واردات نفت چین که در آمارهای گمرکی به نام مالزی ثبت میشود، همزمان با سقوط صادرات نفت ایران در پی محاصره دریایی آمریکا بهشدت کاهش یافته است؛ موضوعی که نشان میدهد ایران تا چه اندازه برای فروش نفت خام به بزرگترین مشتری خود، به تغییر نام کشور مبدأ محمولهها متکی بوده است.
چین در ماه سپتامبر روزانه تنها ۲۷۶ هزار بشکه نفت با مبدأ ثبتشده مالزی وارد کرد؛ رقمی که در مقایسه با میانگین نزدیک به یک میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۲۵، کاهش چشمگیری نشان میدهد.
این رقم در برخی ماههای گذشته به دو میلیون بشکه در روز نیز رسیده بود؛ میزانی معادل حدود چهار برابر کل تولید نفت مالزی.
بخش بزرگی از این اختلاف ممکن است مربوط به نفتی باشد که از ایران صادر شده، اما گمرک چین مبدأ آن را مالزی ثبت کرده است. نفت تحریمشده سایر تولیدکنندگان و صادرات واقعی نفت مالزی نیز در این آمار نقش داشتهاند.
مقامهای گمرکی چین از سال ۲۰۲۰ تاکنون، واردات ماهانه نفت از ایران را همواره صفر گزارش کردهاند. با این حال، برآورد شرکتهای ردیابی نفتکشها نشان میدهد ایران در سال گذشته بهطور میانگین روزانه حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه نفت به چین تحویل داده است.
تحریمها و محاصره دریایی
شرکت کپلر پیشتر به ایراناینترنشنال گفته بود که بیشتر نفت صادراتی ایران به چین به نام نفت مالزی ثبت میشود، در حالی که مبدأ برخی محمولهها عراق، عمان و حتی امارات متحده عربی اعلام میشود. شرکت تنکرترکرز نیز این رویه را مستند کرده است.
همزمان با تشدید تحریمهای آمریکا و محدود شدن صادرات نفت ایران در اثر محاصره دریایی، روند کاهش واردات ثبتشده چین از مالزی نیز شتاب گرفته است.
دادههای کپلر که در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفته، نشان میدهد ایران از ژانویه تا مه سال جاری، روزانه بیش از یک میلیون و ۵۵۰ هزار بشکه نفت به چین تحویل داده است. این میانگین از ژوئن تا سپتامبر به کمتر از نصف کاهش یافت.
تا اواسط اکتبر، حجم نفت ایران که در خارج از محدوده محاصره دریایی آمریکا روی آب قرار داشت، به صفر رسید.
اگر روند کنونی ادامه یابد، واردات نفت چین با مبدأ ثبتشده مالزی ممکن است به پایینترین سطح خود در چند سال اخیر برسد و حتی در همین ماه یا ماه آینده، به سطح سال ۲۰۱۷، یعنی تنها ۱۳۰ هزار بشکه در روز، نزدیک شود.
تامینکنندگان جایگزین
در حالی که صادرات نفت ایران سقوط کرده، دادههای ردیابی نفتکشها نشان میدهد مجموع صادرات نفت خاورمیانه به سطح پیش از جنگ بازگشته و حتی از آن فراتر رفته است.
روزنامه والاستریت ژورنال با استناد به دادههای کپلر گزارش داده است که صادرات نفت و فرآوردههای نفتی منطقه به ۲۴ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی بالاتر از سطح ثبتشده پیش از جنگ.
پیش از جنگ، بیش از ۸۰ درصد نفتی که از تنگه هرمز عبور میکرد، راهی بازارهای آسیایی میشد و چین بزرگترین خریدار آن بود.
دادههای گمرک چین نشان میدهد این کشور در ماه سپتامبر بهطور میانگین روزانه دو میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه نفت از عمان، امارات متحده عربی، قطر، عربستان سعودی و عراق وارد کرده است؛ در حالی که این رقم در ماه مه کمتر از دو میلیون بشکه در روز بود.
با این حال، این میزان همچنان پایینتر از سطح پیش از جنگ در ماه فوریه باقی ماند؛ زمانی که مجموع واردات چین از این پنج کشور از سه میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه در روز فراتر میرفت.
این آمار همچنین نشاندهنده تغییر گستردهتری در الگوی خرید نفت چین پس از آغاز جنگ است. با جهش قیمتهای جهانی، چین در مقطعی مجموع واردات نفت خام خود را حدود ۳۰ درصد کاهش داد و در عوض از ذخایر راهبردی نفت خود استفاده کرد.
از این منظر، چین نقش مهمی در جذب شوک ناشی از اختلال عرضه ایفا کرد و به جلوگیری از افزایش شدیدتر قیمت جهانی نفت کمک کرد.
