جمهوری اسلامی و جنگطلبی؛ آیا سرسختی برگ برنده است؟

روزنامه والاستریت ژورنال در تحلیلی نوشت که آیتاللهها خواهان جنگ هستند و نسبت به دونالد ترامپ، تحمل بسیار بیشتری در برابر درد و هزینه دارند و همین سرسختی و جنگطلبی برگ برنده آنهاست.

روزنامه والاستریت ژورنال در تحلیلی نوشت که آیتاللهها خواهان جنگ هستند و نسبت به دونالد ترامپ، تحمل بسیار بیشتری در برابر درد و هزینه دارند و همین سرسختی و جنگطلبی برگ برنده آنهاست.
نویسندگان این تحلیل، روئل مارک گرشت پژوهشگر ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها و ری تکیه پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، نوشتهاند: «تهران در زمان جنگ نسبت به واشینگتن یک مزیت راهبردی دارد؛ زیرا نخبگان حاکم بر ایران خواهان جنگ هستند و آمادگی داشتهاند هزینه و رنجی بسیار بیشتر از آنچه دونالد ترامپ حاضر به تحمل آن است، بپذیرند.»
بهنوشته آنها، وفاداران به انقلاب بارها و بارها چنین آزمونهایی را با آغوش باز پذیرفتهاند. در دهه ۱۹۸۰، جنگ ایران و عراق جان صدها هزار ایرانی را گرفت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تا مرز فروپاشی پیش برد. جنگ داخلی سوریه نیز فرصت تازهای برای نسل جدید فراهم کرد تا خود را اثبات کند. امروز نیز درگیری با آمریکا و اسرائیل به فرماندهان ارشد و نیروهای عادی سپاه و سایر اعضای دستگاه امنیتی حکومت این احساس را میدهد که در برادری و مقاومت علیه دشمنان نظام سهیم هستند.»
بهنوشته گرشت و تکیه، برای حکومتی اقتدارگرا که سالها پیش وفاداری بخش بزرگی از مردم ایران را از دست داده، این جنگها نعمتی بزرگ بودهاند. شور و اشتیاق وفاداران به انقلاب، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور و تحلیلگران را که حکومت را از نظر اخلاقی، معنوی و مالی ورشکسته میبینند، سردرگم کرده است.
در این یادداشت گفته شده است: «تیم ترامپ بر این باور بود که جمهوری اسلامیِ زخمی و تضعیفشده را میتوان با بمبارانهای مداوم از توان انداخت. اسرائیلیها نیز به شکنندگی حکومت و این احتمال استناد میکردند که حذف رهبران ارشد میتواند به فروپاشی نظام منجر شود. اما هنگامی که این فروپاشی رخ نداد، ناکامیهای جنگ باعث شد برخی اعضای دولت ترامپ دوباره به همان توهماتی گرایش پیدا کنند که زمانی مبنای سیاست تعامل جریان چپ آمریکا با جمهوری اسلامی بود.»
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا و مسئول اصلی مذاکرات با جمهوری اسلامی، پس از دیدار با تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی گفت: «همیشه از تندروها و میانهروها صحبت میشود. چیزی که برای من درباره نظام آنها جالب است این است که حتی افرادی که تصور میکردم تندرو باشند، حالا میگویند شاید کارهایی که طی ۴۰ سال گذشته انجام دادیم، اشتباه بوده، شاید وقت آن رسیده باشد که در رابطه با ایالات متحده فصل جدیدی باز کنیم.»
نویسندگان مقاله با انتقاد از رویکرد ونس، به طعنه نوشتهاند که حتی جان کری، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا که به تلاش برای توافق با تهران مشهور بود و برجام در دوران وزارت او امضا شد، هم رهبران جمهوری اسلامی را بهتر میشناخت.
طرفهای مذاکره ونس، یعنی محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و فرمانده سابق سپاه پاسداران، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه که سالها گزینه مورد اعتماد سپاه برای دیپلماسی بوده است، انقلابیونی هستند که آمادهاند در مذاکرات، رقبای خود را شکست دهند. آنها گرفتار آن برداشت محافظهکارانه شیعی نیستند که غربیهای غیرمسلمان را افرادی غیرقابل تماس یا نجس میداند.
نویسندگان در ادامه افزودهاند نزدیک به نیمقرن است که روسایجمهوری آمریکا جمهوری اسلامی را مجموعهای از جناحهای رقیب تصور کردهاند؛ جایی که «میانهروها» و «تندروها» برای به دست گرفتن قدرت با یکدیگر رقابت میکنند. این تصور وجود داشت که اگر واشینگتن اهرم مناسب را پیدا کند، میتواند ایران بهتری بسازد؛ ایرانی که در آن اسلامگرایان عملگرا و ملیگرا قدرت را در دست بگیرند.
