• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

واژه‌ای که از صاحبانش ربوده شد؛ سرگذشت «مستضعف» در کلام علی خامنه‌ای

۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۵:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)

۱۲ روز پس از آن‌که پاسخ اعتراض بخشی از محروم‌ترین مردم جامعه در آبان ۱۳۹۸ گلوله شد، علی خامنه‌ای گفت «مستضعف» یعنی بسیجی‌ها، نه معترضان. با جست‌وجو در ۲۳ میلیون کلمه از سخنان او و متن قرآن، سرگذشت واژه‌ای را روایت می‌کنیم که در نیم قرن از پابرهنه‌ها گرفته و به سرکوبگران داده شد.

ششم آذر ۱۳۹۸، حسینیه امام خمینی در تهران پر از چفیه و سربند است. هزاران «بسیجی» به‌مناسبت هفته‌ بسیج، شانه‌به‌شانه، روی زمین نشسته‌اند و منتظر بیانات رهبرشان هستند. پیش از علی خامنه‌ای، رهبر وقت جمهوری اسلامی، فرمانده سپاه پاسداران و رییس سازمانی سخنرانی کرده‌اند که اسمش زیاد تکرار می‌شود، اما کمتر کسی به معنای دو واژه‌ای که آن را ساخته‌ است، فکر می‌کند: «بسیج مستضعفین».

بیرون از این حسینیه، موج‌های بزرگ‌ترین سیل خشم معترضان در تاریخ ایران تا آن روز، خوابیده است. بامداد ۱۲ روز پیش از آن، دولت حسن روحانی روی آتش زیر خاکستر خشم محرومان بنزین ریخته بود و در نتیجه قیمت سوخت یک‌شبه سه برابر شد. اینترنت سراسری پنج روز قطع بود. پس از آن، سازمان‌های حقوق بشری از کشته شدن ده‌ها شهروند غیرنظامی خبر دادند؛ دست‌کم ۳۲۱ نفر، شاید ۲۳۰ به‌روایت رسمی و به‌روایت رویترز از منابع درون حکومت، ۱۵۰۰ نفر.

مردی که پشت تریبون است ۸۰ سال دارد و ۳۰ سال است بر ایران حکومت می‌کند. از فرماندهان تشکر می‌کند، از توطئه می‌گوید، از فقری که «در خود آمریکا» مردم را کنار خیابان می‌کُشد. و بعد، وسط حرف، روی یک اسم توقف می‌کند: «اسم بسیج کشور ما چیست؟ نیروی مقاومت بسیج مستضعفین. مستضعفین چه کسانی هستند؟ مستضعفین را بد معنا می‌کنند؛ مستضعفین را به افراد فرودست یا حالا اخیرا، این چند سال اخیر باب شده، اقشار آسیب‌پذیر معنا می‌کنند. نه، قرآن مستضعف را این نمی‌داند... مستضعفین یعنی ائمه و پیشوایان بالقوه عالم بشریت. مستضعف یعنی آن کسی که بالقوه صاحب وراثت عالَم است، بالقوه خلیفةالله در زمین است.»

۱۲ روز پس از آن‌که مردم فقیرترین محله‌های ایران در جواب اعتراض‌شان گلوله خوردند، رهبر ایران به سربازان خودش گفت: مستضعف یعنی شما، نه آن‌ها.

این گزارش سرگذشت همان یک کلمه است؛ کلمه‌ای که نیم قرن در زبان یک نفر چرخید و هر بار، بسته به روزگار، به یک نشانی تازه‌ فرستاده شد. با زبانِ کل جمهوری اسلامی کاری نداریم؛ فقط زبان یک نفر را دنبال می‌کنیم: علی خامنه‌ای، از مشهد تا حسینیه‌ تهران. مبنای کار هم آرشیو رسمی خود اوست؛ سخنرانی‌ها، پیام‌ها و یادداشت‌هایی که وب‌سایتش منتشر کرده است.

تاسوعا، ۱۳۵۵

دهم دی ۱۳۵۵، روز تاسوعا، سه نفر نشسته‌اند و درباره قیام حسین حرف می‌زنند: مرتضی مطهری، علی شریعتی، و یک آخوند ۳۷ ساله مشهدی به نام سیدعلی خامنه‌ای. خامنه‌ای توضیح می‌دهد پیامبر وارد چه جامعه‌ای شد، و می‌رسد به دو کلمه: «انسان‌ها به دو گروه، به دو دسته و به تعبیر رایج، به دو طبقه تقسیم می‌شوند: طبقه مستکبرین و طبقه مستضعفین. من اینجا از فرصت استفاده کنم و توصیه کنم به دوستانی که در مسائل اسلامی کار می‌کنند: بهتر این است که برای بیان مرادهای خودشان بگردند واژه‌های اصیل اسلامی را پیدا کنند. مثلاً در زمینه طبقات و تحلیل طبقاتی، همین واژه مستکبر و مستضعف خیلی گویاتر و رساتر است از همه معادل‌هایی که در مکاتب دیگر و ایدئولوژی‌های دیگر هست.»

اینجای بحث دنبال معادل و تعریفی دقیق برای کلمه می‌گردد و سرانجام به لهجه مادری‌اش پناه می‌برد: «ضعیف پنداشته‌شده، ضعیف فرض‌شده... که رساترینش همان است که در لهجه مشهدی ما هست: ضعیف گرفته‌شده، فلان کس را ضعیف گرفت.»

این تصویر را به خاطر بسپارید: سال ۱۳۵۵، مردی در مشهد در جست‌وجوی واژه‌ای برای توصیف کسی است که دیگران او را «ضعیف گرفته‌اند» و آن را در زبان محاوره زادگاهش پیدا می‌کند. «مستضعف» در این تعریف، به یک طبقه اجتماعی اطلاق می‌شود، طبقه‌ای که در داخل به ضعف کشانده شده و به وضعیت روز جامعه تعلق دارد. مزیت این واژه نیز، به تصریح خود او، این است که برای تحلیل طبقاتی از هر اصطلاح وارداتی دیگری گویاتر است.

۴۳ سال بعد، همان مرد خواهد گفت کسانی که این واژه را طبقاتی می‌فهمند، آن را «بد معنا» کرده‌اند.

در فاصله این دو تعریف چه اتفاقی افتاد؟ یک انقلاب.

جمعه‌ای در خرداد ۱۳۶۶

۱۴ خرداد ۱۳۶۱، علی خامنه‌ای رییس‌جمهور است و خطیب نماز جمعه تهران. به مسئولان دولتی یادآوری می‌کند که فلسفه وجودی آنان خدمت به مردم است، به‌ویژه «آن‌هایی که احتیاج به مراقبت و حمایت دارند: محرومان، ستمدیدگان، از پا افتادگان، محتاجان». سپس در جمله‌ای کوتاه میان دو نوع استضعاف مرزی می‌کشد که در دهه‌های بعد نیز پابرجا می‌ماند: «ما مستضعف سیاسی نداریم، این را بارها گفته‌ام، اما مستضعف مالی داریم.»

منطق این تفکیک، اگر مقدمه‌اش را بپذیری، روشن است: در تاسوعای ۱۳۵۵، مستضعف کسی بود که قدرتی داخلی ضعیفش گرفته بود. حالا آن قدرت، یعنی نظام پهلوی، از میان رفته است. پس دیگر کسی در «جمهوری اسلامی ایران» نمی‌تواند از نظر سیاسی مستضعف باشد؛ ظلم دیگر تمام شده و فقر مانده است.

از آن جمعه، «مستضعف» دو نیم شد. نیمه‌ سیاسی‌اش به آن‌سوی مرزها صادر شد؛ به فلسطین، افغانستان، کشمیر، هر ملتی که هنوز فرعونی بالای سرش دارد. نیمه‌ اقتصادی‌اش در داخل ماند، اما به یک پرونده رفاهی تبدیل شد: چیزی که وزارتخانه‌ها و دولت باید به آن رسیدگی کند، نه چیزی که کسی حق داشته باشد بابتش شکایت کند.

۳۷ سال بعد، وب‌سایت رسمی خامنه‌ای همین قاعده را در مقاله‌ای به نقل از خامنه‌ای صریح‌تر توضیح داد: «دلیل اینکه در جامعه اسلامی مستضعف سیاسی نداریم این است که مستضعف سیاسی مربوط به نظام طاغوت است و اصولا در ساختار نظام اسلامی، مستضعف سیاسی معنا ندارد؛ زیرا حکومت اسلامی اساسا مستکبر نیست تا مستضعفی داشته باشد.»

کارکرد این گزاره تنها الهیاتی نیست، مرزهای زبان سیاسی را نیز تعیین می‌کند. اگر بپذیری، معترض ایرانی دیگر نمی‌تواند مستضعف باشد؛ نه چون گرسنه نیست، چون حکومت اسلامی بنا به تعریف «مستکبر» نیست. در این چارچوب، فقر معترض ممکن است به رسمیت شناخته شود، اما اعتراض سیاسی‌اش نه؛ برای معترضانِ خیابانی باید نام دیگری پیدا کرد.

وقتی «مستضعف» هنوز به‌ معنای «پابرهنه» بود

پیش از رسیدن به آن اسمِ دیگر، باید صحنه‌ای را دید که نشان می‌دهد واژه یک زمانی برای نظام کار می‌کرد.

۲۲ اسفند ۱۳۶۸، مصادف با ۱۵ شعبان، خامنه‌ای ۹ ماه است که به رهبری جمهوری اسلامی رسیده است. هنگامی که می‌خواهد توضیح دهد انتظار مهدی چه معنایی دارد، عدالت را بی‌هیچ ابهامی تعریف می‌کند: «عدالت یعنی کمک به مردم محروم و ضعیف؛ عدالت یعنی برنامه‌های کشور و حرکت کلی کشور در جهت تامین زندگی مستضعفان و مردم ضعیف باشد؛ عدالت به‌معنای این است که آن کسانی که در زیر سایه سنگین نظام طاغوتی از حقوق خودشان محروم مانده‌اند، به حقوق خودشان برسند.»