پیش از جنگ، چین روزانه حدود ۱۱ میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه نفت خام وارد میکرد. پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و اختلال در رفتوآمد کشتیها از تنگه هرمز، واردات نفت این کشور به حدود هشت میلیون بشکه در روز کاهش یافت، اما در دوره اخیر دوباره افزایش پیدا کرد و از ۹ میلیون بشکه در روز فراتر رفت.
این تغییر نشان میدهد چین بهطور فزایندهای در حال جایگزین کردن نفت ازدسترفته ایران با نفت سایر تولیدکنندگان خاورمیانه است. ناپدید شدن واردات نفت «مالزیایی» چین نیز نشانه دیگری از آن است که محاصره دریایی تا چه اندازه دسترسی ایران به مهمترین بازار صادرات نفت خود را محدود کرده است.
عکس آرشیوی از کامیونهای حمل گاز مایع در تاسیسات شرکت فرگاز اینترنشنال در ایران
صادرات گاز مایع ایران از زمان آغاز محاصره دریایی آمریکا در اواسط ژوئیه بهشدت سقوط کرده و تهران را ناچار ساخته است برای میلیونها تن پروپان و بوتان که در شرایط عادی به خارج صادر میشد، مصارف داخلی پیدا کند.
رویترز بهنقل از منابع آگاه و دادههای حملونقل دریایی گزارش داده است که ایران از زمان آغاز محاصره تاکنون، تنها چهار میلیون و ۱۰۰ هزار بشکه گاز مایع (LPG)، معادل حدود ۳۵۰ هزار تن، صادر کرده است.
دادههای شرکتهای کپلر و ورتکسا که در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفته، نشان میدهد صادرات ایران در دوره مشابه سال گذشته حدود ۳۰ میلیون بشکه، معادل دو میلیون و ۶۰۰ هزار تن، بوده است.
برآوردهای ورتکسا و کپلر نشان میدهد ایران در سال ۲۰۲۵ بین ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تا ۱۱ میلیون تن گاز مایع به ارزش بیش از پنج میلیارد دلار صادر کرده است.
آمارهای اتاق بازرگانی ایران نیز نشان میدهد در سال مالی ایران که ۲۰ مارس ۲۰۲۶ به پایان رسید، ۹ میلیون تن پروپان و بوتان به ارزش چهار میلیارد و ۳۵۰ میلیون دلار صادر شده است.
این آمارها دورههای زمانی متفاوتی را پوشش میدهند و ممکن است تفاوت در روشهای محاسبه نیز بر آنها تاثیر گذاشته باشد، اما هر دو مجموعه داده ابعاد صادرات گاز مایع ایران پیش از جنگ را نشان میدهند.
سندی از شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران که سال گذشته به دست ایراناینترنشنال رسید، نشان میدهد پالایشگاههای نفت کشور حدود دو میلیون و ۴۰۰ هزار تن گاز مایع تولید کردهاند که نیمی از آن در داخل مصرف و نیم دیگر صادر شده است.
تاسیسات فرآورش گاز پارس جنوبی، که به بزرگترین میدان گازی ایران خدمات میدهند، حدود هفت میلیون تن گاز مایع تولید کردهاند و مابقی تولید نیز از سایر تاسیسات گازی و مجتمعهای پتروشیمی، عمدتا در عسلویه و ماهشهر، تامین شده است.
در مجموع، ایران سال گذشته حدود ۱۳ میلیون تن گاز مایع تولید کرد که نزدیک به ۸۰ درصد آن صادر شد. در شرایط عادی، تقاضای داخلی برای گاز مایع کمتر از دو میلیون تن در سال است.
ایران پس از توقف صادرات نفت، تولید نفت خام خود را کاهش داده است. بر اساس برآوردهای سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک، تولید روزانه نفت ایران از حدود سه میلیون و ۲۶۰ هزار بشکه در سال ۲۰۲۵ به یک میلیون و ۹۶۰ هزار بشکه در سپتامبر کاهش یافته است؛ کاهشی حدود ۴۰ درصدی.
جنگ همچنین دیگر منابع اصلی تولید گاز مایع ایران را تحت تاثیر قرار داده است. اسرائیل واحدهای فرآورش گاز در پارس جنوبی و همچنین مجتمعهای پتروشیمی در عسلویه و ماهشهر را هدف حمله قرار داده است.
مقامهای ایرانی میگویند کاهش اولیه تولید گاز پارس جنوبی به میزان ۲۳۰ میلیون مترمکعب، با بازگشت واحدهای آسیبدیده به مدار تولید، اکنون به حدود ۱۰۰ تا ۱۳۰ میلیون مترمکعب کاهش یافته است.
