والدین بیش از قبل، فرزند دختر را بر پسر ترجیح میدهند

آمارها و مطالعات جهانی نشان میدهد تمایل دیرینه به داشتن فرزند پسر در کشورهای در حال توسعه کاهش یافته و در کشورهای توسعهیافته نیز خانوادهها ترجیح میدهند فرزند دختر داشته باشند.

آمارها و مطالعات جهانی نشان میدهد تمایل دیرینه به داشتن فرزند پسر در کشورهای در حال توسعه کاهش یافته و در کشورهای توسعهیافته نیز خانوادهها ترجیح میدهند فرزند دختر داشته باشند.
به گزارش نشریه اکونومیست، جهان شاهد تغییری بنیادین در ترجیح والدین برای جنسیت فرزندان است.
در حالی که تا دهههای اخیر خانوادهها بهشدت فرزند پسر را ترجیح میدادند، اکنون این روند معکوس شده و در بسیاری از نقاط جهان فرزندان دختر بیشتر مورد استقبال قرار میگیرند.
آمار در کشورهای آسیایی
بر اساس محاسبات اکونومیست، از سال ۱۹۸۰ تاکنون حدود ۵۰ میلیون دختر کمتر از میزان طبیعی متولد شدهاند.
در سال ۲۰۰۰ که اوج عدم توازن جنسیتی در تولدها گزارش شده، شمار تولد پسران حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار مورد بیش از حد طبیعی بوده است.
اما در سال جاری میلادی، این رقم به حدود ۲۰۰ هزار مورد کاهش یافته است؛ آماری که کارشناسان آن را نشانهای از بهبود تدریجی نسبت جنسیتی از سال ۲۰۰۱ به اینسو ارزیابی میکنند.
کره جنوبی که در سال ۱۹۹۰ نسبت تولد ۱۱۶ پسر بهازای ۱۰۰ دختر را ثبت کرده بود، اکنون به تعادلی نسبی میان تولد دو جنسیت رسیده است.
در چین نیز این نسبت از ۱۱۷ در دهه ۲۰۰۰ به ۱۱۱ در سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است. هند هم با ثبت نسبت ۱۰۷ در سال ۲۰۲۳، یک کاهش نسبی را نسبت به رقم ۱۰۹ در سال ۲۰۱۰ نشان میدهد.
دادههای نظرسنجی در کشورهای در حال توسعه حاکی از آن است که والدین اکنون ترکیبی از فرزندان پسر و دختر را ترجیح میدهند.
در بنگلادش زنانی که هنوز فرزندی ندارند، تمایل تقریبا یکسانی به پسر و دختر ابراز میکنند.
ترجیح داشتن فرزند دختر در کشورهای ثروتمند
در کشورهای توسعهیافته شواهد فزایندهای از ترجیح دادن فرزند دختر وجود دارد.
در کره جنوبی درصد زنانی که تولد پسر را «ضروری» میدانستند، از ۴۸ درصد در سال ۱۹۸۵ به شش درصد در سال ۲۰۰۳ کاهش یافته است.
نظرسنجی ملی باروری در ژاپن نشان میدهد در سال ۱۹۸۲، حدود ۴۸.۵ درصد زوجهای متاهلی که تنها یک فرزند میخواستند، دختر را ترجیح میدادند. این رقم در سال ۲۰۰۲ به ۷۵ درصد رسید.
بررسی دادههای درمانهای باروری و فرزندخواندگی
بر اساس مطالعه فرانسین بلو از دانشگاه کرنل در سال ۲۰۱۷، در آمریکا والدینی که فرزند نخست آنها دختر است، بهطور متوسط تمایل کمتری به فرزندآوری مجدد دارند.
در کلینیک آیویاف نیویورک، والدین ثروتمند تا ۲۰ هزار دلار برای انتخاب جنسیت فرزند پرداخت میکنند و انتخاب اکثر آنها دختر است.

مطالعه اَبی گلدبرگ از دانشگاه کلارک در سال ۲۰۰۹ روی بیش از ۲۰۰ زوج آمریکایی نشان داد در میان شرکتکنندگان، مردان و زنان دگرجنسگرا و همچنین زنان همجنسگرا بهطور میانگین ترجیح میدادند فرزندشان دختر باشد.
طبق یافتههای این تحقیق، تنها گروهی که بهطور متوسط فرزندان پسر را ترجیح میداد، مردان همجنسگرا بودند.
دلایل تغییر نگرش
محققان دلایل مختلفی را برای این تغییر رویکرد مطرح میکنند. در مطالعه گلدبرگ، مردان دگرجنسگرا معتقد بودند دختران «آسانتر بزرگ میشوند» و «جالبتر» و «پیچیدهتر» هستند.
ریچارد ریوز، رییس موسسه آمریکایی «پسران و مردان»، معتقد است نگاه والدین به فرزندان تغییر کرده است: «دیگر کسی به داشتن همسر زیبا برای افتخار فکر نمیکند، بلکه داشتن فرزندی باهوش مایه افتخار است.»
به گفته او، والدین امروزی اغلب دختران را موفقتر میدانند، چرا که آنها زودتر مهارت میآموزند و رفتار آرامتری از خود نشان میدهند.
مسائل اجتماعی مرتبط با مردان در کشورهای ثروتمند نیز در شکلگیری ترجیح والدین برای داشتن فرزند دختر نقش دارد.
آمارها نشان میدهد پسران نوجوان بیشتر درگیر جرائم خشونتآمیز میشوند، نرخ خودکشی بالاتری دارند و در تمامی مقاطع تحصیلی، عملکرد ضعیفتری نسبت به دختران از خود نشان میدهند.
این واقعیتها نگرانی والدین نسبت به آینده پسران را افزایش داده و بر ترجیحات آنها در فرزندآوری تاثیر گذاشته است.
هشدار درباره آینده
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند پیشرفت فناوریهای مرتبط با باروری میتواند به برهم زدن تعادل جنسیتی منجر شود.
کیتهای تشخیص جنسیت جنین که از هفته ششم بارداری قابل استفاده هستند، در کنار کاهش هزینه درمانهای باروری، امکان انتخاب جنسیت را بیش از گذشته در دسترس قرار دادهاند؛ موضوعی که میتواند بار دیگر تعادل جنسیتی را با تهدید مواجه کند.
در آمریکا ۹۰ درصد زوجهایی که از روش انتخاب اسپرم بهره میبرند، میگویند جنسیت فرزند برای آنها مهم نیست، اما ۸۰ درصد آنها دختر انتخاب میکنند.
اکونومیست در ادامه گزارش نوشت اگر این روند ادامه یابد، کشورهای ثروتمند ممکن است با مشکل کمبود پسر مواجه شوند.
این رسانه افزود تغییر در ترجیح جنسیت فرزند بازتابدهنده مسائل عمیقتری در جامعه است که نیاز به توجه بیشتر دارد تا جوامع شاهد ترجیح یک جنس بر دیگری نباشند.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.