالعمل مطرح شده که هزینه و بار حقوقی برای خانواده‌ها به همراه دارد.

این مجموعه تبعیض‌ها، در کنار نگاه منفی بخشی از افکار عمومی و برخی سیاست‌گذاران، موجب شده مهاجران افغانستانی در ایران نه‌تنها با تبعیض‌های قانونی و اداری بلکه با بی‌ثباتی اجتماعی و روانی مداوم روبه‌رو باشند؛ وضعیتی که نیازمند توجه جدی، اصلاحات ساختاری و رعایت کرامت انسانی است.

بسیاری از محدودیت‌ها برای مهاجران افغانستانی ریشه در قوانین و آیین‌نامه‌هایی همچون قانون کار (ماده ۱۲۰–۱۲۹)، قانون تابعیت، قانون ورود و اقامت اتباع بیگانه و بخشنامه‌های اجرایی وزارتخانه‌ها دارد. با این حال، بخش قابل‌توجهی از تبعیض‌ها ناشی از دستورالعمل‌ها و رویه‌های اجرایی است.

قصه پر غصه مهاجران افغانستانی در ایران بار دیگر این ضرورت را یادآوری می‌کند که اصلاح ساختار قانونی و اجرایی – همراه با شفاف‌سازی و نظارت — برای پایان دادن به این فشارها و ایجاد فضای عادلانه با رعایت کرامت انسانی مهاجران افغانستانی، ضروری است.

کارزار دروغ؛ بررسی انتشار خبرهای گمراه‌کننده ایران علیه اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه

۱۹ تیر ۱۴۰۴، ۰۲:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)

وای‌نت در گزارشی تحقیقی فاش کرد جمهوری اسلامی ایران همزمان با جنگ نظامی، جنگی تبلیغاتی و روانی پیچیده‌ای را علیه اسرائیل در فضای مجازی به راه انداخته است.

جنگی که با بهره‌گیری از دیپ‌فیک‌ها، حساب‌های جعلی و اطلاعات نادرست، روحیه عمومی را هدف قرار داده و تلاش کرده تا اعتماد به نهادهای حکومتی اسرائیل را از درون فروبپاشد.

بر پایه گزارش این رسانه اسرائیلی، که به‌نقل از سازمان دیده‌بان رسانه‌ای «فیک ریپورتر» منتشر شده، ایران با استفاده از هشت شبکه نفوذ در پلتفرم‌هایی نظیر اکس (توییتر سابق)، فیسبوک، تیک‌تاک و تلگرام، در فاصله میان ۲۳ تا ۲۸ خرداد، عملیات روانی گسترده‌ای را اجرا کرده که هدف آن «تضعیف روحیه، ارعاب عمومی و تشدید شکاف‌های اجتماعی» در جامعه اسرائیل بوده است.

روایت‌های ساختگی برای گسترش ترس و تفرقه

به‌گزارش وای‌نت، در اوج درگیری نظامی با ایران، ده‌ها ویدیوی ساختگی از اصابت موشک به مناطق مختلف اسرائیل در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. این تصاویر عمدتا جعلی، اما با مهارت ساخته شده بودند تا رعب و وحشت بیافرینند.

پلتفرم‌هایی چون Zchutenu و Azaka T’kifa، و همچنین کانال عبری‌زبان مورد حمایت جمهوری اسلامی به‌نام Kol David، از جمله مراکز اصلی انتشار این ویدیوها و پیام‌ها بودند.

همچنین روایت‌هایی هدفمند علیه رهبری اسرائیل، به‌ویژه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این کشور، در فضای مجازی پخش شد. به‌نوشته وای‌نت، عباراتی چون «نت‌نازی» (ترکیبی از نتانیاهو و نازی) و ویدیوهای جعلی از نخست‌وزیر در حال ترک کشور، برای القای «فرار رهبری از مسئولیت در لحظه بحران» ساخته و منتشر شدند.