سه ماه پیش از این سخنرانی، در آذر همان سال، خامنه‌ای حتی با متولیان رسمی این واژه نیز درگیر شده بود. رییس و مدیران بنیاد مستضعفان برای ارائه گزارش نزد او رفته بودند. خامنه‌ای در میانه جلسه با خشم از فیلمی انتقاد کرد که «بخش فرهنگی بنیاد» ساخته بود: «آدم آتش می‌گیرد! بنیاد مستضعفان، بخش فرهنگی بنیاد مستضعفان! این یعنی کار را در غیر جای خودش انجام دادن.» او سپس گفت برخی دریافت‌کنندگان کمک‌های بنیاد «حداقل جزو مستضعفین نبودند».

خامنه‌ای نگهبان سخت‌گیر معنای واژه مستضعف بود: مستضعف یعنی فقیر، و وای بر کسی که پول فقرا را جای دیگری خرج کند.

هشت سال بعد نیز تعریف او تغییر نکرده بود. در دیدار با مسئولان قوه قضاییه، از کسانی سخن گفت که معمولا «سرشان بی‌کلاه می‌ماند»: «یعنی اکثریت کشور، یعنی طبقه مستضعفین، یعنی پابرهنه‌ها، یعنی کسانی که بار تورم بر روی دوش‌شان است.»

این صریح‌ترین تعریف «مستضعف» به‌معنای «پابرهنه‌ها» در ادبیات اوست. پس از آن، این واژه در گفتار او آرام‌آرام شروع می‌کند به آب رفتن.

حساب کلمه‌ها

برای روشن شدن این تغییر از دو مدل هوش مصنوعی فیبل ۵ و اُپوس ۵ کمک گرفتیم. هر دو مدل آرشیو رسمی سخنان خامنه‌ای را بررسی کردند: بیش از ۲۶ هزار سند و حدود ۲۳ میلیون کلمه از سال ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴. روش شمارش ساده و یکدست بود: اول نسخه‌های تکراری آرشیو کنار گذاشته شد، بعد حساب کردیم هر واژه در هر صدهزار کلمه چند بار آمده است، یک بار برای دوازده سال اول رهبری و یک بار برای شش سال آخر زندگی‌اش.

نتیجه: نرخ «مستضعف» از میانگین ۱۳.۴ بار در هر صدهزار کلمه در سال‌های اول، به ۵.۹ بار در سال‌های اخیر رسیده است؛ افتی ۵۶ درصدی. کاربرد کلمه به کمتر از نصف رسید.

100%
نرخ کاربرد «مستضعف» در هر ۱۰۰ هزار کلمه، سال‌به‌سال. خط خاکستری میانگین ۱۲ سال اول رهبری است و خط قرمز میانگین شش سال گذشته. جهش‌های مقطعی، از جمله در ۱۳۸۸ و ۱۳۹۸، به سخنرانی‌های سال‌های بحرانی برمی‌گردند.

اما این فقط نیمی از ماجراست و شاید بخش کم‌اهمیت‌تر آن. فقر که از ایران نرفت؛ آنچه رفت کلمه «مستضعف» بود، و جای خالی‌اش را کلمه‌های دیگری پر کردند.

100%
اعداد: نرخ در هر ۱۰۰ هزار کلمه؛ محاسبه به‌صورت تجمیعی در هر بازه (کل رخدادها تقسیم بر کل کلمات).
100%
همان داده‌ها در یک قاب. واژه‌های ناظر به آدم‌ها (مستضعف، محروم) کمتر از نصف شدند؛ واژه‌های ناظر به وضعیت (معیشت، اغتشاش) چند برابر.

تمام داستان در همین جدول است. بسامد استفاده از واژه «عدالت» حدود یک‌سوم بیشتر شد؛ اما کاربرد «مستضعف» و «محروم»، یعنی کسانی که عدالت قرار بود در قبال آن‌ها نیز اعمال شود، به کمتر از نصف رسید. کلمه «عدالت» ماند، پرچمش حتی بالاتر رفت؛ فقط صاحبانش را جا گذاشت و به فضیلتی تبدیل شد که پرچمش را بلند می‌کنی، نه حقی که کسی بابتش طلبکار توست.

واژه «معیشت» جایگزین «محروم» شد. تفاوت این دو کلمه تفاوت دو جهان است. «محروم» یعنی کسی چیزی را از تو دریغ کرده؛ فعلِ مجهول است و پشتش یک فاعل پنهان دارد. «معیشت» یعنی هزینه‌ زندگی؛ یک شاخص اقتصادی است، مثل نرخ ارز. اولی متهم می‌خواهد؛ دومی کارشناس.

تکرار واژه «اغتشاش» نیز هفت برابر شد. اگر مستضعفِ سیاسی در ایران «معنا ندارد»، و اگر مشکلِ فقر مساله‌ای «معیشتی» است، نه یک «بی‌عدالتی»، پس فقیری که به خیابان می‌آید نه شاکی است و نه مظلوم؛ در این دستگاه زبانی، او فقط «اغتشاشگر» است. زبان، پیش از باتوم، کار خود را کرده بود.

برای اطمینان، یک آزمون ساده هم کردیم. «مستضعف» و هم‌خانواده‌هایش در کل این آرشیو سه هزار و ۳۴۰ بار در یک‌هزار و ۵۲۳ سند آمده‌اند. دور و بر تک‌تک این سه هزار و ۳۴۰ مورد را دنبال کلمه‌های «اعتراض، معترض، اغتشاش، تظاهرات، شورش» گشتیم. در فاصله‌ ۱۲۰ حرفی، فقط ۱۱ بار این کلمه‌ها کنار «مستضعف» نشسته بودند. پنجره بررسی را که تا ۲۶۰ حرف باز کردیم، شد ۳۰ بار. در هیچ‌کدام از همین اندک موارد هم «مستضعف» صفت معترض ایرانی نبود؛ یا حرف از شورش ملت‌های دیگر بود، یا دو کلمه در دو جمله‌ بی‌ربط کنار هم افتاده بودند. به این ترتیب، شهروندی که در ایران اعتراض می‌کند، در این آرشیو حتی یک بار مستضعف خوانده نشده است.

تفسیر یک آیه به نفع جمهوری اسلامی

برگردیم به صبح ششم آذر ۱۳۹۸؛ خامنه‌ای برای بازتعریف واژه مستضعف به قرآن متوسل شد؛ به آیه‌ پنجم سوره‌ی قصص: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ.»

او بر مبنای همین یک آیه گفت مستضعفین را بد معنا می‌کنند و قرآن مستضعف را «فرودست» نمی‌داند. باز همان ادعای چند دهه پیش خود را تکرار کرد: «مستضعفین یعنی ائمّه و پیشوایانِ بالقوه‌ عالَمِ بشریت». این دیگر تلاوت نیست؛ ادعای کشف «معنای حقیقی» یک واژه است. راستی‌آزمایی چنین ادعایی را نمی‌شود با همان یک آیه تمام کرد. باید کاری کرد که خطیبِ آن صبح نکرد: باید کل قرآن را گشت.

در زبان عربی برای قالب‌هایی که فعل از آن‌ها ساخته می‌شود کلمه‌ای دارند که خودش یک تصویر است: «باب»، یعنی «در». «مستضعف» و «استُضعِفوا» هر دو مشتقاتی از باب استفعال‌اند؛ انگار از یک در به زبان وارد شده باشند. عالمان دین هم فصل‌های کتاب‌هایشان را به همین نام می‌خوانند؛ هر بحث بابی است که باز می‌کنی و واردش می‌شوی. این واژه را با منطق زبان خودش بررسی می‌کنیم. ریشه‌ «ض‌ع‌ف» از باب استفعال در کل قرآن دقیقا ۱۳ بار آمده است: ۱۳ در. می‌شود یکی‌یکی بازشان کرد و پرسید پشت این در چه کسی ایستاده؟ پیشوایی بالقوه، یا آدمی که زیر فشار خم شده و انسانی دیگر او را به ضعف کشانده است؟

پشت درِ اول، در نساء ۷۵، مردان، زنان و کودکانی در مکه گیر افتاده‌اند که دست‌شان به هیچ‌جا نمی‌رسد و فقط دعا می‌کنند: «پروردگارا، ما را از این شهری که مردمش ستم‌پیشه‌اند بیرون ببر». قرآن به مومنان نهیب می‌زند «چرا برای نجات این‌ها نمی‌جنگید». مستضعف در این آیه کسی است که باید نجاتش داد، نه فرمانده نجات.

پشت درِ دوم، در نساء ۹۷، صحنه تلخ‌تر است: فرشتگان مرگ آمده‌اند سراغ کسانی که به خود ستم کرده‌اند. آن‌ها بهانه می‌آورند: «ما در زمین از مستضعفان بودیم.» اما فرشتگان بهانه را نمی‌پذیرند: مگر زمین خدا چنان فراخ نبود که هجرت کنید؟ [پس] جایشان دوزخ است. اینجا «مستضعف» نه‌تنها پیشوای بالقوه نیست، عذری است که از سوی خدا پذیرفته نمی‌شود.

در آیه‌ ۹۸ همین سوره، یک استثنا می‌خوانیم: «مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستی که چاره‌جویی نتوانند و راهی نیابند.» این ترجمه‌ فولادوند است. کلیدواژه‌اش را نگه دارید: «فرودست»؛ کسی که نه چاره دارد، نه راه. تصویر قرآن از مستضعفِ واقعی همین است: بن‌بستِ مطلق.

در نساء ۱۲۷ واژه از عرصه سیاست به خانه می‌رسد: آیه ابتدا از زنان یتیمی سخن می‌گوید که حقوق‌شان رعایت نمی‌شود و سپس به «کودکان مستضعف» اشاره می‌کند. مستضعف اینجا بچه‌یتیمی است که ارثش را می‌خورند؛ بی‌پناه‌تر از این نمی‌شود.

در اعراف ۷۵ بزرگان «مستکبر» قوم ثمود، مومنانِ «مستضعف» را مسخره می‌کنندو از آنان می‌پرسند آیا واقعا باور دارند صالح پیامبر خداست؟ واژه اینجا رنگ عقیدتی دارد، اما رابطه‌ قدرت همان است: گروهی فرادست تحقیر می‌کند، گروهی فرودست تحقیر می‌شود.