بهنوشته آنها، منطق باراک اوباما برای توافق هستهای نیز بر همین امید به پیروزی «عملگرایان» ایرانی استوار بود، اما متاسفانه برای ترامپ، حکومت ایران دچار شکاف و اختلافی نیست. این نظام احتمالا امروز بیش از هر زمان دیگری از زمان حمله صدام حسین در سال ۱۹۸۰، متحد و مصمم است. حمام خونی که به قیام مردمی دی ماه ۱۴۰۴ پایان داد، نتیجه خشونت نیروهای امنیتی ایران و اتحاد کامل نخبگان حاکم بود.
بهگفته گرشت و تکیه، در میان اسلامگرایان حاکم، هنگامی که موضوع کشتن شهروندان معترض مطرح بود، هیچ اختلاف نظری وجود نداشت. در عین حال، حکومت هم هوشمندانه عمل کرده و هم خونریز بوده است. مذهبیترین نیروهای حکومت، دستکم فعلا، تصمیم گرفتهاند به رویکرد جدید و آسانگیرانهتر درباره حجاب اعتراض نکنند؛ رویکردی که به زنان اجازه میدهد بدون ترس از ضربوشتم یا زندان، بدون پوشاندن کامل سر در جامعه حاضر شوند.
در ادامه مقاله والاستریت ژورنال گفته شده که رهبران جمهوری اسلامی شرط بستهاند که این امتیاز، دستکم پس از خونریزی دی ماه، به سراشیبی مطالبات بیشتر تبدیل نخواهد شد.
از زمانی که آمریکا عملیات خشم حماسی را در اسفند ماه آغاز کرد، حکومت ایران درباره اهداف خود، بهویژه در مورد تنگه هرمز، کاملا شفاف بوده است.
نویسندگان مقاله تاکید کردهاند که ونس و دیگر مذاکرهکنندگان آمریکایی، از جمله جرد کوشنر و استیو ویتکاف، بدون تردید به کارشناسان فارسیزبان در وزارت امور خارجه یا سازمان سیا دسترسی داشتهاند؛ افرادی که میتوانستند برای آنان توضیح دهند بند پنجم تفاهمنامه اسلامآباد در تهران چه معنایی دارد.
بهنوشته روئل مارک گرشت و ری تکیه، بحران خلیج فارس نه با بمباران اهداف بیشتر از سوی واشینگتن حل خواهد شد و نه با پیشنهاد امتیازهای مالی بیشتر به تهران. خطوط لولهای که برای دور زدن تنگه هرمز ساخته شدهاند میتوانند تا حدی کمک کنند، اما نمیتوانند نقش محوری خلیج فارس را در تجارت جهانی بهطور محسوس کاهش دهند.
نویسندگان در پایان مقاله خود تاکید کردهاند که نیروی دریایی آمریکا باید کنترل خلیج فارس را دوباره در دست بگیرد و با وجود همه خطرات، برای مدتی نامحدود در آن گشتزنی کند. تهران باور ندارد که واشینگتن از استقامت و اراده لازم برای چنین ماموریتی برخوردار باشد و تا زمانی که این ارزیابی درست باشد، جمهوری اسلامی، و نه ایالات متحده، مهمترین قدرت تعیینکننده در خاورمیانه خواهد بود.
روزنامه فایننشالتایمز در گزارشی تحلیلی نوشت آمریکا نمیتواند از راه مذاکره به اهدافش برسد؛ بنابراین تغییر حکومت در ایران دوباره به دستور کار کاخ سفید بازگشته است.
این روزنامه دوشنبه ۲۹ تیر نوشت: «میراث سیاست خارجی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، احتمالا با ایران تعریف خواهد شد. در حال حاضر اوضاع خوب به نظر نمیرسد. جنگ از سر گرفته شده است، اما آمریکا برنامهای قابلقبول برای پیروزی ندارد و ممکن است ترامپ در باتلاق ایران فرو برود.»
بهنوشته فایننشالتایمز، ساختار امنیت ملی آمریکا از همین حالا در حال پایین آوردن سطح انتظارات از معنای موفقیت است.
مارک اسپر، وزیر دفاع دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، در نشست هفته گذشته مجمع امنیتی آسپن استدلال کرد که آمریکا میتواند به تحقق دو هدف اصلی رضایت دهد: نخست، بازگشایی تنگه هرمز بدون دریافت عوارض. دوم، اعمال محدودیتهایی بر برنامه هستهای ایران در حد همان محدودیتهایی که دولت اوباما به دست آورده بود. به عبارت دیگر، هدف آمریکا باید صرفا بازگرداندن وضعیت به دوران پیش از جنگ باشد.
فایننشالتایمز افزود اما حتی تحقق این اهداف محدود نیز ممکن است امکانپذیر نباشد. جمهوری اسلامی مصمم است از کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند عوارض دریافت کند و دشوار است تصور کرد آمریکا در نهایت چگونه خواهد توانست مانع این کار شود. دریافت عوارض از عبور کشتیها در تنگه هرمز میتواند میلیاردها دلار درآمد ایجاد کند و به تهران امکان دهد برای همیشه گلوگاه عرضه انرژی جهان را در اختیار داشته باشد.
