چهار کشور ترکیه، عربستان سعودی، مصر و پاکستان برای نخستینبار در قالب یک نشست امنیتی با بریتانیا، فرانسه و آلمان گفتوگو میکنند. این نشست در حالی برگزار میشود که حملات به کشتیها و زیرساختهای انرژی منطقه ادامه دارد و قیمت نفت به بالاترین سطح پنج ماه گذشته رسیده است.
اهمیت نشست استانبول تنها در گردهمآمدن هفت کشور نیست. این دیدار در ادامه ائتلافسازیهایی برگزار میشود که کشورهای منطقه در ماههای اخیر برای مقابله با تهدیدهای جمهوری اسلامی، بهویژه حملات حوثیها، پیش بردهاند. ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان، سه عضو پیمان دفاعی مکه، همگی در این نشست حاضرند و متعهد شدهاند برای دفاع از عربستان سعودی توان نظامی خود را به کار گیرند. مصر نیز کمک نظامی به ریاض را بررسی میکند. اکنون سه قدرت اروپایی با دغدغههای خود، بهویژه در حوزه انرژی، به این گفتوگوها میپیوندند. این پلتفرم میتواند به نوعی تقسیم کار در جنگ ایران بینجامد: سازوکاری موازی با فشار نظامی آمریکا و اسرائیل بر جمهوری اسلامی، که هدف نخست آن مهار حوثیهاست.
از رایزنیهای منطقهای تا همکاری دفاعی
پس از تهدید حوثیها در بابالمندب، ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان سعودی از ماه مارس رایزنیهای منظم داشتهاند و در رسانههای غربی به گروه «R4» شهرت یافتهاند. این چهار کشور بر مشارکت مستقیم دولتهای منطقه در حل بحرانها تاکید دارند و در ماههای گذشته درباره جنگ ایران، فلسطین و امنیت عربستان سعودی مواضع مشترکی اتخاذ کردهاند.
در کنار این رایزنیها، ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان همکاری دفاعی خود را نیز در قالب پیمان مکه گسترش دادهاند. براساس این پیمان، حمله مسلحانه خارجی به یکی از اعضا، حمله به هر سه کشور تلقی میشود. مقامهای سه کشور در ۳۱ اوت، برابر با ۹ شهریور، برای ایجاد دبیرخانه مشترک و گسترش همکاری دفاعی توافق کردند. کمیته دفاعی آنها در پنجم اکتبر، برابر با ۱۳ مهر، نیز تصمیم گرفت نیروها و امکانات نظامی توافقشده را برای استقرار سریع در عربستان سعودی فراهم کند.
همچنین چهار کشور «R4» در بیانیه ۱۱ اکتبر، برابر با ۱۹ مهر، حملات حوثیها به عربستان سعودی را محکوم کردند و از اقدامات مشروع ریاض برای مقابله با این تهدیدها حمایت کردند. همزمان، ترکیه تصویب پیمان مکه را در پارلمان پیگیری میکند و پارلمان مصر نیز قرار است دوشنبه ۲۶ اکتبر، برابر با ۹ آبان، درباره اعزام نیرو برای حمایت نظامی از عربستان سعودی تصمیم بگیرد. مصر عضو پیمان مکه نیست، اما احتمال پیوستنش به این پیمان جدی است.
با این حال، این کشورها همچنان بر حل دیپلماتیک جنگ ایران و آمریکا تاکید دارند و برخی از آنها گفتوگو با تهران را ادامه میدهند. آنان همزمان با تلاش برای جلوگیری از گسترش جنگ، به اقدام دفاعی مشترک برای مقابله با حملات حوثیها نزدیکتر میشوند؛ دو مسیری که افزون بر کمک به مهار بحران و بسترسازی برای آرایش امنیتی تازه در منطقه، ممکن است این کشورها را به باتلاق جنگ بکشاند و در سیاست داخلیشان نیز تنشآفرین شود.
مهار حوثیها؛ تقسیم کار در دو مسیر موازی
هدف اصلی عربستان سعودی از همکاری با ترکیه و پاکستان، حفاظت از زیرساختهاست. حملات حوثیها به مراکز اقتصادی و نظامی این کشور و ناامنی کشتیرانی در بابالمندب، افزون بر خسارتهای مستقیم، صادرات انرژی و برنامههای سرمایهگذاری ریاض را تحت فشار گذاشته است.
تقویت توان دفاعی عربستان سعودی میتواند بخشی از این آسیبپذیری را کاهش دهد. اما پیامد همکاریهای تازه ممکن است به حفاظت از تاسیسات سعودی محدود نماند. در شرایطی که دفاع عربستان سعودی در برابر این حملات به حمایت مستقیم آمریکا متکی است، مسئولیتپذیری بیشتر ترکیه و پاکستان و هماهنگی میان چهار کشور منطقهای میتواند این اتکا را کاهش دهد؛ تحولی که به واشینگتن امکان میدهد منابع و تمرکز بیشتری را بر جنگ ایران معطوف کند.
از این منظر، دو مسیر موازی شکل گرفته است: آمریکا و اسرائیل فشار نظامی مستقیم بر ایران را پی میگیرند، در حالی که کشورهای حاضر در استانبول برای مهار پیامدهای منطقهای جنگ همکاری میکنند. با این حال، این دو مسیر ائتلافی واحد نیستند؛ زیرا کشورهای یادشده، با وجود داشتن روابط سیاسی و امنیتی با آمریکا، از ورود به مناسبات مشترک با اسرائیل پرهیز میکنند و همین امر مانع یکپارچگی این دو رویکرد شده است.