رییس شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران نیز میگوید حدود ۶۰ درصد واحدهای پتروشیمی آسیبدیده بازسازی شده و به مدار تولید بازگشتهاند.
بر اساس این آمار، ممکن است تولید گاز مایع ایران از زمان آغاز جنگ حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد کاهش یافته و تولید سالانه آن به حدود ۱۰ میلیون تن رسیده باشد؛ رقمی قابل مقایسه با سطح تولید در سال ۲۰۲۰.
با این حال، کاهش تولید بسیار کمتر از افت صادرات بوده و این وضعیت میتواند ایران را با میلیونها تن گاز مایع مازاد روبهرو کرده باشد.
درسهایی از سال ۲۰۲۰
ایران در سال ۲۰۲۰، در اوج تحریمهای آمریکا، با مشکلی مشابه، هرچند خفیفتر، مواجه شده بود.
دادههای کپلر و ورتکسا نشان میدهد صادرات گاز مایع ایران در آن سال کمتر از نصف میزان صادرات سال گذشته بود. در همین حال، آمارهای رسمی ایران حاکی از آن است که مصرف داخلی حدود دو و نیم برابر افزایش یافت و به حدود پنج میلیون تن، معادل تقریبا نیمی از تولید، رسید.
با وجود این، ایران همچنان به صادرات گاز مایع ادامه داد و در سال ۲۰۲۰ حدود چهار میلیون و ۴۰۰ هزار تن و در سال ۲۰۲۱ حدود پنج میلیون و ۸۰۰ هزار تن از این محصول را صادر کرد.
اکنون که صادرات دریایی گاز مایع بهشدت محدود شده است، تهران ممکن است بار دیگر بخش بیشتری از پروپان و بوتان تولیدی را به مصرف داخلی اختصاص دهد؛ از جمله از طریق تزریق محدود به شبکه سراسری گاز یا استفاده از آن بهعنوان سوخت در صنایع و نیروگاههایی که تجهیزات لازم برای مصرف گاز مایع را دارند.
این اقدام میتواند به کاهش کمبودهای مکرر گاز در فصل زمستان در ایران کمک کند و نیاز به سوزاندن نفت کوره یا مازوت در نیروگاهها و واحدهای صنعتی را کاهش دهد؛ سوختی که یکی از منابع اصلی آلودگی هوا به شمار میرود.
با این حال، ظرفیت ایران برای جذب گاز مایع مازاد در داخل کشور محدود است. جایگزینی گاز مایع با دیگر سوختها به محدودیتهای فنی، زیرساختهای موجود و میزان تقاضای داخلی بستگی دارد.
حتی اگر بخشی از گاز مایع مازاد به مصرف داخلی اختصاص یابد، تداوم طولانیمدت محاصره دریایی میتواند ایران را از درآمد صادرات گاز مایع محروم کند؛ تجارتی که پیش از جنگ سالانه حدود پنج میلیارد دلار ارزش داشت. این زیان، به کاهش بسیار بزرگتر درآمدهای صادرات نفت ایران افزوده خواهد شد.
دو پژوهشگر آمریکایی با بررسی تصاویر ماهوارهای اعلام کردند عربستان سعودی ظاهرا در حال گسترش کارخانه تولید موشکهای بالستیک است؛ اقدامی که میتواند به ساخت موشکهای سوخت جامد با برد بیشتر یا توان حمل محمولههای سنگینتر منجر شود.
خبرگزاری رویترز جمعه اول آبان گزارش داد افزایش توان موشکی عربستان سعودی ممکن است قدرت بازدارندگی این کشور در برابر حملات جمهوری اسلامی را تقویت کند و وابستگی نظامی ریاض را کاهش دهد.
این تحول همچنین بر درگیری ریاض با حوثیهای مورد حمایت تهران در یمن تاثیرگذار خواهد بود.
بهگزارش رویترز، توسعه این تسلیحات در عین حال میتواند رقابت موشکی در منطقه را تشدید کند و به مخالفتها با توافق همکاری هستهای غیرنظامی آمریکا و عربستان سعودی دامن بزند.
تصاویر شرکت آمریکایی پلنت لبز از مجموعه «الدوادمی» حدود ۲۰۰ کیلومتری غرب ریاض، بین آوریل ۲۰۲۵ و سپتامبر ۲۰۲۶ ثبت شدهاند.
تصویر ماهوارهای از سایت الدوادمی، ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
سام لیر و مایکل دویتسمن، پژوهشگران موسسه تحقیقات سیاست خارجی آمریکا، با بررسی آنها دریافتند تاسیسات تازهای برای تولید سوخت جامد موشک در این مجموعه در دست ساخت است.