آمریکا بارها گفته است که هرگز چنین وضعیتی را نخواهد پذیرفت. اما تشدید بمبارانها به احتمال زیاد نمیتواند تنگه هرمز را به زور باز کند و در حال حاضر نیز کاخ سفید تمایلی به اعزام نیروهای زمینی ندارد.
بری مککفری، ژنرال بازنشسته آمریکایی، برآورد میکند که جنگ زمینی بر سر هرمز به نیرویی ۶۰۰ هزار نفره نیاز دارد و ممکن است چنین عملیاتی یک سال طول بکشد. در همین حال، تهران در پاسخ به تشدید اخیر درگیریها، برای نخستین بار در چند ماه گذشته عربستان سعودی را هدف حمله قرار داد. این حمله یادآوری کرد که کشورهای خلیج فارس در برابر حمله به زیرساختهای حیاتی، مانند تاسیسات آبشیرینکن و سکوهای نفتی، بهشدت آسیبپذیرند.
بهنوشته فایننشالتایمز، دولت ترامپ میداند که تهدید موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی در سالهای آینده بزرگتر و شدیدتر خواهد شد. تهران تاکنون نشان داده است که توان هدف قرار دادن طیف گستردهای از اهداف را دارد، از جمله فرودگاه دبی، تاسیسات گاز مایع طبیعی قطر و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه. روز جمعه نیز دو نظامی آمریکایی در اردن کشته شدند. اما کسانی که سیاستهای راهبردی آمریکا را تدوین میکنند، نگراناند که پیشرفت سریع فناوری پهپادی و موشکی، همراه با کمک گسترده روسیه و چین، باعث شود حکومت ایران در چند سال آینده به تسلیحاتی دقیقتر و با برد بیشتر دست یابد.
بهنوشته این روزنامه، از جمله اهدافی که در آن صورت ممکن است در برابر حمله حکومت ایران آسیبپذیر شوند، رآکتور هستهای دیمونای اسرائیل و پایگاه آمریکا در دیهگو گارسیا هستند؛ پایگاهی که برای نمایش قدرت نظامی آمریکا در منطقه هند و اقیانوس آرام اهمیتی حیاتی دارد. جمهوری اسلامی در مراحل ابتدایی جنگ با آمریکا موشکهایی را به نزدیکی هر دو هدف شلیک کرد، اما موفق نشد. این وضعیت ممکن است تغییر کند.
فایننشالتایمز سپس در پاسخ به این سوال که «پس آمریکا چگونه میتواند به این چشمانداز تیره پاسخ دهد؟: نوشت: «این درک فزاینده که واشینگتن شاید هرگز نتواند از طریق مذاکره تهران را مهار کند، باعث شده ایده تغییر حکومت در ایران بار دیگر در واشینگتن مطرح شود. سرنگونی جمهوری اسلامی هدف اولیه ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، هنگام آغاز جنگ با ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ بود. اما امید آنها به اینکه اقدام نظامی بتواند به خیزش مردمی موفقی علیه رهبران جمهوری اسلامی منجر شود، تحقق نیافت.
بهنوشته این روزنامه، اینده تغییر حکومت برای برای چند ماه کنار گذاشته شد و آمریکا تلاش کرد از طریق دیپلماسی به جنگ پایان دهد. اما اکنون که به نظر میرسد دیپلماسی شکست خورده، بخشهایی از دولت ترامپ بار دیگر به طرح اولیه نزدیک میشوند؛ طرحی که هدفش سرنگونی حکومت ایران است.
آشکارترین بخش این راهبرد، تشدید فشار اقتصادی بر تهران است. محاصره صادرات نفت ایران از سوی آمریکا از سر گرفته شده است. آمریکاییها معتقدند میتوانند طی چند ماه بیشتر درآمد نفتی جمهوری اسلامی را قطع کنند و بحرانی عمیق در اقتصاد این کشور به وجود آورند. همزمان، جستوجو برای یافتن افراد درون حاکمیت که حاضر به همکاری با آمریکا و اسرائیل باشند نیز ادامه دارد. در اقدامی شگفتآور، این تلاش حتی به کوشش ناموفق اسرائیل برای نزدیک شدن به محمود احمدینژاد، رییس پیشین دولت در جمهوری اسلامی، انجامید؛ فردی که سالها به خاطر تهدیدهای شدید و هولناک خود علیه کشور یهود شهرت داشت.
فایننشالتایمز در ادامه گزارش خود افزود: «ایده تلاش برای برانگیختن شورش داخلی در ایران نیز بهتدریج دوباره به دستور کار بازمیگردد. در آغاز درگیری، اسرائیل خواستار تلاش برای مسلح کردن گروههای کرد شد. در آن زمان واشینگتن با این پیشنهاد مخالفت کرد، اما اکنون ممکن است در نبود گزینههای بهتر، این طرح دوباره احیا شود.»
بهنوشته فایننشالتایمز، بیمیلی واشینگتن به پذیرش این احتمال که تهران ممکن است پس از این جنگ در موقعیتی قدرتمندتر ظاهر شود، قابلدرک است. اما مشکل اینجاست که تلاش برای معکوس کردن این وضعیت، خطرهای خاص خود را دارد.
