• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

رضا علایی، فیلمساز کُرد در بانه بازداشت شد

۲۴ شهریور ۱۴۰۳، ۱۰:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

رضا علایی، فیلمساز و کارگردان، روز ٢١ شهریور به دست نیروهای امنیتی در شهر بانه بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

سایت حقوق‌بشری کردپا، روز ۲۵ شهریور با اعلام این خبر به نقل از یک منبع مطلع نوشت که نیروهای امنیتی بدون ارائه حکم قضایی او را در مقابل منزل شخصی‌اش بازداشت کردند.

بازداشت این فیلمساز هم‌زمان با دومین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی صورت گرفته و پیگیری‌های خانواده علایی برای کسب اطلاع از سرنوشت او تاکنون نتیجه‌ای در پی نداشته است.

طبق گزارش کردپا، علایی چندین فیلم بلند و کوتاه ساخته و فیلم «زمین‌های کثیف» به کارگردانی او موفق به شرکت در جشنواره فیلم بین‌المللی کن شده بود.

رضا علایی
100%
رضا علایی

پربازدیدترین‌ها

سنتکام: در اقدامی دفاعی به اهدافی در ایران حمله کردیم
۱

سنتکام: در اقدامی دفاعی به اهدافی در ایران حمله کردیم

۲
تحلیل

پرسش شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال: آیا ترامپ در حال نجات دادن رژیم ایران است؟

۳
تحلیل

اکونومیست: حتی در صورت توافق، وضعیت نامطمئن کنونی ماه‌ها ادامه خواهد داشت

۴

در میانه حملات و مذاکرات، نشست کابینه ترامپ به جای کمپ دیوید در کاخ سفید برگزار می‌شود

۵

نقش هکرهای وابسته به جمهوری اسلامی در حمله سایبری به شبکه حمل‌ونقل لس‌آنجلس

انتخاب سردبیر

  • سفیر اسرائیل در استرالیا: در صورت بی‌نتیجه ماندن مذاکرات، گزینه نظامی دوباره روی میز است
    اختصاصی

    سفیر اسرائیل در استرالیا: در صورت بی‌نتیجه ماندن مذاکرات، گزینه نظامی دوباره روی میز است

  • ارم‌نیوز: آمریکا سپر دفاع موشکی خود را در خاورمیانه گسترش می‌دهد

    ارم‌نیوز: آمریکا سپر دفاع موشکی خود را در خاورمیانه گسترش می‌دهد

  • خشم، امید و اندوه؛ اولین واکنش ایرانیان پس از ۸۸ روز خاموشی دیجیتال و اتصال به اینترنت
    روایت شما

    خشم، امید و اندوه؛ اولین واکنش ایرانیان پس از ۸۸ روز خاموشی دیجیتال و اتصال به اینترنت

  • استفاده ابزاری از کودکان؛ به بچه‌های ۱۰ ساله کار با کلاشنیکف یاد می‌دهند
    روایت شما

    استفاده ابزاری از کودکان؛ به بچه‌های ۱۰ ساله کار با کلاشنیکف یاد می‌دهند

  • جمهوری اسلامی غلامرضا خانی شکرآب، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی غلامرضا خانی شکرآب، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

  • هزینه‌های سرسام‌آور اقلام بهداشتی، کابوس روزانه افراد دارای آسیب نخاعی

    هزینه‌های سرسام‌آور اقلام بهداشتی، کابوس روزانه افراد دارای آسیب نخاعی

•
•
•

مطالب بیشتر

ایرانیان در سیدنی شعار «خامنه‌ای ضحاک، می‌کشیمت زیر خاک» سر دادند

۲۴ شهریور ۱۴۰۳، ۱۰:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)

ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد گروهی از ایرانیان مقیم استرالیا روز شنبه ۲۴ شهریور در شهر سیدنی تجمع اعتراضی برگزار کردند.

آن‌ها در تجمع خود شعارهایی چون «خامنه‌ای ضحاک، می‌کشیمت زیر خاک» سر دادند.

برادر محسن قیصری: تا روز دادخواهی ایستاده‌ایم

۲۴ شهریور ۱۴۰۳، ۱۰:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)

مصطفی، برادر محسن قیصری، معترض کشته‌شده در خیزش انقلابی، با انتشار ویدیویی در شبکه اجتماعی ایکس، درباره پیگیری‌ها در خصوص کشته شدن برادرش نوشت: «سیاه بر تن تا روز دادخواهی و قصاص جنایتکاران ایستاده‌ایم و هرگز کوتاه نخواهیم آمد.»

محسن قیصری روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در اعتراضات ایلام با شلیک گلوله ماموران جمهوری اسلامی کشته شد.

