سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی: حمایت کشورهای همسایه از آمریکا بیپاسخ نخواهد ماند
محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی، اعلام کرد همسایگان ایران بدانند که در اختیار قرار دادن پایگاه به آمریکاییها و اجازه شلیک به خاک ایران، پذیرفتنی نیست و «بیپاسخ» نخواهد ماند.
اکرمی نیا گفت: «کشورهای همسایه با خرید تسلیحات آمریکایی و قرار دادن خاک سرزمینی خود برای پایگاههای آمریکایی در منطقه باعث ایجاد امنیت برای این کشورها نخواهد شد و بدانند که امنیت وارداتی از سوی آمریکا برای این کشورها داومی نخواهد داشت.»
اکرمینیا همچنین درباره تنگه هرمر افزود تا زمانی که آمریکا «نظام قانونمند ایرانی» را نپذیرد، این تنگه بسته خواهد ماند.
باستانشناسان در محوطه باستانی اوکسیرینخوس مصر، پاپیروسی حاوی بخشی از «ایلیاد» هومر را درون یک مومیایی متعلق به دوره روم با قدمتی حدود ۱۶۰۰ سال کشف کردند؛ یافتهای که پژوهشگران آن را نخستین نمونه شناختهشده از بهکارگیری عمدی یک متن ادبی یونانی در آیین مومیاییسازی میدانند.
پایگاه خبری ساینسدیلی ۲۴ تیر نوشت این کشف را هیات باستانشناسی اوکسیرینخوس از موسسه مطالعات خاور نزدیک باستان وابسته به دانشگاه بارسلونا در منطقه البهنسا مصر، محل شهر باستانی اوکسیرینخوس، انجام داد.
بر اساس این گزارش، یافتههای تازه این هیات باستانشناسی بهتازگی در قالب مجموعهای از سخنرانیهای عمومی در دانشکده زبان و ارتباطات دانشگاه بارسلونا ارائه شد.
اعضای پروژه در این نشستها درباره دستاوردهای خود در حوزههای باستانشناسی، انسانشناسی و حفاظت و مرمت آثار سخنرانی کردند.
استفاده از یک متن ادبی در آیین مومیاییسازی
این پاپیروس در جریان کاوشهای باستانشناسی بین نوامبر و دسامبر ۲۰۲۵ در آرامگاه شماره ۶۵ در بخش ۲۲ محوطه اوکسیرینخوس کشف شد.
گروهی به سرپرستی نوریا کاستیانو هنگام بررسی یک مومیایی متعلق به دوره روم، پاپیروسی را یافت که بهطور عمدی روی شکم مومیایی قرار داده شده بود و بخشی از آیین تدفین به شمار میرفت.
اعضای این هیات پیشتر نیز پاپیروسهایی یونانی را در موقعیتهای مشابه یافته بودند، اما آن اسناد همواره حاوی متون جادویی یا آیینی بودند.
مجسمه منتسب به هومر، شاعر حماسی یونان باستان
پژوهشگران میگویند این نخستین بار است که یک اثر ادبی، بهطور مشخص بخشی از «ایلیاد» هومر، در چنین زمینهای شناسایی میشود.
این سند در مرحله دوم پژوهش، بین ژانویه و فوریه ۲۰۲۶، بهدقت مورد بررسی قرار گرفت. مارگالیدا مونار، مرمتگر آثار باستانی، لیا ماسیا، پاپیروسشناس و ایگناسی خاویر آدیگو، زبانشناس کلاسیک و مدیر پروژه اوکسیرینخوس، در مطالعه این پاپیروس مشارکت داشتند.
بررسیها نشان داد این قطعه به بخش «فهرست کشتیها» در کتاب دوم «ایلیاد» تعلق دارد؛ بخشی که فهرست نیروهای یونانی آماده برای جنگ تروا را روایت میکند و از مشهورترین قسمتهای ادبیات کلاسیک غرب به شمار میرود.
آدیگو گفت پیش از این نیز پاپیروسهای یونانی بهکاررفته در فرایند مومیاییسازی کشف شده بودند، اما محتوای آنها عمدتا متون جادویی بود.
