• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

از برنامه هسته‌ای تا تنگه هرمز؛ چگونه تهران «بازدارندگی» را به پاشنه آشیل تبدیل می‌کند؟

روزبه میرابراهیمی
روزبه میرابراهیمی

روزنامه‌نگار و پژوهشگر

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۵:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)

یکی از ویژگی‌های کم‌نظیر جمهوری اسلامی در سیاست خارجی، توانایی تبدیل کردن «مزیت‌های نسبی» به نقاط ضعف راهبردی است.

بسیاری از دولت‌ها می‌کوشند دارایی‌های ژئوپلیتیک، نظامی یا اقتصادی خود را به اهرم‌هایی برای افزایش قدرت چانه‌زنی و کاهش احتمال جنگ تبدیل کنند، اما جمهوری اسلامی بارها نشان داده است که به‌دلیل نگاه ایدئولوژیک، محاسبات توهم‌آمیز و ناتوانی در درک تغییر موازنه‌های قدرت، همان مزیت‌ها را به عواملی برای آغاز دور بعدی بحران و جنگ بدل می‌کند.

آنچه امروز بر سر تنگه هرمز جریان دارد، تازه‌ترین نمونه از همین الگوی تکرارشونده است.

در کمتر از یک سال، جمهوری اسلامی سه بار همین چرخه را تکرار کرده است؛ نخست با برنامه هسته‌ای، سپس با برنامه موشکی و اکنون با تنگه هرمز.

هر بار ابزاری که قرار بود برای حکومت عنصر بازدارندگی باشد، در عمل به مهم‌ترین بهانه برای حمله و نقطه آسیب‌پذیری حکومت تبدیل شده است.

نخستین حلقه این زنجیره، برنامه هسته‌ای بود. سال‌ها حکومت تصور می‌کرد غنی‌سازی اورانیوم و حفظ تاسیسات گسترده هسته‌ای، مهم‌ترین تضمین امنیت و بقای نظام است.

از نگاه رهبران جمهوری اسلامی، عقب‌نشینی در این حوزه به معنای آغاز فروپاشی بازدارندگی بود. به همین دلیل، حاضر نشدند حتی در برابر هزینه‌های سنگین اقتصادی و انزوای بین‌المللی، درباره اصل غنی‌سازی یا حفظ زیرساخت‌های هسته‌ای انعطاف نشان دهند.

اما همین ابزار «بازدارندگی» به مهم‌ترین عامل آغاز جنگ ۱۲ روزه تبدیل شد. اسرائیل حمله خود را با هدف متوقف کردن برنامه هسته‌ای آغاز کرد و ایالات متحده نیز با حمله به سه مرکز اصلی هسته‌ای جمهوری اسلامی، این برنامه را برای مدتی از کار انداخت.

آنچه قرار بود سپر امنیتی حکومت باشد، در عمل به مهم‌ترین هدف حملات نظامی تبدیل شد.

پس از پایان آن جنگ، جمهوری اسلامی به این جمع‌بندی رسید که اگر توان موشکی‌اش نبود، شاید نظام ضربه‌ای مرگبار دریافت می‌کرد. از همین رو، برنامه موشکی جای برنامه هسته‌ای را به‌عنوان مهم‌ترین رکن «بازدارندگی» گرفت.

حکومت سرمایه‌گذاری بیشتری بر توسعه موشک‌ها، پر کردن شهرهای زیرزمینی، صنایع تولید موشک و پهپاد و افزایش برد آنها انجام داد و در مذاکرات پس از جنگ نیز هرگونه بحث درباره برنامه موشکی را «خط قرمز» اعلام کرد.

اما این بار نیز همان خطای راهبردی تکرار شد. در حالی که جمهوری اسلامی برنامه موشکی را عامل بازدارندگی می‌دانست، طرف مقابل آن را به مهم‌ترین تهدید امنیتی خود و منطقه تبدیل کرد.

نتیجه آن بود که با آغاز جنگ ۴۰ روزه، شهرهای موشکی، کارخانه‌های تولید موشک و پهپاد، انبارهای تسلیحاتی و زیرساخت‌های مرتبط به اهداف اصلی حملات تبدیل شدند.

آنچه قرار بود امنیت ایجاد کند، این بار خود به مهم‌ترین نقطه آسیب‌پذیری جمهوری اسلامی بدل شد و موج تازه‌ای از جنگ را به ایران تحمیل کرد.

با آسیب دیدن گسترده برنامه موشکی، حکومت به دنبال برگ برنده تازه‌ای رفت؛ تنگه هرمز.

کنترل یکی از مهم‌ترین آبراه‌های انرژی جهان سال‌ها یکی از مزیت‌های ژئوپلیتیک ایران محسوب می‌شد. این موقعیت می‌توانست ابزاری برای افزایش وزن دیپلماتیک ایران در منطقه و جهان باشد.