اکانت‌هایی مانند «اشک‌های جنگ»، «سارا اویرام» با بیش از ۲۰ هزار دنبال‌کننده، «علیه مهاجران غیرقانونی» و «میریام کوزاک» در این روایت‌سازی‌ها نقش فعال داشتند. کانال تیک‌تاکی «اسرائیل نیوز» نیز با ظاهر فریبنده «راست‌گویی»، محتوایی دلسردکننده درباره عملکرد دولت در جنگ با جمهوری اسلامی منتشر می‌کرد.

  • سه‌گانه ضد ایرانی خامنه‌ای

    سه‌گانه ضد ایرانی خامنه‌ای

بهره‌برداری هدفمند از گسل‌های اجتماعی

بر اساس یافته‌های وای‌نت، این شبکه‌ها با دروغ‌هایی هدفمند، برخی اقشار سیاسی یا قومی را «عامل ایران» معرفی می‌کردند و مدعی می‌شدند «موشک‌ها فقط محله‌های خاصی را هدف می‌گیرند.» هدف این اقدامات، تشدید تنش‌های داخلی اسرائیل در بحبوحه جنگ بوده است.

در برخی موارد، حتی رسانه‌های جریان اصلی اسرائیل نیز به‌دام اطلاعات نادرست افتاده‌اند و تصاویر جعلی از حملات یا خرابی‌ها را به‌عنوان واقعیت منتشر کرده‌اند. وای‌نت هشدار می‌دهد که این روند، خطر فروپاشی اعتماد عمومی به رسانه‌ها را نیز در پی دارد.

تهدیدی عمیق برای دموکراسی و امنیت ملی

وای‌نت با استناد به پژوهش‌های روان‌شناسی می‌نویسد که انتشار سازمان‌یافته اخبار جعلی در دوران بحران، می‌تواند توان روانی جامعه را به‌شدت تضعیف کند. در چنین شرایطی، حتی اتهامات بی‌اساس علیه نهادهای حکومتی یا رهبران سیاسی، می‌تواند انسجام اجتماعی را دچار فروپاشی کند.

بر پایه گزارش «فیک ریپورتر»، پس از اعلام آتش‌بس، بخش زیادی از این شبکه‌ها تمرکز خود را به انتقادات شدید از دولت و نخست‌وزیر در زمینه جنگ ایران، جنگ غزه و پرونده گروگان‌ها معطوف کرده‌اند. با این حال، حساب‌های مرتبط با ایران همچنان روایت‌هایی از «پیروزی در جنگ» منتشر می‌کنند.

خلأ نظارتی و ناکارآمدی پلتفرم‌ها

«فیک ریپورتر» در گفت‌وگو با وای‌نت اعلام کرده که این عملیات سایبری پیچیده، صرفا بر اساس تعداد لایک یا بازدید قابل ارزیابی نیست، بلکه «تاثیر واقعی آن‌ها در تغییر ادراک عمومی و نفوذ تدریجی به افکار کاربران» است. به‌گفته این نهاد، بسیاری از این پروفایل‌ها عمدا سال‌ها به‌صورت غیرفعال نگه‌ داشته شده‌اند تا در لحظه مناسب فعال شوند.

این سازمان همچنین نسبت به فقدان نظارت مؤثر بر پلتفرم‌های اجتماعی انتقاد کرده و خواستار اعمال فشار قانونی بر شرکت‌های فناوری و اتخاذ راهبرد جامع توسط دولت اسرائیل شده است؛ راهبردی که شامل قانون‌گذاری، آموزش عمومی و افزایش آگاهی در برابر تهدیدات سایبری باشد.

هشدار: اگر حقیقت را از دروغ تشخیص ندهیم، بازیچه می‌شویم

«فیک ریپورتر» در پایان هشدار داده که کاربران ناآگاه می‌توانند به‌راحتی به «توپ جنگ دیجیتال» بدل شوند و بدون آنکه بدانند، به گسترش اطلاعات نادرست و اهداف دشمن کمک کنند.