روایتی از مرگ هوادار ملوان:ماموران نیروی انتظامی اجازه ندادند مرتضی را به آمبولانس برسانند

۲۴ شهریور ۱۴۰۳، ۱۰:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)

غفار خداپرست، از نزدیکان مرتضی خائفی، هوادار جان‌باخته ملوان در بازی برابر سپاهان، به تسنیم، خبرگزاری وابسته به سپاه، گفته: «فریاد زدیم دکتر و آمبولانس بیاید، اما پزشک بالا نیامد. پزشکان کم‌کاری کردند و مأموران نیروی انتظامی بیشتر باعث این اتفاق شدند.»


«آمبولانس اطراف زمین بود و می‌توانستیم مرحوم خائفی را راحت به آمبولانس برسانیم، اما مأموران به ما گفتند باید مرحوم خائفی را به آمبولانس پشت ورزشگاه منتقل کنیم!»

این هوادار قدیمی ملوان در ادامه گفته: «آمبولانس اطراف زمین بود و می‌توانستیم مرحوم خائفی را راحت به آمبولانس برسانیم، اما مأموران به ما گفتند باید مرحوم خائفی را به آمبولانس پشت ورزشگاه منتقل کنیم!»

خداپرست درباره ادامه ماجرا هم توضیح داده: «او را از ورزشگاه خارج کردیم، اما بیهوده سرگردان شدیم و به داخل ورزشگاه برگشتیم. پزشک ملوان در آمبولانسِ کنار زمین با دست به این هوادار شوک وارد کرد و نفس داد. مرحوم خائفی را به بیمارستان منتقل کردند که از دنیا رفت.»

آتش‌سوزی در منطقه صفد اسرائیل در پی شلیک ده‌ها راکت از لبنان

۲۴ شهریور ۱۴۰۳، ۱۰:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

ارتش اسرائیل اعلام کرد حدود ۵۵ راکت از جنوب لبنان به سمت منطقه صفد در شمال اسرائیل و مناطق اطراف آن شلیک شد. رسانه‌ها گزارش دادند این حملات موجب آتش‌سوزی‌هایی در این منطقه شد.

ارتش اسرائیل گزارش داد این راکت‌ها صبح روز شنبه ۲۴ شهریور پرتاب شدند. در مرحله اول حدود ۲۰ راکت و در مرحله دوم حدود ۳۵ راکت شلیک شدند.

بر اساس این گزارش، تعدادی از این راکت‌ها رهگیری شدند و تعدادی دیگر نیز به مناطق خالی از سکنه اصابت کردند.

گزارشی از مصدومیت احتمالی در پی این حملات منتشر نشده است.

بر اساس گزارش رسانه‌های عبری‌زبان اسرائیل، تعدادی از راکت‌ها پس از برخورد باعث آتش‌سوزی شدند.

ارتش اسرائیل اعلام کرد مدت کوتاهی پس از این حمله، جنگنده‌های اسرائیل به پرتابگرهای راکت در جنوب لبنان حمله کردند.

تایم اسرائیل گزارش داد آژیرهای هشدار موشکی در صفد و چندین محله اطراف به صدا در‌آمدند و در مورد آتش‌سوزی احتمالی ناشی از حملات از مبدا لبنان هشدار دادند.

این منطقه علاوه بر صبح شنبه، در طول شامگاه جمعه نیز هدف حملات مشابه قرار گرفت.

از زمان آغاز جنگ غزه میان اسرائیل و حماس، حزب‌الله و دیگر گروه‌های مسلح مستقر در جنوب لبنان حملاتی را علیه اسرائیل آغاز کردند.

هرزی هالوی، رییس ستاد کل ارتش اسرائیل روز ۱۶ شهریور در جریان بازدید از بلندی‌های جولان گفت ارتش اسرائیل «به‌شدت بر مبارزه با حزب‌الله متمرکز شده» است.

او افزود نیروهای اسرائیلی در اقدامی پیش‌دستانه بسیاری از قابلیت‌های نظامی حزب‌الله را در داخل خاک لبنان هدف قرار می‌دهند.

تنش‌ها در منطقه در هفته‌های اخیر و به‌ویژه پس از کشته شدن فواد شکر، فرمانده ارشد حزب‌الله در بیروت و اسماعیل هنیه، رهبر حماس در سفر به تهران بالا گرفت.

اعضای حماس ۱۵ مهر سال گذشته (هفتم اکتبر) با حمله به جنوب اسرائیل حدود هزار و ۲۰۰ نفر را کُشتند و بیش از ۲۵۰ تن را گروگان گرفتند.

اسرائیل در واکنش به این تهاجم، عملیات نظامی گسترده‌ای را در نوار غزه آغاز کرد.