اما جمهوری اسلامی، مطابق الگوی همیشگی خود، این ظرفیت را نه به‌عنوان یک ابزار بازدارنده خاموش، بلکه به‌عنوان وسیله‌ای برای تهدید، فشار و باج‌گیری سیاسی به کار گرفت.

در جریان جنگ ۴۰ روزه و هفته‌های پس از آتش‌بس، تهدید و سپس بستن تنگه هرمز به مهم‌ترین مولفه بازدارندگی جمهوری اسلامی تبدیل شد. تصور حاکمان این بود که وابستگی اقتصاد جهانی به این آبراه مانع از تکرار اقدام نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی خواهد شد.

اما همان‌گونه که پیش‌تر برنامه هسته‌ای و سپس برنامه موشکی از عامل بازدارندگی به عامل جنگ تبدیل شدند، اکنون نیز کنترل تنگه هرمز به موضوع اصلی رویارویی نظامی و سیاسی با جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

به بیان دیگر، جمهوری اسلامی بار دیگر «مزیتی» را که می‌توانست اهرم چانه‌زنی باشد، به هدفی برای مقابله بین‌المللی تبدیل کرده است.

اگر این روند ادامه یابد، تنگه هرمز نیز همان سرنوشتی را پیدا خواهد کرد که برنامه هسته‌ای و موشکی پیدا کردند؛ یعنی به‌جای آنکه مانعی برای حمله نظامی باشد، خود به یکی از دلایل اصلی تشدید درگیری تبدیل شده است.

وجه مشترک هر سه پرونده نه لزوما فناوری هسته‌ای است، نه موشک و نه موقعیت ژئوپلیتیک هرمز؛ بلکه شیوه تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی است.

رهبران حکومت هر بار تصور می‌کنند که یک ابزار جدید می‌تواند نوعی مصونیت راهبردی برای نظام حاکم بر ایران ایجاد کند، اما به‌جای استفاده مدبرانه از این ظرفیت‌ها در قالب دیپلماسی و موازنه قدرت که وظیفه حکومت‌های معقول برای تامین منافع ملت‌ها است، آنها را به نمادهای ایدئولوژیک، خطوط قرمز غیرقابل مذاکره و ابزار تهدید تبدیل می‌کنند.

در نتیجه، همان ابزارها به اولویت امنیتی طرف مقابل بدل می‌شوند و دیر یا زود دستمایه‌ای برای حملات نظامی قرار می‌گیرند.

این الگو نشان می‌دهد که مشکل اصلی نه در ماهیت این ابزارها، بلکه در نوع نگاه جمهوری اسلامی به سیاست خارجی است.

حکومتی که همچنان جهان را از دریچه یک تقابل ایدئولوژیک دائمی با غرب و منطقه می‌بیند و تحولات بنیادینی را که به‌طور خاص پس از هفتم اکتبر در موازنه‌های امنیتی خاورمیانه رخ داده، نادیده می‌گیرد، به احتمال زیاد همین چرخه را بار دیگر تکرار خواهد کرد.

تجربه یک سال گذشته نشان می‌دهد هر آنچه جمهوری اسلامی «عامل بازدارندگی» نامیده، پس از مدتی به مهم‌ترین عامل حمله علیه خود تبدیل شده است؛ نخست برنامه هسته‌ای، سپس برنامه موشکی و اکنون تنگه هرمز.

تا زمانی که این نگاه ایدئولوژیک و حداکثرخواهانه بر تصمیم‌گیری راهبردی جمهوری اسلامی حاکم باشد، بعید است این چرخه معیوب متوقف شود.

در چنین شرایطی، حکومت نه‌تنها مزیت‌های ژئوپلیتیک و نظامی خود را حفظ نخواهد کرد، بلکه هر بار یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های راهبردی سرزمین ایران را به پاشنه آشیل بعدی خود تبدیل خواهد کرد.

  • دبی برای دور زدن تنگه هرمز یک بندر جدید می‌سازد

    دبی برای دور زدن تنگه هرمز یک بندر جدید می‌سازد

  • گلف‌نیوز: چه کسی در تهران فرمان می‌دهد؟

    گلف‌نیوز: چه کسی در تهران فرمان می‌دهد؟

  • اورشلیم‌پست: زرادخانه موشکی جمهوری اسلامی عامل اصلی بی‌ثباتی منطقه است

    اورشلیم‌پست: زرادخانه موشکی جمهوری اسلامی عامل اصلی بی‌ثباتی منطقه است

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

دو ایرانی در فینال جام جهانی، اما نه به نمایندگی از جمهوری اسلامی
۱

دو ایرانی در فینال جام جهانی، اما نه به نمایندگی از جمهوری اسلامی

۲

نگرانی از داوری‌ها به سود آرژانتین؛ هواداران انگلیس از تکرار جنجال‌های VAR می‌ترسند