این روزنامه نوشت: «هر دور حمله و اقدام تلافیجویانه با ایران تلفات تازهای بر جای میگذارد و خطر فرو رفتن بیشتر آمریکا در یک باتلاق دیگر در خاورمیانه را افزایش میدهد. در همین حال، جنگ ایران ذخایر تسلیحاتی آمریکا را نیز بهسرعت کاهش داده است. بهطور گسترده گزارش شده که آمریکا در چند هفته نخست درگیری با ایران، ۳۰ درصد ذخیره موشکهای کروز تاماهاوک و ۵۰ درصد موشکهای رهگیر پاتریوت خود را مصرف کرده است.»
بهنوشته فایننشالتایمز، بسیاری از این مهمات برای یک درگیری احتمالی بر سر تایوان کنار گذاشته شده بودند. تکمیل دوباره زرادخانه آمریکا ممکن است سالها طول بکشد. در نتیجه، احتمالا پنجرهای از فرصت برای چین در حال باز شدن است تا دست به اقدام نظامی بزند. جنگ ایران اکنون بزرگترین بحران بینالمللی پیشروی دولت آمریکاست، اما ممکن است همزمان در حال ایجاد شرایط برای بحرانی حتی بزرگتر در سالهای آینده باشد.
شاهزاده رضا پهلوی گفت خود را در جایگاه رهبر دوران گذار، «پلی برای رسیدن به مقصد» و داوری بیطرف میان طرفداران پادشاهی و جمهوری میداند، اما تاکید کرد با سه گروه حامیان حکومت، سازمان مجاهدین خلق و جداییطلبان همکاری نخواهد کرد.
او دوشنبه ۲۹ تیر در مصاحبه با خبرگزاری رویترز در پاریس گفت: «من مقصد نیستم؛ پلی هستم برای رسیدن به مقصد هستم. برای ایفای نقش یک داور بیطرف، کاملا فراتر از مناقشه میایستم. نه جانب پادشاهی را میگیرم و نه جمهوری را. وظیفه من این است که زمینه بحثی سالم را فراهم کنم تا در نهایت مردم تصمیم بگیرند چه نوع حکومتی را بهعنوان ساختار نهایی ترجیح میدهند.»
شاهزاده پهلوی در عین حال گفت: «مرزهایی وجود دارد که من از آنها عبور نخواهم کرد. خیلی صریح میگویم که سه گروه مشخص وجود دارند که بههیچوجه نمیتوانیم با آنان همکاری کنیم: حامیان حکومت، سازمان مجاهدین خلق و جداییطلبان.»
مداخله خارجی برای تضعیف سرکوب
فرزند ارشد آخرین پادشاه ایران در بخش دیگری از این مصاحبه از مداخله خارجی برای تضعیف توان سرکوب جمهوری اسلامی دفاع کرد و گفت بدون حمایت یا فراهم شدن ابزار لازم برای خنثی کردن نیروهای حکومتی، نمیتوان از مردم انتظار داشت بار دیگر به خیابانها بازگردند.
او گفت: «نمیتوان انتظار داشت مردم بدون برخورداری از حدی از حمایت یا ابزار لازم برای خنثی کردن نیروهای متخاصم، بتوانند با امنیت به خیابانها بازگردند و نبرد نهایی را آغاز کنند.»
شاهزاده رضا پهلوی حملات اسرائیل و آمریکا به جمهوری اسلامی را اقدامی احتمالا ضروری برای جلوگیری از خونریزی بیشتر و متعادل کردن شرایط میان مردم و نیروهای سرکوبگر توصیف کرد.
او افزود: «حملات، ساز و کار سرکوب حکومت را تضعیف کرد؛ بدون چنین اقدامی، رهایی مردم از چنگ این حکومت بسیار دشوار بود. این حملات کمک مضاعفی بود. چنین مداخلاتی از خارج ممکن است ضروری باشد.»
او در ادامه گفت مداخله خارجی میتواند از کشته شدن شمار بیشتری از مردم جلوگیری کند: «مساله اصلی تلاش برای جلوگیری از کشته شدن شمار بیشتری از مردم به دست حکومتی است که نشان داده برای کشتن شهروندان خود هیچ حد و مرزی نمیشناسد.»
شاهزاده پهلوی با اشاره به اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی گفت مردم در آن مقطع مسالمتآمیز به خیابانها آمدند و فقط شعار دادند، اما با توجه به رفتار جمهوری اسلامی، نمیتوان انتظار داشت ادامه همان روش بدون خشونت به نتیجهای متفاوت بینجامد.
مقررات سختگیرانه برای اعضای سامانه
او همچنین از تدوین مقررات سختگیرانهتر برای کنترل اظهارات افراد نزدیک به خود خبر داد و گفت: «اکنون در حال تدوین مقررات بسیار سختگیرانهتری هستیم تا مشخص شود افراد نزدیک به من تا چه اندازه باید گفتههای خود را کنترل کنند.»