این نهاد، برای مقابله با چنین تهدیداتی، راهنمای عمومی‌ای تحت عنوان «چگونه به یک عامل ایرانی تبدیل نشویم» منتشر کرده که شامل نشانه‌های رفتاری و توصیه‌هایی برای شناسایی پروفایل‌های مشکوک و شبکه‌های نفوذ خارجی است.

به‌گزارش وای‌نت، «آگاهی عمومی، نخستین خط دفاعی در برابر جنگ نفوذ جمهوری اسلامی» است؛ جنگی که بدون شلیک حتی یک گلوله، به‌دنبال نابودی تدریجی اعتماد عمومی، امنیت روانی و انسجام ملی اسرائیل است.

هاآرتص: آیا ایران در آستانه تبدیل شدن به قدرتی هسته‌ای بود؟

۱۹ تیر ۱۴۰۴، ۰۱:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)

با آغاز جنگ، نشانه‌هایی از تغییر معنادار در ادبیات مقام‌های جمهوری اسلامی درباره برنامه هسته‌ای ایران دیده شد؛ تغییری که به باور برخی کارشناسان، می‌تواند نشان دهد تهران به مرحله‌ای بسیار نزدیک به ساخت بمب اتم رسیده، حتی اگر هنوز تصمیم رسمی برای تولید آن نگرفته باشد.

هاآرتص در گزارشی تحلیلی نوشته است که بر اساس شواهد، گفت‌وگوها و مقایسه‌های تاریخی با برنامه‌های هسته‌ای کشورهایی مانند اسرائیل و پاکستان، ایران در آستانه جنگ به نقطه‌ای رسیده بود که تنها با یک «چرخش پیچ» سیاسی، می‌توانست اجزای لازم برای ساخت بمب را به یکدیگر متصل کند.

هاآرتص با اشاره به مصاحبه‌ای که در ۲۳ بهمن ۱۴۰۲ از تلویزیون ایران با علی‌اکبر صالحی، رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی و وزیر خارجه اسبق جمهوری اسلامی پخش شد، می‌نویسد: صالحی که از چهره‌های کلیدی برنامه هسته‌ای ایران به‌شمار می‌رود، به صراحت اعلام کرد: «ما از همه مرزهای علمی و فناوری هسته‌ای عبور کرده‌ایم... مثل این است که همه اجزای یک خودرو را تولید کرده باشیم: شاسی، موتور، فرمان، گیربکس...»

این سخنان، به‌باور نویسنده هاآرتص، برخلاف ادبیات رسمی پیشین جمهوری اسلامی درباره «عدم تمایل به سلاح هسته‌ای»، بسیار معنادار و متفاوت ارزیابی شد و یادآور اظهارات مشابهی بود که در سال ۱۹۶۸ لوی اشکول، نخست‌وزیر وقت اسرائیل، درباره قابلیت ساخت بمب اتمی بیان کرده بود.

به نوشته هاآرتص، اگرچه ایران هنوز تصمیم سیاسی برای تولید بمب اتخاذ نکرده، اما به نظر می‌رسد با هدف کاهش فاصله زمانی تا دستیابی به بمب، به سطحی از آمادگی پیشرفته رسیده که بتواند در صورت لزوم، تنها در عرض چند هفته یا حتی چند روز، اقدام به ساخت یک بمب اتمی کند.

نویسنده همچنین با اشاره به تجربه پاکستان در سال ۱۹۹۸، یادآوری می‌کند که این کشور تنها ۱۷ روز پس از آزمایش هسته‌ای هند، دست به آزمایش مشابه زد. هاآرتص نتیجه می‌گیرد که ایران نیز احتمالا از مدت‌ها پیش سناریوهایی برای چنین پاسخ سریع و قطعی آماده کرده است.