۳

علی دایی: ما موقعی جام جهانی را از دست دادیم که سردار آزمون را دعوت نکردیم

۴
تحلیل

واشینگتن‌پست: ترامپ ساکت بماند، تنگه هرمز را باز کند و صبر در پیش بگیرد

۵

آمریکا فشار بر «امپراتوری کشتی‌رانی» محمدحسین شمخانی را تشدید کرد

انتخاب سردبیر

  • درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

    درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

  • حذف شواهد یک قتل؛ شکافتن پیکر جمشید مومنی مقابل چشمان خانواده برای خارج کردن گلوله‌ها

    حذف شواهد یک قتل؛ شکافتن پیکر جمشید مومنی مقابل چشمان خانواده برای خارج کردن گلوله‌ها

  • از برنامه هسته‌ای تا تنگه هرمز؛ چگونه تهران «بازدارندگی» را به پاشنه آشیل تبدیل می‌کند؟
    تحلیل

    از برنامه هسته‌ای تا تنگه هرمز؛ چگونه تهران «بازدارندگی» را به پاشنه آشیل تبدیل می‌کند؟

  • مسئول نظارت بر قوانین تروریسم بریتانیا: قانون جدید برای مقابله با فعالیت‌های سپاه تصویب شد

    مسئول نظارت بر قوانین تروریسم بریتانیا: قانون جدید برای مقابله با فعالیت‌های سپاه تصویب شد

  • عارف خوشکار، از بازداشت‌شدگان جنبش «زن زندگی آزادی»، در زندان قزل‌حصار کرج اعدام شد

    عارف خوشکار، از بازداشت‌شدگان جنبش «زن زندگی آزادی»، در زندان قزل‌حصار کرج اعدام شد

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

وابستگی ایران به واردات بنزین؛ نقطه فشار محاصره دریایی بر اقتصاد ایران

۲۴ تیر ۱۴۰۵، ۲۰:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)

میعاد ملکی، رییس پیشین دفتر هدفگذاری تحریم‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا، گفت: «آثار محاصره دریایی آمریکا بر درآمدهای نفتی ایران به‌تدریج نمایان می‌شود، اما اقتصاد ایران در کوتاه‌مدت بیشترین فشار را در بخش واردات احساس خواهد کرد.»

او افزود: «واردات بنزین مهم‌ترین نقطه آسیب‌پذیر است، زیرا جمهوری اسلامی همچنان برای تامین نیاز داخلی به واردات بنزین وابسته است.»

کوچک‌نمایی حملات آمریکا در روایت رسمی جمهوری اسلامی

۲۴ تیر ۱۴۰۵، ۱۹:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی که حملات آمریکا به نقاط مختلف جنوب ایران ادامه دارد، حکومت همچنان از به رسمیت شناختن شرایط جنگی خودداری می‌کند؛ موضوعی که به گفته برخی ناظران، در لغو دیرهنگام امتحان‌های مدارس و تعطیل نشدن اداره‌ها در مناطق درگیر نیز دیده می‌شود.

حسین قاضیان، جامعه‌شناس، می‌گوید جمهوری اسلامی پس از آغاز درگیری‌ها تلاش کرده تصویری از خود به نمایش بگذارد که همچنان در آن دست بالا را دارد؛ تصویری که به گفته او، برای حامیان حکومت، مخالفان و افکار عمومی خارج از کشور اهمیت دارد.

محاصره دریایی ایران و نگرانی از اختلال در صادرات نفت خلیج فارس

۲۴ تیر ۱۴۰۵، ۱۷:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

محاصره دریایی ایران از ساعت ۱۱:۳۰ پنج‌شنبه‌شب به وقت ایران آغاز شد و سنتکام اعلام کرد در ۱۷ ساعت نخست، دو کشتی را وادار به تغییر مسیر کرده است. همزمان با افزایش حملات سپاه پاسداران به کشتی‌های تجاری و کشورهای منطقه، نگرانی‌ها درباره گسترش درگیری و التهاب در بازار انرژی افزایش یافته است.

جولین ماتونی‌یر، اقتصاددان بازارهای انرژی در موسسه انرژی اینتلیجنس، می‌گوید محاصره دریایی، برخلاف تحریم‌ها، یک اقدام فیزیکی است و اثرگذاری بسیار بیشتری بر بازار دارد. به گفته او، بسته شدن مسیرهای دریایی می‌تواند صادرات نفت از خلیج فارس را با اختلال جدی روبه‌رو کند.