در انفال ۲۶ خودِ مسلمانان مخاطب‌اند. خدا خطاب به آن‌ها می‌گوید یادتان بیاید وقتی «گروهی اندک و مستضعف بودید، می‌ترسیدید مردم شما را بربایند». ترسِ ربوده‌شدن؛ حالِ مستضعف این است. به زمان فعل دقت کنید: «بودید». حالا که خدا پناهتان داده، دیگر آن واژه برازنده‌تان نیست. استضعاف در قرآن ایستگاه است، نه هویت؛ آدم از آن عبور می‌کند.

اعراف ۱۳۷ همین عبور را از سوی دیگر نشان می‌دهد: «به آن گروهی که پیوسته تضعیف می‌شدند، باختر و خاور سرزمین را به میراث عطا کردیم.» باز هم زمانِ فعل گذشته است و لحظه‌ای که بنی‌اسرائیل وارث زمین می‌شود، مردمانش دیگر مستضعف نیستند. دو حالت پشت سر هم، نه دو اسم برای یک حالت.

اعراف ۱۵۰ تنها جای قرآن است که یک «پیشوا» فعل استضعاف را درباره‌ خودش به کار می‌برد. هارون، برادر موسی، پیامبر خدا، جانشین رسمی رهبر می‌گوید: «این قوم مرا ناتوان یافتند و چیزی نمانده بود مرا بکشند.» یعنی در یگانه آیه‌ای که مستضعف واقعا رهبر است، معنای واژه دقیقا عکس اقتدار است: مردی که جمعیت او را تا یک قدمی مرگ برده است.

قرآن در سه آیه بعدی، در سبا ۳۱ تا ۳۳، تکلیف را یکسره می‌کند. صحنه‌ای از قیامت است، کافران را دسته‌جمعی نگه داشته‌اند و آن‌ها تقصیر را به گردن هم می‌اندازند. «کسانی که زیردست بودند» به «کسانی که برتری داشتند» می‌گویند: اگر شما نبودید ما ایمان می‌آوردیم. جواب می‌شنوند: خودتان گناهکار بودید. و سرانجام‌شان در این جمله روشن می‌شود: «در گردن‌های کسانی که کافر شده‌اند غُل‌ها می‌نهیم.» سه بار پشت هم، قرآن دوزخیان را «الَّذینَ استُضعِفوا» می‌نامد؛ دنباله‌روهایی که به بهانه‌ ضعف دنبال گردن‌کشان راه افتادند و حالا با آن‌ها در زنجیرند. اگر «مستضعف» یعنی خلیفه‌ بالقوه‌ خدا در زمین، این سه آیه بی‌معنا می‌شود: خدا که جهنمی‌ها را پیشوایان بالقوه‌ بشریت نمی‌نامد.

می‌ماند دو درِ آخر: قصص ۴ و ۵؛ همان که خامنه‌ای از آن شروع کرد. خواندن این دو آیه پشت سر هم، حساب کار را از همه‌جا روشن‌تر می‌کند. آیه‌ چهارم، اول عامل را معرفی می‌کند: فرعون مردم سرزمینش را دسته‌دسته کرد، گروهی را به ضعف کشاند، پسرانشان را سر بُرید و زنانشان را زنده نگه داشت. بعد آیه‌ پنجم وعده می‌دهد: و ما می‌خواهیم بر همان به‌ضعف‌کشیده‌شدگان منت بگذاریم، «وَنَجعَلَهُم أَئِمَّةً»؛ و آنان را پیشوا کنیم. ترتیب روشن است: اول فرعون مستضعفشان می‌کند، بعد خدا وعده می‌دهد این وضع را برگرداند.

اینجا قلب ماجراست، پس یک لحظه مکث کنیم. خدا نمی‌گوید مستضعفان امام‌اند؛ می‌گوید امامشان خواهم کرد. اگر واژه خودش به معنای امام بود، آیه حرف تازه‌ای نداشت. کل خبر آیه در همین فاصله است: فاصله‌ میان آنچه هستند و آنچه خدا می‌خواهد بشوند. تعریف خامنه‌ای این فاصله را می‌بلعد و با آن، خودِ خبر آیه را.

این کارنامه‌ نهایی واژه است: ۱۳ بار تکرار و در هر ۱۳ بار «مستضعف» وصف وضعیتی است که از بیرون به انسان تحمیل شده است. گاهی ستمدیده‌، مومن است و ستودنی، گاهی جامانده و معذور، گاهی یتیمِ غارت‌شده، گاهی بهانه‌جو و مقصر، و گاهی صافْ، وسط جهنم. تنها چیزی که هیچ‌وقت نیست، صاحب «مقام» است.

احادیث و سنت شیعه چه می‌گویند؟

در صحیح بخاری (حدیث ۲۸۹۶)، سعد بن ابی‌وقاص، جنگاور نامدار، گمان می‌کند بر ضعیف‌ترها برتری دارد. پیامبر اسلام جوابی می‌دهد که ۱۴۰۰ سال است نقل می‌شود: «هَل تُنصَرونَ و تُرزَقونَ إلّا بِضُعَفائِکُم»؛ مگر جز به‌واسطه ضعیفان‌تان یاری و روزی داده می‌شوید؟ در روایت ابوداود پیامبر می‌گوید: «ضعیفان را برایم بجویید» زیرا یاری و روزی جامعه به‌واسطه آنها می‌رسد. ضعیف در این احادیث سرچشمه برکت است، نه صاحب قدرت، پابرهنه‌ بی‌صدا مانده‌ایست که ارتش‌ها به برکت دعای او پیروز می‌شوند، نه کسی که به ارتش فرمان می‌دهد.

در منابع روایی شیعه، محمد بن یعقوب کلینی، محدث سده‌های سوم و چهارم هجری، در کتاب «الکافی» بابی با عنوان «المستضعف» آورده است. در یکی از روایت‌های این باب، از امام محمد باقر می‌پرسند مستضعف کیست و پاسخ تقریبا واژه‌به‌واژه از آیه ۹۸ سوره نساء می‌آید: کسی که نه چاره‌ای می‌تواند و نه راهی می‌یابد؛ مانند کودکان و بزرگسالانی که عقلشان به کودکان می‌ماند و قلم تکلیف از آنان برداشته شده است. در فقه و کلام شیعه، مستضعف اسم معذورترین و بی‌دست‌وپاترین انسان‌هاست. از «خلیفةالله بالقوه» دورتر نمی‌شود رفت.

وعده‌ای که به تعریف تبدیل شد

مفسران کلاسیک شیعه و سنی هم همین را دیده‌ و میان «استضعاف» و «پیشوایی» تمایز گذاشته‌اند. طبری می‌گوید «الَّذینَ استُضعِفوا» بنی‌اسرائیل‌اند و «ائمه» یعنی والیان و حاکمانی که خدا بعدا از ایشان ساخت.

در میان مفسران اهل سنت، اسماعیل ابن‌کثیر در کتاب «تفسیر ابن‌کثیر»، استضعاف را همان به‌ضعف‌کشیده‌شدن زیر تیغ فرعون معنا می‌کند. محمدبن احمد قرطبی نیز در کتاب «تفسیر قرطبی» نیز هنگام توضیح واژه چند دیدگاه را نقل می‌کند:عبدالله ابن‌عباس آن «پیشوایان در نیکی» و قتاده بن دعامه «والیان و پادشاهان» معنی کرده‌اند؛ همه به‌عنوان چیزی که خدا از آن ضعیفان ساخت، نه معنای خود واژه.

در میان مفسران شیعه، طبرسی در کتاب «مجمع‌البیان» و طباطبایی در کتاب المیزان «استُضعِفوا» را ضعیف‌شمرده‌شدگان می‌خوانند. طباطبایی روایت‌های تطبیق آیه بر امامان را هم از جنس تطبیق مصداق می‌داند، نه تغییر معنای واژه. باز همان ساختار دیده می‌شود: ضعیفِ امروز، وارثِ فردا.

اما کاربرد واژه «مستضعف» در سخنان خود خامنه‌ای، علیه همان تعریفی شهادت می‌دهد که او از این واژه ارائه کرده است. در همان آرشیو، حساب کردیم در چند سند «مستضعف» با یکی از کلمه‌های «محروم»، «فقیر»، «پابرهنه» یا «تهیدست» هم‌خانه است: در ۴۴ درصد اسناد. یعنی در زبان روزمره‌ خامنه‌ای هم این واژه در نزدیک به نیمی از موارد همان همسایه‌ همیشگی را کنار خود دارد: فقر.

اینجا باید انصاف داد، چون تفسیر خامنه‌ای یک ریشه‌ واقعی هم دارد و پنهان‌کردنش از خواننده همان‌قدر تحریف است که خود آن تعریف. در نهج‌البلاغه، حکمت ۲۰۹، علی بن ابی‌طالب می‌گوید: «لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیَا عَلَیْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَی وَلَدِهَا». یعنی دنیا پس از سرکشی به ما روی خواهد آورد، مثل شتر بدخویی که به بچه‌اش مهربان شود. بعد، آیه‌ ۵ سوره قصص را می‌خواند. روایات شیعه این آیه را به اهل بیت و ظهور مهدی گره زده‌اند؛ خاندانی که حقش را خورده‌اند و روزی زمام زمین به دست او باز خواهد گشت. پس وقتی خامنه‌ای این آیه را به امامت نهایی زمین وصل می‌کند، وسط یک سنت تفسیری اصیل شیعی ایستاده است. اما آن سنت دو کار می‌کند که کلام او در صبح ششم آذر ۱۳۹۸ نمی‌کند.

اول، زمان آینده را نگه می‌دارد: دنیا «روی خواهد آورد». وعده، وعده می‌ماند. دوم، مصداقش ۱۴ معصوم و اهل‌ بیت پیامبر است، نه هر که فرم عضویت بسیج را پر کند. حتی مهدوی‌ترین قرائت شیعی هم «مستضعف» را همان محروم‌مانده از حق معنا می‌کند و امامت را وعده‌ای که در آخرالزمان ادا می‌شود. هیچ‌کدام از این مفسران، از طبری تا طباطبایی و از قرطبی تا خود علی، نگفته‌اند معنای واژه‌ی مستضعف «پیشوای بالقوه» است.