در سوی دیگر گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی، از جمله حزب‌الله لبنان و حوثی‌های یمن، در حمایت از حماس وارد این مناقشه شدند و درگیری‌های شدید و مرگبار در طول ۱۱ ماه گذشته، منطقه را به بی‌ثباتی کشانده است.

روایتی از زندگی سیامک پورزند،‌ روزنامه‌نگاری که قرار شد خودکشی کند

۲۴ شهریور ۱۴۰۳، ۱۰:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیکی محجوب

کتاب «سیامک پورزند،‌ روزنامه‌نگاری که قرار شد خودکشی کند»، روایت مهرانگیز کار، فعال حقوق زنان و حقوقدان است از زندگی سیامک پورزند، همسرش. او در این کتاب به سابقه و فعالیت‌های پورزند و شرایطی پرداخته است که خانواده‌اش در این سال‌ها تجربه کرده‌اند.

کتاب را انتشارات باران منتشر کرده است. مهرانگیز کار در شروع این کتاب نوشته است: «قصه این خانواده را از پایان آن شروع می‌کنم.»

در بخشی از کتاب آمده است که سیامک پورزند در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در یک خانواده نظامی زاده شد.

او در ایران دهه ۳۰ و ۴۰ توانست سینمای غرب را معرفی کند: «تمامی خدمات فرهنگی و سینمایی این روزنامه‌نگار پس از انقلاب ۵۷ در جای اتهام،‌ جرم،‌ جنایت،‌ خیانت و فساد اخلاقی وارد کیفر خواستی شد که دادستان‌های بی‌سواد انقلاب با هدف نابودی تجددگرایی بر ضد او صادر کردند.»

سیامک پورزند در اردیبهشت سال ۱۳۹۱ پس از مدت‌ها زندان و شکنجه به زندگی خود پایان داد.

هر سه دنبال هم می‌دویم،‌ بی‌مقصد، بی‌هدف

مهرانگیز کار در بخشی از این کتاب به روایت مواجهه با خبر درگذشت سیامک پورزند پرداخته و نوشته است: «پس از ساعتی دویدن و داد زدن به آن‌ها فهماندم تا دیر نشده باید وکالتنامه‌ای به قاضی شهریاری فکس کنیم و دست‌کم بدن عزیزمان را از دست مراجع قضایی و امنیتی بیرون بکشیم.»

او در ادامه آورده است: «سه دیوانه در نیمه‌های شب تورنتو حتی نمی‌توانند عزاداری کنند. همچنان گرفتار قوه قضاییه‌ای هستیم که با قانون‌شکنی خانواده بر باد داده و حالا پس از مرگ مردی که در چنگالشان جهان را وداع گفته، ادای قانون‌مندی درآورده.»

به روایت کار، «سرانجام یکی از اوراق را که با خواسته‌های قاضی شهریاری هماهنگ شده، امضا می‌کنم و به دخترها (لیلی و آزاده پورزند) می‌گویم امضا کنند. لیلی شیون‌کنان امضا می‌کند. نوبت به آزاده می‌رسد،‌ دچار تشنج می‌شود. یادش رفته اسم خودش را و با چشم‌هایی از حدقه در آمده می‌گوید کمکم کن ... تو اسم من را بنویس. یادم نمی‌آید اسم خودم را.»

مهرانگیز کار در بخش دیگری از کتاب با اشاره به بحث اهمیت سوگواری برای بازماندگان نوشته است: «ما و بسیاری دیگر از ایرانیان پس از انقلاب اسلامی تاکنون از امکان عزاداری محروم بوده‌ایم. بسیار جوانان ایرانی که در جریان جنبش‌های اجتماعی مورد پیگرد قرار گرفته‌اند و در همین شرایط برای پدر و مادرشان که در ایران چشم از جهان فرو می‌بندند، سوگواری می‌کنند. ... این است که دختران سیامک و من هرگز از حرمان و تاثر مرگ سیاسی سیامک خلاص نشده و خالی نشده‌ایم.»

100%

خوش‌بین به آینده با آمدن اصلاح‌طلبان

مهرانگیز کار در بخشی از کتاب «سیامک پورزند، روزنامه‌نگاری که قرار شد خودکشی کند»، نوشته است که او با روی کار آمدن اصلاح‌طلبان، به آینده خوش‌بین بود: «اما شخصیت قصه ما بی‌رحمانه در میان دو لبه گازانبر جناحی قرار گرفت. او برای این چالش نابرابر آمادگی نداشت.»

با توجه به تمام شکنجه‌ها و آزار و اذیت‌ها و اتهامات واهی که به پورزند وارد شده بود، قرار بود پرونده او در مجلس ششم مطرح شود اما به یک باره کنار گذاشته شد.