گسترش دامنه حملات آمریکا به جمهوری اسلامی و احتمال حمله زمینی به جنوب ایران

۲۴ تیر ۱۴۰۵، ۱۷:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)

اکسیوس گزارش داد دونالد ترامپ در اتاق وضعیت کاخ سفید جلسه‌ای درباره گسترش عملیات نظامی علیه ایران برگزار کرد؛ عملیاتی که به نوشته این رسانه، دامنه‌ای فراتر از حملات کنونی در اطراف تنگه هرمز دارد. ترامپ همچنین در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز، به‌طور مبهم احتمال عملیات زمینی را مطرح کرد.

فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی، می‌گوید تامین امنیت کامل تنگه هرمز مستلزم کنترل جزایر و مناطق جنوبی ایران است و به همین دلیل، ترامپ به‌طور جدی گزینه استفاده از نیروی زمینی را بررسی می‌کند یا حتی ممکن است درباره آن تصمیم گرفته باشد.

مجتبی خامنه‌ای و جای خالی دیکتاتور

۲۴ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
مرتضی کاظمیان
100%

نظام ولایت فقیهی در ظاهر و با جانشینی مجتبی خامنه‌ای به جای پدرش کشته شده‌اش ادامه دارد، اما شکاف فاحش میان جمهوری اسلامی پس از کشته شدن علی خامنه‌ای با پیش از حذف او، با معرفی یک نام، پرشدنی و قابل ترمیم نیست.

صرف‌نظر از داوری درباره وضع جسمی و سلامت مجتبی خامنه‌ای، او برخلاف پدرش، فاقد تجربه حکمرانی است.

علی خامنه‌ای پیش از نشستن بر کرسی رهبری رژیم سیاسی، دو دوره ریاست قوه مجریه، آن هم در دوران جنگ با عراق را برعهده داشت.

علی خامنه‌ای نه فقط رهبری خود را به پشتوانه همراهی اکبر هاشمی رفسنجانی آغاز کرد، بلکه در حلقه‌ای از مناسبات قدیمی سیاسی و ایدئولوژیک و شبکه مقام‌های حکومتی قرار داشت.

او به‌ویژه پس از یک دهه، شبکه‌ای از ارتباطات و زیرمجموعه‌های معتمد امنیتی، سازمان داد که تابع اوامر و موید سوگیری‌ها و مجری ایده‌هایش بودند. شرایطی که مجتبی خامنه‌ای تا اطلاع ثانوی و به‌دلایل مختلف، به‌ویژه شرایط جنگی و امنیتی کشور، فاقد آن است.

مجتبی خامنه‌ای همچنین برخلاف پدرش از پیشینه و تصویری برآمده از سخنرانی‌های پرشور و پرشمار و جلوه‌گری در مراسم حکومتی و مناسبات قدرت، محروم است.

او همچنین ناچار است با واقعیتِ رقابت و بلکه نزاع باندهای قدرت در جمهوری اسلامی روبه‌رو شود. شرایطی که حتی مسعود پزشکیان به صراحت و پس از جنگ ۱۲ روزه به آن اذعان، و درباره درگیری جناح‌های شریک قدرت ابراز نگرانی کرده بود.

  • آیا شعارهای انتقام‌جویانه در تشییع جنازه خامنه‌ای صرفا یک نمایش سیاسی بود؟

    آیا شعارهای انتقام‌جویانه در تشییع جنازه خامنه‌ای صرفا یک نمایش سیاسی بود؟

صرف‌نظر از اینها، مجتبی خامنه‌ای میراث‌دار وضعی در ایران قلمداد می‌شود که جلوه بارز آن، شکاف بی‌سابقه جامعه و حکومت، و تشدید نارضایتی و خشم اکثریت مردم از رژیم سیاسی به‌ویژه پس از کشتار دی‌ماه است.

شرایط منحصر به فرد و امنیتی مجتبی خامنه‌ای در فضای ویژه پس از دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه که پدر او را هم در فهرست کشته‌شدگان قرار داد، نظارت، اشراف و مدیریت اوضاع را برای رهبر جدید جمهوری اسلامی دشوارتر هم خواهد کرد.

او تا اطلاع ثانوی در صدر فهرست اهداف ترور اسرائیل است.

تمام آنچه که ذکر شد، مستقل از تداوم بحران در مناسبات با آمریکا و نیز ابربحران اقتصادی است که متاثر از تحریم‌ها و فشار حداکثری دولت ترامپ، مدیریت شرایط اجتماعی و سیاسی در ایران را دشوارتر کرده است.

وضع بحرانی که گریبانگیر مجتبی خامنه‌ای شده، و با فقدان پدر دیکتاتورش گره خورده، شرایط کم‌سابقه و ای بسا بی‌سابقه‌ای برای اکثریت شهروندان ناراضی و نیز گذار از جمهوری اسلامی به دموکراسی فراهم کرده است.