طنز ماجرا را دستگاه خودش کامل کرد. پای همان سخنرانی در سایت رسمی، پانوشت شماره‌ شش، آیه را برای خواننده‌ فارسی‌زبان ترجمه کرده است: «و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند، منت نهیم...» این ترجمه واژه «فرودست» را به کار می‌برد؛ درست همان واژه‌ای که خامنه‌ای چند سطر بالاتر گفته بود قرآن قبولش ندارد. بالای صفحه، رهبر می‌گوید مستضعف فرودست نیست؛ پایین صفحه، مترجم رسمیِ همان نهاد می‌نویسد: فرودست.

پس تعریفی که خامنه‌ای آن صبح ارائه کرد نه از قرآن درمی‌آید، نه از حدیث، نه از تفسیرهای معتبر شیعه و سنی. کاری که خامنه‌ای در آن سخنرانی کرد ظریف‌تر از جعل بود: جابه‌جایی سه چیز در دل یک آیه‌ واقعی؛ وعده جای تعریف نشست، آینده جای اکنون، و بنی‌اسرائیلِ زیر تیغ فرعون جای سازمانی شبه‌نظامی که چند هفته پیش‌تر، در آبان ۱۳۹۸، معترضان به همان حاکمیت را به‌شکلی خشونت‌بار سرکوب کرده بود. هر سه جابه‌جایی در یک جهت کار می‌کنند: واژه‌ای که در قرآن متعلق به له‌شدگان زیر فشار سرکوب است، به نام نیروی سرکوب سند می‌خورد.

جمله‌ای که هرگز تکرار نشد

اگر «مستضعف یعنی پیشوای بالقوه» کشفی قرآنی بود، انتظار می‌رفت کاشفش بارها آن را تکرار کند. مفسری که گنجی در آیه‌ای پیدا کند، درِ گنج را نمی‌بندد.

اما در کل پیکره‌ سخنان عمومی خامنه‌ای از ۱۳۶۸ تا امروز، تعبیر «پیشوایان بالقوه» و خانواده‌اش («بالقوه امام»، «بالقوه خلیفةالله»، «بالقوه صاحب وراثت عالم») فقط در پنج سند پیدا می‌شود. هر پنج سند در یک بازه‌ ۷۲ ساعته منتشر شده‌اند: خود سخنرانی ششم آذر ۱۳۹۸و بازتاب‌های همان روز، یادداشت روز بعد در سایت رسمی با عنوان «مستضعفان، نجات‌بخش فرودستان جهان»، و دو روز بعد در مقاله‌ «معنای حقیقی مستضعفین از منظر قرآن چیست؟». بعد از آن، سکوت. نه در دیدارهای بسیج سال‌های بعد، نه در سخنرانی‌های قرآنی، این تعبیر تکرار نشد. جمله‌ای که قرار بود «معنای حقیقی» یک واژه‌ی قرآنی باشد، سه روز عمر کرد.

خود آن دستگاه سه‌روزه هم پرحرف‌تر از آن بود که باید. مقاله‌ رسمی، که برای محکم‌کردن حرف رهبر نوشته شده بود، در همان بندهای اول اعتراف می‌کند: «این اصطلاح در قرآن کریم در دو معنا به کار رفته است: ۱. مستضعف سیاسی و اجتماعی ۲. مستضعف مالی و اقتصادی» و برای معنای دوم همان آیه‌ کودکان یتیم نساء را شاهد می‌آورد. یعنی متنی که مامور است ثابت کند قرآن مستضعف را فرودست نمی‌داند، خودش نشان می‌دهد که می‌داند. همان مقاله جمله‌ای هم از خود خامنه‌ای نقل می‌کند که شاید صادقانه‌ترین سطر کل این پرونده باشد: «ما مستضعف سیاسی نداریم، این را بارها گفته‌ام، اما مستضعف مالی داریم.» واژه از یک‌سو به آسمان فرستاده می‌شود، پیشوای بالقوه‌ بشریت؛ و از سوی دیگر داخل کشور از کار می‌افتد. هر معنایی مجاز است جز آن معنایی که ممکن است روزی کسی در خیابان به خودش بگیرد.

شاید برای همین است که جمله تکرار نشد. تعریف‌ها ابزارند و از هرکدام کاری خواسته می‌شود. از این یکی، در آن هفته‌ خاص، خواسته شده بود اسم «بسیج مستضعفین» را در هفته‌ای معنا کند که بسیج روبه‌روی مستضعفان ایستاده بود. کارش که تمام شد، به بایگانی رفت.

آخرین تکرار

بیست‌ویکم خرداد ۱۴۰۲، دیدار دانشمندان و کارشناسان صنعت هسته‌ای. خامنه‌ای می‌خواهد از پیشرفت صنعت بگوید و اول می‌گوید «مقدمتا یک جمله‌ای را من بگویم». این آخرین باری است که کلمه‌ «مستضعف» را تعریف می‌کند: «در ادبیات سیاسی ما، کلمه‌ «مستضعف» وارد شد؛ می‌گوییم «فلان ملت، ملت مستضعفی‌اند» یا «ما قبل از انقلاب، ملت مستضعفی بودیم»... از این خطرناک‌تر، نوع دوم استضعاف است: یک ملت خودش باور کند که ضعیف است، باور کند که بی‌عرضه است، باور کند که نمی‌تواند.»

این جمله را باید آهسته خواند تا روشن شود در ۴۷ سال چه تغییری رخ داده است. واحد سنجش دیگر «طبقه» نیست، «ملت» است. زمان فعل نیز دیگر حال نیست، گذشته است: «بودیم». خطرناک‌ترین شکل استضعاف هم دیگر این نیست که مستکبری نان کسی را گرفته یا او را از حقی محروم کرده باشد، این است که یک ملت به توانایی خود شک کند. استضعاف از رابطه‌ای مادی میان دو گروه، به حالتی روانی در ذهن یک ملت تبدیل شده است.

مخاطبان این تعریف چه کسانی بودند؟ دانشمندان و کارشناسان هسته‌ای؛ کسانی که پیش از جلسه، تازه‌ترین دستاوردهای این صنعت، از جمله نسل جدید سانتریفیوژها، را به خامنه‌ای نشان داده بودند. در منطق این سخنرانی، آنان چون به افزایش قدرت جمهوری اسلامی کمک می‌کردند، «مستضعف» نبودند. در این تعریف، مستضعف دیگر کسی نیست که قدرتی او را به ضعف کشانده باشد، ملتی است که خود را ضعیف می‌پندارد.

پرده آخر؛ واژه‌ای که از درون تهی شده است

پنجم آذر ۱۳۵۸، روح‌الله خمینی فرمان تشکیل «ارتش ۲۰ میلیونی» را صادر کرد. نهادی که از دل آن فرمان بیرون آمد اول «سازمان بسیج ملی» نام داشت و یک سال بعد، با ادغام در سپاه پاسداران، «بسیج مستضعفین» نام گرفت. یعنی سلاح به دست همان‌هایی که همیشه ضعیف گرفته شده‌اند. نام تازه حامل وعده‌ای روشن بود: سلاح را به دست همان کسانی می‌دهیم که همیشه ضعیف گرفته شده‌اند. اسم، یک قول بود.

۴۰ سال بعد، در هفته سالگرد تشکیل همان سازمان، خامنه‌ای همین نام را در برابر بسیجیان تکرار کرد و از آن نتیجه گرفت که مستضعف نه کسی است که تورم سفره‌اش را کوچک کرده، حقوقش معوق مانده و زندگی‌اش به باد رفته و اکنون به دنبال حق خود دست به اعتراض زده، بلکه «پیشوای بالقوه عالم بشریت» است.

کلمه در زبان جمهوری اسلامی نمرده است. حالا نام یک بنیاد است؛ سازمان شبه‌نظامی است در ساختار سپاه و مجموعه‌ای اقتصادی و عظیم زیر نظر رهبری. گاهی هم ناگهان به خانه‌ قدیمی‌اش برمی‌گردد. خامنه‌ای پنجم مرداد ۱۴۰۱، در دیدار با امامان جمعه گفت: «... عدالت بدون کمک و رسیدگی به طبقه‌ مستضعف و محروم و مانند اینها معنا ندارد.»

واژه مستضعف نمرده؛ فقط دیگر خانه‌ ثابتی ندارد. بسته به اینکه چه کسی روبه‌رویش نشسته باشد، نشانی متفاوتی می‌دهد: در برابر روحانیون یعنی فقیر، در برابر بسیجی‌ها یعنی پیشوای عالم و نزد کارشناسان هسته‌ای یعنی اعتمادبه‌نفس ملی. اما کسی که واقعا «ضعیف گرفته شده»، همان که خامنه‌ای در سال ۱۳۵۵ با تعبیر مشهدی توصیفش می‌کرد، هنوز وجود دارد. فقط وقتی به خیابان می‌آید تا اعتراض کند، نامش را عوض می‌کنند: «اغتشاشگر».

Banner

پربازدیدترین‌ها

فرحناز اسپد، روزنامه‌نگار و مجری ایران‌اینترنشنال، درگذشت
۱

فرحناز اسپد، روزنامه‌نگار و مجری ایران‌اینترنشنال، درگذشت

۲

دادگاه فدرال کانادا با درخواست مقام سابق جمهوری اسلامی برای توقف روند اخراج مخالفت کرد

۳

مخاطبان ایران‌اینترنشنال در سوگ فرحناز اسپد: صدایت پناه و امید مردم بود

۴

روایت‌های متضاد تهران و دوحه؛ خلبانان ایرانی کجا هستند؟

۵

برای مرگ راویان در غربت

انتخاب سردبیر

  • سینما رکس؛ آتشی که سوخت انقلاب ۵۷ شد

    سینما رکس؛ آتشی که سوخت انقلاب ۵۷ شد

  • فایننشال‌تایمز از طرح تهران برای کشاندن دامنه جنگ به اروپا در صورت تشدید تنش‌ها خبر داد

    فایننشال‌تایمز از طرح تهران برای کشاندن دامنه جنگ به اروپا در صورت تشدید تنش‌ها خبر داد

  • آیا جنگ با جمهوری اسلامی اولویت‌های راهبردی آمریکا را در آسیا تغییر می‌دهد؟
    تحلیل

    آیا جنگ با جمهوری اسلامی اولویت‌های راهبردی آمریکا را در آسیا تغییر می‌دهد؟

  • فرانسه دو کارمند سفارت جمهوری اسلامی را «عنصر نامطلوب» اعلام کرد

    فرانسه دو کارمند سفارت جمهوری اسلامی را «عنصر نامطلوب» اعلام کرد

  • کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوسی‌وچهارم به ۶۰ زندان رسید

    کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوسی‌وچهارم به ۶۰ زندان رسید

  • فرحناز اسپد، روزنامه‌نگار و مجری ایران‌اینترنشنال، درگذشت

    فرحناز اسپد، روزنامه‌نگار و مجری ایران‌اینترنشنال، درگذشت

•
•
•

مطالب بیشتر

ترامپ شرایط کنونی را «بسیار خوب» توصیف کرد؛ مناقشه بر سر کنترل تنگه هرمز ادامه دارد

۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%
شناورهایی در نزدیکی تنگه هرمز از منظر بندر مسندم، عمان، عکس از رویترز

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، احتمال مذاکره با جمهوری اسلامی را منتفی ندانست، اما گفت شرایط کنونی برای واشینگتن «بسیار خوب» است. در همین حال، مقام‌های دو طرف از کنترل تنگه هرمز سخن می‌گویند، اما داده‌های ردیابی دریایی نشان می‌دهد تردد کشتی‌ها در این آبراه کاهش یافته است.

