تناقضگوییها درباره سقوط بالگرد رئیسی؛ ستاد کل نیروهای مسلح گزارش فارس را تکذیب کرد
ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ساعاتی پس از انتشار گزارش خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه، این گزارش را «قویا» تکذیب کرد و آن را «مخدوش و از اعتبار ساقط» خواند. فارس پیشتر گفته بود دو مورد از پروتکلهای امنیتی در سفر رئیسی و همراهانش با بالگرد رعایت نشده بود.
مرکز ارتباطات ستاد کل نیروهای مسلح روز چهارشنبه، ۳۱ مرداد، با رد گزارش فارس نوشت: «آنچه که در خبر ادعایی فارس در خصوص حضور دو نفر در بالگرد بر خلاف پروتکلهای امنیتی آمده و از آن به عنوان یکی از عوامل سقوط بالگرد که قدرت کشش کافی برای تنظیم ارتفاع پروازی نداشته، یاد شده است، از اساس کذب میباشد.»
در این بیانیه گفته شده است که آنچه در خبر خبرگزاری فارس آمده، مخدوش و از اعتبار ساقط است.
پیشتر مرکز ارتباطات ستاد کل نیروهای مسلح، به عنوان متولی و مسئول انتشار اخبار بررسی حادثه سقوط بالگرد حامل ابراهیم رئیسی، در دو بیانیه جداگانه تاکید کرده بود که «تمامی» پروتکلهای امنیتی در این پرواز رعایت شده بود.
مرکز ارتباطات ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در بیانیه خود از رسانهها خواسته است: «در انتشار اخبار دفاعی، امنیتی و انتظامی» هماهنگی لازم را با این مرکز به عمل آورند و «صحت را فدای سرعت نکنند».
ستاد کل نیروهای مسلح پیشتر نیز وعده داده بود که جزییات بیشتر و نتایج بررسیها درباره علت سقوط بالگرد حامل رییس سابق دولت در جمهوری اسلامی را منتشر خواهد کرد اما با گذشت سه ماه از این حادثه، هنوز هیچ اطلاعرسانی دقیقی درباره علل سقوط این بالگرد منتشر نشده است.
برخلاف گزارشهای رسمی قبلی، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه روز چهارشنبه ۳۱ مرداد نوشت در حادثه سقوط بالگرد رئیسی و همراهانش، دو مورد از «پروتکلهای لازم برای تشریفات و امنیت رییسجمهوری» رعایت نشده بود. فارس افزود وزن بالا و شرایط جوی بهعنوان دلایل سانحه شناسایی شدهاند.
این خبرگزاری به نقل از یک منبع آگاه که نامش را اعلام نکرد، نوشت بر پایه گزارشهای هواشناسی، به تیمهای پروازی رئیسی و همراهانش اعلام شده بود پرواز باید پیش از ساعت ۱۳ انجام شود.
او افزود: «هنگام شروع پرواز، تاخیری که به سبب دیدارهای رییسجمهوری پیش آمد، وضعیت هوایی را نامطلوب کرد و از طرف دیگر، وزن بالای بالگرد در فشار هوایی آن منطقه عامل مهمی در عدم توانایی خلبان برای کنترل بالگرد بوده است.»
بالگرد حامل رئیسی و تعدادی دیگر از مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی، از جمله حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه و محمدعلی آلهاشم، امام جمعه تبریز روز ۳۰ اردیبهشت در منطقه کوهستانی ورزقان در استان آذربایجان شرقی سقوط کرد و همه سرنشینان آن کشته شدند.
منبع امنیتی در ادامه مصاحبه خود با فارس گفت بالگرد حامل رئیسی دو نفر بیشتر از پروتکلهای امنیتی به همراه داشت و این موضوع عکسالعمل خلبان را در برابر شرایط نامناسب جوی تحت تاثیر قرار داد.
او اضافه کرد: «زمانی که خلبان توده مه را مشاهده کرده و خواسته بالگرد را در ارتفاع پروازی مناسب تنظیم کند، قدرت بالگرد کشش کافی را برای این اقدام نداشته و در محدودیت دید حاصل از مه، برخورد با کوه حادث شده است.»
اظهارات این منبع آگاه در حالی در رسانه وابسته به سپاه منتشر میشود که ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، به عنوان نهاد مسئول رسیدگی به پرونده سقوط بالگرد رئیسی، روز ۹ خرداد در گزارشی اعلام کرد «ظرفیت مجاز بالگرد» رعایت شده بود.
به گفته این نهاد نظامی، اشکالی در تعمیرات و نگهداری بالگرد رئیسی که قادر باشد این حادثه را رقم بزند، مشاهده نشده و احتمال وقوع انفجار ناشی از خرابکاری نیز در این رویداد منتفی است.
منبع امنیتی همچنین در گفتوگو با فارس خبر داد بالگردهای حامل رئیسی و همراهانش در آذربایجان شرقی از جیپساس برخوردار نبودند و لیدرهای پروازی در مسیر رفت و برگشت تغییر کردند که هر دوی این موارد در چارچوب پروتکلهای امنیتی بوده است.
او افزود: «این بالگردها به جهت اینکه عمده سامانههایشان از نوع مکانیکی بوده، اساسا امکان خرابکاری از نوع جَمر و هک سامانههای الکترونیکی نیز منتفی است.»
به گفته این منبع، حدود ۳۰ هزار نفر پس از کشته شدن رئیسی «مورد آنالیز امنیتی و اطلاعاتی» قرار گرفتند و یافتههای این بررسیها نشان میدهد «هیچ عامل مشکوکی» در این حادثه دخیل نبوده است.
روزنامه «جمهوری اسلامی» چاپ تهران، روز سوم خرداد به بررسی گمانهزنیها درباره احتمال وجود «توطئه خارجی» در کشته شدن رئیسی پرداخت.
این روزنامه نوشت «استقرار امکانات نظامی، اطلاعاتی و مخابراتی اسرائیل در جدار مرزی جمهوری آذربایجان، احتمال دست داشتن اسرائیل را در سقوط بالگرد رئیسی» پررنگ میکند.
«همبستگی جمهوریخواهان ایران» روز ۱۰ خرداد در بیانیهای روایت جمهوری اسلامی از سانحه هوایی برای رئیسی را «دارای ابهامات و تناقضات» دانست و اعلام کرد: «در صورت سقوط بالگرد رئیسی با دسیسه داخلی، خطر تشدید مناسبات مافیایی حکومت نگرانکننده است.»
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.