براساس ارزیابی این دو پژوهشگر، یکی از ساختمانهای جدید دارای حوضچههای ریختهگری است؛ جایی که ترکیبات سوخت در محفظه موتور موشک ریخته میشوند و سپس سفت میشوند. این ساختمان دستکم دو برابر محل کنونی ریختهگری سوخت وسعت دارد.
دیوارهای محافظ دو طرف آن نیز ظاهرا برای جلوگیری از آسیب انفجارهای احتمالی به ساختمانهای اطراف ساخته شدهاند و تا حدودی به نمونههای موجود در تاسیسات موشکی ایران و آمریکا شباهت دارند.
ساختمان دیگری هم ممکن است برای نگهداری مواد اولیه سوخت یا قطعات آماده موشک به کار رود.
تصاویر نشان میدهند توسعه این مجموعه از آوریل ۲۰۲۵ آغاز شده و احتمال میرود تاسیسات از اواخر سال ۲۰۲۶ آماده تولید موشک شود.
ریاض از زمان آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، به درگیریهای منطقهای کشیده شده است.
در هفتههای اخیر، حملات حوثیها به زیرساختهای عربستان سعودی، از جمله تاسیسات نفتی و فرودگاهها، نگرانیها درباره گسترش دامنه درگیریها در منطقه را افزایش داده است.
رویترز در ادامه نوشت موشکهای سوخت جامد در مقایسه با انواع سوخت مایع، مدت بیشتری قابلیت نگهداری دارند و سریعتر برای شلیک آماده میشوند؛ ویژگیهایی که آنها را برای نیروهای مسلح جذابتر میکند.
لیر و دویتسمن همراه با کارشناسان موسسه بینالمللی مطالعات راهبردی لندن و موسسه پژوهشی سیانای به رویترز گفتند ترکیب زرادخانه عربستان سعودی و ویژگیهای کارخانه الدوادمی، احتمال استفاده از فناوری چینی در این مجموعه را تقویت میکند.
بر اساس برآورد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) که در سال ۱۹۹۱ از طبقهبندی خارج شد، ریاض در سال ۱۹۸۷ حدود ۴۰ موشک بالستیک سوخت مایع «دیاف-۳» را مخفیانه از چین خرید. عربستان در آوریل ۲۰۱۴ برای نخستین بار دو فروند از آنها را در رژهای نظامی به نمایش گذاشت.
پژوهشگران همچنین با بررسی تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی، بقایایی را در یمن شناسایی کردهاند که به باور آنها متعلق به موشک «دیاف-۱۵» با طراحی چینی و شلیکشده از سوی عربستان سعودی است.
لیر گفت عربستان سعودی ممکن است اکنون در حال تولید موشک سوخت جامد دیاف-۱۵ باشد و گسترش مجموعه الدوادمی نیز احتمالا با هدف ساخت موشک دوربردتر «دیاف-۲۱»یا نمونهای مشابه آن صورت میگیرد.
به باور کارشناسان، محدودیتهای دیرینه آمریکا بر صادرات سامانههای موشکی دوربرد از دلایل روی آوردن ریاض به پکن است.
۲۶ شهریور، خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد ذخایر موشکهای رهگیر عربستان سعودی رو به کاهش است و ریاض برای تقویت پدافند هوایی خود در برابر حملات حوثیها، از فرانسه، بریتانیا، پاکستان و مصر درخواست کمک کرده است.
ساشا بروخمان، پژوهشگر موسسه بینالمللی مطالعات راهبردی، گفت موشکهای دوربرد به ریاض امکان میدهند بدون فرستادن جنگندههای اف-۱۵ ساخت آمریکا به حریم پدافند هوایی جمهوری اسلامی، مواضعی را در ایران هدف قرار دهد.
او تاکید کرد در شرایطی که تهران با موشکها و پهپادهای خود میتواند نقاط مختلف عربستان سعودی را هدف بگیرد، توسعه توان موشکی به ریاض کمک میکند بخشی از شکاف نظامی میان دو طرف را کاهش دهد.
دکر ایولت، تحلیلگر سیانای، گفت تلاش برای تقویت زرادخانههای تهاجمی و دفاعی تنها به ریاض محدود نیست و روندی مشابه در امارات متحده عربی و ترکیه دیده میشود.
رویترز نوشت در آمریکا، این برنامه ممکن است مخالفت نمایندگان هر دو حزب کنگره با توافق هستهای واشینگتن و ریاض را افزایش دهد؛ توافقی که طبق آن آمریکا به عربستان سعودی برای ایجاد ظرفیت غنیسازی اورانیوم با هدف تولید برق کمک خواهد کرد.
منتقدان میگویند سازوکارهای نظارتی برای جلوگیری از ساخت مخفیانه سلاح هستهای کافی نیست، اما عربستان سعودی داشتن چنین برنامهای را رد کرده است.