ترامپ چهارشنبه ۲۸ مرداد در کاخ سفید، در پاسخ به سوالی درباره احتمال مذاکره با جمهوری اسلامی گفت: «شاید در مقطعی، اما در حال حاضر فکر می‌کنم وضعیت بسیار خوب است.»

ترامپ بار دیگر تاکید کرد جمهوری اسلامی نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد و افزود: «ایران نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد و نخواهد داشت.»

ساعاتی پیش از این سخنان، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در واکنش به اظهارات ترامپ درباره لغو مذاکرات با تهران تا اطلاع ثانوی، به نقل از یک منبع آگاه نزدیک به تیم مذاکره‌کننده نوشت اساسا مذاکره مستقیمی میان جمهوری اسلامی و آمریکا در جریان نبوده است.

این منبع افزود گفت‌وگوهای اخیر با عمان درباره «اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز» بوده و ارتباطی با آمریکا نداشته است.

او گفت: «پس از نقض تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از طرف آمریکا گفت‌وگوها با طرف آمریکایی متوقف شده و گفت‌وگوهای اخیر نیز با طرف عمانی ارتباطی به آمریکا نداشت.»

  • فایننشال‌تایمز از طرح تهران برای کشاندن دامنه جنگ به اروپا در صورت تشدید تنش‌ها خبر داد

    فایننشال‌تایمز از طرح تهران برای کشاندن دامنه جنگ به اروپا در صورت تشدید تنش‌ها خبر داد

در فضایی که نشانه‌ای از نزدیک شدن مواضع دو طرف دیده نمی‌شود، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت کشورهای منطقه دریافته‌اند حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا «موجب ناامنی» است و متحدان واشینگتن نیز به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا «غیرقابل اعتماد» است.

محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، نیز ۲۸ مرداد در جریان سفر به بغداد گفت آمریکا به‌دنبال «خروج آبرومندانه» از منطقه است.

او در دیدار با هیبت الحلبوسی، رییس مجلس عراق، گفت خروج از جنگ به «بی‌اعتباری» واشینگتن منجر خواهد شد و ادامه آن نیز مشکلات بسیاری برای آمریکا ایجاد خواهد کرد.

قالیباف در دیدار با نزار آمیدی، رییس‌جمهوری عراق، نیز «جنگ‌طلبی» آمریکا را عامل اصلی بروز مشکلات در خلیج فارس و اختلال در بازار انرژی خواند و گفت کشورهای منطقه برای تامین امنیت خود به واشینگتن نیاز ندارند.

ادعای کنترل تنگه در برابر کاهش تردد کشتی‌ها

ترامپ در بخش دیگری از سخنان خود گفت آمریکا «کنترل کامل» تنگه هرمز را در دست دارد و شب پیش از آن کشتی‌های زیادی از این آبراه عبور کردند.

او گفت به‌جز «مزاحمت‌هایی» مانند شلیک گاه‌به‌گاه پهپاد، تردد کشتی‌ها ادامه دارد، هرچند «قرار نیست همه عبور کنند».

این سخنان در حالی مطرح شد که رویترز، با استناد به داده‌های شرکت‌های بین‌المللی رصد ترددهای دریایی در آب‌های بین‌المللی، از جمله مارین‌ترافیک، گزارش داد تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز کاهش یافته است و بیشتر مالکان کشتی‌ها به‌دلیل نبود نشانه‌های روشن درباره بازگشایی این آبراه، همچنان از عبور از آن خودداری می‌کنند.

شرکت ردیابی دریایی کپلر نیز اعلام کرد تردد تاییدشده از تنگه هرمز در ۲۷ مرداد با کاهش ۱۷ درصدی به ۱۰ کشتی رسید. بر اساس داده‌های این شرکت، پنج کشتی از مسیر تعیین‌شده در «طرح یک‌جانبه ایران» عبور کردند، در حالی که تردد کشتی‌ها از باب‌المندب با افزایش ۵۳ درصدی به ۴۶ فروند رسید.

کپلر افزود سازمان بین‌المللی دریانوردی حمله ۲۶ مرداد به کشتی فله‌بر «مینوان دیگنیتی» در تنگه هرمز را تایید کرده است. در این حمله یک دریانورد کشته شد.

در همین حال، مقام‌های جمهوری اسلامی از تدوین ساز و کاری برای کنترل تردد و دریافت عوارض از کشتی‌ها خبر دادند. ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفت بر اساس طرح «امنیت تنگه هرمز»، مدیریت، نظارت و بازرسی این آبراه در اختیار جمهوری اسلامی و زیر نظر ستاد کل نیروهای مسلح قرار خواهد گرفت.

  • ابهام درباره بازگشایی تنگه هرمز تردد کشتی‌ها را کاهش داد و قیمت نفت را بالا برد

    ابهام درباره بازگشایی تنگه هرمز تردد کشتی‌ها را کاهش داد و قیمت نفت را بالا برد

به‌گفته او، این طرح ورود شناورهای اسرائیلی، «جاسوسی یا متخاصم» را ممنوع می‌کند و به ستاد کل نیروهای مسلح اجازه می‌دهد ضوابط دریافت عوارض و هزینه خدمات از کشتی‌ها را تعیین کند.

رضایی افزود در صورت آسیب دیدن منافع جمهوری اسلامی، امکان افزایش تعرفه یا توقیف اموال دولت متخاصم در تنگه هرمز نیز پیش‌بینی شده است.

قاسم روانبخش، نماینده قم، نیز گفت بر اساس این طرح، ۴۰ درصد درآمدهای تنگه هرمز به تقویت نیروهای مسلح و زیرساخت‌های نظامی و ۶۰ درصد آن به «رفاه و آسایش ملت ایران» اختصاص خواهد یافت.

عباس مقتدایی، نایب‌رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز گفت جمهوری اسلامی و عمان به‌زودی در بیانیه‌ای مشترک، یک «معبر جدید» در تنگه هرمز، غیر از مسیر جنوبی، اعلام خواهند کرد.

این اظهار نظرها در حالی مطرح می‌شود که به گزارش سی‌ان‌ان حکومت ایران در پی گشت‌زنی نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس، بخش زیادی از کنترل خود بر تنگه هرمز را از دست داده است.

همایون فلکشاهی، رییس بخش تحلیل نفت خام در کپلر، به این رسانه گفت: «به‌طور فزاینده‌ای به نظر می‌رسد که حکومت ایران دست‌کم بخشی از کنترل خود بر تنگه هرمز را از دست داده است.»

سی‌ان‌ان در عین حال تاکید کرد ایالات متحده که نیروی نظامی قابل‌توجهی در این آبراه مستقر کرده، بر همه کشتی‌هایی که از تنگه عبور می‌کنند نظارت دارد و ارقام مربوط به حمل‌ونقل نفت را بسیار بالاتر از برآوردهای سنتی اعلام کرده است.

ترامپ در پایان سخنان خود گفت حجم زیادی نفت در حال انتقال است و همین مساله یکی از دلایلی است که قیمت نفت به ۳۰۰ دلار در هر بشکه نرسیده است.

از سوی دیگر، علی عبداللهی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس هشدار داد هرگونه کمک به ارتش آمریکا یا تسهیل فعالیت‌های آن به منزله مشارکت با نیروهای نظامی این کشور تلقی خواهد شد و از سوی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی پاسخ خواهد گرفت.

وزارت دفاع امارات متحده عربی سه‌شنبه ۲۷ مرداد اعلام کرد دو موشک بالستیک شلیک‌شده از سمت ایران را شناسایی کرده است.

به‌گفته این وزارتخانه یکی از موشک‌ها در آب‌های سرزمینی این کشور و موشک دیگر خارج از این محدوده سقوط کرد. ارزیابی‌های امارات متحده عربی نشان می‌دهند دو موشک پرتاب‌شده، حرکت کشتی‌ها را هدف گرفته بودند که در دریا سقوط کردند.

جمهوری اسلامی شلیک موشک به سمت امارات را تکذیب کرده و اظهارات امارات متحده عربی را خلاف حسن همجواری خوانده است.

«بیداد»؛ عبور از سانسور و جدال بر سر عقب‌ماندن از جامعه

۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
هومن عابدی
100%
A scene from Bidad. Courtesy of the Karlovy Vary International Film Festival.

انتشار فیلم «بیداد» در یوتیوب، بحثی فراتر از عبور آن از خطوط قرمز سینمای رسمی به راه انداخته است: آیا این فیلم تصویری جسورانه و واقعی از زندگی امروز ایرانیان ارائه می‌کند یا جامعه ایران پیش‌تر از مرزهایی عبور کرده است که فیلم تازه می‌کوشد آن‌ها را بشکند؟

چهارمین فیلم بلند سهیل بیرقی برای گروهی از تماشاگران، یکی از معدود آثار سال‌های اخیر است که تصویری آشنا از ایران را نشان می‌دهد: زنانی بدون حجاب اجباری، هم‌آغوشی زنان و مردان، موسیقی زیرزمینی و خواننده جوانی که حاضر نیست بپذیرد صدایش نباید شنیده شود.