مهرانگیز کار به دیدارش با علی‌اکبر موسوی خویینی‌ها، نماینده مجلس ششم، سال‌ها بعد در آمریکا اشاره کرده و نوشته است: «... به دیدارش در کمبریج بوستون رفتم و دریافتم [علی] یونسی، وزیر اطلاعات دولت [محمد] خاتمی، یادداشتی به مجلس داده بود و در آن متذکر شده بود که سیامک پورزند با آن وزارت همکاری داشته و طرح غیر‌قانونی بودن برخوردها با او در صحن علنی مجلس به مصلحت نیست و به نظام صدمه می‌زند؛ به خصوص که اتهاماتش اخلاقی است نه سیاسی. یقین کردم تشکیل مجلس با اکثریت اصلاح‌طلب در شرایطی که دولت هم اصلاح‌طلب است گره از کار ما نمی گشاید.»

سیامک پورزند و شکنجه‌هایی که شد

مهرانگیز کار در بخش دیگری از کتاب خود با تاکید بر این که سیامک پورزند دوست نداشت از شکنجه‌هایی بگوید که تحمل کرد، نوشته است: «شبی از شب‌ها سیامک بی‌مقدمه و در وضعیت روانی خاص می‌گوید می‌خواهم شفاف حرف بزنم. گور پدر هر کس که روی خط شنود می‌کند. لیلی گیج می‌شود و سراپاگوش با صدای لرزان و ترسیده می‌گوید بگو بابا جان. ... شش ماه بود اجازه نداده بودند آبی روی بدنم بریزم. خارش پوست بیچاره‌ام کرده بود. می‌گفتند یک عمر روزی دو بار دوش گرفتی و فکل زدی. آخر عمری در مصرف آب که مال مستضعفین است صرفه‌جویی کن. پس از شش ماه زندان‌بان در سلول را باز کرد و بی‌مقدمه گفت اجازه داده‌اند حمام کنی. از خوشحالی سر از پا نمی‌شناختم. ظرف بزرگی هم داروی نظافت سخاوتمندانه در اختیارم گذاشتند و تاکید کردند تمام بدنت را تمیز کن. حالا حالاها این شانس نصیبت نمی‌شود. شاید هرگز مانند آن روز در دوران زندان خوشحال نشده بودم.آب گرم که ریخت روی پوستم، انگار از مادر متولد شدم. با صدای بلند شکرگزاری می‌کردم داروی نظافت را روی سطح بدن کشیدم و منتظر ماندم تا زمان شست‌و‌شو برسد. ناگهان زندان‌بان با عجله وارد شد. فریاد زد زود بیا بیرون لباس بپوش،‌حاج آقا سرزده تشریف آورده و می‌خواهد همین حالا با تو حرف بزند. هر چه التماس کردم تا وقت بدهد داروی نظافت را بشویم صدایش را بلند کرد و شیر آب را بست و لباس‌های چرک را دستم داد پوشیدم و با او رفتم. حاج آقا هارت و پورت‌هایش را کرد و رفت. یک ساعتی طول کشید تا تن زخمی من دوباره به آب رسید. پوست از گوشت جدا شده بود. از درد تا صبح نعره می‌کشیدم. دو ماه طول کشید تا تن سوخته و مجروح دوباره پوست انداخت و سالم شد و ....»

در کتاب مهرانگیز کار اشاره شده است که سیامک پورزند در شرح دیگری گفته است: «در یکی از زندان‌های غیررسمی که سردخانه داشتند،‌ من را مدت‌ها در سردخانه رها کردند. هنگامی که احساس کردم دارم تمام می‌کنم. مردی وارد شد با دو تا پتوی سربازی و آن‌ها را انداخت روی شانه‌هایم و همان‌طور که مثل بید می‌لرزیدم یک راست من را برد به بازجویی و روی صندلی نشاند. ... سیامک و لیلی یکی در تهران و یکی در تورنتو آن شب کارشان به اورژانس کشید و هر دو تا سر حد مرگ گرفتار حمله عصبی شدند.»

پورزند در پیامی تلفنی تاکید کرده بود: «من را مرده بپندارید. ما هرگز باری دیگر آزادانه کنار هم نخواهیم نشست. همه چیز تمام شد و ما نمی‌خواستیم باور کنیم و ادامه می‌دادیم.»

مهرانگیز کار به تازگی در مصاحبه با برنامه تیتر اول گفت همسرش، سیامک، پس از آزادی از زندان به او گفته بود: «ماموران به من گفتند ما تو را نمی‌کشیم. وقتی از زندان آزاد شدی کاری می‌کنیم که در شرایط آزادی نتوانی زندگی را ادامه دهی و خودت را بکشی.»