روزنامه واشینگتنپست چهارم مهر گزارش داد نهادهای اطلاعاتی آمریکا بر این باورند که ریاض گزینه توسعه برنامه تسلیحات هستهای را کنار نگذاشته است.
مایک والتز در واکنش به پوشش خبری ایراناینترنشنال از گزارش فایننشال تایمز با عنوان «آمریکا برای رویارویی طولانیمدت با ایران آماده است»، گفت: «من هرگز چنین چیزی نگفتهام. این اظهارات ساختگی است.»
او روزنامه فایننشالتایمز را متهم کرد که اظهاراتش را در گزارش و پادکست خود نادرست بازتاب داده و خواستار اصلاح آن شد.
بر اساس متن گفتوگویی که والتز منتشر کرد، او گفته بود نیروی دریایی آمریکا میتواند محاصره دریایی را تا آیندهای قابل پیشبینی ادامه دهد.
وقتی از او پرسیده شد آیا ممکن است وضعیت تا یک سال دیگر هم تا حد زیادی بدون تغییر باقی بماند، پاسخ داد: «نمیخواهم درباره سناریوهای فرضی اظهارنظر کنم.»
در ادامه، هنگامی که از او پرسیده شد اگر ایران چنین نکند، چه اتفاقی خواهد افتاد، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد، گفت تصمیمگیری درباره مدت ادامه محاصره و پیگیری مسیر دیپلماسی بر عهده دونالد ترامپ است.
فایننشالتایمز جمعه اول آبان نوشت دولت دونالد ترامپ احتمال میدهد حتی یک سال دیگر نیز نه توافقی درباره برنامه هستهای ایران حاصل شده باشد و نه تردد کشتیها در تنگه هرمز به سطح پیش از جنگ بازگشته باشد.
بهنوشته این روزنامه والتز گفته بود نمیخواهد درباره چنین سناریویی گمانهزنی کند، اما «رییسجمهوری و نیروی دریایی آمریکا میتوانند این محاصره را در آینده قابل پیشبینی حفظ کنند.»
او همچنین گفت کارزار فشار اقتصادی علیه تهران در حال تشدید است.
محاصره بنادر ایران، رفتوآمد کشتیها و صادرات نفت را محدود کرده است. همزمان، تهران عبور از تنگه هرمز را به بخشی از رویارویی با واشینگتن تبدیل کرده و بازگشایی آن را به توقف محاصره مشروط کرده است.
والاستریت ژورنال جمعه اول آبان گزارش داد جمهوری اسلامی هشدار داده است در صورت آغاز دور تازه حملات آمریکا و اسرائیل، علاوه بر پایگاهها و ناوهای آمریکایی، فرودگاهها، خطوط لوله نفت و دیگر اهداف غیرنظامی کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار خواهد داد.
نیویورکتایمز ۳۰ مهر گزارش داد ارتشهای آمریکا و اسرائیل طرحهایی برای حملات تازه به ایران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا آماده کردهاند.
والتز گفت آمریکا زمانی به اهداف راهبردی خود میرسد که مواد هستهای با غنای بالای ایران تعیین تکلیف شود و تهران درباره غنیسازی در داخل کشور به توافقی «معنادار» برسد.
به نوشته فایننشالتایمز، واشینگتن بازگشت کشتیرانی در تنگه هرمز به سطح پیش از جنگ را نیز از اهداف خود میداند.
این موضع در حالی مطرح شده که جنگ به ماه نهم نزدیک میشود؛ با آنکه ترامپ در آغاز گفته بود عملیات چهار تا پنج هفته طول میکشد.
جنگ ایران قیمت سوخت را بالا برده و به کمبود کود شیمیایی و دیگر کالاها دامن زده است.
افزایش هزینههای زندگی نیز در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا در سهشنبه ۱۲ آبان، برای دولت ترامپ هزینه سیاسی داشته است.
والتز از تصمیم ترامپ برای مجاز کردن فروش گازوئیل روسیه دفاع کرد و گفت این اقدام بهمنظور جبران کمبود جهانی فرآوردههای پالایششده، از جمله سوخت مورد نیاز هوانوردی و کشاورزی، ضروری است.
او همچنین گفت این درآمد میتواند روسیه را به مذاکره برای پایان دادن به جنگ اوکراین ترغیب کند.
فایننشالتایمز نوشت ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در روزهای اخیر تهدید کردهاند پس از انتخابات میاندورهای آمریکا حملات تازهای علیه ایران انجام دهند.
گزارشهایی درباره آمادهسازی زمینه حمله دوباره به ایران منتشر شده، اما تصمیم نهایی ترامپ همچنان روشن نیست.