در مقابل، گروهی دیگر می‌گویند فیلم از جامعه‌ای که قصد به تصویر کشیدن آن را دارد عقب مانده است. از نگاه این منتقدان، انباشت مواد مخدر، الکل، روابط جنسی و روابط ازهم‌گسیخته در فیلم نیز توجه را از واقعیت‌هایی منحرف می‌کند که ایرانیان در عمل با آن‌ها زندگی می‌کنند.

یکی از کاربران در صفحه اینستاگرام ایران‌اینترنشنال نوشت: «فیلم را دیدم. داستان عمیقا تاثیرگذار و بازتاب‌دهنده چیزی است که ما به‌عنوان یک جامعه در حال تجربه آن هستیم.»

او ضمن ستایش فیلم به‌دلیل شکستن تابوها، از برخی دیالوگ‌ها و ریتم آن انتقاد کرد.

کاربر دیگری فیلم را صرفا «عقب‌تر از جامعه» توصیف کرد و گفت ایرانیان اکنون دغدغه‌هایی «بسیار بسیار جدی‌تر» از مسائلی دارند که در فیلم به نمایش درآمده است.

این اختلاف نظر، «بیداد» را به موضوع بحثی فراتر از سینما تبدیل کرده است: شکاف فزاینده میان آنچه حکومت همچنان نمایش آن را ممنوع می‌کند، آنچه فیلمسازان با نادیده گرفتن سانسور به تصویر می‌کشند و آنچه مدت‌هاست برای بخشی از جامعه به واقعیتی عادی تبدیل شده است.

100%
صحنه‌ای از فیلم بیداد

وقتی خیابان به صحنه تبدیل می‌شود

«بیداد» داستان ستی، با بازی سروین ضابطیان، را روایت می‌کند؛ خواننده‌ای جوان و مشتاق که آرزوهایش با محدودیت‌های اعمال‌شده بر صدای زنان روبه‌رو می‌شود.

او در ابتدای فیلم، در اعتراض به یک مدرس موسیقی، می‌گوید: «صدای من را نمی‌شنوی!» در پاسخ به او گفته می‌شود صدای خوانندگان زن نباید از صدای مردانی که آن‌ها را همراهی می‌کنند بلندتر باشد.

ستی حاضر نیست این سازش‌کاری را بپذیرد. سرانجام به خیابان می‌رود و آواز می‌خواند. رهگذران از او فیلم می‌گیرند، تصاویرش را منتشر می‌کنند و او به نماد نسلی تبدیل می‌شود که می‌کوشد آنچه را نهادهای رسمی از او دریغ کرده‌اند، در فضای عمومی به دست آورد.

ساخت فیلم بدون هزینه نبود. ماموران امنیتی به دفتر تولید آن یورش بردند، تجهیزات و تصاویر ضبط‌شده را توقیف کردند و بیرقی، شماری از بازیگران و اعضای گروه تولید تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند.

کارگردان ابتدا به حبس محکوم شد. این حکم بعدتر به جریمه نقدی تبدیل شد. ضابطیان و لیلی رشیدی، بازیگر نقش مادر ستی، نیز محکوم شدند. قوه قضاییه در نهایت دیگر متهمان پرونده را تبرئه کرد.

آیا جامعه پیش‌تر از این تابوها عبور کرده است؟

برای گروهی از تماشاگران، ارزش «بیداد» در به تصویر کشیدن بخش‌هایی از زندگی ایرانیان است که جایی در سینمای رسمی و مورد تایید حکومت ندارند.

یکی از کاربران اینستاگرام نوشت: «همین که در خانه روسری یا شال سرشان نبود خیلی خوب بود.»

او افزود اینکه فیلم از دل زندگی واقعی آمده، آن را تلخ‌تر می‌کند.

کاربر دیگری آن را «واقعیت زندگی ما زنان» در ایران خواند.

با این حال، برخی تماشاگران این پرسش را مطرح کردند که آیا نمایش چنین صحنه‌هایی همچنان شکستن تابو محسوب می‌شود؟ یکی از کاربران نوشت فیلم به دغدغه‌های مرحله‌ای پیشین از جامعه ایران می‌پردازد و نتوانسته خود را با خواسته‌های کنونی مردم متناسب کند.

محمد عبدی، نویسنده و منتقد سینما، «بیداد» را در چارچوب سینمای زیرزمینی ایران قرار می‌دهد، اما معتقد است بیرقی با کنار گذاشتن محدودیت‌های تحمیلی از سوی سیاست‌گذاران فرهنگی جمهوری اسلامی، از دیگر فیلمسازان این جریان فراتر رفته است.

عبدی به ایران‌اینترنشنال گفت: «نکته مهم این است که فیلم وقتی به حکومت می‌رسد، دیگر سازش نمی‌کند و بسیار مستقیم درباره نسلی حرف می‌زند که خسته شده و مطالباتش را به خیابان آورده است.»

او برداشت برخی کاربران مبنی بر بازتاب یافتن رویکرد اصلاح‌طلبانه در این فیلم را رد و به مسیر ستی اشاره کرد؛ مسیری که با مذاکره در چارچوب قواعد آغاز می‌شود و در نهایت به طرح علنی خواسته‌های او در فضای عمومی می‌رسد.

عبدی گفت: «فیلم در واقع درباره عبور از اصلاح‌طلبی است. او همه این آزمون‌ها را پشت سر می‌گذارد تا در نهایت به این نتیجه برسد که طلب کردن اصلاح درون ساختار موجود دیگر معنایی ندارد و باید در خیابان مقابل محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی قدرت مسلط ایستاد.»

بخش تندتری از انتقادها به تصویر ارائه شده در فیلم از افرادی وارد می‌شود که از قواعد سرپیچی می‌کنند. یکی از کاربران به حضور پررنگ الکل، ماری‌جوانا، روابط جنسی و روابط ناکارآمد در فیلم اعتراض کرد و هشدار داد چنین انتخاب‌هایی ممکن است در ذهن مخاطبان، هنرمند و معترض را با نابسامانی‌های اجتماعی پیوند بزند.

100%

هالیوود ریپورتر همین مساله را به شکلی متفاوت تفسیر کرده و بیداد را فیلمی مملو از «شورشیان و طردشدگان» توصیف کرده است.

به‌نوشته این نشریه، ستی در این جهان تنها نیست. هرچند بیداد داستان یک خواننده را دنبال می‌کند، اما اهمیت گسترده‌تر آن در قرار دادن او در میان شمار فزاینده‌ای از جوانان ایرانی است که در برابر محدودیت‌های اعمال‌شده بر آزادی بیان و ابراز فردی مقاومت می‌کنند.

همین نکته انتقادهایی را نیز به همراه داشته است. یکی از کاربران، ضمن تحسین فیلم به‌دلیل ارائه تصویری آشنا از زندگی در ایران، نوشت که فیلم می‌کوشد بی‌عدالتی‌های بسیار زیادی را یک‌جا به تصویر بکشد. این کاربر پرداختن به آزار جنسی، خط داستانی مادر ستی که برای آزادی دختر بازداشت‌شده‌اش وادار به رابطه جنسی با بازجو می‌شود و پریود شدن ستی در بازداشت را غیرضروری دانست.

این بحث موقعیت دشوار و دوگانه «بیداد» را نشان می‌دهد: رهایی از سانسور به فیلم امکان داده است از خطوط قرمزی عبور کند که سینمای مورد تایید حکومت قادر به عبور از آن‌ها نیست. با این حال، عبور از این خطوط در نگاه مخاطبانی که زندگی‌شان سریع‌تر از قوانین تغییر کرده است، دیگر لزوما رادیکال به نظر نمی‌رسد.

مواجهه دو نسل

این شکاف در خود فیلم نیز در رابطه ستی با مردی مسن‌تر و بی‌نام، با بازی امیر جدیدی، دیده می‌شود؛ مردی که از ستی می‌خواهد او را فقط «ببین» صدا بزند.

به‌گفته عبدی، این مرد با بدن خالکوبی‌شده‌اش، در حالی که اغلب نشئه است و ظاهرا از آرمان‌های گذشته خود تهی شده، در نقطه مقابل ستی قرار دارد که مصمم است راهش را به عرصه عمومی باز کند.

رابطه صمیمانه اما نامتعارف این دو، به مواجهه دو نسل تبدیل می‌شود: یک نسل بار سرخوردگی را به دوش می‌کشد و نسل دیگر حاضر نیست با محدودیت‌ها کنار بیاید.

صدای خواننده فیلم نیز روایت داستانی آن را به زمان حال پیوند می‌دهد. قطعات آوازی «بیداد» با صدای پرستو احمدی اجرا شده‌اند؛ خواننده‌ای که به‌دلیل اجرای موسیقی بدون رعایت حجاب اجباری تحت پیگرد قضایی قرار گرفته است.

در خرداد ۱۴۰۵، دادگاهی در قم احمدی و هشت نفر از نوازندگان و اعضای گروه او را به‌دلیل «کنسرت کاروانسرا» در سال ۲۰۲۴، هر یک به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت فعالیت هنری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرد.

«بیداد» تصویری از ایران به مخاطب غیرایرانی ارائه می‌دهد که در چارچوب قواعد سینمای مورد تایید حکومت امکان نمایش ندارد. واکنش‌ها به انتشار آنلاین فیلم، شکاف دیگری را نیز آشکار کرده است: گروهی از تماشاگران از دیدن زیر پا گذاشته شدن این قواعد استقبال می‌کنند و گروهی دیگر می‌پرسند چرا پرده سینما همچنان می‌کوشد خود را به جامعه‌ای برساند که پیش‌تر از این قواعد عبور کرده است.

سینما رکس؛ آتشی که سوخت انقلاب ۵۷ شد

۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۴:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار
100%

شامگاه ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ صدها نفر در آبادان برای تماشای «گوزن‌ها» به سینما رکس رفتند؛ فیلمی از مسعود کیمیایی درباره فقر، حاشیه‌نشینی و بن‌بست اجتماعی. کمی بعد آتش در ورودی سالن شعله کشید. بیشتر تماشاگران نتوانستند بیرون بیایند و یکی از مرگبارترین صحنه‌های تاریخ معاصر ایران رقم خورد.