  • ویتکاف: گفت‌وگو با تهران بر محور راستی‌آزمایی هسته‌ای و ابعاد نظامی آن خواهد بود

    ویتکاف: گفت‌وگو با تهران بر محور راستی‌آزمایی هسته‌ای و ابعاد نظامی آن خواهد بود

بر اساس پژوهشی که در این گزارش به آن استناد شده، از اکتبر ۲۰۲۳ به بعد، در گفتمان هسته‌ای جمهوری اسلامی سه الگوی جدید شناسایی شده است:

۱. تاکید بر عبور کامل از همه مرزهای فنی لازم برای ساخت سلاح هسته‌ای؛
۲. شرطی بودن تعهد سیاسی به نساختن بمب، که در شرایط تهدید وجودی می‌تواند لغو شود؛
۳. استفاده گسترده از راهبرد «ابهام هسته‌ای» مشابه با مدل اسرائیل.

هاآرتص می‌افزاید این تغییر لحن، بدون اینکه حتما نشانه تصمیم‌گیری قطعی باشد، نشان می‌دهد ایران در حال کاهش فاصله میان توانایی فنی و تصمیم سیاسی است و ممکن است پروژه‌هایی برای به حداقل رساندن زمان مورد نیاز برای ساخت یک دستگاه انفجاری را در دست اجرا داشته باشد.

در ادامه، گزارش به موارد تاریخی مشابهی اشاره می‌کند: از جمله آماده‌باش فوری ایالات متحده در بحران برلین ۱۹۴۸، واکنش فوری پاکستان در بحران کارگیل ۱۹۹۹، و اقدامات اضطراری اسرائیل پیش از جنگ شش‌روزه در ۱۹۶۷.

  • مدیر اطلاعات ملی آمریکا: تهران در حال ساخت سلاح اتمی نیست، شرایط را از نزدیک رصد می‌کنیم

    مدیر اطلاعات ملی آمریکا: تهران در حال ساخت سلاح اتمی نیست، شرایط را از نزدیک رصد می‌کنیم

به نوشته هاآرتص، تجربه اسرائیل در بهار ۱۹۶۷ آموزنده‌تر از سایر موارد است: در آن زمان، بدون تصمیم رسمی، اسرائیل در چند روز یک دستگاه انفجاری اتمی اولیه تولید کرده بود تا در صورت ضرورت، به عنوان «گزینه آخر» در اختیار نخست‌وزیر قرار گیرد.

نویسنده در پایان هشدار می‌دهد که تغییرات اخیر در مواضع مقام‌های جمهوری اسلامی، همراه با تنش‌های امنیتی منطقه، می‌تواند شرایطی مشابه بحران‌های گذشته در برخی کشورها را دوباره رقم بزند؛ جایی که تنها یک تصمیم سیاسی کافی است تا یک کشور آستانه‌ای آگاهانه به جمع دارندگان بمب اتمی بپیوندد.

دفاع از کشور، یا جنگ برای ماندن؟ چرا جمهوری اسلامی از تداومِ وضعیتِ جنگی خوشحال است؟

۱۹ تیر ۱۴۰۴، ۰۱:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

جمهوری اسلامی از جنگ برای دفاع از کشور استفاده نمی‌کند، بلکه از آن سوءاستفاده می‌کند تا از خود دفاع کند؛ تا جامعه را خفه کند، و بماند. برای این بقا، نیازمند تداوم یک «وضعیت اضطراری دائمی» است.

ایران این روزها نه درگیر جنگی واقعی، بلکه گرفتار وضعیتی متوهم و مصنوعی از جنگ است؛ وضعیتی که حکومت در آن نه‌تنها پاسخ‌گو نیست، بلکه مدام در حال طرح پرسش‌های جعلی و تهدیدهای موهوم است.