او افزود: «همچنین باید توجه داشت که از اواخر قرن نوزدهم تاکنون، شمار بسیار زیادی پاپیروس در اوکسیرینخوس کشف شده که برخی از آنها متون ادبی مهم یونانی هستند، اما نوآوری واقعی این کشف یافتن یک پاپیروس ادبی در بستر تدفین و آیینهای خاکسپاری است.»
اوکسیرینخوس؛ گنجینه پاپیروسهای باستانی
این کشف در گورستان البهنسا، محوطهای که با شهر باستانی اوکسیرینخوس منطبق است، انجام گرفت؛ شهری که در دوره یونانی-رومی یکی از مهمترین مراکز مصر محسوب میشد.
این محوطه در حدود ۱۹۰ کیلومتری جنوب قاهره و در نزدیکی شاخه بحر یوسف از رود نیل قرار دارد و بهدلیل حفظ هزاران پاپیروس باستانی از شهرت جهانی برخوردار است.
کاوشهای اخیر به کشف یک مجموعه تدفینی شامل سه اتاقک سنگآهکی انجامید که در آنها مومیاییهای دوره روم و تابوتهای چوبی تزیینشده قرار داشت.
به گفته پژوهشگران، بسیاری از آرامگاهها در گذشته غارت شدهاند و به همین دلیل، شماری از اشیای بهدستآمده در وضعیت نامناسبی به سر میبرند.
هیات باستانشناسی اوکسیرینخوس وابسته به دانشگاه بارسلونا از سال ۱۹۹۲ فعالیت خود را آغاز کرد و اکنون یکی از باسابقهترین پروژههای باستانشناسی اسپانیا در مصر به شمار میرود.
فرماندهی کل نیروهای مسلح اردن در بیانیهای اعلام کرد بامداد پنجشنبه ۲۵ تیر، ۸ موشک جمهوری اسلامی را سرنگون کرده است. این نهاد گفت این حملات هیچ گونه تلفات جانی یا خسارت مادی بر جای نگذاشت.
در این بیانیه آمده است که یگانهای مهندسی بقایای موشکهایی را که در چند نقطه سقوط کرده بود، بر اساس دستورالعملهای فنی و امنیتی جمعآوری کردند.
فرماندهی کل نیروهای مسلح اردن همچنین تاکید کرد نیروهای مسلح این کشور همچنان با بالاترین سطح آمادگی، حریم هوایی اردن را زیر نظر دارند و بر اساس قواعد درگیری مصوب، با هرگونه تهدید برخورد خواهند کرد.
حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، در یادداشتی نوشت که هر کشوری باید حق داشته باشد اگر تشخیص دهد شرایطی فوقالعاده منافع حیاتیاش را در ارتباط با پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای به خطر انداخته است، از این پیمان خارج شود.
شریعتمداری افزود با توجه به صحبتهای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و «بیعملی» آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ادامه حضور جمهوری اسلامی در معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای، انپیتی، «سادهاندیشی محض و برباد دادن منافع ملی و امنیت» کشور است.
یکی از ویژگیهای کمنظیر جمهوری اسلامی در سیاست خارجی، توانایی تبدیل کردن «مزیتهای نسبی» به نقاط ضعف راهبردی است.
بسیاری از دولتها میکوشند داراییهای ژئوپلیتیک، نظامی یا اقتصادی خود را به اهرمهایی برای افزایش قدرت چانهزنی و کاهش احتمال جنگ تبدیل کنند، اما جمهوری اسلامی بارها نشان داده است که بهدلیل نگاه ایدئولوژیک، محاسبات توهمآمیز و ناتوانی در درک تغییر موازنههای قدرت، همان مزیتها را به عواملی برای آغاز دور بعدی بحران و جنگ بدل میکند.
آنچه امروز بر سر تنگه هرمز جریان دارد، تازهترین نمونه از همین الگوی تکرارشونده است.
در کمتر از یک سال، جمهوری اسلامی سه بار همین چرخه را تکرار کرده است؛ نخست با برنامه هستهای، سپس با برنامه موشکی و اکنون با تنگه هرمز.