آمار رسمی منتشر شده در همان زمان، از کشته شدن ۳۷۷ نفر خبر می‌داد. در منابع بعدی اعداد دیگری، اغلب بیش از ۴۰۰ نفر ذکر شد و شمار دقیق قربانیان همچنان محل اختلاف است. آنچه تردیدی در آن نیست، عمدی بودن آتش‌سوزی و تاثیر سیاسی عظیم آن در ماه‌های منتهی به انقلاب بهمن ۱۳۵۷ است.

اما سینما رکس تنها یک آتش‌سوزی نبود. داستان دو سال جدال بر سر این پرسش بود که چه کسانی سینما را آتش زدند، چه کسانی از آن خبر داشتند و چگونه یک جنایت جمعی، پیش از آن که حقیقت روشن شود، به یکی از موثرترین روایت‌های سیاسی انقلاب تبدیل شد.

آن شب چه اتفاقی افتاد؟

بر اساس اعترافات حسین تکبعلی‌زاده در دادگاه سال ۱۳۵۹، او همراه فرج بذرکار، فلاح محمدی و یدالله محمدپور، ابتدا تصمیم داشتند سینما سهیلا را آتش بزنند؛ تلاششان ناکام ماند و در نهایت به سینما رکس رفتند. جایی که آخرین سانس «گوزن‌ها» در حال نمایش بود.

تکبعلی‌زاده گفت حدود ۴۰ دقیقه پس از آغاز فیلم، چهار نفر از سالن خارج شدند، مواد آتش‌زا را در دو سوی ورودی ریختند و او کبریت را روشن کرد. آتش به سرعت مسیر خروج را در بر گرفت.

در روایت او، بخشی از تماشاگران در نهایت یک در نزدیک پرده سینما را شکستند و از راه پله گریختند؛ خود تکبعلی‌زاده نیز همراه آنان نجات یافت.

به همین دلیل، روایت مشهور، «قفل کردن همه درهای سینما»، تمام جزییات واقعه را توضیح نمی‌دهد.

آنچه از اسناد دادگاه برمی‌آید این است که آتش در ورودی‌ها عملا راه گریز جمعیت را مسدود کرد و صدها نفر در سالن گرفتار شدند.

حمله به سینماها نیز پدیده‌ای بی‌سابقه نبود.

در ماه‌های منتهی به انقلاب ۵۷، سینماها، مشروب‌فروشی‌ها، بانک‌ها و مکان‌هایی که از نگاه بخش‌هایی از نیروهای مذهبی نشانه «فساد» یا غرب‌گرایی بودند، بارها هدف حمله و آتش‌سوزی قرار گرفته بودند.

پژوهش‌های تاریخ سینمای ایران نیز آتش‌سوزی سینما رکس را در امتداد همین موج خشونت علیه سینماها بررسی کرده‌اند.

100%
داخل سالن سینما رکس، پس از آتش‌سوزی

اتهامی که زودتر از تحقیقات شکل گرفت

هنوز اجساد قربانیان از ساختمان بیرون آورده نشده بود که جدال سیاسی بر سر عاملان آتش‌سوزی آغاز شد.

حکومت وقت، مخالفان مذهبی و نیروهای ضد حکومت را متهم کرد. اما در فضای بی‌اعتمادی عمیق به ساواک، روایت دیگری با سرعت بیشتری در جامعه گسترش یافت: اینکه خود حکومت سینما را آتش زده است تا مخالفان را بدنام کند.

روح‌الله خمینی سه روز بعد، ۳۱ مرداد ۱۳۵۷، از نجف پیامی برای مردم آبادان فرستاد و با اشاره به آن‌چه «قراین» خواند، حکومت شاه را مسئول دانست. این اتهام در شرایطی مطرح شد که هنوز تحقیقات قضایی به نتیجه‌ای نرسیده بود.

متن این پیام همچنان در مجموعه رسمی آثار خمینی موجود است.

اتهام موثر افتاد.

دولت در آن مقطع با بحران اعتماد روبه‌رو بود. سابقه سرکوب سیاسی و عملکرد ساواک باعث شده بود بخش بزرگی از جامعه به توضیحات رسمی حکومت بدبین باشد. حتی زمانی که حکومت مسئولیت نیروهای مذهبی را مطرح کرد، بسیاری آن را نپذیرفتند.

در نتیجه، سینما رکس به جای آن که بحران مخالفان حکومت شود، به بحرانی تازه برای خود حکومت تبدیل شد.

گزارش‌های تاریخی درباره ماه‌های پایانی حکومت پهلوی، آتش‌سوزی سینما رکس را در کنار اعتراضات گسترده تابستان ۱۳۵۷ و سپس کشتار ۱۷ شهریور، از رخدادهایی می‌دانند که بسیج عمومی علیه حکومت را تشدید کرد.

100%
روزنامه اطلاعات، چاپ فوق‌العاده، درباره آتش‌سوزی در سینما رکس

بعد از انقلاب چه چیزی روشن شد؟

پیروزی انقلاب، خلاف انتظار خانواده‌های قربانیان، ابهامات پرونده را فورا روشن نکرد.

تکبعلی‌زاده پیش از انقلاب بازداشت شده بود اما با گشوده شدن زندان‌ها در بهمن ۱۳۵۷ آزاد شد. بنا بر اظهارات خودش، بعدا به قم رفت و تلاش کرد مسئولیت خود را در آتش‌سوزی به مقام‌های حکومت جدید اطلاع دهد.

او سرانجام دوباره در اردیبهشت ۱۳۵۸ بازداشت شد.

رسیدگی به پرونده بیش از یک سال به تعویق افتاد. خانواده‌های قربانیان بارها اعتراض کردند و در فروردین ۱۳۵۹ تحصنی طولانی در آبادان به راه انداختند. آنان حکومت تازه را متهم می‌کردند که در تحقیق درباره عاملان و آمران پرونده، مانع ایجاد می‌کند.

سرانجام دادگاه ویژه سینما رکس در مرداد ۱۳۵۹ آغاز شد.

تکبعلی‌زاده در دادگاه مشارکت خود را در آتش زدن سینما پذیرفت اما ارتباط با ساواک را رد کرد.

او گفت اقدام خود را کاری «در راه انقلاب» می‌دانسته است.

اسناد دادگاه همچنین نشان می‌دهند او و برخی همراهانش پیش از آن با محافل مذهبی آبادان در ارتباط بودند، در جلسات قرآن شرکت می‌کردند و اعلامیه‌های خمینی را تکثیر و توزیع می‌کردند.

مدت کوتاهی پیش از سینما رکس نیز تکبعلی‌زاده و یکی از همراهانش ساختمان حزب رستاخیز را آتش زده بودند.

او در جریان محاکمه، از برخی فعالان مذهبی آبادان نیز نام برد و خواستار تحقیق درباره نقش آنان شد، اما این بخش از پرونده هیچ‌گاه به شکلی مستقل و شفاف تا انتهای زنجیره احتمالی تصمیم‌گیری دنبال نشد.

100%
سینما رکس آبادان

دادگاهی که خودش پرسش‌های تازه ساخت

دادگاه سینما رکس ۱۸ جلسه برگزار کرد. متهمان وکیل نداشتند و شماری از ادعاها و شهادت‌های مطرح‌شده در دادگاه بدون تحقیق کامل پذیرفته یا کنار گذاشته شدند.

مرکز حقوق بشری عبدالرحمن برومند که اسناد و گزارش‌های دادگاه را گردآوری کرده، می‌گوید بخشی از پرسش‌های خانواده قربانیان درباره ارتباط عاملان مستقیم با چهره‌های مذهبی، بی‌پاسخ ماند.

سحرگاه ۱۳ شهریور ۱۳۵۹، تکبعلی‌زاده و پنج متهم دیگر به اعدام محکوم شدند و حکم بلافاصله اجرا شد اما اعدام عاملان اصلی، به معنی روشن شدن ابعاد کامل پرونده نبود.

پژوهش‌های تاریخی بعدی عموما فرضیه دست داشتن ساواک در اجرای آتش‌سوزی را تایید نکرده‌اند و شماری از مورخان و پژوهشگران، عاملان مستقیم را اسلام‌گرایان انقلابی معرفی کردند.

پژوهش‌های دانشگاهی جدیدتر نیز سینما رکس را در بستر حملات نیروهای مذهبی به سینماها و نمادهای فرهنگی دوره پهلوی قرار می‌دهند.

با این حال، یک پرسش همچنان باز مانده است: آیا چهار نفری که وارد سینما شدند مستقل عمل کردند یا کسان دیگری آنان را تشویق، هدایت یا پشتیبانی کردند؟

دادگاه جمهوری اسلامی پاسخی قابل اتکا به این پرسش نداد.

چرا سینما رکس هنوز اهمیت دارد؟

امروز اهمیت سینما رکس فقط در شمار قربانیان آن نیست.

این واقعه نمونه‌ای کم‌نظیر از قدرت «روایت» در یک بحران سیاسی است: اینکه وقتی عاملان یک جنایت هنوز شناسایی نشده باشند، اگر جامعه پیشاپیش تصمیم گرفته باشد کدام طرف را باور کند، واقعیت سیاسی زودتر از واقعیت قضایی تثبیت می‌شود.

سینما رکس در تاریخ انقلاب ۵۷ نقطه‌ای است که در آن خشونت سیاسی، بی‌اعتمادی عمومی و جنگ روایت‌ها با هم تلاقی کردند و بهای آن را صدها انسانی پرداختند که برای تماشای یک فیلم به سینما رفته بودند.

هم‌زمانی سفر قالیباف به بغداد با اوج‌گیری تهدیدات گروه‌های مسلح علیه نخست‌وزیر عراق

۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%
محمد باقر قالیباف در کنار مجسمه‌های قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران و ابومهدی مهندس، فرمانده پیشین حشد شعبی، بغداد ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

هم‌زمان با سفر محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، به بغداد، شبکه الحره به‌نقل از منابع آگاه گزارش داد با نزدیک شدن ضرب‌الاجل دولت عراق برای انحصار سلاح در دست حکومت، تهدیدهای امنیتی علیه علی الزیدی، نخست‌وزیر این کشور، شدت گرفته است.

بر اساس این گزارش که چهارشنبه ۲۸ مرداد منتشر شد، مقام‌های عراقی در واکنش به این تهدیدها، تدابیر حفاظتی در اطراف دفتر نخست‌وزیر و سامانه‌های پدافند هوایی منطقه سبز بغداد را تقویت کرده‌اند.