او افزود این محدودیتها از یک سو ناعادلانه و مغایر آزادی بیان است، اما افراد نزدیک به او دیگر نمیتوانند کاملا مستقل عمل کنند: «اعضای تیم باید درباره آنچه میگوییم یا نمیگوییم، بسیار محتاطتر باشند.»
شاهزاده رضا پهلوی در عین حال خود را متعهد به تکثرگرایی، مدارا، رفتار مدنی و احترام در گفتوگوهای سیاسی دانست و گفت هیچگونه خصومت و خشونتی را از سوی حامیان خود نمیپذیرد.
او تاکید کرد: «هر کسی که خود را حامی من میداند، باید بداند اینها اصول راهنمای ما هستند. کسی را که این اصول را زیر پا بگذارد، حامی خود نمیدانم و نخستین کسی خواهم بود که رفتارش را محکوم میکند.»
او افزود اگر رفتار یکی از حامیانش مجرمانه باشد، آن فرد باید در کشوری که جرم در آن اتفاق افتاده است، با مجازات کامل قانونی روبهرو شود.
همکاری با مخالفان سابق سلطنت پهلوی
شاهزاده رضا پهلوی در بخشی از این مصاحبه به همکاری شماری از مخالفان سابق حکومت پدرش اشاره کرد که با هدف گسترش ائتلاف مخالفان جمهوری اسلامی صورت گرفته است؛ از جمله مارکسیستهای سابق، اعضای پیشین حزب توده و سازمان فداییان خلق و اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق.
او گفت: «نمیدانم برای اثبات اینکه امروز، بهویژه در داخل ایران، وحدت بسیار بیشتری وجود دارد، دایره این ائتلاف را تا کجا دیگر میتوان گستردهتر کرد.»
شاهزاده پهلوی در عین حال میان اعضای سابق مجاهدین خلق و خود این سازمان تفکیک قائل شد و سازمان مجاهدین خلق را در کنار حامیان جمهوری اسلامی و جداییطلبان، جزو گروههایی قرار داد که همکاری با آنها را رد میکند.
او هدف کارزار سیاسی خود را فراهم کردن امکان تعیین سرنوشت به دست مردم ایران دانست و گفت: «این کارزار هرگز درباره من نبوده، بلکه درباره مردم ایران و حق آنان برای تعیین سرنوشت خود بوده است. هیچ دولت خارجی نباید تصمیم بگیرد چه فرد یا جریانی جایگزین حکومت ایران شود. این تصمیم بر عهده مردم ایران است.»
شاهزاده پهلوی گفت خواست اکثریت ایرانیان برای برخورداری از آیندهای دموکراتیک را بدیهی میداند، اما شکلگیری فرهنگ دموکراتیک در ایران به زمان نیاز خواهد داشت.
ارتباط با اعضای بسیج، سپاه و ارتش
او در بخشهایی از این مصاحبه به انتقادها درباره ارتباط خود و سامانه پادشاهی با نیروهای نظامی پرداخت و گفت پس از جنبش سبز و در آستانه آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، پیامهایی خصوصی از اعضای بسیج، سپاه پاسداران و ارتش دریافت کرده است که از جمهوری اسلامی ابراز انزجار میکردند و در پی فرصتی برای جدا شدن از حکومت بودند.
او تاکید کرد این ارتباطها غیررسمی و محرمانه بوده است و به معنای گفتوگو با فرماندهی سپاه پاسداران نیست.
پهلوی در پایان گفت دستکم در ۱۰ سال گذشته از قرار گرفتن سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی حمایت کرده است: «رفتار سپاه در داخل و خارج از کشور چیزی جز تروریسم نیست.»
او تروریستی شناخته شدن سپاه را بخشی از برنامه پنجمادهای خود برای اعمال فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی خواند و گفت: «سپاه ستون اصلی حفظ این حکومت است.»
حوثیهای یمن، گروه شبهنظامی مورد حمایت جمهوری اسلامی، آغاز محاصره دریایی عربستان سعودی را اعلام کردند. این اقدام جبهه تازهای علیه آمریکا در جنگ با جمهوری اسلامی میگشاید و دامنه تهدید علیه عرضه جهانی انرژی و تجارت را به خارج از خلیج فارس گسترش میدهد.
این گروه عصر دوشنبه ۲۹ تیر در بیانیهای اعلام کرد: «محاصره دریایی علیه دشمن جنایتکار سعودی، بر مبنای اصل چشم در برابر چشم، از همین لحظه به اجرا درمیآید.»
حوثیها که در سال ۲۰۱۴ صنعا، پایتخت یمن، را تصرف کردند، رهبران عربستان سعودی را متهم کرد که نزدیک به ۱۲ سال «محاصرهای ناعادلانه و ظالمان» بر یمن تحمیل کرده است.