والتز پیشتر مشاور امنیت ملی ترامپ بود و سال گذشته پس از انتشار گفتوگویی درباره عملیات نظامی حساس در پیامرسان سیگنال، از این سمت برکنار شد.
او اکنون معتقد است دولت آمریکا با تشدید تحریمها و تداوم محاصره میکوشد تهران را به دادن امتیاز هستهای وادار کند.
محاصره دریایی نیز بر اساس یک گزارش تازه، صادرات نفت ایران را بهشدت محدود کرده است.
جمهوری اسلامی هشدار داده است در صورت آغاز دور تازه حملات آمریکا و اسرائیل، علاوه بر پایگاهها و ناوهای آمریکایی، فرودگاهها، خطوط لوله نفت و دیگر اهداف غیرنظامی کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار خواهد داد.
والاستریت ژورنال جمعه اول آبان گزارش داد این هشدارها که هم بهصورت علنی و هم از طریق پیامهای دیپلماتیک خصوصی مطرح شدهاند، با هدف بازداشتن طرف مقابل از هرگونه حمله بیان شدهاند.
با این حال، این روزنامه نوشت این هشدارها از تهدیدی واقعی حکایت دارند، زیرا جمهوری اسلامی همچنان ذخایر قابل توجهی از موشکها و پهپادها و توانایی استفاده از آنها را در اختیار دارد.
برآورد تحلیلگران نشان میدهد جمهوری اسلامی صدها تا هزاران موشک بالستیک در اختیار دارد. مقامهای آمریکایی و منطقهای نیز معتقدند تهران تولید محدود موشکهای بالستیک را با استفاده از قطعات ذخیرهشده و در تاسیسات زیرزمینی از سر گرفته است.
در مرحله آغازین جنگ، حملات جمهوری اسلامی خسارت قابل توجهی به پایگاههای هوایی و سفارتخانههای آمریکا و مقر ناوگان پنجم این کشور در بحرین وارد کرد. تاسیسات انرژی و صنعتی امارات متحده عربی، یک مجتمع بزرگ گازی در قطر و فرودگاههایی در دبی، کویت و بحرین نیز هدف قرار گرفتند.
نیویورکتایمز ۳۰ مهر گزارش داد ارتشهای آمریکا و اسرائیل طرحهایی برای حملات تازه به ایران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا آماده کردهاند.
بر اساس این گزارش، استقرار کامل نیروها و تجهیزات مورد نظر آمریکا، شامل سه ناو هواپیمابر، هزاران تفنگدار دریایی، جنگندهها و نیروهای عملیات ویژه، تا اوایل نوامبر تکمیل خواهد شد.
توان موشکی و خطر دور تازه درگیری
تهران هشدار داده است در صورت آغاز دور تازه درگیری، در پی تحمیل هزینه بیشتری خواهد بود. این تهدیدها در شرایطی مطرح میشوند که ذخایر موشکهای رهگیر پدافندی آمریکا و ارتشهای عربی برای مقابله با حملات کاهش یافته و ذخایر رهگیرهای اسرائیل نیز تحت فشار قرار گرفته است.
با این حال، زرادخانه موشکی و پرتابگرهای ایران در حملات آمریکا و اسرائیل آسیب دیدند. پنتاگون در شهریور اعلام کرد آمریکا تا ۹۰ درصد از زیرساخت صنعت پهپادی، موشکهای بالستیک و دریایی ایران را نابود کرده و توان جمهوری اسلامی برای ادامه یک درگیری طولانی را محدود کرده است.
سینا طوسی، کارشناس ایران در مرکز سیاست بینالملل در واشینگتن، گفت اکنون در تهران این دیدگاه غالب است که بازدارندگی مستلزم «تحمیل هزینههای فوری، مستمر و قابل توجه» به طرفهای مقابل است.
حوثیهای یمن نیز با بهرهگیری از آموزش و فناوری ایران، پالایشگاههای عربستان سعودی را هدف قرار داده و با حملات موشکی و پهپادی دوربرد، تردد هوایی به ریاض را متوقف کردهاند.
پهپادهای شلیکشده از عراق نیز خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی را برای چند روز از کار انداختند.
در حالی که مذاکرات برای پایان دادن به جنگ ماههاست متوقف شده، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هشدار داده است واشینگتن ممکن است پس از انتخابات میاندورهای ۱۲ آبان به ایران حمله کند.
سومین گروه ضربت ناو هواپیمابر آمریکا و یک واحد اعزامی دیگر تفنگداران دریایی این کشور در راه خاورمیانهاند. کشورهای خلیج فارس نیز با توجه به تهدیدها و توقف دیپلماسی، تشدید درگیری را محتمل میدانند.