باز هم یک «برههٔ حساس کنونی» دیگر
این روزها نه هوا آرام است، نه فضا مطمئن. هر حکومت نرمالی، پس از بحران، می‌کوشد ابتدا امنیت و سپس آرامش را به جامعه بازگرداند. جمهوری اسلامی اما مسیر معکوس را در پیش گرفته است. بعد از آتش‌بس، نه‌تنها شرایط عادی نشد، بلکه فشار در تمامی حوزه‌ها افزایش یافت: اینترنت به‌شدت کند و محدود شد، کیفیت هوا در بسیاری از شهرها بحرانی است، و قیمت اقلام ضروری با جهشی بی‌سابقه بالا رفته است. با این حال، مقامات هیچ برنامه‌ای برای بهبود اوضاع ارائه نداده‌اند. در عوض، حکومت با اتکا به «وضعیت جنگی»، فشارهای امنیتی را تشدید کرده و با گسترش ایست‌وبازرسی‌های شهری، حریم خصوصی شهروندان را به‌طور بی‌سابقه‌ای نقض می‌کند. در جمهوری اسلامی، بحران مدیریت نمی‌شود؛ به فرصتی برای سرکوب، کنترل و انحصار تبدیل می‌شود.

سرکوب در سایهٔ وضعیت اضطراری دائمی
بر اساس گزارش‌ها، بیش از ۷۰۰ نفر فقط در پنج استان کشور بازداشت شده‌اند. اتهام غالب چیست؟ «جاسوسی». در وضعیت کنونی، اتهام جاسوسی به‌نوعی جایگزین تمامی جرائم شده است: از نقد ساده و مطالبهٔ حقوق اولیه گرفته تا حتی مهاجر بودن. اکنون مجلس جمهوری اسلامی پیش‌نویس قانونی را تصویب کرده که بر اساس آن، اتهام جاسوسی می‌تواند بدون دادگاه، بدون وکیل، و بدون حق دفاع، منجر به صدور حکم اعدام شود. حتی میان خود نیروهای حکومتی نیز اختلاف افتاده که کدام نهاد باید حکم اعدام را امضا کند—نشانه‌ای روشن از فروریزی نظم حقوقی کشور و تسلیم نهادهای رسمی در برابر ماشین سرکوب.

فروپاشی اقتصادی، توجیه امنیتی
اقتصاد کشور در وضعیت بحرانی است. قیمت کالاهای اساسی، از گوشت و لبنیات تا برنج ایرانی، افزایش بی‌سابقه‌ای داشته است. فروشگاه‌ها با کمبود شدید مواجه‌اند. پاسخ حکومت به این بحران فقط یک جمله است: «وضعیت جنگی است!» این جمله، همه‌چیز را توجیه می‌کند: از کاهش پهنای باند اینترنت، نبود نظارت بر بازار، کمبود دارو، و بی‌نظمی اداری گرفته تا سرکوب سیاسی. وضعیت جنگی به پوششی برای پنهان‌کاری، ناکارآمدی، و بی‌کفایتی ساختاری بدل شده است.

شباهت‌ها به مدل کره شمالی
صداوسیمای جمهوری اسلامی بدل به صحنه‌ای از مانورهای نظامی، اعتراف‌های اجباری و تبلیغ «وحدت ملی» شده است؛ وحدتی که تنها بر پایهٔ ترس و سکوت ممکن است. برخی رسانه‌های بین‌المللی هشدار داده‌اند که جمهوری اسلامی در حال حرکت به‌سوی الگویی شبیه به مدل حکمرانی کره شمالی است: پاک‌سازی‌های داخلی، حذف مخالفان، بی‌اعتمادی به درون و بیرون، و حکومتی که بر ویرانه‌های مشروعیت ایستاده، فقط با مشت آهنین.

پرسشی برای امروز
ما در «برنامه با کامبیز حسینی» این پرسش را با شما در میان گذاشتیم: جمهوری اسلامی از تداوم وضعیت جنگی چگونه بهره‌ می‌برد؟ سیامک آرام، مهمان اصلی برنامه بود و مخاطبان از سراسر جهان به این پرسش پاسخ دادند.

«برنامه»، که می‌کوشد صدای مردم ایران را بی‌واسطه به گوش همدیگر برساند، دوشنبه تا جمعه، ساعت ۱۱ شب به وقت تهران، به‌صورت زنده از تلویزیون ایران اینترنشنال پخش می‌شود.