حوثیها همچنین «آمادگی کامل برای همه گزینهها» را ابراز کردند و هشدار دادند که «هرگونه اقدام احمقانه» عربستان با پاسخی «جامع و قاطع» مواجه خواهد شد.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «ما از مردم ملت بزرگ خود میخواهیم که به بسیج عمومی و فراخوان عمومی برای مسلح شدن ادامه دهند و برای همه سناریوها و تحولات کاملاً آماده باشند و با رزمندگان از جبههها حمایت کنند.»
بسته شدن کامل تنگه بابالمندب، ورودی جنوبی دریای سرخ، صادرات نفت عربستان سعودی به آسیا را متوقف خواهد کرد و ممکن است ۷ درصد از عرضه جهانی نفت بکاهد.
خبرگزاری رویترز ۲۵ تیر بهنقل از سه منبع گزارش داد که جمهوری اسلامی از حوثیهای تحت حمایت خود در یمن خواسته آماده باشند تا در صورت حمله آمریکا به زیرساختهای برق ایران، مسیر انتقال نفت در دریای سرخ را مسدود کند.
محمد الباشا، تحلیلگر یمنی و بنیانگذار «باشا ریپورت»، شرکت مشاوره ریسک مستقر در واشینگتن، به خبرگزاری رویترز گفت: «اکنون پرسش این است که آیا حوثیها هدف قرار دادن کشتیهای عازم بنادر عربستان سعودی را آغاز خواهند کرد یا نه. در این مرحله پاسخ روشنی وجود ندارد.»
او افزود: «حتی اگر به هیچ کشتی حمله نشود، احتمالا همین اعلام محاصره برای اخلال در کشتیرانی و ایجاد ابهام درباره فعالیت بنادر عربستان سعودی کافی خواهد بود. مساله تعیینکننده همچنان این است که آیا حوثیها از تهدید به اقدام مستقیم روی خواهند آورد یا نه.»
این اعلام چند روز پس از آن صورت گرفت که حوثیها عربستان سعودی را مسئول حمله به فرودگاه صنعا دانستند. با این حال، دولت یمن که جامعه جهانی آن را به رسمیت میشناسد، مسئولیت این حمله را پذیرفت و گفت هدف آن جلوگیری از فرود یک هواپیمای ایرانی در پایتخت یمن بوده است.
حوثیها در واکنش به این حمله، موشکهای بالستیک به سوی فرودگاه بینالمللی ابها در عربستان سعودی شلیک کردند. ائتلاف به رهبری عربستان سعودی اعلام کرد این حمله موشکی را با موفقیت خنثی کرده است.
حوثیها پس از آغاز حملات اسرائیل به غزه در سال ۲۰۲۳، با حمله به کشتیهای اطراف تنگه باب المندب، در تجارت جهانی اختلال ایجاد کردند. این حملات با اعلام «آتشبس» در غزه در اکتبر گذشته پایان یافت.
قیمت نفت در آغاز معاملات دوشنبه و در پی بروز اختلال دوباره در کشتیرانی از مسیر تنگه هرمز، برای مدتی به بیش از بشکهای ۹۰ دلار رسید. پس از آنکه وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد میانجیگران بهتازگی پیشنهادهایی به تهران ارائه کردهاند. در پی این خبر قیمت نفت کمی کاهش یافت
علاوه بر وزارت امور خارجه، یک مقام ارشد جمهوری اسلامی در گفتوگو با رویترز از احتمال برقراری آتشبس ۱۰ روزه و از سرگیری مذاکرات خبر داد هرچند جزییات بیشتری درباره مذاکرات احتمالی برای برقراری آتشبس ارائه نکرد.
جدا از این تحولات، دو منبع در دولت پاکستان به شبکه انبیسی گفتند اسکندر مومنی، وزیر کشور جمهوری اسلامی، در دومین سفر خود به اسلامآباد در کمتر از یک هفته، از این کشور خواسته است نقش خود بهعنوان میانجی را از سر بگیرد.
شرکت کشتیرانی یونانی دیناکام تانکرز اعلام کرد دو کشتی تحت مدیریت این شرکت، دوشنبه هنگام عبور از کریدور جنوبی هرمز در نزدیکی سواحل عمان با پرتابههایی با منشا نامشخص هدف قرار گرفتند. سپاه اعلام کرد این دو نفتکش در حال عبور از «مسیر جنوبی ناامن» بودند.
دیناکام، عصر دوشنبه ۲۹ تیر اعلام کرد نفتکش کاوومالیاس» با پرچم مالت است، با دو پرتابه هدف قرار گرفت. این حمله باعث آتشسوزی در موتورخانه شد و خدمه را ناچار به ترک کشتی کرد.
این شرکت در بیانیهای اعلام کرد: «پس از فعال شدن سامانه اطفای حریق کشتی، ناخدا تصمیم گرفت کشتی را تخلیه کند.»
دیناکام افزود مقامهای عمانی همه اعضای خدمه را در سلامت یافتند و به ساحل منتقل کردند. این شرکت همچنین اعلام کرد با همه مقامهای مسوول در منطقه در تماس نزدیک است.
بامداد دوشنبه ۲۹ تیر سپاه پاسداران اعلام کرد دو نفتکش در این آبراه منفجر و متوقف شدهاند. در بیانیه سپاه پاسداران، نام، پرچم و وضعیت خدمه نفتکشها یا اطلاعاتی درباره تلفات احتمالی ذکر نشده بود.