همزمان، واشینگتن برای دور کردن شماری از نیروهای نظامی و کارکنان دیپلماتیک خود از مناطق در معرض خطر اقدام کرده است.
بخشی از نیروهای آمریکایی از پایگاههای منطقه جابهجا شدهاند و وزارت خارجه آمریکا نیز به دلیل تهدید حوثیها، به کارکنان غیرضروری دولت و اعضای خانوادههای آنان دستور داده است عربستان سعودی را ترک کنند.
تهدید به گسترش حملات در منطقه
افراد مطلع به والاستریت ژورنال گفتند مقامهای جمهوری اسلامی به میانجیها اطلاع دادهاند در صورت حملات تازه آمریکا، دامنه حملات را در کشورهای حاشیه خلیج فارس گسترش خواهند داد و داراییهای اقتصادی را نیز هدف قرار خواهند داد.
بر اساس این گزارش، مقامهای جمهوری اسلامی همچنین گفتهاند نیروهای آمریکایی را با شدت بیشتری هدف قرار خواهند داد و ممکن است برای غرق کردن ناوهای جنگی آمریکا در خاورمیانه و کشتن خدمه آنها تلاش کنند.
یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، ۲۹ مهر گفت جمهوری اسلامی میتواند کابلهای زیردریایی اینترنت در تنگه هرمز را قطع کند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز در یادداشتی در فایننشال تایمز هشدار داد حملات تازه «جان غیرنظامیان، رفاه همه کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی را در معرض خطر جدی قرار خواهد داد».
در مقابل، کارشناسان درباره هزینه چنین حملاتی برای خود جمهوری اسلامی هشدار دادهاند.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن، گفت تهران توان وارد کردن خسارت عمده به زیرساختهای انرژی و اینترنت منطقه را دارد، اما در صورت انجام چنین حملاتی احتمالا زیرساختهای خود را در حملات متقابل از دست خواهد داد.
ولی نصر، مشاور ارشد سابق وزارت خارجه آمریکا، نیز گفت تهدیدهای جمهوری اسلامی را میتوان بلوف دانست، اما تهران در طول جنگ طرف مقابل را غافلگیر کرده است و باید در کماهمیت دانستن این تهدیدها احتیاط کرد.
هاآرتص در تحلیلی مینویسد نگرانی کشورهای خلیج فارس از حملات دوباره جمهوری اسلامی و کاهش اعتماد به حمایت آمریکا، ممکن است آنها را به توافق امنیتی با تهران سوق دهد؛ نتیجهای برخلاف هدف واشینگتن و اسرائیل از افزایش فشار نظامی بر ایران.
تسوی برئل، تحلیلگر این روزنامه، در مطلبی به تاریخ ۲۳ اکتبر، اول آبان، استدلال میکند که کشورهای منطقه، با کاهش ذخایر موشکهای رهگیر و نگرانی از آسیبپذیری زیرساختهایشان، تمایلی به پیوستن به جنگ تازه ندارند. به باور او، این وضعیت میتواند زمینه گفتوگو با حکومت ایران را تقویت کند.
این تحلیل در آستانه نشست وزیران خارجه ترکیه، مصر، پاکستان، عربستان سعودی، بریتانیا، فرانسه و آلمان در استانبول منتشر شده است؛ نشستی که به دعوت هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، برگزار میشود.
نشست استانبول به دنبال راهی دیپلماتیک است به نوشته هاآرتص، موضوعات نشست از تنگه هرمز، ایران و حوثیها تا غزه و جنگ اوکراین را در بر میگیرد، اما هدف گستردهتر آن، شکل دادن به نوعی هماهنگی دیپلماتیک غیررسمی میان کشورهای منطقه و قدرتهای اروپایی است.
برئل مینویسد این کشورها میخواهند اختلافهای خود با سیاستهای آمریکا و اسرائیل را مشخص کنند و راهحلهایی ارائه دهند که برای واشینگتن و تهران پذیرفتنی باشد؛ هرچند هنوز برنامه اجرایی مفصلی مطرح نشده است.
یک منبع دیپلماتیک ترکیه به هاآرتص گفته است جنگ با ایران در شرایط کنونی «پروژه شخصی نتانیاهو و ترامپ» تلقی میشود که با انگیزههای سیاسی پیش میرود. این منبع هشدار داده است که چنین جنگی میتواند به درگیری منطقهای مهارنشدنی تبدیل شود.
تردید در حمایت آمریکا، محاسبات امنیتی منطقه را تغییر داده است محور اصلی تحلیل هاآرتص، کاهش اعتماد کشورهای منطقه به نقش آمریکا بهعنوان ضامن امنیت آنهاست. برئل استدلال میکند پایگاههای آمریکایی، برخلاف انتظار میزبانانشان، نتوانستهاند سپری در برابر حملات حکومت ایران ایجاد کنند و حضورشان به توجیهی برای حمله تهران به کشورهای همسایه تبدیل شده است.