در واقع همکاری این کشورها با واشینگتن الزاماً به معنای مشارکت در راهبرد اسرائیل نیست. آنها میتوانند با گسترش جنگ علیه ایران مخالف باشند و همزمان برای مهار تهدیدهای ناشی از جنگ، بهویژه حملات حوثیها، اقدام کنند. نتیجه عملی چنین سیاستی ممکن است نوعی تقسیم کار، حتی بدون توافق رسمی میان دو مجموعه آمریکا و اسرائيل و «R4» باشد.
ایران؛ اهرم فشار و خطر محدودشدن نفوذ
این آرایش برای ایران اهمیت ویژهای دارد. چرا که موفق بودن این همکاری و ابعاد نظامی یافتن این ائتلاف، اقدامی است علیه متحد تهران. اما حاکمیت ایران فعلا با تکیه بر موقعیت جغرافیایی خود در هرمز و حمایت از حوثیها، میکوشد هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا و کشورهای منطقه افزایش دهد. اما وعده داده است که اگر اقدامی علیه منافعاش صورت بگیرد پاسخ خواهد داد.
تهران در کنار حفظ این اهرمها، از مسیر دیپلماتیک برای تبدیل آنها به امتیاز استفاده میکند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، از انتقال پیشنهاد هفتروزهای از طریق قطر برای بازگشت تردد عادی کشتیها در هرمز خبر داده و اجرای آن را مشروط به فراهمشدن شرایط مورد نظر تهران کرده است. او درباره یمن نیز از آمادگی [حکومت] ایران برای میانجیگری میان عربستان سعودی و انصارالله سخن گفته، درحالیکه فرمانپذیری مستقیم حوثیها از تهران را رد کرده است.
این دو موضع نشان میدهند تهران میخواهد امکان تبدیل فشار منطقهای به امتیاز سیاسی را حفظ کند. ادامه این فشار اما میتواند نتیجه دیگری نیز داشته باشد. دولتهایی که با حملات به زیرساختها و اختلال در مسیرهای دریایی روبهرو هستند، برای کاهش آسیبپذیری خود به همکاری دفاعی نزدیکتر میشوند و این امکان رویارویی با ایران را نیز ممکن است فراهم کند.
نکته تعیینکننده آن است که کاهش اثر فشار منطقهای لزوماً به شکست نظامی نیروهای همپیمان [حکومت] ایران نیاز ندارد. اگر عربستان سعودی با کمک شرکای جدید از زیرساختهای خود بهتر حفاظت کند و تهدید کشتیرانی در بابالمندب کاهش یابد، بخشی از قدرت چانهزنی تهران محدود خواهد شد. اهرم هرمز اما از این همکاریها اثر مستقیمی نمیپذیرد و همچنان در اختیار تهران باقی میماند، اما لرزانتر از همیشه خواهد بود. البته این موضوع تابع واکنش تهران به اقدامات کشورهای حاضر در این پلتفرم است.
البته انصارالله بازیگری با مطالبات مستقل است و پایان جنگ یمن به توافقی جدا نیاز خواهد داشت. تداوم تماسهای ترکیه، پاکستان و مصر با تهران نیز نشان میدهد این دولتها همچنان نقش جمهوری اسلامی را در کاهش تنش ضروری میدانند، هرچند که خبرگزاری آناتولی گزارش داده که فرمانده ارتش پاکستان از تهران خواسته برای توقف حملات حوثیها به زیرساختهای عربستان سعودی از نفوذ خود استفاده کند.
اروپا و آینده نظم امنیتی منطقه
حضور بریتانیا، فرانسه و آلمان بُعد تازهای به این همکاری میدهد. دلیل حضور این کشورها در این پلتفرم، به دلیل نگرانی آنها از پیامدهای گستردهتر جنگ، اختلال کشتیرانی در تنگه هرمز و مهمتر از همه تامین انرژی است. آنها با هدف کمرنگ کردن این نگرانیها به کشورهای «R4» میپیوندند اما حضورشان عملا نقش ناتو در منطقه را پررنگتر خواهد کرد و امکان گسترش ابعاد نظامی حضورشان دور از انتظار نیست.
برای ترکیه، میزبانی نشست فرصتی برای تقویت جایگاه خود در دیپلماسی منطقهای است. عربستان سعودی نیز میتواند حمایت دفاعی شرکای منطقهای را با رایزنیهای گستردهتر اروپایی همراه کند. کشورهای اروپایی هم با دولتهایی گفتوگو میکنند که با آمریکا همکاری دارند و در عین حال به تهران دسترسی سیاسی دارند و در عین حال میتوانند به تهران نشان دهند که مقابلش ایستادهاند.
استمرار گفتوگوهای اروپاییها با گروه «R4» میتواند ساختاری چندلایه پدید آورد که همکاری سیاسی چهار کشور منطقهای، تعهدات دفاعی سه عضو آن و هماهنگی دیپلماتیک با اروپا را پیوند دهد. این ساختار اگرچه جایگزین فوری حضور آمریکا نخواهد بود و الزاماً با راهبرد اسرائیل نیز همراه نمیشود، اما به کشورهای منطقه سهم بیشتری در مدیریت بحرانها میدهد؛ نقشی که رییسجمهوری ترکیه بهشدت دنبال میکند.
از این منظر، نشست استانبول نشانهای از شکلگیری احتمالِ تقسیم کاری میان دو مسیر موازی است: فشار نظامی آمریکا و اسرائیل بر ایران در یک مسیر، و تلاش کشورهای منطقه با مشارکت اروپا برای مهار بازوهای تهران در مسیر دیگر. این همکاریها گرچه میتواند به کاهش تنش کمک کند، همزمان خطر گسترش جنگ را نیز در پی دارد؛ نگرانیِ مشترکی که همه طرفها را در انجام اقدام نظامی جدی محتاط کرده است.