گروه بریتانیایی مدیریت خطرات دریایی «ونگارد» اعلام کرد این حادثه هنگامی روی داد که کشتی در حدود هشت مایل دریایی، معادل نزدیک به ۱۵ کیلومتر، شمال غربی منطقه خصب عمان در حال حرکت بود.
خبرگزاری رویترز نوشت بر اساس برنامههای ثبتشده شرکتهای کارگزاری کشتی و گفته یک منبع تجاری، قرار بود کاوومالیاس این هفته در خلیج فارس فرآوردههای نفتی بارگیری کند.
سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا که پیشتر از آتش گرفتن این کشتی خبر داده بود، اعلام کرد گزارشی از پیامدهای زیستمحیطی حادثه دریافت نشده است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در واکنش به این حملات گفت تا زمانی که جمهوری اسلامی کشتیهای تجاری را هدف قرار دهد، ایالات متحده نیز به حملات خود ادامه خواهد داد.
هدف قرار گرفتن نفتکش دوم
دیناکام تانکرز در بیانیهای جداگانه اعلام کرد یکی دیگر از کشتیهای این شرکت به نام «آخلوس» که با پرچم لیبریا حرکت میکرد نیز دوشنبه با یک پرتابه هدف قرار گرفت.
این شرکت اعلام کرد: «همه اعضای خدمه سالماند و حضور همه آنان تایید شده است. کشتی برای انجام ارزیابیها به لنگرگاه رفته است. در حال حاضر هیچ گزارشی از آلودگی منتشر نشده است.»
آخلوس یک نفتکش غولپیکر حمل نفت خام است که ظرفیت جابهجایی دو میلیون بشکه نفت را دارد.
شرکت یونانی امنیت دریایی «ماریسکس» اعلام کرد آخلوس و کاوومالیاس تقریبا همزمان هدف قرار گرفتند و هر دو از کریدور جنوبی هرمز که آمریکا ایجاد آن را تسهیل کرده است، عبور میکردند.
سپاه پاسداران دوشنبه اعلام کرد دو نفتکش پس از تلاش برای عبور از مسیری که آن را «مسیر جنوبی ناامن» در تنگه هرمز خواند، «منفجر شدند» و از حرکت بازماندند. سپاه یکشنبه نیز به وقوع «حادثهای» برای دو کشتی در همین منطقه اشاره کرده بود.
هنوز روشن نیست این دو رویداد با یکدیگر ارتباط داشتهاند یا به حملهها به کشتیهای دیناکام مربوط بودهاند.
حمله در دریای سیاه
در حادثهای جداگانه، نفتکش «آسیا»، سومین کشتی تحت مدیریت دیناکام، بامداد دوشنبه در پایانه کنسرسیوم خط لوله خزر در بندر نووراسییسک روسیه در دریای سیاه هدف حمله یک پهپاد قرار گرفت. دیناکام این خبر را ساعاتی بعد در بیانیهای جداگانه اعلام کرد.
به گفته این شرکت، خدمه آتشسوزی در کشتی را مهار کردند.
دیناکام اعلام کرد: «همه اعضای خدمه سالماند و حضور همه آنان تایید شده است. هیچ گزارشی از آلودگی محیط زیست دریایی منتشر نشده است.»
این شرکت افزود: «کشتی اکنون در لنگرگاه است و ارزیابی خسارتها و بازرسیها ادامه دارد.»
در هفتههای اخیر، انتشار تصاویر و پیامهای خصوصی تعداد قابل توجهی از زنان در استانهای لرستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی، به یک بحران جدی تبدیل شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، افرادی با انتشار این اطلاعات خصوصی در برخی کانالهای تلگرامی، تلاش کردهاند از قربانیان اخاذی کنند؛ اقدامی که علاوه بر نقض آشکار حریم خصوصی افراد، آسیبهای روحی و اجتماعی سنگینی برای بسیاری از زنان و خانوادههایشان ایجاد کرده است.
اما آنچه این اتفاق را به یک بحران عمیقتر تبدیل میکند، فقط انتشار غیرقانونی تصاویر و اطلاعات شخصی نیست، بلکه فشارهایی است که پس از آن متوجه قربانیان میشود. در چنین شرایطی، به جای آنکه تمرکز جامعه بر فرد یا افرادی باشد که مرتکب جرم شدهاند، بسیاری از قربانیان خودشان با ترس، قضاوت و سرزنش روبهرو میشوند.
در میان افرادی که درگیر این ماجرا شدهاند، نوجوانان زیر ۱۸ سال نیز دیده میشوند؛ کودکانی که به دلیل فشارهای شدید روانی، ترس از واکنش خانواده و جامعه و شرایط دشواری که برایشان ایجاد شده، آسیبهای جدی دیدهاند. بر اساس گزارشهای منتشرشده، سه کودک دست به خودکشی زده و جان خود را از دست دادهاند و تعدادی دیگر نیز پس از اقدام به خودکشی در بیمارستان بستری شدهاند.