هر بار ابزاری که قرار بود برای حکومت عنصر بازدارندگی باشد، در عمل به مهمترین بهانه برای حمله و نقطه آسیبپذیری حکومت تبدیل شده است.
یکی از ویژگیهای کمنظیر جمهوری اسلامی در سیاست خارجی، توانایی تبدیل کردن «مزیتهای نسبی» به نقاط ضعف راهبردی است.
بسیاری از دولتها میکوشند داراییهای ژئوپلیتیک، نظامی یا اقتصادی خود را به اهرمهایی برای افزایش قدرت چانهزنی و کاهش احتمال جنگ تبدیل کنند، اما جمهوری اسلامی بارها نشان داده است که بهدلیل نگاه ایدئولوژیک، محاسبات توهمآمیز و ناتوانی در درک تغییر موازنههای قدرت، همان مزیتها را به عواملی برای آغاز دور بعدی بحران و جنگ بدل میکند.
آنچه امروز بر سر تنگه هرمز جریان دارد، تازهترین نمونه از همین الگوی تکرارشونده است.
در کمتر از یک سال، جمهوری اسلامی سه بار همین چرخه را تکرار کرده است؛ نخست با برنامه هستهای، سپس با برنامه موشکی و اکنون با تنگه هرمز.
هر بار ابزاری که قرار بود برای حکومت عنصر بازدارندگی باشد، در عمل به مهمترین بهانه برای حمله و نقطه آسیبپذیری حکومت تبدیل شده است.
نخستین حلقه این زنجیره، برنامه هستهای بود. سالها حکومت تصور میکرد غنیسازی اورانیوم و حفظ تاسیسات گسترده هستهای، مهمترین تضمین امنیت و بقای نظام است.
از نگاه رهبران جمهوری اسلامی، عقبنشینی در این حوزه به معنای آغاز فروپاشی بازدارندگی بود. به همین دلیل، حاضر نشدند حتی در برابر هزینههای سنگین اقتصادی و انزوای بینالمللی، درباره اصل غنیسازی یا حفظ زیرساختهای هستهای انعطاف نشان دهند.
اما همین ابزار «بازدارندگی» به مهمترین عامل آغاز جنگ ۱۲ روزه تبدیل شد. اسرائیل حمله خود را با هدف متوقف کردن برنامه هستهای آغاز کرد و ایالات متحده نیز با حمله به سه مرکز اصلی هستهای جمهوری اسلامی، این برنامه را برای مدتی از کار انداخت.
آنچه قرار بود سپر امنیتی حکومت باشد، در عمل به مهمترین هدف حملات نظامی تبدیل شد.
پس از پایان آن جنگ، جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسید که اگر توان موشکیاش نبود، شاید نظام ضربهای مرگبار دریافت میکرد. از همین رو، برنامه موشکی جای برنامه هستهای را بهعنوان مهمترین رکن «بازدارندگی» گرفت.
حکومت سرمایهگذاری بیشتری بر توسعه موشکها، پر کردن شهرهای زیرزمینی، صنایع تولید موشک و پهپاد و افزایش برد آنها انجام داد و در مذاکرات پس از جنگ نیز هرگونه بحث درباره برنامه موشکی را «خط قرمز» اعلام کرد.
اما این بار نیز همان خطای راهبردی تکرار شد. در حالی که جمهوری اسلامی برنامه موشکی را عامل بازدارندگی میدانست، طرف مقابل آن را به مهمترین تهدید امنیتی خود و منطقه تبدیل کرد.
نتیجه آن بود که با آغاز جنگ ۴۰ روزه، شهرهای موشکی، کارخانههای تولید موشک و پهپاد، انبارهای تسلیحاتی و زیرساختهای مرتبط به اهداف اصلی حملات تبدیل شدند.
آنچه قرار بود امنیت ایجاد کند، این بار خود به مهمترین نقطه آسیبپذیری جمهوری اسلامی بدل شد و موج تازهای از جنگ را به ایران تحمیل کرد.
با آسیب دیدن گسترده برنامه موشکی، حکومت به دنبال برگ برنده تازهای رفت؛ تنگه هرمز.