او همچنین به سخنان تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه ترامپ در امور سوریه و عراق، در مجمع امنیت جهانی دوحه اشاره میکند. باراک گفته بود دولتهای خاورمیانه باید مسئولیت بیشتری برای امنیت خود بپذیرند، هرچند تاکید کرده بود آمریکا منطقه را ترک نمیکند.
به نوشته برئل، نگرانی اصلی کشورهای خلیج فارس این است که در جنگی تازه، بار دیگر هدف قرار بگیرند، در حالی که ذخایر رهگیرهایشان کاهش یافته و توان حکومت ایران برای حمله به زیرساختهای اقتصادی و غیرنظامی کاملا از بین نرفته است.
چرا حملات حکومت ایران لزوماً به ائتلافی نظامی علیه تهران منجر نمیشود؟ به روایت هاآرتص، برخی محافل در واشینگتن و اسرائیل تصور میکنند گسترش حملات حکومت ایران، کشورهای خلیج فارس را به ورود به جنگ در کنار آمریکا و اسرائیل وادار خواهد کرد.
برئل این فرض را زیر سؤال میبرد و مینویسد تجربه جنگ نشان داده است که کشورهای منطقه، حتی پس از هدف قرار گرفتن، برای اقدام نظامی مشترک عجله ندارند.
او به توافق دفاعی عربستان سعودی و پاکستان و همکاری سهجانبه عربستان، پاکستان و ترکیه اشاره میکند، اما تاکید دارد این توافقها هنوز به ساختاری با فرماندهی واحد و آمادگی اجرای عملیات مشترک تبدیل نشدهاند.
به نوشته او، دشواری عربستان سعودی در جلب مشارکت نظامی دیگر کشورها در نبرد با حوثیها نیز نشانه همین محدودیت است. پاکستان و ترکیه حاضر به اعزام نیرو به یمن نشدهاند و مصر نیز اعلام کرده است در آنجا نخواهد جنگید.
پیشنهاد قطر؛ گفتوگو با حکومت ایران برای پیمان عدم تعرض در برابر گزینه نظامی، قطر پیشنهاد داده است کشورهای خلیج فارس همراه ترکیه و پاکستان، گفتوگویی راهبردی با حکومت ایران را با هدف دستیابی به پیمان عدم تعرض پیش ببرند.
به گزارش هاآرتص، شیخ سعود بن عبدالرحمن آل ثانی، وزیر مشاور در امور دفاعی قطر، این پیشنهاد را در مجمع امنیت جهانی دوحه مطرح کرده است. هدف آن، ایجاد سازوکاری منطقهای بر پایه اعتمادسازی و رسیدگی به نگرانیهای امنیتی متقابل عنوان شده است.
این تحلیل همچنین به تلاش دیپلماتیک پیشین اشاره دارد: قرار بود در سپتامبر وزیران خارجه عراق و پنج عضو شورای همکاری خلیج فارس در عمان با عباس عراقچی درباره ترتیبات دریایی تنگه هرمز گفتوگو کنند، اما نشست به دلیل حملات حوثیها به عربستان سعودی و مخالفت بحرین لغو شد.
سخنگوی وزارت خارجه قطر نیز با اشاره به فاصله جغرافیایی آمریکا از تنگه هرمز و نبود منافع مستقیم اسرائیل در آبهای خلیج فارس، بر تفاوت منافع آنها با کشورهای منطقه تاکید کرده است.
جمهوری اسلامی ممکن است به شریک ضروری ترتیبات امنیتی تبدیل شود جمعبندی برئل این است که جنگ با هدف به تسلیم کشاندن حکومت ایران ممکن است نتیجهای معکوس داشته باشد: بهجای تشکیل جبههای منطقهای علیه تهران، ائتلافی برای جلوگیری از جنگ شکل بگیرد که مشارکت حکومت ایران را برای امنیت خلیج فارس ضروری بداند.
به باور او، چنین رویکردی به معنای اعتماد کشورهای عربی به حکومت ایران یا فراموش کردن حملات آن نیست؛ بلکه از نگرانی آنها از تنها ماندن در خط آتش ناشی میشود، در حالی که آمریکا و اسرائیل درباره اهداف جنگ تصمیم میگیرند.
هاآرتص نشست استانبول را محکی برای سنجش این احتمال میداند که نگرانی مشترک کشورهای منطقه و اروپا، به ابتکاری هماهنگ برای پایان دادن به جنگ و وارد کردن ایران به ترتیبات امنیتی منطقه تبدیل شود.