در چنین شرایطی یک پرسش اساسی مطرح میشود: چرا فردی که قربانی نقض حریم خصوصی است، باید احساس ترس، شرمندگی یا فشار کند، در حالی که جرم را شخص دیگری مرتکب شده است؟
انتشار تصویر یا اطلاعات خصوصی یک فرد، تعرض به حریم شخصی اوست. مسئولیت این اتفاق بر عهده کسی است که بدون اجازه، این اطلاعات را منتشر، یا از آن برای تهدید و اخاذی استفاده کرده است. با این حال، در برخی مناطق و در میان بخشی از جامعه، به دلیل وجود برخی نگرشهای سنتی و نادرست، قربانی به جای دریافت حمایت، با فشار و قضاوت روبهرو میشود؛ فشاری که گاهی از سوی خانواده، بستگان، همسایهها یا اطرافیان نزدیک اعمال میشود.
انتشار اطلاعات خصوصی افراد، پیش از هر چیز، تعرض به حریم شخصی و عملی مجرمانه است. از این منظر، مجازات اجتماعی فردی که قربانی چنین جرمی شده، به معنای تحمیل پیامدهای اقدام مجرم بر قربانی است. مسئولیت نقض حریم خصوصی نیز نه متوجه فردی است که اطلاعاتش افشا شده، بلکه بر عهده فرد یا افرادی است که به انتشار آن اقدام کردهاند.
بخشی از این مشکل ریشه در کمبود آموزش در خانوادهها دارد. سیاری از خانوادهها با شیوه حمایت از فرزندان یا دیگر اعضای خود در چنین شرایطی و نحوه مواجهه با بحران آشنا نیستند و نمیدانند چگونه میتوان از تشدید آسیبهای ناشی از فشار اجتماعی جلوگیری کرد. تداوم برخی باورهای نادرست و کلیشهها طی سالها نیز سبب شده است که در بسیاری از موارد، به جای حمایت از قربانی، فشارها متوجه خود او شود.
با این حال، مسئولیت این وضعیت تنها متوجه خانوادهها نیست و ساختارهای قانونی و سیاستگذاری نیز در پیشگیری از چنین جرایمی و حمایت از قربانیان نقشی اساسی دارند. وجود قوانین روشن و موثر برای حفاظت از حریم خصوصی، این پیام را منتقل میکند که انتشار تصاویر و اطلاعات شخصی افراد یا استفاده از آنها برای تهدید و اخاذی، اقدامی مجرمانه با پیامدهای جدی است.
در کنار قانون، وجود یک جامعه مدنی فعال نیز اهمیت زیادی دارد. در بسیاری از جوامع، نهادهای مدنی و گروههای حمایتی با آموزش خانوادهها، افزایش آگاهی عمومی، آموزش سواد رسانهای و حمایت روانی و حقوقی از قربانیان، نقش مهمی در کاهش چنین آسیبهایی دارند. اما محدودیت فعالیتهای مدنی در ایران باعث شده این ظرفیت حمایتی بسیار ضعیف باشد و بسیاری از خانوادهها و قربانیان بدون پشتیبانی کافی باقی بمانند.
از سوی دیگر، نگرش حاکم بر برخی ساختارهای اجتماعی و رسمی نسبت به زنان د نیز در شکلگیری چنین شرایطی نقش دارد. نادیده گرفتن استقلال زنان و حقوق برابر آنها، در کنار بازنمایی آنها بهعنوان افرادی نیازمند کنترل و تصمیمگیری دیگران، مینهای فراهم میکند که در زمان بروز بحران نیز از حمایتهای لازم محروم بمانند.
در کنار این عوامل، مساله مجازات و بازدارندگی نیز اهمیت دارد. با این حال، مقابله با چنین جرایمی صرفا از طریق تشدید مجازاتها امکانپذیر نیست و به مجموعهای هماهنگ از قوانین موثر، آموزش عمومی، اقدامات پیشگیرانه و سازوکارهای حمایت از قربانیان نیاز دارد؛ مجموعهای که هم آگاهی افراد را درباره شیوههای حفاظت از حریم خصوصی افزایش دهد و هم به قربانیان اطمینان دهد که پس از وقوع جرم، تنها و بیپناه نخواهند ماند.
در نهایت، انتشار تصاویر خصوصی زنان در این مناطق را نمیتوان به یک پرونده قضایی یا رویدادی محدود فروکاست. ابعاد این ماجرا از آسیبی ساختاری حکایت دارد که واکنش نهادهای رسمی، جامعه مدنی و افکار عمومی به آن، میزان توانایی جامعه در حفاظت از کرامت و حقوق قربانیان را آشکار میکند.
برای جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی، تنها بازداشت چند فرد متخلف کافی نیست. آنچه نیاز است، تغییر نگاه جامعه، آموزش خانوادهها، حمایت از قربانیان و ایجاد ساختاری است که در آن فرد آسیبدیده دوباره قربانی نشود.