کنترل یکی از مهمترین آبراههای انرژی جهان سالها یکی از مزیتهای ژئوپلیتیک ایران محسوب میشد. این موقعیت میتوانست ابزاری برای افزایش وزن دیپلماتیک ایران در منطقه و جهان باشد.
اما جمهوری اسلامی، مطابق الگوی همیشگی خود، این ظرفیت را نه بهعنوان یک ابزار بازدارنده خاموش، بلکه بهعنوان وسیلهای برای تهدید، فشار و باجگیری سیاسی به کار گرفت.
در جریان جنگ ۴۰ روزه و هفتههای پس از آتشبس، تهدید و سپس بستن تنگه هرمز به مهمترین مولفه بازدارندگی جمهوری اسلامی تبدیل شد. تصور حاکمان این بود که وابستگی اقتصاد جهانی به این آبراه مانع از تکرار اقدام نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی خواهد شد.
اما همانگونه که پیشتر برنامه هستهای و سپس برنامه موشکی از عامل بازدارندگی به عامل جنگ تبدیل شدند، اکنون نیز کنترل تنگه هرمز به موضوع اصلی رویارویی نظامی و سیاسی با جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
به بیان دیگر، جمهوری اسلامی بار دیگر «مزیتی» را که میتوانست اهرم چانهزنی باشد، به هدفی برای مقابله بینالمللی تبدیل کرده است.
اگر این روند ادامه یابد، تنگه هرمز نیز همان سرنوشتی را پیدا خواهد کرد که برنامه هستهای و موشکی پیدا کردند؛ یعنی بهجای آنکه مانعی برای حمله نظامی باشد، خود به یکی از دلایل اصلی تشدید درگیری تبدیل شده است.
وجه مشترک هر سه پرونده نه لزوما فناوری هستهای است، نه موشک و نه موقعیت ژئوپلیتیک هرمز؛ بلکه شیوه تصمیمگیری جمهوری اسلامی است.
رهبران حکومت هر بار تصور میکنند که یک ابزار جدید میتواند نوعی مصونیت راهبردی برای نظام حاکم بر ایران ایجاد کند، اما بهجای استفاده مدبرانه از این ظرفیتها در قالب دیپلماسی و موازنه قدرت که وظیفه حکومتهای معقول برای تامین منافع ملتها است، آنها را به نمادهای ایدئولوژیک، خطوط قرمز غیرقابل مذاکره و ابزار تهدید تبدیل میکنند.
در نتیجه، همان ابزارها به اولویت امنیتی طرف مقابل بدل میشوند و دیر یا زود دستمایهای برای حملات نظامی قرار میگیرند.
این الگو نشان میدهد که مشکل اصلی نه در ماهیت این ابزارها، بلکه در نوع نگاه جمهوری اسلامی به سیاست خارجی است.
حکومتی که همچنان جهان را از دریچه یک تقابل ایدئولوژیک دائمی با غرب و منطقه میبیند و تحولات بنیادینی را که بهطور خاص پس از هفتم اکتبر در موازنههای امنیتی خاورمیانه رخ داده، نادیده میگیرد، به احتمال زیاد همین چرخه را بار دیگر تکرار خواهد کرد.
تجربه یک سال گذشته نشان میدهد هر آنچه جمهوری اسلامی «عامل بازدارندگی» نامیده، پس از مدتی به مهمترین عامل حمله علیه خود تبدیل شده است؛ نخست برنامه هستهای، سپس برنامه موشکی و اکنون تنگه هرمز.
تا زمانی که این نگاه ایدئولوژیک و حداکثرخواهانه بر تصمیمگیری راهبردی جمهوری اسلامی حاکم باشد، بعید است این چرخه معیوب متوقف شود.
در چنین شرایطی، حکومت نهتنها مزیتهای ژئوپلیتیک و نظامی خود را حفظ نخواهد کرد، بلکه هر بار یکی از مهمترین سرمایههای راهبردی سرزمین ایران را به پاشنه آشیل بعدی خود تبدیل خواهد کرد.