منابع دولتی به الحره گفتند زیدی در هفته‌های اخیر پیام‌های تهدیدآمیزی از گروه‌های مسلح وابسته به جمهوری اسلامی دریافت کرده است.

همچنین نهادهای اطلاعاتی عراق و چند کشور دیگر، دولت را از طرح احتمالی برای هدف قرار دادن نخست‌وزیر آگاه کرده‌اند.

این تحولات حدود ۴۰ روز پیش از هشتم مهر، ضرب‌الاجل دولت عراق برای خلع سلاح گروه‌های مورد حمایت تهران رخ می‌دهد.

گروه‌های مسلح بانفوذی چون کتائب حزب‌الله و نجبا تاکنون از تحویل سلاح‌های خود سر باز زده‌اند.

روزنامه اورشلیم‌پست ۲۲ مرداد گزارش داد نخست‌وزیر عراق در تلاش برای خلع سلاح گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی است، اما تهران می‌کوشد با مداخله در این روند، مانع تحقق این هدف شود یا دست‌کم آن را به تعویق بیندازد.

تشدید تدابیر امنیتی برای حفاظت از نخست‌وزیر عراق

یک منبع امنیتی عراق به الحره گفت تدابیر تازه برای حفاظت از زیدی، علاوه بر تقویت سامانه‌های پدافند هوایی منطقه سبز، اقدامات دیگری را نیز دربر می‌گیرد. او از ارائه جزییات بیشتر در این خصوص خودداری کرد.

بر اساس این گزارش، فرماندهان جدیدی هم برای لشکر ویژه حفاظت از منطقه سبز و فرماندهی عملیات بغداد منصوب شده‌اند.

منطقه سبز محل استقرار نهاد ریاست‌جمهوری، نخست‌وزیری و پارلمان عراق، شماری از وزارتخانه‌ها و مراکز دولتی و همچنین سفارتخانه‌ها و نمایندگی‌های دیپلماتیک، از جمله سفارت آمریکا، است.

منابع آگاه از سفر تیرماه زیدی به واشینگتن گفتند نخست‌وزیر عراق در جریان این سفر تجهیزات و دستگاه‌هایی برای حفاظت شخصی دریافت کرده است.

با این حال، مشخص نیست این تجهیزات خریداری شده‌اند یا دولت آمریکا آن‌ها را در اختیار او قرار داده است.

به‌گفته این منابع، درباره به‌کارگیری یک شرکت امنیتی خصوصی آمریکایی برای آموزش تیم حفاظت الزیدی یا ارائه مشاوره درباره تامین امنیت او نیز رایزنی‌هایی صورت گرفته است. الحره نتوانسته است این موضوع را به‌طور مستقل بررسی کند.

  • اکسیوس: دیدار نخست‌وزیر عراق با ترامپ، نشانه فاصله گرفتن بغداد از تهران بود

    اکسیوس: دیدار نخست‌وزیر عراق با ترامپ، نشانه فاصله گرفتن بغداد از تهران بود

تاکید قالیباف بر «ادامه راه» قاسم سلیمانی

تهدیدهای گروه‌های مسلح وابسته به تهران علیه زیدی در حالی شدت گرفته که قالیباف برای دیدار با مقام‌های عراقی راهی این کشور شده است.

قالیباف ۲۸ مرداد با نزار آمیدی، رییس‌جمهوری و هیبت الحلبوسی، رییس پارلمان عراق، دیدار کرد.

او همچنین در شبکه اجتماعی ایکس، تصویری از حضور خود در کنار مجسمه‌های قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران و ابومهدی مهندس، فرمانده پیشین حشد شعبی، منتشر کرد.

رییس مجلس شورای اسلامی در این پیام نوشت: «در نظم منطقه‌ای جدید، مداخله قدرت‌های خارجی در معادلات میان کشورها با سرعتی شتابان در حال کاهش است.»

قالیباف پیش از این سفر گفته بود جمهوری اسلامی راه سلیمانی و مهندس را ادامه خواهد داد. این دو دی ۱۳۹۸ در حمله آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد کشته شدند.

اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه، نیز هفته گذشته به عراق سفر کرده بود. به گزارش شبکه العربیه، قاآنی در این سفر از مقام‌های عراقی خواست اجرای طرح انحصار سلاح در دست دولت را به تعویق بیندازند.

شبکه الحدث هم گزارش داد قاآنی از گروه‌های عراقی مورد حمایت حکومت ایران خواست سلاح‌های خود را حفظ کنند.

در روزهای اخیر، اختلافات میان زیدی و شماری از گروه‌های مسلح مورد حمایت تهران افزایش یافته است.

یکی از چهره‌های ارشد شیعه به الحره گفت ابوحسین الحمیداوی، دبیرکل کتائب حزب‌الله، بارها زیدی را تهدید کرده است.

اطلاعات رسیده به این شبکه حاکی از آن است که نخست‌وزیر عراق نیز در نشستی با رهبران سیاسی شیعه، حمیداوی را تهدید کرده است.

الحره همچنین به نقل از یک مقام ارشد «چارچوب هماهنگی» گزارش داد زیدی در نشست‌های هیات دولت و این ائتلاف تاکید کرده است حتی اگر جانش به خطر بیفتد، از برنامه انحصار سلاح در دست حکومت عقب‌نشینی نخواهد کرد.

چارچوب هماهنگی ائتلافی متشکل از احزاب و گروه‌های سیاسی شیعه عراق است که اکثریت پارلمان این کشور را در اختیار دارد.

مخاطبان ایران‌اینترنشنال در سوگ فرحناز اسپد: صدایت پناه و امید مردم بود

۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

پس از درگذشت فرحناز اسپد، روزنامه‌نگار و مجری ایران‌اینترنشنال، شماری از مخاطبان از او به‌عنوان چهره‌ای حرفه‌ای، ایران‌دوست و مهربان یاد کردند و نوشتند صدایش برای مردم «پناه و امید» بود. آنان درگذشت اسپد را به خانواده او و مردم ایران تسلیت گفتند.

شماری از مخاطبان نیز با ارسال ویدیوهایی، یاد اسپد را گرامی داشتند و از سال‌ها تلاش، جدیت و حرفه‌ای‌گری او گفتند.

مخاطبی در پیامی برای خانواده اسپد آرزوی صبر کرد و نوشت: «به امید روزی که هیچ‌کس مجبور نباشد دور از عزیزانش در غربت زندگی کند.»

شهروندی نیز اسپد را «مجری مهربان و توانا» توصیف کرد و نوشت درگذشت او برایش مانند از دست دادن یکی از اعضای خانواده و «مثل خواهر» بوده است.

اسپد از چهره‌های حرفه‌ای، سخت‌کوش، انسان‌گرا و ایران‌دوست ایران‌اینترنشنال بود و به بهبود شرایط کشور و زندگی مردم ایران علاقه داشت. او ۲۶ مرداد پس از دو سال مبارزه با سرطان در ۳۷ سالگی درگذشت.

او متولد ۱۳۶۷ بود، از هشت سال پیش با ایران‌اینترنشنال همکاری می‌کرد و از دو سال قبل به‌دلیل بیماری از فعالیت رسانه‌ای فاصله گرفته بود.

یکی از مخاطبان ایران‌اینترنشنال نوشت خبر درگذشت اسپد او را «دگرگون» کرده و سال‌ها تلاش این «انسان شریف و حرفه‌ای» را دیده است.

مخاطبی دیگر با ابراز هم‌دردی با مردم ایران نوشت: «به امید آن‌که دیگر هیچ اتفاق بدی برای هیچ‌یک از هم‌میهنانم نیفتد. به امید روزهای خوب، پاینده ایران.»

در پیام دیگری آمده است: «فرحناز دختر زیبای ایران، برای تمام لحظه‌هایی که صدایت پناه و امید مردم بود، از تو سپاسگزاریم.» این مخاطب افزود رفتن او «ناباورانه» است و نام و مهربانی‌اش در قلب مردم زنده خواهد ماند.

یکی از مخاطبان از فیروزکوه نیز نوشت: «باز هم یک نفر دیگر از میان ما رفت و آزادی ایران و ملت ایران را ندید» و درگذشت اسپد را به مردم ایران تسلیت گفت.

مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، اسپد را روزنامه‌نگاری «متین، اهل مطالعه، کوشا و حرفه‌ای» و انسانی مهربان، صبور و مداراپیشه توصیف کرد.

نیوشا صارمی، مجری و عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، نوشت اسپد بارها از آرزوی بازگشت به کار و مقابل دوربین گفته بود و افزود تصویر او برای همکارانش با آرامش، وقار و لبخند نجیبش ماندگار خواهد ماند.

فرنوش فرجی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، نیز اسپد را خبرنگار و مجری‌ای حرفه‌ای، باانگیزه، مهربان و صبور توصیف کرد و از آرامش و لبخند همیشگی او حتی در پراسترس‌ترین لحظات کاری یاد کرد.

شماری از مخاطبان در پیام‌های دیگر از اسپد به‌عنوان «دختر ایران»، دلسوز مردم، جسور و پاک یاد کردند و نوشتند تلاش‌های او فراموش نخواهد شد.

مخاطبی از مشهد درگذشت اسپد را به خانواده و همکارانش تسلیت گفت و نوشت «صدای شریفش در یاد ما خواهد ماند». مخاطبی از آمل نیز او را «بانویی مبارز، مهربان و فداکار» توصیف کرد و برایش آرامش ابدی خواست.

در پیام دیگری آمده است مجریان و کارشناسان ایران‌اینترنشنال برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی به چهره‌هایی آشنا تبدیل شده‌اند.

یکی از مخاطبان نیز با اشاره به اعدام‌ها، کشتار و مرگ‌های پی‌درپی نوشت از دست دادن اسپد در غربت برای او کمتر از از دست دادن جان‌باختگان اعتراضات نبوده است.

ایران‌اینترنشنال درگذشت یکی از بهترین همکاران خود را به خانواده اسپد، به‌ویژه همسرش بهنود نورپناه و نیز مادر، پدر و خواهر او و همچنین مخاطبان شبکه صمیمانه تسلیت می‌گوید.